علم لدنی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-=='''منبع‌شناسی جامع علم معصوم'''== {{پرسش‌های وابسته}} {{ستون-شروع|3}} +==منبع‌شناسی جامع علم معصوم== {{منبع‌شناسی جامع}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[علم لدنی معصوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[علم لدنی معصوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>


'''علم لدنی'''، افاضۀ بی‌واسطۀ [[دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان]] شایسته؛ مانند: [[پیامبران]] یا [[امامان الهی]] {{ع}} است. علم لدنی، با علمی که انسان‌های عادی می‌آموزند تفاوت دارد. مانند آنچه به [[حضرت خضر]] {{ع}} داده شد: {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. سوره کهف آیه ۶۵.</ref>. این [[علم]] به موجب ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] که آن را اثبات می‌کند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمی‌پذیرد و به اصطلاح [[علم]] است، به آنچه در [[لوح محفوظ]] ثبت شده است و [[آگاهی]] است از آنچه قضای حتمی [[خداوند]] به آن تعلق گرفته و لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه [[علم]] از آن جهت که حتمی‌الوقوع می‌باشد تعلق نمی‌گیرد.
==معناشناسی==


==مقدمه==
===معناشناسی «[[غیب]]» و «[[علم غیب]]»===
بر اساس منابع قرآنی و حدیثی و به حکم عقل، [[امامان]] علاوه بر صفت [[عصمت]] و [[الهام]] دارای [[علم ویژه الهی]] یا همان «علم لدنی» نیز هستند، به این معنی که [[علم]] و [[معرفت]] آنان نه مانند [[علم]] [[انسان‌ها]] از راه عادی مانند [[آموزش]] و فراگیری، بلکه مانند [[علم پیامبران]] از طرق غیرعادی مثل [[الهام]] و [[فرشتگان]] به دست می‌‌‌آید که در ادبیات [[روایات]] به "محدثون" و "مفهّمون" تعبیر می‌‌‌شود. یعنی از جمله [[راه‌های انتقال علوم به اهل بیت]]{{عم}} اعطای آن از طریق علم لدنی است. علم لدنی یا [[علم افاضی]] از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان [[علمای شیعه]] برای اشاره به [[علم موهوبی]] رواج یافته و برگفته شده از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف است: {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا ءَاتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ عَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم. سوره کهف آیه ۶۵.</ref>؛ [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و بنده‌ای از [[بندگان خدا]] ([[حضرت خضر]]) است که [[خداوند]] در توصیف وی از بهره‌مندی او از [[علمی]] [[الهی]] سخن می‌گوید<ref>ر.ک: [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ ـ ۲۱۰؛ [[طیبه اکبری راد|اکبری راد، طیبه]]، [[فاطمه جمشیدی|جمشیدی، فاطمه]]، [[بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث (مقاله)|بررسی مفهوم علم و کیفیت انتقال آن در احادیث]]، ص ۹۷؛ </ref>.


==معناشناسی علم لدنی==
====معنای لغوی====
"لدن" در لغت به معنی "قُرب و نزدیکیِ" و در اصطلاح، تعاریف مختلفی از سوی [[دانشمندان]] [[اسلامی]] در مورد آن صورت گرفته است، اما باید گفت علم لدنی، افاضۀ بی‌واسطۀ [[دانش]]، از ناحیۀ [[خداوند]] به برخی از [[بندگان]] [[شایسته]] است. واژۀ "[[افاضه]]" به غیر اکتسابی و غیر تحصیلی بودن اشاره دارد و قید "واسطه" آن را از [[علوم]] دیگر که همگی با وسائطی از ناحیۀ [[خداوند]] در [[اختیار]] [[بشر]] قرار گرفته‌اند، متمایز و غیر عادی بودنِ طریقِ [[افاضه]] و تحصیل آن را [[بیان]] می‌نماید و مراد از "[[دانش]]" اعم از [[علوم غیبی]] است یعنی هم [[علم]] به "[[اسرار]] مخفی" را شامل می‌شود و هم مشهوداتی که از طریقِ ابزار مادی تحصیل [[علم]] به دست نیامده است.
به عبارتی دیگر در یک تقسیم [[علم]] بر دو نوع  است:
#[[علمی]] که [[بشر]] عادی با آن سر و کار دارد، با مغز و با حافظه [[انسان]] سر و کار دارد و در قسمتی از وجود [[انسان]] انباشته می‌شود.
#[[علمی]] که نزد [[خداوند]] است و با [[عنایت]] [[پروردگار]] به [[پیامبر]] و [[امامان]] داده شده است، لذا کسب کردنی و آموختنی نبوده، بلکه از [[عالم غیب]] بر [[قلب]] [[انسان]] وارد شده است و علم لدنی نامیده می‌شود.


علم لدنی [[علم]] به همه چیز است و با [[علمی]] که انسان‌های عادی می‌آموزند تفاوت دارد. [[قرآن]] نمونه‌ای از این [[علم]] را در جریان [[حکومت]] و نفوذ [[حضرت سلیمان]] بر عالم ارائه می‌کند و [[علم موهوب]] همان علم لدنی است که از جانب [[خداوند]] به [[بنده]] عطا می‌شود تا [[بنده]] از ثمرات و عطایای اسم «وهاب» برخوردار باشد، مانند [[علم]] [[انبیا]]<ref>ر.ک: [[سید مرتضی حسینی شاهرودی|حسینی شاهرودی، سید مرتضی]]، آشنایی با عرفان اسلامی، ص ۴۵؛ [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایان‌نامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص ۶۳؛ [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایان‌نامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۱۱۲؛ [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایان‌نامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص ۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۵۵.</ref>.
====معنای اصطلاحی====


==ویژگی علم لدنی==
===معناشناسی «[[علم لدنی]]»===
علم لدنی اصطلاحی است برگرفته از [[قرآن کریم]] که در مورد [[حضرت خضر]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref>«و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم»؛ سوره کهف، آیۀ ۶۵.</ref>. ویژگی علم لدنی این است که از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی [[الهی]] است و [[خدا]] به هر که بخواهد اعطا می‌کند، حواس و [[تفکر]] را به آن راهی نیست، این [[علم]] به موجب ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] که آن را اثبات می‌کند قابل هیچ گونه تخلفی نبوده و تغییر نمی‌پذیرد و به اصطلاح [[علم]] است، به آنچه در [[لوح محفوظ]] ثبت شده است و [[آگاهی]] است از آنچه قضای حتمی [[خداوند]] به آن تعلق گرفته و لذا هیچ گونه تکلیفی به متعلق این گونه [[علم]] از آن جهت که حتمی‌الوقوع می‌باشد تعلق نمی‌گیرد. علم لدنی و موهوبی از طریق مهارت [[باطن]] و ریاضت‌های [[شرعی]] و انجام فرائض و نوافل و در اثر [[اخلاص]] به انسان‌های [[پاک]] و مستعد [[افاضه]] می‌شود. این [[علم]] هم شامل [[علم]] به ظاهر [[احکام]] و [[باطن شریعت]]، هم شامل [[علوم غیبی]] و حوادث گذشته و [[آینده]] که به صورت قضایای قطعیه هستند و هم شامل [[الهامات]] [[قلبی]] می‌شود.


علم لدنی و موهوبی [[افضل]] [[علوم]] بلکه [[علم]] [[حقیقی]] است<ref>نراقی، ملا احمد، رسائل و مسائل فی حل غوامض المسائل، ج ۳، ص ۵۲ ـ ۵۶.</ref>، [[علم]] شهودی و حضوری است که از راه [[تهذیب نفس]] و پیمودن مسیر [[تکامل]] و بار یافتن به [[مقام]] لدن، به دست می‌آید. علم لدنی گاهی به صورت [[وحی]] و گاهی به صورت [[الهام]] و در پاره‌ای موارد به شکل [[تحدیث]] به دست می‌‌‌آید. روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد این [[علم موهبتی]] از جانب [[خداوند]] است و شامل حال [[امام]] می‌شود، مانند اینکه [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرمایند: "اگر [[خداوند]] [[بنده]]‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او [[علمی]] [[الهی]] می‌‌‌دهد که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید"<ref>ر.ک: [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۱ و ۴۲؛ [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه؛ [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲.</ref>
====معنای لغوی====


==[[ضرورت]] علم لدنی==
====معنای اصطلاحی====
به منظور تحقق [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان‌ها]]، [[امام]] باید اولاً: نسبت به معارف اسلامی، [[علم خدادادی]] داشته باشد؛ ثانیاً: نسبت به چگونگی اداره [[جامعه]] و اجرای قوانین اسلامی از [[علم الهی]] برخوردار باشد؛ زیرا اگر [[امام]] فقط عالم به [[معارف]] بوده و [[علم]] [[مدیریت]] نداشته باشد، [[اجرای قوانین]] [[اسلام]] تعطیل می‌ماند. لذا [[امام]] باید [[معصوم]] باشد تا عملش در [[معارف دین]] و مدیریت جامعه [[خطاناپذیر]] باشد. با مراجعه به [[روایات]] درمی‌یابیم که [[علم امام]]، فراتر از [[معارف]] و مدیریت جامعه است. [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرمایند: "من به همه آنچه در آسمان‌ها و [[زمین]] است و آنچه در [[بهشت و جهنم]] است، [[علم]] دارم. من به همه امور مربوط به گذشته و [[آینده]] [[علم]] و [[آگاهی]] دارم"<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۴.</ref>.


==[[روایات]] در مورد علم لدنی==
==[[روابط]] معنایی همسو و نسبت میان آنها==
در مورد [[علم امام]]، [[روایات]] نشان می‌دهد، [[امام]]{{ع}} از راه [[موهبت الهی]] و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز [[آگاه]] است و هر چیز را بخواهد، به [[اذن]] [[خدا]]، به ادنی توجیهی می‌داند، در [[روایات]] دو نکته وجود دارد، یکی اینکه [[علم امام]] از سوی [[خداوند]] به وی اعطا شده است و دیگر آنکه زمان دریافت این [[علم]] هم زمان با از [[دنیا]] رفتن [[امام]] قبلی و عهده‌دار شدن [[وظایف امامت]] از طرف [[امام]] بعدی است و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی است که با واسطه یا بی‌واسطه از جانب [[خداوند]] به [[انبیا]] و [[اوصیا]] اعطا می‌گردد.


در روایتی [[امام رضا]]{{ع}} می‌‌فرمایند: "اگر [[خداوند]] بنده‌ای را به [[امامت]] برگزیند، به او [[علمی]] [[الهی]] می‌کند که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند، و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید" و مراد از [[علم امام]]، [[علم باطنی]] [[فطری]] [[لدنی]] موهوبی از جانب [[خداوند]] عالم است با [[الهام]] و [[وحی]] ـ مع الواسطه یا بلا‌واسطه ـ و یا با هر اسبابی که اختصاص به [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] آنها دارد<ref>ر.ک: [[سید محمد علی قاضی طباطبایی|قاضی طباطبایی، سید محمد علی]]، [[علم امام (کتاب)|علم امام]]، ص ۴۸۲؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۵۲؛ [[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی، ناصرالدین]]، [[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۴۲.</ref>.
===رابطه و نسبت «علم غیب» با «علم لدنی»===


==رابطه علم لدنی و [[علم غیب]]==
===رابطه و نسبت «علم غیب» با «[[لوح محفوظ]]»===
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم غیب معصوم (پرسش)|(پرسمان علم غیب معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
علم لدنی و [[علم غیب]] هر دو تعبیری از یک [[حقیقت]] هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و [[علم غیب]] یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله [[فضیلت]] محوری در این [[دانش]] است، این فضیلت یا به ذات آن [[علم]] و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد. استعداد و [[شایستگی]] شرط آن است و ورود به [[مقام]] والای [[عبودیت]] [[خداوند]] {{متن قرآن|عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا}} [[آدمی]] را سزاوار دریافت چنین [[رحمت]] ربانی می‌کند. اصطلاح [[علم غیب]] به لحاظ این است که از راه‌های عادی قابل دسترسی نیست و به اعتبار اینکه از جانب [[خداوند]] [[افاضه]] می‌شود علم لدنی نام دارد.


البته باید توجه داشت هر [[علم غیبی]]، علم لدنی است، چون [[غیب]] بر همگان پوشیده است و کسی جز [[خدا]] آن را نمی‏‌داند، مگر کسانی که [[خداوند]] بخواهد و چنین [[علمی]] را به آنان [[موهبت]] کند<ref>سورۀ جن، آیۀ ۲۶ و ۲۷</ref>، اما هر علم لدنی، [[علم غیب]] نیست یعنی ممکن است [[خداوند]] [[علم]] برخی از امور را که برای نوع [[بشر]] از طرق عادی قابل اکتساب و تحصیل است، به بعضی [[انسان‌‏ها]] بدون کسب و تحصیل، اعطا کند. چنین [[علمی]] موهبتی و [[لدنی]] است اما [[علم به غیب]] نیست، چون برای سایرین پوشیده نیست. مثل این که [[خداوند]] بر اثر یک [[عنایت]]، به شخص بی‏سوادی سواد [[خواندن و نوشتن]] اعطا کند و یا کسی را [[حافظ]] [[قرآن]] قرار دهد.
==ویژگی‌های علم لدنی==


حاصل سخن اینکه هر [[علم غیبی]]، علم لدنی است اما برخی [[علوم لدنی]]، [[علم غیب]] نیستند. به اصطلاح منطقی رابطۀ بین این دو، عموم و خصوص مطلق است. علم لدنی، عام مطلق و [[علم غیب]]، خاص مطلق است<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص ۲۴ و ۲۵.</ref>.
==اقسام علم لدنی==


==ناسازگاری [[علم لدنی امام]] با [[خاتمیت]]؟!!==
==صاحبان علم لدنی==
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[آیا علم لدنی امام با خاتمیت ناسازگار است؟ (پرسش)|آیا علم لدنی امام با خاتمیت ناسازگار است؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[علم معصوم (پرسش)|(پرسمان علم معصوم)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
[[اهل سنت]] و برخی به اصطلاح روشنفکران علم لدنی [[امام]] را با اصل [[خاتمیت]] ناسازگار می‌‌‌دانند و معتقدند صفت علم لدنی از مختصات [[پیامبران]] است و با [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} این صفت نیز دست نیافتنی خواهد بود. آنان با این نگرش [[منزلت]] [[ائمه اطهار]] {{ع}} را به مراتب پایین و عادی تنزل داده و آنان را نهایت در [[حد]] "[[علمای ابرار]]" توصیف می‌‌‌کنند<ref>«[[ائمه]] فاقد [[علم]] اکتسابی یا [[علم غیب]] هستند، به عبارت دیگر، [[امامان]] [[معارف دینی]] را به شیوه اکتسابی از [[امام]] قبل به دست آورده‌اند و با رأی و [[اجتهاد]] و استنباط [[احکام]] شرعی را تحصیل کرده‌اند»؛ محسن کدیور، مجله مدرسه، ش ۳، اردی بهشت ۱۳۸۵، ص ۹۵ و نیز: همو، «بازخوانی [[امامت]] در پرتو نهضت حسینی»، روزنامه شرق، مورخه ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۸۴.</ref>


لازمۀ چنین نگرشی به [[امامت]]، [[تفسیر]] منشأ [[علم امامان]] به منابع عادی مانند [[ظن]] و [[اجتهاد]] است که رهاورد آن تجویز [[خطا]] و سلب [[حجیت]] اقوال [[امامان]] و تلقی آن مانند یک [[معرفت دینی]] بشری است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
==جمع بندی==


در پاسخ به این [[شبهه]] توجه به چند موضوع لازم است:
==پرسش‌های وابسته==
===عدم اختصاص علم لدنی به [[پیامبران]]===
{{پرسش‌های وابسته}}
باید توجه داشت [[الهام]] و [[عصمت]] دو شرط [[نبوت]] هستند، لکن مختص آن نیستند. [[قرآن کریم]] از بعض [[انسان|انسان‌های]] غیر [[پیامبران]] نام می‌‌‌برد که واجد صفات [[عصمت]] و [[الهام]] بودند. در مورد سؤال نیز امر چنین است، علم لدنی از صفات لازم [[پیامبران]] است، اما به آنان اختصاص ندارد، برخی از این موارد در [[قرآن]] عبارت‌اند از:
#'''[[حضرت خضر]] {{ع}}:''' [[قرآن کریم]] از اعطای [[رحمت خاص]] از سوی [[خداوند]] و همچنین علم لدنی {{متن قرآن|مِن عِندِنَا}} بر حضرت خضر {{ع}} خبر می‌‌دهد: {{متن قرآن|آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}<ref> سوره کهف، آیه:۶۵.</ref>
#'''[[علم مصاحب]]  [[حضرت سلیمان]]:''' [[حضرت سلیمان]] {{ع}} وقتی از [[یاران]] خویش خواست تخت [[بلقیس]] را از مسافت صدها کیلومتر بالفور نزد وی حاضر کنند، هر کدام یک وقتی را پیشنهاد دادند، اما "[[آصف بن برخیا]]" پیشنهاد داد که من در یک چشم به هم زدن "قبل از این که پلک دوباره بسته شود" آن را حمل و حاضر می‌‌‌کنم: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...}}<ref> آنکه دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌‌آورم...؛ سوره نمل، آیه:۴۰.</ref>. [[قرآن]] به [[علم]] وی تصریح نکرده و لکن [[وصف]] و رمز [[قدرت]] وی را [[بیان]] داشته و آن "[[علم]] به کتاب" است که قطعاً [[علم عادی]] نبوده بلکه [[علم خاص]] و مورد [[عنایت الهی]] است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
 
===تصریح [[پیامبر]] به علم لدنی [[امامان]]===
[[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} به [[علم غیب]] و [[علم لدنی|لدنی]] [[ائمه]] {{ع}} در موارد مختلف تصریح داشته است و اگر چنین علمی‌ با اصل [[خاتمیت]] تهافت داشت خود [[پیامبر خاتم]] چنین عمل نمی‌ نمود: {{متن حدیث|إِنَّ آلَ مُحَمَّدٍ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَآلُ بَيْتِ الرَّحْمَةِ وَمَوْضِعُ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ ومَعدنُ العِلمِ}}<ref>الکامل، ج ۲، س ۵۴؛ اسد الغایة، ج ۳، ص ۱۹۳؛ [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۲، ص ۲۸۳؛ موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة، ج ۳، ص ۴۴۰.</ref>. ذکر [[وصف]] {{متن حدیث|مَعدنُ العِلمِ}} در کنار [[وصف]] {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و محل فرود آمدن [[ملائکه]] روشن می‌‌‌کند [[معدن علم]] بودن [[اهل بیت]] صرف [[علم]] کثیر و فراوان نیست، بلکه ظاهر در [[علم الهی]] است، به تعبیر دیگر [[معدن علم]] بودن [[اهل بیت]] {{ع}} رهاورد [[وصف]] {{متن حدیث|مَوْضِعُ الرِّسَالَةِ}} و {{متن حدیث|مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ}} است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
 
===تصریح [[امام علی]]{{ع}} به [[علم غیب]] خویش===
[[امام علی]]{{ع}} بارها به [[علم غیب]] خویش تصریح داشته است، چنان که می‌‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّا أَهْلُ‏ بَيْتٍ‏ مِنْ‏ عِلْمِ‏ اللَّهِ‏ عَلِمْنَا، وَ بِحُكْمِ‏ اللَّهِ‏ حَكَمْنَا، وَ مِنْ‏ قَوْلِ‏ صَادِقٍ‏ سَمِعْنَا}}<ref>«ما [[اهل بيت]] از [[علم خدا]] بهره گرفتيم و به حكم [[خدا]] حكم مى‌كنيم و سخن از پيامبر راستگو شنيديم» [[شرح نهج البلاغه]] [[ابن ابی الحدید]]، ج ۱، ص ۱۷۶، ذیل [[خطبه]] ۱۶؛ ابن عبدالله، العقد الفرید، ج ۴، ص ۱۵۷؛ البیان و التبیین، ج ۲، صص ۵۰ - ۵۲.</ref>، در این [[حدیث]] حضرت، [[علم اهل بیت]] را به صورت شفاف از جانب [[خداوند]] توصیف و تأکید می‌‌‌کند [[منبع علم]] و شنیدن ما قول صادق است که در آن هیچ احتمال خلاف و خطایی نیست: {{متن حدیث|أَلْهَمَنِي‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ عِلْمَ‏ مَا فِيهِ‏}}<ref>«هر چه در او هست خداى تعالى به من [[الهام]] نموده است» بحار، ج۲۶، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>
 
===اعتراف بعض [[اهل سنت]] به [[علم غیب]] [[امام]]===
برخی از [[عالمان]] منصف [[اهل سنت]] مانند [[ابن ابی الحدید]] با وجود نپذیرفتن [[امامت]] [[امامان]] از جمله [[امام علی]]{{ع}}، ضمن اعتراف به [[فضل]] و کمال [[روحی]] آن حضرت، [[اخبار غیبی]] منقول از حضرت را مانند خبر کشته شدن ده نفر از [[اصحاب]] خود در [[جنگ نهروان]] و باقی ماندن ده نفر از [[جبهه]] مخالف، آن را از [[معجزات]] حضرت [[وصف]] می‌‌‌کند. وی در شرح [[خطبه]] مربوط به [[پیش بینی]] [[کشتار]] [[جنگ نهروان]] می‌‌ نویسد: {{عربی|"هذا الخبر من الأخبار التی تکون متواترة لاشتهاره و نقل الناس کافة و هو من معجزاته و اخباره المفصلة عن الغیوب‏‏"}}<ref>شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>
 
===[[علم غیب]] رهاورد [[ولایت باطنی]]===
[[امامان]] با [[عنایت الهی]] دارای [[مقام ولایت باطنی]] بوده که در پرتو آن می‌‌‌توانند با [[عالم غیب]] ارتباط برقرار نموده و از طریق آن به [[علم گذشته]] و [[آینده]] [[آگاهی]] پیدا کنند، در اینجا به چند [[روایت]] اشاره می‌‌‌شود که نشان‌گر وجود پرسش و یا [[شبهه]] درباره نوع [[علم امامان]] در [[تفسیر دین]] در عصر خود [[ائمه]] {{ع}} بوده است: [[امام کاظم]]{{ع}} درباره [[منبع علم]] خودشان فرمود: "دامنه و گستره [[علم]] ما بر سه قسم است. گذشته، [[آینده]] و حال. اما گذشته از سنخ مفسّر است که توسط [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} بر ما [[تفسیر]] شده است، اما [[علم آینده]] از سنخ نگاشته شده است که در کتاب [[جامعه]]، [[جفر]] و [[مصحف فاطمه]] درج شده است و اما [[علم حاضر]] از نوع [[افکندن در قلب]] یا کوبیدن در گوش‌هاست و این قسم [[افضل]] [[علم]] ماست. [[پیامبری]] بعد از [[پیامبر]] ما [[ظهور]] نخواهد کرد<ref>{{متن حدیث|مَبْلَغُ‏ عِلْمِنَا ثَلَاثَةُ وُجُوهٍ‏ مَاضٍ‏ وَ غَابِرٌ وَ حَادِثٌ‏ فَأَمَّا الْمَاضِي‏ فَمُفَسَّرٌ وَ أَمَّا الْغَابِرُ فَمَزْبُورٌ وَ أَمَّا الْحَادِثُ‏ فَقَذْفٌ‏ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا وَ لَا نَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا}}؛ کافی، ج ۱، ص ۲۶۴، باب جهات [[علوم ائمه]]، ج ۸، ص ۱۲۵؛ برای توضیح روایت ر.ک: مرآة العقول، ج ۳، ص ۱۳۶؛ ملاصالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج ۶، ص ۴۹؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص ۲۶۴، ذیل کلمه زبر. </ref>. در این [[حدیث]] حضرت [[علم گذشته]] و [[آینده]] را از سنخ [[علم]] مفسّر و مزبور توصیف می‌‌‌کند که ظاهر در [[تعلم]] از امثال [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} است. اما [[علم حاضر]] خودشان را از سنخ [[الهام]] و آن را [[بهترین]] [[علم]] خودشان نیز معرفی می‌‌‌کند. در اینجا ممکن بود مخاطب با [[تأیید]] و پذیرفتن [[علم]] از سنخ [[الهام]] برای [[امامان]] دچار [[شبهه]] شود که [[امامان]] نیز [[پیامبران الهی]] هستند، [[امام]]{{ع}} بالفور به [[شبهه]] پاسخ داد که هرچند [[علم]] ما از سنخ [[الهام]] است، اما این به معنای [[نبوت]] و [[پیامبری]] نیست و با [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پرونده [[پیغمبری]] بسته شده است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
 
===نتیجه===
#اصل ادعای علم لدنی و [[غیب]] هیچ ارتباطی  با [[نبوت]] و [[خاتمیت]] ندارد چرا که علم لدنی و [[غیب]] شامل [[انسان|انسان‌های]] غیر [[پیامبر]] هم می‌‌‌شود. بر این اساس نفس [[علم غیب]] و اثبات آن برای [[امامان]] [[معصوم]] با اصل [[نبوت]] و [[خاتمیت]] تهافت و ناسازگاری ندارد.
#اگر مدعی [[علم غیب]] و [[علم لدنی|لدنی]] علاوه بر ادعای آن، مدعی [[پیام آسمانی]] [[جدید]] در غیر قالب [[شریعت]] [[اسلام]] باشد، چنین علمی‌ با اصل [[خاتمیت]] [[تعارض]] پیدا می‌‌‌کند، اما هیچ [[شیعی]] مدعی آن نیست که [[امامان]] چنین ادعایی داشتند، بلکه خود [[ائمه]] بعد از توصیف [[علم]] خود به [[الهام]] و [[الهی]] در [[مقام]] زدودن چنین [[شبهه]]‌ای برآمده و متذکر شدند که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[پیامبری]] نخواهد آمد.
#اگر مقصود مدعی تهافت علم لدنی با [[خاتمیت]] این باشد که [[امامان]] در پرتو [[علم غیب]] خود، مدعی [[عصمت]]، [[حجیت]] گفتار و [[تشریع]] در بعض [[احکام]] اسلام‌اند، در این‌باره باید گفت اولاً: اصل ادعای [[علم غیب]] و [[علم لدنی|لدنی]] با [[خاتمیت]] منافات ندارد، اما آنچه در نظر مستشکل منافات دارد، ادعای [[حجیت]] و [[تشریع]] است اما [[حجیت]] و [[تشریع]] آنان به [[اذن الهی]] ـ که [[شارع]] [[حقیقی]] [[اسلام]] است ـ و [[تفویض]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است که در [[حقیقت]] نه منافی [[خاتمیت]] بلکه متمم و مکمل آن نیز هست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۰۱ - ۲۱۰.</ref>.
 
== پرسش‌های وابسته ==
* [[آیا علم لدنی امام با خاتمیت ناسازگار است؟ (پرسش)]]
* [[آیا علم لدنی امام با خاتمیت ناسازگار است؟ (پرسش)]]
* [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه علم لدنی با علم معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[رابطه علم لدنی با علم معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)]]
* [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)]]
{{پایان پرسش‌های وابسته}}


==[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]==
==[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]==
خط ۸۱: خط ۴۵:
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم معصوم|مقاله‌شناسی علم معصوم]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم معصوم|مقاله‌شناسی علم معصوم]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم معصوم]].  
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم معصوم]].  
{{پایان}}
{{پایان منبع‌شناسی جامع}}
{{پایان}}


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۷ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۱۸

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث علم معصوم است. "علم لدنی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم لدنی معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

معناشناسی

معناشناسی «غیب» و «علم غیب»

معنای لغوی

معنای اصطلاحی

معناشناسی «علم لدنی»

معنای لغوی

معنای اصطلاحی

روابط معنایی همسو و نسبت میان آنها

رابطه و نسبت «علم غیب» با «علم لدنی»

رابطه و نسبت «علم غیب» با «لوح محفوظ»

ویژگی‌های علم لدنی

اقسام علم لدنی

صاحبان علم لدنی

جمع بندی

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

منابع

پانویس