آیا علم معصوم (ع) به طور دفعی یا تدریجی به او داده میشود؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث علم معصوم است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم معصوم مراجعه شود.
«علوم آنان دفعی است گرچه معلوم میتواند تدریجی باشد. به این معنا علوم آنان همانند قرآن که به صورت دفعی و یکباره بر قلب پیامبر (ص) نازل شد و خداوند در این باره فرموده است: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ ﴾[۱]؛ زیرا در این آیه ﴿لِّكُلِّ شَيْءٍ﴾ به معنای همه چیز است که با تدریجی بودن سازگار نمیجباشد؛ به ویژه آن که روز مبعث که روز رسالت پیامبر اکرم (ص) است سورهای نازل شده که با ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴾[۲] آغاز شده است. سیاق آیات آن سوره به گونهای است که این سوره نخستین سورهای است که بر رسول خدا (ص) نازل شده است. از این سوره نیز بر میآید که نبوت پیش از رسالت بوده است؛ چنان که از آیات دیگر نیز بر میآید که قرآن به شکل دفعی و یکباره نازل شده است. این نزول دفعی در شب نوزدهم یا بیست و یکم و یا بیست و سوم ماه رمضان هما سال بوده است و خداوند در این باره میفرماید: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ﴾[۳]؛ و یا میفرماید: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴾[۴]. سپس در طول بیست و سه سال قرآن با توجه به تحقق تدریجی حوادث و رخدادها آن حضرت دوباره بر اساس نزول تدریجی ایات را بر وقایع و رخدادها تطبیق کرد، چنین حالتی نیز در علم و معلوم امام وجود دارد. پس علوم ایشان دفعی است هر چند که علم آنان به معلوم تدریجی میباشد. از روایاتی که درباره تعلیم رسول الله (ص) به امیرمؤمنان علی (ع) وارد شده میتوان دریافت که تعلیم ایشان همانند تعلیمی که در میان ما رایج است، تدریجی نبوده است، بلکه آن حضرت به شکل دفعی و یکباره همه علوم را به امیرمؤمنان علی (ع) به وراثت آموزش داده است. در آن روایات آمده است که رسول خداوند (ص) در بیماری پایان عمرش، امیرمؤمنان علی (ع) را فراخواند و در مدت کوتاه هزار حدیث و یا هزار باب و در از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید: «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»[۵][۶].
«از روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شبهای جمعه، و روایات عرض اعمال[۷] به دست نمیآید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول (ص) دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله (ص) به امیرالمؤمنین (ع) مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،[۸] چنان که تعلّم حضرت رسول (ص) نیز دفعی بوده است. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ ﴾[۹]. زیرا کلمه ﴿لِّكُلِّ شَيْءٍ ﴾ یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره "اقْرَأْ بِاسْمِ" که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سورهای است که بر رسول خدا (ص) نازل شده، نیز بر میآید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده میشود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ﴾[۱۰]»[۱۱].
آیتالله محمد جواد فاضل لنکرانی در بیاناتی با موضوع «تحلیل عاشورا بدون علم غیب تحلیل جامعی نیست» در اینباره گفته است:
«هر علمی که به ائمه (ع) در لیلة قدر اعطا میشود قبل از آن به پیامبر (ص) و ائمه (ع) قبلی اعطا میشود ولو اینکه زنده نباشند. این پاسخ درباره کسانی است که میگویند شما علم ائمه (ع) را روزافزودن میدانید ولی علم پیامبر (ص) را کمتر از آنان مطرح میکنیم و روایات نیز تأیید میکند که علم ائمه (ع) دائما رو به ازدیاد است و علمشان نیز منحصر به دنیا نیست بلکه این علم در آخرت نیز روزافزون است البته نمیتوان گفت که علم ائمه (ع) دفعتا از بدو تولد به ایشان داده شده است بلکه ازدیاد علمشان تدریجی بوده است همچنین ما به صورت مسلم از روایات میفهمیم که عصمت از بدو تولد مطرح است»[۱۲].
«نمیتوان همه علوم آنان را دفعی دانست؛ زیرا علمآموزی به شیوههایی مانند وحی، الهام، شهود، و عرضه اعمال، به طور طبیعی تدریجی بودن این علوم را میرساند. برگزیدگان خداوند از این شیوهها در طول حیات خود بهرهمند بودهاند؛ نه آنکه یک بار در عمر خود از همه این شیوهها استفاده کرده باشند. همچنین افزایشپذیری علوم آنان، بهصراحت دفعی بودن علوم را نفی، و تدریجی بودن آن را اثبات میکند. البته این بدان معنا نیست که هیچ دانشی از آنان به طور دفعی نازل نشده است. طبیعی است که بخشی از دانشهای آنان با قلمرو محدود یا گسترده، در زمانهای خاصی به آنان عطا شده است؛ مثلاً بنا بر ظاهر آیات، "علمالاسماء" به طور دفعی به حضرت آدم (ع) آموخته شد.[۱۳] هرچند این دانش حضوری، آن حضرت را از وحی تدریجی تفصیلی بینیاز نساخت. از ظاهر آیات قرآن میتوان دریافت که نزول وحی بر پیامبران تدریجی بوده است. اینگونه نبوده است که آنان یکباره همه معارف وحیانی را دریافت کنند و ارتباط وحیانی آنان با خداوند قطع شود. در داستانهای پیامبران در قرآن بهخوبی این نکته روشن است که در مقاطع مختلفی به آنان وحی شده است. در نزول تدریجی وحی بر پیامبر اکرم (ص) مطابق گزارشهای تاریخی و شواهد قرآنی، تردیدی نیست. مسلمانان نزول وحی را در مناسبهای مختلف میدیدند. از همین روی، برحسب نزول تمام یا بیشتر آیات یک سوره در مکه یا مدینه، سورههای قرآن به مکی و مدنی تقسیم شدهاند. یکی از بهانهجوییهای کفار، اعتراض به نزول تدریجی قرآن بود: ﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا﴾[۱۴]
در مقابل، برخی آیات از نزول قرآن در شب قدر خبر دادهاند: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[۱۵] برخی مفسران، ظاهر این آیات را نزول تمام قرآن در شب قدر دانسته و برای جمع بین آن و نزول تدریجی آیات، بیان کردهاند که قرآن افزون بر نزول تدریجی، در شب قدر نیز به طور کامل بر قلب آن حضرت نازل شده است. تفاوت تعابیر "انزال" و "تنزیل" که در برخی آیات درباره قرآن به کار رفته، یکی از شواهدی است که این مفسران بدان استناد کرده و انزال را نزول دفعی و تنزیل را نزول تدریجی دانستهاند؛ چنانکه در تفسیر برخی آیات، مانند ﴿وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ﴾[۱۶] وجود دو نزول دفعی و تدریجی را برداشت کردهاند. [۱۷] در مقابل، برخی نزول دفعی را نپذیرفته و توجیهاتی برای نزول قرآن در شب قدر بیان کردهاند. در نقلهایی آمده است که ابن عباس، سعید بن جبیر و حسن بصری معتقد بودند قرآن به طور کامل در شب قدر بر آسمان دنیا، و سپس در مدت ۲۳ سال بهتدریج بر پیامبر (ص) نازل شده است. [۱۸]
درمجموع میتوان گفت که نزول تدریجی قرآن امری تردیدناپذیر است و مسلمانان صدر اسلام نزول تدریجی آیات قرآن را در مناسبتها و شرایط مختلف تجربه کرده بودند؛ اما نزول دفعی بر قلب پیامبر، از دیدگاههای متأخر در میان مفسران است. البته نزول دفعی، مستند روایی نیز دارد. در برخی روایات منابع اهل سنت، از نزول کامل قرآن در شب قدر به آسمان دنیا سخن به میان آمده[۱۹] و در برخی روایات موجود در منابع شیعی، به جای آسمان دنیا، بیتالمعمور آمده است.[۲۰] به هر حال در صورت پذیرش نزول دفعی قرآن کریم، این مطلب باید با شواهد افزایشپذیری علوم نبوی جمع شود. مثلاً میتوان گفت: نزول دفعی، اجمالی بوده و تطبیق آن بر موارد، نیازمند نزول تدریجی و تفصیلی آن بوده است»[۲۱].
آقای دکتر علی کرباسیزاده و آقای محمد جعفر رضایی در مقاله «علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان» در اینباره گفتهاند:
«علم احاطی فعلی، مخصوص ذات باریتعالی است و علوم دیگران چه به واسطۀ اسباب ظاهری و چه به واسطۀ اسباب باطنی تدریجی و تعاقبی است. منظور وی از تعاقبی بودن این است که باید ابتدا علم به موضوعی خاص تعلق یابد و سپس با به وجودآمدن موضوعی جدید علم به آن حاصل شود. این در حالی است که علم خداوند محیط به جمیع اشیاء، ازلی و ابدی است به، گونهای که پرداختن به چیزی او را از دیگری باز نمیدارد و هیچ ذرهای در عالم از احاطه علم او بیرون نیست»[۲۲].
آقای دکتر اعلا تورانی و خانم زهرا خطیبی در مقاله «علم امام در آینه حکمت متعالیه» در اینباره گفتهاند:
«علم ائمه (ع) دفعی است، گرچه معلوم آن تدریجی باشد. بنابراین، روایاتی که افزایش علوم ائمه (ع) در شبهای جمعه در آن بیان شده و روایات عرضِ اعمال [۲۳] به معنای تدریجی بودن علوم ائمه (ع) نیستند. تعلیم رسول الله (ص) به امیرالمؤمنین (ع) مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است [۲۴] چنانکه تعلّم حضرت رسول نیز دفعی بوده است. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَیک الْکتَابَ تِبْیانًا لِّکلِّ شَیءٍ ﴾[۲۵]. و کلمه ﴿لِّکلِّ شَیءٍ﴾ یعنی همه چیز، و با تدریج سازگار نیست [۲۶]»[۲۷].
↑ملاحظه شود روایاتی که میفرماید: رسول خدا (ص) در بیماری پایان عمر گرانمایهاش، امیرالمؤمنین (ع) را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را میگشاید: "يَفْتَحُ كُلُ حَدِيثٍ أَلْفَ بَابٍ " بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.
↑و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.
↑ که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم؛ سوره دخان، آیه: ۳.
↑«و کافران گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نمیشود؟ این برای آن است که قلب تو را به وسیله آن محکم داریم؛ و (ازاینرو) آن را بهتدریج بر تو خواندیم»؛ فرقان، آیه ۳۲.
↑«ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم»؛ سوره قدر، آیه ۱.
↑«پس در (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود»؛ سوره طه، آیه ۱۱۴.
↑ر.ک: محمد بنحسن شیبانی، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، ج1، ص257؛ محمدبنجریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۸۴؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص ۳۱۱؛ نصر بن محمد بناحمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۲۲.
↑عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: نَزَلَ الْقُرْآنُ فِی رَمَضَانَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ فَکَانَ فِی السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَکَانَ إِذَا أَرَادَ اللهُ أَنْ یُحْدِثَ شَیْئاً نَزَّلَ فَکَانَ بَیْنَ أَوَّلِهِ وَآخِرِهِ عِشْرِینَ سَنَهً: احمد بن شعیب النسائی، السنن الکبری، ج۷، ص۲۴۷؛ همچنین ر.ک: همان، ج۱۹، ص۲۸۷؛ محمد بن عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۴۲، ۳۹۹، ۵۱۹ و ۵۷۸.
↑عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع): نَزَلَ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَی الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ثُمَّ نَزَلَ فِی طُولِ عِشْرِینَ سَنَه... . محمدبنیعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۶۶۱؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص ۳۹۰۳۹۱؛ عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۶۲۰؛ محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۶۲.