نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Hosein(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۳۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۳۹ توسط Hosein(بحث | مشارکتها)
امام پس از جنگ جمل تصمیم گرفت نمایندهای نزد معاویه بفرستد و او را به اطاعت از خلیفهمسلمین فراخواند. جریر بن عبدالله بجلی که از هَمدان آمده بود آمادگی خود را برای رفتن بهسوی معاویه اعلام کرد. امام (ع) در نامهای برای او نوشت: "کسانی که با خلفای گذشته بیعت کردند با من نیز بیعت کردند، طلحه و زبیر نقض بیعت کردند و اگر تو هم در آنچه مسلمانان داخل شدهاند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید." در پایان بیان داشت که تو جزو طلقا هستی و شایستهخلافت نیستی[۶]. معاویه پس از کش و قوسهای فراوان جنگ را برگزید. جریر نیز به کوفه بازگشت. امام (ع) زمانی که تصمیم به نبردصفین گرفت، مهاجرین و انصار را فراخواند و به آنان فرمود که تصمیم گرفتهایم بهسوی دشمن خود و شما برویم، نظر خود را برای ما بگویید. گروهی در پاسخ برخاستند و اعلام آمادگی کردند[۷].
امام (ع) برای نبردصفین در نُخَیله اردو زد و از حارث اعور خواست مردم را به آنجا فراخواند و به یاران خود فرمود: "همراه من بهسوی دشمنتان حرکت کنید"[۱۰]. نیروهای بصره همراه با فرماندهانشان خود را به نخیله رساندند. وقتی امام به مدائن رسید، معقل بن قیس ریاحی را با سه هزار نیرو به منطقه موصل، از نصیبین تا رقّه فرستاد تا نیرو فراهم آورد. نامه ۱۲ نهج البلاغه در همین ارتباط است[۱۱].
سپاهکوفه به فرماندهیامام (ع) روز چهارشنبه پنجم شوال ۳۶ در نخیله متمرکز شد و امام برای سپاهیان خود سخنرانی کرد[۱۲]. امام هنگام ترک کوفه دعای سفر خواند[۱۳] و از مسئول انتظامی خود مالک بن حبیب خواست متأخران و عقبماندگان ر ابه سپاه ملحق سازد. نیروهای امام (ع) را ۹۰ هزار دانستهاند که ۹۰۰ تن از انصار و ۸۰۰ تن از مهاجران در میان آنان حضور داشتند. از هل بدر نیز ۷۰ نفر و به نقلی ۱۳۰ نفر در سپاه امام حضور داشتند. سپاهمعاویه را ۱۲۰ هزار نفر و به نقلی دیگر ۸۵ هزار نفر ذکر کردهاند. در سپاهمعاویه، تنها دو نفر از انصار، نعمان بن بشیر و مسلمة بن مخلد، حضور داشتند[۱۴].
امام (ع) زیاد بن نضر حارثی را با هشت هزار نفر و شریح بن هانی را با چهار هزار نفر، بهعنوان مقدمه سپاه خود از نخیله بهسوی شام فرستاد. امام توصیههای لازم را به آنان گفت[۱۵] و نیز در توصیه دیگری به نقل از نهج البلاغه نکاتی را به شریح بن هانی متذکر شد[۱۶]. آن دو در سور روم به اَعوَر سلمی، فرمانده پیشقراول سپاهمعاویه رسیدند و به امام خبر دادند. امام (ع) مالک اشتر را بهعنوان فرمانده پیشقراول سپاه خود تعیین و دستورهای لازم را برای او ابلاغ کرد و در نامهای که برای زیاد بن نضر حارثی و شریح فرستاد، اشتر را فرماندهسپاه معرفی کرد[۱۷]. درگیری بین مالک و ابواعور سلمی با حمله اعور به سپاه مالک آغاز شد[۱۸].
امیرالمؤمنین (ع) همراه با سپاه خود حرکت کرد. در مسیر بنا به پیشنهاد برخی یاران، نامهای به معاویه نوشت تا شاید مسئله بدون درگیری حل شود و خونمسلمانان نریزد. معاویه در پاسخ شعری فرستاد که جواب منفی به پیشنهاد امام (ع) بود. سرانجام دو سپاه در اوائل ذی الحجه در صفین مستقر شدند[۱۹].
فردای لیلة الهریر، سیزدهم ربیع الاول، حملات سپاه امام شدت بیشتری گرفت. مالک اشتر یورشی سخت را آغاز کرد و به نزدیک اردوگاه معاویه رسید. معاویه که احساس خطر کرد قرآنها را بر سر نیزه کرد و در میان یاران امام (ع) اختلاف ایجاد شد و قُرّاء[۳۱] گفتند: "او ما را به قرآن میخواند و باید بپذیریم." امام (ع) فرمود: "این حیله است"، اما آنان نپذیرفتند. امام (ع) به مالک اشترپیام داد که برگردد. او نزدیک خیمة معاویه بود با تأسف فراوان برگشت و نبرد به پایان رسید»[۳۲].