برائت از مشرکان: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
چون [[شهر مکه]] در [[سال نهم هجری]] در قلمرو [[حکومت اسلامی]] قرار گرفته بود، باید [[قوانین]] و مقررات [[اسلام]] بر آن [[حاکم]] میشد و آداب و رسوم دینی [[اعمال]] میگشت، اما هنوز شماری از [[مردمان]] [[مکه]] و اطراف آن بر [[شرک]] خود باقی بودند و برخی از آنان گاهی برهنه [[طواف]] میکردند. با | چون [[شهر مکه]] در [[سال نهم هجری]] در قلمرو [[حکومت اسلامی]] قرار گرفته بود، باید [[قوانین]] و مقررات [[اسلام]] بر آن [[حاکم]] میشد و آداب و رسوم دینی [[اعمال]] میگشت، اما هنوز شماری از [[مردمان]] [[مکه]] و اطراف آن بر [[شرک]] خود باقی بودند و برخی از آنان گاهی برهنه [[طواف]] میکردند. با نزول آغازین [[آیات]] [[سوره]] [[برائت]] که شامل قوانین جدیدی در خصوص روابط میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] بود، [[پیامبر]]{{صل}} [[مأمور]] شد این آیات را در ایام [[حج]] به مشرکان [[ابلاغ]] کند. آن حضرت ابتدا، این آیات را برای ابلاغ، به [[ابوبکر]] سپرد، اما طولی نکشید که [[امر الهی]] مبنی بر اینکه این آیات باید توسط خود او یا کسی که از اوست ابلاغ شود، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} را اعزام کرد و در منطقه ذی الحلیفه، آیات از ابوبکر گرفته و توسط آن حضرت در [[اجتماع]] [[حاجیان]] در [[منا]] ابلاغ شد<ref>طبری، المسترشد فی الامامه، ص۳۰۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ج۲، ص۱۲۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۴۸.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام ج۱]] ص ۲۰۴.</ref> | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
[[برائت]] در لغت به معنای [[رهایی]]، [[وارستگی]]<ref>لویس معلوف، المنجد فی اللغه، ص۳۱.</ref> و [[سلامت از گناه]] و [[عیب]]، تخلص از [[شبهه]]، [[بیزاری]] از چیزی، دور شدن<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج۳، ص۳۸۹۳؛ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۲۸۹.</ref> و... است. [[اعلام برائت]]، اعلام بیزاری از [[مشرکان]] است. هشداری است به آنها که باید با [[اسلام]] و [[آموزههای اسلامی]] کنار بیایند. | [[برائت]] در لغت به معنای [[رهایی]]، [[وارستگی]]<ref>لویس معلوف، المنجد فی اللغه، ص۳۱.</ref> و [[سلامت از گناه]] و [[عیب]]، تخلص از [[شبهه]]، [[بیزاری]] از چیزی، دور شدن<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج۳، ص۳۸۹۳؛ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۲۸۹.</ref> و... است. [[اعلام برائت]]، اعلام بیزاری از [[مشرکان]] است. هشداری است به آنها که باید با [[اسلام]] و [[آموزههای اسلامی]] کنار بیایند. | ||
[[قبایل]] بسیاری | [[قبایل]] بسیاری خدمت [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدند و اظهار اسلام کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۵۹، شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>؛ اما هنوز عدهای [[متعصب]] و [[نادان]] وجود داشتند که حاضر نبودند از [[فرهنگ]] غلط [[جاهلی]] خویش دست بردارند. پذیرش [[آیین اسلام]] برای آنها دشوار بود. پس از [[غزوه]] [[تبوک]] در [[سال نهم هجری]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۰۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵.</ref> [[آیات]] [[سوره]] برائت نازل شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۳.</ref> و بدین وسیله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مأمور]] شد از مشرکان، اعلام بیزاری کند<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۴.</ref>. | ||
== [[آیات برائت]] == | == [[آیات برائت]] == | ||
بخشی از آیات آغاز سوره برائت که نیاز بود در جمع مشرکان قرائت شود به این شرح است: {{متن قرآن|بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند پس اگر توبه کنید برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و کافران را به عذابی دردناک نوید ده! مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، | بخشی از آیات آغاز سوره برائت که نیاز بود در جمع مشرکان قرائت شود به این شرح است: {{متن قرآن|بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند پس اگر توبه کنید برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و کافران را به عذابی دردناک نوید ده! مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱-۷.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۵.</ref> | ||
== اعزام [[ابوبکر]] به [[مکه]] و نزول وحی == | == اعزام [[ابوبکر]] به [[مکه]] و نزول وحی == | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
[[شیخ مفید]] مینویسد: "رسول خدا{{صل}} سوره برائت را به دست ابوبکر داد که به [[مکه]] برود و با خواندن آن بر مشرکان، [[پیمان]] با آنان را بشکند (ابوبکر [[سوره]] را گرفت و به سوی مکه به راه افتاد). همین که قدری از مسیر را پیمود، جبرئیل بر [[پیغمبر]]{{صل}} نازل شد و این [[دستور الهی]] را گوشزد کرد که اینگونه ابلاغها را کسی جز شخص تو یا مردی که از تو باشد نرساند. پیامبر، علی{{ع}} را خواست و به او فرمود: حرکت کن و خود را به ابوبکر برسان؛ سوره برائت را از دستش بگیر و به مکه بیر و با آن، پیمان مشرکان را بشکن؛ ابوبکر را نیز به میل خود واگذار کن که اگر خواست با تو به مکه بیاید یا به سوی من بازگردد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پی ابوبکر به راه افتاد. | [[شیخ مفید]] مینویسد: "رسول خدا{{صل}} سوره برائت را به دست ابوبکر داد که به [[مکه]] برود و با خواندن آن بر مشرکان، [[پیمان]] با آنان را بشکند (ابوبکر [[سوره]] را گرفت و به سوی مکه به راه افتاد). همین که قدری از مسیر را پیمود، جبرئیل بر [[پیغمبر]]{{صل}} نازل شد و این [[دستور الهی]] را گوشزد کرد که اینگونه ابلاغها را کسی جز شخص تو یا مردی که از تو باشد نرساند. پیامبر، علی{{ع}} را خواست و به او فرمود: حرکت کن و خود را به ابوبکر برسان؛ سوره برائت را از دستش بگیر و به مکه بیر و با آن، پیمان مشرکان را بشکن؛ ابوبکر را نیز به میل خود واگذار کن که اگر خواست با تو به مکه بیاید یا به سوی من بازگردد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در پی ابوبکر به راه افتاد. | ||
وقتی ابوبکر علی{{ع}} را دید پریشان شد؛ جلو آمد و گفت: ای | وقتی ابوبکر علی{{ع}} را دید پریشان شد؛ جلو آمد و گفت: ای ابوالحسن! برای چه کاری آمدهای؟ [[امیر مؤمنان]]{{ع}} دستور رسول خدا{{صل}} را به ابوبکر اعلام کرد. ابوبکر خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! شما مرا برای کاری [[انتخاب]] فرمودی که همگان [[حسد]] میبردند و چنین افتخاری را نصیب من کردی؛ اما چون در پی آن کار رفتم (در نیمه راه) مرا باز خواندی. آیا در نکوهش من آیهای نازل شده است؟ [[پیغمبر]]{{صل}} به او فرمود: نه؛ ولی [[جبرئیل امین]] از جانب [[خدای عزوجل]] نزد من آمد و گفت: این [[آیات]] را کسی جز خودت یا آنکه از تو باشد، [[ابلاغ]] نکند، و علی از من است و از جانب من. جز علی کسی نمیتواند (چنین دستورهایی را) ابلاغ کند"<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۶۵. </ref>. | ||
درباره امیری [[حج]] در آن سالها گفته شده است: "در آن سالها هنوز چیزی به نام [[مسئولیت]] حج در کار نبوده است. این امر مربوط به پس از درگذشت [[رسول]] خداست. درباره ابوبکر نیز گویا برای اینکه صورت مسئله چندان نامطلوب نباشد، امیری حاج، مطرح شده است.... [[مناسک]] حج، برگرفته از حج رسول خدا{{صل}} در [[سال دهم هجری]] (یک سال بعد از [[اعلام برائت]]) است"<ref>رسول جعفریان، سیره رسول خدا، ص۶۵۸.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، | درباره امیری [[حج]] در آن سالها گفته شده است: "در آن سالها هنوز چیزی به نام [[مسئولیت]] حج در کار نبوده است. این امر مربوط به پس از درگذشت [[رسول]] خداست. درباره ابوبکر نیز گویا برای اینکه صورت مسئله چندان نامطلوب نباشد، امیری حاج، مطرح شده است.... [[مناسک]] حج، برگرفته از حج رسول خدا{{صل}} در [[سال دهم هجری]] (یک سال بعد از [[اعلام برائت]]) است"<ref>رسول جعفریان، سیره رسول خدا، ص۶۵۸.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.</ref> | ||
== فضیلتی مهم برای [[امام علی]]{{ع}} == | == فضیلتی مهم برای [[امام علی]]{{ع}} == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
به هر حال، چه به سخن [[اهل سنت]] [[معتقد]] باشیم که میگویند: ابوبکر، هم "[[امیر]]الحاج" بود و هم "[[مأمور]] اعلام برائت" و چه گفته [[شیعیان]] را بپذیریم که معتقدند: ابوبکر تنها "مأمور [[ابلاغ آیات برائت]]" بود، باید اعتراف کنیم که اخذ این آیات از [[ابوبکر]] و سپردن آن به علی{{ع}}، برای او فضیلتی مهم شمرده میشود. شخصیتی که بنابر این نقلها {{متن حدیث|رَجُلٌ مِنْ أَهْلِكَ}}؛ "مردی از [[اهل بیت پیامبر]]" شمرده شده است، و ابوبکر این [[مقام]] و موقعیت را ندارد. | به هر حال، چه به سخن [[اهل سنت]] [[معتقد]] باشیم که میگویند: ابوبکر، هم "[[امیر]]الحاج" بود و هم "[[مأمور]] اعلام برائت" و چه گفته [[شیعیان]] را بپذیریم که معتقدند: ابوبکر تنها "مأمور [[ابلاغ آیات برائت]]" بود، باید اعتراف کنیم که اخذ این آیات از [[ابوبکر]] و سپردن آن به علی{{ع}}، برای او فضیلتی مهم شمرده میشود. شخصیتی که بنابر این نقلها {{متن حدیث|رَجُلٌ مِنْ أَهْلِكَ}}؛ "مردی از [[اهل بیت پیامبر]]" شمرده شده است، و ابوبکر این [[مقام]] و موقعیت را ندارد. | ||
از خود علی{{ع}} نقل شده است که فرمود: "زمانی که ده [[آیه]] اول [[سوره]] [[برائت]] نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} ابوبکر را برای خواندن آن در [[مکه]] [[مأمور]] کرد. سپس مرا فرستاد و من در [[جحفه]] | از خود علی{{ع}} نقل شده است که فرمود: "زمانی که ده [[آیه]] اول [[سوره]] [[برائت]] نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} ابوبکر را برای خواندن آن در [[مکه]] [[مأمور]] کرد. سپس مرا فرستاد و من در [[جحفه]] نامه را از او گرفتم. ابوبکر از آنجا بازگشت و خدمت رسول خدا{{صل}} رسید و گفت: آیا آیهای درباره من نازل شده است؟ حضرت فرمود: نه؛ اما [[جبرئیل]] نزد من آمد و گفت: این [[ابلاغ]] ادا نمیشود؛ مگر آنکه خودت یا کسی که از خودت باشد آن را ابلاغ کند<ref>{{متن حدیث|أُمِرْتُ أَنْ أُبَلِّغَهَا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي}}ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref> | ||
== موارد ابلاغی == | == موارد ابلاغی == | ||
در منابع آمده است: علی{{ع}} وارد [[مکه]] شد؛ به [[عرفات]] رفت؛ آنگاه به | در منابع آمده است: علی{{ع}} وارد [[مکه]] شد؛ به [[عرفات]] رفت؛ آنگاه به مزدلفه و از آنجا به [[منا]] رفت. سپس از کوهی که به شعب معروف بود بالا رفت و سه مرتبه با صدای بلند اعلام کرد: "ای [[مردم]]! آیا نمیشنوید که من فرستاده رسول خدا{{صل}} به سوی شما هستم؟ گوش فرا دهید". سپس [[آیات]] را قرائت کرد تا پایان [[آیه]] نهم؛ آنگاه بر شمشیرش تکیه زد و این آیات را چندین بار تکرار کرد تا همه مردم بشنوند<ref>سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ص۳۲۰.</ref>. | ||
آن حضرت در روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم (ایام تشریق) در میان مردم اعلام میکرد: "کسی [[حق]] ندارد به صورت برهنه [[طواف]] کند. پس از امسال هیچ مشرکی حق ندارد به [[مسجدالحرام]] نزدیک شود"<ref>محمد بن مسعود بن عیاش عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۷۵-۷۴.</ref>. | آن حضرت در روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم (ایام تشریق) در میان مردم اعلام میکرد: "کسی [[حق]] ندارد به صورت برهنه [[طواف]] کند. پس از امسال هیچ مشرکی حق ندارد به [[مسجدالحرام]] نزدیک شود"<ref>محمد بن مسعود بن عیاش عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۷۵-۷۴.</ref>. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
یکی از ثمرات اعلام برائت، این بود که مشرکان [[قدرت]] روزافزون [[اسلام]] را بهتر [[درک]] کردند و این امر، خود زمینهای برای اسلام آنها شد. | یکی از ثمرات اعلام برائت، این بود که مشرکان [[قدرت]] روزافزون [[اسلام]] را بهتر [[درک]] کردند و این امر، خود زمینهای برای اسلام آنها شد. | ||
[[شیخ مفید]] مینویسد: "پس از اعلام برائت، اسلام، قوت گرفت و به سرحد کمال رسید و کار [[مسلمانان]] سر و سامانی یافت و [[کارها]] به [[خیر و خوبی]] برگزار شد"<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۶۶.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، | [[شیخ مفید]] مینویسد: "پس از اعلام برائت، اسلام، قوت گرفت و به سرحد کمال رسید و کار [[مسلمانان]] سر و سامانی یافت و [[کارها]] به [[خیر و خوبی]] برگزار شد"<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۶۶.</ref>.<ref>[[یدالله حاجیزاده|حاجیزاده، یدالله]]، [[اصل برائت (مقاله)|اصل برائت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۳۶ ـ ۱۴۰.</ref> | ||
==[[برائت از مشرکان]]== | ==[[برائت از مشرکان]]== | ||
[[برائت]] تعبیری [[قرآنی]] است به مفهوم [[بیزاری]] و اجتناب از [[مشرکان]] و [[دشمنان]] [[مسلمانان]] و قطع پیوند با آنها. در [[قرآن]] گذشته از | [[برائت]] تعبیری [[قرآنی]] است به مفهوم [[بیزاری]] و اجتناب از [[مشرکان]] و [[دشمنان]] [[مسلمانان]] و قطع پیوند با آنها. در [[قرآن]] گذشته از نکوهش و مذمت [[شرک]] و مشرکان، بر [[ضرورت]] گسستن پیوند از مشرکان و توصیه جدی به مقابله با آنان در [[آیات]] مختلف<ref>نساء / ۴۸ و ۱۱۶؛ انعام / ۷۹ و ۱۰۶؛ یونس / ۱۰۵؛ حجر / ۹۴؛ قصص / ۸۷؛ روم / ۳۱؛ فصلت /۶۰؛ توبه / ۵ و ۳۶؛ بینه / ۶؛ احزاب / ۷۳؛ فتح / ۶.</ref> تصریح شده و آیاتی در برائت [[انبیا]] از مشرکان و [[اعلام بیزاری]] آنها از شرک در سورههای<ref>انعام / ۱۹ و ۷۸؛ توبه / ۳ و ۱۱۴؛ هود / ۳۵ و ۵۴؛ یونس / ۴۱؛ شعراء / ۲۷۶؛ زخرف / ۲۶.</ref> متعدد آمده است. [[خداوند متعال]] در قرآن میفرماید: {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ}}<ref>«خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند» سوره توبه، آیه ۳.</ref>. در ترجمههای فارسی «برائت» به واژه «بیزاری» تعبیر شده است و شاید این واژه به خاطر بعد احساسی و [[عاطفی]] آن، برای بیان معنا و مفهوم اصل برائت رسا و کافی نباشد. | ||
برائت به معنای دوری جستن و [[کنارهگیری]] کردن و | |||
برائت به معنای دوری جستن و [[کنارهگیری]] کردن و منزوی ساختن [[دشمن]] است و این در زمان صلح، به منظور بازداشتن دشمن از سوء استفاده از روابط صلحآمیز، بر ضد [[اسلام]] و [[امت اسلامی]]، به شیوهای مناسب و با مقتضای [[زمان]]، انجام میگیرد<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، ص۱۰۴.</ref>. | |||
و بالأخره [[برائت از مشرکین]]، تعبیری است قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از [[مشرکین]] و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها. این تعریف، توسعاً به فعالیتهایی که در بعد [[سیاسی]] [[حج]] به صورت [[اجتماعی]] انجام میگیرد، نیز اطلاق میشود. | و بالأخره [[برائت از مشرکین]]، تعبیری است قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از [[مشرکین]] و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها. این تعریف، توسعاً به فعالیتهایی که در بعد [[سیاسی]] [[حج]] به صورت [[اجتماعی]] انجام میگیرد، نیز اطلاق میشود. | ||
برائت به این معنا، با معنای لغوی آن بیتناسب نیست و در واقع، مفهوم برائت، از بیزاری که یک [[امر قلبی]] و عاطفی باشد، فراتر رفته و مستلزم کنارهگیری، منزوی ساختن و طرد عمل [[مشرکان]] و [[توطئهگران]] است و همانگونه که [[مفسران]] گفتهاند: به معنای رفع [[امان]] و سلب مصونیت و عدم [[تعهد]] در برابر مشرکان و حتی [[جنگ]] با آنان میباشد، چه، آنان آغازگر [[توطئه]] بوده و [[نقض عهد]] کرده و مهلت و مدت پیمانشان به پایان رسیده است.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۸۲.</ref> | برائت به این معنا، با معنای لغوی آن بیتناسب نیست و در واقع، مفهوم برائت، از بیزاری که یک [[امر قلبی]] و عاطفی باشد، فراتر رفته و مستلزم کنارهگیری، منزوی ساختن و طرد عمل [[مشرکان]] و [[توطئهگران]] است و همانگونه که [[مفسران]] گفتهاند: به معنای رفع [[امان]] و سلب مصونیت و عدم [[تعهد]] در برابر مشرکان و حتی [[جنگ]] با آنان میباشد، چه، آنان آغازگر [[توطئه]] بوده و [[نقض عهد]] کرده و مهلت و مدت پیمانشان به پایان رسیده است.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۸۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۸
در سال نهم هجری با نزول آیات ابتدایی سوره برائت، رسول اکرم(ص) مأمور شدند آنها را برای مردم مکه قرائت کند؛ حضرت ابتدا آیات را به دست ابوبکر سپردند تا به مکه رفته و برای مشرکان بخواند، اما طولی نکشید که امر الهی نازل شد مبنی بر اینکه آیات باید توسط خود پیامبر یا کسی که از اوست ابلاغ شود و لذا حضرت، امیرمؤمنان(ع) را اعزام کرد تا آیات را از ابوبکر گرفته و آنها را در اجتماع حاجیان در منا ابلاغ نماید.
مقدمه
چون شهر مکه در سال نهم هجری در قلمرو حکومت اسلامی قرار گرفته بود، باید قوانین و مقررات اسلام بر آن حاکم میشد و آداب و رسوم دینی اعمال میگشت، اما هنوز شماری از مردمان مکه و اطراف آن بر شرک خود باقی بودند و برخی از آنان گاهی برهنه طواف میکردند. با نزول آغازین آیات سوره برائت که شامل قوانین جدیدی در خصوص روابط میان مسلمانان و مشرکان بود، پیامبر(ص) مأمور شد این آیات را در ایام حج به مشرکان ابلاغ کند. آن حضرت ابتدا، این آیات را برای ابلاغ، به ابوبکر سپرد، اما طولی نکشید که امر الهی مبنی بر اینکه این آیات باید توسط خود او یا کسی که از اوست ابلاغ شود، امیرمؤمنان علی(ع) را اعزام کرد و در منطقه ذی الحلیفه، آیات از ابوبکر گرفته و توسط آن حضرت در اجتماع حاجیان در منا ابلاغ شد[۱].[۲]
معناشناسی
برائت در لغت به معنای رهایی، وارستگی[۳] و سلامت از گناه و عیب، تخلص از شبهه، بیزاری از چیزی، دور شدن[۴] و... است. اعلام برائت، اعلام بیزاری از مشرکان است. هشداری است به آنها که باید با اسلام و آموزههای اسلامی کنار بیایند.
قبایل بسیاری خدمت رسول خدا(ص) رسیدند و اظهار اسلام کردند[۵]؛ اما هنوز عدهای متعصب و نادان وجود داشتند که حاضر نبودند از فرهنگ غلط جاهلی خویش دست بردارند. پذیرش آیین اسلام برای آنها دشوار بود. پس از غزوه تبوک در سال نهم هجری[۶] آیات سوره برائت نازل شد[۷] و بدین وسیله پیامبر اکرم(ص) مأمور شد از مشرکان، اعلام بیزاری کند[۸].
آیات برائت
بخشی از آیات آغاز سوره برائت که نیاز بود در جمع مشرکان قرائت شود به این شرح است: ﴿بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ﴾[۹].[۱۰]
اعزام ابوبکر به مکه و نزول وحی
پیامبر به امر الهی مأمور شده بود شرک را از جزیرة العرب محو کند. بنابراین باید این آیات در مکه و زمان حج: ﴿وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ﴾[۱۱] که محل و موقعیت مناسبی بود در جمع حاجیان قرائت میشد. شکی نیست که پیامبر اکرم(ص) ابوبکر را همراه حاجیان به مکه فرستاد. اختلاف اهل سنت و شیعیان، این است که برخی از اهل سنت معتقدند رسول الله(ص) او را سرپرست حاجیان (امیر الحاج) قرار داده بود[۱۲]، و برخی نیز معتقدند ابوبکر وظیفه دیگری هم داشت و آن این بود که آیات آغاز سوره برائت را نیز در جمع مشرکان قرائت کند[۱۳]؛ اما پس از دستور رسول خدا(ص) (که به آن شاره میشود) قرار شد علی(ع) مسئله برائت را اعلام کند و مسئولیت حج بر عهده ابوبکر باقی بماند[۱۴].
شیخ مفید مینویسد: "رسول خدا(ص) سوره برائت را به دست ابوبکر داد که به مکه برود و با خواندن آن بر مشرکان، پیمان با آنان را بشکند (ابوبکر سوره را گرفت و به سوی مکه به راه افتاد). همین که قدری از مسیر را پیمود، جبرئیل بر پیغمبر(ص) نازل شد و این دستور الهی را گوشزد کرد که اینگونه ابلاغها را کسی جز شخص تو یا مردی که از تو باشد نرساند. پیامبر، علی(ع) را خواست و به او فرمود: حرکت کن و خود را به ابوبکر برسان؛ سوره برائت را از دستش بگیر و به مکه بیر و با آن، پیمان مشرکان را بشکن؛ ابوبکر را نیز به میل خود واگذار کن که اگر خواست با تو به مکه بیاید یا به سوی من بازگردد. امیرالمؤمنین(ع) در پی ابوبکر به راه افتاد.
وقتی ابوبکر علی(ع) را دید پریشان شد؛ جلو آمد و گفت: ای ابوالحسن! برای چه کاری آمدهای؟ امیر مؤمنان(ع) دستور رسول خدا(ص) را به ابوبکر اعلام کرد. ابوبکر خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! شما مرا برای کاری انتخاب فرمودی که همگان حسد میبردند و چنین افتخاری را نصیب من کردی؛ اما چون در پی آن کار رفتم (در نیمه راه) مرا باز خواندی. آیا در نکوهش من آیهای نازل شده است؟ پیغمبر(ص) به او فرمود: نه؛ ولی جبرئیل امین از جانب خدای عزوجل نزد من آمد و گفت: این آیات را کسی جز خودت یا آنکه از تو باشد، ابلاغ نکند، و علی از من است و از جانب من. جز علی کسی نمیتواند (چنین دستورهایی را) ابلاغ کند"[۱۵].
درباره امیری حج در آن سالها گفته شده است: "در آن سالها هنوز چیزی به نام مسئولیت حج در کار نبوده است. این امر مربوط به پس از درگذشت رسول خداست. درباره ابوبکر نیز گویا برای اینکه صورت مسئله چندان نامطلوب نباشد، امیری حاج، مطرح شده است.... مناسک حج، برگرفته از حج رسول خدا(ص) در سال دهم هجری (یک سال بعد از اعلام برائت) است"[۱۶].[۱۷]
فضیلتی مهم برای امام علی(ع)
به هر حال، چه به سخن اهل سنت معتقد باشیم که میگویند: ابوبکر، هم "امیرالحاج" بود و هم "مأمور اعلام برائت" و چه گفته شیعیان را بپذیریم که معتقدند: ابوبکر تنها "مأمور ابلاغ آیات برائت" بود، باید اعتراف کنیم که اخذ این آیات از ابوبکر و سپردن آن به علی(ع)، برای او فضیلتی مهم شمرده میشود. شخصیتی که بنابر این نقلها «رَجُلٌ مِنْ أَهْلِكَ»؛ "مردی از اهل بیت پیامبر" شمرده شده است، و ابوبکر این مقام و موقعیت را ندارد.
از خود علی(ع) نقل شده است که فرمود: "زمانی که ده آیه اول سوره برائت نازل شد، رسول خدا(ص) ابوبکر را برای خواندن آن در مکه مأمور کرد. سپس مرا فرستاد و من در جحفه نامه را از او گرفتم. ابوبکر از آنجا بازگشت و خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: آیا آیهای درباره من نازل شده است؟ حضرت فرمود: نه؛ اما جبرئیل نزد من آمد و گفت: این ابلاغ ادا نمیشود؛ مگر آنکه خودت یا کسی که از خودت باشد آن را ابلاغ کند[۱۸].[۱۹]
موارد ابلاغی
در منابع آمده است: علی(ع) وارد مکه شد؛ به عرفات رفت؛ آنگاه به مزدلفه و از آنجا به منا رفت. سپس از کوهی که به شعب معروف بود بالا رفت و سه مرتبه با صدای بلند اعلام کرد: "ای مردم! آیا نمیشنوید که من فرستاده رسول خدا(ص) به سوی شما هستم؟ گوش فرا دهید". سپس آیات را قرائت کرد تا پایان آیه نهم؛ آنگاه بر شمشیرش تکیه زد و این آیات را چندین بار تکرار کرد تا همه مردم بشنوند[۲۰].
آن حضرت در روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم (ایام تشریق) در میان مردم اعلام میکرد: "کسی حق ندارد به صورت برهنه طواف کند. پس از امسال هیچ مشرکی حق ندارد به مسجدالحرام نزدیک شود"[۲۱].
یکی از ثمرات اعلام برائت، این بود که مشرکان قدرت روزافزون اسلام را بهتر درک کردند و این امر، خود زمینهای برای اسلام آنها شد.
شیخ مفید مینویسد: "پس از اعلام برائت، اسلام، قوت گرفت و به سرحد کمال رسید و کار مسلمانان سر و سامانی یافت و کارها به خیر و خوبی برگزار شد"[۲۲].[۲۳]
برائت از مشرکان
برائت تعبیری قرآنی است به مفهوم بیزاری و اجتناب از مشرکان و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها. در قرآن گذشته از نکوهش و مذمت شرک و مشرکان، بر ضرورت گسستن پیوند از مشرکان و توصیه جدی به مقابله با آنان در آیات مختلف[۲۴] تصریح شده و آیاتی در برائت انبیا از مشرکان و اعلام بیزاری آنها از شرک در سورههای[۲۵] متعدد آمده است. خداوند متعال در قرآن میفرماید: ﴿أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ﴾[۲۶]. در ترجمههای فارسی «برائت» به واژه «بیزاری» تعبیر شده است و شاید این واژه به خاطر بعد احساسی و عاطفی آن، برای بیان معنا و مفهوم اصل برائت رسا و کافی نباشد.
برائت به معنای دوری جستن و کنارهگیری کردن و منزوی ساختن دشمن است و این در زمان صلح، به منظور بازداشتن دشمن از سوء استفاده از روابط صلحآمیز، بر ضد اسلام و امت اسلامی، به شیوهای مناسب و با مقتضای زمان، انجام میگیرد[۲۷].
و بالأخره برائت از مشرکین، تعبیری است قرآنی به مفهوم بیزاری و اجتناب از مشرکین و دشمنان مسلمانان و قطع پیوند با آنها. این تعریف، توسعاً به فعالیتهایی که در بعد سیاسی حج به صورت اجتماعی انجام میگیرد، نیز اطلاق میشود. برائت به این معنا، با معنای لغوی آن بیتناسب نیست و در واقع، مفهوم برائت، از بیزاری که یک امر قلبی و عاطفی باشد، فراتر رفته و مستلزم کنارهگیری، منزوی ساختن و طرد عمل مشرکان و توطئهگران است و همانگونه که مفسران گفتهاند: به معنای رفع امان و سلب مصونیت و عدم تعهد در برابر مشرکان و حتی جنگ با آنان میباشد، چه، آنان آغازگر توطئه بوده و نقض عهد کرده و مهلت و مدت پیمانشان به پایان رسیده است.[۲۸]
منابع
پانویس
- ↑ طبری، المسترشد فی الامامه، ص۳۰۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ج۲، ص۱۲۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۴۸.
- ↑ محمدی، داداشنژاد، حسینیان، تاریخ اسلام ج۱ ص ۲۰۴.
- ↑ لویس معلوف، المنجد فی اللغه، ص۳۱.
- ↑ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج۳، ص۳۸۹۳؛ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۲۸۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۵۹، شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۲۵۰.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۰۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۳.
- ↑ حاجیزاده، یدالله، اصل برائت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۱۳۴.
- ↑ «(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و خداوند رسواگر کافران است و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند پس اگر توبه کنید برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید بدانید که شما خداوند را به ستوه نمیتوانید آورد و کافران را به عذابی دردناک نوید ده! مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند و در برابر شما از کسی پشتیبانی نکردهاند؛ پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید؛ بیگمان خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱-۷.
- ↑ حاجیزاده، یدالله، اصل برائت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۱۳۵.
- ↑ «و (این) اعلامی از سوی خداوند و پیامبر او در روز حجّ اکبر به مردم است که خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند» سوره توبه، آیه ۳.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۷۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۳۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۲۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۱۲۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۷۷.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۶۵.
- ↑ رسول جعفریان، سیره رسول خدا، ص۶۵۸.
- ↑ حاجیزاده، یدالله، اصل برائت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.
- ↑ «أُمِرْتُ أَنْ أُبَلِّغَهَا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي»ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۴۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۲۳.
- ↑ حاجیزاده، یدالله، اصل برائت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹.
- ↑ سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ص۳۲۰.
- ↑ محمد بن مسعود بن عیاش عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۷۵-۷۴.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۶۶.
- ↑ حاجیزاده، یدالله، اصل برائت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۱۳۶ ـ ۱۴۰.
- ↑ نساء / ۴۸ و ۱۱۶؛ انعام / ۷۹ و ۱۰۶؛ یونس / ۱۰۵؛ حجر / ۹۴؛ قصص / ۸۷؛ روم / ۳۱؛ فصلت /۶۰؛ توبه / ۵ و ۳۶؛ بینه / ۶؛ احزاب / ۷۳؛ فتح / ۶.
- ↑ انعام / ۱۹ و ۷۸؛ توبه / ۳ و ۱۱۴؛ هود / ۳۵ و ۵۴؛ یونس / ۴۱؛ شعراء / ۲۷۶؛ زخرف / ۲۶.
- ↑ «خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند» سوره توبه، آیه ۳.
- ↑ در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، ص۱۰۴.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۸۲.