اسم اعظم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
*پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر میکند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44</ref> یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامان(علیهم السلام) نیز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از این ویژگى برخوردار بودند و بهوسیله اسم اعظم از غیب آگاه مىشدند.<ref>ر.ک. سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199</ref> | *پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر میکند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44</ref> یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامان(علیهم السلام) نیز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از این ویژگى برخوردار بودند و بهوسیله اسم اعظم از غیب آگاه مىشدند.<ref>ر.ک. سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:899550304.jpg|22px]] [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|'''منابع علم امام در قرآن و روایات''']] (فصل اول)؛ | * [[پرونده:899550304.jpg|22px]] [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|'''منابع علم امام در قرآن و روایات''']] (فصل اول)؛ | ||
نسخهٔ ۲۷ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۲۶
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات میزنند و از امور غیبی آگاهی پیدا میکنند.[۱]
چیستی اسم اعظم و راه رسیدن به آن
- اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات میزنند و از امور غیبی آگاهی پیدا میکنند.[۲] اسم اعظم جلوهای از جلوههای الهی است که برای همه کس حاصل نمیشود، یعنی مرتبهای خاص از مراتب معرفت الهی است.[۳] این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهرهمندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است.[۴] لذا نباید تصور کرد مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ یا کلمهای مانند سایر کلمات رایج باشد؛ بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر میگیرد؛[۵] برخی از مفسرین[۶] نیز قائلند اسم اعظم از قبیل الفاظ و یا مفاهیمی که الفاظ بر آنها دلالت میکنند نیست و اعتقاد به اینکه اسم اعظم ترکیبی از حروف لفظی باشد، سخن صحیحی نمیباشد.[۷] از روایات چنین استفاده می شود، هرکس از این اسم باخبر باشد، نه فقط دعایش مستجاب است، بلکه با استفاده از آن مىتواند به فرمان خدا، در جهان طبیعت تصرف کند و کارهاى مهمى انجام داده،[۸] به تمامی اهداف خود دست پیدا کند.[۹] باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.[۱۰] هر کسی که تقوای قلب داشته باشد، علاوه بر تقوای عملی، او اسم اعظم را درک مینماید و امامان اسم اعظم را میدانند؛ بلکه به یک معنا خودشان کلمة الله و اسم اعظم میباشند.[۱۱]
اسم اعظم منبع علم امامان
- اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهیها و تواناییهای او به آن اشاره دارند[۱۲] یعنی یکی از منابع علم امامان(علیهم السلام) به شمار می آید.[۱۳] در روایات، یکی از ویژگیهای پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) بهرهمندی کاملتر از اسم اعظم الهی بیان شده است. روایات در این نکته مشترکاند که اسم اعظم پروردگار هفتاد و سه حرف دارد: «اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا»[۱۴] و این روایات[۱۵] در این مطلب مشترکاند که بهرهمندی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و خاندان ایشان از اسم اعظم، کاملتر از سایر انبیا و اوصیاست؛ یعنی آگاهی به هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است.[۱۶]
اسم اعظم و علم الکتاب (علم غیب)
- مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان(علیهم السلام) و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.[۱۷] تلفیق و جمعبندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»[۱۸] شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است. در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. با توجه به ویژگیهای برجسته و گستردهای که برای اسم اعظم در کلمات معصومین(علیهم السلام) نقل شد و با ملاحظۀ ارتباط علم الکتاب با اسم اعظم که از تلفیق و ارتباط روایات به دست آمد، این ادعا که کتابی که در آیات قرآن با «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»[۱۹] و یا «عِلْمُ الْكِتَابِ»[۲۰] معرفی شده است، علم ما کان و ما یکون را در برداشته باشد ادعای گزافی نخواهد بود بلکه پشتوانهای از آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت مینماید.[۲۱] و لذاست که می توان قایل شد امامانی که از اسم اعظم آگاه هستند به منزلۀ آگاهی از علم غیب است.
روایات دربارۀ اسم اعظم و نظر بزرگان دربارۀ آن
- در احادیث،[۲۲] اعمال و رفتار خارق العاده عیسی بن مریم(ع) که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.[۲۳] در روایتی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمودند:[۲۴] «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»[۲۵]
- همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:[۲۶] «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد(صلی الله علیه و آله) تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد(صلی الله علیه و آله) ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»[۲۷]
- در روایتی امام باقر(علیه السلام) در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»[۲۸] سؤال میکند، میفرمایند: «منظور، ما اهل بیت(علیهم السلام) هستیم و علی(علیه السلام)، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)است.» علامۀ مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین میشود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان(علیهم السلام) است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام(علیه السلام) نیز دارای کلّ علم کتاب است.[۲۹]
- شیخ صدوق معتقد است:[۳۰] «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان(علیهم السلام) به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»[۳۱]
- پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر میکند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟[۳۲] باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.[۳۳] یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامان(علیهم السلام) نیز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از این ویژگى برخوردار بودند و بهوسیله اسم اعظم از غیب آگاه مىشدند.[۳۴]
منابع
شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات (فصل اول)؛
دائرة المعارف قرآن کریم ج۳؛
دانشنامه کلام اسلامی ج۱.
پرسشهای وابسته
- رابطه اسم اعظم با علم معصوم چیست؟ (پرسش)
- رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)
- آیا علم به اسم اعظم الهی علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)
جستارهای وابسته
منبعشناسی جامع علم معصوم
پانویس
- ↑ ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273
- ↑ ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273
- ↑ ر.ک. اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا
- ↑ ر.ک. شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170
- ↑ ر.ک. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص ۳۶۳
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170
- ↑ ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 30
- ↑ ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199
- ↑ ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150
- ↑ ر.ک. حسینی میلانی، سیدمحمد هادی، دیدگاه های علمی، ص 111 و 112
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60
- ↑ ر.ک. سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۳۰
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲
- ↑ ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 78؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ لنکرانی، محمدجواد، سخنرانی با موضوع: همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38
- ↑ سوره نمل، آیه: ۴۰
- ↑ سوره نمل، آیه: ۴۰
- ↑ سوره رعد، آیه: ۴۳
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠
- ↑ ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 109 و 110؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 143؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 159؛ صالح، سیدمحمد حسن، ارتباط مفهوم علم الکتاب و ولایت تکوینی اهل بیت(علیهم السلام)، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش 2، ص 112؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60؛ سیده رابیل، جستاری در مسألۀ علم غیب، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲
- ↑ ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38؛ موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص 145؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟
- ↑ سورۀ رعد، آیۀ 43
- ↑ ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479
- ↑ ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 89
- ↑ ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273
- ↑ ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44
- ↑ ر.ک. سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199