دین یهودیت: تفاوت میان نسخهها
←تاریخچه یهودیت در جزیرة العرب
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*درباره ورود اولین گروه [[یهودی]] به شبه جزیره، مورخان، مطالبی را ذکر کردهاند که بعضی از آنها بیشباهت به افسانه نیست. بعضی گفتهاند ورود [[یهود]] به [[جزیرة العرب]] به دوران [[حضرت موسی]]{{ع}} برمیگردد؛ هنگامی که ایشان، لشکری را برای مقابله با حجازیان فرستاد و سرانجام [[لشکریان]] در یثرب ساکن شدند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ج۶ ص۵۱۷ (به نقل از اغانی ابوالفرج اصفهانی).</ref>. همچنین بعضی، حضور "[[داوود]] [[نبی]]{{ع}}" به همراه [[سبط]] "یهودا" در [[خیبر]] و هدیه آن را به [[بنیاسرائیل]] سبب ورود [[یهودیت]] به [[عربستان]] دانستهاند<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۴۲.</ref>؛ اما بیتردید هیچ یک از این گفتهها صحت [[تاریخی]] چندانی ندارند و معتبر نیستند. بعضی از [[اخبار]] نیز ورود [[یهود]] به شبه جزیره را به ایام "[[بخت النصر]]" مربوط میدانند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱، ص۵۳۹؛ نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۲۸.</ref>. صحت حمله [[بخت النصر]] به [[فلسطین]] و ساکن شدن عده زیادی از [[یهودیان]] فراری در "وادیالقری"، "[[خیبر]]"، "تیماء" و "[[یثرب]]" بعید نیست؛ چرا که این امر به علت نزدیک بودن [[فلسطین]] و [[حجاز]] به یکدیگر و نیز دایر بودن راهها، کاملاً طبیعی به نظر میرسد. "تلمود" و "یشناه" نیز بر [[پناه]] بردن [[یهودیان]] در زمان "[[بنوکد نصر]]" ([[بخت النصر]]) به [[جزیرة العرب]] و تأثیرپذیری آنان از عادات و [[رسوم]] [[عرب]] اشاره دارند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ج۶، ص۴۷۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۰-۱۰۱.</ref>. | *درباره ورود اولین گروه [[یهودی]] به شبه جزیره، مورخان، مطالبی را ذکر کردهاند که بعضی از آنها بیشباهت به افسانه نیست. بعضی گفتهاند ورود [[یهود]] به [[جزیرة العرب]] به دوران [[حضرت موسی]]{{ع}} برمیگردد؛ هنگامی که ایشان، لشکری را برای مقابله با حجازیان فرستاد و سرانجام [[لشکریان]] در یثرب ساکن شدند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ج۶ ص۵۱۷ (به نقل از اغانی ابوالفرج اصفهانی).</ref>. همچنین بعضی، حضور "[[داوود]] [[نبی]]{{ع}}" به همراه [[سبط]] "یهودا" در [[خیبر]] و هدیه آن را به [[بنیاسرائیل]] سبب ورود [[یهودیت]] به [[عربستان]] دانستهاند<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۴۲.</ref>؛ اما بیتردید هیچ یک از این گفتهها صحت [[تاریخی]] چندانی ندارند و معتبر نیستند. بعضی از [[اخبار]] نیز ورود [[یهود]] به شبه جزیره را به ایام "[[بخت النصر]]" مربوط میدانند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱، ص۵۳۹؛ نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۲۸.</ref>. صحت حمله [[بخت النصر]] به [[فلسطین]] و ساکن شدن عده زیادی از [[یهودیان]] فراری در "وادیالقری"، "[[خیبر]]"، "تیماء" و "[[یثرب]]" بعید نیست؛ چرا که این امر به علت نزدیک بودن [[فلسطین]] و [[حجاز]] به یکدیگر و نیز دایر بودن راهها، کاملاً طبیعی به نظر میرسد. "تلمود" و "یشناه" نیز بر [[پناه]] بردن [[یهودیان]] در زمان "[[بنوکد نصر]]" ([[بخت النصر]]) به [[جزیرة العرب]] و تأثیرپذیری آنان از عادات و [[رسوم]] [[عرب]] اشاره دارند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ج۶، ص۴۷۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۰-۱۰۱.</ref>. | ||
*[[اخبار]] دیگر نیز حاکی از این امر است که با [[ظهور]] [[دولت]] [[روم]] و حمله آنان به [[عبرانیان]]، [[یهودیان]] بسیاری ناگزیر در [[حجاز]] ساکن شدند. با [[تسلط]] "تیتوس" ([[قیصر روم]])، بر [[شام]]، [[فلسطین]] و [[قدس]] در سال ۷۰ م، هیکل [[یهود]] نابود شد<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ص۱۶۷.</ref> و [[یهودیان]] از ورود به [[قدس]] منع شدند<ref>عمر فرخ، تاریخ الجاهلیه، ص۴۸.</ref>. بار دیگر نیز در زمان "[[قیصر]] دریان" در سال ۱۳۲ م [[یهودیان]] آواره شدند<ref>محمدهادی یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. در نتیجه بسیاری از آنان به [[حجاز]] و عده کمی نیز به [[یمن]] گریختند<ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۱.</ref>. | *[[اخبار]] دیگر نیز حاکی از این امر است که با [[ظهور]] [[دولت]] [[روم]] و حمله آنان به [[عبرانیان]]، [[یهودیان]] بسیاری ناگزیر در [[حجاز]] ساکن شدند. با [[تسلط]] "تیتوس" ([[قیصر روم]])، بر [[شام]]، [[فلسطین]] و [[قدس]] در سال ۷۰ م، هیکل [[یهود]] نابود شد<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ص۱۶۷.</ref> و [[یهودیان]] از ورود به [[قدس]] منع شدند<ref>عمر فرخ، تاریخ الجاهلیه، ص۴۸.</ref>. بار دیگر نیز در زمان "[[قیصر]] دریان" در سال ۱۳۲ م [[یهودیان]] آواره شدند<ref>محمدهادی یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. در نتیجه بسیاری از آنان به [[حجاز]] و عده کمی نیز به [[یمن]] گریختند<ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۱.</ref>. | ||
===[[یهودیان]] [[یمن]]=== | |||
*از [[یهودیان]] [[یمن]]، اطلاعات خبر چندانی در دست ما نیست؛ عدهای از مؤرخان، ورود اولین گروه از [[یهودیان]] به [[یمن]] را همزمان با ورود [[یهودیان]] به منطقه [[حجاز]] میدانند<ref>حسین علی عربی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۱۱۳.</ref>. عدهای هم [[انتشار دین]] [[یهود]] در [[یمن]] را از زمان "[[تبع ابیکرب]]" دانستهاند<ref>ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، ص۵: محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>. گفتهاند "[[مالک بن عجلان خزرجی]]"، بر اثر [[ظلم و ستم]] [[یهودیان]] [[یثرب]] به [[اوس]] و [[خزرج]]، تبع را از [[ستم]] [[یهودیان]] [[آگاه]] کرد<ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۱-۱۰۲.</ref>. | |||
*او به [[یثرب]] [[لشکر]] کشید و عده زیادی از [[یهودیان]] را کشت. سپس یکی از [[فرزندان]] خود را در آنجا باقی گذاشت تا [[اخبار]] آنها را به وی گزارش کند؛ اما [[یهودیان]]، او را کشتند و بهانه حمله مجدد تبع را فراهم کردند. تبع قصد ویرانی [[یثرب]] را کرد؛ اما دو تن از [[احبار]] [[یهود]]، به نامهای "کعب" و "اسد" که [[عالمان]] یثرب نیز بودند، او را از این کار برحذر داشتند، او را از [[عذاب]] آسمانی ترسانده، این [[شهر]] را مأمن و هجرتگاه [[پیامبر آخرالزمان]]{{صل}} معرفی کردند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۰۵.</ref>؛ از اینرو تبع از خواستهاش برگشت و به [[دین یهود]] [[تمایل]] یافت. سپس دو کاهن را همراه خود به [[یمن]] برد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۱۰۵.</ref>. | |||
*در مباهلهای که بین این دو عالم [[یهودی]] و [[بتپرستان]] [[یمنی]] به وقوع پیوست، [[کاهنان]] به [[پیروزی]] رسیدند و بسیاری از [[حمیریان]] به [[یهودیّت]] گرویدند<ref>ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، ص۵۵.</ref>. [[یهودیان]] به علت [[آزادی]] کاملشان در [[یمن]]، توجه گروهی از ساکنان [[یمن]] را به خود جلب کردند؛ به گونهای که بسیاری از "بنیحارث بن کعب" و عدهای از "غسان" و "[[جذام]]" به سبب مجاورت با [[یهودیان]]، به [[آیین یهود]] در آمدند<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>؛ اما [[یهودیان]] به [[دلیل]] [[افکار]] خاص خود هرگز آنان را در [[دین]] خود نپذیرفتند و آنان را به [[جامعه]] خود راه ندادند؛ بلکه آنان را "سامریون" مینامیدند<ref>حسین صابری، خاتم پیامبران، ج۱، ص۸۲-۸۳.</ref>. | |||
*قطعیترین [[اخبار]] از [[یهود]] [[یمن]] که به دست ما رسیده است، جریان "واقعه اخدود" در اواخر [[قرن ششم]] میلادی است. در این زمان، [[یهودیان]] [[یمن]] با تأثیرگذاری بر "ذی نؤاس" پادشان [[یمن]]، او را به [[کشتار]] [[مسیحیان]] [[نجران]] برانگیختند<ref>دینوری، اخبار الطوال، ص۶۱؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۶۳۷.</ref>. در پی این واقعه، نصارای [[حبشه]] برای [[انتقام]] [[خون]] همکیشان خود، به [[فرماندهی]] "[[ریاط بن اصمحه]]"، [[حکومت]] ذونؤاس را در هم شکستند. بعد از [[مرگ]] اریاط، [[حکومت]] "ابرهه"، فرار بسیاری از [[یهودیان]] [[یمن]] و پراکنده شدنشان را در نقاط مختلف، در پی داشت. یهودیانی هم در آنجا باقی ماندند تا اینکه [[اسلام]]، آنجا را فرا گرفت و بسیاری از آنان از جمله "[[کعب الاحبار]]" و "[[وهب بن منبه]]" به [[اسلام]] گرویدند<ref>حسین علی عربی، تاریخ تحقیقی اسلامی، ج۱، ص۱۱۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی|حسینی، سید علی اکبر]]، [[یهودیت (مقاله)|یهودیت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۰۲-۱۰۳.</ref>. | |||
==[[یهود]] در عصر [[جدید]]== | ==[[یهود]] در عصر [[جدید]]== | ||