شخصیت امام رضا
مناقب و فضائل امام
در مورد شیوه زندگی ایشان آمده است که سراسر زندگی به کودکان سلام میکرد[۱]. هنگام نیاز سخن میگفت و پرحرفی را موجب لغزش میدانست[۲]. توصیه میکرد که راستگویی را پیش از سخن گفتن بیاموزید[۳]. وقتی کسی سخن میگفت صبر میکرد تا سخنش به پایان آید[۴]. آن حضرت همواره تأکید میکرد کار نیک را با همگان روا بدار، چه اهل آن باشند و چه اهل آن نباشند[۵]. به بهداشت و نظافت خود اهمیت بسیار میداد و همواره از مسواک و عطر استفاده میکرد[۶]. به نیازمندان در نهان کمک میکرد و کمک به فرد ضعیف را بهترین صدقه میدانست[۷] و صدقه را بهترین مال و ذخیره شمرد و در روابط خود اهل مزاح حلال بود.
درباره سیره و روابط اجتماعی آن حضرت نیز این گونه نقل شده است که با زیردستان همواره به مهربانی رفتار میکرد[۸] و در بسیاری موارد با غلامان خویش همغذا میشد. خوشرویی با مردم را همواره توصیه میکرد[۹].
در سیره امام رضا آموزههای قابل توجهی درباره سبک زندگی اسلامی در حیطه خانواده قابل مشاهده است. پیش از هر چیز امام رضا(ع) بر ازدواج و تشکیل خانواده تأکید داشتند. در روایت است که زن مسلمانی به امام مراجعه نموده و از تصمیم خود مبنی بر عدم ازدواج تا پایان عمر خبر داد و گفت میخواهد از این طریق بر فضائل خود بیافزاید. امام(ع) در پاسخ به این عقیده و برای تصحیح این چنین باورهایی به او سفارش کردند که فاطمه(س) را الگوی خود قرار دهد و فرمودند اگر بنا بود که ازدواج نکردن، فضیلتها را همراه با خود بیاورد، فاطمه(س) به آن شایستهتر از تو بود[۱۰].[۱۱]
جنبهها و ابعاد سیره امام
سبک زندگی امام رضا
سیره اخلاقی امام رضا
سیره عبادی امام رضا
سیره خانوادگی امام رضا
سیره تربیتی امام رضا
سیره اجتماعی امام رضا
سیره علمی امام رضا
امام رضا(ع) در روزگاری میزیست که جامعه و امت اسلامی دروازههای خود را بر روی آثار دیگر امتها و فرهنگها گشوده بود و فرهنگ نورسیده در کنار مسلمانان و همپای آنان در ساختن بنای تمدن و فرهنگ اسلامی سهیم شد. همانگونه که هر فرهنگ میهمان درصدد تأثیرگذاری بر فرهنگ میزبان است، عصر امام رضا(ع) نیز از این اصل مستثنا نبود و روند ورود فرهنگ و تمدن بیگانه چنان شتاب گرفته بود که برای فرهنگ و تمدن اسلامی تهدیدی جدی و خطرآفرین به شمار میرفت و اگر کسانی که مسئول و متولی پاسداری از اصالت فرهنگ و تمدن اسلامی بودند گام به میدان ننهاده، از ذوب شدن فرهنگ اسلامی در فرهنگهای بیگانه جلوگیری نمیکردند، به یقین اثری از تمدن و تراث اسلامی بر جای نمیماند.
حضرت علی بن موسی الرضا(ع) که طلایهدار این رویارویی بود از خطری که پیش روی اسلام و فرهنگ پربار آن قرار داشت غفلت نورزید. او به تربیت و پرورش عالمانی پرداخت تا تراث اسلامی را از فروپاشی و ذوب در دیگر پدیدههای فرهنگی بیگانه حفظ و اندیشه صحیح و سره اسلامی را در سراسر جهان اسلام ترویج و منتشر کرده، نسلهایی را پرورش دهند تا این رسالت الهی را به دوش کشیده، در جایجای گیتی بگسترانند.
بدین ترتیب، امام رضا(ع) دانشگاهی زنده و بهرهمند از عناصری دانشمند و دارای فرهنگ انقلابی منحصربهفرد تأسیس کرد که بخشی از تراث زنده و پایای امام رضا(ع) بود و بعدی ویژه از تراث پربار آن حضرت به شمار میرفت. احتجاجات طولانی و با موضوعهای گوناگون امام(ع) با ارباب مذاهب و ادیان، از دیگر وجوه تمایز زندگی علمی و بخش دیگری از تراث پربار امام رضا(ع) بود.
روایات، نامهها و کتابهایی که در عرصههای گوناگون شناخت و علوم اسلامی از امام رضا(ع) روایت و تدوین شده، سومین بخش تراث جاویدان حضرت است که برای امت اسلامی و جامعه بشری برجای مانده است[۱۲].
سیره تبلیغی امام رضا
سیره سیاسی امام رضا
هارون الرشید تجربه ناخوشایندی از شهادت امام کاظم(ع) و عواقب آن داشت؛ از این رو، وقتی برخی تلاش کردند تا درباره امام رضا(ع) نزد او سعایت و بدگویی کنند و مقدمات مقابله وی با امام رضا(ع) را با اذن هارون فراهم سازند، او به صراحت اعلام کرد که با مقابله با علی بن موسی الرضا(ع) همچون مقابله با امام کاظم، مخالف است[۱۳]. امام رضا(ع) برخلاف برخی دورهها که شیعیان در تنگنا بودند، آشکارا نشانهها و علائم تشیع را ظاهر ساخت و برای نمونه آشکارا امامت خود را اعلام داشت[۱۴]، یا در میان اصحاب خویش حکومت را نامشروع و باطل میخواند، ویژگیهای حکومتهای ستمگر را بیان میداشت و مدیریت جامعه اسلامی را حق مؤمنان میدانست[۱۵]. یکی از مظاهر اندیشه سیاسی امام رضا(ع) در مدینه را میتوان در نظریات آن حضرت درباره شیعیانی که دارای منصب حکومتی بوده، یا درخواست ورود در مشاغل حکومتی داشتند، مشاهده کرد.
امام رضا(ع) از هر فرصتی برای طرح نظر خود درباره پذیرش بالاترین منصب در حکومت عباسی استفاده کرد. به رغم آنکه مأمون میکوشید نشان دهد که امام(ع) به خلافت طمع داشتهاند[۱۶]، امام(ع) همواره بر بیرغبتی خود بر خلافت تأکید میکرد. این بیرغبتی تا اندازهای بود که فضل بن سهل میگفت هیچگاه خلافت را مانند آن روز ضایعتر ندیدم که مأمون آن را به علی بن موسی واگذار میکرد و علی بن موسی از پذیرش آن خودداری میورزید[۱۷].
از اقدامات مهم امام رضا(ع)، گذاشتن شرط برای پذیرش این منصب بود؛ و آن اینکه در هیچ یک از مسائل حکومتی مداخله نکند. ایشان اعلام کرد: در این راستا امر و نهی نخواهد کرد، فتوا نداده و قضاوتی نمیکند، کسی را عزل و نصب نخواهد کرد و خلاصه در دگرگون ساختن هیچ امری دخالت نخواهد کرد[۱۸]. این تصمیم سرنوشتساز سبب شد تا از مشروعیت بخشی به اقدامات مأمون که به عنوان یکی از اهداف وی دنبال میشد، جلوگیری شود[۱۹].
سیره اقتصادی امام رضا
سیره فرهنگی امام رضا
سیره مدیریتی امام رضا
سیره نظامی امام رضا
سیره قضایی امام رضا
منابع
- حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۰
- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
پانویس
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۸۱.
- ↑ مفید، اختصاص، ص۲۳۲.
- ↑ صدوق، امالی، ص۳۰۳.
- ↑ صدوق، امالی، ص۳۰۳.
- ↑ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۲، ص۶۸.
- ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵۰۴.
- ↑ صدوق، امالی، ص۴۴۲.
- ↑ برای نمونه، ر.ک: کلینی، کافی، ج۶، ص۲۹۷ و ۲۹۸.
- ↑ کلینی، کافی، ج۲، ص۹۹.
- ↑ طوسی، امالی، ج۱، ص۳۸۰.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص ۷۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۰، ص ۲۴۱.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۲۶.
- ↑ کلینی، کافی، ج۸، ص۲۵۸.
- ↑ کلینی، کافی، ج۸، ص۲۴۷؛ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۵۳.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۴۱.
- ↑ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۲، ص۱۵۲؛ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۲۶۰.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۸۸ ـ ۱۰۰.