سیره سیاسی پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{نبوت}}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
{{مدخل مرتبط
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[پیامبر خاتم]]''' است. "'''[[سیره سیاسی پیامبر خاتم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| موضوع مرتبط = پیامبر خاتم
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سیره سیاسی پیامبر خاتم در قرآن]] | [[سیره سیاسی پیامبر خاتم در حدیث]] | [[سیره سیاسی پیامبر خاتم در کلام اسلامی]] | [[سیره سیاسی پیامبر خاتم در تاریخ اسلام]]</div>
| مداخل مرتبط =  
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  = پیامبر خاتم (پرسش)
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[پیامبر خاتم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
}}
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
'''سیره سیاسی پیامبر خاتم {{صل}}''' در مصادیقی تبلور دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از: واجد بودن شرایط رهبری بودن آن حضرت، [[رهبری]]، [[مدیریت]] و [[مشورت]]؛ ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و تنفر از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]] و داشتن [[نظم و انضباط]] و رعایت آن هم از سوی خود و هم از سوی [[یاران]].
#'''واجد بودن شرایط رهبری:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: حس تشخیص، قاطعیت، عدم تردید و دو دلی، شهامت، اقدام و بیم نداشتن از عواقب احتمالی، پیش‌بینی و دوراندیشی، تحمل انتقادها، شناخت افراد و توانایی‌های آنان و تفویض اختیارات در خور توانایی‌ها، نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آنها، پرهیز از استبداد و میل به اطاعت کورکورانه، تواضع و فروتنی، سادگی، وقار و متانت، علاقه شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل دادن و انتظام دادن به نیروهای انسانی. می‌گفت: "اگر سه نفر با هم مسافرت می‌کنید، یک نفرتان را به‌عنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید". در دستگاه خود در مدینه تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی دبیر به‌وجود آورد و هر دسته‌ای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب وحی بودند و قرآن را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی عقود و معاملات مردم را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر صدقات و مالیات را می‌نوشتند، برخی مسئول عهدنامه‌ها و پیمان‌نامه‌ها بودند. در کتب تواریخ همه اینها ضبط شده است.
 
#'''رهبری و مدیریت و مشورت:''' با اینکه فرمانش میان اصحاب بی‌درنگ اجرا می‌شد و آنها مکرر می‌گفتند: چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر فرمان دهی که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم می‌کنیم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نمی‌کرد. در کارهایی که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کرد و نظر آنها را محترم می‌شمرد و از این راه به آنها شخصیت می‌داد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای جنگی را به شور گذاشت. در احد نیز درباره اینکه شهر مدینه را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در جنگ‌های احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور پرداخت.
== مقدمه ==
#'''ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی:''' او گاهی با اعتراض برخی یاران مواجه می‌شد؛ اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود، جلب و موافق می‌کرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، می‌گفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. محکم‌کاری را دوست داشت. مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند، او با دست خویش سنگ‌ها و خشت‌های او را جابه‌جا و محکم کرد و آن‌گاه گفت: من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود، اما خداوند دوست می‌دارد که هرگاه بنده‌ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۰۷.</ref>.
از مواردی که می‌توان به عنوان نمونه از سیره‌های [[سیاسی]] [[پیامبر خاتم]] {{صل}} نام برد موارد زیر است:
#'''نظم و انضباط:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم می‌کرد و به این عمل توصیه می‌کرد. اصحابش تحت تأثیر نفوذ او دقیقاً انضباط را رعایت می‌کردند. برخی تصمیمات را لازم می‌شمرد آشکار نکند و نمی‌کرد، مبادا که دشمن از آن آگاه شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار می‌بستند؛ مثلاً فرمان می‌داد که آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان می‌داد همراهش روانه می‌شدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد که به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به فرمانده آنها می‌داد و می‌گفت: بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آنها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر می‌کرد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref><ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>.
# '''واجد بودن شرایط [[رهبری]]:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: [[حس]] تشخیص، [[قاطعیت]]، عدم تردید و دو دلی، [[شهامت]]، [[اقدام]] و [[بیم]] نداشتن از عواقب احتمالی، [[پیش‌بینی]] و [[دوراندیشی]]، [[تحمل]] انتقادها، [[شناخت]] افراد و توانایی‌های آنان و [[تفویض]] اختیارات در خور توانایی‌ها، [[نرمی]] در مسائل فردی و [[صلابت]] در مسائل اصولی، [[شخصیت]] دادن به [[پیروان]] و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای [[عقلی]] و [[عاطفی]] و عملی آنها، [[پرهیز]] از [[استبداد]] و میل به [[اطاعت کورکورانه]]، [[تواضع]] و [[فروتنی]]، [[سادگی]]، [[وقار]] و [[متانت]]، علاقه شدید به [[سازمان]] و [[تشکیلات]] برای شکل دادن و [[انتظام]] دادن به نیروهای [[انسانی]]. می‌گفت: "اگر سه نفر با هم [[مسافرت]] می‌کنید، یک نفرتان را به‌عنوان [[رئیس]] و [[فرمانده]] [[انتخاب]] کنید". در دستگاه خود در [[مدینه]] تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی [[دبیر]] به‌وجود آورد و هر دسته‌ای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب [[وحی]] بودند و [[قرآن]] را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی [[عقود]] و [[معاملات]] [[مردم]] را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر [[صدقات]] و [[مالیات]] را می‌نوشتند، برخی [[مسئول]] عهدنامه‌ها و [[پیمان‌نامه‌ها]] بودند. در کتب [[تواریخ]] همه اینها ضبط شده است.
# '''[[رهبری]] و [[مدیریت]] و [[مشورت]]:''' با اینکه فرمانش میان [[اصحاب]] بی‌درنگ [[اجرا]] می‌شد و آنها مکرر می‌گفتند: چون به تو [[ایمان]] [[قاطع]] داریم، اگر [[فرمان]] دهی که خود را در دریا [[غرق]] کنیم و یا در [[آتش]] بیفکنیم می‌کنیم، او هرگز به روش مستبدان [[رفتار]] نمی‌کرد. در کارهایی که از طرف [[خدا]] دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کرد و نظر آنها را محترم می‌شمرد و از این راه به آنها شخصیت می‌داد. در [[بدر]] مسئله اقدام به [[جنگ]]، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای [[جنگی]] را به [[شور]] گذاشت. در [[احد]] نیز درباره اینکه [[شهر مدینه]] را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به [[مشورت]] پرداخت. در جنگ‌های [[احزاب]] و [[تبوک]] نیز با [[اصحاب]] به [[شور]] پرداخت.
# '''ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و [[تنفر]] از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]]:''' او گاهی با [[اعتراض]] برخی [[یاران]] مواجه می‌شد؛ اما بدون آنکه [[درشتی]] کند نظرشان را به آنچه خود [[تصمیم]] گرفته بود، جلب و موافق می‌کرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، می‌گفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان [[خاک]] بپاشید. محکم‌کاری را [[دوست]] داشت. مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی [[یار]] مخلصش [[سعد بن معاذ]] از [[دنیا]] رفت و او را در [[قبر]] نهادند، او با دست خویش سنگ‌ها و خشت‌های او را جابه‌جا و محکم کرد و آن‌گاه گفت: من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود، اما [[خداوند]] دوست می‌دارد که هرگاه بنده‌ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.</ref>.
# '''[[نظم و انضباط]]:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکم‌فرما بود. اوقات خویش را تقسیم می‌کرد و به این عمل توصیه می‌کرد. اصحابش تحت تأثیر [[نفوذ]] او دقیقاً [[انضباط]] را رعایت می‌کردند. برخی [[تصمیمات]] را لازم می‌شمرد آشکار نکند و نمی‌کرد، مبادا که [[دشمن]] از آن [[آگاه]] شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار می‌بستند؛ مثلاً [[فرمان]] می‌داد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان می‌داد همراهش روانه می‌شدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به [[فرمانده]] آنها می‌داد و می‌گفت: بعد از چند [[روز]] که به فلان نقطه رسیدی [[نامه]] را باز کن و دستور را [[اجرا]] کن. آنها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر می‌کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
{{ستون-شروع|5}}
* [[سبک زندگی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اخلاقی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اخلاقی پیامبر خاتم]]
* [[سیره عرفانی پیامبر خاتم]]
* [[سیره عبادی پیامبر خاتم]] ([[سیره معنوی پیامبر خاتم]])  
* [[سیره فردی پیامبر خاتم]] ([[سیره شخصی پیامبر خاتم]])
* [[سیره خانوادگی پیامبر خاتم]]
* [[سیره خانوادگی پیامبر خاتم]]
* [[سیره تربیتی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اجتماعی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اجتماعی پیامبر خاتم]]
* [[سیره عبادی پیامبر خاتم]] ([[سیره معنوی پیامبر خاتم]])
* [[سیره علمی پیامبر خاتم]]
* [[سیره تبلیغی پیامبر خاتم]]
* [[سیره سیاسی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اقتصادی پیامبر خاتم]]
* [[سیره اقتصادی پیامبر خاتم]]
* [[سیره فرهنگی پیامبر خاتم]]
* [[سیره فرهنگی پیامبر خاتم]]
* [[سیره علمی پیامبر خاتم]]
* [[سیره آموزشی پیامبر خاتم]]
* [[سیره تبلیغی پیامبر خاتم]]
* [[سیره نگارشی پیامبر خاتم]]
* [[سیره تربیتی پیامبر خاتم]]
* [[سیره مدیریتی پیامبر خاتم]]
* [[سیره مدیریتی پیامبر خاتم]]
* [[سیره سیاسی پیامبر خاتم]]
* [[سیره نظامی پیامبر خاتم]]
* [[سیره قضایی پیامبر خاتم]]
* [[سیره قضایی پیامبر خاتم]]
* [[سیره امنیتی پیامبر خاتم]] ([[سیره حفاظتی پیامبر خاتم]] و [[سیره اطلاعاتی پیامبر خاتم]])
{{پایان مدخل‌ وابسته}}
* [[سیره نظامی پیامبر خاتم]]
{{پایان}}
{{پایان}}
 
==منابع==
* [[پرونده:1368969.jpg|22px]] [[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']].
 


==پانویس==
== منابع ==
{{یادآوری پانویس}}
{{منابع}}
{{پانویس2}}
# [[پرونده:1368969.jpg|22px]] [[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:پیامبر خاتم]]
[[رده:سیره پیامبر خاتم]]
[[رده:سیره پیامبر خاتم]]
[[رده:سیره سیاسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۴۷

سیره سیاسی پیامبر خاتم (ص) در مصادیقی تبلور دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از: واجد بودن شرایط رهبری بودن آن حضرت، رهبری، مدیریت و مشورت؛ ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی و داشتن نظم و انضباط و رعایت آن هم از سوی خود و هم از سوی یاران.

مقدمه

از مواردی که می‌توان به عنوان نمونه از سیره‌های سیاسی پیامبر خاتم (ص) نام برد موارد زیر است:

  1. واجد بودن شرایط رهبری: پیامبر (ص) تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: حس تشخیص، قاطعیت، عدم تردید و دو دلی، شهامت، اقدام و بیم نداشتن از عواقب احتمالی، پیش‌بینی و دوراندیشی، تحمل انتقادها، شناخت افراد و توانایی‌های آنان و تفویض اختیارات در خور توانایی‌ها، نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آنها، پرهیز از استبداد و میل به اطاعت کورکورانه، تواضع و فروتنی، سادگی، وقار و متانت، علاقه شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل دادن و انتظام دادن به نیروهای انسانی. می‌گفت: "اگر سه نفر با هم مسافرت می‌کنید، یک نفرتان را به‌عنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید". در دستگاه خود در مدینه تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی دبیر به‌وجود آورد و هر دسته‌ای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب وحی بودند و قرآن را می‌نوشتند، برخی متصدی نامه‌های خصوصی بودند، برخی عقود و معاملات مردم را ثبت می‌کردند، برخی دفاتر صدقات و مالیات را می‌نوشتند، برخی مسئول عهدنامه‌ها و پیمان‌نامه‌ها بودند. در کتب تواریخ همه اینها ضبط شده است.
  2. رهبری و مدیریت و مشورت: با اینکه فرمانش میان اصحاب بی‌درنگ اجرا می‌شد و آنها مکرر می‌گفتند: چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر فرمان دهی که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم می‌کنیم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نمی‌کرد. در کارهایی که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت می‌کرد و نظر آنها را محترم می‌شمرد و از این راه به آنها شخصیت می‌داد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای جنگی را به شور گذاشت. در احد نیز درباره اینکه شهر مدینه را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در جنگ‌های احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور پرداخت.
  3. ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی: او گاهی با اعتراض برخی یاران مواجه می‌شد؛ اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود، جلب و موافق می‌کرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، می‌گفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. محکم‌کاری را دوست داشت. مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند، او با دست خویش سنگ‌ها و خشت‌های او را جابه‌جا و محکم کرد و آن‌گاه گفت: من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود، اما خداوند دوست می‌دارد که هرگاه بنده‌ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد[۱].
  4. نظم و انضباط: نظم و انضباط بر کارهایش حکم‌فرما بود. اوقات خویش را تقسیم می‌کرد و به این عمل توصیه می‌کرد. اصحابش تحت تأثیر نفوذ او دقیقاً انضباط را رعایت می‌کردند. برخی تصمیمات را لازم می‌شمرد آشکار نکند و نمی‌کرد، مبادا که دشمن از آن آگاه شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار می‌بستند؛ مثلاً فرمان می‌داد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان می‌داد همراهش روانه می‌شدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه می‌شدند. گاه به عده‌ای دستور می‌داد به طرفی حرکت کنند و نامه‌ای به فرمانده آنها می‌داد و می‌گفت: بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آنها چنین می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی می‌روند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوس‌های دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر می‌کرد[۲].[۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.
  2. مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.
  3. پورامینی، محمد باقر، پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت، صفحه ۴۵ تا ۷۳.