معیارهای انتخاب همسر
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
شاخصها و معیارهای انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر چیست؟ ائمه معصوم(ع) در انتخاب همسر چه معیارهایی را در نظر میگرفتند؟ داشتن چه ویژگیهای فردی و خانوادگی در زنان و مردانی که میخواستند با آنان وصلت کنند، برایشان مهم بوده است؟ ایشان از ازدواج با چه کسانی پرهیز داشتند و... .
پاسخ به این پرسشها، نهتنها برای دوستداران، پیروان و تشنگان معارف ناب اهلبیت(ع)، بلکه برای همه انسانهایی که فطرت پاک و عقل سلیم دارند و در اندیشه یافتن راهی درست برای زندگی کردناند بسیار مهم و حیاتی است.
در فرهنگ پربار و غنی اسلام معیار و محک ارزشیابی امور مربوط به افکار، اندیشهها، نیات و کردار انسان، ایمان، دینداری، پرهیزکاری و بسیاری از فضایل انسانی و الهی است. ازدواج نیز از این قانون کلی مستثنا نیست در گفتار و سیره رسول خدا و اهلبیت(ع) همین امور به منزله معیار کفویت در ازدواج معرفی شده است.
به همین دلیل ازدواج شخصیتهای فوقالعاده ممتاز و بینظیری چون رسول خدا و ائمه هدی(ع) با بانوانی که به هیچروی با آنان قیاسپذیر نیستند، میتواند توجیه درستی داشته باشد. بانوانی چون حضرت خدیجه کبری که تاج افتخار نخستین زن مسلمان و مؤمن بر تارک جبین مبارکش نقش بسته است و دیگر بانوان تنها به سبب داشتن این معیارها و شاخصهاست که افتخار وصلت با بهترین انسانها را از آن خود کردهاند. همچنین برخی وصلتها را که به ظاهر عجیب و ناپذیرفته به نظر میرسند از همین جهت میتوان توجیه کرد. همچنین ازدواج زینب بنت جحش با زید بن حارثه غلام آزاد شده حضرت، ضباعه بنت زبیر بن عبدالمطلب با مقداد بن اسود تهیدست و فقیر، زلفا دختر زیاد بن لبید انصاری با جویبر جوان فقیر و مسکین اهل صفه و... .
به سبب معیار ایمان و دینداری است که شخصیت بزرگواری چون امام زینالعابدین با کنیزی آزاد شده ازدواج میکند؛ یا شخصیتی چون امام حسین(ع) با زن اسیری چون شهربانو میپیوندد. همسران بسیاری از ائمه معصوم(ع)، بانوان مؤمن، دیندار و عفیفی بودند که به حق شایستگی همسری یا مادری این خاندان بزرگ و برگزیده را داشتهاند.
آنچه از مجموعه سیره اهلبیت(ع) میتوان استفاده و استنباط کرد این است که آنان بر محور شایستهسالاری با برخی از زنان مؤمن و پاکدامن وصلت کردهاند. از پیوند نیکو و پربرکت رسول خدا با خدیجه کبری تا ازدواج پرمیمنت و مبارک امام حسن عسکری با نرجس خاتون، همه و همه بر محور شایستگی و لیاقت بوده است. اگر خوب بنگریم، عنصر ایمان، حسن خلق عفاف و امانتداری در همه این بانوان بزرگوار دیده میشود.
از مهمترین معیارها و ویژگیهایی که باید در انتخاب همسر در نظر باشد، میتوان به مواردی چون ایمان و اعتقاد دینی، حسن خلق، اصل و نسب و نجابت، تقوا و خودنگهداری، توان اداره زندگی، تحمل و بردباری لازم، درایت و هوشمندی، امانتداری و... اشاره کرد.
اولویتبندی و دستهبندیهای متفاوت و متنوعی در آثار اهل فن وجود دارد که ما در پی بیان یا انتخاب آنها نیستیم. هدف ما بیان معیارهایی است که در سیره عملی اهلبیت(ع) دیده شده و آنان در ازدواجهای خود و فرزندانشان به آنها توجه میکردند. البته یافتن معیارها و ملاکهایی که اهلبیت در انتخاب همسر بدانها توجه داشتهاند، کاری آسان نیست اما با جستوجو و تفحص در روایات و گزارشهای تاریخی، شاید بتوان به گوشهای از مهمترین معیارها دست یافت. با مطالعه سیره رسول خدا و اهلبیت(ع) مواردی دیده شد که آن بزرگواران بدان پایبند بودند و پایبندی ایشان به این معیارها به ما گزارش شده است[۱].
۱. ایمان، دینداری و پرهیزکاری
از باارزشترین ویژگیهایی که رعایت آنها برای همۀ انسانها، به ویژه زوجهای جوان هنگام انتخاب همسر لازم و ضروری به شمار میآید، ایمان، دینداری و پرهیزکاری است. اهمیت این معیارها را از جنبههای گوناگون میتوان به بحث و بررسی نشست.
اهمیت رعایت معیار ایمان در قرآن و روایات
وجود ویژگیهای نیک و برجسته در انسان مایه عزت و سربلندی است. این مسئله در برخی افراد که به دلایلی جایگاه و موقعیتی ویژه دارند یا در برهههایی از زندگی انسان دارای اهمیتی صدچندان است. دختر و پسر جوانی که در پی تشکیل خانواده و به دوش گرفتن مسئولیت خطیر اداره زندگی و تربیت فرزندند، از آن جملهاند.
بر توجه به این معیار مهم هنگام ازدواج و انتخاب همسر، در قرآن کریم و از زبان اهلبیت(ع) نیز تأکید شده است.
خداوند متعال در قرآن کریم درباره کفویت و همتایی اهل ایمان برای مؤمنان و مسلمانان و همتایی انسانهای بیایمان و بیتقوا برای خودشان میفرماید: ﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴾[۲].
امام حسن مجتبی(ع) در احتجاج با معاویه و یاران ملعونش با استناد به این آیه شریفه خطاب به او فرمودند: خداوند متعال میفرماید: «زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفاند و مردان زشتکار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصفاند. و آنان به خدا سوگند تو ای معاویه و یاران و پیروانت هستید. همچنین خداوند]در ادامه همان آیه[میفرماید: «زنان پاکیزه نیکو لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونهاند و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان میگویند منزهاند و از خداوند برای ایشان آمرزش و رزقی نیکوست». آنان علی بن ابی طالب(ع) و یاران و پیروان ایشاناند...[۳].
به بیان مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریف خداوند زنان و مردان مؤمن را برای همیشه پاک و به دور از هرگونه آلودگی دانسته و هر یک را از آن دیگری میداند. در برابر زنان و مردان غیر مؤمن و کافر به سبب حالت پلیدی و ناخوشایندی که دارند به هر خباثتی تن میدهند. آنان به همین سبب، همسنخ و همجنس یکدیگرند و به هم اختصاص دارند[۴].
رسول گرامی اسلام(ص) نیز در سخنان مختلف و به شیوههای گوناگون به اهمیت مسئله ایمان و دینداری در انتخاب همسر توجه کردهاند و رعایت آن را از ضروریات ازدواج دانستهاند. ایشان در جریان ازدواج یکی از جوانان مؤمن که به پیشنهاد حضرت قصد داشت با دختر زیاد بن لبید از سرشناسان و ثروتمندان مدینه ازدواج کند، برای قانع کردن زیاد به وی فرمودند: «ای زیاد، جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی کفو و همتای زن مؤمن است و هر مرد مسلمانی کفو و همتای زن مسلمان است»[۵].
این تأکید و تصریح حضرت و اقدام عملی ایشان از آن روی بود که ایمان، دینداری و پرهیزکاری از والاترین ارزشهای معنوی برای انسان به شمار میآید و بستری مناسب برای مجموعهای از فضایل اخلاقی و کمالات انسانی و الهی است. امام جعفر صادق(ع) درباره اهمیت دادن به مقوله پرهیزکاری و دینداری، به جای زیباییهای ظاهری و ثروت و دارایی میفرمایند: اگر مردی به قصد زیبایی یا ثروت زنی با او ازدواج کند، خداوند کار او را به همین امور واگذار میکند. اما اگر به قصد دینداری و فضایلی که در آن زن سراغ دارد با او ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را نیز از آن وی خواهد کرد. خداوند در قرآن میفرماید: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾[۶]»[۷].
وجود همین ویژگی مهم میان امت اسلام و تأکید بر آن در سنت و سیره رسول خدا و اهلبیت(ع) بود که سبب شد تا افراد اقوام و مللی متنوع از سیاه و سفید، عرب و عجم و شرقی و غربی با ظاهری بسیار متفاوت با هم به امتی واحد تبدیل شوند که قرنها در جهان سیطرهای بلامنازع داشته باشند در فرهنگ متعالی اسلام، تنها ملاک و معیار برتری و کهتری افراد و حسن و قبح و زیبایی و زشتی افعالشان همین است به همین جهت در انتخاب همسر نیز مهمترین معیار و ملاک لازم و ضروری همین است.
رسول خدا و اهلبیت(ع) اهمیت ایمان و پرهیزکاری را در ازدواج و انتخاب همسر به گونههای مختلف به خویشان و اصحاب و یاران خویش توصیه میفرمودند و آنان را از بیتوجهی به این امر مهم برحذر میداشتند. مرحوم طبرسی در کتاب شریف مکارم الاخلاق چنین نقل کرده است: شخصی به محضر مبارک امام حسن(ع) رسید و درباره ازدواج دخترش با ایشان مشورت کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «دخترت را به انسانی پرهیزکار شوهر ده؛ چراکه شوهر پرهیزکار اگر او را دوست داشته باشد اکرامش میکند و اگر دوستش نداشته باشد به او ستم روا نمیدارد»[۸].
حاصل این فرهنگ متعالی انسانی و الهی در اسلام، دلبستگیها و پیوندهای عاطفی و در نتیجه ازدواج و تشکیل کانون گرم و مستحکم خانواده میان انسانهای مؤمن و پرهیزکار از ملیتهای گوناگون و نیز طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ مسئلهای که از همان روزهای نخست صدر اسلام میان اصحاب تازهمسلمان حضرت(ع) به وضوح خودنمایی میکرد[۹].
سیره اهلبیت(ع)
اهمیت توجه به معیار ایمان و پرهیزکاری در ازدواج و انتخاب همسر، نهتنها در سخنان اهلبیت(ع) که در سیره آن بزرگواران نیز بسیار کانون توجه بوده است. آنان ایمان و پرهیزکاری را حصنی حصین میدانستند که انسان را از هرگونه آلودگی به ظلم و ستم به خویش یا دیگران مصون میدارد و موجب میشود انسان حریم خویش، خداوند و دیگران را محترم شمارد. مناسب است به مواردی از سیره آن بزرگواران اشاره کنیم.
ازدواج رسول خدا با خدیجه کبری(س)
نومسلمانان، نخستین بار شاهد رخداد مهم و مبارک در زندگی پرافتخار رسول گرامی اسلام و دودمان بافضیلت ایشان(ع) بودهاند و آن ازدواج رسول گرامی اسلام(ص) و خدیجه کبری(س) بوده است. این ازدواج درسی مهم و فراموش نشدنی برای مسلمانان بوده است ازدواج جوانی برومند، باشخصیت، خوشنام و بیبدیل چون رسول خدا(ص) در سنین جوانی با بانویی میانسال که به ظاهر با او بسیار ناهمگن است. بعدها همان شاهدان آشکارا دیدند که این زوج خوشبخت و موفق همدیگر را به درستی برگزیدهاند. آنان دیدند نخستین زنی که به فرستاده خدایش ایمان آورده هموست. عاشق و شیدای شویش است و در این راه از بذل مال تا فدای جان عزیزش دریغ نداشته است. ایمان خدیجه را همگان ستودهاند. حضرت(ص) ایشان را شخصیتی باعظمت یافته بود که نزدیک به پانزده سال پیش از بعثت و دوران غربت و تنهایی رسول خدا فدایی او شد و همه امکانات مادی و معنویاش را در اختیار او قرار داد[۱۰]. این نشان استقامت ایشان در ایمان و دینداری است. به همین دلیل، محبت حضرت به خدیجه کبری(س)، علاقه معمول یک مرد به همسرش نبود، بلکه رسول خدا توجهی ویژه به همسر بزرگوارشان داشتند و احترام حضرت به ایشان بیش از دیگر همسران بوده است. از سخنان حضرت در تعریف، تمجید، تجلیل و تکریم حضرت خدیجه، حتی پس از مرگ وی چنین برمیآید که همه احترامها و توجههای ویژه حضرت(ص) تنها به سبب ایمان و دینداری ایشان و قدرشناسی از فداکاریهای ایشان در راه پیشرفت اسلام بوده است[۱۱]. امام علی(ع) درباره ایمان حضرت خدیجه و پیشی جستن ایشان در ایمان آوردن به رسول خدا(ص) چنین میفرمایند: «... خانواده مسلمانی در اسلام نبود، جز خانوادهای که از رسول خدا و خدیجه کبری(س) تشکیل یافته بود و من سومین تن از اعضای با عظمت آن خانواده پرافتخار بودم»...[۱۲].
سراسر زندگی پرافتخار خدیجه کبری از ویژگیهای زرین و درخشانی سرشار است که نشان شناخت عمیق وی از حق و حقیقت و در مرحله بعد دینداری و پرهیزکاری بالای وی در حفظ حریم الهی و استقامت در این راه است. کاری که تنها و تنها از مؤمنان با استقامت و پارسایان خداترس ساخته است[۱۳].
ازدواج حضرت امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(س)
چشم بیدار تاریخ، شاهد رخداد عجیب دیگری نیز بوده است؛ چنانکه خداوند خود عقد پیوند مبارک ازدواج دو انسان متعالی و متفاوت با دیگر انسانها را در آسمانها بست. آن دو به مرتبهای از خلوص ایمان و دینداری رسیده بودند که به این شرافت و کرامت مفتخر شدند به همین سبب رسول گرامیاش فرمود: «آی مردم، من چون شما بشرم. همانند شما با زنان شما ازدواج میکنم و شما را به تزویج هم درمیآورم. اما حساب فاطمه از دیگران جداست. دستور ازدواج او به دست خداوند بوده و از آنجا نازل شده است»[۱۴]. و فرمود: «آگاه باشید اگر خدای تعالی علی را نمیآفرید و فاطمه را به وی تزویج نمیکرد هرگز کفو و همتایی برای فاطمه از آغاز آفرینش آدم تا قیام قیامت پیدا نمیشد»[۱۵].
رسول خدا در تعریف و تمجید از امیرمؤمنان نخستین ویژگیای که از ایشان برای دخترشان فاطمه(س) بازمیگویند ایمان و مسلمانی اوست: «... فاطمه جان، آیا نمیدانی که خداوند تعالی به تو اکرام کرده و به عقد ازدواج کسی درآورده است که نخستین مسلمان... است». فاطمه(س) از این پیوند شادمان شدند و آنچه را که پدر بزرگوارشان رسول خدا(ص) فرموده بودند، بشارتی برای خود یافتند[۱۶].
برای رسول خدا(ص) این نکته اهمیت داشته که دخترشان فاطمه زهرا(س) به ازدواج با شخصیتی راضی شدهاند که نخستین مؤمن و پیشوای پارسایان است؛ چراکه پیامبر خود به امتشان توصیه کردهاند که در ازدواج جز دین و ایمان افراد در نظرتان نباشد تا رضای خدای را به دست آورید[۱۷].[۱۸]
ازدواج اصحاب و یاران رسول خدا(ص)
توجه حضرت به ایمان و دینداری افراد در ازدواج نهتنها برای خود و فرزندانشان، بلکه برای دیگر یاران و اصحاب نیز مهم بوده است. ایشان با ملاک قرار دادن ایمان دو طرف آنان را حتی با وجود تفاوتهای بسیار از جنبههای گوناگون، به هم تزویج میفرمودند؛ برای نمونه به چند مورد اشاره میکنیم:
۱. تزویج زلفا به جویبر: داستان عبرتانگیز ازدواج جویبر، غلام سیاه و از اصحاب فقیر صفه، با دختر یکی از اشراف مدینه از اقدامهای فوقالعاده رسول خدا(ص) در صدر اسلام بوده است ایشان برای تخطئه افکار باقیمانده از دوران جاهلیت و قانع کردن جویبر به ازدواج با دختر زیاد بن لبید انصاری، به او یادآور شدند: ای جویبر، به یقین خداوند تعالی به برکت اسلام همه آنچه را در جاهلیت شریف و عزتمند بود پست و بیمقدار و ذلیل کرد و همه آنچه را در آن عصر ذلیل و بیمقدار مینمود باعزت و شریف و ارزشمند ساخت. خداوند به برکت اسلام همه خودبرتربینیها و افتخارات به قوم و قبیله و گذشتگان را در عصر جاهلیت از میان برداشت. اکنون (در سایه دین مقدس اسلام)، همه انسانها، سفید و سیاه، عرب و عجم، قرشی و غیر آن، همه از نسل آدماند و پروردگار، آدم را از خاک آفریده است. به یقین، محبوبترین انسان نزد خداوند در روز قیامت پرهیزکارترین و مطیعترین آنان از دستورهای الهی است. ای جویبر، امروز هیچ مسلمانی را برتر و بالاتر از تو نمیشناسم جز کسی که از تو پرهیزکارتر و مطیعتر در برابر خداوند متعال باشد[۱۹].
در آن رویداد حضرت(ص) وقتی با خودداری زیاد بن لبید از این وصلت روبهرو شدند، خطاب به او فرمودند: «ای زیاد، جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی کفو و همتای زن مؤمن است و هر مرد مسلمانی کفو و همتای زن مسلمان است»[۲۰].
حضرت از تفاوتهای بسیاری که بین این دو تن بوده و مقام و جایگاه زیاد بن لبید بین قوم و قبیله خود و اوضاع نهچندان رضایتبخش جویبر آگاه بودهاند. با وجود این، تنها ایمان و دینداری آن دو جوان را معیار و شاخص ازدواج ایشان معرفی کردهاند.
۲. ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب: ضباعه از بانوان مشهور و معروف و از بزرگزادگان قریش و بنیهاشم بود و مقداد، جوانی سیاهپوست، غیر معروف و از طبقات پاییندست جامعه آن روز مدینه بود که دیگران کمتر به وی توجه داشتند. رسول خدا(ص) در اقدامی عجیب و برای شکستن سنت باقیمانده از عصر جاهلیت، ضباعه عموزاده خود و دختر زبیر بن عبدالمطلب را به عقد مقداد بن اسود کندی درآورد. امام صادق(ع) این اقدام مبارک را چنین گزارش فرمودند: رسول خدا(ص) ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را به ازدواج مقداد بن اسود درآوردند. سپس فرمودند تنها با این هدف ضباعه را به عقد مقداد درآوردند تا امر ازدواج برای جوانان آسان شود و] مسلمانان در ازدواج فرزندانشان] از سنت رسول خدا پیروی کنند و بدانند که «البته گرامیترین انسانها نزد خداوند پرهیزگارترین آنهاست»؛ درحالیکه زبیر [پدر ضباعه] با عبدالله [پدر رسول خدا] و ابو طالب پدر امیرالمؤمنین(ع) برادر و دارای یک پدر و مادر بودهاند[۲۱].
از سخن امام صادق(ع) استفاده میشود که تنها معیار رسول خدا در تزویج ضباعه به مقداد کفویت و همتایی این زوج جوان در ایمان، دینداری و پرهیزکاری بوده است؛ به بیان دیگر، بزرگزاده، معروف و مشهور بودن ضباعه که تنها ارزشهای قومی و قبیلهای به شمار میآیند و نیز گمنام و از طبقات پایین بودن مقداد از این تصمیم حضرت جلوگیری نکرده است؛ چراکه مقداد سرآمد مؤمنان راستین آن عصر پس از ائمه معصوم(ع) بوده است؛ تا جایی که به فرموده امام باقر(ع) مقداد تنها کسی بوده است که پس از رحلت رسول خدا(ص) که غالب مسلمانان دچار شک و تردید شده بودند هیچ شک و تردیدی در ایمان وی پدید نیامد[۲۲].
۳. زینب بنت جحش: زینب بنت جحش، دختر عمه رسول گرامی اسلام، از نوادگان عبدالمطلب و از خاندان بنیهاشم و چون ضباعه، دارای مقام و منزلت اجتماعی ممتاز بود. مهمتر از همه، از زنان دیندار و مؤمن به رسول خدا نیز بود. از سوی دیگر، زید بن حارثه بردهای اسیر در دست قریش بود که رسول خدا(ص) وی را آزاد کرده بود. اما در جامعه نوپای اسلامی آن روز مدینه، هنوز داغ بردگی بر پیشانی زید سنگینی میکرد[۲۳]. بنابراین زینب و زید از دو طبقه اجتماعی کاملا متفاوت بودهاند. طبیعی است که پیوند این دو جوان در جامعه آن روز مدینه، مسئلهای سنگین و تحملناپذیر بود. تعجب زینب بنت جحش و خانوادهاش، به ویژه عبدالله بن جحش و بسیاری دیگر از مردم مدینه این مسئله را تأیید میکند. اما رسول خدا(ص) آن دو جوان مؤمن و دیندار را به عقد ازدواج هم درآورد تا پاسخی به پندارهای نادرست جاهلی دهد و ازدواج بر دیگران نیز آسان شود[۲۴].
تشویق و تحریص رسول خدا و اهلبیت(ع) به ازدواج با افراد مؤمن و پرهیزکار، به ازدواج خود ایشان یا فرزندان و خویشانشان منحصر نبوده است. بلکه دیگر اصحاب و یاران خویش را نیز به این ملاکهای ارزشمند فرامیخواندند. به بیان امام صادق، رسول خدا(ص) مردم را به تزویج زودهنگام فرزندانشان تشویق میفرمودند. یکی از اصحاب از ایشان پرسید: «فرزندان خویش را به ازدواج چه کسانی در آوریم؟» حضرت فرمودند: «الْأَكْفَاءِ»؛ «به همتایان آنها».
دوباره پرسید: «کفو و همتای آنان چه کسانیاند؟ حضرت فرمودند: «الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ»؛ «مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند. مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند»[۲۵]. در این بیان حکیمانه، تکرار مسئلۀ کفویت مؤمنان برای ازدواج با مؤمنان، از اهمیت آن در پیشگاه باعظمت پیامبر مکرم اسلام(ص) نشان دارد. اهمیت مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم حضرت(ص) در پی بیان معنای کفویت در ازدواج برای پرسشکنندهاند.
در موارد متعددی نیز رسول خدا و اهلبیت(ع) یاران خود را توصیه و تشویق میفرمودند تا تنها ایمان و دینداری را اساس انتخاب همسر برای خود و فرزندانشان قرار دهند[۲۶]. همچنین توصیه میفرمودند که اگر خواستگاران فرزندانشان مؤمن و دیندارند، به آنان پاسخ مثبت دهند. همچنین به آنان هشدار میدادند که به چنین افرادی پاسخ رد ندهند تا خود جامعه و زمین را گرفتار فساد و فتنهای بزرگ نکنند[۲۷].[۲۸]
۲. خوشاخلاقی
۳. اصالت خانواده
منابع
پانویس
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۸۵.
- ↑ «پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) میگویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.
- ↑ «ثُمَّ قَامَ الْحَسَنُ(ع) فَنَفَضَ ثِيَابَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: ﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ﴾، هُمْ وَ اللَّهِ يَا مُعَاوِيَةُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ هَؤُلَاءِ وَ شِيعَتُكَ، ﴿وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ﴾ هُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَصْحَابُهُ وَ شِيعَتُهُ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الإحتجاج، ج۱، ص۲۷۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص٨۶).
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۲۷، ذیل آیه ۲۶ سوره نور.
- ↑ «يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
- ↑ «و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بینیازی میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.
- ↑ «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِحُسْنِهَا أَوْ لِمَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا وَ فَضْلِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ قَالَ اللَّهُ: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴾» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶)؛ و روایاتی دیگر مانند: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ نَهَى أَنْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِمَالِهَا أَوْ لِجَمَالِهَا وَ قَالَ مَالُهَا يُطْغِيهَا وَ جَمَالُهَا يُرْدِيهَا فَعَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّينِ» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۹۵؛ تاج الدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۱؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶) و...
- ↑ «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ(ع) يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ، فَقَالَ(ع): زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۸۷.
- ↑ خدیجه کبری در همان روزهای نخستین ازدواج با رسول خدا(ص) به عمویش ورقة بن نوفل فرمود میان مردم برود و بهطور رسمی اعلان کند که خدیجه خود و همه داراییاش را در اختیار شویش قرار داده است. او نیز به مرکز شهر مکه کنار خانه خدا بین مقام ابراهیم و چاه زمزم ایستاد و با صدای بلند چنین گفت: «يَا مَعَاشِرَ الْعَرَبِ! إِنَّ خَدِيجَةَ تَشْهَدُكُمْ عَلَى أَنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا وَ مَالَهَا وَ عَبِيدَهَا وَ خَدَمِهَا وَ جَمِيعَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهَا وَ الْمَوَاشِيَ وَ الصَّدَاقَ وَ الْهَدَايَا لِمُحَمَّدٍ(ص) وَ جَمِيعَ مَا بَذَلَ لَهَا مَقْبُولٌ مِنْهُ وَ هُوَ هَدِيَّةٌ مِنْهَا إِلَيْهِ إِجْلَالاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ رَغْبَةً فِيهِ فَكُونُوا عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص٧١).
- ↑ «عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ لَمْ يَسْأَمْ مِنْ ثَنَاءٍ عَلَيْهَا وَ اسْتِغْفَارٍ لَهَا. فَذَكَرَهَا ذَاتَ يَوْمَ فَحَمَلَتْنِي الْغَيْرَةُ، فَقُلْتُ: لَقَدْ عَوَّضَكَ اللَّهُ مِنْ كَبِيرَةِ السِّنِّ. قَالَتْ: فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) غَضِبَ غَضَباً شَدِيداً فَسَقَطْتُ فِي يَدِي، فَقُلْتُ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ أَذْهَبْتَ بِغَضَبِ رَسُولِكَ(ص) لَمْ أَعُدْ لِذِكْرِهَا بِسُوءٍ مَا بَقِيتُ. قَالَتْ: فَلَمَّا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا لَقِيتُ، قَالَ: كَيْفَ قُلْتِ وَ اللَّهِ لَقَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ النَّاسُ وَ آوَتْنِي إِذْ رَفَضَنِي النَّاسُ وَ صَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ...» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٢٠).
- ↑ «وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشَمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۴، ص۴٧٩؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، معروف به خطبه قاصعه).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۲.
- ↑ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ» (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).
- ↑ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ فَاطِمَةَ لِعَلِيٍّ مَا كَانَ لَهَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ كُفْوٌ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ» (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، الأمالی، ص۵٩٢؛ همو، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).
- ↑ «عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ(س) تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا فَقَالَ النَّبِيُّ(ص) لَهَا: يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا... بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً قَالَ فَسُرَّتْ بِذَلِكَ فَاطِمَةُ وَ اسْتَبْشَرَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص)» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٨).
- ↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۳.
- ↑ «يَا جُوَيْبِرُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَضَعَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ شَرِيفاً وَ شَرَّفَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَضِيعاً وَ أَعَزَّ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ ذَلِيلًا وَ أَذْهَبَ بِالْإِسْلَامِ مَا كَانَ مِنْ نَخْوَةِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرِهَا بِعَشَائِرِهَا وَ بَاسِقِ أَنْسَابِهَا فَالنَّاسُ الْيَوْمَ كُلُّهُمْ أَبْيَضُهُمْ وَ أَسْوَدُهُمْ وَ قُرَشِيُّهُمْ وَ عَرَبِيُّهُمْ وَ عَجَمِيُّهُمْ مِنْ آدَمَ وَ إِنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ طِينٍ وَ إِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَطْوَعُهُمْ لَهُ وَ أَتْقَاهُمْ وَ مَا أَعْلَمُ يَا جُوَيْبِرُ! لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ فَضْلًا إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْكَ وَ أَطْوَعَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
- ↑ «يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) زَوَّجَ الْمِقْدَادَ بْنَ أَسْوَدَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا زَوَّجَهَا الْمِقْدَادَ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَ لِيَتَأَسَّوْا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ كَانَ الزُّبَيْرُ أَخَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي طَالِبٍ لِأَبِيهِمَا وَ أُمِّهِمَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴۴).
- ↑ «عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ قَالَ: قُلْتُ: فَعَمَّارٌ، قَالَ: قَدْ كَانَ جَاضَ جَيْضَةً ثُمَّ رَجَعَ ثُمَّ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْءٌ فَالْمِقْدَادُ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَإِنَّهُ عَرَضَ فِي قَلْبِهِ أَنَّ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ لَوْ تَكَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ الْأَرْضُ...» (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإختصاص، ص۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۳۹).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢ ص٢۶٢. البته زید در اثر انس با رسول خدا(ص) به بالاترین مقامات معنوی رسیده و از مجاهدان اولیه و فرماندهان رسول خدا(ص) در جنگها بود. او سرانجام در جنگ موته به همراه جعفر بن ابیطالب به شهادت رسید.
- ↑ پیش از این در جلد نخست اشاره کردیم که بعدها این زوج جوان، بنا به عللی از هم جدا شدند و رسول خدا(ص) برای مبارزه با افکار نادرست جاهلی که ازدواج با بیوه پسرخوانده را ازدواج با محارم میشمردند و آن را نادرست میپنداشتند، به دستور خداوند با زینب، همسر مطلقه زید ازدواج کرد: ﴿... فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾ «... و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ(ص) فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟ فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟ فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱).
- ↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).
- ↑ روایات در این زمینه بسیار است. از جمله: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ وَ أَنَّكَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلَا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۳)؛ «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۵.