حق افضلیت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۷:۴۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث افضلیت و حق اهل بیت است. "حق افضلیت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حق افضلیت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

امامت و افضلیت

  1. نخست این که مقدم داشتن ابوبکر را بر علی(ع) که افضل است، به خدا نسبت داده و حال آنکه عده‌ای از مردم او را مقدم بر علی(ع) دانستند، نه خداوند!
  2. وی امری را ادعا نموده که به طور مسلم برخلاف عقل و فطرت و وجدان و روش عُقلا و خردمندان جهان است و با مذهب خود او که معتزلی است نیز مخالف است.
  3. گوید تقدم ابوبکر به خاطر مصلحت تکلیفی بوده!!! ای کاش ما می‌دانستیم چه مصلحتی از نظر تکلیف در کار بوده؟! ابن ابی الحدید به صراحت آن مصلحت را بیان می‌نمود تا صدق گفته‌اش برای ما روشن گردد.
  4. این تقدیم اگر به اراده و مشیت الهی بود، چرا امام علی(ع) از این انتخاب شکایت می‌کند؟ آیا شکایت، اعتراض بر انتخاب الهی نیست؟
  5. اگر انتخاب ابوبکر و تقدیم او بر امام علی(ع) به مصلحت و خواست الهی بود، چرا ابوبکر از مردم می‌خواست که او را از خلافت خلع کنند، زیرا با وجود امام علی(ع) خود را لایق آن نمی‌دیده است[۵].

ادله وجوب تقدیم اهل بیت(ع) دلیل عقلی عقلا اتفاق نظر دارند بر اینکه برای تصدی امور جامعه و هدایت آن لازم است بهترین فرد از آنان امورشان را به عهده بگیرد و به اصطلاح علمی، تقدیم مفضول بر فاضل از نظر عقل امری قبیح و ناپسند شمرده می‌شود[۹]. خدایی که امام را تعیین می‌کند هرگز مفضول را بر فاضل مقدم نخواهد داشت. این انسان‌ها هستند که بر خلاف رضایت الهی، کمالات ذاتی فاضل را نادیده گرفته و مفضول را بر او مقدم می‌دارند.

دلایل نقلی دلایل قرآنی یک – خداوند متعال در آیه ۳۵ سوره یونس چنین می‌فرماید: ﴿أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ[۱۰]. آیه دلالت می‌کند بر این که آن کس که مردم را به حق راهنمایی می‌کند، باید متابعت شود. دو. در آیه ۹ سوره زمر میخوانیم: ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ[۱۱]. چگونه ممکن است عالم‌تر و زاهدتر و از حیث نسب شریف‌تر، پیرو کسی گردد که فروتر است؟[۱۲] سه. خداوند تبارک و تعالی برای این که انسان‌ها به زحمت و سختی نیفتند و راه سعات را به راحتی و سلامت طی کنند، آنها را به پیروی از معصومین(ع) امر فرموده است و نیز از این که به جای معصومین که تنها رهبران متخصص در امر هدایت تا بی‌نهایت هستند، کسان دیگری را که هیچ گونه تخصص و تسلطی نسبت به راه بسیار با عظمت انسانیت ندارند انتخاب کنند برحذر داشته است. خداوند در قرآن میفرماید: ﴿... اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[۱۳]. "این عبارت "از خدا بترسید" قبل از دستور به همراهی با راستگویان از معنای خاصی برخوردار است این عبارت تهدیدی از خداوند است در مورد این که اگر مردم از همراهی و سپردن خود به امامان حق و الهی سرباز زنند، از سیر حقیقی سعادت منحرف و به فساد و تباهی کشیده شده و در نهایت به عذاب دچار میشوند عذابی که خود برای خود فراهم کرده‌اند یعنی عذاب نرسیدن به کمالات لایق وجودی[۱۴]. چهار. در قرآن کریم تسلیم از ویژگی‌های مؤمنین است ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا[۱۵] تسلیم محض بودن در برابر رسول خدا و امامان معصوم. تسلیم محض در برابر حکم آنان از مصادیق روشن تقدیم اهل بیت(ع) در امور زندگی است یعنی اگر آنها علیه ما حکم فرمودند حتی اگر به ضرر ما باشد آن را حکم خدا دانسته و بپذیریم و مخالفت نکنیم.

دلایل روایی با مراجعه به روایات فریقین پی میبریم که تأکید فراوانی بر موضوع امامت شخص افضل شده است. یک. در احادیث معصومین است از امام رضا(ع) که میفرمایند: "... امام از گناهان پاک و از عیب‌ها برکنار است، به دانش مخصوص و به خویشتن‌داری نشانه‌دار است، موجب نظام دین و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کافرین است، امام یگانه زمان خود است، کسی به هم‌طرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، به تمام فضیلت مخصوص است بی‌آنکه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلکه امتیازیست که خدا به فضل و بخشش به او عنایت فرموده..."[۱۶]. دو. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه میفرمایند: "مردم به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی‌دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی‌برند و به پستی و هلاکت باز نمی‌گردانند، اگر سکوت کردند سکوت کنید و اگر قیام کردند قیام کنید از آنها پیشی نگیرید که گمراه میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میشوید"[۱۷]. از این عبارات مشخص می‌شود که ما باید در برابر معصوم تسلیم باشیم و ایشان را در همۀ ابعاد زندگی مقدم بکنیم زیرا «هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ»[۱۸]؛ "شتابزده‌ها نابود و تباه میشوند و فقط تسلیمشده‌گان نجات مییابند". سه. پیامبر گرامی اسلام میفرمایند: «أيها الناس إني فرطكم و أنتم واردون علي الحوض... و إني سائلكم حين تردون علي عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما حتى تلقوني... و سألت الله لهما ذلك فأعطانيه فلا تسبقوهم فتضلوا، و لا تقصروا عنهم فتهلكوا، فلا تعلموهم فهم أعلم منكم»[۱۹]؛ "ای مردم من جلوتر از شما میروم و شما در کنار حوض [[[کوثر]]] بر من وارد میشوید... آگاه باشید که من از شما درباره ثقلین خواهم پرسید، پس بنگرید که پس از من با آن دو چه میکنید... و من این امر را از پروردگارم خواستم و او خواهش مرا برآورد، پس از آنان پیشی نگیرید که دچار تفرقه و پراکندگی میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میشوید و به آنان چیز یاد ندهید زیرا که ایشان از شما داناترند". چهار. حضرت امام صادق(ع) کسانی را که اهل بیت را بر خود مقدم بدارند آنان را جزو اهل بیت(ع) می‌داند: «مَنْ تَوَلَّى آلَ مُحَمَّدٍ وَ قَدَّمَهُمْ عَلَى جَمِيعِ النَّاسِ بِمَا قَدَّمَهُمْ مِنْ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لِتَوَلِّيه آلِ مُحَمَّدٍ لَا أَنَّهُ مِنَ الْقَوْمِ بِأَعْيَانِهِمْ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْهُمْ بِتَوَلِّيهِ إِلَيْهِمْ وَ اتِّبَاعِهِ إِيَّاهُمْ»[۲۰]؛ هرکس ولایت آل محمد را بپذیرد و آنان را به سبب خویشاوندیشان با رسول خدا بر همه مردم مقدم دارد چنین کسی از آل محمد است چون ولایت آل محمد را دارد نه به خاطر اینکه او از اعیان آنها محسوب گردد بلکه به جهت دوستی با آنها و متابعت از اقوال و افعال آنان از آل محمد به حساب میآید. اگر انسانی آن شناخت را نسبت به اهل بیت پیدا کرد که باید آنها را در همه امور و در همه ابعاد زندگی وارد کرد چنین کسی موفق می‌شود به درجات بالا قرب الهی و نزدیک مقام ایشان برسد و این تعبیرات بلند، نشان از این دارد که رسیدن به مقام و جایگاه اهل بیت به صورت مقید و نسبی امکان‌پذیر است و این در صورتی است که ایشان را در همه زمینه‌ها الگو قرار دهیم. نتیجه آنکه مقدم کردن اهل بیت در تمام رفتارها و گفتارها نفعش به خود انسان برمی‌گردد چه در امور مادی و معنوی چه در امور اجتماعی و امور سیاسی است. ۵. حق اسوه بودن "الگو یا اسوه" کسی یا چیزی است که مورد توجه همه قرار میگیرد و ویژگیها یا کمالاتی در او هست که باعث می‌شود دیگران نسبت به راه و مقصدی که در پیش گرفته‌اند از آنان نمونه و الگو بگیرند و راه و روش آنان را بپیمایند. الگوپذیری یکی از ویژگی‌های طبیعی و فطری انسان‌هاست چرا که همواره انسان در پی کمال و سعادت است و چون بر فطرت خدا جوی و جاودانگی آفریده شده است همواره احساس نقص و خلاء می‌کند و به دنبال کمال نهائی است و تا به او نرسد احساس آرامش نمی‌کند پس حالتی را الگوها در انسان ایجاد میکنند که به آن اسوه‌پذیری گفته می‌شود. اسوه بودن شخصی برای شخص دیگر اگرچه در مواردی امری فردی است ولی اصل تحقق الگو و معرفی یک شخص در جامعه به عنوان الگوی آنها و در نتیجه به تبعیت مردم از آن، امری متوقف بر اجتماع و تشکیلات آن است، علاوه بر اینکه الگوبرداری در رفتارهای اجتماعی و سیاسی، مستلزم تحقق اجتماع و حکومت است به همین دلیل ما حق الگو بودن را در زمره حقوق اجتماعی ذکر میکنیم.


[۲۱].

جستارهای وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع اهل بیت

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۷۵- ۱۷۶.
  2. محمد حسین حسینی تهرانی، امام‌شناسی، ج۲، ص۱۲۵.
  3. شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.
  4. «الحمد لله الذي... و قدم المفضول على الأفضل لمصلحة اقتضاها التكليف...»؛ ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳.
  5. ر.ک: علی اصغر رضوانی، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج۱، ص۵۵۴؛ قاضی نور الله مرعشی، إحقاق الحق، ج۲، ص۳۲۵.
  6. ر.ک: کشف المراد، ص۲۱۲-۲۳۸.
  7. علی بامیانی، خلافة الإمام علی، ص۱۹.
  8. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۷۶- ۱۷۸.
  9. کشف المراد، ص۱۸۷.
  10. «بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.
  11. «آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند» سوره زمر، آیه ۹.
  12. علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸.
  13. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
  14. محمد شجاعی، آشتی با امام زمان(ع)، ص۲۷.
  15. «پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.
  16. الکافی، ج۱، ص۱۹۸، ترجمه مصطفوی، ج۱، ص۲۸۷.
  17. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، خطبه ۹۷.
  18. الکافی، ج۱، ص۳۶۸.
  19. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴.
  20. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۳۱.
  21. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۷۳- ۱۷۴.