آیه مباهله در معارف و سیره رضوی
آیه مباهله ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾ ۶۱ سورۀ آل عمران است که مربوط به داستان مباهلۀ پیامبر اسلام(ص) و همراه کردن اهل بیتشان با خود در برابر نصارای نجران است. بر اساس روایات اهل بیت(ع)، این آیه علاوه بر دلالت بر صدق دعوی نبوت و حقانیت پیامبر اکرم (ص)، بر افضلیت اهل بیت(ع) و به تبع، امامت آنها به ویژه امیرالمومنین (ع) که به عنوان نفس رسول خدا(ص) از او یاد شده، دلالت دارد. امام رضا (ع) این آیه را بالاترین فضیلت برای امیرمؤمنان (ع) در قرآن میدانند.
معناشناسی
مباهله در لغت به معنای ملاعنه، نفرین کردن شخص دروغگو و ظالم، ابتهال و تضرّع به درگاه خدا برای دفع بلا از خود یا نزول بلا بر ظالم است و این کار از گذشته بین عرب متداول بوده و میگفتند: لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِ مِنَّا[۱].[۲]
مباهله در اصطلاح به عملی گفته میشود که دو یا چند نفر مخالف در مسئلۀ مهم دینی یک جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند از او بخواهند باطل را رسوا و مجازات کند[۳]، همان کاری که پیامبر اسلام(ص) در برابر مسیحیان نجران کرد و این کار بیانگر تلاشهای فراوان رسول اکرم(ص) برای دعوت اهل کتاب به دین اسلام بوده است[۴]. به عبارت دیگر مباهله به این معنا است که کسانی بر سر مسئله مهم دینی با یکدیگر مجادله کنند و هیچ یک سخن طرف دیگر را نپذیرد. از این رو در جایی حضور یابند و با دعایی خاص و تضرع و زاری، از خداوند بخواهند که از میان آنها دروغگو را رسوا و مجازات کند[۵].[۶]
شأن نزول آیه
در روایات اسلامی آمده است مسیحیان نجران برای تحقیق درباره اسلام نمایندگانی را به مدینه فرستادند تا با پیامبر اسلام(ص) دیدار و گفتگو کنند. مسیحیان نزد حضرت آمده و پرسیدند: مردم را به چه دینی دعوت میکنی؟ فرمود: به شهادت دادن به اینکه جز الله معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه عیسی بندهای است مخلوق که میخورد و مینوشید و سخن میگفت. آنها پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و بنده بود، پدرش که بود؟
در اینجا به رسول خدا (ص) وحی شد که به ایشان بگو: شما درباره آدم چه میگویید؟ آیا بندهای مخلوق بود، میخورد و مینوشید و سخن میگفت و عمل زناشویی انجام میداد یا نه؟ رسول خدا (ص) که این سؤالات را از ایشان پرسید، آنها جواب دادند: بله؛ بندهای مخلوق بود و کارهایی که برشمردی را میکرد. پیامبر (ص) فرمود: اگر بنده و مخلوق بود پدرش که بود؟ مسیحیان مبهوت و مغلوب شدند و خدای تعالی این آیه را فرستاد: ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۷] اما مسیحیان همچنان بر ادعای باطل خود ماندند از این رو خدای متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ﴾[۸].
از این رو رسول خدا (ص) فرمود: پس با من مباهله کنید؛ اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب بودم لعنتش بر من نازل گردد. مسیحیان گفتند: با ما از در انصاف درآمدی و قرار گذاشتند همین کار را انجام دهند.
آنان وقتی به منزل خود بازگشتند با رؤسا و بزرگانشان مشورت کردند. رؤسای آنان گفتند: اگر پیامبر اسلام در روز مباهله با اصحاب و یاران سرشناس و شخصیتهای معروف مسلمانان آمد با او مباهله میکنیم، چون معلوم میشود در نبوت خود صادق نیست؛ ولی اگر با فرزندان و خانوادهاش بیاید با او مباهله نمیکنیم، چون هیچ کس علیه زن و فرزند خود اقدامی نمیکند، مگر آنکه ایمان و یقین داشته باشد که خطری در بین نیست؛ در این صورت او در دعوایش صادق است.
مسیحیان صبح روز بعد به سوی رسول خدا (ص) روانه شدند. آنها دیدند که رسول خدا (ص) و علی بن ابیطالب، فاطمه، حسن و حسین (ع) برای مباهله آمدهاند. مسیحیان پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ به آنها گفته شد: این مرد پسر عم و وصی و داماد او است و این زن دخترش فاطمه (س) است و این دو کودک فرزندان فاطمه، حسن و حسین (ع)، هستند.
نصارا وحشت کردند و به رسول خدا (ص) عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف بدار. رسول خدا (ص) با ایشان به شرط جزیه و شرایط ذمه مصالحه نمود و نصارا به دیار خود برگشتند[۹].
در روایتی چنین آمده که اسقف مسیحیان به آنها گفت: ای گروه نصارا من صورتهایی را مینگرم که اگر خدا بخواهد به خاطر آنها کوهی را از جا بر میکند! پس هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت روی زمین یک نصرانی هم باقی نخواهد ماند[۱۰].
این شأن نزول متواتر است و در بسیاری از منابع تفسیر و حدیثی فریقین - با تفاوتهای اندک و قریب به همین مضمون - نقل شده که طرق متعددی نیز دارد[۱۱].
مصداق شناسی آیه
مصداق ﴿أَبْنَاءَنَا﴾
براساس روایات و نظرات مفسران واژۀ ﴿ أَبْنَاءَنا﴾ در آیه به معنای پسران بوده و مصداق آن امام حسن و امام حسین (ع) است و به دلالت این آیه، فرزند دختری هر کس فرزند اوست و لذا پسران حضرت زهرا (س) پسران رسول خدا (ص) به شمار میآیند.
مصداق ﴿نِسَاءَنَا﴾ و ﴿أَنفُسَنَا﴾
طبق روایات، مصداق ﴿نِسَاءَنَا﴾ نیز حضرت زهرا (س) است و مراد از ﴿أَنفُسَنَا﴾ طبق نظر برخی دانشمندان اهل تسنن خود پیامبر (ص) نیست؛ چون دعوت کننده غیر از دعوت شونده است و هیچ کس خود را دعوت نمیکند طبق نظر شیعه ﴿أَنفُسَنَا﴾ کسی است که به منزلۀ جان پیامبر (ص) و کسی است که حضرت رسول (ص) به او فرمودند: « يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي »[۱۲]؛ «رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي»[۱۳]؛ «يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي»[۱۴].[۱۵]
دلالت آیه از منظر امام رضا(ع)
امام رضا(ع) در مواضعی با استناد به آیه مباهله، ضمن احتجاج با مخافان، به اثبات افضلیت اهل بیت{(ع) و به ویژه امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و برخی از فضایل دیگر اهل بیت(ع) را نیز از این آیه بیان کرده است.
حدیث اول: مباهله بزرگترین امتیاز امیرالمؤمنین(ع)
«قَالَ الشَّیْخُ الْمُفِیدُ فِی کِتَابِ الْفُصُول: قَالَ الْمَأْمُونُ یَوْماً لِلرِّضَا(ع): أَخْبِرْنِی بِأَکْبَرِ فَضِیلَهًٍْ لِامیرالمؤمنین(ع) یَدُلُّ عَلَیْهَا الْقُرْآنُ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(ع) فَضِیلَهًٌْ فِی الْمُبَاهَلَهًِْ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ﴾ فَدَعَا رسولالله(ص)، الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ(ع) فَکَانَا ابْنَیْهِ وَ دَعَا فَاطِمَهًَْ(س) فَکَانَتْ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا امیرالمؤمنین(ع) فَکَانَ نَفْسَهُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَی أَجَلَّ مِنْ رسولالله(ص) وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا یَکُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رسولالله(ص) بِحُکْمِ اللَّهِ تَعَالَی. قَالَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ: أَلَیْسَ قَدْ ذَکَرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأَبْنَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رسولالله(ص) ابْنَیْهِ خَاصَّهًًْ وَ ذَکَرَ النِّسَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رسولالله(ص) ابْنَتَهُ وَحْدَهَا فَأَلَّا جَازَ أَنْ یُذْکَرَ الدُّعَاءُ لِمَنْ هُوَ نَفْسُهُ وَ یَکُونَ الْمُرَادُ نَفْسَهُ فِی الْحَقِیقَهًِْ دُونَ غَیْرِهِ فَلَا یَکُونُ لِامیرالمؤمنین(ع) مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا(ع): لَیْسَ یَصِحُّ مَا ذَکَرْتَ یَا امیرالمؤمنین(ع) وَ ذَلِکَ أَنَّ الدَّاعِیَ إِنَّمَا یَکُونُ دَاعِیاً لِغَیْرِهِ کَمَا أَنَّ الْآمِرَ آمِرٌ لِغَیْرِهِ وَ لَا یَصِحُّ أَنْ یَکُونَ دَاعِیاً لِنَفْسِهِ فِی الْحَقِیقَهًِْ کَمَا لَا یَکُونُ آمِراً لَهَا فِی الْحَقِیقَهًِْ وَ إِذَا لَمْ یَدْعُ رسولالله(ص) رَجُلًا فِی الْمُبَاهَلَهًِْ إِلَّا امیرالمؤمنین(ع) فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَفْسُهُ الَّتِی عَنَاهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ جَعَلَ حُکْمَهُ ذَلِکَ فِی تَنْزِیلِهِ قَالَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَالُ»[۱۶].
روزی مأمون به امام رضا(ع) گفت: «بزرگترین امتیاز امیرالمؤمنین(ع) را که شاهدی از قرآن بر آن دلالت کند، برایم توضیح ده».
امام رضا(ع) «امتیاز مباهله که خداوند در قرآن میفرماید: ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ﴾ را بیان کرد. پیامبر اکرم(ص) برای مباهله امام حسن و امام حسین(ع) که فرزندانش بودند را و فاطمه زهرا(س) را آورد که در اینجا تعبیر زنانمان در آیه شده و امیرالمؤمنین(ع) را نیز آورد که او نفس پیامبر(ص) بهشمار میرفت؛ طبق آیه قرآن در نتیجه ثابت شد که احدی از جهانیان بافضیلتتر از پیامبر اکرم(ص) وجود نداشت در نتیجه احدی از جهانیان نیز بافضیلتتر از نفس پیامبر اکرم(ص) نیست».
مأمون گفت: «مگر در این آیه خداوند ابناء را به تلفظ جمع ذکر نکرده امّا پیامبر اکرم(ص) دو فرزندش را فقط آورد و نساء را نیز به لفظ جمع فرموده و پیامبر اکرم(ص) فقط فاطمه(س) را تنها آورد، چرا نمیتوان مدّعی شد که منظور از ﴿أَنْفُسَنا﴾؛ واقعاً نفس خود پیامبر اکرم(ص) باشد نه دیگری در نتیجه، فضیلتی که شما از آیه استفاده کردید برای امیرالمؤمنین(ع) ثابت نخواهد شد».
امام رضا(ع) فرمود: «این ادّعای تو صحیح نیست زیرا انسان، کسی غیر از خود را میخواند و صدا میزند نه خود را! چنانچه امر کننده به دیگری امر میکند نه به خود! و این صحیح نیست که واقعاً پیامبر(ص) خود را صدا زده باشد چنانچه نمیشود امر به خود کند»! وقتی پیامبر اکرم(ص) در مباهله مردی جز امیرالمؤمنین(ع) را شرکت نداد میفهمیم که نفس پیامبر(ص) در این آیه امیرالمؤمنین(ع) است و این امتیاز را در قرآن به او بخشید». مأمون گفت: «وقتی جواب آمد، سؤال از بین میرود».
حدیث دوم: گفتگوی امام رضا(ع) با مأمون در فضیلت مباهله
«حَضَرَ الرِّضَا(ع) مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ بِمَرْوَ وَ قَدِ اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسِهِ جَمَاعَهًٌْ مِنْ عُلَمَاءِ... فَقَالَ الْمَأْمُون: هَلْ فَضَّلَ اللَّهُ الْعِتْرَهًَْ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ؟ فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَانَ فَضْلَ الْعِتْرَهًِْ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ...﴾ قَالَتِ الْعُلَمَاءُ: فَأَخْبِرْنَا هَلْ فَسَّرَ اللَّهُ تَعَالَی الِاصْطِفَاءَ فِی الْکِتَابِ؟ فَقَالَ الرِّضَا(ع): فَسَّرَ الِاصْطِفَاءَ فِی الظَّاهِرِ سِوَی الْبَاطِنِ فِی اثْنَیْ عَشَرَ مَوْطِناً وَ مَوْضِعاً وَ أما الثَّالِثَهًُْ فَحِینَ مَیَّزَ اللَّهُ الطَّاهِرِینَ مِنْ خَلْقِهِ فَأَمَرَ نَبِیَّهُ(ص) بِالْمُبَاهَلَهًِْ بِهِمْ فِی آیَهًِْ الِابْتِهَالِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: یَا مُحَمَّدُ(ص) ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ و َأَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ﴾ فَأَبْرَزَ النَّبِیُّ(ص) عَلِیّاً(ع) وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ(ع) وَ فَاطِمَهًَْ(س) وَ قَرَنَ أَنْفُسَهُمْ بِنَفْسِهِ فَهَلْ تَدْرُونَ مَا مَعْنَی قَوْلِهِ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ قَالَتِ الْعُلَمَاءُ عَنَی بِهِ نَفْسَهُ فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ(ع) إِنَّمَا عَنَی بِهَا علیبنابیطالب(ع) وَ مِمَّا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُ النَّبِیِّ(ص) لَیَنْتَهِیَنَّ بَنُو وَلِیعَهًَْ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَیْهِمْ رَجُلًا کَنَفْسِی یَعْنِی علیبنابیطالب(ع) وَ عَنَی بِالْأَبْنَاءِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ(ع) وَ عَنَی بِالنِّسَاءِ فَاطِمَهًَْ(س) فَهَذِهِ خُصُوصِیَّهًٌْ لَا یَتَقَدَّمُهُمْ فِیهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لَا یَلْحَقُهُمْ فِیهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لَا یَسْبِقُهُمْ إِلَیْهِ خَلْقٌ إِذْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِیٍّ(ع) کَنَفْسِهِ فَهَذِهِ الثَّالِثَهًْ»[۱۷].
امام رضا(ع) در مرو وارد مجلس مأمون حاضر شد. در مجلس او جمعی از دانشمندان جمع بودند... مأمون گفت: «آیا عترت(ع) را بر دیگران فضلی است»؟
امام(ع) فرمود: «خدا فضل عترت(ع) را بر دیگران در کتاب محکمش آشکار ساخته است».
مأمون گفت: «در کجای قرآن آمده است»؟
امام رضا(ع) فرمود: خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. آنها فرزندان و [دودمانی] بودند که [از نظر پاکی و تقوا و فضیلت]، بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند.
علما گفتند: «آیا خداوند در قرآن اصطفاء و برگزیدن را تفسیر نموده است»؟
امام فرمود: «خداوند اصطفاء را در دوازده مورد از قرآن آشکارا تفسیر نموده غیر از آنچه در باطن قرآن است و امّا سوّم آنجا که خداوند شخصیّتهای پاک و طاهر را معیّن میفرماید به پیامبر در آیه مباهله دستور نیایش و ابتهال میدهد در این آیه ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ﴾، پیامبر اکرم(ص) برای مباهله؛ علی(ع) و حسن و حسین(ع) و فاطمه(س) را ابراز و نفس آنها را قرین نفس او قرار میدهد. میدانید معنی ﴿أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ﴾؛ چیست»؟
علما گفتند: «منظور نفس خود پیامبر(ص) است».
امام فرمود: «منظور از نفس پیامبر(ص)، علی بن ابیطالب(ع) است. از مطالبی که دلیل این مطلب است، فرمایش پیامبر(ص) است باید بنیولیعه از این کار خود دست بردارند وگرنه شخصی به سرکوبی آنها میفرستم که مانند نفس من است. منظور علی بن ابیطالب(ع) است و منظور از أَبْناءَ؛ در آیه، حسن و حسین(ع) است و مراد از زنان فاطمه(س). این امتیازی است که هیچکس به آنها نمیرسد و مقامی است که هیچکس را یارای رسیدن به آن نیست زیرا نفس علی(ع) را مانند نفس پیامبر(ص) قرار داده است[۱۸].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج١١، ص٧٢.
- ↑ ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۲۸؛ ابراهیمی، زینب، مباهله، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲، ص۲۶۱.
- ↑ حسن بن عبدالله ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۲۰.
- ↑ ر.ک: ابراهیمی، زینب، مباهله، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲، ص۲۶۱.
- ↑ مجمع البحرین، ۱/ ص ۲۵۸.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 50.
- ↑ «داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بیدرنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.
- ↑ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
- ↑ ر.ک: القمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۰۴؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۲۸ و ۲۲۹. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳-۵۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۳ – ۵۳؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن (تفسیر ابوالفتوح رازی)، ج۴، ص۳۶۰ - ۳۶۳.
- ↑ الآلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۰۱؛ البیضاوی تفسیر البیضاوی (انوارالتنزل و اسرارالتأویل)، ج۲، ص۴۷؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۶۲؛ سبط بن الجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴؛ الشبلنجی، نور الابصار (بهامشه اسعاف الراغبین فی سیدة المصطفی)، ص۱۲۲-۱۲۳؛ الزمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۶۲؛ تفسر البغوی (معالم التنزیل)، ج۲، ص۴۸؛ البغدادی، تفسیر الخازن، ج۱، ص۲۵۴؛ الخطیب الشربینی، تفسیر القرآن الکریم (السراج المنیر)، ج۱، ص۲۲۲؛ المراغی، تفسیر المراغی، ج۱، ص۵۱۷؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۳، ص۲۴۷.
- ↑ ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص ۳۱۴.
- ↑ صدوق، الامالی، ص۹۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۲۲.
- ↑ صدوق، الامالی، ص۸۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۴۹. .
- ↑ علل الشرایع، ج۲، ص۱۸۵؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۸؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۷؛ تسنیم، ج۱۴ ص۴۶۱.
- ↑ ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۸۴ ـ ۸۹.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۲، ص۶۰۰؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۵۰ و بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۵۷ و بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۸۸؛ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الفصول المختارهًْ، ص۳۸.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۲، ص۶۰۴، مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲۳، الأمالی، صدوق، ص۵۲۵؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۴۲۹؛ صدوق، عیون أخبارالرضا(ع)،ج۱، ص۲۳۱؛ طبری، عماد الدین، بشارة المصطفی، ص۲۲۹.
- ↑ کاظمی بنچناری، محمد، مقاله «آیه مباهله»، دانشنامه امام رضا ج۱، ص۲۶۳.