جز
جایگزینی متن - ' بصورت ' به ' بهصورت '
جز (جایگزینی متن - ' بصورت ' به ' بهصورت ') |
|||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
*[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل میشود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل میشود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر میشود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونهای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إِنَّ الْعِقَابِ لِلنَّفْسِ عَلَى خطئتها - كَمَا سَتَعْلَمُ - هُوَ كالمرض لِلْبَدَنِ عَلَى نهمه ، فَهُوَ لَازِمُ مَنْ لوازم مَا سَاقَ إِلَيْهِ الاحوال الماضيه الَّتِي لَمْ يَكُنْ مِنْ وُقُوعِهَا بُدَّ وَ لَا مِنْ وُقُوعِ مَا يَتْبَعُهَا . وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدء لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث آخَرَ }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | *[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل میشود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل میشود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر میشود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونهای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إِنَّ الْعِقَابِ لِلنَّفْسِ عَلَى خطئتها - كَمَا سَتَعْلَمُ - هُوَ كالمرض لِلْبَدَنِ عَلَى نهمه ، فَهُوَ لَازِمُ مَنْ لوازم مَا سَاقَ إِلَيْهِ الاحوال الماضيه الَّتِي لَمْ يَكُنْ مِنْ وُقُوعِهَا بُدَّ وَ لَا مِنْ وُقُوعِ مَا يَتْبَعُهَا . وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدء لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث آخَرَ }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | ||
*متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت میفرماید:"این نوع از عقابها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل میشود. از اینرو، گوئی این عقابها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلبها شعلهور میشود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذابها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد میشود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی|وَ هَذَا النَّوْعَ مِنَ الْعِقَابِ إِنَّمَا يَكُونُ لِلنَّفْسِ الْإِنْسَانِيَّةِ بِسَبَبِ ملكاتها الرَّدِيئَةُ الراسخة فِيهَا ، فَكَأَنَّهَا تَكُونَ مِنْ دَاخِلٍ ذاتها؛ وَ هُوَ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. لكِنِ الْآيَاتِ الْوَارِدَةُ بِالْوَعِيدِ فِي الْكُتُبِ الإلهيه لَوْ أَجْرَيْتُ عَلَى ظَوَاهِرِهَا، لاقتضت الْقَوْلُ بِعِقَابٍ جسماني وَارِدُ عَلَى بُدْنِ الْمُسِيءِ مِنْ خَارِجٍ - عَلَى مَا تُوصَفُ فِي التفاسير وَ الْأَخْبَارِ. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدءٍ لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث "؛ أَيْ: اثباثه عَلَى الْوَجْهِ الْمَشْهُورُ لوكان حَقّاً لَكَانَ سمعياً }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | *متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت میفرماید:"این نوع از عقابها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل میشود. از اینرو، گوئی این عقابها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلبها شعلهور میشود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذابها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد میشود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی|وَ هَذَا النَّوْعَ مِنَ الْعِقَابِ إِنَّمَا يَكُونُ لِلنَّفْسِ الْإِنْسَانِيَّةِ بِسَبَبِ ملكاتها الرَّدِيئَةُ الراسخة فِيهَا ، فَكَأَنَّهَا تَكُونَ مِنْ دَاخِلٍ ذاتها؛ وَ هُوَ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. لكِنِ الْآيَاتِ الْوَارِدَةُ بِالْوَعِيدِ فِي الْكُتُبِ الإلهيه لَوْ أَجْرَيْتُ عَلَى ظَوَاهِرِهَا، لاقتضت الْقَوْلُ بِعِقَابٍ جسماني وَارِدُ عَلَى بُدْنِ الْمُسِيءِ مِنْ خَارِجٍ - عَلَى مَا تُوصَفُ فِي التفاسير وَ الْأَخْبَارِ. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدءٍ لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث "؛ أَيْ: اثباثه عَلَى الْوَجْهِ الْمَشْهُورُ لوكان حَقّاً لَكَانَ سمعياً }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>. | ||
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه میفرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفتهاند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر میشود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] | *[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه میفرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفتهاند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر میشود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بهصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر میشود و آن لباسها را به تن میکند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوههای بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسمها خوانده شدهاند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده میشوند و به آن صورت تمثُّل مییابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر میشود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی میپوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] مییابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب میخواهند و بیگمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه مینماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفتهاند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتیهای [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هماکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بهصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الْقُلُوبِ: " إِنَّ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ بَلْ وَ النِّيرَانِ الَّتِي تَظْهَرُ فِي الْقَبْرِ وَ الْقِيَامَةُ هِيَ بِعَيْنِهَا الْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ وَ الْأَخْلَاقِ الذَّمِيمَةُ وَ الْعَقَائِدِ الْبَاطِلَةِ الَّتِي ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ بِهَذِهِ الصُّورَةِ وَ تجلببت بِهَذِهِ الجلابيب، كَمَا أَنَّ الرُّوحُ وَ الرَّيْحَانِ وَ الْحُورِ وَ الثِّمَارِ هِيَ الاخلاق الزكية وَ الاعمال الصالحة وَ الِاعْتِقَادَاتِ أَلْحِقْهُ الَّتِي بَرْزَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ بِهَذِهِ الزِّيِّ وَ تُسَمِّتْ بِهَذَا الِاسْمِ، إِذْ الحقيقة الْوَاحِدَةُ تَخْتَلِفُ صُوَرِهَا بِاخْتِلَافِ الْأَمَاكِنِ، فتحلّي فِي كُلِّ مَوْطِنٍ بِحِلْيَةِ وَ تزيي فِي كُلِّ نَشَأَتْ بِزِيِّ؛ وَ قالُوا: إِنَّ اسْمُ الْفَاعِلِ فِي قَوْلِهِ تَعَالِي: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكافِرِينَ، لَيْسَ بِمَعْنَى مِنِ الِاسْتِقْبَالِ بِأَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: أَنَّهَا ستُحيط بِهِمْ فِي النَّشْأَةَ الْأُخْرى، كَمَا ذَكَرَهُ الظاهريون مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، بَلْ هُوَ عَلَى حَقِيقَتَهُ، أَيْ مَعْنَى الْحَالِ، فَإِنْ قبائحَهم الخلقيه وَ العمليه وَ الاعتقادية مُحِيطَةُ بِهِمْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ، وَ هِيَ بِعَيْنِهَا جَهَنَّمُ الَّتِي سَتَظْهَرُ عَلَيْهِمْ فِي النَّشْأَةَ الأخروية بِصُورَةِ النَّارِ وَ عَقَارِبَهَا وَ حَيَاتِهَا }}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>. | ||
*[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه میفرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورتهای [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی بهصورت حیوانات وحشی و درّنده میباشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که بهواسطه [[برهان]] نیز ثابت میشود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] میدهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛ | *[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه میفرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورتهای [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی بهصورت حیوانات وحشی و درّنده میباشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که بهواسطه [[برهان]] نیز ثابت میشود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] میدهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛ | ||
*[[غزالی]] نیز مینویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهریای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کردهاند، [[علم]] [[صفات ]][[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمیشود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>. | *[[غزالی]] نیز مینویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهریای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کردهاند، [[علم]] [[صفات ]][[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمیشود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>. | ||