←مناقشات ابن تیمیه
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
[[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] [[امامیه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ}} و [[حدیث]] ذیل آن اشکالاتی را در قالب وجوهی مطرح ساخته و میگوید: | [[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] [[امامیه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ}} و [[حدیث]] ذیل آن اشکالاتی را در قالب وجوهی مطرح ساخته و میگوید: | ||
#نخستین | #'''نخستین وجه'''، مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و صرف نقل این حدیث از [[ثعلبی]] و امثال او، بلکه [[روایت]] آنها [[حجّت]] نیست... و در نقل او از اینگونه [[روایات]] [[اسرائیلیات]] و اسلامیات، مطالبی وجود دارد که [[باطل]] بودن آنها معلوم است. | ||
#دومین وجه اینکه [[حدیثی]] که ثعلبی از این طریق آن را نقل میکند، به اتّفاق تمامی [[حدیثشناسان]] و [[سیره]] پژوهان [[دروغ]] است و در این باب به آنها ارجاع میدهیم. | #'''دومین وجه''' اینکه [[حدیثی]] که ثعلبی از این طریق آن را نقل میکند، به اتّفاق تمامی [[حدیثشناسان]] و [[سیره]] پژوهان [[دروغ]] است و در این باب به آنها ارجاع میدهیم. | ||
#وجه سوم: وقتی [[پیامبر]]{{صل}} و [[ابوبکر]] به [[مدینه]] [[هجرت]] میکردند، [[هدف]] [[مشرکان]] بهدست آوردن علی نبود، از این رو او را در رختخواب خود گذاشت تا [[گمان]] کنند پیامبر در [[منزل]] است و به دنبال او نروند. چون صبح شد علی را یافتند و زیانکاریشان آشکار گشت و علی را اذیّت نکردند... و اگر درباره علی غرضی داشتند، وقتی او را یافتند به او تعرّض میکردند... پس [علی] در اینجا خود را فدای [[جان]] چه کسی کرده است؟ اما آن کسی که بدون تردید جانش را فدای پیامبر میکرد و قصد داشت با جان خود، خطر را از او دور کرده و ضرر به جای پیامبر به او برسد، ابوبکر بود. او هر گاه متوجّه خطری از عقب میشد، در پشت سر پیامبر قرار میگرفت، و هر گاه از جلو خطری [[احساس]] میکرد، از پیش روی او [[حرکت]] میکرد و [همین طور مستمر عقب و جلو] میرفت تا [از اوضاع] [[آگاهی]] یابد و هر جا خطری میدید [[دوست]] داشت خودش با آن روبرو شود نه پیامبر{{صل}}! و بسیاری از [[صحابه]] در [[جنگها]] جان خود را فدای پیامبر میکردند، از جمله کسانی که در پیش روی او به [[قتل]] رسیدند و یا کسانی که دستشان فلج شد؛ مثل [[طلحه]] بن عبیداللّه و این [[[فدا]] کردن جان] برای همه [[مؤمنان]] [[واجب]] است. پس اگر مقدّر بوده است که در [[شب هجرت]] علی جانش را [[فدا]] کند، این از فضایلی است که میان او [[صحابه]] دیگری غیر از او مشترک است؛ پس چگونه در اینجا ترسی برای علی نبوده باشد؟ همچنین [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: «خود را به این عبای سبز من بپیچ و در آن بخواب که از میان آنان هیچ مردی به آنچه ناخوشایند توست به سوی تو نخواهد آمد»، پس به او [[وعده]] داد و [[پیامبر]] [در وعدهای که میدهد] صادق است که هیچ اتّفاق ناخوشایندی به او نمیرسد و [[آرامش]] او به سبب وعده پیامبر بود. | #'''وجه سوم''': وقتی [[پیامبر]]{{صل}} و [[ابوبکر]] به [[مدینه]] [[هجرت]] میکردند، [[هدف]] [[مشرکان]] بهدست آوردن علی نبود، از این رو او را در رختخواب خود گذاشت تا [[گمان]] کنند پیامبر در [[منزل]] است و به دنبال او نروند. چون صبح شد علی را یافتند و زیانکاریشان آشکار گشت و علی را اذیّت نکردند... و اگر درباره علی غرضی داشتند، وقتی او را یافتند به او تعرّض میکردند... پس [علی] در اینجا خود را فدای [[جان]] چه کسی کرده است؟ اما آن کسی که بدون تردید جانش را فدای پیامبر میکرد و قصد داشت با جان خود، خطر را از او دور کرده و ضرر به جای پیامبر به او برسد، ابوبکر بود. او هر گاه متوجّه خطری از عقب میشد، در پشت سر پیامبر قرار میگرفت، و هر گاه از جلو خطری [[احساس]] میکرد، از پیش روی او [[حرکت]] میکرد و [همین طور مستمر عقب و جلو] میرفت تا [از اوضاع] [[آگاهی]] یابد و هر جا خطری میدید [[دوست]] داشت خودش با آن روبرو شود نه پیامبر{{صل}}! و بسیاری از [[صحابه]] در [[جنگها]] جان خود را فدای پیامبر میکردند، از جمله کسانی که در پیش روی او به [[قتل]] رسیدند و یا کسانی که دستشان فلج شد؛ مثل [[طلحه]] بن عبیداللّه و این [[[فدا]] کردن جان] برای همه [[مؤمنان]] [[واجب]] است. پس اگر مقدّر بوده است که در [[شب هجرت]] علی جانش را [[فدا]] کند، این از فضایلی است که میان او [[صحابه]] دیگری غیر از او مشترک است؛ پس چگونه در اینجا ترسی برای علی نبوده باشد؟ همچنین [[پیامبر]]{{صل}} به او گفت: «خود را به این عبای سبز من بپیچ و در آن بخواب که از میان آنان هیچ مردی به آنچه ناخوشایند توست به سوی تو نخواهد آمد»، پس به او [[وعده]] داد و [[پیامبر]] [در وعدهای که میدهد] صادق است که هیچ اتّفاق ناخوشایندی به او نمیرسد و [[آرامش]] او به سبب وعده پیامبر بود. | ||
#چهارم: دلائلی آشکار بر [[دروغ]] بودن این [[حدیث]] وجود دارد؛ چراکه در میان [[ملائکه]] چنین سخن باطلی که لایق آنها نیست گفته نمیشود و یکی از آنها گرسنه نبود تا دیگری به او با غذا [[ایثار]] کند. در اینجا نیز ترسی نبوده است که یکی از آنها دوستش را در [[تأمین امنیت]] ترجیح دهد، پس چگونه [[خداوند]] به آن دو میگوید: «کدام یک [[حیات]] دیگری را بر خود ترجیح میدهید؟». [[برادری]] میان ملائکه نیز اساسی ندارد، بلکه [[جبرئیل]] عملی مختص به خود دارد غیر از [عمل مخصوص] [[میکائیل]] و میکائیل نیز عملی دارد که مختص اوست، غیر از [عمل اختصاصی][[ جبرئیل]] و چنان که در کتب آمده است، [[وحی]] و [[یاری رساندن]] به عهدۀ جبرئیل و تقسیم [[رزق]] و [[باران]] به عهدۀ میکائیل است. | #'''چهارم''': دلائلی آشکار بر [[دروغ]] بودن این [[حدیث]] وجود دارد؛ چراکه در میان [[ملائکه]] چنین سخن باطلی که لایق آنها نیست گفته نمیشود و یکی از آنها گرسنه نبود تا دیگری به او با غذا [[ایثار]] کند. در اینجا نیز ترسی نبوده است که یکی از آنها دوستش را در [[تأمین امنیت]] ترجیح دهد، پس چگونه [[خداوند]] به آن دو میگوید: «کدام یک [[حیات]] دیگری را بر خود ترجیح میدهید؟». [[برادری]] میان ملائکه نیز اساسی ندارد، بلکه [[جبرئیل]] عملی مختص به خود دارد غیر از [عمل مخصوص] [[میکائیل]] و میکائیل نیز عملی دارد که مختص اوست، غیر از [عمل اختصاصی][[ جبرئیل]] و چنان که در کتب آمده است، [[وحی]] و [[یاری رساندن]] به عهدۀ جبرئیل و تقسیم [[رزق]] و [[باران]] به عهدۀ میکائیل است. | ||
#پنجم: همانا پیامبر{{صل}} با علی و غیر او برادری نمیکند، بلکه هر آنچه در این زمینه [[روایت]] شده همه دروغ است و [[حدیث برادری]] که در این باره روایت میشود ـ با وجود [[ضعیف]] و [[باطل]] بودن ـ منظور برادری پیامبر با علی در [[مدینه]] است. [[ترمذی]] آن را اینگونه روایت کرده است، اما [[پیمان برادری]] پیامبر با علی در [[مکّه]] در هر دو صورت باطل است. همچنین به اتّفاق [[حدیثشناسان]]، او [[جان]] خود را [[فدا]] نکرد و در [[زندگی]] [[از خود گذشتگی]] ننمود. | #'''پنجم''': همانا پیامبر{{صل}} با علی و غیر او برادری نمیکند، بلکه هر آنچه در این زمینه [[روایت]] شده همه دروغ است و [[حدیث برادری]] که در این باره روایت میشود ـ با وجود [[ضعیف]] و [[باطل]] بودن ـ منظور برادری پیامبر با علی در [[مدینه]] است. [[ترمذی]] آن را اینگونه روایت کرده است، اما [[پیمان برادری]] پیامبر با علی در [[مکّه]] در هر دو صورت باطل است. همچنین به اتّفاق [[حدیثشناسان]]، او [[جان]] خود را [[فدا]] نکرد و در [[زندگی]] [[از خود گذشتگی]] ننمود. | ||
#ششم: همانا [[هبوط]] جبرئیل و میکائیل برای مطالب [[حفظ]] فردی از [[مردم]]، از بزرگترین مطالب مردود است؛ پس همانا خداوند بدون نیاز به این امر، هر که از خلقتش را بخواهد حفظ میکند. و اینکه هبوط این دو [[ملک]] در [[روز]] [[بدر]] برای [[جنگ]] و در نظیر آن از وقایع بزرگ شمرده شده است. اگر آن دو نیز برای حفظ یکی از مردم نازل شوند، قطعا برای [[حفظ]] [[پیامبر]]{{صل}} و دوستش نازل میشدند،؛ چراکه [[دشمنان]] از هر جهت به دنبالشان بودند و [[خون]] بهای هر یک از آن دو را نیز پرداخته و نسبت به آنها در نهایت شدت، [[غلظت]] و سیاه دلی بودند. | #'''ششم''': همانا [[هبوط]] جبرئیل و میکائیل برای مطالب [[حفظ]] فردی از [[مردم]]، از بزرگترین مطالب مردود است؛ پس همانا خداوند بدون نیاز به این امر، هر که از خلقتش را بخواهد حفظ میکند. و اینکه هبوط این دو [[ملک]] در [[روز]] [[بدر]] برای [[جنگ]] و در نظیر آن از وقایع بزرگ شمرده شده است. اگر آن دو نیز برای حفظ یکی از مردم نازل شوند، قطعا برای [[حفظ]] [[پیامبر]]{{صل}} و دوستش نازل میشدند،؛ چراکه [[دشمنان]] از هر جهت به دنبالشان بودند و [[خون]] بهای هر یک از آن دو را نیز پرداخته و نسبت به آنها در نهایت شدت، [[غلظت]] و سیاه دلی بودند. | ||
# هفتم: این [[آیه]] در [[سوره بقره]] است و بدون هیچ اختلافی این [[سوره مدنی]] است و همانا پس از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] نازل شده است نه به هنگام [[هجرت]] ایشان. همچنین گفته شده این [[آیه]] به هنگام هجرت [[صهیب]] و تعقیب او از سوی [[مشرکان]] نازل شده است،؛ چراکه او مالش را به آنها داد و خودش به مدینه آمد؛ به همین روی [[پیامبر]]{{صل}} گفت: «[[ابو یحیی]] در این [[معامله]] [[سود]] کرده است» و این قصّه در [[تفسیر]]، مشهور است و افراد بسیاری آن را نقل کردهاند و ممکن است [همین [[تفسیر]] صحیح باشد] که صهیب از [[مکّه]] به مدینه هجرت کرد. | #'''هفتم''': این [[آیه]] در [[سوره بقره]] است و بدون هیچ اختلافی این [[سوره مدنی]] است و همانا پس از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] نازل شده است نه به هنگام [[هجرت]] ایشان. همچنین گفته شده این [[آیه]] به هنگام هجرت [[صهیب]] و تعقیب او از سوی [[مشرکان]] نازل شده است،؛ چراکه او مالش را به آنها داد و خودش به مدینه آمد؛ به همین روی [[پیامبر]]{{صل}} گفت: «[[ابو یحیی]] در این [[معامله]] [[سود]] کرده است» و این قصّه در [[تفسیر]]، مشهور است و افراد بسیاری آن را نقل کردهاند و ممکن است [همین [[تفسیر]] صحیح باشد] که صهیب از [[مکّه]] به مدینه هجرت کرد. | ||
# هشتم: همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایستهترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود. | #'''هشتم''': همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایستهترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود. | ||
# نهم: اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»< | #'''نهم''': اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت میکند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] میگوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمیرود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت میشود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفتهاند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.</ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||