آیا مقام علم غیب به غیر معصوم (ع) داده میشود؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث علم غیب معصوم است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم غیب مراجعه شود.
عبارتهای دیگری از این پرسش
غیر معصوم (ع) علوم غیبی را از کجا میتواند بیاموزد؟
«رشید هجری از یاران باوفا و صمیمی حضرت امام علی (ع) بود به گونهای که حضرت او را لایق تعلیم علوم غیب دانسته، از بلاها و مرگها آگاه بود و او را رشید البلایا مینامیدند، به بعضی خبر میداد که چگونه میمیرد و یا چگونه کشته میشود، و همانطور که خبر داده بود واقع میشد»[۱].
قرآن خبر میدهد که جناب آصف، وزیر حضرت سلیمان (ع) به بخشی از «علم الکتاب»، آگاه بود. این دانش به او توانایی ویژهای داد که توانست در چشم برهم زدنی، تخت بزرگ بلقیس، ملکه سرزمین سبا را به نزد حضرت سلیمان (ع) بیاورد. در برخی روایات این مطلب بیان شده است که اسم اعظم هفتاد و سه حرف دارد. جناب آصف تنها یک حرف از این ۷۳ حرف را میدانست و به وسیله آن توانست که تخت بلقیس را در یک چشم برهم زدن جابجا کند. جناب آصف از پیامبران نبوده، بلکه وصی حضرت سلیمان (ع) بوده است. گویا او این دانش را از حضرت سلیمان (ع) فراگرفته بوده است. از آن جا که چنین دانشی از دسترس عموم مردم خارج است، علم به غیب به شمار میآید که خداوند در اختیار غیر پیامبران نیز گذارده است.
خداوند در آیهای دیگر میفرماید: ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ﴾[۶] ضمیر ﴿لّا يَمَسُّهُ﴾ اگر به مرجع نزدیکتر بازگردد، به کتاب مکنون اشاره دارد و اگر آن را به مرجع دورتر بازگردانیم، به قرآن کریم از آن جهت که در کتاب مکنون سرچشمه دارد، اشاره دارد. کتاب مکنون یا همان لوح محفوظ منبع و سرچشمه تمام علوم الهی است. بنابر تفسیر اول، عدهای از انسانها که از آنها با عنوان «مطهرون» یعنی پاکیزگان یاد شده است، به کتاب مکنون یا همان لوح محفوظ دسترسی دارند. با توجه به محتوای آیه، مقصود از پاکیزگی در این آیه، پاکیزگی معنوی و برخورداری از کمالات الهی است. به شهادت آیه تطهیر، اهل بیتپیامبر (ع)، از پاکان هستند: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴾[۷]. چنان که میدانیم، مقصود از اهل بیت (ع) در این آیه، پیامبر اکرم (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) میباشند که البته علوم آنان به سایر ائمه (ع) منتقل شده است. بنابراین از این آیات این گونه استنباط میشود که این بزرگواران به علومی ویژه از لوح محفوظ دسترسی داشتهاند که از علوم غیبی به شمار میآید و دیگران از آن محرومند. قابل توجه است که حتی اگر ضمیر ﴿لّا يَمَسُّهُ﴾ را به قرآن بازگردانیم، این آیه به علوم ظاهری قرآن اشاره ندارد، بلکه به علوم غیبی آن اشاره دارد که سرچشمه در لوح محفوظ داشته و غیر از عدهای خاص پاکیزگان به آن دسترسی ندارند»[۸].
حجت الاسلام و المسلمین دکتر اسدالله کرد فیروزجایی در مقاله «علم غیب از دیدگاه حکما و شریعت اسلامی» در اینباره گفتهاند:
«پایان یافتن پیامبری ملازم با قطع ارتباط انسان با عالم بالا نیست؛ به تعبیر دیگر میتوان تصور کرد افرادی به مقام نبوت نرسیدهأند اما با غیب در ارتباطند؛ چنان که قرآن شاهد است بر وجود افرادی که پیامبر نبودند ولی با عالم غیب ارتباط داشتند؛ از جمله میتوان به حضرت مریم (س) اشاره کرد که پیامبر نبود اما ملائکه با او سخن میگفتند: ﴿إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ﴾[۹]. و نیز قرآن درباره مادر حضرت موسی (ع) میفرماید: ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ﴾[۱۰] در بررسی روایات دیده میشود که اخبار فراوانی از اهل سنت و تشیع وجود دارند که همه گواه بر وجود علم غیب هستند؛ مرحوم ملا صدرا در تفسیر خود، حدیثی از پیامبر (ص) نقل میکند که پیامبر (ص) فرمود: "إنَّ لِلّهِ عباداً لَیسُُوا بأنبیاء یغبطُهُمُِ النُّبوُّةَ"[۱۱] اگر نیمنگاهی به نهجالبلاغه داشته باشیم به روشنی میتوان دریافت که به اعتقاد امام علی (ع) ارتباط با غیب یک امر مسلم است. امیرمؤمنان (ع) میفرماید: همانا خدای سبحان و بزرگ یاد خود را روشنیبخش دلها قرار داد تا گوش پس از ناشنوایی بشنود، چشم پس از کم نوری، بنگرد و انسان پس از دشمنی، رام گردد. خداوند که نعمتهای او گرانقدر است در دورانهای مختلف و در دوران فترت [تا آمدن پیامبری پس از پیامبر دیگر] بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه میکرد و در درون عقلشان با آنان سخن میگفته(...)[۱۲] آنچه از آیات و روایات و همچنین کلمات حکما میتوان برداشت نمود آن است که آگاهی از غیب برای بشر امری ممکن بلکه واقع شده است و جای هیچ شک و تردیدی نیست. نکته اساسی و قابل توجهی که به عنوان سخن آخر میتوان گفت آن است که باید توجه داشت علم غیب ذاتی از آن خدای متعال است و کسی را به آن مقام راهی نیست جز کسانی که خدا به آنان اذن داده باشد. بنابراین بدون رضایت خدا کسی نمیتواند با غیب ارتباط داشته باشد»[۱۳].
آقای محمد صادق عظیمی در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی» در اینباره گفته است:
«نه تنها اهل بیت و ائمه اطهار (ع)، زبان حیوانات را میفهمیدند بلکه برخی از اصحاب خاص آن بزرگواران نیز زبان حیوانات را میدانستند. جابر با یکی از دوستان خود از مسیری میگذشتند، به گله گوسفندی رسیدند که بزی در میان آنها خیلی سروصدا میکرد جابر به دوستش گفت: میدانی این بز چه میگوید؟ دوستش با تعجب پرسید، مگر اینها حرف میزنند؟ جابر گفت: بله این بز بچه خود را صدا میزند و میگوید: زودتر بیا و عقب نمان، سال گذشته هم برادرت از گله عقب ماند و گرفتار گرگ شد. دوست جابر سراغ چوپان رفت و پرسید، آیا سال گذشته گوسفندی از گله عقب مانده و گرفتار گرگ شده است؟ چوپان جواب داد: بله، این بز که سروصدا میکند بچه خود را صدا میزند و بچه دیگرش سال گذشته گرفتار گرگ شد»[۱۴].
↑ آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان به خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۴۵.
↑ آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است؛ سوره قصص، آیه: ۷.
↑ و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت: درود (بر شما)! دیری نپایید که (ابراهیم) گوسالهای بریان آورد؛ سوره هود، آیه: ۶۹.
↑ و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم؛ سوره هود، آیه: ۷۱.
↑ که این قرآنی ارجمند است، در نوشتهای فرو پوشیده، که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره هود، آیه: ۷۷ - ۷۹.
↑ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه: ۳۳.
↑آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران: آیه:۴۵
↑ و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده؛ سوره قصص، آیه:۷.
↑ برای خداوند بندگانی هستند که آنها پیامبر نیستند اما مقام پیامبری و نبوت به آنها غبطه میخورد؛ ملاصدرا، تفسیر ملا صدرا، ج:۷، ص۱۵۵