بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== هشتاد ماه [[روزه]] == | == پاداش هشتاد ماه [[روزه]] == | ||
یکی از [[اعمال]] [[مستحب]] | یکی از [[اعمال]] [[مستحب]] [[روز]] اول ذیحجه که از [[ارزش]] و [[پاداش]] بلندی برخوردار است روزه گرفتن است. [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ صَامَ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ ثَمَانِينَ شَهْراً}}<ref>إقبال الأعمال، ج۱، ص۳۱۸.</ref>؛ هرکس روز اول [[ذیحجه]] را روزه بگیرد، [[خداوند]] روزه هشتاد ماه را برای او مینویسد<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۳.</ref>. | ||
{{متن حدیث|مَنْ صَامَ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ ثَمَانِينَ شَهْراً}}<ref>إقبال الأعمال، ج۱، ص۳۱۸.</ref>؛ هرکس روز اول [[ذیحجه]] را روزه بگیرد، [[خداوند]] روزه هشتاد ماه را برای او مینویسد | |||
== ارسال [[آیات برائت]] == | == ارسال [[آیات برائت]] == | ||
[[شیخ طوسی]] در [[مصباح المتهجد (کتاب)|مصباح المتهجد]] میگوید: در روز اول ذیحجه چون [[سوره]] [[برائت]] بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شد، آن | [[شیخ طوسی]] در [[مصباح المتهجد (کتاب)|مصباح المتهجد]] میگوید: در روز اول ذیحجه چون [[سوره]] [[برائت]] بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شد، آن حضرت آیات را توسط [[ابوبکر]] به سوی [[مکه]] فرستاد. آنگاه بر [[پیامبر خدا]] {{صل}} [[وحی]] شد: {{متن حدیث|إِنَّهُ لَا يُؤَدِّي عَنْكَ إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ}}؛ [[مأمور]] رساندن این [[آیات]]، جز خودت و یا مردی از خودت نباید باشد. از اینرو پیامبر {{صل}} علی {{ع}} را فرستاد تا به ابوبکر ملحق شود و آن آیات را از او بگیرد و خود آنها را [[ابلاغ]] کند. علی {{ع}} در روز سوم ذیحجه در [[روحاء]]، محلی در چهل میلی [[مدینه]]، به او رسید و آیات را گرفت و در [[روز عرفه]] و [[روز عید قربان]]، در موسم [[حج]] بر [[اهل مکه]] قرائت کرد<ref>مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. در مناسبت روز دهم ذیحجه به شرح این واقعه خواهیم پرداخت<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۳.</ref>. | ||
{{متن حدیث|إِنَّهُ لَا يُؤَدِّي عَنْكَ إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ}}؛ [[مأمور]] رساندن این [[آیات]]، جز خودت و یا مردی از خودت نباید باشد. | |||
از اینرو پیامبر {{صل}} علی {{ع}} را فرستاد تا به ابوبکر ملحق شود و آن آیات را از او بگیرد و خود آنها را [[ابلاغ]] کند. علی {{ع}} در روز سوم ذیحجه در [[روحاء]]، محلی در چهل میلی [[مدینه]]، به او رسید و آیات را گرفت و در [[روز عرفه]] و [[روز عید قربان]]، در موسم [[حج]] بر [[اهل مکه]] قرائت کرد<ref>مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. در مناسبت روز دهم ذیحجه به شرح این واقعه خواهیم پرداخت | |||
== ولادت [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} == | == ولادت [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} == | ||
مرحوم [[سید بن طاووس]] در «[[اقبال الاعمال]]» میگوید: [[مرحوم صدوق]] در «[[من لایحضره الفقیه]]»، همچنین شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» روز اول ذیحجه را روز ولادت [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} میدانند<ref>الاقبال الاعمال، ج۲، ص۳۶.</ref>. بنابراین، اول ماه ذیالحجه روز ولادت حضرت ابراهیم [[خلیل]] {{ع}}، پیامبر بزرگ و [[بت]] شکن و بنا کننده [[خانه کعبه]] است. | مرحوم [[سید بن طاووس]] در «[[اقبال الاعمال]]» میگوید: [[مرحوم صدوق]] در «[[من لایحضره الفقیه]]»، همچنین شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» روز اول ذیحجه را روز ولادت [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} میدانند<ref>الاقبال الاعمال، ج۲، ص۳۶.</ref>. بنابراین، اول ماه ذیالحجه روز ولادت حضرت ابراهیم [[خلیل]] {{ع}}، پیامبر بزرگ و [[بت]] شکن و بنا کننده [[خانه کعبه]] است. | ||
حضرت ابراهیم {{ع}} یکی از انبیای عظام [[الهی]] و از [[پیامبران اولوالعزم]] است. [[دین توحیدی]] به آن حضرت منتسب است. ایشان پدر ارجمند [[حضرت اسماعیل]] {{ع}} و [[حضرت اسحاق]] {{ع}} میباشد که به واسطه آن دو، نسب بسیاری از [[انبیا]]، از جمله [[حضرت موسی]] {{ع}}، [[حضرت عیسی]] {{ع}} و [[حضرت محمد]] {{صل}} به آن حضرت باز میگردد. | |||
از | بر اساس [[روایات]]، حضرت ابراهیم {{ع}} ۳۰۰۰ سال پس از [[آفرینش آدم]]، یا ۱۲۶۳ سال پس از نوح به [[دنیا]] آمد. [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پسر [[تارخ]] از نوادگان [[حضرت نوح]] {{ع}} و از [[پیامبران بزرگ الهی]] است. | ||
حضرت ابراهیم {{ع}} در [[کشور]] [[بابل]] و در دوران [[حکومت]] [[نمرود بن کنعان]] [[چشم]] به [[جهان]] گشود. در همان دوران [[کاهنان]] و [[ستاره]] شناسان از به دنیا آمدن کودکی که تاج و تخت نمرود را در هم میکوبد، خبر داده بودند. بر اساس این [[پیشگویی]]، نمرود دستور داد از [[زنان]] باردار [[مراقبت]] بسیار به عمل آید. از اینرو مادر حضرت ابراهیم، امیله، به هنگام درد زایمان رو به صحرا نهاد و فرزند خود [[ابراهیم]] را در غاری در بالای کوهی به دنیا آورد و تا سالها او را در همان مکان مخفی نگه داشت<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۲۰۶؛ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۹.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۴.</ref> | |||
=== [[ابراهیم خلیل الله]] === | === [[ابراهیم خلیل الله]] === | ||
[[کفعمی]] در «مصباح» میفرماید: {{متن حدیث|وَ فِيهِ وُلِدَ إِبْرَاهِيمُ{{ع}} وَ فِيهِ اتَّخَذَهُ اللَّهُ خَلِيلاً}}<ref>کفعمی، المصباح (جنة الأمان الواقیة)، ص۵۱۴.</ref>؛ «در [[روز]] اول ماه [[ذیحجه]] ابراهیم به دنیا آمد و در همین روز [[خداوند]] او را به عنوان [[خلیل]] خود گرفت». [[شیخ طوسی]] هم در «مصباح المتهجد» به همین نظریه [[معتقد]] است<ref>مصباح المتهجد، ص۶۷۱.</ref>. | [[کفعمی]] در «مصباح» میفرماید: {{متن حدیث|وَ فِيهِ وُلِدَ إِبْرَاهِيمُ{{ع}} وَ فِيهِ اتَّخَذَهُ اللَّهُ خَلِيلاً}}<ref>کفعمی، المصباح (جنة الأمان الواقیة)، ص۵۱۴.</ref>؛ «در [[روز]] اول ماه [[ذیحجه]] ابراهیم به دنیا آمد و در همین روز [[خداوند]] او را به عنوان [[خلیل]] خود گرفت». [[شیخ طوسی]] هم در «مصباح المتهجد» به همین نظریه [[معتقد]] است<ref>مصباح المتهجد، ص۶۷۱.</ref>. | ||
عنوان «[[خلیل الله]]» امتیازی است برای حضرت ابراهیم {{ع}} که در [[قرآن]] نیز به آن تصریح شده است: {{متن قرآن|وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}<ref>«و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت» سوره نساء، آیه ۱۲۵.</ref>. خلیل به معانی مختلفی آمده است که هر کدام میتواند بر حضرت ابراهیم {{ع}} منطبق باشد. | عنوان «[[خلیل الله]]» امتیازی است برای حضرت ابراهیم {{ع}} که در [[قرآن]] نیز به آن تصریح شده است: {{متن قرآن|وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا}}<ref>«و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت» سوره نساء، آیه ۱۲۵.</ref>. خلیل به معانی مختلفی آمده است که هر کدام میتواند بر حضرت ابراهیم {{ع}} منطبق باشد. | ||
# خلیل به معنای ولی و [[دوستی]] است که در [[مودت]] او خللی نباشد. خداوند به ابراهیم و ابراهیم به خداوند [[محبت]] کامل داشته است. | # خلیل به معنای ولی و [[دوستی]] است که در [[مودت]] او خللی نباشد. خداوند به ابراهیم و ابراهیم به خداوند [[محبت]] کامل داشته است. محبت الهی سرتا پای وجود او را فرا گرفته بود، به گونهای که جایی برای محبت غیر [[خدا]] وجود نداشت. | ||
# خلیل به معنای [[فقیر]] هم آمده است و | # خلیل به معنای [[فقیر]] هم آمده است و خلت ابراهیم {{ع}} یعنی این که او به غیر خدا نیازی نداشت. | ||
# خلیل شخص، به معنای صاحب [[اسرار]] اوست. از ماده «خلّ»، یعنی لایه دار بودن است. و | # خلیل شخص، به معنای صاحب [[اسرار]] اوست. از ماده «خلّ»، یعنی لایه دار بودن است. و خلیل بودن ابراهیم از اینرو است که او [[امانتدار]] اسرار الهی و [[برگزیده]] او و از الهامهای [[غیبی]] و [[معارف الهی]] به طور کامل برخوردار بوده است. | ||
روایتی از [[حضرت رسول اکرم]] {{صل}} به برخی از این معانی تصریح دارد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در توضیح معنای [[خلیل]] فرمودند: وقتی میگوییم [[ابراهیم خلیل]] [[الله]] است، لفظ خلیل از {{عربی|الخَلَّة}} یا {{عربی|الخُلَّة}} گرفته شده است. | روایتی از [[حضرت رسول اکرم]] {{صل}} به برخی از این معانی تصریح دارد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در توضیح معنای [[خلیل]] فرمودند: وقتی میگوییم [[ابراهیم خلیل]] [[الله]] است، لفظ خلیل از {{عربی|الخَلَّة}} یا {{عربی|الخُلَّة}} گرفته شده است. | ||
{{عربی|الخَلَّة}} به معنای احتیاج و [[فقر]] است. او محتاج و [[فقیر]] در [[خانه]] خداست و از دیگران | {{عربی|الخَلَّة}} به معنای احتیاج و [[فقر]] است. او محتاج و [[فقیر]] در [[خانه]] خداست و از دیگران بینیاز است. و این معنا وقتی آشکار میشود که خواستند [[ابراهیم]] را با منجنیق در [[آتش]] بیندازند. [[خداوند]] به [[جبرئیل]] دستور داد که بندهام ابراهیم را دریاب! جبرئیل در وسط [[آسمان]] با ابراهیم [[ملاقات]] کرد و گفت: هر فرمانی داری بگو که مرا برای [[یاری]] تو فرستادهاند! ابراهیم {{ع}} در جواب جبرئیل گفت: {{متن حدیث|بَلْ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ، إِنِّي لَا أَسْأَلُ غَيْرَهُ وَ لَا حَاجَةَ لِي إِلَّا إِلَيْهِ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۴.</ref>؛ بلکه [[خدا]] کافی است و خوب [[وکیل]] و نگهبانی است. از غیر او درخواستی ندارم و به کسی غیر از او محتاج نیستم. از اینرو [[خدای تعالی]] او را خلیل خود نامید؛ یعنی از دیگران بینیاز و محتاج و فقیر در خانه اوست. | ||
{{متن حدیث|بَلْ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ، إِنِّي لَا أَسْأَلُ غَيْرَهُ وَ لَا حَاجَةَ لِي إِلَّا إِلَيْهِ}}<ref>طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۱، ص۲۴.</ref>؛ بلکه [[خدا]] کافی است و خوب [[وکیل]] و | |||
از اینرو [[خدای تعالی]] او را خلیل خود نامید؛ یعنی از دیگران بینیاز و محتاج و فقیر در خانه اوست. | |||
اگر خلیل را از {{عربی|الخُلَّة}} بگیریم، معنایش این است که بر اموری از [[اسرار]] اطلاع دارد که دیگری مطلع نیست<ref>بحارالأنوار، ج۹، ص۲۶۰.</ref>. | اگر خلیل را از {{عربی|الخُلَّة}} بگیریم، معنایش این است که بر اموری از [[اسرار]] اطلاع دارد که دیگری مطلع نیست<ref>بحارالأنوار، ج۹، ص۲۶۰.</ref>. عامل [[تشرف]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به این [[منزلت]]، [[سجده]] فراوان بر [[زمین]]، کثرت [[صلوات بر محمد و آل محمد]] {{صل}}، درخواست نکردن از غیر خداوند، پاسخ مثبت به درخواست دیگران، [[اطعام]]، نماز شب، [[مدارا]] و [[مهربانی]] با [[مساکین]] و آشکار ساختن [[سلام]] دانسته شده است. | ||
عامل [[تشرف]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به این [[منزلت]]، [[سجده]] فراوان بر [[زمین]]، کثرت [[صلوات بر محمد و آل محمد]] {{صل}}، درخواست نکردن از غیر خداوند، پاسخ مثبت به درخواست دیگران، [[اطعام]]، | همه این عوامل میتواند در خلت ابراهیم {{ع}} مؤثر باشد؛ چنانکه خلت جز با [[اجتماع]] این ویژگیها در شخص امکان ندارد. همه این عوامل در [[روایات]] ما ذکر شده است. | ||
همه این عوامل میتواند در | |||
# [[حضرت رضا]] {{ع}} به نقل از [[حضرت صادق]] {{ع}} میفرمودند: {{متن حدیث|إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا لِأَنَّهُ لَمْ يَرُدَّ أَحَداً وَ لَمْ يَسْأَلْ أَحَداً قَطُّ غَيْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۴.</ref>؛ [[خداوند]] به این دلیل إبراهیم {{ع}} را (از بین أنبیا) [[خلیل]] خود نمود، چون هیچ کس از او چیزی درخواست نکرد که او را رد کند و نیز هرگز از غیر [[خدا]] چیزی سؤال ننمود و درخواستی نکرد. | # [[حضرت رضا]] {{ع}} به نقل از [[حضرت صادق]] {{ع}} میفرمودند: {{متن حدیث|إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا لِأَنَّهُ لَمْ يَرُدَّ أَحَداً وَ لَمْ يَسْأَلْ أَحَداً قَطُّ غَيْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۴.</ref>؛ [[خداوند]] به این دلیل إبراهیم {{ع}} را (از بین أنبیا) [[خلیل]] خود نمود، چون هیچ کس از او چیزی درخواست نکرد که او را رد کند و نیز هرگز از غیر [[خدا]] چیزی سؤال ننمود و درخواستی نکرد. | ||
# | # حضرت [[امام علی النقی]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا لِكَثْرَةِ صَلَاتِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۴.</ref>؛ خداوند [[ابراهیم]] را به این جهت خلیل خود گردانید که بر محمد و آل محمد بسیار [[صلوات]] میفرستاد. | ||
# ابن ابی عمیر میگوید: به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم: {{متن حدیث|لِمَ اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا}}؛ «چرا [[خدای عزوجل]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} را خلیل خود گردانید؟» حضرت فرمودند: {{متن حدیث|لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ عَلَى الْأَرْضِ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۴.</ref>؛ برای آنکه بسیار بر [[زمین]] [[سجده]] میکرد. | # ابن ابی عمیر میگوید: به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم: {{متن حدیث|لِمَ اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا}}؛ «چرا [[خدای عزوجل]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} را خلیل خود گردانید؟» حضرت فرمودند: {{متن حدیث|لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ عَلَى الْأَرْضِ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۴.</ref>؛ برای آنکه بسیار بر [[زمین]] [[سجده]] میکرد. | ||
# [[جابر بن عبد الله الانصاری]] میگوید: از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که میفرمودند: {{متن حدیث|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا إِلَّا لِإِطْعَامِهِ الطَّعَامَ وَ صَلَاتِهِ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>؛ خداوند ابراهیم را خلیل خود نگردانید، مگر برای [[اطعام]] و | # [[جابر بن عبد الله الانصاری]] میگوید: از [[رسول خدا]] {{صل}} شنیدم که میفرمودند: {{متن حدیث|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا إِلَّا لِإِطْعَامِهِ الطَّعَامَ وَ صَلَاتِهِ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>؛ خداوند ابراهیم را خلیل خود نگردانید، مگر برای [[اطعام]] و غذا دادن به [[مردم]] و [[نماز خواندن]] در نیمههای شب، در حالی که مردم همه در [[خواب]] بودند. | ||
از [[حضرت امام صادق]] {{ع}} نقل شده است که فرمودند: وقتی فرستادگان [[پروردگار متعال]] نزد ابراهیم {{ع}} آمدند، آن حضرت گوسالهای بریان شده برایشان حاضر کرد و فرمود: از آن بخورید. عرضه داشتند: از آن نمیخوریم تا ثمن و قیمتش را به ما بگویی! حضرت فرمود: {{متن حدیث|إِذَا أَكَلْتُمْ فَقُولُوا بِسْمِ اللَّهِ وَ إِذَا فَرَغْتُمْ فَقُولُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ}}؛ وقتی خواستید تناول کنید، بگویید: [[بسم الله]]، و پس از [[فراغت]] از آن بگویید: الحمد لله. [[امام]] {{ع}} فرمودند: [[جبرئیل]] ملتفت [[اصحاب]] و همراهانش که چهار تن بودند و او [[رئیس]] ایشان بود شد و به آنها فرمود: {{متن حدیث|حَقٌّ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ هَذَا خَلِيلًا}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>؛ سزاوار است که [[خداوند متعال]] او را [[خلیل]] خود قرار دهد. | |||
البته خلت مرتبهای از مراتب محبت است. [[محبت]] مراتبی هم دارد که [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} به آن راه نیافته است و آن ویژه [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است که با [[لقب]] «حبیب الله» از سوی [[خدای متعال]] ملقب گشته است<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۵.</ref>. | |||
=== [[جایگاه امامت]] === | === [[جایگاه امامت]] === | ||
[[تشرف]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به | [[تشرف]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به مقام خلت، پس از [[نبوت]] حضرت بوده است. در [[روایات]] متعددی نیز تصریح شده که مقام خلت، پس از نبوت و [[رسالت]] و پیش از [[امامت]] وی بوده است. بنابراین، مقام و جایگاه امامت بسی فراتر از مقام خلت است. چنانکه [[امام باقر]] {{ع}} در روایتی به مرتبه امامت که فوق همه مراتب است تصریح کرده و فرمودهاند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ: يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ {{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>الکافی، ج۱، ص۱۷۵؛ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۲.</ref>؛ [[خدای تعالی]] [[ابراهیم]] {{ع}} را ابتدا به [[بندگی]] پذیرفت، پیش از آنکه او را به [[پیغمبری]] بپذیرد؛ و او را به پیغمبری پذیرفت، پیش از آنکه به رسالتش گیرد؛ و به رسالتش گرفت، پیش از آنکه خلیلش گیرد؛ و خلیلش گرفت، پیش از آنکه امامش گیرد. و چون این [[مقامات]] را برایش فراهم نمود - [[امام]] پنج انگشت خود را برای نمودن این پنج مقام جمع کرد - به ابراهیم {{ع}} گفت: «من تو را برای [[مردم]] امام قرار دادم!» از بس این [[مرتبت]] در چشم ابراهیم {{ع}} بزرگ آمد، گفت: «پروردگارا، و از [[فرزندان]] من هم امام قرار میدهی؟» [[خداوند]] فرمود: «[[پیمان]] من به [[ستمکاران]] نمیرسد».<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۸.</ref> | ||
{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ: يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ {{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>الکافی، ج۱، ص۱۷۵؛ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۲.</ref>؛ [[خدای تعالی]] [[ابراهیم]] {{ع}} را ابتدا به [[بندگی]] پذیرفت، پیش از آنکه او را به [[پیغمبری]] بپذیرد؛ و او را به پیغمبری پذیرفت، پیش از آنکه به رسالتش گیرد؛ و به رسالتش گرفت، پیش از آنکه خلیلش گیرد؛ و خلیلش گرفت، پیش از آنکه امامش گیرد. و چون این [[مقامات]] را برایش فراهم نمود - [[امام]] پنج انگشت خود را برای نمودن این پنج مقام جمع کرد - به ابراهیم {{ع}} گفت: «من تو را برای [[مردم]] امام قرار دادم!» از بس این [[مرتبت]] در چشم ابراهیم {{ع}} بزرگ آمد، گفت: «پروردگارا، و از [[فرزندان]] من هم امام قرار میدهی؟» [[خداوند]] فرمود: «[[پیمان]] من به [[ستمکاران]] نمیرسد».<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۸.</ref> | |||
=== [[بشارت]] | === [[بشارت]] مقام خلت === | ||
[[خداوند]] [[ابراهیم]] را [[خلیل]] خود گردانید و [[بشارت]] خلیل بودن را «[[ملک الموت]]» آورد، در حالی که به صورت [[جوانی]] خوشرو ظاهر شده و در [[لباس]] سفید پوشیده بود و چنان با طراوت بود که گویی از سرش آب و روغن میریخت. | [[خداوند]] [[ابراهیم]] را [[خلیل]] خود گردانید و [[بشارت]] خلیل بودن را «[[ملک الموت]]» آورد، در حالی که به صورت [[جوانی]] خوشرو ظاهر شده و در [[لباس]] سفید پوشیده بود و چنان با طراوت بود که گویی از سرش آب و روغن میریخت. | ||
[[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بسیار با [[غیرت]] بود. روزی از پی کاری بیرون رفت و در را بست. چون بازگشت و در را گشود، دید مردی در نهایت حسن و به منتها درجه [[جمال]]، میان [[خانه]] ایستاده است. غیرت آن | [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بسیار با [[غیرت]] بود. روزی از پی کاری بیرون رفت و در را بست. چون بازگشت و در را گشود، دید مردی در نهایت حسن و به منتها درجه [[جمال]]، میان [[خانه]] ایستاده است. غیرت آن حضرت به جوش آمد، به گونهای که از جای به در رفت و سخت منقلب و ناراحت گردید. گفت: ای [[بنده خدا]] چه کسی تو را داخل خانه من نموده است؟ عرض کرد: خدای خانه مرا داخل خانه نموده است. | ||
فرمود: خدای خانه سزاوارتر از من است، تو کیستی؟ عرض کرد: ملک الموت. آن حضرت [[وحشت]] کرد و فرمود: آیا برای | |||
فرمود: آن بنده کیست؟ شاید بتوانم خود را به او برسانم و تا زنده هستم به او | فرمود: خدای خانه سزاوارتر از من است، تو کیستی؟ عرض کرد: ملک الموت. آن حضرت [[وحشت]] کرد و فرمود: آیا برای قبض روح من آمدهای؟ گفت: برای چنین امری نیامدهام، بلکه خداوند بندهای را خلیل خود گردانیده و آمدهام که این بشارت را به او برسانم. فرمود: آن بنده کیست؟ شاید بتوانم خود را به او برسانم و تا زنده هستم به او خدمت نمایم. گفت: آن بنده خاص تویی! آن حضرت خرسند و خوشحال گردید و نزد [[ساره]]، [[همسر]] خود آمد و فرمود: خداوند مرا خلیل خود گردانیده است<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۸.</ref> | ||
== [[ازدواج]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} == | == [[ازدواج]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} == | ||
[[روز]] اول [[ذیحجه]] بنا بر نقل «[[شیخ طوسی]]»، روز ازدواج [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} و [[حضرت صدیقه کبری]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} در [[سال دوم هجری]] است<ref>مسار الشیعه، ص۳۶؛ مصباح المتهجد، ص۶۷۱؛ مصباح کفعمی، ج۲، ص۶۰۰.</ref>. برخی نیز آن را روز ششم ذیحجه ذکر کردهاند<ref>عیون المعجزات، ص۸۷؛ وقایع الایام، ص۱۵۲.</ref>. در تقویم رسمی [[ایران]] روز اول ماه ذیحجه به عنوان روز ازدواج ایشان درج شده است. | [[روز]] اول [[ذیحجه]] بنا بر نقل «[[شیخ طوسی]]»، روز ازدواج [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} و [[حضرت صدیقه کبری]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} در [[سال دوم هجری]] است<ref>مسار الشیعه، ص۳۶؛ مصباح المتهجد، ص۶۷۱؛ مصباح کفعمی، ج۲، ص۶۰۰.</ref>. برخی نیز آن را روز ششم ذیحجه ذکر کردهاند<ref>عیون المعجزات، ص۸۷؛ وقایع الایام، ص۱۵۲.</ref>. در تقویم رسمی [[ایران]] روز اول ماه ذیحجه به عنوان روز ازدواج ایشان درج شده است. ازدواجی به این با برکتی در عالم نداریم. این یک ازدواج [[مبارک]] به معنای [[واقعی]] کلمه است. زوج و زوجه هر دو در کمال [[عصمت]] و یازده [[امام]] [[معصوم]] {{عم}} از [[نسل]] این دو بزرگوارند. | ||
ازدواجی به این با برکتی در عالم نداریم. این یک ازدواج [[مبارک]] به معنای [[واقعی]] کلمه است. زوج و زوجه هر دو در کمال [[عصمت]] و یازده [[امام]] [[معصوم]] {{عم}} از [[نسل]] این دو بزرگوارند. | |||
این زیباترین پیوند آسمانی است که در [[جهان اسلام]] نمونه آن تکرار ناشدنی است. در این [[روز]] [[مبارک]]، [[حضرت علی]] {{ع}} با [[حضرت فاطمه]] {{س}}، برترین بانوی جهان [[پیمان]] [[عشق]] بستند و [[خداوند متعال]] [[برترین]] فرستاده خود را [[شاهد]] این [[ازدواج]] قرار داد. | |||
سالروز ازدواج مبارک حضرت فاطمه {{س}} و حضرت علی {{ع}} که به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است، برای کسانی که [[زندگی]] خود را با خاطرههای [[زیبا]] از سالروز [[ازدواج امام علی]] و حضرت فاطمه {{س}} آغاز میکنند بسیار [[فرخنده]] است. | سالروز ازدواج مبارک حضرت فاطمه {{س}} و حضرت علی {{ع}} که به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است، برای کسانی که [[زندگی]] خود را با خاطرههای [[زیبا]] از سالروز [[ازدواج امام علی]] و حضرت فاطمه {{س}} آغاز میکنند بسیار [[فرخنده]] است. | ||
ازدواج این دو بزرگوار به [[امر الهی]]، از امتیازاتی است که [[پیامبر اعظم]] {{صل}} به آن افتخار میکردند. در این پیوند مبارک، [[فرشتگان]] [[آسمان]] در [[سرور]] و [[شادمانی]] و [[بهشتیان]] به [[زینت]] و [[زیور]] آراسته شده بودند<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۰.</ref>. | |||
=== مراسم [[خواستگاری]] === | |||
درباره خواستگاران [[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}} و خواستگاری [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} روایتهای متفاوتی نقل شده است که به طور اجمال به یکی از آنها میپردازیم. | |||
[[ | |||
قبل از خواستگاری امیرالمؤمنین {{ع}}، [[عمر]] و [[ابوبکر]]، حضرت فاطمه را از [[پیامبر]] خواستگاری نموده بودند و هر دوی آنها پاسخی با این مضمون از پیامبر شنیده بودند که پیامبر {{صل}} درباره [[ازدواج حضرت فاطمه]] {{س}} [[منتظر]] [[وحی الهی]] است. زمانی که حضرت علی {{ع}} [[اقدام]] به خواستگاری ایشان نمودند، پیامبر {{صل}} در [[منزل]] [[ام سلمه]] بودند. هنگامی که در زدند، ام سلمه پرسید: کیست؟ قبل از آنکه علی {{ع}} پاسخ بدهد، پیامبر دستور داد در را باز کن و بگو داخل شود. {{متن حدیث|فَهَذَا رَجُلٌ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ يُحِبُّهُمَا}}؛ «او کسی است که [[خدا]] و رسولش او را [[دوست]] دارند و او نیز آن دو را دوست دارد!» حضرت علی {{ع}} وارد شد، [[سلام]] کرد و در حضور [[رسول خدا]] {{صل}} نشست و چشمان خود را بر [[زمین]] دوخت. [[شرم]] از پیامبر {{صل}} مانع گفتن خواستهاش میشد. پیامبر {{صل}} که خود، علی {{ع}} را بزرگ کرده و از روحیات او با خبر بود، [[سکوت]] را [[شکست]] و فرمود: «میبینم برای حاجتی اینجا آمدهای. خواستهات را بر زبان آور و آنچه در [[دل]] داری بازگو که خواستهات پیش من پذیرفته است». | |||
[[حضرت | |||
{{متن حدیث| | |||
=== | علی {{ع}} با سخنانی شیرین خواستهاش را چنین بازگو کرد: «پدر و مادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان [[ابوطالب]] و [[فاطمه بنت اسد]] گرفتید. با غذای خود و به [[اخلاق]] و [[منش]] خود بزرگم کردید. [[نیکی]] و دلسوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. [[تربیت]] و هدایتم به دست شما بوده و شما ای [[رسول خدا]]، به [[خدا]] [[سوگند]] ذخیره [[دنیا]] و آخرتم میباشید. ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شدهام، دوست دارم [[خانه]] و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او [[آرامش]] یابم. آمدهام تا دخترتان [[فاطمه]] را از شما [[خواستگاری]] کنم. آیا مرا میپذیرید؟» | ||
پس از [[خواستگاری]] و | چهره [[پیامبر]] {{صل}} چون گل شکفته شد. گویا [[انتظار]] این لحظه را میکشید. خوشحال شد، ولی جواب [[قطعی]] را بر عهده حضرت فاطمه{{س}} گذاشت. وقتی پیامبر {{صل}} خبر خواستگاری علی {{ع}} را به فاطمه {{س}} دادند، فاطمه {{س}} به نشانه [[رضایت]] از این پیوند، [[سکوت]] کردند. و اینگونه بود که این خواستگاری به انجام رسید<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۱، ص۳۵۴؛ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۲۶.</ref>. | ||
[[امام]] [[جعفر صادق]] {{ع}} فرمود: اگر [[خداوند متعال]] امیرالمؤمنین علی {{ع}} را [[خلق]] نمیکرد، در تمام [[زمین]] [[انسانی]] که همطراز و شایسته همسری با [[حضرت فاطمه]] {{س}} باشد یافت نمیشد<ref>{{متن حدیث|لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لِفَاطِمَةَ {{س}} مَا كَانَ لَهَا كُفْؤٌ عَلَى الْأَرْضِ}}، شیخ طوسی، الأمالی، ص۴۳؛ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۹۷.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۰.</ref> | |||
=== دعای پیامبر {{صل}} === | |||
[[حضرت امیر]] {{ع}} میفرماید: رسول خدا {{صل}} فاطمه {{س}} را برای من [[تزویج]] نمود، آنگاه نزد من آمد و دستم را گرفت و فرمود: به نام خدا برخیز و بگو: {{متن حدیث|عَلَى بَرَكَةِ اللَّهِ، وَ ما شاءَ اللَّهُ، لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ}} سپس مرا آورد و نزد حضرت [[زهرای اطهر]] {{س}} نشانید، آنگاه فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا أَحَبُّ خَلْقِكَ إِلَيَّ فَأَحِبَّهُمَا، وَ بَارِكْ فِي ذُرِّيَّتِهِمَا، وَ اجْعَلْ عَلَيْهِمَا مِنْكَ حَافِظاً، وَ إِنِّي أُعِيذُهُمَا وَ ذُرِّيَّتَهُمَا بِكَ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}؛ بار خدایا! اینان نزد من محبوبترین [[خلق]] تو میباشند. تو ایشان را [[دوست]] داشته باش، و خیر و [[برکت]] به فرزندانشان عطا بفرما، ایشان را محفوظ بدار! پروردگارا! من ایشان و [[ذریه]] ایشان را از [[شر]] [[شیطان]] رجیم به تو میسپارم<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۲.</ref>. | |||
=== تهیه جهیزیه === | |||
پس از [[خواستگاری]] و مراسم عقد، [[زمان]] آن رسید که علی {{ع}} برای آغاز [[زندگی]] جدید خود با [[حضرت فاطمه]] {{س}} وسایلی را فراهم کند. علی {{ع}} در آن زمان [[شمشیر]] و [[زره]] را به عنوان [[دارایی]] خود داشت که توسط آنها در [[راه خدا]] [[جهاد]] میکرد و شتری که در باغهای [[مدینه]] با آن کار میکرد تا از مهمانی [[انصار]] بینیاز باشد. | |||
[[پیامبر خدا]] {{صل}} پذیرفتند که علی {{ع}} زره خود را بفروشد و مبلغ آن را به عنوان بخشی از [[مهریه حضرت فاطمه]] {{س}} در [[اختیار]] [[پیامبر]] قرار دهد. | [[پیامبر خدا]] {{صل}} پذیرفتند که علی {{ع}} زره خود را بفروشد و مبلغ آن را به عنوان بخشی از [[مهریه حضرت فاطمه]] {{س}} در [[اختیار]] [[پیامبر]] قرار دهد. | ||
زره به قیمت چهارصد درهم به فروش رفت. پیامبر مقداری از آن را به [[بلال]] داد تا برای یگانه [[دختر پیامبر]] | زره به قیمت چهارصد درهم به فروش رفت. پیامبر مقداری از آن را به [[بلال]] داد تا برای یگانه [[دختر پیامبر]] عطر خریداری کند، باقیمانده آن را نیز در اختیار [[عمار یاسر]] و گروهی از [[اصحاب]] خود قرار داد تا لوازم [[منزل]] برای [[زندگی حضرت فاطمه]] {{س}} خریداری کنند<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۴۰؛ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۹۴.</ref>. از صورت جهیزیه [[حضرت زهرا]] {{س}} میتوان به وضع زندگی ساده بانوی بزرگوار [[اسلام]] به خوبی پی برد. | ||
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[ازدواج حضرت]] فاطمه{{س}} را به سادهترین و راحتترین روش زمان خود انجام داد تا الگویی [[نیک]] برای جوانانی باشد که در آستانه [[ازدواج]] قرار دارند. مهریه ۵۰۰ درهمی [[فاطمه]] {{س}} هم به همین دلیل تعیین شد | |||
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[ازدواج حضرت]] فاطمه{{س}} را به سادهترین و راحتترین روش زمان خود انجام داد تا الگویی [[نیک]] برای جوانانی باشد که در آستانه [[ازدواج]] قرار دارند. مهریه ۵۰۰ درهمی [[فاطمه]] {{س}} هم به همین دلیل تعیین شد<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۲۲.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||