جز
جایگزینی متن - '، -' به ' -'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - '، -' به ' -') |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
# [[خداوند]] میفرماید: ای [[مردم]] از آنچه در [[زمین]] است [[حلال]] و [[پاکیزه]] بخورید {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا}} و از گامهای [[شیطان]] [[پیروی]] نکنید، که او [[دشمن]] آشکار شما است {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}[[حلال]] مقابل [[حرام]] چیزی است که [[حریم]] منع ندارد و [[تصرف]] و ورود در آن [[آزاد]] است. از حل مقابل [[عقد]]: آنچه باز و آماده شده و یا در مزاج [[انسانی]] جذب میشود و تحلیل میرود چون غذای طبیعی [[انسان]] موادی است که پس از فعل و انفعالها و ترکیبها قابل جذب و تحلیل میگردد. طیب آن است که بیش از قابلیت تحلیل طعم و بوی آن مطبوع باشد. پس این دو وصف چون تعلیل و مقیاسی از برای غذای طبیعی [[آدمی]] است: هر چه حل نشود یا ذائقه و شامهای که مانند بازرس اولی [[غذا]] میباشند آن را نپذیرند خوردنش طبیعتاً [[حرام]] شده. و همچنین آنچه در [[نظام اجتماعی]] و [[روحی]] از جهت تعلق [[حق]] دیگری و [[غصب]] نامطلوب میباشد. این ندای تنبیهی که پس از چگونگی و [[عاقبت]] اتخاذ انداد - گرفتن شریک برای [[خدا]] - آمده پیش از بیان اصل حلیت گویا برای بستن راه پیدایش اندادی است - شریکانی برای [[خدا]] - که از طریق [[تشریع احکام]] و [[نفوذ]] در [[زندگی]] و [[تغذیه]] [[مردم]] میخواهند خود را متبوع و [[حاکم]] گردانند و به هوای خود مرزهای [[حلال و حرام]] آنها را [[تعیین]] نمایند آن سان که [[کاهنان]] [[عرب]] گوشت بعضی شتران - بحیره، سائبه، هام - را و [[کاهنان]] [[یهودی]] و [[مسیحی]] بعضی از گوشت حیوانات [[حلال]] گوشت را و [[کاهنان]] [[بودایی]] و [[برهمایی]] هر گونه گوشت حیوانات را [[تحریم]] کردهاند:[[پیروی]] از اینها [[پیروی]] از گامهای [[شیطانی]] است {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} خطوات الشیطان [[تمثیل]] و تشبیهی برای نمایاندن روش [[شیطانی]] برای [[اغواء]] مردمی است که به [[رشد]] و [[دریافت دین]] رسیده و جویای آئین [[زندگی]] میباشند. [[سایه]] [[وسوسه]] و اوهام [[شیطانی]] در مسیر اینگونه [[مردم]] نمایان میشود و آنها را سایه به سایه و گام به گام به دنبال خود میکشاند آن چنان که ما وراء آن سایه را نبینند و از منتهای مسیر خود [[غافل]] مانند - و همین که او را به بیابان [[حیرت]] رساند و در تشخیص [[خیر و شر]] و [[مصلحت]] و [[مسئولیت]] گیج نمود و راه [[رشد]] را به رویش بست رهایش مینماید: همین که جلوی دید را میبندد و از [[عاقبت اندیشی]] باز میدارد [[دلیل]] آشکاری بر [[دشمنی]] او میباشد: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>پرتوی از قرآن، ج۲، ص۴۰.</ref>. | # [[خداوند]] میفرماید: ای [[مردم]] از آنچه در [[زمین]] است [[حلال]] و [[پاکیزه]] بخورید {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا}} و از گامهای [[شیطان]] [[پیروی]] نکنید، که او [[دشمن]] آشکار شما است {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}[[حلال]] مقابل [[حرام]] چیزی است که [[حریم]] منع ندارد و [[تصرف]] و ورود در آن [[آزاد]] است. از حل مقابل [[عقد]]: آنچه باز و آماده شده و یا در مزاج [[انسانی]] جذب میشود و تحلیل میرود چون غذای طبیعی [[انسان]] موادی است که پس از فعل و انفعالها و ترکیبها قابل جذب و تحلیل میگردد. طیب آن است که بیش از قابلیت تحلیل طعم و بوی آن مطبوع باشد. پس این دو وصف چون تعلیل و مقیاسی از برای غذای طبیعی [[آدمی]] است: هر چه حل نشود یا ذائقه و شامهای که مانند بازرس اولی [[غذا]] میباشند آن را نپذیرند خوردنش طبیعتاً [[حرام]] شده. و همچنین آنچه در [[نظام اجتماعی]] و [[روحی]] از جهت تعلق [[حق]] دیگری و [[غصب]] نامطلوب میباشد. این ندای تنبیهی که پس از چگونگی و [[عاقبت]] اتخاذ انداد - گرفتن شریک برای [[خدا]] - آمده پیش از بیان اصل حلیت گویا برای بستن راه پیدایش اندادی است - شریکانی برای [[خدا]] - که از طریق [[تشریع احکام]] و [[نفوذ]] در [[زندگی]] و [[تغذیه]] [[مردم]] میخواهند خود را متبوع و [[حاکم]] گردانند و به هوای خود مرزهای [[حلال و حرام]] آنها را [[تعیین]] نمایند آن سان که [[کاهنان]] [[عرب]] گوشت بعضی شتران - بحیره، سائبه، هام - را و [[کاهنان]] [[یهودی]] و [[مسیحی]] بعضی از گوشت حیوانات [[حلال]] گوشت را و [[کاهنان]] [[بودایی]] و [[برهمایی]] هر گونه گوشت حیوانات را [[تحریم]] کردهاند:[[پیروی]] از اینها [[پیروی]] از گامهای [[شیطانی]] است {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} خطوات الشیطان [[تمثیل]] و تشبیهی برای نمایاندن روش [[شیطانی]] برای [[اغواء]] مردمی است که به [[رشد]] و [[دریافت دین]] رسیده و جویای آئین [[زندگی]] میباشند. [[سایه]] [[وسوسه]] و اوهام [[شیطانی]] در مسیر اینگونه [[مردم]] نمایان میشود و آنها را سایه به سایه و گام به گام به دنبال خود میکشاند آن چنان که ما وراء آن سایه را نبینند و از منتهای مسیر خود [[غافل]] مانند - و همین که او را به بیابان [[حیرت]] رساند و در تشخیص [[خیر و شر]] و [[مصلحت]] و [[مسئولیت]] گیج نمود و راه [[رشد]] را به رویش بست رهایش مینماید: همین که جلوی دید را میبندد و از [[عاقبت اندیشی]] باز میدارد [[دلیل]] آشکاری بر [[دشمنی]] او میباشد: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>پرتوی از قرآن، ج۲، ص۴۰.</ref>. | ||
# [[خداوند]] میفرماید از آنچه به شما روزی داده است [[حلال]] و [[پاکیزه]] بخورید {{متن قرآن|وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا}} تنها شرط آن این است که رعایت [[اعتدال]] و [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] در بهرهگیری از این مواهب را فراموش نکنید، لذا میگوید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ}} یعنی [[ایمان]] شما به [[خدا]] ایجاب میکند که همه [[دستورات]] او را محترم بشمرید، هم بهره گرفتن و هم رعایت [[اعتدال]] و [[تقوی]]. | # [[خداوند]] میفرماید از آنچه به شما روزی داده است [[حلال]] و [[پاکیزه]] بخورید {{متن قرآن|وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا}} تنها شرط آن این است که رعایت [[اعتدال]] و [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] در بهرهگیری از این مواهب را فراموش نکنید، لذا میگوید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ}} یعنی [[ایمان]] شما به [[خدا]] ایجاب میکند که همه [[دستورات]] او را محترم بشمرید، هم بهره گرفتن و هم رعایت [[اعتدال]] و [[تقوی]]. | ||
# [[دستور خداوند]] به [[مسلمین]] از آنچه به [[غنیمت]] | # [[دستور خداوند]] به [[مسلمین]] از آنچه به [[غنیمت]] گرفتهاید - در [[جنگ]] -[[حلال]] و [[پاکیزه]] بخورید و بهره گیرید {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا}} این جمله ممکن است معنی وسیعی داشته باشد، و علاوه بر موضوع “فداء” سایر [[غنایم]] را نیز شامل شود. سپس به آنها [[دستور]] میدهد که “تقوی را پیشه کنید و از [[مخالفت]] [[فرمان خدا]] بپرهیزید {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ}} اشاره به اینکه [[مباح]] بودن اینگونه [[غنائم]] نباید سبب شود که [[هدف]] مجاهدین در میدان [[جهاد]] جمع [[غنیمت]] و یا گرفتن [[اسیر]] به خاطر “فداء” باشد. و اگر در گذشته چنین نیات [[زشتی]] در [[دل]] داشتند، بیرون کنند، و نسبت به گذشته [[وعده]] [[عفو]] و [[آمرزش]] میدهد و میگوید: “خداوند [[غفور]] و [[رحیم]] است” {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۴۹.</ref>. | ||
# [[خداوند]] خطاب به موءمنین میفرماید: از آنچه [[خدا]] روزیتان کرده بخورید در حالی که [[حلال]] و طیب باشد، {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا...}} یعنی شما [[ممنوع]] از آن نیستید، بدون دلواپسی بخورید ولی [[شکر]] [[خدا]] را به جای آورید، {{متن قرآن|... وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ}} اگر او را میپرستید. {{متن قرآن|...إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ...}} [[اسلام]] برای [[غذا]] دو شرط اساسی قرار داده است. الف) شرط [[حقوقی]]؛ یعنی [[حلال]] باشد و از [[طریق صحیح]] به دست آمده باشد و غصبی - [[مال]] [[مردم]] - نباشد. ب) شرط بهداشتی؛ یعنی [[پاک]] و [[پاکیزه]] باشد تا موافق طبع [[انسان]] قرار گیرد و سبب [[بیماری جسمی]] و [[روحی]] او نگردد. و [[سپاس]] [[نعمتهای خدا]] گاهی به زبانی و با گفتن کلماتی همچون “شکرا لله” است و گاهی عملی است، یعنی استفاده کردن از [[نعمتها]] درجهت [[زندگی]] برای کمال با [[میانهروی]] و [[تعادل]] و دوری از [[اسراف]] و چون [[عبادت]] انواعی دارد که یکی از آنها این است [[انسان]] به [[یاد خدا]] باشید و در [[نعمتها]] [[سپاس]] او را به زبان بیاورد و با [[احساس]] [[وجدان]] خود را [[در محضر خدا]] بداند. [[نعمتها]] را کاربردی کردن در جهت نفع [[مردم]] و استفاده کردن بهینه از آن [[شکر نعمت]] است خود یک نوع [[عبادت]] {{متن قرآن|...إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ...}}<ref>«اگر تنها او را میپرستید» سوره بقره، آیه ۱۷۲.</ref> همانگونه که [[کفر به خدا]] [[کفران]] [[نعمتها]] است در زبان و عمل<ref>من وحی القرآن ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>. | # [[خداوند]] خطاب به موءمنین میفرماید: از آنچه [[خدا]] روزیتان کرده بخورید در حالی که [[حلال]] و طیب باشد، {{متن قرآن|فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا...}} یعنی شما [[ممنوع]] از آن نیستید، بدون دلواپسی بخورید ولی [[شکر]] [[خدا]] را به جای آورید، {{متن قرآن|... وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ}} اگر او را میپرستید. {{متن قرآن|...إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ...}} [[اسلام]] برای [[غذا]] دو شرط اساسی قرار داده است. الف) شرط [[حقوقی]]؛ یعنی [[حلال]] باشد و از [[طریق صحیح]] به دست آمده باشد و غصبی - [[مال]] [[مردم]] - نباشد. ب) شرط بهداشتی؛ یعنی [[پاک]] و [[پاکیزه]] باشد تا موافق طبع [[انسان]] قرار گیرد و سبب [[بیماری جسمی]] و [[روحی]] او نگردد. و [[سپاس]] [[نعمتهای خدا]] گاهی به زبانی و با گفتن کلماتی همچون “شکرا لله” است و گاهی عملی است، یعنی استفاده کردن از [[نعمتها]] درجهت [[زندگی]] برای کمال با [[میانهروی]] و [[تعادل]] و دوری از [[اسراف]] و چون [[عبادت]] انواعی دارد که یکی از آنها این است [[انسان]] به [[یاد خدا]] باشید و در [[نعمتها]] [[سپاس]] او را به زبان بیاورد و با [[احساس]] [[وجدان]] خود را [[در محضر خدا]] بداند. [[نعمتها]] را کاربردی کردن در جهت نفع [[مردم]] و استفاده کردن بهینه از آن [[شکر نعمت]] است خود یک نوع [[عبادت]] {{متن قرآن|...إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ...}}<ref>«اگر تنها او را میپرستید» سوره بقره، آیه ۱۷۲.</ref> همانگونه که [[کفر به خدا]] [[کفران]] [[نعمتها]] است در زبان و عمل<ref>من وحی القرآن ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>. | ||
# [[خداوند]] بعد از آنکه [[گفتگو]] از خانهها را به میان آورد، [[ادب]] دخول در آن را متفرع بر آن نموده، فرمود: “و چون داخل خانهها شوید بر خود [[سلام]] کنید {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ...}} و مقصود از “سلام کردن بر خود”، [[سلام]] کردن بر هر کسی است که در [[خانه]] باشد، در اینجا نیز اگر نفرمود: “بر اهل آن [[سلام]] کنید”، خواست [[یگانگی]] [[مسلمانان]] با یکدیگر را برساند، چون همه انسانند، و [[خدا]] همه را از یک مرد و [[زن]] [[خلق]] کرده، علاوه بر این همه مؤمنند، و [[ایمان]] ایشان را جمع کرده، چون [[ایمان]] قویتر از رحم، و هر عامل دیگری برای [[یگانگی]] است. در حالی بر این نکته تاکید میکند که [[سلام]] تحیتی است از [[ناحیه]] [[خدا]]، {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ...}} چون او تشریعش کرده و حکمش را نازل ساخته تا [[مسلمانان]] با آن یکدیگر را تحیت گویند، و آن تحیتی است [[مبارک]] و دارای خیر بسیار، و باقی و طیب، {{متن قرآن|مُبَارَكَةً طَيِّبَةً...}} چون ملایم با نفس است. آری، [[حقیقت]] این تحیت گسترش [[امنیت]] و [[سلامتی]] بر کسی است که بر او [[سلام]] میکنند، و [[امنیت]] و [[سلامتی]] پاکیزهترین چیزی است که در میان دو نفر که به هم برمیخورند برقرار باشد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۲۰-۱۲۹.</ref>. | # [[خداوند]] بعد از آنکه [[گفتگو]] از خانهها را به میان آورد، [[ادب]] دخول در آن را متفرع بر آن نموده، فرمود: “و چون داخل خانهها شوید بر خود [[سلام]] کنید {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ...}} و مقصود از “سلام کردن بر خود”، [[سلام]] کردن بر هر کسی است که در [[خانه]] باشد، در اینجا نیز اگر نفرمود: “بر اهل آن [[سلام]] کنید”، خواست [[یگانگی]] [[مسلمانان]] با یکدیگر را برساند، چون همه انسانند، و [[خدا]] همه را از یک مرد و [[زن]] [[خلق]] کرده، علاوه بر این همه مؤمنند، و [[ایمان]] ایشان را جمع کرده، چون [[ایمان]] قویتر از رحم، و هر عامل دیگری برای [[یگانگی]] است. در حالی بر این نکته تاکید میکند که [[سلام]] تحیتی است از [[ناحیه]] [[خدا]]، {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ...}} چون او تشریعش کرده و حکمش را نازل ساخته تا [[مسلمانان]] با آن یکدیگر را تحیت گویند، و آن تحیتی است [[مبارک]] و دارای خیر بسیار، و باقی و طیب، {{متن قرآن|مُبَارَكَةً طَيِّبَةً...}} چون ملایم با نفس است. آری، [[حقیقت]] این تحیت گسترش [[امنیت]] و [[سلامتی]] بر کسی است که بر او [[سلام]] میکنند، و [[امنیت]] و [[سلامتی]] پاکیزهترین چیزی است که در میان دو نفر که به هم برمیخورند برقرار باشد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۱۲۰-۱۲۹.</ref>. | ||