جعدة بن هبیره مخزومی: تفاوت میان نسخهها
(تغییرمسیر به جعده بن هبیره مخزومی) برچسب: تغییر مسیر جدید |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
# | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[جعدة بن هبیره مخزومی در تاریخ اسلامی]] - [[جعدة بن هبیره مخزومی در تراجم و رجال]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
{{جعبه اطلاعات اصحاب | |||
| نام = جعدة بن هبیره مخزومی | |||
| مشهور به = | |||
| نام تصویر = تصویر قدیمی مدینه.jpg | |||
| عرض تصویر = | |||
| توضیح تصویر = تصویری کهن از [[مدینه]] | |||
| نام کامل = جعدة بن هبیره مخزومی | |||
| نامهای دیگر = | |||
| جنسیت = مرد | |||
| کنیه = | |||
| لقب = | |||
| اهل = | |||
| از قبیله = [[بنیمخزوم]] | |||
| از تیره = | |||
| پدر = [[هبيرة مخزومی]] | |||
| مادر = [[ام هانی بنت ابی طالب]] | |||
| همسر = | |||
| پسر = [[عبدالله بن جعده بن هبیره]] | |||
| دختر = | |||
| خواهر = | |||
| برادر = | |||
| خویشاوندان = [[امام علی]] (دایی) | |||
| وابستگان = | |||
| تاریخ تولد = | |||
| محل تولد = | |||
| محل زندگی = {{فهرست جعبه افقی| [[مدینه]] | [[کوفه]] }} | |||
| تاریخ درگذشت = | |||
| محل درگذشت = | |||
| تاریخ شهادت = | |||
| محل شهادت = | |||
| طول عمر = | |||
| محل دفن = | |||
| دین = | |||
| مذهب = | |||
| از اصحاب = [[امام علی]] | |||
| از طبقه = | |||
| در جنگ = [[جنگ صفین]] | |||
| نقشها = | |||
| فعالیتها = | |||
| علت شهرت = | |||
| علت درگذشت = | |||
| علت شهادت = | |||
| راوی از = | |||
| روایات مشهور = | |||
| مشایخ او = | |||
| راویان از او = | |||
| آخرین راوی از او = | |||
}} | |||
'''جعدة بن هبيرة مخزومی''' پسر خواهر [[حضرت علی]] {{ع}} و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود. زمانی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد. حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. | |||
== مقدمه == | |||
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر [[حضرت علی]] {{ع}} و مادرش [[ام هانی بنت ابی طالب]] و از [[اصحاب]] و [[یاران]] باوفای آن حضرت بود<ref>رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref>. | |||
جعدة بن هبيره یکی از پنج [[قریشی]] است که در خدمت [[حضرت امیر]] {{ع}} بود، و [[وفاداری]] خود را تا پای [[جان]] به [[ظهور]] رساند<ref>رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.</ref>. | |||
او پس از [[هجرت به مدینه]]، مدتی در آنجا ماند و سپس در [[کوفه]] [[مسکن]] گرفت. و موقعی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از [[جنگ جمل]] به [[کوفه]] وارد شد، در [[منزل]] او ساکن شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.</ref>. | |||
حضرت پس از مدتی [[جعده]] را به [[خراسان]] فرستاده<ref>تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.</ref> و پس از آنجام مأموریت از [[خراسان]] بازگشت و در [[کوفه]] ماند و همواره ملازم [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. روزی حضرت میخواست سخنرانی کند، [[جعده]] سنگی گذاشت و حضرت در حالی که [[لباس]] پشمی به تن داشت و [[شمشیر]] خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانیاش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای [[مردم]] سخنرانی کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: {{عربی|الحمد لله الذي....}}.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۱-۳۰۲؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)| دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۶۹-۲۷۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۰-۵۲۲.</ref> | |||
== [[دلاوری]] جعده در [[جنگ صفین]] == | |||
جعده از [[دلاور]] مردانی بود که در جنگ صفین در رکاب دایی بزرگوار خود [[حضرت علی]]{{ع}} مردانه و با [[اخلاص]] جنگید و از [[ولایت]] به [[حق]] مولایش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دفاع]] کرد. | |||
[[نصر بن مزاحم]] از [[ابی جحیفه]] نقل میکند که: [[معاویه]] در یکی از روزهای جنگ صفین، همه [[قریشیان]] را که از [[شام]] همراهش بودند، جمع کرد و به آنان گفت: ای گروه [[قریش]]، برای هیچ کدام از شما غیر از [[عمر]] و عاص کار و هنری ساخته نیست، شما را چه شده است، [[غیرت]] قریش کجا رفته است؟ سرداران سپاه قریش هر کدام جوابی دادند و عتبه [[برادر]] معاویه سخت در [[غضب]] شد و گفت: من فردا با [[جعدة بن هبيره مخزومی]] روبه رو میشوم. معاویه این را پسندید و گفت: به به، [[قوم]] او [[بنی مخزوم]] و مادرش [[ام هانی دختر ابوطالب]] و پدرش [[هبيرة بن ابیوهب]] است و هماوردی بزرگوار شایسته است. | |||
فردای آن روز، عتبه به میدان رزم آمد و «جعده» را برای [[جنگ]] با خود فراخواند، جعده با اجازه حضرت علی{{ع}} مقابل او قرار گرفت و مطالبی در معرکه [[نبرد]] بین عتبه و جعده رد و بدل شد، اما جوابهای کوبنده جعده، عتبه را به [[خشم]] آورد و به جعده [[دشنام]] داد، جعده از او روی برگرداند و پاسخش نداد، در این موقع عتبه از پیش جعده برگشت و در اردوگاه معاویه تمامی سواران و نیروهای خود از [[قبایل]] سکون، [[ازد]] و صدف را برای جنگ با جعده آماده ساخت و جعده هم به سپاه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بازگشت و آنچه میتوانست نیرو [[بسیج]] کرد و هر دو گروه در برابر هم مصاف دادند. در آن روز جعده خود شخصأ نبرد میکرد و با یارانش به نیروهای عتبه حمله میبردند و کار به جایی رسید که عتبه دیگر توان رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معرکه [[نبرد]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت. و همراهان او هم عقب نشینی کردند، معاویه چون فرار او و همرزمانش را دید به او گفت: [[جعده]]، تو را رسوا کرد و تو را فراری داد و چنان فضيحتی به بار آوردی که هرگز لکه آن از دامنت [[پاک]] نخواهد شد! [[عتبه]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، من تمام کوشش خود را کردم ولی [[خداوند]] [[پیروزی]] ما را بر او مقدر نکرد، چه کنم؟ جعده هم پس از آن پیروزی نزد [[حضرت علی]]{{ع}} منزلتی بیشتر یافت<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>. | |||
شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و شنّی در فحاشی عتبه به جعده و [[مبارزه]] این دو اشعاری سرودهاند<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۲-۲۷۴؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص ۵۲۴-۵۲۷.</ref> | |||
== [[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} == | |||
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]] {{صل}} بودند و متقابلا على {{ع}} و فرزندانش آنان را مورد اعتماد خود میدانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]] {{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]]. | |||
[[ابن ابی الحدید]] ذیل خطبه ۵۶ [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش تصمیم گرفتند که مرقد مطهر آن حضرت را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان شب [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص مزار او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمیخاست بر شتر نری نهادند و با ریسمانها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] شب همراه تنی چند از افراد مورد اعتماد خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که پیکر مطهر [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به [[مدینه]] میبرند تا کنار مرقد [[فاطمه]] {{ع}} به خاک بسپارند. | |||
همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازهای که در پارچهای پیچیده بودند گذاشتند و چنین تصور میشد که میخواهند جنازه حضرت را در [[حیره]] به خاک بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر]] ـ ساختمان [[حکومتی]] ـ یکی در حجرهای از خانههای [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة و بدین ترتیب محل آرامگاه آن [[امام]] غریب بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن حضرت کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن حضرت و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن شب ـ بیست و یکم [[ماه رمضان]] ـ این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] حضرت را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] حضرت به خاک سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن امام همام تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>. | |||
آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش دست از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]] {{ع}} برنداشت و همواره در خدمت آنان بود<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۳۰۳-۳۰۴؛ [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶.</ref>. | |||
== [[دعوت]] از [[امام حسین]] {{ع}} == | |||
پس از [[شهادت]] امام علی {{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبانهای [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]] {{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و شیعیان علی{{ع}}، جعده را نماینده [[اهل بیت]] و حافظ [[اسرار]] خویش میدانستند و خواستههای خود را از طریق او به [[امام حسن]] {{ع}}و امام حسین {{ع}} بیان میکردند. از این رو، در [[زمان]] [[معاویه]] عدهای از [[شیعیان]] نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامهای به [[حسین بن علی]] {{ع}} بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه [[قیام]] کند. | |||
جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین {{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]] {{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناختهاند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و تندی در برابر [[دشمنان]] و کوشش برای پیاده شدن امر [[خدا]] میشناسند. پس اگر میخواهی این [[حکومت]] را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای [[شهادت]] همراه شما آماده کردهایم". | |||
حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانههای خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامهای به شما نظرم را مینویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>. | |||
پس از شهادت امام حسن {{ع}} [[فرزندان]] [[جعده]] و دیگر [[شیعیان کوفه]] دور [[سلیمان]] صرد گرد آمدند و در نامهای به [[امام حسین]] {{ع}} شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایاننامه اعلام کردند [[منتظر]] [[فرمان]] ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن [[حق]] هستند. البته این بار نیز امام حسین {{ع}} در جواب، آنان را به [[صبر]] تا مرگ معاویه فرا خواندند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref> | |||
== سرانجام جعده == | |||
بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفتهاند؛ وی در [[زمان]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} در [[کوفه]] بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این [[نهضت]] حرفی نزدهاند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشتهاند، جعده در زمان معاویه در [[مدینه]] از [[دنیا]] رفت<ref>موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | |||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[بنیمخزوم]] (قبیله) | |||
* [[امام علی]] (دایی) | |||
* [[هبيرة مخزومی]] (پدر) | |||
* [[ام هانی]] (مادر) | |||
* [[عون بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند) | |||
* [[عبدالله بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند) | |||
* [[عقیل بن جعدة بن هبیره مخزومی]] (فرزند) | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100829.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱''']] | |||
# [[پرونده:1100353.jpg|22px]] [[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴''']] | |||
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:اصحاب امام علی]] | |||
[[رده:اعلام]] | |||
[[رده:بنیمخزوم]] | |||
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۱
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر حضرت علی (ع) و از اصحاب و یاران باوفای آن حضرت بود. زمانی که امیرالمؤمنین (ع) از جنگ جمل به کوفه وارد شد، در منزل او ساکن شد. حضرت پس از مدتی جعده را به خراسان فرستاده و پس از آنجام مأموریت از خراسان بازگشت و در کوفه ماند و همواره ملازم امیرالمؤمنین (ع) بود.
| جعدة بن هبیره مخزومی | |
|---|---|
تصویری کهن از مدینه | |
| نام کامل | جعدة بن هبیره مخزومی |
| جنسیت | مرد |
| از قبیله | بنیمخزوم |
| پدر | هبيرة مخزومی |
| مادر | ام هانی بنت ابی طالب |
| پسر | عبدالله بن جعده بن هبیره |
| خویشاوندان | امام علی (دایی) |
| محل زندگی | |
| از اصحاب | امام علی |
| حضور در جنگ | جنگ صفین |
مقدمه
جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر حضرت علی (ع) و مادرش ام هانی بنت ابی طالب و از اصحاب و یاران باوفای آن حضرت بود[۱].
جعدة بن هبيره یکی از پنج قریشی است که در خدمت حضرت امیر (ع) بود، و وفاداری خود را تا پای جان به ظهور رساند[۲].
او پس از هجرت به مدینه، مدتی در آنجا ماند و سپس در کوفه مسکن گرفت. و موقعی که امیرالمؤمنین (ع) از جنگ جمل به کوفه وارد شد، در منزل او ساکن شد[۳].
حضرت پس از مدتی جعده را به خراسان فرستاده[۴] و پس از آنجام مأموریت از خراسان بازگشت و در کوفه ماند و همواره ملازم امیرالمؤمنین (ع) بود. روزی حضرت میخواست سخنرانی کند، جعده سنگی گذاشت و حضرت در حالی که لباس پشمی به تن داشت و شمشیر خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانیاش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای مردم سخنرانی کرد[۵].[۶]
دلاوری جعده در جنگ صفین
جعده از دلاور مردانی بود که در جنگ صفین در رکاب دایی بزرگوار خود حضرت علی(ع) مردانه و با اخلاص جنگید و از ولایت به حق مولایش امیرالمؤمنین(ع) دفاع کرد.
نصر بن مزاحم از ابی جحیفه نقل میکند که: معاویه در یکی از روزهای جنگ صفین، همه قریشیان را که از شام همراهش بودند، جمع کرد و به آنان گفت: ای گروه قریش، برای هیچ کدام از شما غیر از عمر و عاص کار و هنری ساخته نیست، شما را چه شده است، غیرت قریش کجا رفته است؟ سرداران سپاه قریش هر کدام جوابی دادند و عتبه برادر معاویه سخت در غضب شد و گفت: من فردا با جعدة بن هبيره مخزومی روبه رو میشوم. معاویه این را پسندید و گفت: به به، قوم او بنی مخزوم و مادرش ام هانی دختر ابوطالب و پدرش هبيرة بن ابیوهب است و هماوردی بزرگوار شایسته است.
فردای آن روز، عتبه به میدان رزم آمد و «جعده» را برای جنگ با خود فراخواند، جعده با اجازه حضرت علی(ع) مقابل او قرار گرفت و مطالبی در معرکه نبرد بین عتبه و جعده رد و بدل شد، اما جوابهای کوبنده جعده، عتبه را به خشم آورد و به جعده دشنام داد، جعده از او روی برگرداند و پاسخش نداد، در این موقع عتبه از پیش جعده برگشت و در اردوگاه معاویه تمامی سواران و نیروهای خود از قبایل سکون، ازد و صدف را برای جنگ با جعده آماده ساخت و جعده هم به سپاه امیرمؤمنان(ع) بازگشت و آنچه میتوانست نیرو بسیج کرد و هر دو گروه در برابر هم مصاف دادند. در آن روز جعده خود شخصأ نبرد میکرد و با یارانش به نیروهای عتبه حمله میبردند و کار به جایی رسید که عتبه دیگر توان رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معرکه نبرد گریخت و نزد معاویه رفت. و همراهان او هم عقب نشینی کردند، معاویه چون فرار او و همرزمانش را دید به او گفت: جعده، تو را رسوا کرد و تو را فراری داد و چنان فضيحتی به بار آوردی که هرگز لکه آن از دامنت پاک نخواهد شد! عتبه گفت: به خدا سوگند، من تمام کوشش خود را کردم ولی خداوند پیروزی ما را بر او مقدر نکرد، چه کنم؟ جعده هم پس از آن پیروزی نزد حضرت علی(ع) منزلتی بیشتر یافت[۷].
شعرای عرب از جمله نجاشی و شنّی در فحاشی عتبه به جعده و مبارزه این دو اشعاری سرودهاند[۸].[۹]
محبت خاندان جعده به اهل بیت پیامبر (ص)
خاندان جعدة بن هبيره همواره از محبان و یاران اهل بیت پیامبر اسلام (ص) بودند و متقابلا على (ع) و فرزندانش آنان را مورد اعتماد خود میدانستند. لذا برای گمراهی بنی امیه از محل دفن حضرت علی (ع) در چند مورد قبر ساختند و یکی هم در خانه جعده.
ابن ابی الحدید ذیل خطبه ۵۶ نهج البلاغه آورده است: شبی که امیرالمؤمنین علی (ع) به شهادت رسید، فرزندانش تصمیم گرفتند که مرقد مطهر آن حضرت را از بیم تعرض بنی امیه و خوارج پوشیده دارند، از این رو در همان شب دفن، مردم را در خصوص مزار او دچار تصورات گوناگون کردند. فرزندان امیرمؤمنان (ع) نخست تابوتی را که از آن بوی کافور برمیخاست بر شتر نری نهادند و با ریسمانها استوار بستند و در تاریکی شب همراه تنی چند از افراد مورد اعتماد خویش آن را از کوفه بیرون فرستادند و خود شایع کردند که پیکر مطهر امیرمؤمنان (ع) را به مدینه میبرند تا کنار مرقد فاطمه (ع) به خاک بسپارند.
همچنین استری از منزل بیرون آوردند که بر آن شکل جنازهای که در پارچهای پیچیده بودند گذاشتند و چنین تصور میشد که میخواهند جنازه حضرت را در حیره به خاک بسپارند، و در آخر هم چند گور کندند یکی در مسجد کوفه، یکی کنار میدان قصر ـ ساختمان حکومتی ـ یکی در حجرهای از خانههای خاندان جعدة بن هبيرة مخزومی و یکی در کنار دیوار خانه عبدالله بن يزيد قسری و یکی در کناسه و یکی هم در ثويبة و بدین ترتیب محل آرامگاه آن امام غریب بر مردم پوشیده ماند و از محل دفن آن حضرت کسی جز فرزندان بزرگوار آن حضرت و برخی از یاران بسیار مخلص او آگاه نشدند. و سحرگاهان آن شب ـ بیست و یکم ماه رمضان ـ این جمع چند نفری پیکر شریف و مطهر حضرت را از کوفه بیرون بردند و در نجف و همان محلی که به غری معروف است بر طبق وصیت حضرت به خاک سپردند و بدین ترتیب محل دفن آن امام همام تا زمان حکومت هارون الرشید بر مردم پوشیده ماند[۱۰].
آری، جعده تا پایان عمر بابرکتش دست از محبت و اطاعت خاندان پیامبر (ع) برنداشت و همواره در خدمت آنان بود[۱۱].
دعوت از امام حسین (ع)
پس از شهادت امام علی (ع)، جعده که داماد وی بود، همچنان در کوفه سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد شک برای دشمنان، نام جعده بر سر زبانهای مردم آن شهر باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای مشتاقان علی (ع) در کوفه حفظ شود. بنابراین، پیروان و شیعیان علی(ع)، جعده را نماینده اهل بیت و حافظ اسرار خویش میدانستند و خواستههای خود را از طریق او به امام حسن (ع)و امام حسین (ع) بیان میکردند. از این رو، در زمان معاویه عدهای از شیعیان نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامهای به حسین بن علی (ع) بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه قیام کند.
جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین (ع) نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا دل و جانشان با امید به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت حسن (ع) را نیز در جنگ با معاویه شناختهاند و شما را هم در مهربانی با دوستان و استواری و تندی در برابر دشمنان و کوشش برای پیاده شدن امر خدا میشناسند. پس اگر میخواهی این حکومت را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای شهادت همراه شما آماده کردهایم".
حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم (حسن)، من امیدوارم که خداوند او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، قیام و مبارزه نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را رحمت کند، در خانههای خود بنشینید و تا زمانی که معاویه زنده است، خود را از هر اتهامی حفظ کنید. پس اگر خدا حادثه مرگ او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامهای به شما نظرم را مینویسم"[۱۲].
پس از شهادت امام حسن (ع) فرزندان جعده و دیگر شیعیان کوفه دور سلیمان صرد گرد آمدند و در نامهای به امام حسین (ع) شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایاننامه اعلام کردند منتظر فرمان ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن حق هستند. البته این بار نیز امام حسین (ع) در جواب، آنان را به صبر تا مرگ معاویه فرا خواندند[۱۳].[۱۴]
سرانجام جعده
بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفتهاند؛ وی در زمان قیام امام حسین (ع) در کوفه بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این نهضت حرفی نزدهاند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشتهاند، جعده در زمان معاویه در مدینه از دنیا رفت[۱۵].[۱۶]
جستارهای وابسته
- بنیمخزوم (قبیله)
- امام علی (دایی)
- هبيرة مخزومی (پدر)
- ام هانی (مادر)
- عون بن جعدة بن هبیره مخزومی (فرزند)
- عبدالله بن جعدة بن هبیره مخزومی (فرزند)
- عقیل بن جعدة بن هبیره مخزومی (فرزند)
منابع
پانویس
- ↑ رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.
- ↑ رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.
- ↑ شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.
- ↑ تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: الحمد لله الذي.....
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲؛ عباسی، مهدی، مقاله «جعده بن هبیره»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴، ص۲۶۹-۲۷۰؛ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص ۵۲۰-۵۲۲.
- ↑ ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.
- ↑ ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳؛ عباسی، مهدی، مقاله «جعده بن هبیره»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴، ص۲۷۲-۲۷۴؛ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص ۵۲۴-۵۲۷.
- ↑ شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۱، ص۳۰۳-۳۰۴؛ عباسی، مهدی، مقاله «جعده بن هبیره»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴، ص۲۷۶.
- ↑ الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.
- ↑ تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.
- ↑ عباسی، مهدی، مقاله «جعده بن هبیره»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴، ص۲۷۶-۲۷۷.
- ↑ موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.
- ↑ عباسی، مهدی، مقاله «جعده بن هبیره»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴، ص۲۷۷.