بحث:عقد اخوت

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

پیمان برادری اول

از جمله اتفاقات دوران قبل از هجرت، پیمان برادری بود که پیامبر بین اصحاب خود برقرار کردند. البته تاریخ دقیق این پیمان مشخص نیست. پیامبر بین مسلمانان مکه (که بعدها مهاجران لقب گرفتند) عقد اخوت بست تا در تحمل آزار و اذیت‌های مشرکان و نیز مشکلاتی که در آینده در راه هجرت برای آنان پیش می‌آمد، یاور یکدیگر باشند. همچنین پیش درآمدی برای حکومت آینده اسلام باشد.

منابع حدیثی و تاریخی می‌گویند: پیامبر در مکه و قبل از هجرت به مدینه، میان ابوبکر و عمر، حمزه بن عبدالمطلب و زید بن حارثه، عثمان و عبدالرحمان بن عوف، زبیر بن عوام و ابن مسعود، عبیدة بن حارث و مصعب بن عمیر و... عقد اخوت بست. در این هنگام امیرالمؤمنین عرض کرد: یا رسول الله بین یاران و اصحاب برادری قرار دادید؛ ولی برای من برادری معرفی نفرمودید؟ حضرت به امیرالمؤمنین فرمود: راضی هستی که من برادرت باشم؟ عرض کرد: بلی. پیامبر فرمود: تو در دنیا و آخرت برادر من هستی. سپس به اصحاب فرمود: با یکدیگر برادر شوید اما این علی، برادر من است[۱].

متأسفانه روایتی را که سیره شامیه معروف به سبل الهدی و الرشاد از ابویعلی نقل می‌کند و آن را صحیح می‌داند که در آن مسئله برادری و اخوت در دوران مکه در چاپ‌های مسند ابویعلی به شکل ناقص آورده شده است و در واقع بخش عمده آن را دزدیده‌اند[۲]. آیا این روشی نیست که در بسیاری از شرایط دیگر نیز عمل کرده‌اند؟[۳].

برادری علی(ع)

احمد بن حنبل روایت کرده که رسول خدا(ص) مسلمانان را با هم برادر کرد و علی(ع) را با کسی برادر نساخت. چنان که برای او برادری دیده نمی‌شد. علی گفت: یا رسول الله؛ یارانت را با هم برادر قرار دادی ولی مرا رها کردی؟ پیامبر(ص) فرمود: ترا برای خودم گذاشتم، تو برادر منی و من برادر تو. هرگاه کسی ترا پرسید، بگو: من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم. احدی پس از تو چنین ادّعایی نخواهد کرد مگر دروغ‌گویان. سوگند به خدایی که مرا به حق مبعوث کرده است، ترا به تأخیر نینداختم مگر برای خودم. تو برای من همانند هارونی نسبت به موسی جز این که پس از من پیامبری نیست، تو برادر و وارث من هستی[۴].

شگفتا؛ علی(ع) پس از رحلت جان‌گداز رسول خدا(ص) در میانه حوادث‌ غصب خلافت فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم. آنان او را تکذیب کردند و گفتند: بنده خدا آری، امّا برادر رسول خدا نه![۵]. حدیث برادری خصوصا برادری رسول خدا(ص) و علی(ع)، خواه در برادری نخست در مکّه و خواه در برادری دوم در مدینه، چنان متواتر است که قابل انکار، و بلکه قابل شک و تردید نیست.

این داستان از ده‌ها تن از صحابه و تابعین روایت شده است[۶].

پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: روز قیامت از میانه‌های عرش فریاد زنند: بهترین پدر، پدر تو ابراهیم است و بهترین برادر، برادر تو علی بن ابی طالب(ع)[۷].

بی‌تردید ادعای برادری علی و عثمان یا برادری پیامبر(ص) و عثمان، باطل است[۸]. قطعاً هدف از طرح چنین کذب آشکاری بالا بردن مرتبه عثمان و تکذیب فضیلت علی بن ابی طالب(ع) و بلکه همطراز قرار دادن علی(ع) و عثمان است!

ابوتراب‌ گفته می‌شود که علی(ع) وقتی دید، پیامبر(ص) او را با کسی از اصحاب‌ برادر نکرده، اندوهگین به مسجد رفت و روی زمین خوابید. پیامبر(ص) به سراغ علی(ع) آمد و در حالی که خاک‌ها را از پشت او می‌تکاند، فرمود: برخیز یا ابوتراب؛ سپس او را با خود برادر کرد[۹]. ظاهراً این نام‌گذاری در مناسبت دیگری بوده است[۱۰].

مقدمه

رسول خدا(ص) چند ماه پس از هجرت به مدینه، بین مسلمانان مهاجر و انصار، عقد اخوّت ایجاد کرد و آنان را که حدود صد نفر می‌شدند، دوبه‌دو با هم برادر ساخت. تنها علی(ع) مانده بود که خود را برادر او قرار داد. این است که علی(ع) برادر پیامبر به شمار می‌رود و در احادیث فراوانی رسول خدا(ص) دربارۀ او «أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ خَلِيفَتِي...» تعبیر کرده است[۱۱]. خود آن حضرت هم بارها از خویش با عنوان «أَنَا عَبْدُ اَللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ» یاد کرده است[۱۲]. برادری علی با پیامبر(ص) از ازل بوده است، نه آنکه از روز عقد اخوّت ایجاد شده باشد. از قول رسول خدا روایت شده که در معراج دید بر در بهشت نوشته است: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَخُو رَسُولِ اَللَّهِ» و این دوهزار سال قبل از خلقت آسمان‌ها بوده است[۱۳]. به نقل روایات، غیر از روز مؤاخات، در مواقع دیگر نیز، همچون روز خیبر، روز مباهله و صحنه‌های گوناگون، پیامبر خدا(ص) آن حضرت] را برادر خویش خوانده است. حدیث مؤاخات، یکی از بزرگترین افتخارات علی(ع) و از برجسته‌ترین فضایل آن حضرت است[۱۴]. مسئله برادر خواندگی یا عقد اخوت، الآن هم مطرح است[۱۵].[۱۶]

پانویس

  1. السیرة الحلبیة، ج۲، ص۲۷؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۸؛ سبل الهدی، ج۳، ص۳۶۳؛ مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص۱۶۹، ش۷۲۱۰؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶، ش۴۲۸۹. (حاکم نیشابوری این روایت را در فصل اختلاف الصحابة فی مقام رسول الله بمکه آورده است. این یعنی این حادثه در مکه و قبل از هجرت اتفاق افتاده است. ذهبی در ذیل آن توضیحی نداده است که این خود دلیل بر قبول این روایت از جانب اوست).
  2. «عن یونس بن ابی اسحاق عن أبیه عن البراء عن زید بن حارثه انه قال: اخیت بینی و بین حمزة بن عبد المطلب»؛ مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص۱۶۹، ش۷۲۱۰ و ۷۲۱۱.
  3. جاودان، محمد علی، جانشین پیامبر، ص ۶۵.
  4. بنگرید: دلائل الصدق، ج۲، ص۲۶۷؛ ینابیع الموده، ص۵۶؛ تذکرة الخواص، ص۲۳؛ الریاض النضره، ج۲، ص۲۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۲۱؛ الثقات، ص۱۴۱- ۱۴۳.
  5. الامامه و السیاسة، ج۱، ص۱۳؛ اعلام النساء، ج۴، ص۱۱۵؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۹۳.
  6. بنگرید: تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۵۳؛ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۶۷- ۲۶۸؛ ینابیع الموده، ص۵۶- ۵۷؛ تذکرة الخواص، ص۲۲- ۲۴؛ سیره حلبی، ج۲، ص۲۰، ۹۰؛ مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۴؛ الثقات، ج۱، ص۱۳۸؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۲۰؛ الفصول المهمه، ص۲۲، ۲۹؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۲۲۶؛ ج۵، ۳۵؛ تاریخ الخلفاء، ص۱۷؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۲۶۸- ۲۷۰؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۱۵۰؛ الغدیر، ج۳، ص۱۱۲- ۱۲۵؛ جامع الصحیح، ج۲، ص۱۳؛ الاستیعاب، ج۲، ص۴۶۰؛ تیسیر الوصول، ج۳، ص۲۷۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۲؛ کنز العمّال، ج۶، ص۲۹۴- ۳۰۰.
  7. ربیع الابرار، ج۱، ص۷۰۷- ۷۰۸.
  8. الغدیر، ج۹، ص۹۴- ۹۵؛ شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۶۵؛ الریاض النضره، ج۱، ص۱۷.
  9. الفصول المهمّة، ص۲۲؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۱؛ مناقب خوارزمی، ص۷؛ کفایة الطالب، ص۱۹۳.
  10. عاملی، سید جعفر مرتضی، سیرت جاودانه ج۱، ص ۵۳۵.
  11. ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۳۸ ص ۳۳۰ تا ۳۴۸ «باب الأخوّة» و کتاب «حدیث برادری در سیرۀ نبوی» محمّد رضا هدایت پناه.
  12. بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۳۳۲.
  13. بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۳۳۰.
  14. در این مورد، ر. ک: «موسوعة الامام علی بن ابی طالب»، ج ۹ ص ۳۸۷، «احقاق الحق»، ج ۷ ص ۴۴۱، «دائرة المعارف تشیّع»، مدخل «حدیث مؤاخات»، «فضائل الخمسه من الصحاح السته» ج ۱ ص ۳۳۳.
  15. آشنایی با قرآن، جلد سوم، ص۱۹۷.
  16. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۲۵؛ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۵۶۰.