تاریخ‌نگاری سیره اهل بیت

مقدمه

آثاری را که بتوان با عنوان تاریخ‌نگاری برای دوازده امام یا به عبارتی شرح حال امامان(ع) نامید از اواسط قرن سوم به بعد تألیف شده است. عنوان «تاریخ» یعنی بیان سال ولادت و وفات، چنان‌که در علم رجال و به تدریج تراجم به کار می‌رفت، برای برخی از آثاری که درباره شرح حال کوتاه امامان(ع) در چهارچوب بیان تاریخ ولادت و وفات تألیف شده، به کار رفته است. آثاری با عناوینی چون تاریخ اهل البیت، یا تاریخ الموالید یا تاریخ الائمه در دست بوده یا هست که ویژه بیان سال ولادت و وفات امامان(ع) به نقل از امامان بعدی یا برخی از منابع شیعی بوده است. از جمله این آثار کتاب تاریخ اهل البیت (یا تاریخ آل الرسول یا تواریخ الائمه) از نصر بن علی جهضمی (م ۲۵۰) است که به کوشش استاد جلالی منتشر شده است (قم، دلیل ما، ١۴٢۶ق). برخی از این قبیل آثار به این شرح است: اخبار الائمة و موالیدهم از جعفر بن محمد بن مالک بن عیسی سابور (نجاشی: ۱۲۲)، تاریخ الائمه از اسماعیل بن علی بن رزین خزاعی (برادرزاده دعبل)، تاریخ الائمه از شیخ محمد بن احمد بن محمد ابن ابی الثلج بغدادی (م ۳۲۵)، (نجاشی: ۳۸۱)، تاریخ الائمه از صالح بن محمد صرامی (نجاشی، ۱۹۹، فهرست طوسی: ٣۶) أنساب الائمة وموالیدهم الی صاحب الامر(ع)، از حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین ناصر کبیر (م ٣٠۴)، أسماء النبی و الائمه(ع)، حسین بن حمدان خصیبی جنبلائی (م ٣۵٨)، الانوار فی تواریخ الائمه، ابن نوبخت (معالم العلماء: ۸۹)، تاریخ الائمه از شیخ عبدالله بن احمد بن خشاب نحوی (م ۵۶٧) (این اثر با عنوان تاریخ الائمه و وفیاتهم به کوشش ثامر کاظم الخفاجی در قم ۱۳۸۹ ق منتشر شده است)[۱] (ذریعه: ۳/ ۳۱۷ و چاپ شده در مجموعه نفیسهتاریخ موالید الائمة و أعمارهمتاریخ موالید الائمة و أعمارهم از محمد بن حسن بن جمهور عمی بصری (معالم العلماء: ١٠۴)، الصفاء فی تاریخ الائمه از احمد بن ابراهیم ابی رافع انصاری (نجاشی: ٨۴، معالم: ۱۹ با عنوان الضیاء فی تاریخ الائمه)، منتخب الانوار فی تاریخ الائمة الاطهار(ع)، از ابن همام اسکافی (ذریعه: ۲/ ٣۴٧)، موالید الائمه از محمد بن عبدالله بن مملک اصفهانی (نجاشی: ۳۸۱)، الموالید، از ابن شهرآشوب (ذریعه: ۲۳ / ۲۳۳)، موالید الائمه و اعمارهم از احمد بن محمد بن احمد بن طلحه عاصمی (نجاشی، ۹۳) تعریف احوال سادة الانام النبی و الاثناعشر امام، از راشد بن ابراهیم بحرانی (قرن هفتم) زهرة المهج و تواریخ الحجج که ابن طاووس مطلبی از آن در فلاح السائل نقل کرده است[۲]. سیر الانبیاء و الائمه از شمس الاسلام حسن بن حسین بن بابویه قمی ساکن ری، الانوار فی تاریخ الائمة الابرار، از شیخ ابوالحسن علی بن هبةالله بن عثمان بن احمد موصلی (منتجب الدین، ص۴۷، ۷۶). تاج الموالید از فضل بن حسن طبرسی (م ۵۴٨) هم به صورت مستقل (بیروت، دارالقاری)، چاپ شده است.

کتاب التواریخ فی اسرار الائمة آل العباء و سلالات المرتضی از ابوالفضل محمد بن ابی المکارم علوی حسینی هم به شماره ۲۷۳ در کتابخانه مجلس سنا نگهداری می‌شود. روش مزبور در نگارش موالید الائمه در قرون بعد هم ادامه یافت. نمونه‌ای از آن کتابی با همین نام از حیدر بن علاءالدین حسن الحسینی السبزواری است که در مجموعه شماره ۸۹۰۰ در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. بهترین نمونه برجای مانده از آثار پیشگفته، بخشی از کتاب کافی اثر ثقه الاسلام کلینی (م ۳۲۸) است که با عنوان باب التاریخ در این کتاب آمده است. عناوین این باب از پیامبر(ص) با عنوان باب مولد النبی و وفاته(ص) آغاز شده و تا آخرین معصوم باب مولد الصاحب(ع) ادامه می‌یابد[۳]. علی‌القاعده، کلینی باید از بسیاری از مآخذ پیش از خود در این باب استفاده کرده باشد. نمونه کوتاه آن اثر جهضمی یعنی تاریخ اهل البیت(ع) است که استاد سید محمدرضا جلالی به نشر آن اقدام کرده‌اند. در همین زمینه، و با تسامح می‌توان از کتاب مسار الشیعه از شیخ مفید نیز که به نوعی در همین زمینه است، نام برد، جز آن‌که بیشتر رنگ و روی تقویم شیعی دارد. در این کتاب نیز به تاریخ ولادت و وفات امامان(ع) پرداخته شده است. در منابع تاریخی کهن اسماعیلیه هم اطلاعاتی درباره امامان آمده است که یکی از کهن‌ترین آنها کتاب دستور المنجمین است که پس از بیان تاریخ امامان اسماعیلی، اطلاعاتی درباره چند امام شیعه، امام هفتم و هشتم دارد[۴].[۵]

زندگینامه‌نویسی امامان(ع)

بدون شک کهن‌ترین کتاب شرح حال امامان(ع)، کتاب الارشاد الی ائمة العباد از شیخ مفید (م ۴١٣) است که به معنای واقعی کلمه، شرح حال دوازده امام است. شیخ مفید در این کتاب، درباره امام علی(ع) مفصل‌تر از دیگر امامان سخن گفته و ضمن آن، شرحی از سیره پیامبر هم با تأکید بر موقعیت امام(ع) در کتاب خود آورده است. آنگاه بحث درباره سایر امامان را پی گرفته و در عین آن‌که روشی تاریخ‌نگارانه دارد، اما به مثابه شیخ شیعیان، تلاش کرده است تا تصویری امامتی از زندگی آن حضرات ارائه دهد. استفاده از روش حدیثی بسان آنچه تا آن زمان در کتاب‌های تاریخی نیز رایج بوده به طور محدود در این کتاب بکار گرفته شده است؛ به طوری که می‌توان از روی اسناد ارائه شده برای نقل‌ها مآخذ او را شناخت. از اسناد وی آشکار است که از منابع معتبر و مهم رایج در آن روزگار استفاده کرده و در این میان راه اعتدال را پیشه ساخته است. اصولاً ویژگی عمده شیخ مفید در این موارد آن است که به کتب موجود در عراق که مورخان عراقی تألیف کرده بودند آشنا بوده است. دومین کتاب مهم شیعی درباره امامان(ع) به سبک زندگینامه‌ای، اعلام الوری از ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (م ۵۴٨) است که از لحاظ علمی کتابی مطمئن و دقیق است. این کتاب شامل سیره پیامبر(ص) و تاریخ امامان(ع) بوده و در بخش ائمه مطالب تاریخی - کلامی در اثبات امامت ائمه، همانند ارشاد شیخ مفید، دارد. مؤلف با دقت مصادر خود را ثبت کرده و از این جهت بر ارزش کتاب افزوده است. گذشت که یکی از مآخذ مهم شیعه در سیره پیامبر، کتاب المغازی ابان بن عثمان احمر از شاگردان امام صادق(ع) بوده که بخش‌های مهمی از آن را طبرسی در این اثر خود آورده است.

اثر جاودانه دیگر، اما بیشتر در قالب حدیثی و نقلی کتاب المناقب از محمد بن علی معروف به ابن شهرآشوب سروی مازندرانی (م۵۸۸) است. این اثر مهم و مفصل، با بهره‌گیری از صدها کتاب تألیف شده و مؤلف با نقل از مصادر مختلف و یاد از اسامی آنها به بررسی زندگی امامان(ع) پرداخته است. بخش اعظم این کتاب شامل زندگی امیرمؤمنان(ع) و فضائل آن حضرت از مصادر اهل سنت است؛ اما پیش از آن سیره پیامبر(ص) نیز آمده است. این کتاب به رغم چاپ‌های مختلف همچنان نیازمند تصحیحی مبتنی بر بهره‌گیری از مصادر کهن است. روضة الواعظین از فتال نیشابوری (م ۵۰۸) اثر دیگری در زندگینامه دوازده امام است که با توجه به قدمت آن یعنی تألیف در قرن پنجم می‌تواند منبعی مهم به حساب آید؛ زیرا دسترسی به آثاری داشته که در دوره‌های بعد پایدار نمانده است جز آن‌که اسناد کتاب حذف شده است. بخش دوم این کتاب، احادیث اخلاقی و دینی است. چاپ حروفی نخست آن در نجف و چاپ اخیر آن در دو مجلد (قم، دلیل ما، ۱۳۸۱ش) منتشر شده است. کشف الغمة فی معرفة الائمه از علی بن عیسی اربلی (م ۶۹۲) مفصل‌ترین اثر درباره زندگی امامان در قرن هفتم است. این اثر که برگرفته از مآخذ فراوان شیعه و سنی است، بسیار معتدل نگاشته شده است. کتاب یاد شده که در ربع اخیر قرن هفتم هجری تألیف گشته، نقش مهمی در ترویج زندگی امامان(ع)، نه تنها میان شیعیان بلکه در جوامع سنی مذهب داشته و نسخ کهن فراونی از آن برجای مانده است. دلیل این نفوذ و تأثیر لحن معتدل، استفاده وی از مآخذ متنوع و ادبی است که در نقل قول از آنان دارد. نویسنده این سطور کتاب ویژه‌ای با عنوان علی بن عیسی اربلی و کتاب کشف الغمه در شرح زندگی وی و مآخذ این کتاب و نیز شیوه نگارش و دیدگاه‌های او در باره ائمه تألیف کرده است[۶]. الدر النظیم فی مناقب الائمة اللهامیم از شیخ یوسف بن حاتم شامی، شاگرد محقق حلی (م ۶٧۶) است که به چاپ هم رسیده است (قم، ١۴۲۰ق). وی از شاگردان ابن طاووس و محقق حلی است و در این کتاب یک دوره زندگی معصومین(ع) را مرور کرده است. نگاه وی به ویژه در بخش مربوط به امام علی(ع) تاریخی‌تر از برخی از آثار دیگر است، هرچند منبع عمده وی ارشاد و دیگر منابع شیعی شناخته شده و موجود مانند دلائل الامامه و مناقب ابن شهرآشوب و جز اینهاست.

کتاب الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم از شیخ زین الدین علی بن یونس عاملی نباطی بیاضی (م ۸۷۷) اثری دیگر بسان آثار گذشته در تاریخ زندگی امامان(ع) است. بخش مفصل آن ویژه زندگی و فضائل امام علی(ع) و باقی آن درباره زندگی دیگر امامان است. این کتاب، آخرین نسل از کتاب‌های مفصل در این موضوع است که پیش از صفوی نگاشته شده و بعد از تألیف، یکسره مورد مراجعه منابع بعدی بوده است. کتاب یاد شده برخاسته از حوزه شیعی جبل عامل در قرن نهم هجری است و از این زاویه نیز اثری در خور است چاپ سه جلدی آن به کوشش استاد محمد باقر بهبودی در سال ۱۳۸۴ ق عرضه شده است[۷].[۸]

تحول و پیشرفت در زندگینامه‌نویسی امامان(ع) در سال‌های اخیر

در تمام دوره قاجار و حتی مدت‌ها بعد از آن نگارش آثار تاریخی مربوط به صدر اسلام، در همان قالب‌های کهنه ادامه داشت. تاریخ در این نگاه، بیشتر به عنوان یک ابزار برای تأمین خواسته‌های عوام مردم در حفظ آداب و رسوم مذهبی مورد استفاده قرار می‌گرفت. طبعاً به دلیل قوت آداب و رسوم مذهبی در جامعه و نیاز طبیعی مردم برای تأیید آنها از سوی مورخان مذهبی، باب نقد و نظر بسته شده بود؛ به علاوه، تاریخ امامان، به عنوان یک دوره مقدس، در مقایسه با بخش‌های دیگر تاریخ اسلام مورد بررسی و تحلیل قرار نمی‌گرفت. افزون بر آن، با رشته تاریخ به عنوان یک مبحث عالمانه، آنچنان که درباره سایر موضوعات دینی برخورد می‌شد، نگاه نمی‌شد. تاریخ وسیله موعظه و نصیحت بود و با صرف مطالعه منابع، قابل وصول در حوزه‌های علمی با این درس به عنوان یک رشته علمی برخورد نمی‌شد، بلکه اصولاً پرداختن به آن کار افراد اهل منبر بود که همیشه چندین درجه از متخصصین علوم اسلامی پایین‌تر دانسته می‌شدند.

دانش تاریخ از چندین دهه قبل به این سو، مورد توجه بیشتر قرار گرفت. شاید مهم‌ترین دلائل آن اینها باشد:

  1. نخست تحولات سیاسی ایران که درگیر شدن علما در آن تحلیل تاریخ را می‌طلبید و آنها را به اجبار واداشت تا تاریخ اسلام را جدی‌تر تلقی کنند. تحول سیاسی یاد شده که با مشروطه رخ داد، رقیبی برای دین اسلام و روحانیت به نام غرب عرضه کرد و متفکران اسلامی را به چالش کشید. مهم‌ترین نقطه ثقل حمله مخالفان ناکارآمدی اسلام برای اداره اجتماع و نداشتن مؤلفه‌های لازم برای یک اندیشه سیاسی منظم بود. علما به پاسخگویی برخاستند و علاوه بر استفاده از فقه و فلسفه از تاریخ نیز بهره بردند. استفاده از تاریخ، آسان و همه فهم بود و آنان می‌توانستند با مرور بر حوادث صدر اسلام نمونه‌هایی از وجود یک حکومت خوب و مردمی را عرضه کنند. نتیجه آن شد که شروع به اقتباس از رویدادهای صدر اسلام کرده و به تحلیل آنها پرداختند. این روشی بود که پیش از آن سابقه نداشت و حتی در فقه اسلامی هم چندان از آن بهره گرفته نشده بود. بدین ترتیب تاریخ سیاسی اسلام به طور جدی‌تر و از منظری متفاوت با گذشته به آن نگریسته شد و راه را برای تأویلات تازه در آن فراهم ساخت.
  2. دیگر آن‌که ورود آثاری از کشورهای عربی به‌ویژه مصر و سوریه و عراق به ایران سبب شد تا جامعه شیعه به اهمیت تاریخ در میان علوم اسلامی پی ببرد. در حقیقت دانش تاریخ به عنوان یک دانش نقلی در میان اهل سنت که به نقل بهای افزون‌تری می‌دادند، بیشتر بود و به همین دلیل این آثار در آن مناطق پدید آمده و به سوی ایران نیز سرازیر شد.
  3. عامل دیگر بالا گرفتن انتقادهای روشنفکران به مسائلی بود که بخشی از آنها به تاریخ برمی‌گشت؛ نمونه آن آثار احمد کسروی در ارتباط با اسلام و تشیع بود که موجی از مراجعه علما را به تاریخ برای پاسخگویی ایجاد کرد. نمونه دیگر کتاب بیست و سه سال منتسب به علی دشتی که آن نیز خود زمینه تحقیق و پژوهش در سیره رسول خدا(ص) را در مقام پاسخگویی به آن جدی‌تر کرد.
  4. تأثیر شیوه‌های تاریخ نویسی غربی‌ها و مارکسیست‌ها نیز در رویکرد مجدد جامعه ما به تاریخ قابل ارزیابی است. این مسأله به‌ویژه در تحلیل بخش‌های انقلابی تاریخ شیعه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. محسوس‌ترین بخش تاریخ برای جامعه شیعه تاریخ کربلا بوده که به هر روی و در هر سال این تاریخ بازگو و مرور می‌شده است. اهمیت این واقعه در جامعه شیعه، و نقش سیاسی حساس آن سبب شده تا بیش از هر دوره دیگر مورد توجه قرار گرفته و آثاری در آن زمینه پدید آید.

عوامل فوق سبب شد تا تاریخ نویسی اسلامی و از جمله آنچه از منظر شیعی درباره صدر اسلام و زندگی امامان(ع) به ویژه درباره سه امام نخست نوشته شده، سیاسی‌تر شود. در این باره از زمانی که تفکرات انقلابی بیشتر شد به ویژه در دهه‌های چهل و پنجاه، زندگی امامان بعدی(ع) یعنی از امام سجاد(ع) به بعد نیز انقلابی شده و روی مبارزه و مجاهدت‌های سیاسی آنان تأکید خاص صورت گرفت. این نگاهی بود که دست کم به این صورت، پیشینه‌ای در ادبیات تاریخی شیعه نداشت، گرچه روی مخالفت آنان با دستگاه خلافت و نامشروع دانستن آن همیشه تأکید شده بود در این زمینه تلاش می‌شد تا اندوخته‌ای بر آنچه از گذشته در حوزه سیاست اسلامی به میراث رسیده بود افزوده شود. طبیعی است که استفاده از آنها در فقه سیاسی نیازمند بازبینی جدی و گذار آنها از نگاه تیزبین دانش اصولی شیعه مقدور بوده و هست.

در نیم قرن اخیر افزون بر آن‌که شماری از آثار کهن با تصحیح جدید انتشار یافت آثار فراوانی نیز درباره امامان تألیف شد. بخشی از این آثار در عراق بود که مهم‌ترین موسوعه در این زمینه کار استاد باقر شریف قرشی است که تقریباً درباره همه معصومین(ع) نوشت و در سال‌های اخیر، دوره کامل آن در ایران انتشار یافت. در ایران افزون بر صدها کتاب که درباره امام علی(ع)، امام حسین و دیگر امامان نوشته شد یک کار موسوعه‌ای توسط استاد عطاردی صورت گرفت که در ۷۳ مجلد به انجام رسید. مسند امام علی(ع) و به همین ترتیب برای سایر امامان(ع) تا امام حسن عسکری نویسنده در این اثر به گردآوری متون مربوط به هر امام از منابع قدیمی پرداخت و احادیث هر امام را نیز در ادامه آورده است. کار مکاتیب الائمه (چاپ مؤسسه دارالحدیث قم در هفت جلد) از استاد مرحوم احمدی میانجی یکی از کارهای ماندگار در باره گردآوری نامه‌های امامان است که منبعی مهم برای شناخت زندگی و افکار آنان می‌باشد. در لبنان نیز چندین کتاب درباره دوازده امام نوشته شد که معروف‌ترین آنها کتاب هاشم معروف الحسنی بود. استاد ما، سید جعفر مرتضی نیز در این سال‌ها افزون بر نگارش آثاری درباره امام رضا(ع) و امام جواد(ع) طی سال‌های اخیر تألیف بسیار بزرگی درباره امام علی(ع) عرضه کرد. این روزها (ماه‌های پایانی سال ۹۲ و اوائل ۹۳ که درگیر درمان سر طان خود هستند، و خداوند شفایشان دهد، مشغول نگارش تاریخ زندگی امام حسین(ع) می‌باشند) در واقع سه حوزه فکری عراق، لبنان و ایران در این زمینه گام‌های بزرگی برداشته‌اند. کارهای انجام شده به قدری گسترده است که یک مرور ساده در اینجا نخواهد توانست حق مطلب را ادا کند.[۹] [۱۰]

منابع

پانویس

  1. در مقدمه این کتاب (ص۴٠ به بعد) فهرستی از آثاری که درباره تاریخ الائمه پیش از کتاب ابن خشاب نوشته شده، آمده است.
  2. کتابخانه ابن طاووس، ص۶٠۴. استاد جلالی فهرستی از کتاب‌های پیشگفته هم با عناوینی دیگر از این قبیل آثار را که در دوره متأخر نوشته شده در آغاز کتاب تاریخ اهل البیت(ع) آورده است.
  3. کافی، ج۱، ص۴٣٩ - ۵١۴.
  4. متن این بخش را بنگرید در: مسائل پاریسیه قزوینی، ج۴، ص۱۰۷ - ۱۱۲ تحت عنوان اخبار ائمة القطعیة.
  5. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۸۵.
  6. مقالات تاریخی، دفتر چهارم، صص ۲۱۰ - ۲۷۸.
  7. آقابزرگ مقدمه‌ای مفصل در شرح حال بیاضی و آثار وی نوشته است که در مقدمه جلد دوم این کتاب (تهران، مرکز مرتضویه) آمده است.
  8. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۸۶.
  9. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۴۰۵.
  10. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۲۳.