بنی سبیع بن سبع: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنی سبیع== | ==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنی سبیع== | ||
[[اخبار]] [[آل]] مرب و اقدامات آنها در دوران جاهلی را میتوان از مهمترین اخبار جاهلی بنی سبیع در این دوره برشمرد. بر اساس این اخبار، زید بن مرب بن معدیکرب بن زود بن سیف بن عمرو بن سبیع پس از به [[قتل]] رساندن علقمة بن ذی قیفان، - [[پادشاه]] «بَون»، - به تاج و تخت رسید<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۶؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.</ref>. گفته شده که در [[زمان]] او [[پادشاهی]] از [[پادشاهان]] [[یمن]] بر [[بنی تغلب]] [[حکومت]] میکرد. با [[مرگ]] او، [[جابر بن حی بن عدی بن عمرو]] و دیگر اشراف و بزرگان بنی تغلب نزد زید آمدند و از او درخواست کردند تا از قومشان، مردی را به پادشاهی ایشان برگزیند. زید، مردی از بنی سبیع و به [[نقلی]] دیگر از آل حذان به نام هانی را پادشاه آنان کرد. در راه بازگشت، هانی و سپاهش [[شرب خمر]] کردند و در [[حال]] مستی از جابر بن حیّ خواستند تا ناقهاش را عقال کند تا صبح فرا رسد. چون هانی و یارانش به [[خواب]] فرو رفتند، جابر [جهت جلوگیری از تصاحب این شتر،] شترش را [[کور]] کرد و سپس افسارش را رها کرد و رفت. چون صبح شد، هانی و یارانش جویای شتر شدند اما [[قادر]] به مهار او نشدند. تغلبیها از هانی خواستند تا بر شتران [[بنی تغلب]] سوار شود اما او [[امتناع]] کرد و گفت: بر زین شتر تغلبی نمینشینم، اما جابر را سوار بر آن شتر کور و نا آرام میکنم. همراهان جابر از هانی درخواست کردند از این کار منصرف شود، اما چون هانی نپذیرفت که فرد دیگری غیر جابر را بر آن سوار کند، پس به یکباره به هانی [[حمله]] بردند و خونش را به [[زمین]] ریختند و سپس به نزد [[قوم]] خود بازگشتند. زید چون از این امر اطلاع یافت، [[قبایل]] همدان و قبایل [[مذحج]] را [[بسیج]] کرد و به بنی تغلب حمله کرد. [[ربیعه]] و [[همپیمانان]] آنها از [[مضر]] در حالی که ربیعة بن حارث بن زهیر بن جشم بن بکر بن حبیب بن عمرو بن غنم بن تغلب و ابوکلیب و مهلهل آنان را [[همراهی]] میکردند، [[اجتماع]] کردند. [[سپاه]] زید بن مراب در منطقهای به نام «جراد» با آنها رو در رو گردید و در [[جنگ]] [[سختی]] که بین دو طرف در گرفت، بنی تغلب و همپیمانانش [[شکست]] خوردند و تعدادی از آنها کشته و هفتاد نفر از ایشان به [[اسارت]] در آمدند. تغلبیها جهت [[آزادی]] اسرایشان به حارث [[پادشاه]] کنده و أم أیاس بنت عوف بن محلم بن ذهل بن شیبان [[متوسل]] شدند. بدین ترتیب، با [[میانجیگری]] آنها، این [[اسرا]] [[آزاد]] شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۱.</ref>. آنگاه زید، به سبب حادثهای که شنوءه و [[حجر بن عمران بن عمر]] برای او پیش آورده بودند، فوراً به آنان [[حمله]] برد و عدهای از آنان را کشت و بسیاری را به [[اسارت]] گرفت. پس مردی از آنان به نام مطرب بن مالک بن عنزة بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو سبیعی جهت [[آزادی]] [[اسرا]] نزد زید آمد و او را با ابیاتی ستود<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>. زید نیز، با پذیرش خواست او، همه اسرا را [[آزاد]] کرد و اموالی را که از آنان به [[غنیمت]] گرفته بود به ایشان باز گرداند و به آنها تضمین داد که دیگر، حملهای علیه آنان صورت نخواهد داد. شنوءه و حجر بن عمران هم [[فرمانبرداری]] خود از زید را ضمانت کردند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>. از جمله اسرایی که آزاد شدند، هداد بن عمرو بن حمّان بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو – از شعرای [[جاهلی]] بنی سبیع - بود که با اشعاری به توصیف این واقعه پرداخت<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | [[اخبار]] [[آل]] مرب و اقدامات آنها در دوران جاهلی را میتوان از مهمترین اخبار جاهلی بنی سبیع در این دوره برشمرد. بر اساس این اخبار، زید بن مرب بن معدیکرب بن زود بن سیف بن عمرو بن سبیع پس از به [[قتل]] رساندن علقمة بن ذی قیفان، - [[پادشاه]] «بَون»، - به تاج و تخت رسید<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۶؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.</ref>. گفته شده که در [[زمان]] او [[پادشاهی]] از [[پادشاهان]] [[یمن]] بر [[بنی تغلب]] [[حکومت]] میکرد. با [[مرگ]] او، [[جابر بن حی بن عدی بن عمرو]] و دیگر اشراف و بزرگان بنی تغلب نزد زید آمدند و از او درخواست کردند تا از قومشان، مردی را به پادشاهی ایشان برگزیند. زید، مردی از بنی سبیع و به [[نقلی]] دیگر از آل حذان به نام هانی را پادشاه آنان کرد. در راه بازگشت، هانی و سپاهش [[شرب خمر]] کردند و در [[حال]] مستی از جابر بن حیّ خواستند تا ناقهاش را عقال کند تا صبح فرا رسد. چون هانی و یارانش به [[خواب]] فرو رفتند، جابر [جهت جلوگیری از تصاحب این شتر،] شترش را [[کور]] کرد و سپس افسارش را رها کرد و رفت. چون صبح شد، هانی و یارانش جویای شتر شدند اما [[قادر]] به مهار او نشدند. تغلبیها از هانی خواستند تا بر شتران [[بنی تغلب]] سوار شود اما او [[امتناع]] کرد و گفت: بر زین شتر تغلبی نمینشینم، اما جابر را سوار بر آن شتر کور و نا آرام میکنم. همراهان جابر از هانی درخواست کردند از این کار منصرف شود، اما چون هانی نپذیرفت که فرد دیگری غیر جابر را بر آن سوار کند، پس به یکباره به هانی [[حمله]] بردند و خونش را به [[زمین]] ریختند و سپس به نزد [[قوم]] خود بازگشتند. زید چون از این امر اطلاع یافت، [[قبایل]] همدان و قبایل [[مذحج]] را [[بسیج]] کرد و به بنی تغلب حمله کرد. [[ربیعه]] و [[همپیمانان]] آنها از [[مضر]] در حالی که ربیعة بن حارث بن زهیر بن جشم بن بکر بن حبیب بن عمرو بن غنم بن تغلب و ابوکلیب و مهلهل آنان را [[همراهی]] میکردند، [[اجتماع]] کردند. [[سپاه]] زید بن مراب در منطقهای به نام «جراد» با آنها رو در رو گردید و در [[جنگ]] [[سختی]] که بین دو طرف در گرفت، بنی تغلب و همپیمانانش [[شکست]] خوردند و تعدادی از آنها کشته و هفتاد نفر از ایشان به [[اسارت]] در آمدند. تغلبیها جهت [[آزادی]] اسرایشان به حارث [[پادشاه]] کنده و أم أیاس بنت عوف بن محلم بن ذهل بن شیبان [[متوسل]] شدند. بدین ترتیب، با [[میانجیگری]] آنها، این [[اسرا]] [[آزاد]] شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۱.</ref>. آنگاه زید، به سبب حادثهای که شنوءه و [[حجر بن عمران بن عمر]] برای او پیش آورده بودند، فوراً به آنان [[حمله]] برد و عدهای از آنان را کشت و بسیاری را به [[اسارت]] گرفت. پس مردی از آنان به نام مطرب بن مالک بن عنزة بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو سبیعی جهت [[آزادی]] [[اسرا]] نزد زید آمد و او را با ابیاتی ستود<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>. زید نیز، با پذیرش خواست او، همه اسرا را [[آزاد]] کرد و اموالی را که از آنان به [[غنیمت]] گرفته بود به ایشان باز گرداند و به آنها تضمین داد که دیگر، حملهای علیه آنان صورت نخواهد داد. شنوءه و حجر بن عمران هم [[فرمانبرداری]] خود از زید را ضمانت کردند<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>. از جمله اسرایی که آزاد شدند، هداد بن عمرو بن حمّان بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو – از شعرای [[جاهلی]] بنی سبیع - بود که با اشعاری به توصیف این واقعه پرداخت<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | ||
==بنی سبیع و حضور در [[فتوحات اسلامی]]== | |||
از جلوههای حضور بنی سبیع در حوادث و وقایع [[صدر اسلام]] مشارکت سبیعیها در فتوحات اسلامی است. از حضور این [[قوم]] در [[فتوحات]] مناطق مختلف از جمله [[ایران]] -علیرغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند،- خبر چندانی در دست نیست. با این [[حال]]، [[اخبار]] جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و [[روایات]] [[تاریخی]]، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان در این فتوحات رهنمون میشود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی سبیع و دیگر [[همدانیها]] در این فتوحات اشاره دارند، میتوان از حضور [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] و قبیلهاش در آخرین مرحله [[جنگ قادسیه]] (۱۴ [[هجری]]) یاد کرد<ref>الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.</ref>. حضور [[سعید بن قیس همدانی]] در [[نبرد]] [[نهاوند]] (۲۱ [[هجری]]) - که نیروهای [[مسلمان]] را [[نعمان بن مقرن مزنی]] [[فرماندهی]] میکرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی سبیعیها در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود برپا کرده بود، به همراه [[حذیفة بن یمان]]، [[عقبة بن عمرو]]، [[اشعث بن قیس]] و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰؛ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ج۱، ص۵۴۲.</ref>. [[کثیر بن شهاب سبیعی]] هم از دیگر سبیعیهایی بود که نام او در زمره شرکتکنندگان در [[فتح مدائن]] و [[جلولاء]] (۱۷ هجری) به ثبت رسیده است<ref>ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۴ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۵۰
نسب بنی سبیع
این طایفه از اعراب قحطانی[۱] و از شاخههای بنی حاشد بن همدان هستند که نسب از سَبیع بن سبع بن صعب بن معاویة بن کثیر بن مالک بن جشم بن حاشد میبرند[۲]. سبیع بن سبع فرزندی به نام عمرو داشت. از عمرو، سیف و عبد و از سیف بن عمرو، زدود و عمرو ذو کبار متولد شدند. از زدود هم معدی کرب و از معدی کرب، مرب سر سلسله آل مرب -پادشاهان حاشد- و در رأس آنان زید بن مرب به دنیا آمدند. این فرزندان در کنار دیگر فرزندان سبیع بن سبع، خاندان بنی سبیع را بوجود آوردند[۳]. از این طایفه فروعات متعددی منشعب شده است که از جمله مهمترین آنان میتوان از بنی حرب بن سبیع[۴] و بنی عمرو ذوکبار بن سیف بن عمرو بن سبیع بن سبع[۵] و بیت آل مرب[۶] یاد کرد.[۷].
مساکن و منازل بنی سبیع
مساکن اولیه این قوم نیز بمانند دیگر طوایف همدان یمن گزارش شده است. از مساکن اختصاصی بنی سبیع در این منطقه میتوان از أثافت یاد کرد که منزلگاه بنی ذوکبار از طوایف بنی سبیع بود[۸]. در «السبیع» هم، جمعی از مردم بنی سبیع در کنار بنی عبد بن عباد السقل و بنی حرب و ادهمیها ساکن بودند[۹]. همچنین، در پی فتوحات اسلامی بسیاری از مردم بنی سبیع به عراق و بهویژه کوفه کوچ کردند که از مهمترین مواضعی که این قوم در کوفه مأمن و مأوای خود قرار داده بودند میتوان به «حَفَر السبیع»[۱۰] و محله «سبیع» که نام خود را از طایفه السبیع گرفته بود[۱۱]، اشاره کرد. این محله در کوفه به «جبانه السبیع» معروف بود[۱۲]. آنان در این محله، مساجدی داشتند که از مساجد معروف آن میتوان از مسجد ابواسحاق سبیعی یاد کرد[۱۳].[۱۴].
تاریخ جاهلی بنی سبیع
اخبار آل مرب و اقدامات آنها در دوران جاهلی را میتوان از مهمترین اخبار جاهلی بنی سبیع در این دوره برشمرد. بر اساس این اخبار، زید بن مرب بن معدیکرب بن زود بن سیف بن عمرو بن سبیع پس از به قتل رساندن علقمة بن ذی قیفان، - پادشاه «بَون»، - به تاج و تخت رسید[۱۵]. گفته شده که در زمان او پادشاهی از پادشاهان یمن بر بنی تغلب حکومت میکرد. با مرگ او، جابر بن حی بن عدی بن عمرو و دیگر اشراف و بزرگان بنی تغلب نزد زید آمدند و از او درخواست کردند تا از قومشان، مردی را به پادشاهی ایشان برگزیند. زید، مردی از بنی سبیع و به نقلی دیگر از آل حذان به نام هانی را پادشاه آنان کرد. در راه بازگشت، هانی و سپاهش شرب خمر کردند و در حال مستی از جابر بن حیّ خواستند تا ناقهاش را عقال کند تا صبح فرا رسد. چون هانی و یارانش به خواب فرو رفتند، جابر [جهت جلوگیری از تصاحب این شتر،] شترش را کور کرد و سپس افسارش را رها کرد و رفت. چون صبح شد، هانی و یارانش جویای شتر شدند اما قادر به مهار او نشدند. تغلبیها از هانی خواستند تا بر شتران بنی تغلب سوار شود اما او امتناع کرد و گفت: بر زین شتر تغلبی نمینشینم، اما جابر را سوار بر آن شتر کور و نا آرام میکنم. همراهان جابر از هانی درخواست کردند از این کار منصرف شود، اما چون هانی نپذیرفت که فرد دیگری غیر جابر را بر آن سوار کند، پس به یکباره به هانی حمله بردند و خونش را به زمین ریختند و سپس به نزد قوم خود بازگشتند. زید چون از این امر اطلاع یافت، قبایل همدان و قبایل مذحج را بسیج کرد و به بنی تغلب حمله کرد. ربیعه و همپیمانان آنها از مضر در حالی که ربیعة بن حارث بن زهیر بن جشم بن بکر بن حبیب بن عمرو بن غنم بن تغلب و ابوکلیب و مهلهل آنان را همراهی میکردند، اجتماع کردند. سپاه زید بن مراب در منطقهای به نام «جراد» با آنها رو در رو گردید و در جنگ سختی که بین دو طرف در گرفت، بنی تغلب و همپیمانانش شکست خوردند و تعدادی از آنها کشته و هفتاد نفر از ایشان به اسارت در آمدند. تغلبیها جهت آزادی اسرایشان به حارث پادشاه کنده و أم أیاس بنت عوف بن محلم بن ذهل بن شیبان متوسل شدند. بدین ترتیب، با میانجیگری آنها، این اسرا آزاد شدند[۱۶]. آنگاه زید، به سبب حادثهای که شنوءه و حجر بن عمران بن عمر برای او پیش آورده بودند، فوراً به آنان حمله برد و عدهای از آنان را کشت و بسیاری را به اسارت گرفت. پس مردی از آنان به نام مطرب بن مالک بن عنزة بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو سبیعی جهت آزادی اسرا نزد زید آمد و او را با ابیاتی ستود[۱۷]. زید نیز، با پذیرش خواست او، همه اسرا را آزاد کرد و اموالی را که از آنان به غنیمت گرفته بود به ایشان باز گرداند و به آنها تضمین داد که دیگر، حملهای علیه آنان صورت نخواهد داد. شنوءه و حجر بن عمران هم فرمانبرداری خود از زید را ضمانت کردند[۱۸]. از جمله اسرایی که آزاد شدند، هداد بن عمرو بن حمّان بن هداد بن زید مناة بن حجر بن عمران بن عمرو – از شعرای جاهلی بنی سبیع - بود که با اشعاری به توصیف این واقعه پرداخت[۱۹].[۲۰].
بنی سبیع و حضور در فتوحات اسلامی
از جلوههای حضور بنی سبیع در حوادث و وقایع صدر اسلام مشارکت سبیعیها در فتوحات اسلامی است. از حضور این قوم در فتوحات مناطق مختلف از جمله ایران -علیرغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند،- خبر چندانی در دست نیست. با این حال، اخبار جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و روایات تاریخی، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان در این فتوحات رهنمون میشود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی سبیع و دیگر همدانیها در این فتوحات اشاره دارند، میتوان از حضور سعید بن قیس سبیعی همدانی و قبیلهاش در آخرین مرحله جنگ قادسیه (۱۴ هجری) یاد کرد[۲۱]. حضور سعید بن قیس همدانی در نبرد نهاوند (۲۱ هجری) - که نیروهای مسلمان را نعمان بن مقرن مزنی فرماندهی میکرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی سبیعیها در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود برپا کرده بود، به همراه حذیفة بن یمان، عقبة بن عمرو، اشعث بن قیس و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت[۲۲]. کثیر بن شهاب سبیعی هم از دیگر سبیعیهایی بود که نام او در زمره شرکتکنندگان در فتح مدائن و جلولاء (۱۷ هجری) به ثبت رسیده است[۲۳].[۲۴].
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۸؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۵۰۲. نیز ر.ک: ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۲۰؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸. این نسب در برخی دیگر از مصادر «سبیع بن صعب بن معاویة بن کثیر بن مالک بن جشم بن حاشد» عنوان شده است. (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۸؛ سمعانی، الانساب، ج۶، ص۶۸؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۰۲)
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۲، ص۲۳۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۱۲.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۱۰.
- ↑ حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۷۵.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۷؛ حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۵؛ سمعانی، الانساب، ج۷، ص۶۸.
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۷، ص۶۸.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۶؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۸؛ نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۱.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۹.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰؛ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ج۱، ص۵۴۲.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ج۲، ص۵۳۶.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.