تفویض
معناشناسی
«تفویض» در لغت به معنای واگذار کردن و تسلیم امری به دیگری و حاکم کردن او در آن امر است[۱] و معانی و مصادیق متعددی دارد؛ اما آنچه به بحث ما مربوط است، تفویض تکوینی افعال از سوی خدا به انسانهاست. به این معنا که خداوند قدرت انجام کارها را به انسانها واگذاشته و خود از این قدرت کنار کشیده است و بر افعالی که از انسانها صادر میشود، قادر نیست. بدین ترتیب انسانها پس از دریافت قدرت عملی، در انجام اعمال خویش مستقل بوده و تحقق افعالشان منوط به اذن و اجازه تکوینی خدا نیست[۲].[۳]
به نظر مفوّضه، اراده خداوند در حوادث این جهان دخالتی ندارد. دخالت اراده خداوند در جهان صرفاً همین اندازه است که ابتدا این جهان را تکوین کرده است. جهان، بعد از آنکه با اراده ذات باری تکوین یافت، به حسب طبع خود گردش و جریانی دارد و حوادثی که به تدریج پدید میآید، مقتضای طبع خود جهان است؛ عیناً مانند کارخانهای که به وسیله یک نفر مهندس تأسیس میشود، دخالت مهندس فقط در راهاندازی ابتدایی آن کارخانه است؛ ولی کارخانه بعد از تأسیس و راهاندازی، به حسب طبع خود کار میکند و اراده مهندس در جریان و ادامه کار دخالت ندارد.
معتقدان به تفویض در مسئله توحید معتقد بودند که خدای بزرگ فقط آفریننده عالم است و بس؛ ولی تدبیر عالم با دیگران است و خدا افعال آنها را تصویب کرده است. از نظر آنان مسئله خلق و ایجاد با مسئله اداره عالم جداست. اینگونه فکر و اعتقاد با اساس توحید منافات دارد[۴].
انواع تفویض
تفویض به سه صورت تفویض در تکوین، تفویض امور خلق و تفویض در تشریع قابل تصور است.
تفویض در تکوین
تفویض در تکوین دو فرض دارد:
- تفویض در خلق و رزق و تربیت و زنده کردن و میراندن: یعنی ائمه(ع) این کارها را با قدرت و اراده خود انجام دهند و فاعل حقیقی آنان باشند، نه خدای متعال. این گونه تفویض کفر است و کسی از شیعیان به آن معتقد نیست[۵].
- نوع دیگر، تفویض در خلق و رزق است. به این معنا که خداوند متعال، کارها را با اراده ائمه(ع) انجام میدهد. پس هرگاه یک امام معصوم اراده کند. چیزی را بیافریند، خداوند آن را خلق میکند؛ آن گونه که در معجزات، اراده از ولی خداست، ولی قدرت از خداوند است و فاعل حقیقی اوست؛ به عبارت دیگر، هرگاه آنان چیزی را اراده کنند، خداوند خواسته آنان را رد نمیکند. روایات شیعه تفویض به این معنا را نیز صریحاً نفی میکند[۶].[۷]
تفویض امور خلق
تفویض امور خلق چهار صورت دارد:
- تفویض امور مخلوقات، از قبیل تعلیم و تربیت، سیاست، تبلیغ احکام و... و آنکه قرآن فرموده است: ﴿مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ﴾[۸] مراد اینگونه امور است.
- تفویض بیان علوم و احکام به حسب آنچه مصلحت میدانند، و چون عقل مردم یکسان نیست و همه در یک سطح نیستند، باید برای بعضی ظاهردین را بگویند و برای برخی باطن آن را؛ برای بعضی تفسیر آیات را بگویند و برای برخی تأویل آیات شریفه را برای بعضی طبق تقیه جواب دهند و برای بعضی بدون تقیه.
- تفویض به معنای قضاوت و ولایت که حکم خداوند را بگویند و آن را میان مردم اجرا کنند.
- تفویض در خرج کردن و به مصرف رساندن بیت المال که به چه کسی عطا کنند و به چه شخصی عطا نکنند: ﴿هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۹].
تفویض در هر چهار قسم، که مربوط به امور مردم است، حکمشان روشن است و قطعاً پیامبران و ائمه(ع) آنها را دارند و از برخی آیات[۱۰] و برخی روایات، به روشنی استفاده میشود و جای بحث ندارد[۱۱].
تفویض در تشریع
تفویض در تشریع، به دو صورت ذیل، میتواند باشد:
- تفویض در دین و در تشریع احکام؛ به معنای آنکه ائمه(ع) هر چه را بخواهند حلال میکنند و هر چه را بخواهند حرام میکنند و تشریع حلال و حرام به دست آنان باشد؛ نه از راه وحی یا الهام الهی. اینگونه تفویض را هیچ شخص متدینی، بلکه هیچ عاقلی نمیگوید و این روشن است که گاهی پیامبر اکرم(ص) برای پاسخ دادن به یک شخص منتظر وحی میماند؛ چنان که خدای تعالی در قرآن میفرماید: ﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى﴾[۱۲]. پس معلوم میشود از نزد خود چیزی را حلال یا حرام نمیکردند.
- چون پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) کاملترین انسانها هستند، هیچ خواستهای غیر از خواسته خداوند و ارادهای غیر از اراده خداوند، ندارند. ممکن است خداوند این اختیار را به آنها داده باشد که بعضی از امور جزئی را در دین - نه تشریع تمام احکام یا تشریع کلیات- تشریع نمایند و این نیز حتماً با وحی و الهام الهی و با علم به مصالح و مفاسد اینگونه احکام صورت میگیرد؛ مثل زیاد کردن رکعت سوم و چهارم نماز[۱۳].[۱۴]
منابع
پانویس
- ↑ ابن زکریا، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۴، ص۴۶۰؛ جوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، ج۳، ص۱۰۹۹؛ المصباح المنیر، ص۴۸۳؛ تاج العروس، ج۵، ص۷۱.
- ↑ درباره معانی مختلف تفویض و اثبات این که چه کسانی از مصادیق اعتقاد به تفویض به معنای حاضرند، بنگرید به: برنجکار، رضا، «مفوضه چه کسانی هستند؟» مجله معرفت، شماره ۱۶.
- ↑ بیابانی، محمد، مقاله «جبر و اختیار و عدل الهی»، دانشنامه امام علی ج۲، ص ۳۱۰.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۷۹-۸۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۴۶؛ خویی، منهاج البراعه، ج۴، ص۳۶۰.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۴۷.
- ↑ محمودی، حسن علی، مقاله «شیعه و خاتمیت»، موسوعه رد شبهات، ج۱۳، ص۵۸؛ هاشمی، سید ایوب، مقاله «نظریه تفویض»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۷۲.
- ↑ «و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید» سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ «این بخشش ماست، پس بیشمار ببخش یا (برای خود) نگهدار!» سوره ص، آیه ۳۹.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۶؛ سوره مائده، آیه ۵۵؛ سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ محمودی، حسن علی، مقاله «شیعه و خاتمیت»، موسوعه رد شبهات ج۱۳، ص۶۳؛ هاشمی، سید ایوب، مقاله «نظریه تفویض»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۷۲.
- ↑ «و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳-۴.
- ↑ سبحانی تبریزی، مفاهیم القرآن، ج۱، ص۶۲۶.
- ↑ محمودی، حسن علی، مقاله «شیعه و خاتمیت»، موسوعه رد شبهات ج۱۳، ص۶۴؛ هاشمی، سید ایوب، مقاله «نظریه تفویض»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۷۲.