آیه فی بیوت اذن الله در تفسیر و علوم قرآنی
از جمله آیاتی که در اثبات افضلیت امیرالمؤمنین(ع) و به تبع آن، امامت آن حضرت پس از رسول خدا(ص) به آن استناد شده، آیات ۳۶ و ۳۷ سورۀ مبارکه نور است. از منظر مفسران، عنوان "بیوت" تنها به بیوت ظاهری یعنی مساجد و مشاهد مشرف اختصاص ندارد و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در برمیگیرد که ذوات قدسی حضرات معصومان(ع)از مصادیق بارز آن بیوت رفیع هستند. آنها همچنین مراد از غدو و آصال را ذکر و یاد خدا از جمله نمازهای اول وقت دانستهاند. از منظر مفسران امامیه، با توجه به روایات شأن نزول، این آیه بر افضلیت و امامات امام علی(ع) دلالت دارد.
متن آیه
﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ﴾[۱].
شرح و تفسیر آیه
نور ویژه الهی در خانههای بلند مرتبه
نور رحمت خاص الهی، در خانههای رفیع و بلند مرتبه جای دارد: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ﴾ که به اذن خدای سبحان رفعت مقام یافتهاند! این اذن میتواند جامع تکوین و تشریع باشد، اذن تکوینی بدین معناست که خدای سبحان تكويناً مسجد و حرم و حسینیه را رفعت مقام بخشیده و کسی نمیتواند عظمت این مکانهای مقدس را کم کند؛ یا از بین ببرد و اذن تشریعی به اقامه نماز و دادن زکات در هر خانهای هست: ﴿اقیموا الصَّلوةَ واتوا الزكوة﴾ اما اذن تكويني افزون بر اذن تشریعی برای مکانهای خاصی است.
مراد از خانههای بلند مرتبه، مراکز عبادی مانند مساجد، مشاهد مشرف و حسینیههاست که مؤمنان راستین در این مکانهای مقدس حضور مییابند و ذکر و تسبیح خدا میگویند؛ پس این خانهها همه مراکز عبادی را در بر میگیرند و به مسجد اختصاص ندارند از این رو خدا نام مسجد را در ردیف دیگر مراکز عبادی و مذهبی یاد میکند: ﴿وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا﴾ نور رحمت ویژه الهی، افزون بر مساجد، در مشاهد مشرف و حرم پیامبران(ع) و امامان معصوم(ع) نیز هدایتگر دلهاست و از الحاق خانههای پیامبران و امامان(ع)[۲] به مساجد بر میآید که نماز در حرم آنان ـ با اینکه به نوعی قبرستان است ـ نه تنها مکروه نیست، بلکه نظیر نماز در مسجد است و ثواب آن را دارد.
روشن است که رفعت بيوت الهی: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ﴾ از سنخ رفعت معنوی و عقلی است که در آیاتی مانند ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ﴾ آمده، نه رفعت مادی و حسّی که در آیاتی مانند ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ﴾ آمده است. البته بیت الله الحرام ـ که پرچم اسلام بلند و سرامد: «جعله - سبحانه وتعالى - للإسلام عَلَماً»[۳]، «الإسلام يعلو ولا يعلى علیه»[۴] و رمزی از برپا بودن آن است: «لا يزال الدين قائماً ما قامت الكعبة»[۵] واجد هر دو رفعت است و ساختن بنایی بالاتر از آن مکروه است: «ولا ينبغي لأحد أن يرفع بناءً فوق الكعبة»[۶] راز رفعت این خانهها انتساب آنها به خداست؛ مکانهایی که جایگاه تسبیح و عبادت پروردگارند و کسانی در آنها حضور مییابند که اهل لهو و لعب نیستند.
اهل ایمان هر صبح و شام در این مکانهای مقدس به ذکر خدا و تسبیح حق، مشغولاند: ﴿وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ﴾ تعبير ﴿بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ﴾ دو احتمال دارد:
- درباره عبادت خاص (نماز صبح و عصر) است.
- کنایه از دوام و استمرار است؛ یعنی همواره در این مکانها ذکر تسبیح خدا انجام میگیرد. ذکر کثیر، زمان خاص ندارد و هر چیزی اندازه ای دارد مگر یاد خدا.
چنانچه مراد از "غدو و آصال" دو وقت ویژه برای ذکر، دعا و تسبیح باشد، وقت سومی نیز در آیات دیگر مورد تأیید قرار گرفته و آن نیمه شب و سَحَر است[۷].
گفتنی است: اطلاق "بیت" بر کعبه و بر بیت معمور، از با سابقهترین اطلاقهاست در حالی که "بیتوته" در آنها مصداق نداشت.
واژه "اصیل" به معنای غروب است که در قرآن کریم گاهی در مقابل "غدو" آمده است: ﴿بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ﴾ و زمانی در برابر "بکره": ﴿بُكْرَةً وَأَصِيلا﴾ [۸]البته برخی "اصیل" را ما بين عصر و مغرب دانستهاند[۹].[۱۰]
صاحبان یا مهمانان خانههای بلند مرتبه
در خانههایی که خدا به آنها رفعت مقام بخشیده است، مردانی هستند که نه تنها آنان به بازیچه و بازیگری رو نمیآورند بازیچه و بازیگران نیز به سراغ ایشان نمیآیند بلکه هیچ بیع و تجارتی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات غافل نمیکند: ﴿رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ﴾. كلمه "رجال" از باب تغلیب است و به مردان اختصاص ندارد. اینان یا صاحبخانهاند یا مهمانهای صاحبخانه چون همواره با خدا در ارتباطاند و به ذکر و تسبیح حق مشغولاند. هیچگونه روابط اقتصادی و اجتماعی و پست و مقامهای دنیایی آنان را سرگرم نمیکند.
پیام وصف ﴿لّا تُلْهِيهِمْ﴾ از رهنمود آيه ﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾[۱۱] به مراتب بالاتر است چون در این آیه، میفرماید: مؤمنان از لهو و لعب (بازی و سرگرمی)، دوری میجویند؛ ولی بر پایه آیات مورد بحث بازی و بازیگران به این مردان دسترسی ندارند؛ ایشان نه تنها لاهی نیستند، مُلهی هم نمیتواند آنان را به خود سرگرم کند؛ با اینکه در متن جامعه زندگی میکنند اهل بازی نیستند و کسی را هم به بازی نمیگیرند و بازیگران نیز به سراغشان نمیآیند؛ آنان نورهایی هستند که قلبشان عرش خدای رحمان است «إنّ قلب المؤمن عرش الرحمان»[۱۲] و خدای رفیع الدرجات به ایشان رفعت درجه بخشیده و در جمال الهی غرقاند[۱۳].
تفاوت بيع و تجارت
"تجارت" که تصرف در سرمایه به قصد فایده است به حرفه و شغل گفته میشود - البته گاهی مقصود از "تجارت"، اشترا و خریدن است؛ مانند کلمه تجارت در عبارتِ ﴿وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا﴾[۱۴] چون در آن صحنه، مقصود همان اشترا و خرید کالا بود[۱۵]؛ ولی "بیع" که دادن کالا و گرفتن بهای آن است، ناظر به داد و ستد و معامله فعلی است. گاهی حرفه و تجارت، مانع انسان از یاد خدا میشود؛ مانند کاسب و تاجری که هنگام نماز در مغازهاش نشسته و بیهیچ اشتغال فعلیای که بتوان آن را عذر شرعی شمرد، در نماز جماعت شرکت نمیکند؛ زمانی بیع و داد و ستد فعلی، مانع یاد خداست؛ یعنی هنگام وزن کالا و اشتغال به درآمد از یاد خدا غافل میشود و کمفروشی یا گرانفروشی میکند، ربا میگیرد یا...... مؤمنان راستین نه تنها حرفهشان آنان را از نام و یاد خدا بازنمیدارد بلکه اشتغال فعلی و کسب درآمد آنی آنها نیز مانع یاد خدا نیست. آنان وقت نماز، بیع و تجارت را رها میکنند و به سوی مساجد میشتابند: ﴿رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ﴾.
﴿ذِكْرِ اللَّهِ﴾ عام است و همه عبادات و اعمال قربی را شامل میشود و جمله ﴿وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ﴾، ذكر خاص پس از عام و نشانه عظمت و اهمیت نماز و زکات است؛ در عین حال ذکر نماز و زکات برای تمثیل است؛ نه تعیین؛ پس ﴿ذِكْرِ اللَّهِ﴾، واجبات دیگر را نیز شامل میشود و هیچ کاری مردان الهی را از انجام دادن و اجباتِ دینی بازنمیدارد و غافل نمیکند.
علامه طباطبایی با بیان اینکه در عبارت یاد شده اقامه نماز به وظیفه عبودیت بنده در برابر خدا اشاره دارد و ایتاء زکات به وظیفه او در برابر خلق، از مقابله عبارت ﴿ذِكْرِ اللَّهِ﴾ با عبارت ﴿وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ﴾ با توجه به اینکه نماز و زکات به ویژه نماز ذکر الله هستند، چنین استفاده فرموده که مراد از ﴿ذِكْرِ اللَّهِ﴾، ذکر قلبی است و مراد از ﴿وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ﴾، ذکر عملی[۱۶].[۱۷]
مصداق "بیوت" در آیه
"بیت" در این گونه از روایات از سنخ بنای حجر و مدر نیست، بلکه ناظر به مکتب خاص و فضیلت محوری مخصوص است. بر پایه این گونه روایات عنوان "بیوت" در ﴿فِي بُيُوتٍ...﴾ تنها به بیوت ظاهری یعنی مساجد و مشاهد مشرف اختصاص ندارد و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در برمیگیرد و ذوات قدسی حضرات معصومان(ع)از مصادیق بارز آن بیوت رفیع هستند زیرا پایگاه راستین نور الهی و جایگاه اصلی یاد خدای سبحان، جان پاک مقربان است و روشن بودن مساجد ظاهری نیز در گرو حضور آن ذوات نورانی و پیروان راستین آنان در این مراکز دینی و عبادی است همانگونه که رفعت آن مراکز ظاهری دینی و عبادی از سنخ رفعت معنوی و عقلی است؛ نه رفعت مادی و حسّی.
ثعلبی از علمای اهل ست، از برخی نقل کرده که بیوت مذکور در آیه مورد بحث، چهار مسجدی هستند که غیر از پیامبران(ع) کسی آنها را بنا نکرده است. آن چهار مسجد عبارتاند از:
- کعبه: که ابراهیم خلیل و اسماعیل(ع) آن را بنا کردند؛
- بیت المقدس: که داوود و سليمان(ع) آن را ساختند؛
- مسجد مدینه (مسجد النبی): که پیامبر گرامی(ص) آن را بنا کرد؛
- مسجد قبا: که بر تقوا بنا نهاده شد و به دست پیامبر اکرم(ص) ساخته شد[۱۸].[۱۹]
احادیث مرتبط با آیه
روایات صحیح و معتبری در منابع فریقین در شأن نزول این آیه وارد شده که مصادیق "بیوت" و "رجال" در آیات مورد نظر را انبیا، ائمه هدی و به ویژه امیرالمؤمنین(ع) دانستهاند. از جمله مهمترین این احادیث، حدیث ذیل است: «عَن بُرَیدَهً قَالَ: قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ﴾ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَیُّ بُیُوتٍ هَذِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: بُیُوتُ الْأَنْبِیَاءِ. فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبَکْرٍ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا؟ وَ أَشَارَ إِلَی بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَة؛ قَالَ: نَعَمْ مِنْ أَفْضَلِهَا»؛ بریده گوید: «پیامبر اکرم(ص) این آیه: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ﴾ را خواند. مردی از جای خود بلند شد و پرسید: ای رسول خدا: منظور کدام خانهها است؟ حضرت فرمود: «خانههای انبیا. ابوبکر از جای خود بلند شد و در حالی که با دست به خانه علی و فاطمه(ع) اشاره میکرد، گفت: ای رسول خدا آیا این خانه از آنها است؟ حضرت فرمود: آری بلکه این خانه برترین آن خانههاست»[۲۰].[۲۱]
دلالت آیه
دلالت بر افضلیت امام علی(ع)
بر اساس روایاتی که در تفسیر آیه در منابع شیعه و اهل سنت آمده، افضلیت امام علی(ع) بر دیگران قابل اثبات است. به عنوان نمونه: ثعلبی به إسناد خود از انس بن مالک و بریده نقل میکند که گفتند: رسول خدا(ص)این آیه را قرائت فرمود. آنگاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این خانهها کدامند؟ پیامبر(ص)فرمودند: «خانههای انبیاء». ابوبکر برخاست و گفت: ای رسول خدا، این خانه از آن جمله است؟ (یعنی خانه علی و فاطمه(س)) پیامبر(ص)فرمود: «آری، از برترین آن خانههاست». و در آن خانهها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر افضلیّت آنها دلالت دارد. پس علی(ع) امام است والّا تقدیم مفضول بر فاصل لازم میآید»[۲۲].[۲۳]
بر همین اساس است که سید شرف الدین نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دانسته است. ایشان پس از طرح این آیه شریفه، در ذیل آن مینویسد: «و مردان تسبیح گو [یعنی ائمه(ع)] کسانی هستند که خدای تعالی [درباره آنان] فرمود: ﴿ي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ﴾ و خانههای ایشان همان خانههایی است که خدای عزّوجلّ نام آنخانهها را در قرآن بیان کرده و فرموده است: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ﴾»[۲۴].
ایشان در حاشیه این سخن میفرماید: «از تفسیر مجاهد و یعقوب بن سفیان، درباره سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا﴾ از ابن عباس نقل میکنند که گفت: همانا دحیه کلبی روز جمعه از شام به میره آمد و نزد سنگهای زیت، بار بر زمین نهاد، سپس به طبلها کوبید تا مردم متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و پیامبر را در حالی که بر منبر ایستاده بود و خطبه میخواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، فاطمه(ع)، سلمان، ابوذر و مقداد. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق خداوند روز جمعه به مسجد من نظر افکند و اگر اینان نبودند، مدینه بر اهلش آتش میافروخت و همچون قوم لوط سنگ بر آنها میبارید و خداوند درباره کسانی که با رسول خدا در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: ﴿يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ * رِجَالٌ لّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ﴾[۲۵].
دلالت بر امامت امام علی(ع)
پس از اثبات افضلیت آن حضرت، با استناد به قاعده عقلی لزوم تقدیم فاضل بر مفضول و قبح تقدیم مفضول بر فاضل، امامت امام علی(ع) بروشنی ثابت خواهد شد[۲۶]
منابع
پانویس
- ↑ «(این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیدهدمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی میستایند. مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمیدارد.» سوره نور، آیه ۳۶ ـ ۳۷.
- ↑ بر پایه روایات، کلمۀ «بیوت» در آیه مورد بحث ذوات نورانی حضرات معصومان{عم}} و بیت معنوی نبوت و ولایت و ایمان را نیز در بر می گیرد.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه۱.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه ج۴، ص۳۳۴.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۴، ص۲۷۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۴، ص۲۳۰. یکی از وجوه در نامگذاری بیت الله الحرام به «کعبه» میتواند برجسته بودن این بنا باشد چنانکه برجستگی پا را کعب میگویند. (ر.ک) ابن فارس، معجم مقاييس اللغه، ج۵، ص۱۸۶؛ ازهری، تهذيب اللغه، ج ۱، ص۲۱۱.
- ↑ ر.ک: سوره اسراء، آیه ۷۹؛ سوره مزمل، آیات ۲ - ۶.
- ↑ ر.ک: راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۸، «أ صل».
- ↑ ر.ک: مجمع البحرین، ج ۵، ص۳۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۱۷، «أص ل».
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۶۰، ص67 - 70.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۳.
- ↑ مجلسی،محمدباقر، بحار الانوار، ج ۵۵.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۶۰، ص69- 70.
- ↑ سوره جمعه، آیه۱۱.
- ↑ ر.ک: الكشف و البیان، ج۷، ص۱۰۹، به نقل از واقدی.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۵، ص۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۶۰، ص۷۳.
- ↑ الكشف و البیان، ج۷، ص۱۰۷.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۶۰، ص82.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۵.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۰، ص۲۶۲ .
- ↑ علامه حلی، منهاج الکرامة، ص۱۲۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.
- ↑ المراجعات، ص۹۳-۹۴.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.