شهربانو

(تغییرمسیر از شاه زنان)

طبق نظر مشهور، شهربانو دختر یزدْگِرد، همسر امام حسین (ع) و مادر امام زین العابدین (ع) است. اختلاف در نام و نسب ایشان بسیار است و حتی برخی در اینکه شهربانو مادر امام سجاد (ع) بوده است نظری مخالف دارند. درباره زمان اسارت آن بانو که آیا در زمان حلیفه دوم بوده است یا خلیفه سوم و یا در زمان امیرالمؤمنین (ع) نیز اختلاف نظر وجود دارد و براساس منابع و ادله، قول سوم به واقع نزدیک‌تر است. شهربانو هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنیا رفتند و لذا در کربلا حضور نداشته‌اند.

مقدمه

طبق نظر مشهور، یکی از همسران امام حسین(ع) «شهربانو» مادر امام سجاد(ع) است که گزارش‌ها درباره نام و نژاد ایشان متفاوت است. نام او را با اختلاف، حرار[۱]، غزاله[۲]، سلامه[۳]، سُلافه[۴]، خوله[۵]، شاه‌زنان[۶]، جهان‌شاه[۷]، شهربانو[۸]، شهربانویه[۹]، جهان‌بانویه[۱۰]، جدا[۱۱]، حُلوه[۱۲]، شاه‌آفرید[۱۳]، ام‌ولد سِندیه[۱۴] و کیهان‌بانویه[۱۵] ذکر کرده‌اند که این آخرین نام به معنای «بزرگ زنان دنیا و آخرت» است و چون این تعبیر برای حضرت فاطمه دختر پیامبر(ص) به کار می‌رفت اسم مادر امام سجاد را «سیدة البلد» گفته‌اند که به فارسی به معنای شهربانو است[۱۶].

در اینجا به سه نوع گزارش که وی را دختر یزدگرد سوم دانسته به صورت کوتاه اشاره می‌شود؛ چنان که شیخ صدوق هم آن را نقل کرده است[۱۷]. ابن شهرآشوب نیز با ثبت دو گزارش درباره این زن که یکی او را دختر یزدگرد دانسته و دیگری وی را «برّه دختر نوشجان» معرفی کرده، نقل دوم را صحیح ندانسته است و در تأیید سخنش گزارشی را از زمخشری در ربیع الابرار به نقل از امام سجاد(ع) آورده، مبنی بر اینکه آن حضرت بی‌آنکه از مادرش نام ببرد او را دختر یزدجرد پادشاه ایران دانسته است[۱۸]. اکنون سه نوع گزارش:

یکم، ایشان دختر یزدگرد سوم بوده و اسارت وی در فتوحات نخستین مسلمانان در ایران و تیسفون (مدائن) در زمان خلافت عمر و فرار یزدگرد سوم از تیسفون به داخل ایران بوده است. این گزارش مشهور است و در منابع فراوانی[۱۹] هم آمده است؛ ولی با نشانه‌های تاریخی - که بیان خواهد شد - هماهنگ نیست[۲۰].

دوم، او دختر یزدگرد سوم بود و اسارت او در دوره عثمان رخ داد؛ به این صورت که یزدگرد توانسته بود با جمع کردن سربازان پراکنده ساسانی آنان را برای آخرین بار به منظور درگیری با مسلمانانی که در تعقیب او بودند، مدیریت کند و در نتیجه در اطراف خراسان بزرگ با یکدیگر درگیر شدند که به شکست و قتل یزدگرد سوم انجامید[۲۱] و برخی همراهیان او از جمله دو دختر او به دست عرب‌های مسلمان اسیر و به مدینه نزد عثمان فرستاده شدند و او نیز یکی را به نکاح حسین بن علی(ع) درآورد. شیخ صدوق این نقل را با سند قابل اعتبار[۲۲] گزارش کرده است[۲۳].

سوم، ایشان در دوره خلافت ظاهری امیرمؤمنان(ع) به این صورت به دست آمده که آن حضرت حکومت قسمتی از مشرق را به حریث بن جابر حنفی[۲۴] سپرد و حُریث با دستیابی به دختران یزدجرد آنان را برای آن حضرت فرستاد و ایشان شهربانو را به امام حسین(ع) بخشید که مادر امام سجاد(ع) شد[۲۵].

این نقل یا نقل دوم را می‌توان با برخی نشانه‌های تاریخی هماهنگ دانست؛ چراکه از یک سو تولد امام سجاد(ع) در سال ۳۸ هجرت در دوره خلافت ظاهری امیرمؤمنان(ع) رخ داده است[۲۶]. از سوی دیگر فتح خراسان در حاکمیت عثمان تا حدود سال ۳۵ هجرت ادامه داشت[۲۷]. از جانب سوم فرزندان یزدگرد پس از قتلش اگر به اسارت درآمدند در همین شرایط بوده؛ چراکه در دوره عمر که یزدگرد از مدائن گریخته بود به فارس رفت پس از چهار سال سکونت در آنجا به کرمان رفت و پس از دو یا سه سال توقف در آنجا به سیستان رفت و پس از حدود پنج سال زندگانی در آنجا به خراسان و مرو گریخت و در تمام این مراحل خانواده‌اش همراه او بودند[۲۸]، هرچند قتل یزدگرد را به سال ۲۹[۲۹] یا ۳۱[۳۰] هجری گزارش کرده‌اند؛ بنابراین اسارت فرزندان یزدگرد اگر برابر یکی از این دو نقل باشد، پس از سال ۳۱ قمری است و در این صورت فاصله تولد امام سجاد(ع) با ازدواج مادرش بین دو تا شش سال خواهد بود که فاصله‌ای متعارف و پذیرفتنی است[۳۱]. به هر روی از این نقل‌ها برمی‌آید که پدر این زن یزدگرد یا یکی از سرشناسان آن خاندان بوده که در آن مناطق حاکمیت داشت.

از مجموع روایاتی که درباره چگونگی ازدواج این زن با امام حسین(ع) آمده ـ مبنی بر اینکه امیرمؤمنان(ع) به هنگام ازدواج وی بر پایه حدیث نبوی «أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ»[۳۲] پیشنهاد دادند که ایشان در انتخاب همسر آزاد گذاشته شود یا آزاد شود[۳۳] ـ برمی‌آید که این ازدواج با آزادی و انتخاب وی بوده است. در روایات فقهی نیز به بخشی از مضمون آن برای نفوذ سکوت دختر در جواز ازدواج استدلال شده[۳۴] که این حاکی از اعتبار محتوای روایت است.

شاید بتوان گفت رویکرد امیرمؤمنان(ع) در اینکه پیشنهاد دادند این زن در انتخاب همسر آزاد باشد روان‌شناسانه بوده است؛ به این بیان که افراد در تلاطم زندگی که از عوامل و شرایط متفاوت ریشه می‌گیرد، در پی فرصتی هستند تا بتوانند به آن پناه ببرند. اگر این افراد یک زوج باشند، در این تلاطم به یکدیگر پناه می‌برند و آرامش و آسایش می‌یابند. این احساس همان‌گونه که مرد را در کشاکش زندگی مردانه به سمت همسری می‌برد که به او عشق می‌ورزد و در کنار اوست و با او احساس یگانگی می‌کند، در زن نیز به لحاظ عاطفی بودنش بیشتر و ویژه است و او در پی یافتن شوهری است که بتواند در بخش‌های گوناگون زندگی به او اطمینان داشته باشد و بر او تکیه کند؛ چنان‌که این زن برابر با گزارش‌هایی در این‌باره[۳۵] با نگاه به امام حسین(ع) این ویژگی را در او بهتر یافت و وی را انتخاب کرد تا لحظه‌های آسایش و آرامش مورد انتظار زندگی را دریابد. این نکته نشان دهنده سبک امامان(ع) در گزینش همسر و آزاد گذاشتن آنان حتی در شرایط ویژه است.

البته این خانم برابر با برخی گزارش‌ها در زمان زایمان یا نزدیک به آن پس از تولد امام سجاد(ع) درگذشت[۳۶].

گفتنی است تولد امام سجاد(ع) از مادری از شاهزادگان ساسانی، در دوره‌های اخیر با این رویکرد مورد نقد است که ممکن است مخالفان تشیع با استناد به این ازدواج امام حسین(ع) گسترش تشیع در ایران را به سبب انتساب امامان به ساسانیان بدانند؛ از این‌رو تلاش کردند ازدواج امام حسین(ع) با شاهزاده ایرانی را نپذیرند؛ ولی به فرض صحت این انتساب انتشار تشیع در ایران نمی‌تواند بر این عوامل و احتمال‌ها مبتنی باشد بلکه عوامل آن در جای خود مشخص و درخور بررسی است[۳۷].

ابن‌شهرآشوب، وی را مادر علی اصغر نیز معرفی می‌کند. همچنین گفته شده است که وی مادر «زینب» و «ام‌کلثوم»، بوده که در کودکی از دنیا رفته‌اند[۳۸].

مرحوم کلینی در معرفی مادر امام سجاد(ع) می‌نویسد: «مادرش سلامه دختر یزدگرد فرزند شهریار فرزند شیرویه خسروپرویز بود و یزدگرد آخرین پادشاه ایرانیان (ساسانیان) بود»[۳۹] و از امام باقر(ع) نقل کرده فرمود: "وقتی دختر یزدگرد را به مسجد مدینه آوردند، سخنی گفت که عمر تصور کرد به او فحش می‌دهد و تصمیم مجازات او را داشت. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: تو چنین حقی نداری؛ او را در انتخاب یکی از مسلمانان آزاد بگذار. عمر پذیرفت و او امام حسین(ع) را انتخاب کرد. امیرالمؤمنین پرسید: نامت چیست؟ گفت: «جهان شاه»، فرمود: شهربانو هستی. آن‌گاه به حسین فرمود: ای اباعبدالله، از این، بهترین شخصِ روی زمین برای تو متولد می‌شود. از او علی بن الحسین(ع) متولد شد«[۴۰]. کلینی پس از نقل روایت می‌افزاید: »به امام سجاد(ع) «ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ»: «پسر دو برگزیده» می‌گفتند؛ برگزیده خدا از عرب، هاشم و از عجم، فارس. روایت است که ابو اسود دؤلی دراین باره شعری دارد[۴۱] که می‌گوید «پسری که از یک سو به هاشم و از سوی دیگر به کسری می‌رسد، گرامی‌ترین فرزندی است که به او بازوبند بسته‌اند»[۴۲].

در کتاب عیون أخبار الرضا(ع) به نقل از جابر بن عبدالله آمده است: بر مولایم فاطمه دختر پیامبر خدا(ص) در آمدم تا تولد حسین(ع) را به او تبریک بگویم. دیدم که صفحه سفیدی از سنگِ دُر، در دست دارد. به او گفتم: ای سَرور زنان! این صفحه‌ای که در دستت می‌بینیم، چیست؟ فرمود: «نام‌های امامان(ع)از فرزندانم در آن است». به ایشان گفتم: آن را به من بده تا در آن بنگرم... و... [در آن، این هم نوشته بود:] «ابو محمد، علی بن الحسین عادل، که مادرش شهربانو، دختر یزدگرد است»[۴۳]

اثبات الوصیه هم مادر امام سجاد(ع) را فرزند یزدگرد بن شهریار معرفی کرده است[۴۴]. با اینکه آنچه شیخ طوسی نقل کرده، از مقنعه شیخ مفید است، مفید در ارشاد ابوالحسن را نیز به عنوان کنیه حضرت آورده است. او مادرش را شاه زنان، دختر یزدگرد بن شهریار دانسته است[۴۵].[۴۶]

زمان اسارت

درباره زمان اسارت مادر علی بن الحسین (ع) سه قول است:

  1. زمان عمر که در کافی و دیگر منابع نقل شده است. این قول و روایتی که از کافی نقل شد، چند اشکال دارد:
    1. سند روایت کافی ضعیف است و عمرو بن شمر قابل اعتماد نیست[۴۷] و به نقل مجلسی، آخر آن خبر مرسل است[۴۸].
    2. با توجه به تولد امام حسین (ع) در سال چهارم هجری، آن حضرت در فتح قادسیه در سال چهارده هجری ده سال بیشتر نداشته است و اگر این واقعه را به فرض مربوط به آخرین سال حکومت عمر (م ۲۴ذیحجه[۴۹] ۲۳ﻫ.ق) یعنی سال ۲۲ بدانیم، امام حسین (ع) هجده سال بیشتر نداشته و این ازدواج جزء اولین ازدواج‌های حضرت محسوب خواهد شد. ازدواج با اسیر در این مرحلۀ سِنی بسیار بعید است.
    3. با توجه به تولد امام سجاد (ع) در سال ۳۶ یا ۳۸ فاصله ازدواج حضرت با شهربانو در زمان عمر و تولد فرزندش امام سجاد (ع)، در حدود ۱۴ یا ۱۶ سال می‌شود که این نیز بسیار بعید است، گرچه اشکال اساسی بر آن وارد نیست.
    4. اگر ازدواج دختر دوم کسری را با محمد بن ابی بکر درست بدانیم که برخی گفته بودند[۵۰]، باید توجه داشت محمد بن ابی بکر که مادرش اسماء دختر عمیس بوده، در سال‌های پایانی خلافت عمر بالغ نبوده؛ بلکه دوازده یا سیزده سال داشته است؛ زیرا محمد در سال حجةالوداع در بیستم ذی قعده سال دهم در جُحفه متولد شده است[۵۱].
  2. مادر حضرت به نقل «عیون أخبار الرضا»، در زمان عثمان به مدینه آورده شده، وقتی که عبدالله بن عامر بن کریز خراسان را فتح کرد[۵۲]. به نقل ابن فندق، او توسط سعید بن عاص در فتح گرگان اسیر شده است[۵۳]. این نظر گرچه با تولد حضرت سجاد (ع) در سال ۳۶ مخالف نیست، از نظر سیاسی و اجتماعی بسیار بعید و نادرست به نظر می‌رسد؛ زیرا بنی امیه که در زمان عثمان حاکم بودند، غنایم را خود برمی‌داشتند و عثمان به آنها می‌بخشید. حالا چگونه حاضر می‌شدند دختران زیباروی ایرانی را که برگزیدۀ اموال محسوب می‌شدند و حق خلیفه بود، به علی (ع) یا فرزندانش بدهند. در شرح نهج البلاغه راجع به سعید بن عاص[۵۴] آمده که وی وقتی حاکم کوفه بود، هدیه‌ای برای امیر مؤمنان (ع) فرستاد. حضرت فرمود: اینان ارث پیامبر (ص) را می‌خورند و اندکی به ما می‌دهند. در نقلی فرمود: به اندازه نیاز زنان بیوه به ما می‌دهند[۵۵]. چگونه می‌توان گفت اینان بهترین کنیزکان را به فرزند علی (ع) داده‌اند؛ در حالی که صحابه و علی (ع) از بخشش صد هزار درهم عثمان به سعید بن عاص انتقاد می‌کردند[۵۶].
  3. شیخ مفید در کتاب ارشاد آورده، امیرمؤمنان (ع) «حریث بن جابر حنفی» را به یکی از بلاد شرق فرستاد. او دو دختر کسری را که اسیر کرده بود، نزد ایشان فرستاد. یکی را به امام حسین (ع) داد که امام سجاد (ع) از او متولد شد و دیگری را به محمد بن ابی بکر که قاسم بن محمد را به دنیا آورد که پدر ام فروه مادر امام صادق (ع) است[۵۷]. این خبر را ابونصر بخاری از ابو الحسین نسابه نقل کرده[۵۸] و خلاصه آن را ابن‌فندق از هشام بن محمد کلبی (م۲۰۴ق) و محمد بن قاسم تمیمی آورده است[۵۹]. در کتاب مناقب این موضوع از ابن کلبی نقل شده است[۶۰]. این نظر مشکلات دو قول قبلی را ندارد و با حقایق تاریخی سازگار است[۶۱].

نتیجه گیری

از آنچه ذکر شد، روشن گردید قول سوم به واقع نزدیک‌تر است. با توجه به موارد نقل شده می‌توان گفت، مادر علی بن الحسین (ع) کنیزی از تبار ایرانیان بوده است؛ چه دختر کسری باشد و چه از دیگر مردمان و او را می‌توان فرزند دو برگزیده ـ به تفسیر کلینی ـ دانست که مردم فارس برگزیده عجم هستند و هاشم برگزیده از قبایل عرب[۶۲].

چنین به نظر می‌رسد که بخشی از نام‌ها و حکایت‌ها ساخته و پرداخته قصه سرایان باشد که با توجه به اشکالات برخی نقل‌ها، در گزارش‌های بعدی تکمیل شده است؛ مثلاً در نقل کافی ذکر شده شهربانو دست بر سر حسین (ع) نهاد و او را انتخاب کرد[۶۳]؛ در گزارشی دیگر گفتگو از پشت پرده مطرح است و طبق آن، شهربانو با اشاره، امام حسین (ع) را انتخاب می‌کند[۶۴]؛ به همین جهت برخی این اخبار را به شعوبیه نسبت داده‌اند که مخالف عرب‌ها بودند و بر نژاد فارس تکیه داشتند[۶۵].

در برخی منابع عامه ذکر شده امام سجاد (ع) مادرش را به ازدواج غلام امام حسین(ع) به نام زبید در آورد[۶۶]؛ اما در منابع شیعه ذکر شده مادر حضرت در هنگام تولد امام سجاد (ع) درگذشته و آن ازدواج مربوط به کنیزی بوده که او را بزرگ کرده است که به منزله مادر حضرت بوده است[۶۷] نه مادر واقعی ایشان. ابن فندق از زینب و ام کلثوم دختران امام حسین (ع) یاد می‌کند که مادرشان شهربانو بود و در کوچکی درگذشتند[۶۸].

آیا شهربانو در کربلا حضور داشته است؟

در پاسخ به پرسش یاد شده باید گفت: هرچند برخی از حضور شهربانو[۶۹] در کربلا سخن گفته‌اند، سند و دلیلی بر حضور او در کربلا وجود ندارد.

بر فرض درستی ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو[۷۰]، آن بانو به هنگام تولد امام زین العابدین از دنیا رفته است[۷۱]. بنابراین، افسانه‌هایی که برخی درباره حضور او در کربلا و نیز گفت وگوهایش با امام حسین (ع) آورده‌اند یا سخنانی نظیر آمدنش به سمت ایران[۷۲] یا غرق کردن خود در فرات[۷۳] بی‌اساس است[۷۴].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۷؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  2. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص٢۴٧؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۲۹؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص٣۴٧. این نام را امام حسین(ع) بر او نهاده بود (ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹).
  3. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۱، ص۳۶۱؛ ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.
  4. احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۳، ص۱۴۶؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر «و یقال»)؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۹۱؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹؛ ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج٣، ص۲۶۷.
  5. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹.
  6. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۷؛ همو، المقنعه، ص۴۷۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۲.
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۷.
  8. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۱.
  9. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶٧؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب فی آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۷۵.
  10. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۱۸۹.
  11. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  12. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  13. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  14. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر و «یقال»)؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.
  15. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  16. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  17. شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۰، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۷ («أُمُّهُ شَهْرَبَانُويَهْ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَاهَنْشَاهَ»).
  18. ابن شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، صص ۱۸۱ و ۱۸۹ («كَانَ يَقُولُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: أَنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ، لِأَنَّ جَدَّهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ أُمَّهُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ الْمَلِكِ»). ابن خلکان نیز این حدیث را از زمخشری نقل کرده است (وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷).
  19. برای نمونه: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۳۵؛ احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵؛ ابن ابی الثلج، تاریخ اهل‌البیت، ص۱۲۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۷، ح۱؛ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۷۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۵۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷-۲۶۸.
  20. مانند اینکه در آغاز درگیری قادسیه، یزدگرد در مدائن بود و سپس به حلوان و از آنجا به اصفهان و اصطخر و کرمان و مرو گریخت. در این عقب‌نشینی‌های تدریجی، وی زنان و خویشاوندان و خزانه خود را به همراه می‌برد؛ حتی آشپزان و تیمارگران را نیز به همراه داشت (ابن‌اثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷؛ ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱)؛ بنابراین دختران یزدگرد در مرحله نخست درگیری اسیر مسلمانان نشدند.
  21. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن عبدالبر (۴۶۳ق)، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۳ (وَ قُتِلَ كِسْرَى فِي وَلَايَتِهِ، که به دست آسیابانی کشته شد).
  22. راویان این نقل به ترتیب حسین بن احمد بیهقی مکنّا به ابوعلی حاکم، محمد بن یحیی صولی، عون بن محمد کندی و سهل بن قاسم نوشجانی از امام رضا(ع) است. از حسین بن احمد بیهقی، شیوخ ثلاثه؛ یعنی صدوق، مفید و طوسی روایت کرده‌اند و در منابع رجالی نیز از او مذمت نشده است (علی نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۸۵) و به گفته فقیه رجالی آیت‌الله شیخ جواد تبریزی راوی‌ای که شناخته شده باشد و رجالیان او را مذمت نکنند، نقل وی معتبر است؛ چراکه اگر زندگی او نقطه ضعفی داشت بازگو می‌شد (درس فقه که نگارنده در آن حضور داشت). محمد بن یحیی صولی نیز نزد رجالیان مذمت نشده، بلکه برخی روایاتش بر حسن و کمال او دلالت می‌کند (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۶۹) از عون بن محمد کندی هم در منابع رجالی مذمت نشده (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۴۵) و سهل بن قاسم نوشجانی که از یاران امام رضا(ع) است روایاتی از او نقل کرده که از حسن اعتقاد او حکایت می‌کند (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۸۲). پس سند این روایت اعتبار دارد.
  23. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹.
  24. شیخ طوسی (رجال، ص۳۹، ش ۲۶) نام حریث بن جابر حنفی را در ردیف یاران امیرمؤمنان(ع) ثبت کرده و مدح یا ذمی از وی نکرده است و بسیاری از رجالیان نیز به همان سخن شیخ بسنده کرده‌اند (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰-۱۹۱، پانوشت). مامقانی درباره او گفت: غیر از سخن شیخ در رجال تعبیری که از مدح او حکایت کند، نیافتم (تنقیح المقال، ص۱۹۰)؛ اما گفتنی است اولاً در اعتبار راوی، مدح وی تنها راه اعتبار او نیست، بلکه اگر معروف باشد و مذمت نشده باشد این هم در اعتبار او کافی است؛ زیرا مذمت نشدن راویِ معروف نشانه مذموم نبودن اوست؛ چراکه اگر نقصی داشت، ذکر می‌شد (درس فقه آیت‌الله تبریزی که این نگارنده در آن حضور داشت)؛ ثانیاً در مواردی از کتاب صفین (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، صص ۲۰۵، ۲۹۹، ۴۸۵ و ۴۸۷) و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید (ج۴، ص۲۷؛ ج۵، صص ۲۳۴، ۲۳۶، ۲۴۰-۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۹۷) تعبیرهایی درباره حریث بن جابر آمده که از مدح او حکایت می‌کند. او در جنگ صفین از حق‌به‌جانبی امیرمؤمنان(ع) نیز دفاع گفتاری و رفتاری کرده است (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، ص۴۸۵ ... إِنَّ عَلِيّاً(ع) لَوْ كَانَ خَلَفاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ لَكَانَ الْمَفْزَعُ إِلَيْهِ...). افزون بر آنکه نامش در ردیف منصوبان امیرمؤمنان(ع) در مسئولیت‌های حکومتی ثبت شده است (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰، پانوشت).
  25. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، شرح الاخبار، ج۳، ص۲۶۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۰۱؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰-۴۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۵۶؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۳، ح۱.
  26. یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۳۲۵.
  27. ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.
  28. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷.
  29. ابن‌الفقیه، البلدان، ص۵۷۰.
  30. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.
  31. برخی محققان بر آن‌اند تنها می‌توان پذیرفت که مادر امام سجاد(ع) زنی وابسته به یکی از خاندان مهمی است که می‌توانسته از خاندان ساسانی باشد؛ چون آنان نوعاً در تمامی مراکز استان‌ها قدرت را در دست داشته‌اند؛ اما اثبات اینکه دختر خود کسرای ایران بوده دشوار است (ر.ک: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ص۲۵۹).
  32. ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۵۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۳.
  33. ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۴-۱۳۵ («فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): هَؤُلَاءِ لَا يُكْرَهْنَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ يُخَيَّرْنَ... فَأَوْمَأَتْ بِيَدِهَا وَ اخْتَارَتِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع)...»).
  34. سید حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹ (... هَلْ أَنْتِ مِمَّنْ يُرِيدُ بَعْلًا؟ فَسَكَتَتْ).
  35. برای نمونه، ر.ک: ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ سیدحسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹.
  36. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹ («فَمَاتَتَا عِنْدَهُمَا نَفْسَاوَيْنِ»).
  37. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص۱۵۴-۱۶۱.
  38. محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص۶۳.
  39. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶.
  40. «لَمَّا أُقْدِمَتْ‏ بِنْتُ‏ يَزْدَجِرْدَ عَلَى عُمَرَ أَشْرَفَ لَهَا عَذَارَى الْمَدِينَةِ وَ أَشْرَقَ الْمَسْجِدُ بِضَوْئِهَا لَمَّا دَخَلَتْهُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهَا عُمَرُ غَطَّتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ أُفٍّ بِيرُوجْ بَادَا هُرْمُزْ فَقَالَ عُمَرُ أَ تَشْتِمُنِي هَذِهِ وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): لَيْسَ ذَلِكَ لَكَ خَيِّرْهَا رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ احْسُبْهَا بِفَيْئِهِ فَخَيَّرَهَا فَجَاءَتْ حَتَّى وَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ(ع) فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَا اسْمُكِ فَقَالَتْ جَهَانْ شَاهُ فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بَلْ شَهْرَبَانُوَيْهِ ثُمَّ قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَتَلِدَنَّ لَكَ مِنْهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَوَلَدَتْ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع)»؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۷، ح۱.
  41. وَ كَانَ يُقَالُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع- ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ فَخِيَرَةُ اللَّهِ مِنَ الْعَرَبِ هَاشِمٌ وَ مِنَ الْعَجَمِ فَارِسُ. وَ رُوِيَ أَنَّ أَبَا الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيَّ قَالَ فِيهِ: وَ إِنَّ غُلَاماً بَيْنَ كِسْرَى وَ هَاشِمٍ *** لَأَكْرَمُ مَنْ نِيطَتْ عَلَيْهِ التَّمَائِمُ
  42. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ سیدجواد مصطفوی، ترجمه اصول کافی، ج۲، ص۳۶۹ (با اندکی تلخیص).
  43. «دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَاتِي فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) لِأُهَنِّئَهَا بِمَوْلُودِ الْحُسَيْنِ(ع) فَإِذَا بِيَدَيْهَا صَحِيفَةٌ بَيْضَاءُ مِنْ دُرَّةٍ فَقُلْتُ لَهَا يَا سَيِّدَةَ النِّسَاءِ مَا هَذِهِ الصَّحِيفَةُ الَّتِي أَرَاهَا مَعَكِ قَالَتْ فِيهَا أَسْمَاءُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِي قُلْتُ لَهَا نَاوِلِينِي لِأَنْظُرَ فِيهَا... فَإِذَا... أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعَدْلُ أُمُّهُ شَهْرَبَانُو بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ» (عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۰، ح۱).
  44. علی بن حسین مسعودی، إثبات الوصیه، ص۱۷۰.
  45. شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  46. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص۲۵۴ ـ ۲۵۷؛ خالقیان، فضل‌الله، مقاله «امام سجاد»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص۷۸؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص۸۴.
  47. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۲۸۷: ضعيف جداً.
  48. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۴.
  49. ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۳، ص۱۱۵۲.
  50. ابن فندق، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷. جالب است در این خبر که از ابوحیان توحیدی است، آمده که گفته شد حسن را انتخاب کن، او گفت حسن زیاد زن طلاق می‌دهد و حسین را برگزید و دختر دیگر کسری محمد بن ابی بکر را انتخاب کرد: و اختارت الأخرى محمد بن ابي بكر.
  51. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۹۸-۹۹ و ج۴، ص۴۴۴ و ۴۴۹؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۰۱ و ج۲، ص۳۸۰؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۱۷۹ و ج۵، ص۳۹۹؛ علی‌اکبر ذاکری، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع)، ج۲، ص۲۰۵.
  52. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۱۲۸.
  53. ابن فندق، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۸.
  54. نهج البلاغه، ص۱۰۴، خ ۷۷.
  55. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۱۷۶: «وَ اللَّهِ لَا يَزَالُ غُلَامٌ مِنْ غِلْمَانِ بَنِي أُمَيَّةَ يَبْعَثُ إِلَيْنَا مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ بِمِثْلِ قُوتِ الْأَرْمَلَةِ».
  56. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۳۵.
  57. شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۳۷.
  58. ابو نصر بخاری، سر سلسلة العلویه، ص۳۱.
  59. ابن فندق، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۸.
  60. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۸.
  61. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۵۸ ـ ۲۶۱؛ محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۶۳.
  62. ابوسعد منصور بن حسین آبی، نثر الدر، ج۱، ص۲۳۲؛ ابوالعباس محمد بن زید نحوی مبرد، الفاضل، ص۱۰۶، در این دو اثر چنین آمده است: به علی بن الحسین فرزند دوبرگزیده می‌گویند، چون مادرش دختر یزدگرد بود؛ بدان جهت که پیامبر (ص) فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ مِنْ عِبَادِهِ خِيَرَتَيْنِ: فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَ مِنَ الْعَجَمِ فَارِسُ»: “به درستی که برای خدا از خلقش دو برگزیده است: از عرب قریش و از عجم فارس”.
  63. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۷: «فَجَاءَتْ حَتَّى وَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ (ع)».
  64. ابوجعفر محمد بن جریر طبری، دلائل الإمامه، ص۱۹۵.
  65. جعفر شهیدی، زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص۱۰-۲۷.
  66. ابن قتیبه، المعارف، ص۲۱۴.
  67. ابن همام اسکافی، منتخب الأنوار، ص۶۷؛ ابن فندق، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۵۱.
  68. ابن فندق، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۵۰؛ البته وی عبدالله را هم فرزند شهربانو دانسته؛ درحالی که مادرش را رباب ذکر کرده‌اند و این دو مورد هم قابل بررسی است و در منابع اولیه نیامده است. اگر تولد و مرگ اینان قبل از امام سجاد (ع) فرض شود، مشکل فاصله ازدواج امام حسین (ع) با شهربانو و تولد حضرت بعد از چند سال حل می‌شود. وی درگذشت مادر امام سجاد (ع) را هم در حین تولد حضرت ذکر کرده است.
  69. بنا به قولی او دختر یزدگرد پادشاه ایران بود که به همسری امام حسین درآمد و امام زین‌العابدین از وی متولد شد.
  70. در اصل ازدواج امام حسین با شهربانو اختلاف است. حتی بیشتر کسانی که این مطلب را پذیرفته‌اند بر این باورند که شهربانو پس از تولد امام زین‌العابدین در حال نفاس درگذشت و به هنگام حادثه کربلا زنده نبوده است تا افسانه‌هایی چون غرق کردن خود در فرات یا گریختن از کربلا و غایب شدن او در بالای کوهی در شهر ری یا افسانه شیرین خانم در اطراف شهر حلب مطرح باشد. همه این افسانه‌ها را دشمنان اهل بیت ساخته‌اند تا از آثار کربلا تا آنجا که می‌‌توانند بکاهند.
  71. صدوق، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۳۶.
  72. کاشفی، روضة الشهدا، ص۴۳۴. در این کتاب آمده است که شهربانو در کربلا حضور داشت و خطاب به امام حسین گفت: من در این جا غریبم، خواهران و دختران تو چون از تبار پیامبرند حرمت آنها را نگه می‌دارند، ولی من دختر یزدجرد پادشاه ایرانم، می‌ترسم دشمنان حرمت حرم تو را نگه ندارند. امام فرمود: ناراحت نباش تو هم محترم هستی و کسی دست به سوی تو دراز نخواهد کرد. روایتی دیگر این است که امام فرمود: در آن هنگام که من از پشت اسب به زمین افتادم مرکب من نزد تو می‌آید، شما سوار بر مرکب شو و عنان را به او بسپار که تو را از میان این لشکر بیرون برده به جایی که خداوند بخواهد می‌رساند، اما اصلح اقوال این است که شهربانو همراه اهل بیت به شام رفت.
  73. بحارالانوار، ج۴۵، ص۶۲؛ اسرارالشهاده، ج۳، ص۱۳۳.
  74. مزینانی، محمد صادق، نقش زنان در حماسه عاشورا، ص۲۵۴؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۵۸ ـ ۲۶۱.