حیات طیبه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
بر پایه [[روایات]] در الواح تورات، برخوردار ساختن [[حضرت موسی]] {{ع}} از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته<ref>کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.</ref>؛ همچنین [[خدا]] به [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>نوادر المعجزات، ص ۲۰.</ref> و دیگر [[امامان]] {{عم}} "حیات طیب" بخشیده است<ref>مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.</ref>. در [[حدیث معراج]] خدا قسم یاد کرده است [[اهل]] خیر و اهل [[آخرت]] را بعد از [[مرگ]] از "[[حیات طیبه]]" برخوردار سازد<ref> سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. برپایه روایتی، هر کس [[سوره]] مزمّل را در [[نماز]] عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی میگردد و [[نیکو]] خواهد مُرد<ref>ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.</ref>. در [[دعاها]] نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | بر پایه [[روایات]] در الواح تورات، برخوردار ساختن [[حضرت موسی]] {{ع}} از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته<ref>کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.</ref>؛ همچنین [[خدا]] به [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>نوادر المعجزات، ص ۲۰.</ref> و دیگر [[امامان]] {{عم}} "حیات طیب" بخشیده است<ref>مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.</ref>. در [[حدیث معراج]] خدا قسم یاد کرده است [[اهل]] خیر و اهل [[آخرت]] را بعد از [[مرگ]] از "[[حیات طیبه]]" برخوردار سازد<ref> سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. برپایه روایتی، هر کس [[سوره]] مزمّل را در [[نماز]] عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی میگردد و [[نیکو]] خواهد مُرد<ref>ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.</ref>. در [[دعاها]] نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | ||
== کاربرد [[طیب]] در قرآن کریم == | |||
طیّب در قرآن کریم گاهی در امور مادی به کار رفته است و زمانی در [[امور معنوی]]. کاربرد مادی آن به معنای ملایم، لطیف و [[پاکیزه]] است؛ نمونهها: | |||
# '''[[نسیم]] طیّب:''' {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>؛ اینان وقتی سوار کشتی میشوند، منتظرند تا نسیمی ملایم بوزد و با آن شادمان میشوند؛ زیرا آنان را به مقصد میرساند. | |||
# '''بلد طیّب:''' {{متن قرآن|... كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ...}}<ref>«... از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده * اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم.».. سوره سبأ، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. «بلد طیّب» [[شهر]] و سرزمینی است که آب کافی، هوای مطبوع و سالم، [[زمین]] حاصلخیز و میوههای متنوع و خوشمزه داشته باشد. [[مردم سبأ]] که در چنین سرزمینی میزیستند، نتوانستند آن را نگهدارند و از آن صحیح بهره ببرند، چون از [[یاد خدا]] [[اعراض]] کردند، پس [[خدا]] [[سیل عرم]] (ویرانگر) را فرستاد و بساطشان را برچید. | |||
در اینگونه موارد قرینۀ داخلی هست که طیّب مادی مراد است (نه [[معنوی]]) و [[کافران]] نیز از آن بهره میبرند، چنانکه ممکن است بر اثر [[ناسپاسی]] و اعراض از یاد خدا آن را از دست بدهند. | |||
[[حیات]] طیّب در آیۀ مورد بحث، طیّب معنوی است که خدا در پرتو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] به [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] میدهد و [[قرآن کریم]] نیز از جامع آن بدون ذکر مصداق خاص یاد میکند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۷۰ ـ ۳۷۱.</ref>. | |||
== [[تبیین]] حیات طیب == | == [[تبیین]] حیات طیب == | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۹: | ||
در دیدگاهی دیگر، "حیات طیب" به زندگانی در [[قبر]] و [[برزخ]] [[تفسیر]] شده است<ref>زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۹؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>. مستند آن، روایتی است که قبر را [[باغی]] از بستانهای بهشتی یا گودالی از گودالهای [[آتش]] میشناساند<ref> روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴.</ref>؛ یا بدین جهت است که جمله "ولَنَجزِینَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلون" را در [[آیه]]{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> درباره بهشت آخرت دانستهاند<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. شاید سخن کسانی که حیات طیب را [[حیات]] [[آخرتی]] و سرای باقی و دائمی بهشتی میدانند، صحیحتر باشد<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>؛ ولی چون از یکسو باید امکان برخورداری از آن از پیش فراهم شود: {{متن قرآن|يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ}}<ref>«میگوید: کاش برای (این) زندگیم (توشهای) پیش میفرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.</ref> ـ زیرا [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است:{{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.</ref>ـ و از سوی دیگر، حیات طیب در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به دنیا یا آخرت مقید نشده است، میتوان گفت مراد از آن، حیات معنوی [[قلب]] و سریره [[انسان]]<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> و زندگی حقیقی و نوری است که حیاتی نو و جدا از زندگانی [[دنیایی]] طبیعی و همگانی است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> و به مراتب، بالاتر و ارزشمندتر از آن است<ref>المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>: {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> چون حیات یاد شده با تجرّد انسان از موادّ بدنی و درآمدن وی در سلک مجردات به دست میآید<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.</ref>{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) میگویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref><ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۳؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۴ ـ ۵۰۵.</ref> و از [[دنیا]] میآغازد و تا [[برزخ]] و [[قیامت]] کبرا پایسته است و در آنجا کاملتر ظاهر میشود<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>، همیشگی است و مرگی پس از آن تصور نمیشود<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>، هرچند به ظاهر چنین [[انسانی]] کشته شود: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref><ref> المیزان، ج ۲، ص ۱۸۷.</ref>؛ برخلاف [[زندگی]] طبیعی که با [[حیات طیب]] سنجیدنی نیست و در جنب آن [[حیات]] شمرده نمیشود: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷؛ مبدأ و معاد، ص ۳۹۸.</ref>، بلکه [[مرگ]] تدریجی است و در آن بافتهای بدن همواره میان مرگ و حیاتاند<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>. مراد از حیات طیب این نیست که همان حیات [[دنیایی]] و همگانی در اصل [[پایدار]] مانده و تنها صفت آن از خبیث به [[طیب]] [[تغییر]] یابد، وگرنه باید در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به جای {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}} تعبیر "فلنطیبن حیوته" به کار میرفت<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref>، بلکه حیات طیب، زندگی جداگانه و نوی است که به حیات پیشین پیوسته است و تفاوت آن با حیات قبلی و مشترک از [[جایگاه]] برترِ آن برمیخیزد، از اینرو بهرهمند از [[نعمت]] حیات طیب عینا همان شخصی است که پیشتر تنها نعمت حیات عمومی داشته و اکنون به زندگانی بالاتری دست یافته است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. بر اساس این نظر، بسیاری از سخنان در [[تفسیر]] حیات طیب را میتوان آثار آن به شمار آورد؛ مانند قانع بودن [[انسان]] به روزی الهیاش<ref>الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴.</ref>، چنانکه در [[روایات]] [[حیات طیب]] به آن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۳ ـ ۸۴؛ الامالی، ص ۲۷۵؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. برخی [[مفسران]] با نادیده انگاشتن این مطلب، مفهوم [[حیات طیب]] را گسترده پنداشته و تفسیر آن را به مانند [[قناعت]]، از قبیل بیان مصداقِ روشن آن [[گمان]] کردهاند<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | در دیدگاهی دیگر، "حیات طیب" به زندگانی در [[قبر]] و [[برزخ]] [[تفسیر]] شده است<ref>زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۹؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>. مستند آن، روایتی است که قبر را [[باغی]] از بستانهای بهشتی یا گودالی از گودالهای [[آتش]] میشناساند<ref> روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴.</ref>؛ یا بدین جهت است که جمله "ولَنَجزِینَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلون" را در [[آیه]]{{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> درباره بهشت آخرت دانستهاند<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. شاید سخن کسانی که حیات طیب را [[حیات]] [[آخرتی]] و سرای باقی و دائمی بهشتی میدانند، صحیحتر باشد<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>؛ ولی چون از یکسو باید امکان برخورداری از آن از پیش فراهم شود: {{متن قرآن|يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ}}<ref>«میگوید: کاش برای (این) زندگیم (توشهای) پیش میفرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.</ref> ـ زیرا [[دنیا]] مزرعه [[آخرت]] است:{{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.</ref>ـ و از سوی دیگر، حیات طیب در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به دنیا یا آخرت مقید نشده است، میتوان گفت مراد از آن، حیات معنوی [[قلب]] و سریره [[انسان]]<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> و زندگی حقیقی و نوری است که حیاتی نو و جدا از زندگانی [[دنیایی]] طبیعی و همگانی است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> و به مراتب، بالاتر و ارزشمندتر از آن است<ref>المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>: {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref> چون حیات یاد شده با تجرّد انسان از موادّ بدنی و درآمدن وی در سلک مجردات به دست میآید<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.</ref>{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) میگویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref><ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۳؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۴ ـ ۵۰۵.</ref> و از [[دنیا]] میآغازد و تا [[برزخ]] و [[قیامت]] کبرا پایسته است و در آنجا کاملتر ظاهر میشود<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.</ref>، همیشگی است و مرگی پس از آن تصور نمیشود<ref>تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>، هرچند به ظاهر چنین [[انسانی]] کشته شود: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref><ref> المیزان، ج ۲، ص ۱۸۷.</ref>؛ برخلاف [[زندگی]] طبیعی که با [[حیات طیب]] سنجیدنی نیست و در جنب آن [[حیات]] شمرده نمیشود: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷؛ مبدأ و معاد، ص ۳۹۸.</ref>، بلکه [[مرگ]] تدریجی است و در آن بافتهای بدن همواره میان مرگ و حیاتاند<ref> مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.</ref>. مراد از حیات طیب این نیست که همان حیات [[دنیایی]] و همگانی در اصل [[پایدار]] مانده و تنها صفت آن از خبیث به [[طیب]] [[تغییر]] یابد، وگرنه باید در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به جای {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}} تعبیر "فلنطیبن حیوته" به کار میرفت<ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref>، بلکه حیات طیب، زندگی جداگانه و نوی است که به حیات پیشین پیوسته است و تفاوت آن با حیات قبلی و مشترک از [[جایگاه]] برترِ آن برمیخیزد، از اینرو بهرهمند از [[نعمت]] حیات طیب عینا همان شخصی است که پیشتر تنها نعمت حیات عمومی داشته و اکنون به زندگانی بالاتری دست یافته است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>. بر اساس این نظر، بسیاری از سخنان در [[تفسیر]] حیات طیب را میتوان آثار آن به شمار آورد؛ مانند قانع بودن [[انسان]] به روزی الهیاش<ref>الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴.</ref>، چنانکه در [[روایات]] [[حیات طیب]] به آن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۳ ـ ۸۴؛ الامالی، ص ۲۷۵؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>. برخی [[مفسران]] با نادیده انگاشتن این مطلب، مفهوم [[حیات طیب]] را گسترده پنداشته و تفسیر آن را به مانند [[قناعت]]، از قبیل بیان مصداقِ روشن آن [[گمان]] کردهاند<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | ||
== راه رسیدن به حیات طیب == | == راه رسیدن به [[حیات طیب]] == | ||
برای رسیدن به حیات طیّب، مجموع دو عنصر محوری ایمان و عمل صالح لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه موحّد و مسلمان باشد؛ یا ملحد و | برای رسیدن به [[حیات]] طیّب، مجموع دو عنصر محوری [[ایمان]] و [[عمل صالح]] لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه [[موحّد]] و [[مسلمان]] باشد؛ یا ملحد و [[کافر]]، چون برای [[کیفر]] دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و [[کفر]]، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر میشود که از جهت وصف [[نفسانی]] [[مبتلا]] به قبح باشد ـ از اینرو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر میبیند. | ||
شرط ورود به | شرط ورود به [[دوزخ]]، مجموع کفر و [[عمل]] طالح نیست، بلکه صرف [[طلاح]] عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر [[کافران]] یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و [[مؤمن]] نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای [[بهشت]] رفتن نصاب ندارد، هرچند [[پاداش]] کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در [[دنیا]] بهرههای مادی به او و فرزندانش میرسد و [[زندگی]] مرفهانه دارد؛ یا در [[آخرت]] از [[تخفیف]] [[عذاب]] و مانند آن بهرهمند میشود. | ||
مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و روح طیّب و طاهر (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان میدهد که حیات طیّب به دنیا و رفاه مادی آن ربطی ندارد. | مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و [[روح]] طیّب و طاهر (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان میدهد که حیات طیّب به دنیا و [[رفاه]] مادی آن ربطی ندارد. | ||
گفتنی است: | گفتنی است: | ||
# قرآن کریم عملی را صالح و شایسته میشمارد که برابر با حجت عصر (اسلام) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه عبادی باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت بیت مقدس نماز بگزارد، عملش صالح | # [[قرآن کریم]] عملی را [[صالح]] و شایسته میشمارد که برابر با حجت عصر ([[اسلام]]) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه [[عبادی]] باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت [[بیت]] [[مقدس]] [[نماز]] بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با [[حجّت]] عصر نیست. | ||
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در مقام عمل است، از اینرو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش صالح نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف پیامبران{{عم}} آمده است، درباره گوهر ذات | # جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در مقام عمل است، از اینرو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش [[صالح]] نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف [[پیامبران]]{{عم}} آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش [[صالح]] است، هرگز خود را به کار زشت نمیآلاید. | ||
# کار شایسته، زمینهساز صلاح روح آدمی است، چنانکه صلاح روح نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کمکم بر روح انسانی اثر میگذارند و او را به توبه و انابه وامیدارند و گوهر ذات را مؤمن میکنند؛ هم صلاح روح و گوهر ایمان در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف عمل صالح کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز. | # کار شایسته، زمینهساز صلاح [[روح آدمی]] است، چنانکه صلاح [[روح]] نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کمکم بر روح انسانی اثر میگذارند و او را به [[توبه]] و [[انابه]] وامیدارند و گوهر ذات را [[مؤمن]] میکنند؛ هم صلاح روح و گوهر [[ایمان]] در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف [[عمل صالح]] کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز. | ||
# ایمان و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از | # [[ایمان]] و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در [[دنیا]] و بیشترشان در [[آخرت]] ظهور میکنند. «[[حیات]] طیّب» یکی از آثار و نتایج [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] آن [[دوست]] و [[شکر]]، [[صبر]] و [[رضایت]] نیز از آثار حیات طیّباند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>. | ||
== حیات طیب در گرو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و الغای جنسیت == | == حیات طیب در گرو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و الغای جنسیت == | ||
| خط ۳۷: | خط ۴۶: | ||
[[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به مردان و زنانی که عمل صالح انجام دهند، [[وعده]] میدهد که به آنان حیات طیب میبخشد و [[عمل]]ایشان را نیکوتر از آن [[پاداش]] میدهد، اگر ایمان داشته و [[توحید]] را [[باور]] و به [[راستگویی]] [[پیامبران]] [[اقرار]] کنند<ref> مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>، زیرا عمل بیایمان، حبط گشته و اثری ندارد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی دادهاند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه میشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref><ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کردهاند نابود و آنچه انجام میدادهاند تباه است» سوره هود، آیه ۱۶.</ref>، بنابراین در پذیرش ایمان و نتیجه عمل صالح از دیدگاه [[قرآن]] میان [[زن]] و مرد تفاوتی نیست، در حالی که بسیاری از [[بتپرستان]] و [[اهل کتاب]] [[زنان]] را از بیشتر مزایای [[دینی]] [[محروم]] دانسته و برای آنان نسبت به مردان [[جایگاه]] [[پستی]] [[معتقد]] بودند و آن را هرگز تغییرپذیر نمیدانستند<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ الفرقان، ج ۴، ص ۴۷۴.</ref>. به گفته برخی، تقدیم عمل صالح بر [[ایمان]] در [[آیه]] یاد شده، اشاره است که [[هدف]] نهایی از ایمان، عمل است، چنانکه [[علم]] و ایمان نیز ابزار عملاند<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۶.</ref>. برپایه احتمالی، نکره بودن {{متن قرآن|صَالِحًا}} در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> برای تفخیم است و بر اساس آن، [[وعده]] [[حیات طیب]] به کسانی است که [[عمل صالح]] بزرگی انجام دهند و آن، جز [[پذیرش ولایت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} نیست، زیرا در پرتو آن، هر عملی ارزش واقعی مییابد<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص ۴۲۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | [[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به مردان و زنانی که عمل صالح انجام دهند، [[وعده]] میدهد که به آنان حیات طیب میبخشد و [[عمل]]ایشان را نیکوتر از آن [[پاداش]] میدهد، اگر ایمان داشته و [[توحید]] را [[باور]] و به [[راستگویی]] [[پیامبران]] [[اقرار]] کنند<ref> مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref>، زیرا عمل بیایمان، حبط گشته و اثری ندارد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی دادهاند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه میشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref><ref> المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کردهاند نابود و آنچه انجام میدادهاند تباه است» سوره هود، آیه ۱۶.</ref>، بنابراین در پذیرش ایمان و نتیجه عمل صالح از دیدگاه [[قرآن]] میان [[زن]] و مرد تفاوتی نیست، در حالی که بسیاری از [[بتپرستان]] و [[اهل کتاب]] [[زنان]] را از بیشتر مزایای [[دینی]] [[محروم]] دانسته و برای آنان نسبت به مردان [[جایگاه]] [[پستی]] [[معتقد]] بودند و آن را هرگز تغییرپذیر نمیدانستند<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ الفرقان، ج ۴، ص ۴۷۴.</ref>. به گفته برخی، تقدیم عمل صالح بر [[ایمان]] در [[آیه]] یاد شده، اشاره است که [[هدف]] نهایی از ایمان، عمل است، چنانکه [[علم]] و ایمان نیز ابزار عملاند<ref> الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۶.</ref>. برپایه احتمالی، نکره بودن {{متن قرآن|صَالِحًا}} در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> برای تفخیم است و بر اساس آن، [[وعده]] [[حیات طیب]] به کسانی است که [[عمل صالح]] بزرگی انجام دهند و آن، جز [[پذیرش ولایت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} نیست، زیرا در پرتو آن، هر عملی ارزش واقعی مییابد<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص ۴۲۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref> | ||
== [[زندگی]] دنیایی و حیات [[پاکیزه]] == | |||
در دنیا میتوان به حیات طیّب رسید؛ ولی حیات طیّب نمیتواند حیات دنیایی (زرق و برق دنیا و [[رفاه]] مادی) باشد، به چند دلیل: | |||
# برای رسیدن به دنیا و رفاه آن، [[حُسن]] فاعلی شرط نیست، چنانکه [[خدای سبحان]] [[دنیا]] و نعمتهای مادی آن را به [[کافران]] نیز داده و میدهد، حالآنکه آیۀ مورد بحث شرط رسیدن به [[حیات طیب]] را ایمان و عمل صالح (حسن فعلی و فاعلی) میداند: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. | |||
# [[انسان]] تا در دنیا زندگی میکند، در [[رنج]] و [[درد]] و [[گرفتاری]] است، چون خدایی که عالم، [[آدم]] و پیوند این دو را آفرید، [[سوگند]] یاد کرد که [[انسان]] را در رنج و [[زحمت]] آفریدم: {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}}<ref>«که بیگمان انسان را در رنج آفریدهایم» سوره بلد، آیه ۴.</ref> پس [[بشر]] تا زنده است، نباید [[امید]] راحتی مطلق و زندگی بیزحمت را در دنیا داشته باشد؛ زیرا دنیا خانۀ [[تکلیف]] و تحصیل معاش و [[سعادت]] [[معاد]] است که با زحمتهای [[مالی]]، [[علمی]] و عملی همراه است. | |||
# [[سخن]] [[نورانی]] [[امیر مؤمنان]]، [[حضرت علی]]{{ع}} درباره [[دنیا]] که {{متن حدیث|دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۶.</ref> روشن مینماید که [[دنیا]] از آن جهت که دنیاست، [[شایستگی]] طیّب شدن را ندارد، چون خانهای که همۀ جهاتِ درون و بیرونش به [[دشواری]] و [[آزمون الهی]] پیچیده است، چگونه میتواند طیّب باشد، پس مراد از روایاتی همچون {{متن حدیث|الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ}}<ref>تنبیه الخواطر ونزهة النواظر، ج۱، ص۱۸۳؛ عوالی اللئالی، ج۱، ص۲۶۷.</ref>، {{متن حدیث|الدُّنْيَا... مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّی مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱.</ref> آن است که ثمرۀ این مزرعه، طیّب است و میتوان با این ظرف به مقامات معنوی رسید؛ وگرنه مزرعه همیشه با [[رنج]] و [[زحمت]] همراه است، چنانکه [[حقیقت دنیا]] نیز [[لهو و لعب]] است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] ذیل [[آیه]] مورد بحث گفتار لطیفی دارد که [[خدا]] به مؤمنِ [[نیکوکار]] [[حیات]] طیّب میدهد؛ نه آنکه [[زندگی]] دنیاییاش را به [[حیات]] طیّب بدل سازد<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۴۱-۳۴۲.</ref>. | |||
حاصل آنکه رسیدن به حیات طیّب در دنیا با طیّب شدن حیات [[دنیایی]] فرق دارد: اوّلی (رسیدن به حیات طیّب در دنیا) شدنی است و [[انسان]] میتواند در دنیا با [[ایمان]] و [[عمل صالح]] به زندگی پاکیزه برسد، چون اولاً حیات طیّب به [[بهشت]] اختصاص ندارد و ثانیاً با [[معارف اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و اوصاف کمالی ـ همچون [[معرفت]] و [[قناعت]] ـ میتوان در دنیا به حیات [[پاکیزه]] رسید؛ اما دومی (طیّب شدن حیات دنیایی) شدنی نیست؛ زیرا مصادیق حیات طیّب همچون قناعت، معرفت و [[التزام]] به [[احکام الهی]]، وابسته به روح انسان و اموری [[معنوی]] و مجرّدند که فقط ظرف تحقّق آنها، با بدنی است که آن بدن در دنیاست؛ وگرنه روح انسانی ـ همچون معارف و [[علوم]] ـ [[زمان]] و مکانبردار نیست و به همین سبب، حیات طیّب با دنیا و بدن مادی انسان که همواره با رنج و زحمت همراه است، پیوند ندارد. | |||
گفتنی است که مراد از [[دنیا]] و [[زندگی]] آن، اموری همچون [[زمین]]، [[آسمان]]، دریا، صحرا، آب، درخت و... نیست؛ زیرا اینها [[نعمت]] و [[آیت]] الهیاند که [[خدا]] از آنها با عظمت یاد کرده و دنیای [[ممدوح]]، تجارتخانۀ [[اولیا]] و [[مسجد]] [[دوستان]] خداست<ref>ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱.</ref>. مراد از دنیای مذموم، همان اعتباریات [[دنیایی]]، [[وابستگی]] و دلبستگی به جاه و [[پست]] و [[مقام]] است که [[قرآن کریم]] از آنها به [[بازی]]، سرگرمی، زینتخواهی، [[تفاخر]] و [[تکاثر]] در [[ثروت]] و فرزند یاد میکند: {{متن قرآن|أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ}}<ref>«زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزونخواهی در داراییها و فرزندان است» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۶۳ ـ ۳۶۵.</ref> | |||
== آثار حیات طیب == | == آثار حیات طیب == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۹
مقدمه
حیات به معنای زندگی در مقابل مرگ یا نابودی است[۱] و طیب یعنی پاک، نیکو، خوش و گوارا؛ در برابر ناپاک، بد، ناخوش و ناگوار[۲] و آنچه نفس و حواس انسان از آن لذّت میبرند[۳]، بنابراین "حیات طیب" به معنای زندگی پاک و نیکو یا زندگانی خوش[۴] و گواراست[۵]. به گفته برخی طیب، وصف حالاتی است که برای آدمی در زندگی دنیاییاش رخ میدهد[۶] و بعضی "حیات طیب" را زندگی بیرنج در دنیا و آخرت دانستهاند[۷].
"حیات طیبه" اصطلاحی قرآنی است که تنها یک بار و در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۸] به کار رفته و افاضه آن[۹] وعده قطعی خدا به همه مردان و زنان باایمانی است که عمل صالح انجام دهند. این آیه برای ابطال سخن گروهی از یهودیان، ترسایان و بتپرستان نازل شده است که در مجلسی خود را برتر از مسلمانان میخواندند[۱۰]. از آیات دیگری نیز حیات طیب برداشت میشود ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۱]؛ ﴿وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ﴾[۱۲]؛ ﴿يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ﴾[۱۳]؛ ﴿إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى﴾[۱۴]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾[۱۵]، ﴿إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۶]، گرچه حیات در آنها با کاربردهای مختلفی که دارد، به طیب مقید نشده است؛ همچنین مفسّران، ﴿طُوبَى﴾ در آیه ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ﴾[۱۷][۱۸]، ﴿وَعْدًا حَسَنًا﴾ در آیه ﴿أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ﴾[۱۹][۲۰] و "حسنه دنیا" را در آیه ﴿وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ﴾[۲۱][۲۲] به حیات طیب تفسیر کردهاند و روحی را که از امر الهی به سوی پیامبر (ص) وحی شده است ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۲۳] مایه آن دانستهاند[۲۴].
بر پایه روایات در الواح تورات، برخوردار ساختن حضرت موسی (ع) از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته[۲۵]؛ همچنین خدا به امیرمؤمنان (ع)[۲۶] و دیگر امامان (ع) "حیات طیب" بخشیده است[۲۷]. در حدیث معراج خدا قسم یاد کرده است اهل خیر و اهل آخرت را بعد از مرگ از "حیات طیبه" برخوردار سازد[۲۸]. برپایه روایتی، هر کس سوره مزمّل را در نماز عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی میگردد و نیکو خواهد مُرد[۲۹]. در دعاها نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است[۳۰].[۳۱]
کاربرد طیب در قرآن کریم
طیّب در قرآن کریم گاهی در امور مادی به کار رفته است و زمانی در امور معنوی. کاربرد مادی آن به معنای ملایم، لطیف و پاکیزه است؛ نمونهها:
- نسیم طیّب: ﴿هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا﴾[۳۲]؛ اینان وقتی سوار کشتی میشوند، منتظرند تا نسیمی ملایم بوزد و با آن شادمان میشوند؛ زیرا آنان را به مقصد میرساند.
- بلد طیّب: ﴿... كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ...﴾[۳۳]. «بلد طیّب» شهر و سرزمینی است که آب کافی، هوای مطبوع و سالم، زمین حاصلخیز و میوههای متنوع و خوشمزه داشته باشد. مردم سبأ که در چنین سرزمینی میزیستند، نتوانستند آن را نگهدارند و از آن صحیح بهره ببرند، چون از یاد خدا اعراض کردند، پس خدا سیل عرم (ویرانگر) را فرستاد و بساطشان را برچید.
در اینگونه موارد قرینۀ داخلی هست که طیّب مادی مراد است (نه معنوی) و کافران نیز از آن بهره میبرند، چنانکه ممکن است بر اثر ناسپاسی و اعراض از یاد خدا آن را از دست بدهند.
حیات طیّب در آیۀ مورد بحث، طیّب معنوی است که خدا در پرتو ایمان و عمل صالح به مؤمنان نیکوکار میدهد و قرآن کریم نیز از جامع آن بدون ذکر مصداق خاص یاد میکند[۳۴].
تبیین حیات طیب
مفسران اختلاف دارند که "حیات طیب" در دنیاست یا برزخ یا آخرت[۳۵]: بیشتر آنان با استناد به اینکه در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۳۶] جمله ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾ در قبال جمله ﴿لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ است ـ که مربوط به آخرت است[۳۷] "حیات طیب" را در دنیا دانسته و تفسیرهای مختلفی برای آن یاد کردهاند؛ از جمله صبر بر فقر و فاقه[۳۸]، قناعت[۳۹] ـ چنانکه در روایتی از امام علی (ع) نیز به آن تفسیر شده است[۴۰] ـ و رضا به قضای الهی: ﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ﴾[۴۱] ـ چنانکه از پیامبر (ص) روایت شده است[۴۲] ـ که مایه شرح صدر میگردد[۴۳] و به جهت انتظار پاداش بزرگ آخرتی[۴۴] زندگی همراه سختی را گوارا میسازد؛ برخلاف حرص و ترسِ از دست دادن نعمت که زندگیِ همراه گشایش را تلخ میکند[۴۵]، روزی حلال که عقابی در پی ندارد[۴۶]، روزی روزانه[۴۷]، سعادت[۴۸]، توفیق طاعت[۴۹]، شیرینی طاعت[۵۰]، عافیت[۵۱]، فرجام نیکو[۵۲]، توانگری[۵۳]. برخی با رویکردی اجتماعی، حیات طیب را به جامعهای قرین باآرامش، امنیت، رفاه، صلح، دوستی، تعاون و مفاهیم سازنده انسانی تفسیر کردهاند[۵۴].
در مقابل نظر مشهور، برخی حیات طیب را در آخرت و تنها زندگی در بهشت میدانند[۵۵]، زیرا فقط حیات بهشتی آمیخته به مرگ، فقر، مرض و هیچگونه سختیای نیست[۵۶]: ﴿وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ﴾[۵۷][۵۸]، از این رو برخی در آیات ﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى﴾[۵۹].[۶۰] و ﴿إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى﴾[۶۱] جمله ﴿لَا يَحْيَى﴾ را بر نفی برخورداری گنهکاران در جهنم از "حیات طیب" حمل کردهاند[۶۲].
در دیدگاهی دیگر، "حیات طیب" به زندگانی در قبر و برزخ تفسیر شده است[۶۳]. مستند آن، روایتی است که قبر را باغی از بستانهای بهشتی یا گودالی از گودالهای آتش میشناساند[۶۴]؛ یا بدین جهت است که جمله "ولَنَجزِینَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلون" را در آیه﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۶۵] درباره بهشت آخرت دانستهاند[۶۶]. شاید سخن کسانی که حیات طیب را حیات آخرتی و سرای باقی و دائمی بهشتی میدانند، صحیحتر باشد[۶۷]؛ ولی چون از یکسو باید امکان برخورداری از آن از پیش فراهم شود: ﴿يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ﴾[۶۸] ـ زیرا دنیا مزرعه آخرت است:﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾[۶۹].[۷۰]ـ و از سوی دیگر، حیات طیب در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۷۱] به دنیا یا آخرت مقید نشده است، میتوان گفت مراد از آن، حیات معنوی قلب و سریره انسان[۷۲] و زندگی حقیقی و نوری است که حیاتی نو و جدا از زندگانی دنیایی طبیعی و همگانی است [۷۳] و به مراتب، بالاتر و ارزشمندتر از آن است[۷۴]: ﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[۷۵].[۷۶] چون حیات یاد شده با تجرّد انسان از موادّ بدنی و درآمدن وی در سلک مجردات به دست میآید[۷۷]﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴾[۷۸][۷۹] و از دنیا میآغازد و تا برزخ و قیامت کبرا پایسته است و در آنجا کاملتر ظاهر میشود[۸۰]، همیشگی است و مرگی پس از آن تصور نمیشود[۸۱]، هرچند به ظاهر چنین انسانی کشته شود: ﴿وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ﴾[۸۲][۸۳]؛ برخلاف زندگی طبیعی که با حیات طیب سنجیدنی نیست و در جنب آن حیات شمرده نمیشود: ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۸۴].[۸۵]، بلکه مرگ تدریجی است و در آن بافتهای بدن همواره میان مرگ و حیاتاند[۸۶]. مراد از حیات طیب این نیست که همان حیات دنیایی و همگانی در اصل پایدار مانده و تنها صفت آن از خبیث به طیب تغییر یابد، وگرنه باید در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۸۷] به جای ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾ تعبیر "فلنطیبن حیوته" به کار میرفت[۸۸]، بلکه حیات طیب، زندگی جداگانه و نوی است که به حیات پیشین پیوسته است و تفاوت آن با حیات قبلی و مشترک از جایگاه برترِ آن برمیخیزد، از اینرو بهرهمند از نعمت حیات طیب عینا همان شخصی است که پیشتر تنها نعمت حیات عمومی داشته و اکنون به زندگانی بالاتری دست یافته است[۸۹]. بر اساس این نظر، بسیاری از سخنان در تفسیر حیات طیب را میتوان آثار آن به شمار آورد؛ مانند قانع بودن انسان به روزی الهیاش[۹۰]، چنانکه در روایات حیات طیب به آن تفسیر شده است[۹۱]. برخی مفسران با نادیده انگاشتن این مطلب، مفهوم حیات طیب را گسترده پنداشته و تفسیر آن را به مانند قناعت، از قبیل بیان مصداقِ روشن آن گمان کردهاند[۹۲].[۹۳]
راه رسیدن به حیات طیب
برای رسیدن به حیات طیّب، مجموع دو عنصر محوری ایمان و عمل صالح لازم است: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه موحّد و مسلمان باشد؛ یا ملحد و کافر، چون برای کیفر دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و کفر، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر میشود که از جهت وصف نفسانی مبتلا به قبح باشد ـ از اینرو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر میبیند.
شرط ورود به دوزخ، مجموع کفر و عمل طالح نیست، بلکه صرف طلاح عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر کافران یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و مؤمن نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای بهشت رفتن نصاب ندارد، هرچند پاداش کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در دنیا بهرههای مادی به او و فرزندانش میرسد و زندگی مرفهانه دارد؛ یا در آخرت از تخفیف عذاب و مانند آن بهرهمند میشود.
مشروط بودن حیات طیّب به ایمان و روح طیّب و طاهر (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی) نشان میدهد که حیات طیّب به دنیا و رفاه مادی آن ربطی ندارد.
گفتنی است:
- قرآن کریم عملی را صالح و شایسته میشمارد که برابر با حجت عصر (اسلام) باشد[۹۴]؛ خواه عبادی باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت بیت مقدس نماز بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با حجّت عصر نیست.
- جملۀ ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا﴾ در مورد صلاح در مقام عمل است، از اینرو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش صالح نشده است؛ ولی تعبیر ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[۹۵] که در وصف پیامبران(ع) آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش صالح است، هرگز خود را به کار زشت نمیآلاید.
- کار شایسته، زمینهساز صلاح روح آدمی است، چنانکه صلاح روح نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کمکم بر روح انسانی اثر میگذارند و او را به توبه و انابه وامیدارند و گوهر ذات را مؤمن میکنند؛ هم صلاح روح و گوهر ایمان در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف عمل صالح کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
- ایمان و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در دنیا و بیشترشان در آخرت ظهور میکنند. «حیات طیّب» یکی از آثار و نتایج دنیایی یا آخرتی آن دوست و شکر، صبر و رضایت نیز از آثار حیات طیّباند[۹۶].
حیات طیب در گرو ایمان و عمل صالح و الغای جنسیت
عمل به دستورات اسلام، انسان را به حیات طیب میرساند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾[۹۷].[۹۸]، چنانکه سرپیچی از آنها سبب محرومیت از آن و نابودی است: ﴿إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۹۹] نعمت حیات طیب بهره کسانی میگردد که دارای اعمالِ زمینهساز آن باشند؛ یعنی کارشان خالص و از هر گونه عیب و نقصی پاک باشد[۱۰۰].
خدا در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۰۱] به مردان و زنانی که عمل صالح انجام دهند، وعده میدهد که به آنان حیات طیب میبخشد و عملایشان را نیکوتر از آن پاداش میدهد، اگر ایمان داشته و توحید را باور و به راستگویی پیامبران اقرار کنند[۱۰۲]، زیرا عمل بیایمان، حبط گشته و اثری ندارد: ﴿الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾[۱۰۳][۱۰۴]؛ نیز ﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۰۵]، بنابراین در پذیرش ایمان و نتیجه عمل صالح از دیدگاه قرآن میان زن و مرد تفاوتی نیست، در حالی که بسیاری از بتپرستان و اهل کتاب زنان را از بیشتر مزایای دینی محروم دانسته و برای آنان نسبت به مردان جایگاه پستی معتقد بودند و آن را هرگز تغییرپذیر نمیدانستند[۱۰۶]. به گفته برخی، تقدیم عمل صالح بر ایمان در آیه یاد شده، اشاره است که هدف نهایی از ایمان، عمل است، چنانکه علم و ایمان نیز ابزار عملاند[۱۰۷]. برپایه احتمالی، نکره بودن ﴿صَالِحًا﴾ در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۰۸] برای تفخیم است و بر اساس آن، وعده حیات طیب به کسانی است که عمل صالح بزرگی انجام دهند و آن، جز پذیرش ولایت امامان معصوم (ع) نیست، زیرا در پرتو آن، هر عملی ارزش واقعی مییابد[۱۰۹].[۱۱۰]
زندگی دنیایی و حیات پاکیزه
در دنیا میتوان به حیات طیّب رسید؛ ولی حیات طیّب نمیتواند حیات دنیایی (زرق و برق دنیا و رفاه مادی) باشد، به چند دلیل:
- برای رسیدن به دنیا و رفاه آن، حُسن فاعلی شرط نیست، چنانکه خدای سبحان دنیا و نعمتهای مادی آن را به کافران نیز داده و میدهد، حالآنکه آیۀ مورد بحث شرط رسیدن به حیات طیب را ایمان و عمل صالح (حسن فعلی و فاعلی) میداند: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾.
- انسان تا در دنیا زندگی میکند، در رنج و درد و گرفتاری است، چون خدایی که عالم، آدم و پیوند این دو را آفرید، سوگند یاد کرد که انسان را در رنج و زحمت آفریدم: ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ﴾[۱۱۱] پس بشر تا زنده است، نباید امید راحتی مطلق و زندگی بیزحمت را در دنیا داشته باشد؛ زیرا دنیا خانۀ تکلیف و تحصیل معاش و سعادت معاد است که با زحمتهای مالی، علمی و عملی همراه است.
- سخن نورانی امیر مؤمنان، حضرت علی(ع) درباره دنیا که «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»[۱۱۲] روشن مینماید که دنیا از آن جهت که دنیاست، شایستگی طیّب شدن را ندارد، چون خانهای که همۀ جهاتِ درون و بیرونش به دشواری و آزمون الهی پیچیده است، چگونه میتواند طیّب باشد، پس مراد از روایاتی همچون «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ»[۱۱۳]، «الدُّنْيَا... مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّی مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ»[۱۱۴] آن است که ثمرۀ این مزرعه، طیّب است و میتوان با این ظرف به مقامات معنوی رسید؛ وگرنه مزرعه همیشه با رنج و زحمت همراه است، چنانکه حقیقت دنیا نیز لهو و لعب است: ﴿إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ﴾[۱۱۵].
علامه طباطبایی ذیل آیه مورد بحث گفتار لطیفی دارد که خدا به مؤمنِ نیکوکار حیات طیّب میدهد؛ نه آنکه زندگی دنیاییاش را به حیات طیّب بدل سازد[۱۱۶].
حاصل آنکه رسیدن به حیات طیّب در دنیا با طیّب شدن حیات دنیایی فرق دارد: اوّلی (رسیدن به حیات طیّب در دنیا) شدنی است و انسان میتواند در دنیا با ایمان و عمل صالح به زندگی پاکیزه برسد، چون اولاً حیات طیّب به بهشت اختصاص ندارد و ثانیاً با معارف اعتقادی، اخلاقی و اوصاف کمالی ـ همچون معرفت و قناعت ـ میتوان در دنیا به حیات پاکیزه رسید؛ اما دومی (طیّب شدن حیات دنیایی) شدنی نیست؛ زیرا مصادیق حیات طیّب همچون قناعت، معرفت و التزام به احکام الهی، وابسته به روح انسان و اموری معنوی و مجرّدند که فقط ظرف تحقّق آنها، با بدنی است که آن بدن در دنیاست؛ وگرنه روح انسانی ـ همچون معارف و علوم ـ زمان و مکانبردار نیست و به همین سبب، حیات طیّب با دنیا و بدن مادی انسان که همواره با رنج و زحمت همراه است، پیوند ندارد.
گفتنی است که مراد از دنیا و زندگی آن، اموری همچون زمین، آسمان، دریا، صحرا، آب، درخت و... نیست؛ زیرا اینها نعمت و آیت الهیاند که خدا از آنها با عظمت یاد کرده و دنیای ممدوح، تجارتخانۀ اولیا و مسجد دوستان خداست[۱۱۷]. مراد از دنیای مذموم، همان اعتباریات دنیایی، وابستگی و دلبستگی به جاه و پست و مقام است که قرآن کریم از آنها به بازی، سرگرمی، زینتخواهی، تفاخر و تکاثر در ثروت و فرزند یاد میکند: ﴿أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ﴾[۱۱۸].[۱۱۹]
آثار حیات طیب
حیات در انسان منشأ علم و قدرت است[۱۲۰]؛ ولی حیات طیب مایه علم و قدرت ویژهای برای او میشود. بهرهمند از حیات طیب، دارای علمِ سودمند و ایمان در قلب وی ثابت میگردد: ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۱۲۱].[۱۲۲] و برپایه احادیث، دارای روح ایمان[۱۲۳] و در پرتو انوار هدایت آن، در زمینه اعتقاد و عمل، به حق رهنمون میگردد: ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۲۴]، چنانکه از موهبت قدرت بر احیای حق و نابودی باطل بهرهمند میشود: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۲۵].[۱۲۶] دارنده حیات طیب، به حقیقتِ اشیاء راه یافته و حق و باطلِ آنها را از یکدیگر شناسایی کرده و به پایداری حق و زوالپذیر بودن باطل پی میبرد، ازاینرو فریفته دنیا نگشته و از شیطان فریب نمیخورد و گرفتار دسیسههای نفسانی نمیگردد، بلکه با تمام وجود به پروردگار خویش رو آورده و تدبیر امور خود را به وی واگذار میکند و در مسیر حیاتِ پاک و جاودانه خویش، جز زیبایی نمیبیند و زشتی را تنها در نافرمانی خدا میداند[۱۲۷].
امام صادق (ع) نیز حیات طیب را به معرفت خدا تفسیر فرموده و برخی از عارفان، آن را به فارغ شدن بنده از تدبیر کار خویش و واگذاری آن به خدا یا حالت بینیازی بنده از خلق و نیازش به پروردگار تعریف کردهاند[۱۲۸]. چنین انسانی با مشاهده تجلیات الهی[۱۲۹] همیشه در کمال، سرور، قدرت و نعمت غرق است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۱۳۰].[۱۳۱] و ناملایمات دنیا او را نمیآزارند[۱۳۲]، زیرا بهشت پیش از موعد در دنیا به وی مژده داده شده است: ﴿لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾[۱۳۳][۱۳۴] و او به تحقق وعدههای الهی ایمان دارد. سرانجامِ کارش درآمدن به بهشت و بهرهمندی از روزیِ بیحساب در آنجاست: ﴿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ﴾[۱۳۵]، ﴿مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۱۳۶].[۱۳۷]
منابع
پانویس
- ↑ لسان العرب، ج ۳، ص ۴۲۵، "حیا"؛ التحقیق، ج ۲، ص ۳۳۷، "حیّ"؛ لغت نامه، ج ۶، ص ۸۱۱۹، "حیات".
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۱۰۲.
- ↑ مفردات، ص ۵۲۷، "طیب".
- ↑ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۶.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳.
- ↑ بیان السعادة، ج ۲، ص ۴۲۵.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
- ↑ تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
- ↑ «و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.
- ↑ «میگوید: کاش برای (این) زندگیم (توشهای) پیش میفرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.
- ↑ «چنین است که هر کس نزد پروردگارش گناهکار بیاید بیگمان دوزخ او راست که در آن نه میمیرد و نه زندگی میکند» سوره طه، آیه ۷۴.
- ↑ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه ۴۲.
- ↑ «کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.
- ↑ بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.
- ↑ «آیا آنکه بدو وعدهای نیکو دادهایم و او آن را خواهد دید چون کسی است که او را از کالای زندگانی این جهان برخوردار کردهایم سپس در روز رستخیز از خواندهشدگان (به سوی دوزخ) است؟» سوره قصص، آیه ۶۱.
- ↑ الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.
- ↑ «و به پرهیزگاران میگویند: پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ میگویند نکویی را؛ برای آنان که در این جهان نیکی ورزیدهاند (پاداش)، نیکی است و به یقین سرای واپسین بهتر است و سرای پرهیزگاران نیکوست!» سوره نحل، آیه ۳۰.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.
- ↑ «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
- ↑ روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.
- ↑ کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
- ↑ نوادر المعجزات، ص ۲۰.
- ↑ مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
- ↑ سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
- ↑ ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
- ↑ «اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند» سوره یونس، آیه ۲۲.
- ↑ «... از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده * اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم.».. سوره سبأ، آیه ۱۵-۱۶.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۴۷، ص۳۷۰ ـ ۳۷۱.
- ↑ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸ ـ ۴۸۹.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص ۶۳۳؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۹۶؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۹۳.
- ↑ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۴۴ - ۲۴۵.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱۴، ص ۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۹۸؛ ج ۱۹، ص ۵۵؛ شرح نهج البلاغه، عبده، ج ۱، ص ۷۱۲.
- ↑ «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۶، ص ۵۹۳.
- ↑ حاشیة قونوی، ج ۱۱، ص ۳۷۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
- ↑ تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.
- ↑ الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.
- ↑ روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.
- ↑ کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
- ↑ نوادر المعجزات، ص ۲۰.
- ↑ مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
- ↑ سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
- ↑ ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.
- ↑ «و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.
- ↑ اضواء البیان، ج ۲، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
- ↑ «سپس نه در آن میمیرد و نه زنده میماند،» سوره اعلی، آیه ۱۳.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۴، ص ۶۷۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۲۶۹؛ تفسیر المعین، ج ۳، ص ۱۶۶۷.
- ↑ «چنین است که هر کس نزد پروردگارش گناهکار بیاید بیگمان دوزخ او راست که در آن نه میمیرد و نه زندگی میکند» سوره طه، آیه ۷۴.
- ↑ بیان المعانی، ج ۲، ص ۲۱۱؛ مجمعالبحرین، ج ۴، ص ۳۵۶، "نفی".
- ↑ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۹؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ «میگوید: کاش برای (این) زندگیم (توشهای) پیش میفرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.
- ↑ «و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.
- ↑ «در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.
- ↑ «پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) میگویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.
- ↑ الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۳؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۴ ـ ۵۰۵.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.
- ↑ تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ «و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.
- ↑ المیزان، ج ۲، ص ۱۸۷.
- ↑ «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷؛ مبدأ و معاد، ص ۳۹۸.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴.
- ↑ نورالثقلین، ج ۳، ص ۸۳ ـ ۸۴؛ الامالی، ص ۲۷۵؛ المستدرک، ج ۲، ص ۳۸۸.
- ↑ نمونه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.
- ↑ «آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.
- ↑ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص ۴۵.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۴۲.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۴؛ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۸.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.
- ↑ «امروز چیزهای پاکیزه بر شما حلال است و غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن از زنان مؤمن (مسلمان) و زنان پاکدامن از آنان که پیش از شما به آنان کتاب آسمانی دادهاند، اگر کابینشان را پرداخته و پاکدامن باشید نه پلیدکار و گزینندگان دوست پنهان، (بر شما حلال است) و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه میشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ «آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کردهاند نابود و آنچه انجام میدادهاند تباه است» سوره هود، آیه ۱۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱؛ الفرقان، ج ۴، ص ۴۷۴.
- ↑ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۶.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ بیان السعاده، ج ۲، ص ۴۲۵.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
- ↑ «که بیگمان انسان را در رنج آفریدهایم» سوره بلد، آیه ۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۶.
- ↑ تنبیه الخواطر ونزهة النواظر، ج۱، ص۱۸۳؛ عوالی اللئالی، ج۱، ص۲۶۷.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱.
- ↑ «زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است» سوره محمد، آیه ۳۶.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۳۴۱-۳۴۲.
- ↑ ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱.
- ↑ «زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزونخواهی در داراییها و فرزندان است» سوره حدید، آیه ۲۰.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۴۷، ص۳۶۳ ـ ۳۶۵.
- ↑ المیزان، ج ۱۰، ص ۵۱.
- ↑ «گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲؛ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۹.
- ↑ «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
- ↑ «و بیگمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهانها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۹۳.
- ↑ تفسیر ابن عربی، ج ۱، ص ۶۹۰.
- ↑ «بیگمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره مائده، آیه ۶۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ الفتوحات المکیه، ج ۴، ص ۱۲۴؛ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۵؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۵.
- ↑ «در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است» سوره یونس، آیه ۶۴.
- ↑ رحمة من الرحمن، ج ۲، ص ۵۰۵.
- ↑ «ای یوسف! از این (رویداد) روی بگردان (و در گذر) و (ای زن!) تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه که تو بیگمان از خطاکاران بودهای» سوره یوسف، آیه ۲۹.
- ↑ «کسانی که گناهی کنند جز همانند آن کیفر نمیبینند و کسانی که کاری شایسته بجای آورند و مؤمن باشند چه مرد چه زن به بهشت درمیآیند؛ در آن بیحساب (و شمار) روزی داده میشوند» سوره غافر، آیه ۴۰. الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۷.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.