امام حسین در زمان امامت امام حسن: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در حدیث]] - [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در تاریخ اسلامی]] - [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در حدیث]] - [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در تاریخ اسلامی]] - [[امام حسین در زمان امامت امام حسن در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | |||
{{اصلی|امام حسین در زمان امامت امام حسن}} | |||
در مدت ده سالی که [[امام مجتبی]] {{ع}} [[منصب امامت]] را عهدهدار بود، امام حسین {{ع}} چه در وضعیت [[جنگی]] و [[قیام امام مجتبی]] {{ع}} و چه در وضعیت [[قعود]] یا متارکه [[نظام]] و [[کنارهگیری]] از [[حکومت]]، همواره در کنار [[برادر]] و [[یار]] و [[یاور]] او بود. امام حسین {{ع}} در راه اعتلای اهداف متعالی برادر از هیچ کوششی دریغ نمیورزید<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۴۱.</ref>. | |||
=== در [[زمامداری]] === | |||
آنگاه که پس از شهادت امام علی {{ع}} [[مردم]] با [[امام مجتبی]] {{ع}} [[بیعت]] نمودند و حضرت زمام امور را به دست گرفت، [[امام حسین]] {{ع}} به عنوان یار و [[مشاور]] عالی قدر برادر، در کنار حضرت بود. او خود را [[سربازی]] [[فداکار]] در راه [[آرمان]] برادر معرفی کرد، به [[دعوت]] برادر در [[بسیج]] نیروها برای [[نبرد]] با [[سپاهیان معاویه]] لبیک گفت. وی همراه نیروهای تحت [[فرماندهی]] امام مجتبی {{ع}} از [[کوفه]] خارج شدند، تا در [[رویارویی]] با [[لشکریان]] [[شام]] از [[امام زمان]] خویش [[دفاع]] نمایند<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۴۳.</ref>. | |||
=== در [[معاهده]] صلح با [[کنارهگیری]] از حکومت === | |||
امام حسین {{ع}} در دوره [[امامت]] و زمامداری امام مجتبی {{ع}} پیرو سیاستهای آن حضرت بود. هم در جنگ تابع سیاستهای برادر بود و هم در صلح. او برادرش را [[امام]] بر [[حق]] و [[اطاعت]] از آن حضرت را بر خود لازم میدانست؛ چه هنگامی که آهنگ نبرد و مقابله با [[سپاه]] [[شامیان]] نواخته شد، [[حسین بن علی]] {{ع}} در بسیج و اعزام نیروها به ارودگاه «[[نخیله]]» و «[[مسکن]]» نقش داشت و همراه برادر به «[[مدائن]]» و «[[ساباط]]» برای جمعآوری [[لشکر]] رفت و چه هنگامی که پیمان صلح منعقد شد. حسین بن علی {{ع}} هم در [[قیام]] برادر مطیع بود و هم در [[قعود]] آن حضرت و نیز بعد از کنارهگیری برادر از حکومت. آنگاه که [[حسن مجتبی]] {{ع}} بار [[سفر]] بست و از کوفه رهسپار [[مدینه]] شد، حسین بن علی {{ع}} در کنار برادر بود و مدام از سیاستهای برادر در برابر انتقادهای [[دوست]] و [[دشمن]]، بهویژه در برابر انتقادهای دوستانی که در جنگ با [[معاویه]] پافشاری داشتند و از معاهده صلح آن حضرت ناراضی بودند، دفاع میکرد و خود را سرباز [[وفادار]] و فداکار امام مجتبی {{ع}} معرفی میکرد<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۴۳-۵۳.</ref>. | |||
امام حسین {{ع}} در مواضع متعددی فرمود صلح برادرم به امر [[خدا]] و رسولش بوده و [[جهاد]] من نیز چنین است<ref>الثاقب فی المناقب، ص۳۲۲.</ref>. [[حرمت]] حسین {{ع}} نسبت به برادر [[گواهی]] دیگر بر نادرستی ادعاهای مذکور است. از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده که حسین {{ع}} به حرمت حسن {{ع}} در محفلی که او حضور داشت سخن نمیگفت<ref>المناقب، ابنشهرآشوب، ج۳، ص۴۰۱.</ref>. نقل شده پس از اینکه [[امام حسن]] {{ع}} پس از شهادت پدر، [[بیعت]] خود را مشروط به جنگ نکرد، عدهای نزد امام حسین {{ع}} آمدند و خواستند با وی بیعت کنند. [[امام حسین]] {{ع}} در پاسخ آنان فرمود: به [[خدا]] [[پناه]] میبرم از اینکه [[حسن]] زنده باشد و با شما [[بیعت]] کنم<ref>الإمامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۴.</ref>. حضرت به [[قیس بن سعد]] نیز فرمود که [[امام]] من، حسن است<ref>اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۰.</ref>. [[امامان]] صاحب [[مقام]] عصمتاند و معلوم است که [[حسین]] {{ع}} بهتر از همه به [[عصمت]] [[برادر]] [[آگاه]] بوده و از اینروست که وی را در همه امور [[تصدیق]] و [[یاری]] میکرده است. عجیب آنکه در برخی منابع دیده میشود این است که پس از [[صلح]]، [[معاویه]] میخواهد که امام حسین {{ع}} با او بیعت کند و حضرت از بیعت روی میگرداند و [[امام حسن]] {{ع}} به معاویه میگوید که او [[اهل]] بیعت با تو نیست. این نقلها به گونهای است که گویی خود حسن {{ع}} بیعت کرده و تنها حسین {{ع}} است که از بیعت [[امتناع]] میورزد<ref>کتاب الفتوح، ج۴، ص۲۹۲؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۵.</ref>. اینچنین نقلهایی با توجه به [[اطاعت]] و [[حرمت]] حسین {{ع}} نسبت به برادر نمیتواند درست باشد. اگر بیعت با معاویه برای امام حسین {{ع}} اشکال دارد، برای امام حسن {{ع}} نیز که [[امام عصر]] اوست، به مراتب اشکال بیشتری دارد<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام حسین بن علی (مقاله)|مقاله «امام حسین بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۴۳۸-۴۵۴.</ref>. | |||
=== در مبارزهها و برخوردها === | |||
[[امام حسن]] {{ع}} بعد از [[کنارهگیری]] از [[حکومت]]، همیشه مورد [[بیمهری]] و اهانتهای [[بنی امیه]] رو به رو میشد و حضرت هم در برابر این بیادبی، از خود واکنش شجاعانه نشان میداد و با آنان برخورد میکرد. در این مبارزهها و برخوردها، همواره امام حسین {{ع}} در کنار [[برادر]] بود و از [[حریم]] [[امامت]] و [[ولایت]] [[دفاع]] میکرد. | |||
[[مورخان]] نوشتهاند: معاویه بعد از [[معاهده]] [[صلح]] به سوی [[کوفه]] حرکت کرد و چند روزی در آن [[شهر]] اقامت نمود و مهرههای خود را در پستهای مختلف حوزه [[خلافت]] شرقی و منطقه [[عراق]] گماشت. در همین ایام، روزی در حضور امام حسن{{ع}} و امام حسین {{ع}} بر فراز [[منبر]] رفت و خطبهای خواند و نام [[امیر مؤمنان]]، [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را بر زبان جاری کرد و آنچه ناصواب و نامناسب بود، نسبت به آن حضرت بیان کرد و سپس در مورد [[امام مجتبی]] {{ع}} اسائه [[ادب]] نمود. [[امام حسین]] {{ع}} ناگهان به پاخاست، تا به ناسزاها و بیادبی او پاسخ دهد، لکن [[امام حسن]] {{ع}} [[برادر]] را در جای خود نشاند و خود به اهانتها و یاوههای [[معاویه]] پاسخ گفت<ref>حقایق پنهان، ص۲۱۱.</ref>.<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص ۵۳.</ref> | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
نسخهٔ ۲ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۴:۵۸
مقدمه
در مدت ده سالی که امام مجتبی (ع) منصب امامت را عهدهدار بود، امام حسین (ع) چه در وضعیت جنگی و قیام امام مجتبی (ع) و چه در وضعیت قعود یا متارکه نظام و کنارهگیری از حکومت، همواره در کنار برادر و یار و یاور او بود. امام حسین (ع) در راه اعتلای اهداف متعالی برادر از هیچ کوششی دریغ نمیورزید[۱].
در زمامداری
آنگاه که پس از شهادت امام علی (ع) مردم با امام مجتبی (ع) بیعت نمودند و حضرت زمام امور را به دست گرفت، امام حسین (ع) به عنوان یار و مشاور عالی قدر برادر، در کنار حضرت بود. او خود را سربازی فداکار در راه آرمان برادر معرفی کرد، به دعوت برادر در بسیج نیروها برای نبرد با سپاهیان معاویه لبیک گفت. وی همراه نیروهای تحت فرماندهی امام مجتبی (ع) از کوفه خارج شدند، تا در رویارویی با لشکریان شام از امام زمان خویش دفاع نمایند[۲].
در معاهده صلح با کنارهگیری از حکومت
امام حسین (ع) در دوره امامت و زمامداری امام مجتبی (ع) پیرو سیاستهای آن حضرت بود. هم در جنگ تابع سیاستهای برادر بود و هم در صلح. او برادرش را امام بر حق و اطاعت از آن حضرت را بر خود لازم میدانست؛ چه هنگامی که آهنگ نبرد و مقابله با سپاه شامیان نواخته شد، حسین بن علی (ع) در بسیج و اعزام نیروها به ارودگاه «نخیله» و «مسکن» نقش داشت و همراه برادر به «مدائن» و «ساباط» برای جمعآوری لشکر رفت و چه هنگامی که پیمان صلح منعقد شد. حسین بن علی (ع) هم در قیام برادر مطیع بود و هم در قعود آن حضرت و نیز بعد از کنارهگیری برادر از حکومت. آنگاه که حسن مجتبی (ع) بار سفر بست و از کوفه رهسپار مدینه شد، حسین بن علی (ع) در کنار برادر بود و مدام از سیاستهای برادر در برابر انتقادهای دوست و دشمن، بهویژه در برابر انتقادهای دوستانی که در جنگ با معاویه پافشاری داشتند و از معاهده صلح آن حضرت ناراضی بودند، دفاع میکرد و خود را سرباز وفادار و فداکار امام مجتبی (ع) معرفی میکرد[۳].
امام حسین (ع) در مواضع متعددی فرمود صلح برادرم به امر خدا و رسولش بوده و جهاد من نیز چنین است[۴]. حرمت حسین (ع) نسبت به برادر گواهی دیگر بر نادرستی ادعاهای مذکور است. از امام باقر (ع) نقل شده که حسین (ع) به حرمت حسن (ع) در محفلی که او حضور داشت سخن نمیگفت[۵]. نقل شده پس از اینکه امام حسن (ع) پس از شهادت پدر، بیعت خود را مشروط به جنگ نکرد، عدهای نزد امام حسین (ع) آمدند و خواستند با وی بیعت کنند. امام حسین (ع) در پاسخ آنان فرمود: به خدا پناه میبرم از اینکه حسن زنده باشد و با شما بیعت کنم[۶]. حضرت به قیس بن سعد نیز فرمود که امام من، حسن است[۷]. امامان صاحب مقام عصمتاند و معلوم است که حسین (ع) بهتر از همه به عصمت برادر آگاه بوده و از اینروست که وی را در همه امور تصدیق و یاری میکرده است. عجیب آنکه در برخی منابع دیده میشود این است که پس از صلح، معاویه میخواهد که امام حسین (ع) با او بیعت کند و حضرت از بیعت روی میگرداند و امام حسن (ع) به معاویه میگوید که او اهل بیعت با تو نیست. این نقلها به گونهای است که گویی خود حسن (ع) بیعت کرده و تنها حسین (ع) است که از بیعت امتناع میورزد[۸]. اینچنین نقلهایی با توجه به اطاعت و حرمت حسین (ع) نسبت به برادر نمیتواند درست باشد. اگر بیعت با معاویه برای امام حسین (ع) اشکال دارد، برای امام حسن (ع) نیز که امام عصر اوست، به مراتب اشکال بیشتری دارد[۹].
در مبارزهها و برخوردها
امام حسن (ع) بعد از کنارهگیری از حکومت، همیشه مورد بیمهری و اهانتهای بنی امیه رو به رو میشد و حضرت هم در برابر این بیادبی، از خود واکنش شجاعانه نشان میداد و با آنان برخورد میکرد. در این مبارزهها و برخوردها، همواره امام حسین (ع) در کنار برادر بود و از حریم امامت و ولایت دفاع میکرد.
مورخان نوشتهاند: معاویه بعد از معاهده صلح به سوی کوفه حرکت کرد و چند روزی در آن شهر اقامت نمود و مهرههای خود را در پستهای مختلف حوزه خلافت شرقی و منطقه عراق گماشت. در همین ایام، روزی در حضور امام حسن(ع) و امام حسین (ع) بر فراز منبر رفت و خطبهای خواند و نام امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب (ع) را بر زبان جاری کرد و آنچه ناصواب و نامناسب بود، نسبت به آن حضرت بیان کرد و سپس در مورد امام مجتبی (ع) اسائه ادب نمود. امام حسین (ع) ناگهان به پاخاست، تا به ناسزاها و بیادبی او پاسخ دهد، لکن امام حسن (ع) برادر را در جای خود نشاند و خود به اهانتها و یاوههای معاویه پاسخ گفت[۱۰].[۱۱]
مقدمه
امام حسین(ع) پس از شهادت پدرش امیرمؤمنان(ع) در کنار برادرش امام حسن(ع) که امام و پیشوای زمان خود بود، قرار گرفت و به هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی(ع) به سمت شام، همراه آن حضرت بود و هنگامی که امام حسن(ع) با پیشنهاد صلح از سوی معاویه مواجه شد، در این باره، با امام حسین(ع) و عبدالله بن جعفر به گفتگو پرداخت[۱۲] و پس از انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به مدینه بازگشت و در همانجا اقامت گزید[۱۳].[۱۴]
احترام به امام زمان خویش
ابو جارود، از امام باقر (ع) نقل کرده است که: حسین (ع) در مجلسی که حسن (ع) حضور داشت، سخن نمیگفت، تا آنگاه که حسن (ع) بر میخاست[۱۵].
در کتاب مشکاة الأنوار از امام صادق (ع) آورده شده: حسین (ع) برای بزرگداشت حسن (ع) هیچگاه جلوتر از او راه نرفت و در جایی که هر دو حضور داشتند، در سخن گفتن، بر او پیشی نگرفت[۱۶][۱۷]
تأیید صلح برادر
علی بن محمد بن بشیر همدانی اینگونه نقل کرده است که: [پس از ماجرای صلح،] من و سفیان بن لیلا، به مدینه نزد حسن (ع) رفتیم. هنگامی وارد خانهاش شدیم که مسیب بن نجبه، عبدالله بن وداک تمیمی و سراج بن مالک خثعمی نیز نزد او بودند. من گفتم: سلام بر تو، ای خوار کننده مؤمنان! فرمود: «سلام بر تو! بنشین. من خوار کننده مؤمنان نیستم؛ بلکه عزتدهنده آنان هستم. من با صلح با معاویه، جز این نخواستم که کشتار را از شما دور کنم؛ زیرا دیدم که یارانم در جنگ کردن، سستاند و از جهاد، شانه خالی میکنند. به خدا سوگند، [با این وضعیت] اگر با کوهها و درختان هم به سوی معاویه میرفتیم، جز واگذاری خلافت به او، چارهای نبود. سپس، از نزد حسن (ع) بیرون آمدیم و نزد حسین (ع) رفتیم و پاسخ حسن (ع) را به او باز گفتیم. فرمود: «[برادرم] حسن، درست میگوید. باید همه شما تا زمانی که این انسان (معاویه) زنده است، در خانهتان بمانید»[۱۸].
در کتاب تاریخ دمشق آمده است: پس از وفات حسن (ع)، مسیب بن نجبه فزاری با گروهی از همراهانش نزد حسین (ع) آمد و او را به خلع معاویه فرا خواندند و گفتند: ما رأی تو و رأی برادرت را میدانیم. حسین (ع) فرمود: «من امید دارم که خداوند، برادرم را به خاطر نیتش برای خویشتنداری از جنگ، پاداش بدهد و مرا به خاطر دوست داشتن جهاد با ستمگران، پاداش دهد»[۱۹][۲۰]
بیعت امام حسین (ع) با معاویه
فضیل (غلام محمد بن راشد)، از امام نقل کرده است که: معاویه به حسن (ع) نوشت: تو و حسین و یاران علی، نزد ما بیایید. قیس بن سعد بن عباده انصاری هم با آنان روانه شد و به شام رسیدند. معاویه به ایشان اجازه ورود داد و سخنرانانی هم برای [مقابله با] آنان، آماده کرد. معاویه گفت: ای حسن! بر خیز و بیعت کن. پس بر خاست و بیعت کرد. سپس به حسین (ع) گفت: بر خیز و بیعت کن. پس بر خاست و بیعت کرد. سپس به قیس گفت: ای قیس! برخیز و بیعت کن. قیس به حسین (ع) نگریست و منتظر فرمان او شد. حسین (ع) فرمود: «ای قیس! او (حسن (ع))، امام من است»[۲۱][۲۲]
وصیت امام حسن (ع) به برادر و ماجراهای پیش از دفنش
محمد بن مسلم میگوید: شنیدم که امام باقر (ع) میفرماید: حسن (ع) هنگام احتضارش، به حسین (ع) فرمود: «ای برادر! من به تو سفارش میکنم و در حفظ آن بکوش. هنگامی که من مردم، مرا آماده کن و به سوی پیامبر (ص) ببر تا با او عهدی تازه کنم. سپس مرا به سوی مادرم فاطمه[۲۳] ببر و آنگاه، مرا باز گردان و در بقیع به خاک بسپار.»... هنگامی که حسن (ع) قبض روح شد و بر تختش نهادند، او را به نمازگاه پیامبر (ص) بردند که پیامبر (ص) در آنجا بر جنازهها نماز میخواند. حسین (ع) بر حسن (ع) نماز خواند. پس از نماز، جنازه را حرکت دادند و به درون مسجد بردند و چون بر قبر پیامبر (ص) نگاه داشته شد، به عایشه خبر رسید و به او گفته شد: آنها حسن بن علی را پیش میآورند تا در کنار پیامبر (ص) به خاک بسپارند. عایشه بلافاصله بر استری که فقط زین داشت - و او نخستین زنی بود که بر زین مرکب سوار شد [و در هودج ننشست]- بیرون آمد و ایستاد و گفت: فرزندتان را از خانه من، دور کنید... ! سپس حسین (ع) به سوی قبر مادرش رفت و آن گاه، جنازه را بیرون آورد و در بقیع به خاک سپرد[۲۴][۲۵]
امام حسین (ع) نزد قبر برادر
از ابن قتیبه گفته شده است که: حسین بن علی (ع) نزد قبر برادرش حسن (ع) چنین گفت: «ای ابو محمد! خدا تو را رحمت کند! حق را در هر جا که گمان وجودش میرفت، میپاییدی و هنگامی که باطل، در هنگامههای تقیه فرود میآمد، با خوشفکری تمام، خدا را مقدم میداشتی و با چشمی تیزبین، امور بزرگ و نهان دنیا را میدیدی و دستی پاک و بیهیچ آلودگی را بر آن میگشودی و با کمترین هزینهای، زبان تیز دشمنانت را باز میداشتی. چگونه چنین نباشد، که تو پسری از تبار نبوت و شیرخوار حکمتی، و به سوی رحمت و خوشبویی و بهشتی پرنعمت، روانی؟! خداوند، پاداش ما و شما را بر این مصیبت، بزرگ بدارد و به ما و شما، تسلیت و سوگواری شایسته عطا کند!»[۲۶][۲۷]
منابع
پانویس
- ↑ عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱ ص ۴۱.
- ↑ عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱ ص ۴۳.
- ↑ عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱ ص ۴۳-۵۳.
- ↑ الثاقب فی المناقب، ص۳۲۲.
- ↑ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۳، ص۴۰۱.
- ↑ الإمامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۴.
- ↑ اختیار معرفة الرجال، ص۱۱۰.
- ↑ کتاب الفتوح، ج۴، ص۲۹۲؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۵.
- ↑ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام حسین بن علی»، دانشنامه امام رضا ج۲ ص ۴۳۸-۴۵۴.
- ↑ حقایق پنهان، ص۲۱۱.
- ↑ عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱ ص ۵۳.
- ↑ کامل ابن اثیر، ج۳، ص۴۰۵.
- ↑ الاصابه، ج۱، ص۳۳۳.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها ص ۴۵.
- ↑ «كَانَ إِذَا حَضَرَ الْحَسَنُ لَمْ يَنْطِقْ فِي ذَلِكَ الْمَجْلِسِ حَتَّى يَقُومَ» (الکافی، ج۱، ص۲۹۱، ح۶).
- ↑ «مَا مَشَى الْحُسَيْنُ بَيْنَ يَدَيِ الْحَسَنِ (ع) قَطُّ وَ لَا بَدَرَهُ بِمَنْطِقٍ إِذَا اجْتَمَعَا تَعْظِيماً لَهُ» (مشکاة الأنوار، ص۲۹۵، ح۹۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۹۳، ح۹۷۷۴).
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۲۰۳.
- ↑ «خَرَجْتُ أنَا وَسُفيانُ بْنُ لَيلى حَتَّى قَدِمنا عَلَى الحَسَنِ (ع) المَدينَةَ، فَدَخَلنا عَلَيْهِ وعِنْدَهُ المُسَيَّبُ بنُ نَجَبَةَ وَعَبدُاللّهِ بنُ الوَدّاكِ التَّميمِيُّ وَسَرّاجُ بنُ مالِكٍ الخَثعَمِيُّ، فَقُلتُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا مُذِلَّ المُؤمِنينَ!! قالَ: وَ عَلَيكَ السَّلامُ، اجْلِس، لَسْتُ مُذِلَّ المُؤمِنينَ، وَلكِنّي مُعِزُّهُم، مَا أرَدتُ بِمُصَالَحَتي مُعاوِيَةَ إلّا أنْ أدْفَعَ عَنْكُمُ القَتلَ؛ عِندَما رَأَيتُ مِنْ تَباطُؤِ أصْحَابِي عَنِ الحَربِ وَ نُكولِهِم عَنِ القِتَالِ، ووَاللّهِ لَئِن سِرنا إلَيهِ بِالجِبالِ وَالشّجرِ مَا كَانَ بُدٌّ مِن إفضاءِ هذَا الأَمْرِ إلَيْهِ. قَالَ: ثُمَّ خَرَجْنَا مِنْ عِندِهِ، وَ دَخَلنا عَلَى الحُسَينِ (ع)، فَأَخْبَرناهُ بِمَا رَدَّ عَلَيْنا، فَقالَ: صَدَقَ أبو مُحَمَّدٍ، فَليَكُن كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُم حِلساً مِنْ أحْلاسِ بَيتِهِ ما دامَ هذَا الإِنسانُ [أي مُعاوِيَةُ] حَيّاً» (الأخبار الطوال، ص۲۲۰؛ و نیز، ر. ک: الإمامة والسیاسة، ج۱، ص۱۸۷).
- ↑ «قَدِمَ المُسَيَّبُ بنُ نَجَبَةَ الفَزارِيُّ وعِدَّةٌ مَعَهُ إلَى الحُسَينِ (ع) بَعدَ وَفاةِ الحَسَنِ (ع)، فَدَعَوهُ إلى خَلعِ مُعاوِيَةَ، وقالوا: قَد عَلِمنا رَأيَكَ ورَأيَ أخيكَ. فَقالَ: إنّي أرجو أن يُعطِيَ اللّه أخِي عَلى نِيَّتِهِ في حُبِّهِ الكَفَّ، وَ أنْ يُعْطِيَني عَلى نِيَّتي في حُبّي جِهادَ الظّالِمينَ» (تاریخ دمشق، ج۱۴، ص۲۰۵؛ تهذیب الکمال، ج۶، ص۴۱۳).
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۲۰۳.
- ↑ «إِنَّ مُعَاوِيَةَ كَتَبَ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا أَنِ اقْدَمْ أَنْتَ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَصْحَابُ عَلِيٍّ فَخَرَجَ مَعَهُمْ قَيْسُ بْنُ سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ الْأَنْصَارِيُّ فَقَدِمُوا الشَّامَ فَأَذِنَ لَهُمْ مُعَاوِيَةُ وَ أَعَدَّ لَهُمُ الْخُطَبَاءَ فَقَالَ يَا حَسَنُ قُمْ فَبَايِعْ فَقَامَ فَبَايَعَ ثُمَّ قَالَ لِلْحُسَيْنِ (ع) قُمْ فَبَايِعْ فَقَامَ فَبَايَعَ ثُمَّ قَالَ يَا قَيْسُ قُمْ فَبَايِعْ فَالْتَفَتَ إِلَى الْحُسَيْنِ (ع) يَنْظُرُ مَا يَأْمُرُهُ فَقَالَ يَا قَيْسُ إِنَّهُ إِمَامِي يَعْنِي الْحَسَنَ (ع)» (رجال الکشی، ج۱، ص۳۲۵، ح۱۷۶؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۶۱، ح۹).
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۲۰۴.
- ↑ بر اساس برخی گزارشهای دیگر منظور ایشان فاطمه بنت اسد، مادر امام علی (ع) و مادربزرگ امام حسن (ع) بوده است. این گزارشها، با مخفی بودن قبر فاطمه زهرا (س) سازگارتر به نظر میرسند.
- ↑ «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ لَمَّا حَضَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (ع) الْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَيْنِ (ع) يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فاطِمَةَ (س) ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ... فَلَمَّا قُبِضَ الْحَسَنُ (ع) وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اللَّهِ (ص) الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ عَلَى الْجَنَائِزِ فَصَلَّى عَلَى الْحَسَنِ (ع) فَلَمَّا أَنْ صَلَّى عَلَيْهِ حُمِلَ فَأُدْخِلَ الْمَسْجِدَ فَلَمَّا أُوقِفَ عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بَلَغَ عَائِشَةَ الْخَبَرُ وَ قِيلَ لَهَا إِنَّهُمْ قَدْ أَقْبَلُوا بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ لِيُدْفَنَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَخَرَجَتْ مُبَادِرَةً عَلَى بَغْلٍ بِسَرْجٍ فَكَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ رَكِبَتْ فِي الْإِسْلَامِ سَرْجاً فَوَقَفَتْ وَ قَالَتْ نَحُّوا ابْنَكُمْ عَنْ بَيْتِي... قَالَ فَمَضَى الْحُسَيْنُ (ع) إِلَى قَبْرِ أُمِّهِ ثُمَ أَخْرَجَهُ فَدَفَنَهُ بِالْبَقِيعِ» (الکافی، ج۱، ص۳۰۲، ح۳).
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۲۰۴.
- ↑ «قالَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ (ع) عِنْدَ قَبْرِ أخِيهِ الحَسَنِ (ع): رَحِمَكَ اللّهُ أبا مُحَمَّدٍ، إنْ كُنتَ لَتُبَاصِرُ الحَقَّ مَظانَّهُ، وَ تُؤثِرُ اللّهَ عِندَ تَداحُضِ الباطِلِ في مَواطِنِ التَّقِيَّةِ بِحُسنِ الرَّوِيَّةِ، وتَستَشِفُّ جَليلَ مَعاظِمِ الدُّنيا بِعَيْنٍ لَها حاقِرَةٍ، وتُفيضُ عَلَيها يَدا طاهِرَةَ الأَطرافِ، نَقِيَّةَ الأَسِرَّةِ، وتَردَعُ بادِرَةَ غَربِ أعدائِكَ بِأَيسَرِ المَؤونَةِ عَلَيكَ، ولا غَروَ وأنتَ ابنُ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ رَضِيعُ لِبانِ الحِكمَةِ، فَإِلى رَوحٍ وَ رَيْحَانٍ وجَنَّةِ نَعِيمٍ، أعظَمَ اللّهُ لَنا ولَكُمُ الأَجرَ عَلَيهِ، وَ وَهَبَ لَنا ولَكُمُ السَّلوَةَ وحُسنَ الاُسى عَنهُ» (عیون الأخبار، ابن قتیبه، ج۲، ص۳۱۴؛ تاریخ دمشق، ج۱۳، ص۲۹۶).
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۲۰۵.