سفیانی کیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
::::::[[امام باقر]] {{ع}} در حدیثی، سرنوشت [[سفیانی]] را این گونه توصیف فرموده است: [[امام مهدی|مهدی]] ، [[سفیانی]] را زیر درختی که در حیره است و شاخههایش دراز و تا به زمین رسیده است، شکست میدهد<ref>بحار الأنور، ج ۵۲، ص ۳۸۶، ح ۱۹۹.</ref><ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج ۷، ص ۶۵–۱۳۵.</ref>» <ref>[[محمد باقریزاده اشعری|باقریزاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲-۷۸.</ref>. | ::::::[[امام باقر]] {{ع}} در حدیثی، سرنوشت [[سفیانی]] را این گونه توصیف فرموده است: [[امام مهدی|مهدی]] ، [[سفیانی]] را زیر درختی که در حیره است و شاخههایش دراز و تا به زمین رسیده است، شکست میدهد<ref>بحار الأنور، ج ۵۲، ص ۳۸۶، ح ۱۹۹.</ref><ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج ۷، ص ۶۵–۱۳۵.</ref>» <ref>[[محمد باقریزاده اشعری|باقریزاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲-۷۸.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن|۶. آقای تونهای؛}} | |||
{{جمع شدن| | [[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونهای]]]] | ||
::::::آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | |||
:::::*«یکی از نشانههای قطعی ظهور است. سفیانی، عنصر بیبندوبار، آلوده و پرده در اموی نسب و اموینژاد است که در سوریه انقلاب میکند و انقلابش نیز، پس از غلبه بر دو گروه مخالف خویش، به ظاهر پیروز میگردد و آن دو خطّ مخالف را که رهبری یکی را مردی سرخ رو و دیگری را مردی "ابرص" به عهده دارد، درهم میکوبد. فضای سیاسی و اجتماعی برای او آماده میشود و او بر منطقه وسیعی که شامل: دمشق، حمص، حلب، اردن، فلسطین و اسرائیل کنونی است، مسلّط میگردد و یهودیان و عناصر تبهکار و حقستیز، کودکان پرورشگاهی و کنار خیابانی از او پیروی میکنند و همه این تحوّلات ظرف شش ماه صورت میپذیرد. پس از استقرار قدرت و سیطره سفیانی در سوریه و منطقه وسیعی که نام برده شد، سپاه گرانی مرکب از ١٤٢ هزار نفر سازماندهی میکند و بخشی از آن را به منظور فتح عراق و بخشی دیگر را به سوی حجاز و مدینه منوّره، گسیل میدارد. سپاه ١٢ هزار نفری او به سوی مدینه میرود تا [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آن اصلاحگر بزرگ جهانی را که خبر ظهورش پخش گردیده، دستگیر نماید. انان سه روز در مدینه توقّف میکنند و در آنجا دست به چپاول و جنایت میزنند و پس از آن، بخش مهمّ آن ١٢ هزار نفر، مدینه را به منظور دستیابی به [[امام مهدی]] {{ع}} به قصد مکه ترک میکنند، چرا که اطّلاع مییابند که آن اصلاحگر بزرگ، از مدینه به مکه رفته است. | |||
::::::این سپاه تجاوزکار در راه مکه، به بیابانی میرسند و در آنجا، زمین به امر خدا همه آنان را میبلعد و جز دو نفر باقی نمیماند، یکی از آن دو به سوی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} میرود تا بشارت نابودی دشمنان حق و عدالت را بدهد و دیگری به سوی سفیانی میرود تا سرنوشت شوم ستونی از سپاه تجاوزکار او را گزارش کند. اما سپاه تجاوزکاری که از سوی سفیانی به عراق گسیل میگردد، در منطقهای از اطراف نجف که "روحاء" نام دارد پیاده میشود و دهها هزار نفر از آنان برای اشغال نجف و کوفه حرکت میکنند. | |||
::::::روز عیدی از اعیاد اسلامی، تجاوز خویش را به این دو شهر آغاز میکنند و سر راه خود با ستونی از مدافعان که از [[بغداد]] میرسد درگیر میشوند و میان این دهها هزار مدافع عراقی و سپاه سفیانی، جنگ وحشتناکی جریان مییابد که البته سپاه سفیانی، پیروز میشود و کوفه را به اشغال خود درمیآورد و در آنجا سخت به کشتار وسیع غیرنظامیان، جاری ساختن سیلاب خون از بیگناهان، برپا ساختن چوبههای بیشمار دار و به اسارت بردن زنان و دختران، دست میزند. مردی برای دفاع از کوفه و حقوق مردم آن بپا میخیزد و انقلابی به راه میاندازد، اما کشته میشود. | |||
::::::سرانجام این بخش از سپاه سفیانی به سوی شام برمیگردد، اما گروهی از کوفه و گروهی به فرماندهی "[[سید هاشمی]]" و گروهی به فرماندهی قهرمان پرواپیشه "یمنی"، سپاه ١٠٠ هزار نفری سفیانی را تعقیب میکنند و طی جنگ خونین میان راه عراق و شام همه را درهم میکوبند و انبوهی اسیر و غنایم جنگی، بدست میآورند. | |||
::::::اما سرانجامِ شوم سفیانی و جنبش ارتجاعی او، بدینگونه پایان میپذیرد که: [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} آن اصلاحگر زمین و زمان پس از ظهور خویش، از مکه به تدریج به کوفه میرسد و پس از استقرار عدالت در حجاز و عراق و دمشق، قلمرو سیطره ظالمانه سفیانی را هدف قرار میدهد. در حرکت اصلاحی امام به سوی شام، انبوهی از حقطلبان به او میپیوندند و سفیانی نیز در "رمله"، شمال شرقی فلسطین و قدس برای شرارت آماده میشود. لحظات رویارویی دو سپاه حق و باطل و عدل و بیداد، فرا میرسد، گروههایی از سپاه سفیانی، قرارگاه خویش را رها کرده و به لشکر حق میپیوندند و گروهی نیز به سپاه سفیانی ملحق میشوند. شرایط برای یک پیکار بزرگ و سرنوشتساز آماده میشود. | |||
::::::سفیانی با دریافت گزارش رسیدن نیروی حق و آمدن اصلاحگر بزرگ [[امام مهدی]] {{ع}} از عراق به شام و فلسطین، خود را با همه قدرت و امکانات آماده رویارویی و دیدار میکند و بنا به روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} میگوید: {{عربی|اندازه=155%|"أَخْرِجُوا إِلَيَّ ابْنَ عَمِّي!"}} یعنی: عموزادهام را نزد من بیاورید<ref>به اعتبار اینکه از نسل بنو امیه است و آنان خود را پسر عموهای [[بنی هاشم]] میپندارند.</ref>. پس از آنکه رویاروی هم قرار میگیرند و [[امام مهدی]] {{ع}} سفیانی را برای گفتگو به حضور میپذیرد و آن گفتگو به [[بیعت]] سفیانی با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] و با ایمان به او و حرکت عظیم و عمیق و آسمانی او میانجامد، سفیانی از قرارگاه [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} به سوی سپاه خویش بازمیگردد که سران سپاهش میپرسند: چه کردی؟ پاسخ میدهد: "من در برابر منطق پولادین و موضع بحق [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، [[اسلام]] او را پذیرفتم و به راه و رسم او گردن نهادم و با او دست بیعت دادم و از گذشته سیاه خویش، ندامت کردم." سران سپاه او میگویند: "زشت باد رأی تو! در شرایطی که خلیفهای بلامانع و پراقتدار به سوی [[امام مهدی]] {{ع}} رفتی، اینک بر خطّ [[اطاعت]] او گردن نهاده، بازگشتهای؟" سفیانی از پیمان خویش دست کشیده و بیعت خویش با حجّت خدا و خلیفه راستین او را میشکند و به تشویق سران سپاه تجاوزکار خود، برای پیکار با حق و عدالت آماده میشود. | |||
::::::سحرگاه یکی از روزها، پیکار نهایی [[حق]] و باطل آغاز میگردد و خداوند پس از نبردی خونبار میان دو سپاه عدل و ظلم، [[حجت]] خدا و یاران حقگرای او را پیروزی کامل میبخشد و آنان، سپاه حقستیز سفیانی را بهطور کامل نابود میسازند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۳، ص ۳۱۶.</ref>. | |||
::::::طبق روایت دیگری، سفیانی از سرنوشت شوم و تکاندهنده سپاه خویش که در راه مکه به زمین فرومیرود و زمین به فرمان خدا آنها را میبلعد درس عبرت گرفته و میکوشد تا فرمان [[امام مهدی]] {{ع}} را گردن نهد. به همین جهت بیعت میکند، اما پس از اندکزمانی بیعت خویش را میشکند و سرکشی میکند و پس از نبردی خونین به اسارت درمیآید و نابود میگردد<ref>عقد الدرر، ص ۱۳۳؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۱، ص ۵۰۵.</ref>. | |||
::::::به روایت دیگری، پس از دستگیری به دستور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در دروازه [[بیت المقدس]] کشته میشود<ref>عقد الدرر، ص ۸۵؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج ۳، ص ۳۱۳.</ref>»<ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۲۹۴.</ref>. | |||
:::::*«یکی از نشانههای حتمی ظهور مصلح بزرگ جهانی، [[خروج سفیانی]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.</ref>. سفیانی در [[روایات]] اینگونه توصیف شده است: مردی است به رنگ سرخ و زرد، با چشم کبود. در ظاهر ذکر خدا میگوید، ولی از پلیدترین و کثیفترین مردم روزگار است و در پلیدی و خباثت چنان است که زن بچهدار خود را از ترس اینکه مبادا مردم را به مخفیگاه او راهنمایی کند، زنده به گور میکند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶.</ref>. در روایتی [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون میآید. او مردی متوسط القامه، قیافهاش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال میکنی یکچشمی است، او از اولاد ابو سفیان است. وی خروج میکند و به کوفه (یا نجف) میآید و بر منبر آن مینشیند. گروه کثیری را فریب میدهد و آنان را با خود همدست مینماید و مناطق: شام، دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را تصرف مینماید<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶؛ منتخب الاثر، ص ۴۵۸.</ref>. وی گروه بسیاری از شیعیان را به قتل میرساند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵ و ۲۲۲.</ref>، سپس از ظهور [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} اطلاع پیدا میکند. لشکری انبوه به سوی او میفرستد اما به خود امام دست نمییابد و سرانجام در بیابانی بین [[مکه]] و [[مدینه]] به زمین فرو میروند<ref>همان، ص ۲۳۸.</ref>. از [[امام صادق]] {{ع}} آوردهاند که فرمود: گویی مینگرم که سفیانی در کوفه و در میدان شهر شما، بساط خویش را گسترده است و جارچیهای او جار میزنند که: "هرکس سر شیعهای را بیاورد یک هزار درهم جایزه دارد"<ref>غیبة طوسی، ص ۲۷۳؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.</ref>. آنگاه است که همسایه بر همسایه میشورد و او را به جرم شیعه بودن سر میبرد تا هزار درهم جایزه بگیرد. اصل خروج سفیانی، صرفنظر از ویژگیها و قضایای جزئی، امری مسلّم است، ولی اینکه سفیانی کیست و چه ویژگیهایی دارد و چگونه شورش میکند، چندان روشن نیست. در برخی از روایات، از [[امام علی]] {{ع}} در مورد نام سفیانی پرسیده شده و آن حضرت، از بیان آن خودداری کردهاند<ref>همان، ص ۲۰۶.</ref>. حال آنکه اگر نام وی مشخص بود، دلیلی نداشت که از بردن نام وی، خودداری کند. به نظر میرسد، سفیانی فرد مشخصی نیست، بلکه فردی است با ویژگیهای ابو سفیان، که در آستانه ظهور مهدی {{ع}} به طرفداری از باطل، خروج میکند و مسلمانان را به انحراف میکشاند. امام سجاد {{ع}} میفرماید: "ظهور قائم {{ع}} از ناحیه خداوند، قطعی و خروج سفیانی نیز، قطعی است. در برابر هرقیامکننده و مصلحی، یک سفیانی وجود دارد"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.</ref>. و یا [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "ما و خاندان [[ابو سفیان]]، دو خاندانی هستیم که بر سر دین خدا باهم دشمنی داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابو سفیان، با [[پیامبر]] {{صل}} مبارزه کرد و [[معاویه]] با [[امام علی|علی]] {{ع}} و یزید با [[امام حسین|حسین بن علی]] {{عم}} به مخالفت برخاستند و سفیانی نیز با قائم {{ع}} خواهد جنگید"<ref>همان.</ref>. | |||
::::::براساس این [[روایات]]، سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است و رودررویی بین حق و باطل در این دو خانواده، نمونه بارزی از جریان این دو خط است. پس بر فرض که سفیانی را از نسل ابو سفیان هم بدانیم، آخرین مهره این زنجیره، همان سفیانی است که در آستانه ظهور قائم {{ع}} خروج میکند. اینکه همزمان با خروج سفیانی از منطقه شام، یمانی و خراسانی به طرفداری از حق در ناحیه خراسان و یمن، قیام میکنند، نیز مؤید این نظر میتواند باشد"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰ و ۲۱۷.</ref>. ابو سفیان، به عنوان سردمدار شرک و بتپرستی و سرمایهداری طاغوتی، هرنوع حرکت و جنبشی را که دم از عدالت، برادری و آزادی میزد، دشمن خود میدانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه برمیخاست. سفیانی، فردی است با این ویژگیها که در برابر انقلاب بزرگ جهانی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} خروج میکند. بر این اساس، در حقیقت سفیانی یک جریان است، نه یک شخص<ref>چشمبهراه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص ۲۷۵.</ref>»<ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۴۰۴.</ref>. | |||
{{پایان جمع شدن}} | |||
{{جمع شدن|۷. نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛}} | |||
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | [[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در اینباره گفتهاند: | ::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۳۰: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۸. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛}} | ||
[[پرونده:1368303.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]]] | [[پرونده:1368303.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]]] | ||
::::::'''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]»'' در اینباره گفتهاند: | ::::::'''[[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]'''، در کتاب ''«[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
نسخهٔ ۷ مارس ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۱۸
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
| سفیانی کیست؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ نشانههای ظهور |
| مدخل بالاتر | مهدویت / مقدمات ظهور امام مهدی / نشانههای ظهور امام مهدی |
| مدخل اصلی | سفیانی |
| مدخل وابسته | ؟ |
سفیانی کیست؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث نشانههای ظهور است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی نشانههای ظهور مراجعه شود.
عبارتهای دیگری از این پرسش
پاسخ نخست

- آیتالله ناصر مکارم شیرازی در کتاب «حکومت جهانی مهدی» در اين باره گفته است:
- «ظهور "سفیانی" همانند ظهور "دجال" نیز در بسیاری از منابع حدیث شیعه و اهل تسنّن به عنوان یکی از نشانههای ظهور مصلح بزرگ جهانی، و یا به عنوان یکی از حوادث آخر زمان، آمده است[۱] گرچه از بعضی روایات بر میآید که "سفیانی" شخص معیّنی از آل ابوسفیان و فرزندان او است؛ ولی از پارهای دیگر استفاده میشود که سفیانی منحصر به یک فرد نبوده بلکه اشاره به صفات و برنامههای مشخّصی است که در طول تاریخ افراد زیادی مظهر آن بودهاند. از جمله در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) نقل شده:" أَمْرُ السُّفْيَانِيِ حَتْمٌ مِنَ اللَّهِ، وَ لَا يَكُونُ قَائِمٌ إِلَّا بِسُفْيَانِي"[۲]. از این حدیث بخوبی روشن میشود که سفیانی جنبه "توصیفی" دارد نه "شخصی" و اوصاف او همان برنامهها و ویژگیهای او است و نیز استفاده میشود که در برابر هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهد کرد. در حدیث دیگری از امام صادق(ع) میخوانیم:" إِنَّا وَ آلُ أَبِي سُفْيَانَ أَهْلُ بَيْتَيْنِ تَعَادَيْنَا فِي اللَّهِ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا كَذَبَ اللَّهُ قَاتَلَ أَبُو سُفْيَانَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَاتَلَ مُعَاوِيَةُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع وَ قَاتَلَ يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع وَ السُّفْيَانِيُّ يُقَاتِلُ الْقَائِم" [۳]
- ابوسفیان که سر سلسله سفیانیها بود مشخّصات زیر را داشت:
- سرمایه داری بود که از طریق غارتگری و غصب حقوق دگران و ربا خواری و مانند آن به نوایی رسیده بود.
- قدرتمندی بود که از طرق شیطانی کسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبری احزاب جاهلی را در مکه و اطراف آن برعهده داشت؛ و همه شخصیّتش در این دو خلاصه میشد. پیش از ظهور اسلام برای خود ریاست و حکومتی قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه ارکان قدرتش متزلزل گردید، چرا که اسلام دشمن سرسخت همانها بود که قدرت شیطانی ابوسفیانها بر آن قرار داشت؛ و جای تعجّب نیست که او دشمن شماره یک اسلام شد.
- او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتی مکه به شمار میرفت و حمایت بیدریغش از بت و بتپرستی نیز به همین خاطر بود؛ زیرا بتها بهترین وسیله برای "نفاق افکندن و حکومت کردن" و "تحمیق و تخدیر تودههای به زنجیر کشده" و در نتیجه تحکیم پایههای قدرت ابوسفیانها بودند.
- مخالفت سرسختانه او با اسلام چنان که گفتیم به همین دلیل بود که اسلام تمام پایههایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران میکرد؛ لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد؛ هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت. او تمام این صفات را از طریق تربیت و توارث به فرزندش معاویه و از او به نوهاش یزید منتقل ساخت، و آن دو نیز برنامههای پدر را منتها در شکل دیگر تعقیب کردند هر چند سرانجام با ناکامی مواجه گشتند. ابوسفیان یک مرد بتمام معنی ارتجاعی بود که از جنبش انقلابی پیامبر(ص) سخت بیمناک بود؛ چرا که اسلام طرحی همه جانبه برای دگرگون ساختن آن جامعه عقب افتاده، و به تمام معنی فاسد داشت؛ طرحی که با اجرای آن محلّی برای زالوهائی همچون ابوسفیان و دار و دستهاش باقی نمیماند. و از این جا میتوانیم درک کنیم چرا فرزندان و اعقاب او کوشش داشتند رشتههای اسلام را پاره کنند و مردم را به آئینهای جاهلی باز گردانند، هر چند در زیر چرخهای آن سرانجام خرد شدند؛ ولی به هر حال، ضربههای سنگینی بر پیشرفت اسلام و مسلمین وارد ساختند. از اصل سخن دور نشویم، در احادیث گذشته خواندیم که پیدا شدن ابوسفیان با این مشخّصات بر سر راه پیامبر(ص) از ویژگیهای انقلاب اسلامی نبود، در برابر هر قائم و مصلحی، ابوسفیانی با مشخّصاتِ سرمایه دار غارتگر، قدرتمند و ظالم، ارتجاعی و مروّج خرافات، وجود داشته، و دارد که میکوشد، تلاشهای انقلابی قائم و مصلح را خنثی کند؛ در راه او سنگ بیندازد و حدّاقل تاریخ انقلابش را به عقب بکشاند. در برابر قیام مصلح بزرگ جهانی "مهدی" نیز "سفیانی" یا سفیانیها قرار خواهند داشت که با قدرت جهنّمیشان سعی دارند در مسیر انقلاب راستین مهدی وقفه ایجاد کنند؛ زمان را به عقب برگردانند یا لااقل متوقّف سازند؛ از بیداری و برچیده شدن نظامهای ظالمانه طبقاتی به نفع استثمار کنندگان جلوگیری کنند.
- تفاوتی که "سفیانی" با "دجال" دارد شاید بیشتر در این است که دجال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامههای شیطانی خود را پیاده میکند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام میدهد؛ همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد[۴] که نظیر آن را در حکومت ابوسفیان و معاویه و یزید در تاریخ خواندهایم. هیچ مانعی ندارد که سفیانی آخر زمان که در برابر مصلح بزرگ جهانی "مهدی" قیام میکند از نوادههای ابوسفیان باشد و شجرهنامه و نسبش به او منتهی گردد، همانطور که در اخبار آمده است؛ ولی مهمتر از مسأله نسب این است که برنامههای او و صفات و مشخّصات و تلاشها کوششهایش همه مانند ابوسفیان است و روشی همسان او دارد. و این "سفیانی" مانند همه ابوسفیانها و همه سفیانیهای دیگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانی مهدی(ع) به زانو در خواهد آمد و تلاشها و کوششها و نقشه هایش نقش بر آب خواهد شد. از همه مهمتر آن است که باید مردم "دجّالها" و "سفیانیها" را بشناسانند. این سفیانیها گذشته از نشانههایی که قبلا گفتیم نشانه دیگری نیز دارند که نمونهاش در تاریخ اسلام بروشنی دیده میشود، و آن این که: صلحا و شایستگان را از صحنه اجتماع کنار میزنند و افراد ناصالح و مطرود را به جای آنها قرار میدهند. "بیت المال" را چنانکه در حکومت دودمان ابوسفیان آمده میان حواشی و طرفداران خود تقسیم میکنند؛ طرفدار انواع تبعیضها، تحمیقها و پراکندگیها هستند و با این مشخّصات میتوان آنها را شناخت و شناساند. "دجّالها" صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل میدهند، و "سفیانیها" صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای "پیشرفت" و "بقای" انقلاب نیست»[۵].
پاسخهای دیگر
| ۱. حجت الاسلام و المسلمین موسوینسب؛ |
|---|
|
| ۲. حجت الاسلام و المسلمین زهادت؛ |
|---|
|
| ۳. حجت الاسلام والمسلمین رجالی تهرانی؛ |
|---|
|
| ۴. آقای رضوانی (پژوهشگر حوزه علمیه قم)؛ |
|---|
|
علی اصغر رضوانی در کتاب «موعودشناسی و پاسخ به شبهات» در این باره گفته است:
|
| ۵. آقای باقریزاده اشعری؛ |
|---|
|
| ۶. آقای تونهای؛ |
|---|
|
| ۷. نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛ |
|---|
|
| ۸. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن؛ |
|---|
|
پرسشهای وابسته
- چه آثاری در نقل نشانههای ظهور است؟
- چه فرقی بین نشانههای ظهور و شرایط ظهور است؟
- آیا نشانههای ظهور با احادیث نفی توقیت منافات دارد؟
- آیا اعلان نشانههای و شرایط ظهور سبب اطلاع دشمنان از اسرار سیاسی است؟
- آیا نشانههای ظهور متعلق بدا واقع می شود؟
- چه راه صحیحی در بررسی نشانههای ظهور پیشنهاد میکنید؟
- آیا روایات نشانههای ظهور اشکال سندی و متنی دارد؟
- مقصود از نفس زکیه که قبل از ظهور کشته خواهد شد کیست؟
- مسیح دجال کیست؟
- معرکه هرمجدون چیست؟
- مقصود از مسیحیت صهیونیستی چیست؟
- مقصود از خسوف و کسوف که از نشانههای ظهور است چیست؟
- مقصود از صیحه و فزع آسمانی در نشانههای ظهور چیست؟
- مقصود از ندای آسمانی در نشانههای ظهور چیست؟
- مقصود از خروج دجال که از نشانههای ظهور به حساب آمده چیست؟
پانویس
- ↑ 1 به کتاب بحارالانوار، ج ۵۳، صفحات ۱۸۲، ۱۹۰، ۱۹۲، ۲۰۶، ۲۰۸ و ۲۰۹ و کتابهای دیگر مراجعه شود.
- ↑ ظهور سفیانی از مسائل حتمیو مسلّم است: و در برابر هر قیام کننده ای یک سفیانی وجود دارد!؛ بحار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم که در مورد برنامههای الهی با هم مخالفت داریم: ما گفتههای پروردگار را تصدیق کردهایم و آنها تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا(ص) مبارزه کرد؛ و معاویه با علی بن ابی طالب(ع)؛ و یزید با حسین بن علی(ع)؛ و سفیانی با امام قائم مبارزه خواهد کرد؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۰.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی، ص ۱۸۰ -۱۸۵.
- ↑ کمال الدین ص ۶۵۰.
- ↑ کمال الدین ص ۶۵۱.
- ↑ الغیبه شیخ طوسى، ص ۲۷۰.
- ↑ الغیبه، شیخ طوسى، ص ۲۷۸.
- ↑ الغیبه، شیخ طوسى، ص ۲۷۳.
- ↑ غیبت نعمانى، باب ۱۸، ص ۴۲۶.
- ↑ غیبت نعمانى، باب ۱۴، ص ۳۶۹.
- ↑ غیبت نعمانى، باب ۱۸، ص ۴۳۴.
- ↑ غیبت نعمانى، باب ۱۸، ص ۴۲۶.
- ↑ تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ص ۶۴۸.
- ↑ بحار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ج۲، ص۵۰-۵۳.
- ↑ ر.ک: غیبت نعمانی، ص ۲۷۹، ب ۱۴، ح ۶۷ و بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۴.
- ↑ برای مطالعه بیشتر ر.ک: دادگستر جهان، ص ۲۲۱.
- ↑ معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۶۴.
- ↑ کمال الدّین و تمام النّعمه، شیخ صدوق، ص ۶۵۰
- ↑ کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۷۰.
- ↑ غیبت نعمانی، باب ۱۸، ص ۴۳۵
- ↑ کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۷۸
- ↑ کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۷۳
- ↑ غیبت نعمانی، باب ۱۸، ص ۴۲۶.
- ↑ همان مأخذ، باب ۱۴، ص ۳۶۹
- ↑ بحار الانوار، علّامه مجلسی، ج ۵۲، ص ۲۳۲.
- ↑ غیبت نعمانی، باب ۱۸، ص ۴۲۶
- ↑ سوره سبا آیه۵۱
- ↑ تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ص ۶۴۸
- ↑ بحار الانوار، علّامه مجلسی، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۱ تا ۱۸۳.
- ↑ الغیبه، للطوسی، ص ۴۳۵.
- ↑ صحیح مسلم، ج ۸، ص ۱۶۷.
- ↑ الغیبه، للنعمانی، ص ۲۵۲.
- ↑ الغیبه، للنعمانی، ص ۲۶۴.
- ↑ موعودشناسی و پاسخ به شبهات: ص۵۲۴.
- ↑ کمال الدین، ص ۶۵۱، ح ۹.
- ↑ کمال الدین، ص ۶۵۱، ح ۱۰.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس: ج ۲، ص ۷۷۴.
- ↑ قرب الإسناد: ص ۳۷۴، ح ۱۳۲۹.
- ↑ دلائل الإمامة: ص ۳۴۹، ح ۳۰۴.
- ↑ الغیبة، نعمانی، ص ۲۶۷، ح ۳۶.
- ↑ الکافی: ج ۸، ص ۲۷۴، ح ۴۱۲.
- ↑ الکافی، ج ۸، ص ۲۰۹، ح ۲۵۴.
- ↑ کمال الدین، ص ۶۵۲، ح ۱۵.
- ↑ الإرشاد: ج ۲، ص ۳۷۵.
- ↑ الفتن: ج ۱، ص ۲۴۶، ح ۶۹۹.
- ↑ کمال الدین، ص ۶۵۲، ح ۱۵.
- ↑ سبأ، آیه ۵۱.
- ↑ الغیبة، نعمانی، ص ۳۰۴، ح ۱۴.
- ↑ معانی الأخبار: ص ۳۴۶، ح ۱.
- ↑ بحار الأنوار: ج ۵۲، ص ۳۸۸، ح ۲۰۶.
- ↑ اصطخر یا استخر: شهری بزرگ در فارس بوده است.
- ↑ الفتن: ج ۱، ص ۳۲۱، ح ۹۱۴.
- ↑ الغیبة، نعمانی، ص ۲۷۹، ح ۶۷.
- ↑ بحار الأنور، ج ۵۲، ص ۳۸۶، ح ۱۹۹.
- ↑ ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج ۷، ص ۶۵–۱۳۵.
- ↑ باقریزاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص۷۲-۷۸.
- ↑ به اعتبار اینکه از نسل بنو امیه است و آنان خود را پسر عموهای بنی هاشم میپندارند.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۸؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۳، ص ۳۱۶.
- ↑ عقد الدرر، ص ۱۳۳؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۱، ص ۵۰۵.
- ↑ عقد الدرر، ص ۸۵؛ معجم احادیث الامام المهدی (ع)، ج ۳، ص ۳۱۳.
- ↑ مجتبی تونهای، موعودنامه، ص:۲۹۴.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۶؛ منتخب الاثر، ص ۴۵۸.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵ و ۲۲۲.
- ↑ همان، ص ۲۳۸.
- ↑ غیبة طوسی، ص ۲۷۳؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.
- ↑ همان، ص ۲۰۶.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۲.
- ↑ همان.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰ و ۲۱۷.
- ↑ چشمبهراه مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص ۲۷۵.
- ↑ مجتبی تونهای، موعودنامه، ص:۴۰۴.
- ↑ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۴.
- ↑ مهدویت پرسشها و پاسخها، ص ۳۹۰.







