بحث:حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)

مقدمه

فاطمه، در لغت به معنای قطع کننده، جدا کننده و نگه‌دارنده است. در مورد وجه تسمیه حضرت فاطمه به این نام نکاتی گفته شده است، از جمله اینکه به واسطۀ ایشان شیعیان او از آتش جهنم جدا شده و دورند[۱].

حضرت فاطمه ، در سحرگاه روز جمعه، بیستم جمادی‌الثانی پنجم بعثت[۲] در مکه تولد یافت. از وی با عنوان برترین زنان جهان از آغاز خلقت تا پایان جهان یاد می‌شود[۳].[۴] پدرش، حضرت محمد(ص)، خاتم پیامبران و مادرش خدیجه، از زنان بزرگ مکه و از اشراف و تجار جزیرة‌العرب است که پس از ظهور اسلام، اول زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آورد و ثروتش را در راه گسترش اسلام در اختیار ایشان گذارد[۵]. حضرت فاطمه اسامی، القاب و کنیه‌های بی‌شماری دارند که هر کدام، توصیف‌کنندۀ ابعادی از شخصیت معنوی و مادی ایشان است، برخی از آنها عبارت‌اند از: بتول، حصان، حرّه، سیده، عذرا، زهرا، حوراء، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، مریم کبری، صدیقه کبری، نوریه، سماویه، حانیه، انسیه، منصوره، أم‌الحسن، أم‌الحسین، أم‌المحسن، ام‌الحسنین، أم الأئمه، أم‌أبیها، سیدة نساء العالمین و...[۶].[۷]

فتح مکه

فاطمه در ماه رمضان سال هشتم هجرت، شاهد بود که زادگاه خود، مکه مکرمه، از دست کسانی که پدرش را هشت سال پیش، از آن بیرون کردند، فتح شد[۸].[۹]

فاطمه و رحلت دو خواهر او

در سال هشتم هجرت[۱۰] خواهر بزرگ ایشان، زینب[۱۱] رحلت کرد و فاطمه به همراه زن‌های دیگر به سمت جنازه زینب حرکت کرد و بر آن نماز خواند[۱۲]. و در شعبان سال بعد نیز رحلت خواهر دیگرش روی داد[۱۳].[۱۴]

عبادت فاطمه

در احادیث شیعه آمده، هنگامی که فاطمه در محرابش به عبادت می‌ایستاد، خداوند به فرشتگان می‌فرمود: "ای فرشتگانم! به بنده‌ام فاطمه بنگرید که در برابر من ایستاده به حالتی که شانه‌هایش از ترس من لرزان است و با قلب خود به عبادت من روی آورده"[۱۵]. و وقتی او در محراب می‌ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام می‌فرستند و به همان سخنی که فرشتگان، با آن مریم را ندا دادند، ندا داده و می‌گویند: "فاطمه! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برتری داده است"[۱۶].[۱۷]

خشم و رضایت فاطمه، خشم و رضایت الهی

فاطمه نزد خداوند متعال منزلتی دارد که خشم او خشم خداوند و رضایت او رضایت خداوند است[۱۸].[۱۹]

فاطمه از دیدگاه رسول خدا(ص)

پیامبر(ص) در احادیث مختلفی درباره فاطمه فرمود: "دخترم فاطمه، سرور زنان عالمیان، از ابتدا تا انتها است. او پاره تن من و نور چشمم و میوه قلبم و روح من است. او حوری‌های انسانی است و هرگاه در محرابش در برابر پروردگار -جل جلاله- می‌ایستد برای فرشتگان آسمان نورافشانی می‌کند چنانکه ستارگان برای اهالی زمین نور افشانی می‌کنند[۲۰]. "هر که او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است"[۲۱]. "خداوند قلب و تمام اعضای دخترم فاطمه را پر از ایمان و یقین کرده است"[۲۲].

و بارها بر روی منبر فرموده بود: "فاطمه پاره تن من است هر که او را آزرده سازد مرا آزرده است [۲۳] و هر که او را زیارت کند، مرا زیارت کرده است"[۲۴].

و نیز درباره او فرمود: "فاطمه، اولین کسی است که به بهشت وارد خواهد شد"[۲۵].

بانویی، محبوب‌تر از او و مردی محبوب‌تر از همسر او در نزد آن حضرت نبود[۲۶]. هرگاه رسول خدا(ص) به سفر می‌رفت، آخرین کسی را که می‌دید فاطمه بود و چون برمی‌گشت، بعد از آنکه دو رکعت نماز در مسجد به جا می‌آورد[۲۷] اولین کسی را که به دیدارش می‌رفت فاطمه بود[۲۸] و فاطمه در این دیدار چشمان پدر را می‌بوسید[۲۹]. و نیز پیامبر به فاطمه چنین وعده داد: "یا فاطمه! هر که بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزیده و او را به من ملحق خواهد کرد در هر کجای بهشت که باشم"[۳۰]. هرگاه از نزد پدر می‌آمد، رسول خدا(ص) به احترام او برمی‌خاست و از او استقبال کرده و دستش را می‌بوسید و او را در کنار خود می‌نشاند. و هرگاه رسول خدایا(ص) به نزد فاطمه می‌آمد، فاطمه از او استقبال کرده و دست پدر را می‌بوسید و او را در جای مناسبی می‌نشاند[۳۱].[۳۲]

فاطمه از نگاه ائمه(ع)

امام صادق(ع) در توضیح آیه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ[۳۳] فرمود: "لیلة القدر فاطمه است؛ هر که حقیقت فاطمه را دریابد، شب قدر را (به طور کامل) درخواهد یافت و او فاطمه نامیده شد زیرا که خلائق از درک حقیقتش محروم‌اند"[۳۴]. و امام زمان(ع) نیز از مادر معصومه خود با تعبیر "الگوی نیکوی من" یاد کرده است[۳۵].[۳۶]

فاطمه زهرا

پیامبر(ص) از حضرت خدیجه دارای شش فرزند شد که آخرین آنها حضرت زهرا(س) بود، ولی داستان ولادت حضرت زهرا(س) از نخست، با سایر فرزندان پیامبر(ص) فرق داشت. از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده: پیامبر الله(ص) هنگامی که به آسمان به عروج کرد، از میوه‌ها و خرمای تازه و سیب بهشتی خورد و خداوند آن میوه را در صلب پیامبر(ص) به آب تبدیل نمود و پیامبر(ص) پس از معراج با خدیجه(س) ایشان همبستر شد و به این ترتیب نور فاطمه(س) در رحم خدیجه(س) قرار گرفت، از این رو به فاطمه(س) «انسیه حورا» گویند، یعنی در عین آنکه انسان روی زمین است از حوریان بهشتی نیز هست.

از نظر روانشناسی مسلم است که سه اصل در شکل‌گیری شخصیت انسان به خصوص در ده سال اول عمر، نقش اساسی دارد: ۱- وراثت ۲-تربیت ۳– محیط تکوین. وجود حضرت زهرا(س) از این سه اصل به طور کامل بهره‌مند بود، او ارزش‌ها را به طور وفور، از پدر و مادر به ارث برده، تحت تربیت و نظارت دقیق پیامبر(ص) بزرگ شده، و محیطی که او در آن می‌زیسته، سرشار از نور و صفا و عظمت انسانی بوده است. از این سه اصل، اصل دوم عامل مهم‌تر و فراگیرتر برای رشد و ترقی است، در رابطه با این اصل، پیامبر(ص) تا آخر عمر، به حضرت زهرا(س) توجه عمیق و جدی داشته است، به عنوان نمونه: «اسماء بنت عمیس» می‌گوید: در محضر حضرت زهرا(س) بودم، رسول خدا(ص) وارد شد، گردنبندی از طلا در گردن حضرت زهرا(س) دید که علی آن را از سهمیه خود از بیت المال خریده بود. فرمود: ای فاطمه مراقب باش که نگویند دختر محمد(ص) زیور طاغوتیان را در گردن نموده است. فاطمه همان دم آن گردنبند را از گردن بیرون آورد و فروخت و با پول آن برده‌ای خرید و آزاد کرد. پیامبر(ص) از این کار حضرت زهرا(س) شاد گردید. فاطمه(س) شاگرد ممتاز پیامبر بود و در گفتار، رفتار و حرکات شبیه‌ترین انسان‌ها به آن حضرت به شمار می‌آمد؛ چراکه فاطمه در پرتو تربیت و آموزش دقیق پیامبر(ص) رشد و نمو کرده بود[۳۷]. عایشه یکی از همسران پیامبر(ص) می‌گوید: ما رأيت احدا اشبه سمتا و دلا و هديا برسول الله في قيامها و قعودها من فاطمة بنت رسول الله(ص) قالت: وكانت اذا دخلت على النبي(ص) قام اليها فقبلها و اجلسها في مجلسه[۳۸].

هیچ کس را ندیدم در راه، روش، و هدایت شبیه‌تر از فاطمه(س) به رسول خدا(ص) باشد... و نیز مطابق نقل عامه از عایشه نقل شده که او درباره حضرت فاطمه زهرا(س) و امام علی(ع) می‌گوید: «مَا رَأَيْتُ رَجُلًا أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ مِنْ عَلِيٍّ وَ لَا امْرَأَةً أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنْ فَاطِمَةَ(س)»[۳۹] هیچ مرد و زنی را ندیدم که نزد پیامبر خدا(ص) از علی(ع) و فاطمه(س) دوست‌داشتنی‌تر باشد. پیامبر(ص) در شب عروسی حضرت زهرا(س) دست او را در دست علی(ع) نهاد و به علی(ع) فرمود: «بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ، يَا عَلِيُّ، نِعْمَ الزَّوْجَةُ فَاطِمَةُ». ای علی(ع)! دختر رسول خدا(ص) بر تو مبارک باد، فاطمه، همسر نیکویی است. سپس رو به فاطمه(س) کرد و فرمود: «نِعْمَ الْبَعْلُ عَلِيٌّ» علی(ع) نیکو شوهری است. پیامبر(ص) هنگام بدرقه این دو همسر خوشبخت به خانه زفاف چنین دعا کرد: «اللَّهُمَّ هَذِهِ ابْنَتِي وَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَيَّ، اللَّهُمَّ وَ هَذَا أَخِي وَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَيَّ»؛ «خدایا! این دختر من است که محبوب‌ترین خلق در نزد من است، و این برادر من است که محبوب‌ترین خلق خدا به سوی من می‌باشد». از حضرت فاطمه(س) پرسید: شوهرت را چگونه یافتی؟ فاطمه(س) در پاسخ عرض کرد: «خَيْرَ بَعْلٍ‌»؛ «علی(ع) را بهترین شوهر یافتم». آنگاه پیامبر(ص) چنین دعا کرد: خدایا! پراکندگی این دو را جمع کن، و قلب‌های این دو را پیوند ده. و فرزندان آنان را از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده، فرزندان پاک و پاکیزه و مبارک به آنان عطا کن و آن فرزندان را امامان راهنما که مردم را به سوی اطاعت و خشنودی تو فراخوانند قرار ده.

در روایت دیگر آمده است: پیامبر فردای شب عروسی، کاسه‌ای پر از شیر نزد علی(ع) و فاطمه(س) آورد و به فاطمه فرمود: «اشْرَبِي فِدَاكِ أَبُوكِ‌»؛ «پدرت به فدایت، بنوش» و به علی(ع) فرمود: «اشْرَبْ فِدَاكَ ابْنُ عَمِّكَ‌»؛ «پسر عمویت به فدایت، بنوش». شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س)؛ حضرت زهرا پس از رحلت پدر بزرگوارش، سختی‌ها و مصیبت‌های بسیاری را دید و آزارهای جسمی و روحی، او را رنجور و بیمار و بستری ساخت. خانه فاطمه(س) پایگاه کسانی بود که مخالف خلافت غاصبانه و وفادار به توصیه‌های پیامبر درباره امامت بودند. در پی ظلمی که به اهل بیت و حضرت علی(ع) کردند و آن حضرت را از حق مسلم خویش (خلافت) محروم ساختند و به دنبال ستمی که بر شخص حضرت فاطمه(س) وارد کردند و با هجوم به خانه‌اش به او آسیب رساندند و فدک را از او غصب کردند، پیوسته در فراق پدر می‌سوخت و بر مظلومیت شوهر و غربت اسلام و تنهایی خویش می‌گریست و گریه او سلاحی برای مبارزه سرد با غاصبان و ظالمان بود و اشک‌های او افشاگر ظلم‌هایی بود که بر خاندان پیامبر، به‌ویژه تنها دختر رسول خدا(ص) که سرور زنان عالم بود، محسوب می‌شد. این دوران تلخ ۷۵ روز و به نقلی ۹۵ روز طول کشید و سرانجام این بانوی بزرگ در بستر بیماری افتاد، رفته رفته ضعیف‌تر و مظلومانه به شهادت رسید. شهادت او در ۱۳ جمادی الاولی یا ۳ جمادی الثانیه از سال یازدهم هجرت بود. او هنگام شهادت هیجده ساله بود. طبق وصیت وی، او را شبانه و مخفیانه غسل دادند و به خاک سپردند. محل دفن او دقیقاً معلوم نیست. پنهانی قبر حضرتش علاوه بر نشانه مظلومیتی مضاعف برای وی، شاهدی دیگر بر ظلم و ستم دیگران بر او بود و با این وصیت می‌خواست نارضایتی خود را از دست آنان آشکار سازد تا نتوانند حتی از جسم مجروح و شهادت مظلومانه و قبر مطهرش هم سوءاستفاده کنند.

  1. از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند به پیامبرش فرمود: «لولاك لما خلقت الافلاك و لو لا علي لما خلقتك و لو لا فاطمة لما خلقتكما»[۴۰]. «اگر تو نبودی موجودات را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه(س) نبود، شما دو نفر (پیامبر و علی) را نمی‌آفریدم».
  2. حضرت رضا‌(ع) از پدران خود از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند: «إِنِّي سَمَّيْتُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّارِ»[۴۱]. من از این رو دخترم را فاطمه نامیدم که خداوند فاطمه(س) و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور سازد.[۴۲].

پانویس

  1. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ص ۶۰۲-۶۰۴.
  2. شیخ کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۱۷۵؛ ابوالحسن مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۸۹؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۹۳؛ حسین بن حمدان خصیبی، الهدایة الکبری، ص۱۷۵.
  3. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار، ج۳۷، ص۶۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۹۵.
  4. (تاریخ‌های غیر مشهور دیگری که سال تولد را به چند سال قبل از پنجم بعثت و حتی پیش از بعثت می‌رساند نیز آمده است شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۹۳؛ ابن حجر عسقلانی، الإصابه فی معرفة الصحابة، ج۸، ص۲۶۳.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۲۴؛ این هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۸۷ و ۲۴۰.
  6. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۰۳؛ محمد بن جریر طبری، دلائل الإمامة، ص۱۰.
  7. ر.ک: شریعت‌جو، منیره، حضرت فاطمه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ص:۳۱۴-۳۱۵.
  8. الجوهرة فی نسب النبی و أصحابه العشره، بالبری، ج۱، ص۲۱۳؛ عمدة القاری، عینی، ج۲، ص۱۴۱ و ج۳، ص۲۳۴.
  9. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۸.
  10. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۴؛ العبر فی خبر من غبر، ذهبی، ج۱، ص۱۰؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۴، ص۴۸.
  11. جوامع السیرة، ابن حزم اندلسی، ج۱، ص۳۹؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۷۰۱؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۷، ص۱۴۴.
  12. الاستبصار، شیخ طوسی، ج۱، ص۴۸۵؛ تهذیب الاحکام، همو، ج۳، ص۳۳۳؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، ج۱، ص۹۶.
  13. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۲، ص۱۶۱؛ العبر فی خبر من غبر، ابن عثمان ذهبی، ج۱، ص۱۰؛ السیرة النبویه، ابن کثیر، ج۴، ص۷۴.
  14. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۸-۲۶۹.
  15. الامالی، شیخ صدوق، ص۹؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۱۷.
  16. الامالی، شیخ صدوق، ص۵۷۵؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۱۴۹؛ بشارة المصطفی، طبری، ص۲۷۴؛ مناقب آل ابی طالب، ابن‌شهرآشوب، ج۳، ص۱۳۴.
  17. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۴.
  18. الامالی، شیخ صدوق، ص۴۶۷؛ الامالی، شیخ طوسی، ص۴۲۷؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص۱۴۹. منابع اهل سنت که این حدیث در آنها آمده: الاحاد و المثانی، شیبانی، ج۵، ص۳۶۳؛ الذریة الطاهرة النبویه، دولابی، ج۱، ص۱۲۰؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج۱، ص۱۰۸ و ج۲۲، ص۴۰۱؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۶۷، ح۴۷۳۰؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۹، ص۲۰۳.
  19. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۵.
  20. الامالی، شیخ صدوق، ص۱۷۵؛ الفضائل، شاذان بن جبرئیل قمی، ص۹؛ المحتضر، حسن بن سلیمان حلی، ص۱۹۷.
  21. الکتاب المصنف، أبی شیبه کوفی، ج۶، ص۳۸۸؛ صحیح البخاری، بخاری، ج۳، ص۱۳۶۱ و ۱۳۷۴؛ السنن الکبری، نسائی، ج۵، ص۹۷.
  22. دلائل الامامه، طبری، ص۱۳۹؛ الثاقب فی المناقب، ابن حمزه طوسی، ص۲۹۱؛ الخرائج و الجرائح، راوندی، ج۲، ص۵۳۱؛ مناقب آل أبی طالب، ابن‌شهرآشوب، ج۳، ص۱۱۶.
  23. تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۱۹۶؛ شرح الاخبار، قاضی نعمان مغربی، ج۳، ص۳۰؛ علل الشرائع، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۸۷؛ من لا یحضره الفقیه، همو، ج۱، ص۱۸۷ و ج۴، ص۱۲۵؛ منابع اهل سنت که در آنها این روایت آمده: المعجم الکبیر، طبرانی، ج۲۲، ص۴۰۴؛ معرفة الصحابه، ابی نعیم اصفهانی، ج۶، ص۳۱۸۸.
  24. بشارة المصطفی، طبری، ص۲۲۰؛ بحارالانوار، علامه ملجسی، ج۴۳، ص۵۸.
  25. مناقب آل ابی طالب، ابن‌شهرآشوب، ج۳، ص۱۱۰؛ التدوین فی أخبار قزوین، قزوینی، ج۱، ص۴۵۷؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج۴، ص۳۵۱؛ لسان المیزان، ابن حجر، ج۴، ص۱۶؛ الخصائص الکبری، سیوطی، ج۲، ص۳۹۰.
  26. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۶۷.
  27. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۱، ص۶۶۴.
  28. مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۵، ص۲۷۵؛ الاحاد و المثانی، ابن ضحاک، ج۵، ص۳۵۹؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۶۹ و ج۱، ص۶۶۴.
  29. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۱، ص۶۶۴.
  30. کشف الغمه، ابی الفتح اربلی، ج۲، ص۱۰۰؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۹۷، ص۱۹۴.
  31. سنن أبی داود، ابن اشعث سجستانی، ج۴، ص۱۳۷۰؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۷۴؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۷۴؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۴۶.
  32. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۵-۲۶۶.
  33. «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.
  34. تفسیر فرات الکوفی؛ فرات بن ابراهیم کوفی، ص۵۸۱؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۶۵.
  35. الغیبه، شیخ طوسی، ص۲۸۶؛ الاحتجاج، طبرسی، ج۲، ص۲۷۹؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۳، ص۱۸۰.
  36. کرمانی کجور، محمد، مقاله «حضرت فاطمه دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۶-۲۶۷.
  37. چهارده معصوم، جواد محدثی، ص۲۲.
  38. بحار الانوار، ج۳۷، ص۷۱؛ مرآه العقول، ج۵، ص۳۲۴.
  39. اعلام الوری باعلام الهدی، مرحوم طبرسی، ص۱۵۶.
  40. خصائص الفاطمیه، به نقل از مستدرک السفینه، ج۳، ص۳۳۵.
  41. اعلام الوری، ص۱۵۵.
  42. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۷۱۸.
بازگشت به صفحهٔ «حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)».