فیء در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = فیء
| موضوع مرتبط = فیء
| عنوان مدخل  = فیء
| عنوان مدخل  = فیء
| مداخل مرتبط = [[فیء در قرآن]] - [[فیء در حقوق اسلامی]] - [[فیء در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[فیء در قرآن]] - [[فیء در حدیث]] - [[فیء در حقوق اسلامی]] - [[فیء در فقه سیاسی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۴۷: خط ۴۷:
بنابر نظر ابوعبید، [[فدک]] جزو فیء بوده که پس از نزول آیه {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> پیامبر{{صل}} آن را به [[فاطمه]] داد<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، باب ۲۳، ص۲۳۳؛ وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۴۶.</ref> و گرفتن آن از حضرت، پس از درگذشت رسول خدا{{صل}} به هیچ وجه منطقی نبوده است.
بنابر نظر ابوعبید، [[فدک]] جزو فیء بوده که پس از نزول آیه {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> پیامبر{{صل}} آن را به [[فاطمه]] داد<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، باب ۲۳، ص۲۳۳؛ وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۴۶.</ref> و گرفتن آن از حضرت، پس از درگذشت رسول خدا{{صل}} به هیچ وجه منطقی نبوده است.


[[امیر المؤمنین]]{{ع}} از این که فدک از [[اهل بیت]] گرفته شده، اظهار [[نارضایتی]] می‌نماید و در [[نامه]] خود به [[عثمان بن حنیف]] [[حاکم بصره]] می‌فرماید: «آری، زیر این [[آسمان]]، تنها فدک در دست ما بود که [[هوای نفس]] گروهی بر آن [[بخل]] ورزید و به یغمایش برد و گروه دیگر [[سخاوت]] به [[خرج]] داد و از آن کریمانه گذشت. و [[برترین]] داور خدا است. تازه فدک و غیر فدک مرا به چه کار آید؟ زیرا خوابگاه [[آدمی]] فردا [[گور]] است...»<ref>{{متن حدیث|بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۴۵، ص۴۴۲.</ref>.
[[امیر المؤمنین]]{{ع}} از این که فدک از [[اهل بیت]] گرفته شده، اظهار نارضایتی می‌نماید و در نامه خود به [[عثمان بن حنیف]] [[حاکم بصره]] می‌فرماید: «آری، زیر این [[آسمان]]، تنها فدک در دست ما بود که [[هوای نفس]] گروهی بر آن [[بخل]] ورزید و به یغمایش برد و گروه دیگر [[سخاوت]] به [[خرج]] داد و از آن کریمانه گذشت. و [[برترین]] داور خدا است. تازه فدک و غیر فدک مرا به چه کار آید؟ زیرا خوابگاه [[آدمی]] فردا [[گور]] است...»<ref>{{متن حدیث|بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۴۵، ص۴۴۲.</ref>.


ابوعبید در ادامه بحث خود بر این نکته تأکید می‌کند که با درگذشت رسول خدا{{صل}} اموال مسلمانان به سه قسم تقسیم شده: فیء، [[خمس]] و [[صدقه]] ([[زکات]]). وی با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref> که [[مصرف]] فیء را ذکر می‌کند، مورد آن را همه [[مسلمانان]] می‌داند<ref>ابو عبید، الاموال، ص۲۳.</ref>. و در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref> گفته‌اند، همه [[نیازمندان]] را در طول [[تاریخ]] دربرمی‌گیرد. و نتیجه گرفته‌اند که فیء از آن [[مهاجران]] [[انصار]] و [[تابعان]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۲۲.</ref>.
ابوعبید در ادامه بحث خود بر این نکته تأکید می‌کند که با درگذشت رسول خدا{{صل}} اموال مسلمانان به سه قسم تقسیم شده: فیء، [[خمس]] و [[صدقه]] ([[زکات]]). وی با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref> که [[مصرف]] فیء را ذکر می‌کند، مورد آن را همه [[مسلمانان]] می‌داند<ref>ابو عبید، الاموال، ص۲۳.</ref>. و در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ}}<ref>«و کسانی که پس از آنان آمده‌اند» سوره حشر، آیه ۱۰.</ref> گفته‌اند، همه [[نیازمندان]] را در طول [[تاریخ]] دربرمی‌گیرد. و نتیجه گرفته‌اند که فیء از آن [[مهاجران]] [[انصار]] و [[تابعان]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۲۲.</ref>.
خط ۷۲: خط ۷۲:
# «اگر خبر رسد که در بیت المال مسلمانان [[خیانت]] ورزیدی، چه کم یا زیاد، بر تو به نهایت سخت گیرم آن چنان که [[تهیدست]]، گران‌بار و حقیر مانی»<ref>{{متن حدیث|لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ ثَقِيلَ الظَّهْرِ ضَئِيلَ الْأَمْرِ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۲۰، ص۳۹۲.</ref>؛
# «اگر خبر رسد که در بیت المال مسلمانان [[خیانت]] ورزیدی، چه کم یا زیاد، بر تو به نهایت سخت گیرم آن چنان که [[تهیدست]]، گران‌بار و حقیر مانی»<ref>{{متن حدیث|لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ ثَقِيلَ الظَّهْرِ ضَئِيلَ الْأَمْرِ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۲۰، ص۳۹۲.</ref>؛


در موارد دیگری نیز به همین معنا آمده است؛ مانند خطبه ۱۲۷، [[نامه]] ۴۱، ۴۳ و ۵۳. در نقل [[تحف العقول]] از [[نامه]] [[مالک اشتر]] آمده: «و برای هر یک از این دسته‌ها در فیء [[خدا]] و [[بیت المال]] گشایشی است و هر کدام را بر والی [و [[دولت]]] حقی است که کارشان را [[اصلاح]] کند و سامان دهد»<ref>{{متن حدیث|وَ فِي فَيْءِ اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرٍ يُصْلِحُهُ}}؛ تحف العقول، ص۱۳۲.</ref> علت این که از بیت المال به فیء تعبیر شده این بود که بیشتر درآمد آن از راه [[خراج]] و [[جزیه]] تأمین می‌شده است.
در موارد دیگری نیز به همین معنا آمده است؛ مانند خطبه ۱۲۷، نامه ۴۱، ۴۳ و ۵۳. در نقل [[تحف العقول]] از نامه [[مالک اشتر]] آمده: «و برای هر یک از این دسته‌ها در فیء [[خدا]] و [[بیت المال]] گشایشی است و هر کدام را بر والی [و [[دولت]]] حقی است که کارشان را [[اصلاح]] کند و سامان دهد»<ref>{{متن حدیث|وَ فِي فَيْءِ اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرٍ يُصْلِحُهُ}}؛ تحف العقول، ص۱۳۲.</ref> علت این که از بیت المال به فیء تعبیر شده این بود که بیشتر درآمد آن از راه [[خراج]] و [[جزیه]] تأمین می‌شده است.


در رساله [[محکم و متشابه]] به نقل از [[تفسیر]] [[نعمانی]] برابر نقل [[وسائل الشیعه]]، علی{{ع}} فیء را به دو دسته تقسیم نموده است: فیئی که ویژه [[امام]] است که در [[آیات]] [[سوره حشر]] به آن اشاره شده است؛ دیگر آنچه به آنها بازگشته، پس از این که دیگران [[غصب]] کرده‌اند؛ زیرا [[خداوند]] [[آدم]] را [[خلیفه]] خود در [[زمین]] قرار داده، پس زمین در [[اختیار]] [[انسان‌های برگزیده]] قرار گرفته که پس از [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آنچه از [[زمین‌ها]] و [[املاک]] غصب شده با [[شمشیر]] از آنان باز پس گرفته شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۷۰.</ref>. این قسم از فیء ابهام دارد؛ اما به نظر می‌رسد آنچه در گذشته از [[کلینی]] درباره [[انفال]] بخش دریاها و بیابان‌ها یاد شد بر گرفته از این سخن علی{{ع}} است که در تفسیر نعمانی آمده. گویا [[روایت]] آن نزد کلینی بوده؛ اما به جهت ضعف سند، آن را نقل نکرده؛ ولی از مضمون آن بهره برده و از آن به «فیء راجع» تعبیر می‌کند؛ یعنی آنچه با شمشیر باز گردانده شده، سپس [[آیه خمس]] را ذکر نموده است. اگر بپذیریم شرحی که کلینی یاد کرده بر گرفته از این [[حدیث]] [[علوی]] است، [[سخن]] [[علامه مجلسی]] و نقد وی به کلینی که چنین معنایی در لغت ذکر نشده و مخالف ظاهر آیات و روایت است، چندان دقیق نخواهد بود<ref>اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج۲، ص۶۲۷؛ مرآه العقول، ج۶، ص۲۴۷.</ref>. علی{{ع}} در یک مورد در [[نهج البلاغه]]، فیء را در برابر دیگر منابع [[بیت المال]] آورده است. [[روایت]] شده که نزد [[عمر بن خطاب]] در ایام خلافتش از [[زیور]] [[کعبه]] و فراوانی آن سخن به میان آمد و برخی پیشنهاد کردند که اگر آنها برای تجهیز سپاه اسلام به کار رود بهتر است؛ زیرا کعبه نیاز به زیور ندارد. [[عمر]] قصد آن داشت و از علی{{ع}} در این باره پرسید. حضرت فرمود: « به [[راستی]] که [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید و حال آن که مال‌ها چهار قسم بود: مال‌های [[مسلمانان]]، پس آن را میان سهم بران در [[میراث]] قسمت نمود. و فیء که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود. و [[خمس]] که آن را در جایی که باید نهاد. و [[صدقات]] و [[زکات]] که آن را [[خداوند]] در مصرف‌های معین قرار داد. و در آن [[روز]]، کعبه زیور داشت و خداوند آن را بدان حال که بود گذاشت. آن را از روی [[فراموشی]] رها ننمود و مکانش بر [[خدا]] پوشیده نبود. تو نیز آن را در جایی بگذار که خدا و پیامبر او مقرر کرده‌اند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَمْوَالُ أَرْبَعَةٌ أَمْوَالُ الْمُسْلِمِينَ فَقَسَّمُوهَا بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِي الْفَرَائِضِ وَ الْفَيْءُ فَقَسَمَهُ عَلَى مُسْتَحِقِّهِ وَ الْخُمُسُ فَوَضَعَهُ اللَّهُ حَيْثُ وَضَعَهُ وَ الصَّدَقَاتُ فَجَعَلَهَا اللَّهُ حَيْثُ جَعَلَهَا وَ كَانَ حُلِيُّ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ فَتَرَكَهُ عَلَى حَالِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْيَاناً وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكَانُهُ فَأَقَرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ترجمه شهیدی، ص۴۱۱.</ref>؛ عمر گفت: اگر تو نبودی [[رسوا]] میشدیم و زیور را به حال خود گذارد.
در رساله [[محکم و متشابه]] به نقل از [[تفسیر]] [[نعمانی]] برابر نقل [[وسائل الشیعه]]، علی{{ع}} فیء را به دو دسته تقسیم نموده است: فیئی که ویژه [[امام]] است که در [[آیات]] [[سوره حشر]] به آن اشاره شده است؛ دیگر آنچه به آنها بازگشته، پس از این که دیگران [[غصب]] کرده‌اند؛ زیرا [[خداوند]] [[آدم]] را [[خلیفه]] خود در [[زمین]] قرار داده، پس زمین در [[اختیار]] [[انسان‌های برگزیده]] قرار گرفته که پس از [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آنچه از [[زمین‌ها]] و [[املاک]] غصب شده با [[شمشیر]] از آنان باز پس گرفته شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۷۰.</ref>. این قسم از فیء ابهام دارد؛ اما به نظر می‌رسد آنچه در گذشته از [[کلینی]] درباره [[انفال]] بخش دریاها و بیابان‌ها یاد شد بر گرفته از این سخن علی{{ع}} است که در تفسیر نعمانی آمده. گویا [[روایت]] آن نزد کلینی بوده؛ اما به جهت ضعف سند، آن را نقل نکرده؛ ولی از مضمون آن بهره برده و از آن به «فیء راجع» تعبیر می‌کند؛ یعنی آنچه با شمشیر باز گردانده شده، سپس [[آیه خمس]] را ذکر نموده است. اگر بپذیریم شرحی که کلینی یاد کرده بر گرفته از این [[حدیث]] [[علوی]] است، [[سخن]] [[علامه مجلسی]] و نقد وی به کلینی که چنین معنایی در لغت ذکر نشده و مخالف ظاهر آیات و روایت است، چندان دقیق نخواهد بود<ref>اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج۲، ص۶۲۷؛ مرآه العقول، ج۶، ص۲۴۷.</ref>. علی{{ع}} در یک مورد در [[نهج البلاغه]]، فیء را در برابر دیگر منابع [[بیت المال]] آورده است. [[روایت]] شده که نزد [[عمر بن خطاب]] در ایام خلافتش از [[زیور]] [[کعبه]] و فراوانی آن سخن به میان آمد و برخی پیشنهاد کردند که اگر آنها برای تجهیز سپاه اسلام به کار رود بهتر است؛ زیرا کعبه نیاز به زیور ندارد. [[عمر]] قصد آن داشت و از علی{{ع}} در این باره پرسید. حضرت فرمود: « به [[راستی]] که [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید و حال آن که مال‌ها چهار قسم بود: مال‌های [[مسلمانان]]، پس آن را میان سهم بران در [[میراث]] قسمت نمود. و فیء که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود. و [[خمس]] که آن را در جایی که باید نهاد. و [[صدقات]] و [[زکات]] که آن را [[خداوند]] در مصرف‌های معین قرار داد. و در آن [[روز]]، کعبه زیور داشت و خداوند آن را بدان حال که بود گذاشت. آن را از روی فراموشی رها ننمود و مکانش بر [[خدا]] پوشیده نبود. تو نیز آن را در جایی بگذار که خدا و پیامبر او مقرر کرده‌اند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَمْوَالُ أَرْبَعَةٌ أَمْوَالُ الْمُسْلِمِينَ فَقَسَّمُوهَا بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِي الْفَرَائِضِ وَ الْفَيْءُ فَقَسَمَهُ عَلَى مُسْتَحِقِّهِ وَ الْخُمُسُ فَوَضَعَهُ اللَّهُ حَيْثُ وَضَعَهُ وَ الصَّدَقَاتُ فَجَعَلَهَا اللَّهُ حَيْثُ جَعَلَهَا وَ كَانَ حُلِيُّ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ فَتَرَكَهُ عَلَى حَالِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْيَاناً وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكَانُهُ فَأَقَرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ترجمه شهیدی، ص۴۱۱.</ref>؛ عمر گفت: اگر تو نبودی [[رسوا]] میشدیم و زیور را به حال خود گذارد.


جریان زیور کعبه در [[سنن بیهقی]]<ref>بیهقی، سنن الکبری، ج۵، ص۱۵۹.</ref> و دیگر منابع اهل سنت آمده است<ref>ر.ک: مصادر نهج البلاغه، ج۴، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۵۷۶ - ۵۷۸.</ref>
جریان زیور کعبه در [[سنن بیهقی]]<ref>بیهقی، سنن الکبری، ج۵، ص۱۵۹.</ref> و دیگر منابع اهل سنت آمده است<ref>ر.ک: مصادر نهج البلاغه، ج۴، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۵۷۶ - ۵۷۸.</ref>
خط ۹۲: خط ۹۲:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:فیء]]
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش