بنی حارث بن خزرج: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶: خط ۱۶:


پس از [[اسلام]] و پس از انجام [[فتوحات]] [[اسلامی]] علاوه بر [[مدینه]]، نقاطی دیگر از سرزمین‌های فتح شده به ویژه [[عراق]] و شهرهای بزرگ آن، [[کوفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۹۴، ۹۵، ۹۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۶ و ج۳، ص۱۰۷۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۷.</ref> و [[بصره]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰.</ref> هم، بر دامنه مناطق سرزمینی این [[قوم]] افزوده شد. ضمن این که شام<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۶.</ref> و مرکز آن [[شهر دمشق]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۸؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۰۸.</ref> و نیز [[مصر]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۳۲۲.</ref> و [[اندلس]] را هم باید از دیگر مواطن اسلامی این قوم محسوب کرد. در اندلس در [[شهر]] اشبیلیه، در روستایی به نام «[[شوش]]» جمعی از [[مردمان]] این قوم از [[نسل]] بنی عبدالسلام بن سری بن هاشم بن عبد السلام بن ابی رواحة بن مسلم بن عبدالکریم بن بشیر بن نعمان بن بشیر [[زندگی]] می‌کردند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>. بنی [[خبیب]] و بنی قطنین بیازی از [[فرزندان]] عبداللّه بن رواحه هم از دیگر [[طوایف]] بنی حارث بن خزرج بودند که در [[قریه]] إختیانه از توابع قَبرَه<ref>»قبره» از مناطق اندلس بود که از برخی جهات به منطقه بزرگ قرطبه مرتبط بود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۵)</ref> اندلس ساکن بودند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
پس از [[اسلام]] و پس از انجام [[فتوحات]] [[اسلامی]] علاوه بر [[مدینه]]، نقاطی دیگر از سرزمین‌های فتح شده به ویژه [[عراق]] و شهرهای بزرگ آن، [[کوفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۹۴، ۹۵، ۹۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۶ و ج۳، ص۱۰۷۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۷.</ref> و [[بصره]]<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰.</ref> هم، بر دامنه مناطق سرزمینی این [[قوم]] افزوده شد. ضمن این که شام<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۶.</ref> و مرکز آن [[شهر دمشق]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۸؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۰۸.</ref> و نیز [[مصر]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۳۲۲.</ref> و [[اندلس]] را هم باید از دیگر مواطن اسلامی این قوم محسوب کرد. در اندلس در [[شهر]] اشبیلیه، در روستایی به نام «[[شوش]]» جمعی از [[مردمان]] این قوم از [[نسل]] بنی عبدالسلام بن سری بن هاشم بن عبد السلام بن ابی رواحة بن مسلم بن عبدالکریم بن بشیر بن نعمان بن بشیر [[زندگی]] می‌کردند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>. بنی [[خبیب]] و بنی قطنین بیازی از [[فرزندان]] عبداللّه بن رواحه هم از دیگر [[طوایف]] بنی حارث بن خزرج بودند که در [[قریه]] إختیانه از توابع قَبرَه<ref>»قبره» از مناطق اندلس بود که از برخی جهات به منطقه بزرگ قرطبه مرتبط بود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۵)</ref> اندلس ساکن بودند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی حارث بن خزرج و ایام [[جاهلی]]==
«[[یوم]] [[حاطب]]» از نبردهای بزرگ جاهلی [[انصار]] است که بنی حارث، در کنار دیگر [[اقوام]] [[خزرجی]] خود در آن حضور داشتند. از [[یوم بعاث]] که بگذریم، [[جنگ]] حاطب، آخرین نبردی بود که پیش از [[اسلام]]، میان [[اوس و خزرج]] روی داد و سبب آن هم این بود که مردی از [[بنی ثعلبة بن سعد]] نزد حاطب بن قیس -از بزرگان [[بنی امیة بن زید بن مالک اوسی]]- مهمان شد. این فرد روزی به [[بازار]] [[بنی قینقاع]] رفت. در بازار، فردی به نام [[یزید بن حارث]] معروف به «ابن فحسم» از [[طایفه]] بنی حارث بن خزرج -از تیره‌های [[قبیله خزرج]]- او را دید و مردی از [[یهودیان]] را برانگیخت که چنانچه اگر اردنگی‌ای به این [[مرد]] [[ثعلبی]] بزند، عبای خود را به او می‌بخشد. مرد [[یهودی]] نیز [[عبا]] را گرفت و چنان اردنگی‌ای به آن مرد ثعلبی زد که تمام بازار از آن خبر یافتند. مرد ثعلبی که با چنین توهینی روبرو شد، از [[فرزندان]] حاطب کمک‌طلبید. خبر به حاطب رسید. پس خود را به [[سرعت]] به مهمان خود رساند و با شمشیرش آن فرد یهودی را کشت. یزید بن حارث نیز که آن فردی یهودی را به چنین کاری برانگیخته بود، به [[انتقام]] بر آمد و چون به حاطب دست نیافت، فردی دیگر از بنی معاویة بن مالک بن [[غضب]] را کشت. این امر، [[نبرد]] بین دو [[قبیله]] اوس و خزرج را در پی داشت و دو طرف بدون توجه به سخنان میانجیان، وارد نبردی خونین شدند که به [[پیروزی]] خزرج منتهی گردید<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۱-۶۷۲.</ref>. [[ابن هشام]] (م. ۲۱۸ [[هجری]]) این واقعه را با نقلی متفاوت در کتاب خود «[[السیرة النبویه]]» چنین ذکر کرده است: «[[حاطب بن حارث بن قیس بن هیشه اوسی]] فردی یهودی از [[همسایگان]] بنی خزرج را به [[هلاکت]] رساند. از این روی، یزید بن حارث بن قیس بن مالک معروف به «ابن فسحم» با تنی چند از بنی حارث بن خزرج بر او [[حمله]] کردند و او را به [[قتل]] رساندند. این امر، [[جنگ]] خونینی را بین [[اوس و خزرج]] به همراه داشت که در جریان آن، جمع زیادی از [[مردم]] دو طرف از جمله [[سوید بن صامت اوسی]] کشته شدند. این [[نبرد]] با [[غلبه]] بنی خزرج بر [[اوسیان]] خاتمه یافت».<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۸۷-۲۸۸.</ref>
[[قضاوت]] کردن بین [[اوس و خزرج]] در جریان [[جنگ]] [[سمیر]] (از جنگ‌های [[جاهلی]]) توسط [[عمرو بن امرؤالقیس بن مالک بن ثعلبه]] هم از دیگر رخدادهای مهم گزارش شده از [[دوران جاهلی]] است که نامی از [[مردم]] بنی حارث بن خزرج در آن به ثبت و ضبط رسیده است<ref>هشام بن محمد کلبی، [[نسب]] معد و [[الیمن]] [[الکبیر]]، ج۱، ص۴۰۴؛ [[ابن حزم]]، [[جمهرة انساب العرب]]، ص۳۶۳.</ref>. گفته شده که امتناع [[مالک بن عجلان خزرجی]] از پذیرش این [[حکم]]، موجب دلخوری و در نتیجه عدم حضور [[طایفه]] بنی حارث بن خزرج در [[نبرد]] سمیر در جانبداری از [[خزرجیان]] و مالک بن عجلان، علیه [[اوس]] و [[طوایف]] آن شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۲

نسب قوم

بنی حارث -که در برخی منابع به اختصار از آنها با نام و عنوان «بلحارث بن خزرج» یاد شده است،-[۱] در شمار قبایل قحطانی[۲] و از فروعات و شاخه‌های قبیله خزرج‌اند که نسب از حارث بن خزرج بن حارثة بن ثعلبة بن عمرو مزیقیاء بن عامر ماء السماء بن حارثة الغطریف بن امرئ القیس البطریق بن ثعلبة العنقاء بن مازن بن ازد می‌برند[۳]. حارث بن خزرج فرزندانی به اسامی جشم و زید مناة معروف به «توأمان»[۴] و نیز خزرج، عوف، صخر[۵] و جردش[۶] و به نقلی حُردَیش[۷] داشت که برخی منابع، بر این جمع «جدیم» را نیز افزوده‌اند[۸]. این فرزندان و ذراری آنها، بعدها طایفه‌ای را شکل دادند که به نام سرشاخه شان، «بنی حارث بن خزرج» نام گرفت. بنی حارث هم بسان بسیاری دیگر از قبایل و طوایف عرب، به انشعابات و فروعات عدیده‌ای تقسیم یافتند که علاوه بر فروعات بزرگی چون: بنی جشم بن حارث بن خزرج[۹]، بنی زید بن حارث بن خزرج[۱۰]، بنی عوف بن حارث بن خزرج[۱۱] و بنی خزرج بن حارث بن خزرج[۱۲] از مهمترین زیر شاخه‌های آن باید از بنی خُدرَة (ابجر) بن عَوف[۱۳]، بنی خدارة بن عوف[۱۴]، بنی مالک الاغر بن ثعلبه[۱۵]، بنی عامر بن ثعلبة بن کعب[۱۶] بنی عدی بن کعب[۱۷] و بنی عامر بن مالک الاغر[۱۸] یاد کرد. از میان این طوایف، خاندانهای بنی جردش بن حارث[۱۹]، بنی عامر بن مالک الاغرّ[۲۰]، بنی عامر بن ثعلبة بن کعب[۲۱] بنی عدی بن کعب[۲۲] و نیز تمامی افراد بنی صخر بن حارث بن خزرج[۲۳]، با مهاجرت به شام، در جمع غسانی‌ها وارد شدند و عنوان غسانی به خود گرفتند. لازم به ذکر است که طایفه‌ای دیگر در قبیله اوس با نام مشابه بنی حارث بن خزرج الأصغر بن عمرو النبیت بن مالک بن اوس[۲۴] وجود دارد که عدم اشتباه و خلط مطالب دقت دو چندان محققین محترم را می‌طلبد.[۲۵]

مساکن و منازل بنی حارث

مردمان اوس و خزرج، اصالتی یمنی دشتند[۲۶]. آنها، نخست -در کنار قبیله مادری خود، ازد،- در «مأرب» موطن داشتند تا این که به رهبری رییس خود -عمرو بن عامر مزیقیاء- پیش از تخریب سیل عظیم عرم از این شهر کوچ کردند و در شهرها و عرصه‌های شمالی‌تر پراکنده شدند و هر گروهی از آنان، ناحیه‌ای را برای اقامت برگزید. خزاعه در حجاز و گروهی دیگر که به «غسان» شهرت یافتند، در شام ماندگار شدند. ثعلبة بن عمرو بن عامر و همراهانش، به مدینه که آن زمان «یثرب» خوانده می‌شد، عزیمت کردند و نوه هایش اوس و خزرج پسران [[حارثة بن ثعلبه در این دیار، ماندگار شدند[۲۷]. آنان این حضور را با کنار زدن یهودیان مدینه تقویت کردند و علاوه بر اطراف شهر، به شهر یثرب نیز وارد شدند[۲۸]. در این میان، بنی حارث بن خزرج[۲۹] و به طور مشخص تیره بنی جشم و بنی زید فرزندان حارث بن خزرج[۳۰]، «عوالی» در شرق دره بطحان را منزل و مأوای خود قرار دادند[۳۱] و در آنجا قلعه‌ای ساختند که بدان «سُنح» یا «ریان» می‌گفتند. منطقه مورد نظر نیز، بعدها به نام همین قلعه«سنح» خوانده شد[۳۲]. این منطقه که از محلات مدینه به شمار می‌رفت تا منزل و مسجد پیامبر(ص) یک میل راه فاصله داشت[۳۳]. اندکی بعد، بنی خدارة بن عوف از این منطقه کوچیدند و به منطقه‌ای به نام «جرار سعد» در نزدیکی بازار مدینه رفتند[۳۴]. بنی ابجر یا همان بنی خدره هم، از سنح به منطقه‌ای که بعدها به نامشان «بنی خدره» نامیده شد، مهاجرت کردند و ضمن سکونت در آن، قلعه‌ای در آنجا به نام «الأجرد» بنا کردند. در این قلعه، چاه معروف «البصه» قرار داشت که از آن مالک بن سنان جد ابوسعید خدری بود[۳۵]. بنی حارثی‌ها همچنین، در مدینه، قلعه‌ای به نام «واسط» برای خود بنا نهاده بودند[۳۶]. بعدها و پس از ظهور اسلام، آنان در مناطق محل سکونت خود، مساجدی را بنا نهاده بودند که مسجد بنی حارث بن خزرج و مسجد سنح از آن جمله بود. این دو مسجد، از مساجد معروف مدینه در صدر اسلام بودند که بنا بر برخی نقلها، رسول ختمی مرتبت(ص) در آن نماز اقامه کرده بودند[۳۷].

علاوه بر مدینه، شام هم از دیگر مناطقی بود که مسکن و موطن اقوامی از بنی حارث بن خزرج در عهد جاهلی قرار گرفت. سالها پیش از اسلام، بنی عامر بن ثعلبة بن کعب[۳۸]و نیز بعضی از فرزندان خزرج بن حارث بن خزرج از جمله همه افراد خاندان بنی عدی بن کعب بن خزرج بن حارث، جز دو نفر، همراه با دیگر طوایف غسانی به شام کوچیدند. به واسطه این مهاجرت، این دسته از خزرجی‌ها، از دایره شمول «انصار» خارج شدند و به آنها «انصاری» اطلاق نشده است[۳۹]. ابن کلبی (م. ۲۰۴ هجری) از تمامی افراد بنی صخر بن حارث بن خزرج در شمار مهاجران شام و از غسانی‌ها یاد کرده، آورده است: احدی از ایشان در شمار انصار قرار نگرفته‌اند[۴۰]. او همچنین از مردم بنی جردش بن حارث بن خزرج نیز در شمار کوچ کنندگان به شام و داخل شدن در جمع قبایل غسانی در دوران جاهلیت نام برده است[۴۱].

پس از اسلام و پس از انجام فتوحات اسلامی علاوه بر مدینه، نقاطی دیگر از سرزمین‌های فتح شده به ویژه عراق و شهرهای بزرگ آن، کوفه[۴۲] و بصره[۴۳] هم، بر دامنه مناطق سرزمینی این قوم افزوده شد. ضمن این که شام[۴۴] و مرکز آن شهر دمشق[۴۵] و نیز مصر[۴۶] و اندلس را هم باید از دیگر مواطن اسلامی این قوم محسوب کرد. در اندلس در شهر اشبیلیه، در روستایی به نام «شوش» جمعی از مردمان این قوم از نسل بنی عبدالسلام بن سری بن هاشم بن عبد السلام بن ابی رواحة بن مسلم بن عبدالکریم بن بشیر بن نعمان بن بشیر زندگی می‌کردند[۴۷]. بنی خبیب و بنی قطنین بیازی از فرزندان عبداللّه بن رواحه هم از دیگر طوایف بنی حارث بن خزرج بودند که در قریه إختیانه از توابع قَبرَه[۴۸] اندلس ساکن بودند[۴۹].[۵۰]

بنی حارث بن خزرج و ایام جاهلی

«یوم حاطب» از نبردهای بزرگ جاهلی انصار است که بنی حارث، در کنار دیگر اقوام خزرجی خود در آن حضور داشتند. از یوم بعاث که بگذریم، جنگ حاطب، آخرین نبردی بود که پیش از اسلام، میان اوس و خزرج روی داد و سبب آن هم این بود که مردی از بنی ثعلبة بن سعد نزد حاطب بن قیس -از بزرگان بنی امیة بن زید بن مالک اوسی- مهمان شد. این فرد روزی به بازار بنی قینقاع رفت. در بازار، فردی به نام یزید بن حارث معروف به «ابن فحسم» از طایفه بنی حارث بن خزرج -از تیره‌های قبیله خزرج- او را دید و مردی از یهودیان را برانگیخت که چنانچه اگر اردنگی‌ای به این مرد ثعلبی بزند، عبای خود را به او می‌بخشد. مرد یهودی نیز عبا را گرفت و چنان اردنگی‌ای به آن مرد ثعلبی زد که تمام بازار از آن خبر یافتند. مرد ثعلبی که با چنین توهینی روبرو شد، از فرزندان حاطب کمک‌طلبید. خبر به حاطب رسید. پس خود را به سرعت به مهمان خود رساند و با شمشیرش آن فرد یهودی را کشت. یزید بن حارث نیز که آن فردی یهودی را به چنین کاری برانگیخته بود، به انتقام بر آمد و چون به حاطب دست نیافت، فردی دیگر از بنی معاویة بن مالک بن غضب را کشت. این امر، نبرد بین دو قبیله اوس و خزرج را در پی داشت و دو طرف بدون توجه به سخنان میانجیان، وارد نبردی خونین شدند که به پیروزی خزرج منتهی گردید[۵۱]. ابن هشام (م. ۲۱۸ هجری) این واقعه را با نقلی متفاوت در کتاب خود «السیرة النبویه» چنین ذکر کرده است: «حاطب بن حارث بن قیس بن هیشه اوسی فردی یهودی از همسایگان بنی خزرج را به هلاکت رساند. از این روی، یزید بن حارث بن قیس بن مالک معروف به «ابن فسحم» با تنی چند از بنی حارث بن خزرج بر او حمله کردند و او را به قتل رساندند. این امر، جنگ خونینی را بین اوس و خزرج به همراه داشت که در جریان آن، جمع زیادی از مردم دو طرف از جمله سوید بن صامت اوسی کشته شدند. این نبرد با غلبه بنی خزرج بر اوسیان خاتمه یافت».[۵۲]

قضاوت کردن بین اوس و خزرج در جریان جنگ سمیر (از جنگ‌های جاهلی) توسط عمرو بن امرؤالقیس بن مالک بن ثعلبه هم از دیگر رخدادهای مهم گزارش شده از دوران جاهلی است که نامی از مردم بنی حارث بن خزرج در آن به ثبت و ضبط رسیده است[۵۳]. گفته شده که امتناع مالک بن عجلان خزرجی از پذیرش این حکم، موجب دلخوری و در نتیجه عدم حضور طایفه بنی حارث بن خزرج در نبرد سمیر در جانبداری از خزرجیان و مالک بن عجلان، علیه اوس و طوایف آن شد[۵۴].[۵۵]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: واقدی‌، المغازی‌، ج۱، ص۳۰۲ و ۳، ص۹۲۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۵۸؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۴۱ و۲۳۳.
  2. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۴۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۲۸.
  3. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۹۰ و ۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۲۸. قلقشندی در ذکر نسب بنی اوس، نسبت او را بنی اوس بن حارثة بن تغلب بن مزیقیاء برشمرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۹۳)
  4. شاید همان‌گونه که برخی مترجمین، عنوان داشته‌اند، دو قلو بودنشان، دلیل این نامگذاری باشد.
  5. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۷. نیز ر.ک: نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶.
  6. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱.
  7. نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۶۳.
  8. نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۳.
  9. واقدی‌، المغازی‌، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۲؛ ابن حزم، جمهرة انس اب العرب، ص۳۶۱.
  10. واقدی‌، المغازی‌، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۹۰.
  11. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۸۵۸.
  12. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲.
  13. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۸۹۱.
  14. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۰؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲ و ۴۷۲. ضمن این که نویری از آن با نام «بنی خدار» (نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۶) و جمعی دیگر هم، از این طایفه با عنوان «بنی جدارة بن عوف» یاد کرده‌اند. (واقدی‌، المغازی‌، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۱)
  15. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲-۳۶۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۱۷۵. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۷. ضمن این که برخی منابع از آن با عنوان «بنی اغَر بن معاویة بن کعب بن خزرج بن حارث بن خزرج» یاد کرده‌اند. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۹۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۶)
  16. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۷.
  17. یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۶.
  18. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۷.
  19. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۶.
  20. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ یاقوت حموی، المقتضب م ن کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۷.
  21. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۷.
  22. یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۶.
  23. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴.
  24. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۰-۵۴۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱، ص۴۶؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۱۴.
  25. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  26. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۷۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۸۸.
  27. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۵-۶۵۶.
  28. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۶-۶۵۸.
  29. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱.
  30. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷-۱۵۸.
  31. جمال الدین محمد بن احمد مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دارالهجره، ص۷۹؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷. نیز ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶۵.
  32. سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷-۱۵۸. نیز ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۲۸.
  33. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۸؛ احمد ابراهیم شریف، احوال مکه و المدینه احوال مکة المشرفه و المسجدالحرام و المدینة المشرفة و القبر الشریف، برگ ۵۰.
  34. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  35. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  36. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۶.
  37. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۶۸.
  38. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۷.
  39. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۸.
  40. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴.
  41. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴. نیز ر.ک: یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۲۲۶.
  42. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۹۴، ۹۵، ۹۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۶ و ج۳، ص۱۰۷۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۷.
  43. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰.
  44. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۶.
  45. ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۸؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۰۸.
  46. ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۳۲۲.
  47. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۴-۳۶۵.
  48. »قبره» از مناطق اندلس بود که از برخی جهات به منطقه بزرگ قرطبه مرتبط بود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۰۵)
  49. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.
  50. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  51. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۷۱-۶۷۲.
  52. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۸۷-۲۸۸.
  53. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.
  54. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶.
  55. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.