دعوت در فقه سیاسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۳۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث دعوت است. "دعوت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دعوت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

دعوت، نخستین گام پیامبر(ص) در سیاست خارجی اسلام بوده و هدف از آن، درخواست پذیرش غیر مسلمان به اسلام است. بر اساس آیات قرآن، دعوت بایستی با حکمت، موعظه نیکو، مناظره با نیکوترین روش انجام پذیرد ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ[۱].

دعوت به اسلام، به صورت سرّی یا علنی است و تشخیص این دو امر، به عهدۀ پیامبر(ص) و یا امام معصوم(ع) بوده است؛ به عنوان مثال، پیامبر(ص) زمانی در خانه "ارقم بن ابی الارقم" به طور مخفی[۲] و زمانی نیز در کنار خانه کعبه به صورت آشکار[۳]، مردم را به اسلام دعوت می‌کرد. برخی از دعوت جهانی پیامبر(ص) عبارت بودند از[۴]:

  1. دعوت از دربار ایران (خسرو پرویز) توسط "عبدالله بن حذافه سهمی
  2. دعوت از دربار مصر، توسط "حاطب بن ابی بلتعه
  3. دعوت از دربار روم، توسط "دحیه کلبی".

گفتنی است دعوت توسط انبیای پیشین، به همان دو صورت سرّی و آشکار انجام می‌گرفت؛ از جمله ایمان آوردن "مؤمن آل فرعون" که به طور سرّی، به رسالت حضرت موسی(ع) ایمان آورده بود. نام این فرد به اسامی (حزبیل، خبرل، سمعان و حبیب) آمده است، ولی مشهور همان حزبیل است[۵].[۶].

دعوت فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم

خواندن، درخواست‌ کردن، ندا دادن و صدا زدن، دعوت ‌کردن به چیزی یا کسی، استغاثه و یاری‌ خواستن، پرسیدن، فریاد زدن با حسرت و اندوه[۷].

﴿وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ[۸].

دعوت‌ کردن به معنای تبلیغ (دُعاة جمع داع به معنای مبلِّغ و دعوت‌ کننده) یکی از وظایف مهم انبیای الهی بوده است.

در قرآن کریم، دعوتِ خدا و رسول(ص) با این واژه بیان شده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ[۹] و ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۱۰].

از دیدگاه قرآن دعوت الهی سه شیوه دارد:

  1. دعوت با حکمت؛
  2. دعوت با موعظه حسنه؛
  3. دعوت با جدال احسن.

دعوت با حکمت که اثبات حق به علم و عقل است، هیچ شک و شبهه و ابهامی باقی نمی‌گذارد.

موعظه دو قسم است: حسنه و غیر حسنه. مراد از موعظه حسنه موعظه‌ای است که با اخلاق نیکو ایراد شود و واعظ به موعظه خود پایبند باشد. چنین دعوتی، قلب مخاطب را برای پذیرش حق آماده‌تر می‌کند.

جدال یعنی گفتگوی دو طرفه و مناظره که برای دعوت به حق باید به شکل احسن باشد؛ یعنی موجب تهیج، مقاومت یا عناد طرف مقابل نگردد؛ لذا باید از سوء‌ تعبیر، اهانت و بدگویی به طرف مقابل و اعتقاداتش خودداری شود[۱۱].

اصل دعوت در همه نظام‌های سیاسی و اجتماعی با هدف تعلیم و تثبیت ارزش‌ها و هنجارهای مطلوب با ابزارهای مختلف، از عمده‌ترین وظایف دولت، گروه‌های مختلف و آحاد مردم جهت تقویت روحیه جامعه‌پذیری است.

درباره شرایط دعوت و ویژگی‌های دُعات در تفاسیر بحث‌های زیادی مطرح شده که از حوصله این مقال خارج است[۱۲].[۱۳]

قاعده دعوت

یکی از رسالت‌هایی که مسلمانان بر عهده دارند، دعوت همگان به توحید و یکتاپرستی است. نخستین پیام رسول خدا به مشرکان این بود که «قُولُوا لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ تُفْلِحُوا»[۱۴]؛ “بگویید: معبودی جز الله نیست تا رستگار شوید”. رسول خدا، به‌عنوان آخرین پیام‌آور الهی، وظیفه داشت تا همگان را به توحید و اسلام فرابخواند؛ زیرا رستگاری مردم در گرو گرایش به ایمان بود. مسلمانان در صدر اسلام برای حفظ عقیده و ایمان خویش در برابر متجاوزان به حقوق بشر که مانع انتخاب آزاد مردم می‌شدند و اجازه ایمان آوردن مردم به توحید و اسلام را نمی‌دادند و هر کسی را که به پیامبر می‌گروید، آزار و اذیت کرده و با انواع محرومیت‌ها روبه‌رو می‌کردند، مجبور به جنگ و جهاد می‌شدند. از همین‌رو، بسیاری از فقیهان از جهاد ابتدایی به “جهاد دعوت” یاد کرده‌اند، مقصودشان آن است که می‌توان برای دعوت به توحید جهاد کرد. مشرکان در حقیقت نه تنها مؤمنان به اسلام را شکنجه می‌کردند، بلکه مانع ایمان آوردن دیگران به توحید و یکتاپرستی بودند؛ زیرا ایمان آوردن مردم به پیامبر و اسلام به منزلۀ و پایان سیادت و سروری و چپاول مردمان ضعیف و بی‌پناه از سوی آنان بود. مسلمانان به حکم عقل حق داشتند تا همگان را به توحید دعوت کنند و دیگران نیز در پذیرش و عدم پذیرش آن آزاد بودند، کسی حق نداشت مانع این دعوت و مانع پذیرش اسلام توسط مردم شود. جرقه جنگ و جهاد در صدر اسلام از همین جا زده شد، و به مسلمانان اجازه داده شد تا از عقیده و ایمان و موجودیت خویش دفاع کنند. ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ[۱۵].

شهید مطهری این پرسش را مطرح کرده که “آیا جنگیدن برای آزادی دعوت جایز است یا نه؟” به این معنا که ما مجاز باشیم پیام دعوت خود را به گوش همگان برسانیم و البته آنان در پذیرش و عدم پذیرش آن آزاد باشند، نه اینکه بخواهیم عقیده خود را بر آنان تحمیل نماییم؟ ایشان با استناد به دو حق عمومی انسانی آن را مجاز دانسته است؛ یکی “توحید” که به نظر ایشان حق عمومی انسانی است و دیگری “آزادی” که آن هم حق عمومی انسانی است. هر یک از این دو حق را بپذیریم می‌توانیم برای آزادی دعوت بجنگیم. ایشان از این جنگ به جهاد برای رفع موانع یاد کرده‌اند[۱۶]. برخی دیگر نیز برای “جهاد ابتدایی” را به همین معنا تفسیر کرده‌اند تا با “عدم امکان تحمیل عقیده و ایمان” سازگار باشد[۱۷]، البته با توجه به ابزارهایی که امروزه در اختیار بشر قرار گرفته، به‌گونه‌ای که دعوت به توحید نیازمند حضور در میان مردمان بلاد دیگر و دعوت حضوری نیست، شاید موضوع جهاد به این معنا منتفی شده باشد. امروزه امکان ندارد کسی بتواند مانع دعوت ملل دیگر عالم به توحید و یکتاپرستی شود. در دنیای امروز پیروان همه مکاتب مادی و الهی می‌توانند دیگران را به عقیده و مرام خویش دعوت کنند. پیروان اسلام هم با استفاده از ابزارهای جدید بدون آنکه کسی بتواند مانع دعوت دیگران به توحید شود، می‌توانند دیگران را به اسلام فرا بخوانند.

قرآن کریم برای دعوت دیگران به راه هدایت پروردگار، راهکار معین و مؤثری مقرر کرده است: ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ[۱۸]. بدین وسیله سه راهکار “حکمت”، “موعظه نیکو” و “جدال احسن” برای دعوت دیگران به توحید و یکتاپرستی پیش روی ماست. از این آیه می‌توان به این نکته رسید که جهاد راهکار دعوت به توحید شمرده نمی‌شود، بلکه جهاد راهی برای رفع موانع دعوت به توحید از راهکارهایی سه‌گانه پیش‌گفته است؛ هرچند امروزه کسی قادر به ایجاد مانع برای دعوت دیگران به توحید نیست تا نیازمند جهاد به معنای رایج آن باشد، گرچه جهاد در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برای مقابله با ترفندهای دشمنان اسلام همچنان جریان دارد. تعیین سه راهکار متفاوت نیز بدین خاطر است که مردم از نظر میزان دانش، معرفت، درک و شعور، و ظرفیت یکسان نیستند، از این‌رو، باید اهل منطق و استدلال را با “حکمت و برهان”، مردمان جاهل و غافل را با “موعظه و پند” و اهل مجادله را با “جدال احسن و گفتگو” به توحید فراخواند.

نتیجه آنکه، دعوت به توحید و هدایت الهی قاعده‌ای ثابت و رویکردی همیشگی برای انواع فعالیت‌هاست. در روابط خارجی با ملت‌ها و دولت‌های دیگر، هرچند در چارچوب منافع ملی انجام می‌شود، نمی‌توان از این نکته کلیدی غفلت ورزید. برای گسترش توحید و اسلام باید از همه ابزارهای لازم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و از طریق سه راهکار یاد شده، استفاده کرد. ابزارهای جدید این رویکرد را تسهیل کرده‌اند، به‌گونه‌ای که برای عمل به قاعده دعوت موانع کمتری وجود دارد[۱۹]

پرسش مستقیم

منابع

  1. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی
  2. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم
  3. ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی

پانویس

  1. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  2. تاریخ طبری، ج۲، ص۶۲؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۱۱؛ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۰-۲۶۹.
  3. سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۶۵.
  4. طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۸۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۹۶-۲۹۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۸۱؛ سیره حلبی، ج۳، ص۲۸۰؛ اسدالغابه، ج۱، ص۳۶۲؛ بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۸۰-۳۷۸؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۶۰۶.
  5. کشف الاسرار و عدة الابرار، ج۸، ص۴۶۶.
  6. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۰۶.
  7. محمود سرمدی، «دعا، دعوت»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۰۵۴-۱۰۵۵.
  8. «و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا می‌خوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا می‌خوانید؟» سوره غافر، آیه ۴۱.
  9. «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید» سوره انفال، آیه ۲۴.
  10. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  11. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۷۱-۲۷۲.
  12. ر.ک: وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۲۲۸-۲۳۲ و ج۱۱، ص۱۵۲-۱۵۳.
  13. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۲۸۰-۲۸۲.
  14. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۰۲.
  15. «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.
  16. مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲۰، ص۲۵۰.
  17. حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۲، ص۱۹۱؛ طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۲، ص۸۱-۸۳؛ مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۱۷۴.
  18. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  19. ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص ۱۸۷.