معیارهای انتخاب همسر

مقدمه

معیارهای انتخاب همسر چیست؟ ائمه معصوم(ع) در انتخاب همسر چه معیارهایی را در نظر می‌گرفتند؟ داشتن چه ویژگی‌های فردی و خانوادگی در زنان و مردانی که می‌خواستند با آنان وصلت کنند، برایشان مهم بوده است؟ ایشان از ازدواج با چه کسانی پرهیز داشتند و... .

پاسخ به این پرسش‌ها، نه‌تنها برای دوستداران، پیروان و تشنگان معارف ناب اهل‌بیت(ع)، بلکه برای همه انسان‌هایی که فطرت پاک و عقل سلیم دارند و در اندیشه یافتن راهی درست برای زندگی کردن‌اند بسیار مهم و حیاتی است.

در فرهنگ پربار و غنی اسلام معیار و محک ارزشیابی امور مربوط به افکار، اندیشه‌ها، نیات و کردار انسان، ایمان، دین‌داری، پرهیزکاری و بسیاری از فضایل انسانی و الهی است. ازدواج نیز از این قانون کلی مستثنا نیست در گفتار و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) همین امور به منزله معیار کفویت در ازدواج معرفی شده است.

به همین دلیل ازدواج شخصیت‌های فوق‌العاده ممتاز و بی‌نظیری چون رسول خدا و ائمه هدی(ع) با بانوانی که به هیچ‌روی با آنان قیاس‌پذیر نیستند، می‌تواند توجیه درستی داشته باشد. بانوانی چون حضرت خدیجه کبری که تاج افتخار نخستین زن مسلمان و مؤمن بر تارک جبین مبارکش نقش بسته است و دیگر بانوان تنها به سبب داشتن این معیارها و شاخص‌هاست که افتخار وصلت با بهترین انسان‌ها را از آن خود کرده‌اند. همچنین برخی وصلت‌ها را که به ظاهر عجیب و ناپذیرفته به نظر می‌رسند از همین جهت می‌توان توجیه کرد. همچنین ازدواج زینب بنت جحش با زید بن حارثه غلام آزاد شده حضرت، ضباعه بنت زبیر بن عبدالمطلب با مقداد بن اسود تهیدست و فقیر، زلفا دختر زیاد بن لبید انصاری با جویبر جوان فقیر و مسکین اهل صفه و... .

به سبب معیار ایمان و دین‌داری است که شخصیت بزرگواری چون امام زین‌العابدین با کنیزی آزاد شده ازدواج می‌کند؛ یا شخصیتی چون امام حسین(ع) با زن اسیری چون شهربانو می‌پیوندد. همسران بسیاری از ائمه معصوم(ع)، بانوان مؤمن، دین‌دار و عفیفی بودند که به حق شایستگی همسری یا مادری این خاندان بزرگ و برگزیده را داشته‌اند.

آنچه از مجموعه سیره اهل‌بیت(ع) می‌توان استفاده و استنباط کرد این است که آنان بر محور شایسته‌سالاری با برخی از زنان مؤمن و پاک‌دامن وصلت کرده‌اند. از پیوند نیکو و پربرکت رسول خدا با خدیجه کبری تا ازدواج پرمیمنت و مبارک امام حسن عسکری با نرجس خاتون، همه و همه بر محور شایستگی و لیاقت بوده است. اگر خوب بنگریم، عنصر ایمان، حسن خلق عفاف و امانتداری در همه این بانوان بزرگوار دیده می‌شود.

از مهم‌ترین معیارها و ویژگی‌هایی که باید در انتخاب همسر در نظر باشد، می‌توان به مواردی چون ایمان و اعتقاد دینی، حسن خلق، اصل و نسب و نجابت، تقوا و خودنگهداری، توان اداره زندگی، تحمل و بردباری لازم، درایت و هوشمندی، امانت‌داری و... اشاره کرد.

اولویت‌بندی و دسته‌بندی‌های متفاوت و متنوعی در آثار اهل فن وجود دارد که ما در پی بیان یا انتخاب آنها نیستیم. هدف ما بیان معیارهایی است که در سیره عملی اهل‌بیت(ع) دیده شده و آنان در ازدواج‌های خود و فرزندانشان به آنها توجه می‌کردند. البته یافتن معیارها و ملاک‌هایی که اهل‌بیت در انتخاب همسر بدان‌ها توجه داشته‌اند، کاری آسان نیست اما با جست‌وجو و تفحص در روایات و گزارش‌های تاریخی، شاید بتوان به گوشه‌ای از مهم‌ترین معیارها دست یافت. با مطالعه سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) مواردی دیده شد که آن بزرگواران بدان پایبند بودند و پایبندی ایشان به این معیارها به ما گزارش شده است[۱].

ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری

از باارزش‌ترین ویژگی‌هایی که رعایت آنها برای همۀ انسان‌ها، به ویژه زوج‌های جوان هنگام انتخاب همسر لازم و ضروری به شمار می‌آید، ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری است. اهمیت این معیارها را از جنبه‌های گوناگون می‌توان به بحث و بررسی نشست.

اهمیت رعایت معیار ایمان در قرآن و روایات

وجود ویژگی‌های نیک و برجسته در انسان مایه عزت و سربلندی است. این مسئله در برخی افراد که به دلایلی جایگاه و موقعیتی ویژه دارند یا در برهه‌هایی از زندگی انسان دارای اهمیتی صدچندان است. دختر و پسر جوانی که در پی تشکیل خانواده و به دوش گرفتن مسئولیت خطیر اداره زندگی و تربیت فرزندند، از آن جمله‌اند.

بر توجه به این معیار مهم هنگام ازدواج و انتخاب همسر، در قرآن کریم و از زبان اهل‌بیت(ع) نیز تأکید شده است.

خداوند متعال در قرآن کریم درباره کفویت و همتایی اهل ایمان برای مؤمنان و مسلمانان و همتایی انسان‌های بی‌ایمان و بی‌تقوا برای خودشان می‌فرماید: ﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ[۲].

امام حسن مجتبی(ع) در احتجاج با معاویه و یاران ملعونش با استناد به این آیه شریفه خطاب به او فرمودند: خداوند متعال می‌فرماید: «زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصف‌اند و مردان زشت‌کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصف‌اند. و آنان به خدا سوگند تو ای معاویه و یاران و پیروانت هستید. همچنین خداوند]در ادامه همان آیه[می‌فرماید: «زنان پاکیزه نیکو لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه‌اند و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان می‌گویند منزه‌اند و از خداوند برای ایشان آمرزش و رزقی نیکوست». آنان علی بن ابی طالب(ع) و یاران و پیروان ایشان‌اند...[۳].

به بیان مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریف خداوند زنان و مردان مؤمن را برای همیشه پاک و به دور از هرگونه آلودگی دانسته و هر یک را از آن دیگری می‌داند. در برابر زنان و مردان غیر مؤمن و کافر به سبب حالت پلیدی و ناخوشایندی که دارند به هر خباثتی تن می‌دهند. آنان به همین سبب، هم‌سنخ و هم‌جنس یکدیگرند و به هم اختصاص دارند[۴].

رسول گرامی اسلام(ص) نیز در سخنان مختلف و به شیوه‌های گوناگون به اهمیت مسئله ایمان و دین‌داری در انتخاب همسر توجه کرده‌اند و رعایت آن را از ضروریات ازدواج دانسته‌اند. ایشان در جریان ازدواج یکی از جوانان مؤمن که به پیشنهاد حضرت قصد داشت با دختر زیاد بن لبید از سرشناسان و ثروتمندان مدینه ازدواج کند، برای قانع کردن زیاد به وی فرمودند: «ای زیاد، جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی کفو و همتای زن مؤمن است و هر مرد مسلمانی کفو و همتای زن مسلمان است»[۵].

این تأکید و تصریح حضرت و اقدام عملی ایشان از آن روی بود که ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری از والاترین ارزش‌های معنوی برای انسان به شمار می‌آید و بستری مناسب برای مجموعه‌ای از فضایل اخلاقی و کمالات انسانی و الهی است. امام جعفر صادق(ع) درباره اهمیت دادن به مقوله پرهیزکاری و دین‌داری، به جای زیبایی‌های ظاهری و ثروت و دارایی می‌فرمایند: اگر مردی به قصد زیبایی یا ثروت زنی با او ازدواج کند، خداوند کار او را به همین امور واگذار می‌کند. اما اگر به قصد دینداری و فضایلی که در آن زن سراغ دارد با او ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را نیز از آن وی خواهد کرد. خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۶]»[۷].

وجود همین ویژگی مهم میان امت اسلام و تأکید بر آن در سنت و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) بود که سبب شد تا افراد اقوام و مللی متنوع از سیاه و سفید، عرب و عجم و شرقی و غربی با ظاهری بسیار متفاوت با هم به امتی واحد تبدیل شوند که قرن‌ها در جهان سیطره‌ای بلامنازع داشته باشند در فرهنگ متعالی اسلام، تنها ملاک و معیار برتری و کهتری افراد و حسن و قبح و زیبایی و زشتی افعالشان همین است به همین جهت در انتخاب همسر نیز مهم‌ترین معیار و ملاک لازم و ضروری همین است.

رسول خدا و اهل‌بیت(ع) اهمیت ایمان و پرهیزکاری را در ازدواج و انتخاب همسر به گونه‌های مختلف به خویشان و اصحاب و یاران خویش توصیه می‌فرمودند و آنان را از بی‌توجهی به این امر مهم برحذر می‌داشتند. مرحوم طبرسی در کتاب شریف مکارم الاخلاق چنین نقل کرده است: شخصی به محضر مبارک امام حسن(ع) رسید و درباره ازدواج دخترش با ایشان مشورت کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «دخترت را به انسانی پرهیزکار شوهر ده؛ چراکه شوهر پرهیزکار اگر او را دوست داشته باشد اکرامش می‌کند و اگر دوستش نداشته باشد به او ستم روا نمی‌دارد»[۸].

حاصل این فرهنگ متعالی انسانی و الهی در اسلام، دل‌بستگی‌ها و پیوندهای عاطفی و در نتیجه ازدواج و تشکیل کانون گرم و مستحکم خانواده میان انسان‌های مؤمن و پرهیزکار از ملیت‌های گوناگون و نیز طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ مسئله‌ای که از همان روزهای نخست صدر اسلام میان اصحاب تازه‌مسلمان حضرت(ع) به وضوح خودنمایی می‌کرد[۹].

سیره اهل‌بیت(ع)

اهمیت توجه به معیار ایمان و پرهیزکاری در ازدواج و انتخاب همسر، نه‌تنها در سخنان اهل‌بیت(ع) که در سیره آن بزرگواران نیز بسیار کانون توجه بوده است. آنان ایمان و پرهیزکاری را حصنی حصین می‌دانستند که انسان را از هرگونه آلودگی به ظلم و ستم به خویش یا دیگران مصون می‌دارد و موجب می‌شود انسان حریم خویش، خداوند و دیگران را محترم شمارد. مناسب است به مواردی از سیره آن بزرگواران اشاره کنیم.

ازدواج رسول خدا با خدیجه کبری(س)

نومسلمانان، نخستین بار شاهد رخداد مهم و مبارک در زندگی پرافتخار رسول گرامی اسلام و دودمان بافضیلت ایشان(ع) بوده‌اند و آن ازدواج رسول گرامی اسلام(ص) و خدیجه کبری(س) بوده است. این ازدواج درسی مهم و فراموش نشدنی برای مسلمانان بوده است ازدواج جوانی برومند، باشخصیت، خوش‌نام و بی‌بدیل چون رسول خدا(ص) در سنین جوانی با بانویی میانسال که به ظاهر با او بسیار ناهمگن است. بعدها همان شاهدان آشکارا دیدند که این زوج خوشبخت و موفق همدیگر را به درستی برگزیده‌اند. آنان دیدند نخستین زنی که به فرستاده خدایش ایمان آورده هموست. عاشق و شیدای شویش است و در این راه از بذل مال تا فدای جان عزیزش دریغ نداشته است. ایمان خدیجه را همگان ستوده‌اند. حضرت(ص) ایشان را شخصیتی باعظمت یافته بود که نزدیک به پانزده سال پیش از بعثت و دوران غربت و تنهایی رسول خدا فدایی او شد و همه امکانات مادی و معنوی‌اش را در اختیار او قرار داد[۱۰]. این نشان استقامت ایشان در ایمان و دین‌داری است. به همین دلیل، محبت حضرت به خدیجه کبری(س)، علاقه معمول یک مرد به همسرش نبود، بلکه رسول خدا توجهی ویژه به همسر بزرگوارشان داشتند و احترام حضرت به ایشان بیش از دیگر همسران بوده است. از سخنان حضرت در تعریف، تمجید، تجلیل و تکریم حضرت خدیجه، حتی پس از مرگ وی چنین برمی‌آید که همه احترام‌ها و توجه‌های ویژه حضرت(ص) تنها به سبب ایمان و دین‌داری ایشان و قدرشناسی از فداکاری‌های ایشان در راه پیشرفت اسلام بوده است[۱۱]. امام علی(ع) درباره ایمان حضرت خدیجه و پیشی جستن ایشان در ایمان آوردن به رسول خدا(ص) چنین می‌فرمایند: «... خانواده مسلمانی در اسلام نبود، جز خانواده‌ای که از رسول خدا و خدیجه کبری(س) تشکیل یافته بود و من سومین تن از اعضای با عظمت آن خانواده پرافتخار بودم»...[۱۲].

سراسر زندگی پرافتخار خدیجه کبری از ویژگی‌های زرین و درخشانی سرشار است که نشان شناخت عمیق وی از حق و حقیقت و در مرحله بعد دین‌داری و پرهیزکاری بالای وی در حفظ حریم الهی و استقامت در این راه است. کاری که تنها و تنها از مؤمنان با استقامت و پارسایان خداترس ساخته است[۱۳].

ازدواج حضرت امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا(س)

چشم بیدار تاریخ، شاهد رخداد عجیب دیگری نیز بوده است؛ چنان‌که خداوند خود عقد پیوند مبارک ازدواج دو انسان متعالی و متفاوت با دیگر انسان‌ها را در آسمان‌ها بست. آن دو به مرتبه‌ای از خلوص ایمان و دین‌داری رسیده بودند که به این شرافت و کرامت مفتخر شدند به همین سبب رسول گرامی‌اش فرمود: «آی مردم، من چون شما بشرم. همانند شما با زنان شما ازدواج می‌کنم و شما را به تزویج هم درمی‌آورم. اما حساب فاطمه از دیگران جداست. دستور ازدواج او به دست خداوند بوده و از آنجا نازل شده است»[۱۴]. و فرمود: «آگاه باشید اگر خدای تعالی علی را نمی‌آفرید و فاطمه را به وی تزویج نمی‌کرد هرگز کفو و همتایی برای فاطمه از آغاز آفرینش آدم تا قیام قیامت پیدا نمی‌شد»[۱۵].

رسول خدا در تعریف و تمجید از امیرمؤمنان نخستین ویژگی‌ای که از ایشان برای دخترشان فاطمه(س) بازمی‌گویند ایمان و مسلمانی اوست: «... فاطمه جان، آیا نمی‌دانی که خداوند تعالی به تو اکرام کرده و به عقد ازدواج کسی درآورده است که نخستین مسلمان... است». فاطمه(س) از این پیوند شادمان شدند و آنچه را که پدر بزرگوارشان رسول خدا(ص) فرموده بودند، بشارتی برای خود یافتند[۱۶].

برای رسول خدا(ص) این نکته اهمیت داشته که دخترشان فاطمه زهرا(س) به ازدواج با شخصیتی راضی شده‌اند که نخستین مؤمن و پیشوای پارسایان است؛ چراکه پیامبر خود به امتشان توصیه کرده‌اند که در ازدواج جز دین و ایمان افراد در نظرتان نباشد تا رضای خدای را به دست آورید[۱۷].[۱۸]

ازدواج اصحاب و یاران رسول خدا(ص)

توجه حضرت به ایمان و دین‌داری افراد در ازدواج نه‌تنها برای خود و فرزندانشان، بلکه برای دیگر یاران و اصحاب نیز مهم بوده است. ایشان با ملاک قرار دادن ایمان دو طرف آنان را حتی با وجود تفاوت‌های بسیار از جنبه‌های گوناگون، به هم تزویج می‌فرمودند؛ برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:

۱. تزویج زلفا به جویبر: داستان عبرت‌انگیز ازدواج جویبر، غلام سیاه و از اصحاب فقیر صفه، با دختر یکی از اشراف مدینه از اقدام‌های فوق‌العاده رسول خدا(ص) در صدر اسلام بوده است ایشان برای تخطئه افکار باقیمانده از دوران جاهلیت و قانع کردن جویبر به ازدواج با دختر زیاد بن لبید انصاری، به او یادآور شدند: ای جویبر، به یقین خداوند تعالی به برکت اسلام همه آنچه را در جاهلیت شریف و عزتمند بود پست و بی‌مقدار و ذلیل کرد و همه آنچه را در آن عصر ذلیل و بی‌مقدار می‌نمود باعزت و شریف و ارزشمند ساخت. خداوند به برکت اسلام همه خودبرتربینی‌ها و افتخارات به قوم و قبیله و گذشتگان را در عصر جاهلیت از میان برداشت. اکنون (در سایه دین مقدس اسلام)، همه انسان‌ها، سفید و سیاه، عرب و عجم، قرشی و غیر آن، همه از نسل آدم‌اند و پروردگار، آدم را از خاک آفریده است. به یقین، محبوب‌ترین انسان نزد خداوند در روز قیامت پرهیزکارترین و مطیع‌ترین آنان از دستورهای الهی است. ای جویبر، امروز هیچ مسلمانی را برتر و بالاتر از تو نمی‌شناسم جز کسی که از تو پرهیزکارتر و مطیع‌تر در برابر خداوند متعال باشد[۱۹].

در آن رویداد حضرت(ص) وقتی با خودداری زیاد بن لبید از این وصلت روبه‌رو شدند، خطاب به او فرمودند: «ای زیاد، جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی کفو و همتای زن مؤمن است و هر مرد مسلمانی کفو و همتای زن مسلمان است»[۲۰].

حضرت از تفاوت‌های بسیاری که بین این دو تن بوده و مقام و جایگاه زیاد بن لبید بین قوم و قبیله خود و اوضاع نه‌چندان رضایت‌بخش جویبر آگاه بوده‌اند. با وجود این، تنها ایمان و دین‌داری آن دو جوان را معیار و شاخص ازدواج ایشان معرفی کرده‌اند.

۲. ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب: ضباعه از بانوان مشهور و معروف و از بزرگ‌زادگان قریش و بنی‌هاشم بود و مقداد، جوانی سیاه‌پوست، غیر معروف و از طبقات پایین‌دست جامعه آن روز مدینه بود که دیگران کمتر به وی توجه داشتند. رسول خدا(ص) در اقدامی عجیب و برای شکستن سنت باقی‌مانده از عصر جاهلیت، ضباعه عموزاده خود و دختر زبیر بن عبدالمطلب را به عقد مقداد بن اسود کندی درآورد. امام صادق(ع) این اقدام مبارک را چنین گزارش فرمودند: رسول خدا(ص) ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را به ازدواج مقداد بن اسود درآوردند. سپس فرمودند تنها با این هدف ضباعه را به عقد مقداد درآوردند تا امر ازدواج برای جوانان آسان شود و] مسلمانان در ازدواج فرزندانشان] از سنت رسول خدا پیروی کنند و بدانند که «البته گرامی‌ترین انسان‌ها نزد خداوند پرهیزگارترین آنهاست»؛ درحالی‌که زبیر [پدر ضباعه] با عبدالله [پدر رسول خدا] و ابو طالب پدر امیرالمؤمنین(ع) برادر و دارای یک پدر و مادر بوده‌اند[۲۱].

از سخن امام صادق(ع) استفاده می‌شود که تنها معیار رسول خدا در تزویج ضباعه به مقداد کفویت و همتایی این زوج جوان در ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری بوده است؛ به بیان دیگر، بزرگ‌زاده، معروف و مشهور بودن ضباعه که تنها ارزش‌های قومی و قبیله‌ای به شمار می‌آیند و نیز گمنام و از طبقات پایین بودن مقداد از این تصمیم حضرت جلوگیری نکرده است؛ چراکه مقداد سرآمد مؤمنان راستین آن عصر پس از ائمه معصوم(ع) بوده است؛ تا جایی که به فرموده امام باقر(ع) مقداد تنها کسی بوده است که پس از رحلت رسول خدا(ص) که غالب مسلمانان دچار شک و تردید شده بودند هیچ شک و تردیدی در ایمان وی پدید نیامد[۲۲].

۳. زینب بنت جحش: زینب بنت جحش، دختر عمه رسول گرامی اسلام، از نوادگان عبدالمطلب و از خاندان بنی‌هاشم و چون ضباعه، دارای مقام و منزلت اجتماعی ممتاز بود. مهم‌تر از همه، از زنان دین‌دار و مؤمن به رسول خدا نیز بود. از سوی دیگر، زید بن حارثه برده‌ای اسیر در دست قریش بود که رسول خدا(ص) وی را آزاد کرده بود. اما در جامعه نوپای اسلامی آن روز مدینه، هنوز داغ بردگی بر پیشانی زید سنگینی می‌کرد[۲۳]. بنابراین زینب و زید از دو طبقه اجتماعی کاملا متفاوت بوده‌اند. طبیعی است که پیوند این دو جوان در جامعه آن روز مدینه، مسئله‌ای سنگین و تحمل‌ناپذیر بود. تعجب زینب بنت جحش و خانواده‌اش، به ویژه عبدالله بن جحش و بسیاری دیگر از مردم مدینه این مسئله را تأیید می‌کند. اما رسول خدا(ص) آن دو جوان مؤمن و دین‌دار را به عقد ازدواج هم درآورد تا پاسخی به پندارهای نادرست جاهلی دهد و ازدواج بر دیگران نیز آسان شود[۲۴].

تشویق و تحریص رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به ازدواج با افراد مؤمن و پرهیزکار، به ازدواج خود ایشان یا فرزندان و خویشانشان منحصر نبوده است. بلکه دیگر اصحاب و یاران خویش را نیز به این ملاک‌های ارزشمند فرامی‌خواندند. به بیان امام صادق، رسول خدا(ص) مردم را به تزویج زودهنگام فرزندانشان تشویق می‌فرمودند. یکی از اصحاب از ایشان پرسید: «فرزندان خویش را به ازدواج چه کسانی در آوریم؟» حضرت فرمودند: «الْأَكْفَاءِ»؛ «به همتایان آنها».

دوباره پرسید: «کفو و همتای آنان چه کسانی‌اند؟ حضرت فرمودند: «الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ»؛ «مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند. مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند»[۲۵]. در این بیان حکیمانه، تکرار مسئلۀ کفویت مؤمنان برای ازدواج با مؤمنان، از اهمیت آن در پیشگاه باعظمت پیامبر مکرم اسلام(ص) نشان دارد. اهمیت مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم حضرت(ص) در پی بیان معنای کفویت در ازدواج برای پرسش‌کننده‌اند.

در موارد متعددی نیز رسول خدا و اهل‌بیت(ع) یاران خود را توصیه و تشویق می‌فرمودند تا تنها ایمان و دین‌داری را اساس انتخاب همسر برای خود و فرزندانشان قرار دهند[۲۶]. همچنین توصیه می‌فرمودند که اگر خواستگاران فرزندانشان مؤمن و دین‌دارند، به آنان پاسخ مثبت دهند. همچنین به آنان هشدار می‌دادند که به چنین افرادی پاسخ رد ندهند تا خود جامعه و زمین را گرفتار فساد و فتنه‌ای بزرگ نکنند[۲۷].[۲۸]

ازدواج ائمه معصوم(ع)

ویژگی اصلی و برجسته همسران امامان به خصوص بانوان محترمی که بعدها مقام والای مادری ائمه معصوم(ع) زیبنده آنان شد، ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری ایشان بوده است. به همین دلیل، آنان در طول تاریخ در بسیاری از زمینه‌ها سرمشق بانوان مسلمان‌اند. مقام دینی و ایمانی والای آنان به اندازه‌ای است که اهل‌بیت(ع) از ایشان اغلب تمجید و تعریف کرده‌اند.

یادآوری این نکته لازم است که مقصود بررسی اجمالی زندگی بانوان محترمی است که دو ویژگی مهم دارند: نخست، اینکه افتخار همسری امامان معصوم(ع) را داشته‌اند؛ دوم اینکه افتخار مادری آن بزرگواران را دارا بوده‌اند. به همین دلیل از بررسی زندگی بزرگوارانی که تنها افتخار همسری امامان معصوم را داشته‌اند معذوریم؛ بزرگوارانی چون: ام‌البنین، اسماء بنت عمیس و ام‌لیلی، همسران گرامی امیرمؤمنان رباب و لیلی، همسران امام حسین(ع) و... .

  1. فاطمه بنت الحسن، همسر امام زین‌العابدین(ع): فاطمه بنت الحسن، همسر امام زین‌العابدین(ع) و مادر امام محمد باقر(ع) است. درباره ایمان و دینداری این بانوی جلیل‌القدر گفته شده است که فرزند بزرگوارشان امام باقر(ع) ایشان را مستجاب‌الدعوه دانسته‌اند[۲۹] و امام صادق(ع) ایشان را بانویی راستگو و دارای بالاترین مقام و منزلت میان بازماندگان امام حسن مجتبی(ع) می‌دانستند[۳۰].
  2. ام‌فروه، همسر امام محمد باقر(ع): ام‌فروه، همسر گرامی امام محمد باقر و مادر امام صادق(ع)، فرزند قاسم بن محمد ابی‌بکر عمم است[۳۱]. محدث کبیر، مرحوم کلینی درباره مقام علمی و عملی ام‌فروه و پایبندی ایشان به سنن دینی، نقل کرده است: او در پاسخ به اعتراض شخصی که به عملش در طواف و استلام حجر ایراد گرفته بود با شجاعت و متانت علمی چنین پاسخ داد: «ما تربیت یافتگان خاندان نبوت در آگاهی از سنت رسول خدا(ص) از آنچه شما می‌دانید و بدان عمل می‌کنید بی‌نیازیم»[۳۲].
  3. شهربانو، همسر امام حسین(ع): به بیان امام محمد باقر، حضرت علی(ع) خود سراغ اسرای ایرانی رفتند و شهربانو دختر پادشاه ایران را برای فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع)، به همسری برگزیدند[۳۳]. حضرت امیر خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع) درباره شهربانو فرمودند: «... حسین جان، از او مراقبت کن؛ زیرا در آینده فرزندی برای تو به دنیا خواهد آورد که در زمان خود و پس از تو بهترین انسان روی زمین خواهد بود و او مادر اوصیای الهی و ذریه پاک خواهد بود...»[۳۴].
  4. حمیده، همسر امام جعفر صادق(ع): حمیده، همسر امام جعفر صادق و مادر امام موسی بن جعفر(ع)، کنیزی پاک‌دامن و اهل اندلس یا بربر بوده است[۳۵]. حمیده با آموزش و پرورش در مکتب همسر گرامی‌اش امام صادق(ع)، به درجات بالایی از بندگی و عبودیت و علوم و معارف اهل‌بیت(ع) دست یافت؛ تا آنجا که امام صادق آموزش مسائل دینی را به زنان به ایشان واگذار کردند و در مواردی پاسخ به مسائل و احکام شرعی را به ایشان ارجاع می‌دادند[۳۶].
  5. نجمه خاتون، همسر امام موسی بن جعفر(ع): نجمه خاتون همسر گرامی امام موسی بن جعفر و مادر امام علی بن موسی الرضا(ع)، نیز تاج افتخار همسری و مادری ائمه هدی(ع) را بر سر داشت. در گزارش‌های تاریخی آمده که رسول خدا(ص) درباره ایشان سفارش‌ها و توصیه‌هایی را فرموده‌اند. از حمیده خاتون، مادر گرامی امام موسی بن جعفر(ع) نقل است که فرموده‌اند: «رسول خدا(ص) را در رؤیا دیدم که درباره نجمه به من فرمودند: «نجمه همسر فرزندت موسی است و در آینده برای او فرزندی به دنیا خواهد آورد که بهترین انسان روی زمین است»»[۳۷].
  6. خیزران، همسر امام علی بن موسی الرضا(ع): خیزران، همسر گرامی امام رضا و مادر گرامی امام جوادالائمه(ع) است. مقام والا و جلالت شأن ایشان در تجلیل و تقدیر رسول خدا و امامان معصوم(ع) از ایشان به خوبی پیداست. شخصیت بزرگوار و امام معصومی چون حضرت موسی بن جعفر(ع) به آن بانوی با فضیلت سلام رسانده‌اند[۳۸].
  7. سمانه، همسر امام جوادالائمه(ع): سمانه، همسر گرامی امام جوادالائمه و مادر گرامی امام هادی(ع) است. امام جواد چون دیگر امامان معصوم(ع) برای شکستن امتیازهای کاذب موجود بین افراد، با کنیزی از بلاد مغرب به نام سمانه ازدواج کردند. سمانه را پرهیزکارترین بانوان عصر خویش خوانده‌اند و جلالت شأن ایشان از لقب «سیده» به خوبی پیداست. فضل و بزرگی این بانوی بزرگوار موجب شد اهل‌بیت(ع) او را به کنیه «ام‌الفضل» (مادر فضیلت و برتری‌ها) مفتخر سازند[۳۹].
  8. سلیل (سوسن)، همسر امام هادی(ع): «سلیل»، «حدیث» یا «حریبه»[۴۰]، نام‌های مبارک همسر گرامی امام هادی و مادر امام حسن عسکری(ع) است[۴۱]. او بانویی عفیف و پرهیزکار بود. راویان تاریخ ایشان را شخصیتی عارف به علوم اهل‌بیت(ع) و بانویی صالح، پارسا و پاکدامن معرفی کرده‌اند[۴۲]. در عظمت مقام ایشان گفته‌اند که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) پناهگاه بسیاری از نیازمندان و شیعیان بوده است.
  9. نرجس خاتون، همسر امام حسن عسکری(ع): نرجس خاتون همسر گرامی امام حسن عسکری(ع) و مادر حضرت ولی‌عصر(ع) است. از نشانه‌های بزرگی و عظمت مقام شامخ نرجس خاتون، چون دیگر مادران امامان(ع)، افزون بر طهارت باطنی، طهارت و پاکی ظاهریشان بوده است. نقل است که او هنگام تولد فرزند بزرگوارش حضرت امام عصر(ع)، از هر نوع خونی که زنان هنگام تولد فرزند به آن گرفتارند، پاک بوده است[۴۳]. از میان مادران بزرگوار امامان معصوم(ع) تنها برای فاطمه زهرا و فاطمه بنت اسد و نرجس خاتون(ع) زیارت‌نامه مخصوص صادر شده است[۴۴].[۴۵]

خوش‌اخلاقی

خوش‌خلقی و برخورداری از فضایل اخلاقی و کمالات انسانی، یکی دیگر از معیارها و شاخص‌هایی است که در انتخاب همسر باید بدان توجه کرد. مقصود از حسن خلق، داشتن صفات نیک و کمالات اخلاقی و انسانی است، اخلاق خوش و بداخلاقی، در رفتار آنان بیشتر نمود خواهد داشت. پس از آن، خلق‌وخوی هر کدام از دیگری تأثیر می‌پذیرد و بر دیگری تأثیر خواهد گذاشت. به همین سبب، عقلانیت و برخورد خردمندانه با واقعیت‌های زندگی که بخشی از آن به مدد مقدرات الهی بین آن دو به وجود می‌آید، باید جایگزین شور آغازین شود و به استحکام زندگی متزلزل و نوپای زوج جوان کمک کند. اما آنچه بیش از همه برای استحکام این بنای نوپا لازم است، خوش‌خلقی و رفتارهای همراه با مهر و محبت است. البته زمینه برخوردهای خردمندانه و نیز خوش‌خلقی و رفتارهایی همراه با مهر و محبت را خداوند از پیش در انسان آماده کرده است.

آثار و برکت‌های خوش‌خلقی همسران

خوش‌خلقی، خوش‌رفتاری و رابطه خوب و پسندیده با دیگران هم برای خود انسان و هم در نوع ارتباط وی با دیگران، آثار و برکات بی‌شماری دارد. اگر این ویژگی در روابط زناشویی و خانوادگی نمود داشته باشد، آثار و برکات آن برای اعضای خانواده دو چندان خواهد شد. در این مجال، به اختصار به مواردی از آنها اشاره خواهیم کرد:

  1. عیشی گوارا: خوش‌خلقی، خود منشأ شکل‌گیری زندگی و عیشی گوارا و لذت‌بخش است. امام علی(ع) در این باره به نکته‌ای بس ظریف و دقیق اشاره فرموده‌اند؛ به فرموده ایشان، خوش‌خلقی خود بهترین و لذت‌بخش‌ترین عیش و زندگی است[۴۶].
  2. آرامش و نشاط: در پرتو زندگی‌ای لذت‌بخش و گوارا کمترین چیزی که همه اعضای خانواده به دست می‌آورند، آرامش و نشاط روحی و روانی است.
  3. دریافت انرژی مثبت: فضای آرام و بانشاط خانوادگی که معلول ملکات فاضله و خوش‌خلقی اعضای خانواده است، زمینه‌ای بسیار مناسب برای به وجود آمدن نیرو و انرژی مثبت در زوجین و دیگر اعضای خانواده خواهد بود.
  4. توان رویارویی با مشکلات: همه آنچه گفتیم آنان را آماده می‌سازد تا با مشکلات و دشواری‌های احتمالی که در آینده خانواده را تهدید می‌کند با توان و قدرتی بالاتر برخورد کنند. بنابراین، خوش‌خلقی می‌تواند مرهمی التیام‌بخش بر زخم‌ها و آبی خنک بر آتش‌های افروخته باشد.
  5. ایجاد فضای تربیتی سالم: از برکات خوب همسران خوش‌خلق و خوش‌رفتار، تربیت فرزندانی سالم و موفق در زمینه‌های گوناگون است. این نعمت موجب رضایت خاطر فوق‌العاده آنان خواهد بود.

پیامدهای شوم بدخلقی در همسران

بدخلقی و خوی ناپسند زن و شوهر بداخلاق، زندگی را بر آنان تلخ می‌کند و به عوارض و بیماری‌های بسیاری دچارشان خواهد کرد. بیان همه آن موارد در این فرصت نمی‌گنجد. تنها به برخی از عوارض ناشی از آن گذرا اشاره خواهیم کرد:

  1. عیشی تلخ و ناگوار: نتیجه بدخلقی همسران زندگی ناگوار است و محیط خانه برای اعضای آن چون زندانی شکننده و خسته‌کننده خواهد بود. درحالی‌که این‌گونه زندگی با فلسفه و حکمت وجودی آنکه سکونت و آرامش است[۴۷]، تضادی جدی دارد.
  2. شکستن حریم‌ها: بدخلقی زن و شوهر موجب خواهد شد تا آنها به راحتی به خود اجازه دهند به حریم هم تجاوز کنند و برای برخوردهای تند و زننده با یکدیگر آماده شوند.
  3. درگیری‌های کلامی و فیزیکی: وجود برخی اختلافات سلیقه‌ای و مقطعی میان زن و شوهر، به ویژه در دوران آغازین زندگی، طبیعی، پیش‌بینی پذیر و تاحدی تحمل‌شدنی است اما دامن زدن به آنکه از پیامدهای بداخلاقی‌ها و بدرفتاری‌های زن و شوهر است موجب ایجاد درگیری‌های شدید و همیشگی و حتی برخوردهای فیزیکی در خانواده خواهد شد.
  4. فرسایش زودهنگام روحی و روانی: بدخلقی‌های زن و شوهر و در نتیجه، بدبینی‌ها، بگومگوها، کشمکش‌ها، بی‌حرمتی‌ها، درگیری‌های لفظی و...، اعضای خانواده را خسته و کانون گرم و بانشاط خانوادگی را بر آنان تلخ خواهد کرد. این خود موجب فرسایش زودهنگام روحی و روانی همسران و دیگر اعضای خانواده، به ویژه فرزندان خواهد شد.
  5. انحراف در تربیت نسل نو: بدخلقی و بدرفتاری‌های زن و شوهر به ویژه اگر به‌طور مستقیم یا در حضور فرزندان و یا کودکان خردسال باشد، موجب پیامدهای عمیق روحی و روانی و انحراف در مسیر درست تربیت فرزندان خواهد شد. رفتارهای نادرست، سخنان زشت، عادت‌های ناپسند و بد و...، از جمله این موارد است که کودکان به کمک روش الگوگیری یا راه‌های دیگر بدان خو می‌گیرند. این مشکلات چنان جدی و بادوام است که گاه تا سال‌ها یا تا پایان عمر با فرزندان همراه خواهد بود و جزو منش و شخصیت آنان می‌شود.
  6. انحراف‌های اخلاقی و رفتاری: انحراف‌هایی چون بی‌احترامی، بددهنی، بدپوشی، ولگردی، ترک تحصیل، اعتیاد، بزهکاری، شرارت، جنگ و نزاع‌های گروهی، انحرافات جنسی، خانوادگی و... در کودکان، نوجوانان و جوانان می‌تواند از آثار و پیامدهای سوء بدخلقی پدر و مادر باشد.
  7. بدبینی و بی‌اعتمادی: انسان‌های بدخلق و بدرفتار پس از مدتی کوتاه اعتبار خود را نزد خویشان و دوستان از دست می‌دهند و مردم به آنها بدبین خواهند شد.
  8. انزوای اجتماعی: این بدبینی و بی‌اعتمادی خود زمینه انزوای اجتماعی و تنها شدن انسان را در پی خواهد داشت. البته انزوا و تنهایی خود منشأ بسیاری از مشکلات و گرفتاری‌های فردی و اجتماعی دیگر نیز خواهد بود[۴۸].

اصالت خانواده

دختر و پسر جوانی که در سن ازدواج و آماده پیوند زناشویی با یکدیگرند، هریک در یک خانواده‌ای رشد یافته‌اند. آنان مانند دیگر افراد، از فضای حاکم بر خانواده و خلق‌وخو و رفتار همه اعضا به ویژه پدر و مادر تأثیر می‌پذیرند. دین‌داری یا بی‌دینی اعضای خانواده، خوش‌خلقی و یا بدخلقی، حسن سلوک، بدرفتاری و... هر یک از آنان در کیفیت شکل‌گیری شخصیت فردی و اجتماعی کودکان به طور مستقیم دخالت دارد. ویژگی‌های افراد از راه انتقال ژن (وراثت) و فضای حاکم بر خانواده و رفتار اعضای آن (محیط) در فرزندان شکل می‌گیرد. به همین دلیل، در تعلیم و تربیت اسلامی و سیره اهل‌بیت(ع)، زمان آغاز تربیت فرزندان، سال‌ها پیش از تولد آنان است. از این روی، زمان انتخاب همسر، آغاز اقدام به تربیت فرزند خواهد بود.

بنابراین، چون صلاح و فساد فرد تا حد بسیاری به صلاح و فساد خانواده‌ای بسته است که او در آن رشد یافته توجه به اصالت و شرافت خانوادگی در انتخاب همسر بسیار لازم و ضروری به نظر می‌رسد این حقیقت انکارناپذیر و مجرب، لزوم توجه و دقت در انتخاب همسر را چندین برابر می‌کند به همین دلیل از جمله مهم‌ترین معیارهایی که در انتخاب همسر باید مراعات شود توجه به ویژگی‌های خانواده همسر است. به همین دلیل توجه به ویژگی‌های خانواده‌ها، خود نوعی توجه و دقت کافی و لازم در ویژگی‌های خود فرد پیش از انتخاب وی به همسری نیز هست.

مقصود از اصالت و شرافت خانوادگی معروف و مشهور بودن یا داشتن هرگونه موقعیت اجتماعی و ثروت مادی نیست بلکه مقصود ما از اصالت خانوادگی بیش از هرچه ایمان و دین‌داری، شرافت، نجابت و مؤدب بودن به آداب دینی و اجتماعی خانواده است؛ به گونه‌ای که در جامعه اسلامی و میان مسلمانان و مؤمنان، به منزله خانواده‌ای باایمان، صالح، نجیب و آبرومند شناخته شده و به این ویژگی‌ها شهرت داشته باشند.

آثار و برکات پیوند با خانواده‌های اصیل

انتخاب همسر از خانواده‌های اصیل و نجیب نتایج و برکات بسیاری برای همسران، خانواده‌های آنان و فرزندانشان دارد که به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. اصالت‌یابی فرزندان: پرهیزکاری و دیانت، خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری، بزرگواری و متانت و دیگر فضایل و ویژگی‌های انسانی موجود در پدر و مادر، به‌طور موروثی و مستقیم در فرزندان تأثیر می‌گذارد[۴۹]. فرزندان این افراد در محیط سالم خانواده‌های خود پیوسته با اخلاق و رفتاری خوب و پسندیده روبه‌رو بوده‌اند در نتیجه فضایل اخلاقی و ملکات خوب رفتاری آن در فضای سالم بر آنان تأثیر می‌گذارد و موجب فعال شدن و شکوفایی توانمندی‌های مثبت اخلاقی و رفتاری در آنها می‌شود.
  2. توان تربیت فرزند صالح: زوج‌های جوانی که در چنین خانواده‌هایی رشد یافته و تربیت شده باشند در آینده در برخورد با فرزندانشان و تربیت آنان مشکلی نخواهند داشت. آنان نیز چون پدران و مادران خود فرزندانی سالم و تربیت یافته به جامعه تحویل خواهند داد.
  3. تربیت شخصیت‌های رشدیافته: تربیت یافتگان خانواده‌های سالم و صالح شخصیتی پایدارتر و بااستقامت‌تر از جنبه‌های گوناگون اخلاقی و رفتاری دارند. این افراد در برابر سختی‌ها و ناگواری‌های زندگی مقاومت می‌کنند و خیمه زندگی را برپا نگاه می‌دارند این اخلاق و روحیه مطلوب همسران برای خودشان دلگرم کننده و مشوق بسیار خوبی است و در آینده برای فرزندانشان نیز بسیار سازنده و مفید خواهد بود.

آثار شوم بی‌اصالتی خانواده

خانواده‌هایی که شئون اسلامی را در ابعاد فردی و اجتماعی مراعات نکنند و نوع خوراک، پوشش، گفتار و رفتارشان با موازین دینی و اخلاقی هماهنگ نباشد، همه اعضای خانواده، به ویژه فرزندانشان از این اوضاع به شدت متأثر خواهند شد؛ آثاری چون:

  1. آسیب‌های روحی و روانی: انسان افزون بر خواسته‌های زیستی، مجموعه‌ای از تمایلات و نیازهای روحی و روانی دارد. این تمایلات بنابر حکمت خداوندی و به جهت کمک به حرکت تکاملی انسان، در مسیر رسیدن به کمالات انسانی و الهی در وی نهاده شده است. در خانواده‌هایی که اصل و نسب درستی نداشته باشند، این امور نادیده گرفته می‌شود و به درستی به آنها پاسخ داده نمی‌شود. نتیجه این اوضاع نامناسب، فشارهای روحی و سپس آسیب‌های شدید روانی اعضای خانواده خواهد بود.
  2. سوءظن اجتماعی: زوج‌های جوانی که در خانواده‌های بی‌اصل و نسب پرورش یافته باشند، به دیگران سوءظن دارند و این بدگمانی موجب تیره شدن روابط اجتماعی‌شان خواهد شد.
  3. بی‌اعتمادی: به این خانواده‌ها و اعضای آنها نمی‌توان اعتماد کرد و ارتباطات اجتماعی دیگران با آنان بسیار محتاطانه خواهد بود.
  4. فضای ناسالم خانوادگی: در چنین خانواده‌هایی، فضا برای رشد و پرورش بسیاری از رذایل اخلاقی و رفتارهای انحرافی آماده خواهد بود. مکر و حیله، دروغ، دورویی، آزار دیگران و... از ویژگی‌های این خانواده‌هاست. افزون بر اینکه در آنها از صفا و صمیمیت نیز خبری نیست.
  5. کشمکش‌ها و درگیری‌ها: درگیری‌های خانوادگی و فامیلی، درگیری‌های روحی و روانی، درگیری‌ها و برخوردهای فیزیکی، جدایی‌ها، طلاق، و... از پیامدهای بد پیوند با این خانواده‌هاست[۵۰].

ملاک‌ها و معیارهای دیگر

آنچه در این مختصر بیان شد، ملاک‌ها و معیارهای لازم و ضروری در انتخاب همسر است. افزون بر اینها، معیارهای دیگری نیز در این عرصه مطرح است. گرچه رعایت آن ملاک‌ها ضروری یا در اولویت نیست، از کمالات و فضایلی به شمار می‌آید که رعایت آنها در موارد ممکن، در تشکیل خانواده‌ای کامل و بی‌نقص مؤثر است. ما در این ادامه با بهرگیری از سخنان اهل‌بیت(ع)، فهرستی از این معیارها را در دو بخش «ویژگی‌ها و امتیازات زنان» و «ویژگی‌ها و امتیازات مردان» ارائه می‌کنیم:

ویژگی‌ها و امتیازات زنان

  1. توان تولید نسل و فرزندآوری داشته باشد («الْوَلُودُ»
  2. اهل محبت، دلبستگی، مهربانی و عشق به همسر و فرزندان باشد («الْوَدُودُ»)[۵۱]؛
  3. عفیف و پاکدامن باشد («الْعَفِيفَةُ»
  4. بین خانواده و قوم و قبیله‌اش عزت و احترام داشته باشد («الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا»
  5. در برابر شوهر خود متواضع و فروتن باشد («الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا»
  6. خود را تنها برای شوهر بیاراید («الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا»
  7. خود را از غیر شوهر بپوشاند و حفظ کند («الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ»
  8. به حرف شوهر گوش دهد و مطیع او باشد («الَّتِي تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ»
  9. در خلوت با شوهر، هر آنچه مرد می‌خواهد در اختیار او می‌گذارد و از او تمکین می‌کند («وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا»
  10. از شوخی‌ها و رفتارهای مردانه به دور باشد («لَمْ تَبَذَّلْ كَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ»)[۵۲]؛
  11. امانتدار باشد[۵۳]؛
  12. در نبود شوهر از حقوق او درباره خودش (پاکدامنی) و نیز دارایی وی نگهبانی کند[۵۴]؛
  13. کم‌توقع و شکرگزار نعمت‌های موجود باشد و در مشکلات بردباری پیشه کند[۵۵]؛
  14. زیبایی ظاهری، شامل چهره، رنگ، پوست، مو، و... داشته باشد[۵۶]؛
  15. دوشیزه باشد[۵۷]؛
  16. سهل‌گیر و نرم‌خو باشد[۵۸]؛
  17. مهریه کمتری داشته باشد[۵۹]؛
  18. از مهارت‌های ویژه در اداره خانه بهره‌ای برده باشد[۶۰]؛
  19. ول‌خرج و پرهزینه نباشد[۶۱]؛
  20. دارای هوشمندی و عقل کافی و توان اداره زندگی باشد[۶۲].[۶۳]

ویژگی‌ها و امتیازات مردان

  1. دارای هوشمندی و عقل کافی و توان اداره زندگی باشد[۶۴]؛
  2. امانتدار، صادق و درستکار باشد[۶۵]؛
  3. پاک، به دور از گناه و پاکدامن باشد[۶۶]؛
  4. نیاز خانواده‌اش را برآورده کند و آنان را به دیگران نیازمند نسازد[۶۷]؛
  5. به پدر و مادرش احترام بگذارد و با آنها خوش‌رفتار باشد[۶۸].

همه این ویژگی‌های برجسته و نیکو از کمالات زنان و مردان است و خوب است هنگام انتخاب همسر تا آنجا که ممکن است به آنها توجه کرد و همسری با این کمالات برگزید اما از همه این ویژگی‌ها مهم‌تر همان سه ویژگی آغازین یعنی ایمان و دینداری، خوش‌خلقی و اصالت خانوادگی است. در مقام رعایت معیار کفویت در انتخاب همسر این سه ویژگی مهم و بسیار حیاتی است. دیگر امتیازها و کمالات در رتبه‌های بعدی قرار دارند[۶۹].

منابع

پانویس

  1. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۸۵.
  2. «پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.
  3. «ثُمَّ قَامَ الْحَسَنُ(ع) فَنَفَضَ ثِيَابَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: ﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ، هُمْ وَ اللَّهِ يَا مُعَاوِيَةُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ هَؤُلَاءِ وَ شِيعَتُكَ، ﴿وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ هُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَصْحَابُهُ وَ شِيعَتُهُ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الإحتجاج، ج۱، ص۲۷۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص٨۶).
  4. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۲۷، ذیل آیه ۲۶ سوره نور.
  5. «يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
  6. «و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.
  7. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِحُسْنِهَا أَوْ لِمَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا وَ فَضْلِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ قَالَ اللَّهُ: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶)؛ و روایاتی دیگر مانند: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ نَهَى أَنْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِمَالِهَا أَوْ لِجَمَالِهَا وَ قَالَ مَالُهَا يُطْغِيهَا وَ جَمَالُهَا يُرْدِيهَا فَعَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّينِ» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۹۵؛ تاج الدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۱؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶) و...
  8. «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ(ع) يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ، فَقَالَ(ع): زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).
  9. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۸۷.
  10. خدیجه کبری در همان روزهای نخستین ازدواج با رسول خدا(ص) به عمویش ورقة بن نوفل فرمود میان مردم برود و به‌طور رسمی اعلان کند که خدیجه خود و همه دارایی‌اش را در اختیار شویش قرار داده است. او نیز به مرکز شهر مکه کنار خانه خدا بین مقام ابراهیم و چاه زمزم ایستاد و با صدای بلند چنین گفت: «يَا مَعَاشِرَ الْعَرَبِ! إِنَّ خَدِيجَةَ تَشْهَدُكُمْ عَلَى أَنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا وَ مَالَهَا وَ عَبِيدَهَا وَ خَدَمِهَا وَ جَمِيعَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهَا وَ الْمَوَاشِيَ وَ الصَّدَاقَ وَ الْهَدَايَا لِمُحَمَّدٍ(ص) وَ جَمِيعَ مَا بَذَلَ لَهَا مَقْبُولٌ مِنْهُ وَ هُوَ هَدِيَّةٌ مِنْهَا إِلَيْهِ إِجْلَالاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ رَغْبَةً فِيهِ فَكُونُوا عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص٧١).
  11. «عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ لَمْ يَسْأَمْ مِنْ ثَنَاءٍ عَلَيْهَا وَ اسْتِغْفَارٍ لَهَا. فَذَكَرَهَا ذَاتَ يَوْمَ فَحَمَلَتْنِي الْغَيْرَةُ، فَقُلْتُ: لَقَدْ عَوَّضَكَ اللَّهُ مِنْ كَبِيرَةِ السِّنِّ. قَالَتْ: فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) غَضِبَ غَضَباً شَدِيداً فَسَقَطْتُ فِي يَدِي، فَقُلْتُ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ أَذْهَبْتَ بِغَضَبِ رَسُولِكَ(ص) لَمْ أَعُدْ لِذِكْرِهَا بِسُوءٍ مَا بَقِيتُ. قَالَتْ: فَلَمَّا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا لَقِيتُ، قَالَ: كَيْفَ قُلْتِ وَ اللَّهِ لَقَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ النَّاسُ وَ آوَتْنِي إِذْ رَفَضَنِي النَّاسُ وَ صَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ...» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٢٠).
  12. «وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشَمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۴، ص۴٧٩؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، معروف به خطبه قاصعه).
  13. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۲.
  14. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ» (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).
  15. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ فَاطِمَةَ لِعَلِيٍّ مَا كَانَ لَهَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ كُفْوٌ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ» (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، الأمالی، ص۵٩٢؛ همو، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).
  16. «عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ(س) تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا فَقَالَ النَّبِيُّ(ص) لَهَا: يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا... بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً قَالَ فَسُرَّتْ بِذَلِكَ فَاطِمَةُ وَ اسْتَبْشَرَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص)» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٨).
  17. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).
  18. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۳.
  19. «يَا جُوَيْبِرُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَضَعَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ شَرِيفاً وَ شَرَّفَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَضِيعاً وَ أَعَزَّ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ ذَلِيلًا وَ أَذْهَبَ بِالْإِسْلَامِ مَا كَانَ مِنْ نَخْوَةِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرِهَا بِعَشَائِرِهَا وَ بَاسِقِ أَنْسَابِهَا فَالنَّاسُ الْيَوْمَ كُلُّهُمْ أَبْيَضُهُمْ وَ أَسْوَدُهُمْ وَ قُرَشِيُّهُمْ وَ عَرَبِيُّهُمْ وَ عَجَمِيُّهُمْ مِنْ آدَمَ وَ إِنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ طِينٍ وَ إِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَطْوَعُهُمْ لَهُ وَ أَتْقَاهُمْ وَ مَا أَعْلَمُ يَا جُوَيْبِرُ! لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ فَضْلًا إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْكَ وَ أَطْوَعَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
  20. «يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).
  21. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) زَوَّجَ الْمِقْدَادَ بْنَ أَسْوَدَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا زَوَّجَهَا الْمِقْدَادَ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَ لِيَتَأَسَّوْا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ كَانَ الزُّبَيْرُ أَخَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي طَالِبٍ لِأَبِيهِمَا وَ أُمِّهِمَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴۴).
  22. «عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ قَالَ: قُلْتُ: فَعَمَّارٌ، قَالَ: قَدْ كَانَ جَاضَ جَيْضَةً ثُمَّ رَجَعَ ثُمَّ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْ‏ءٌ فَالْمِقْدَادُ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَإِنَّهُ عَرَضَ فِي قَلْبِهِ أَنَّ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ لَوْ تَكَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ الْأَرْضُ...» (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإختصاص، ص۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۳۹).
  23. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢ ص٢۶٢. البته زید در اثر انس با رسول خدا(ص) به بالاترین مقامات معنوی رسیده و از مجاهدان اولیه و فرماندهان رسول خدا(ص) در جنگ‌ها بود. او سرانجام در جنگ موته به همراه جعفر بن ابی‌طالب به شهادت رسید.
  24. پیش از این در جلد نخست اشاره کردیم که بعدها این زوج جوان، بنا به عللی از هم جدا شدند و رسول خدا(ص) برای مبارزه با افکار نادرست جاهلی که ازدواج با بیوه پسرخوانده را ازدواج با محارم می‌شمردند و آن را نادرست می‌پنداشتند، به دستور خداوند با زینب، همسر مطلقه زید ازدواج کرد: ﴿... فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا «... و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.
  25. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ(ص) فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟ فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟ فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱).
  26. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ(ص) قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).
  27. روایات در این زمینه بسیار است. از جمله: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ وَ أَنَّكَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلَا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۳)؛ «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ‏ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).
  28. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۹۵.
  29. «كَانَتْ أُمِّي قَاعِدَةً عِنْدَ جِدَارٍ فَتَصَدَّعَ الْجِدَارُ وَ سَمِعْنَا هَدَّةً شَدِيدَةً فَقَالَتْ بِيَدِهَا لَا وَ حَقِّ الْمُصْطَفَى مَا أَذِنَ اللَّهُ لَكَ فِي السُّقُوطِ فَبَقِيَ مُعَلَّقاً فِي الْجَوِّ حَتَّى جَازَتْهُ فَتَصَدَّقَ أَبِي عَنْهَا بِمِائَةِ دِينَارٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۷۳).
  30. «ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) جَدَّتَهُ أُمَّ أَبِيهِ يَوْماً فَقَالَ: كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ تُدْرَكْ فِي آلِ الْحَسَنِ امْرَأَةٌ مِثْلُهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۷۳).
  31. احمد بن علی الطبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۳۷۳؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۳۰۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢۶، ص١٩٣.
  32. «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: رَأَيْتُ أُمَّ فَرْوَةَ تَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ عَلَيْهَا كِسَاءٌ مُتَنَكِّرَةً فَاسْتَلَمَتِ الْحَجَرَ بِيَدِهَا الْيُسْرَى فَقَالَ لَهَا رَجُلٌ مِمَّنْ يَطُوفُ: يَا أَمَةَ اللَّهِ أَخْطَأْتِ السُّنَّةَ. فَقَالَتْ: إِنَّا لَأَغْنِيَاءُ عَنْ عِلْمِكَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۴٢٨).
  33. «رُوِيَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَمَّا قَدِمَتِ ابْنَةُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ آخِرِ مُلُوكِ الْفُرْسِ وَ خَاتِمَتِهِمْ عَلَى عُمَرَ وَ أُدْخِلَتِ الْمَدِينَةَ...» (قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٠؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳ ص۳۷۷).
  34. قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۰؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۷۷).
  35. «أُمُّهُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ حَمِيدَةُ الْمُصَفَّاةُ ابْنَةُ صَاعِدٍ الْبَرْبَرِيِّ وَ يُقَالُ إِنَّهَا أَنْدُلُسِيَّةٌ أُمُّ وَلَدٍ تُكَنَّى لُؤْلُؤَةَ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٨، ص۶).
  36. محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۳۰۰؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴١٠؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١١، ص٢٨۶.
  37. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِيثَمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا اشْتَرَتْ حَمِيدَةُ أُمُّ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) أُمَّ الرِّضَا(ع) نَجْمَةَ ذَكَرَتْ حَمِيدَةُ أَنَّهَا رَأَتْ فِي الْمَنَامِ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ هِيَ نَجْمَةُ لِابْنِكَ مُوسَى فَإِنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ مِنْهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَوَهَبَتْهَا لَهُ، فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(ع)، سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ مِنْهَا نَجْمَةُ وَ أَرْوَى وَ سَكَنُ وَ سِمَانُ وَ تُكْتَمُ وَ هُوَ آخِرُ أَسَامِيهَا» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص١۶؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۱۹۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۵، ص٧).
  38. «عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ الْجَرْمِيُّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ(ع)وَ نَحْنُ نُرِيدُ الْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ... ثُمَّ قَالَ لِي: يَا يَزِيدُ! وَ إِذَا مَرَرْتَ بِهَذَا الْمَوْضِعِ وَ لَقِيتَهُ وَ سَتَلْقَاهُ فَبَشِّرْهُ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ غُلَامٌ أَمِينٌ مَأْمُونٌ مُبَارَكٌ وَ سَيُعْلِمُكَ أَنَّكَ قَدْ لَقِيتَنِي فَأَخْبِرْهُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِيَةَ الَّتِي يَكُونُ مِنْهَا هَذَا الْغُلَامُ جَارِيَةٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَارِيَةَ جَارِيَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تُبَلِّغَهَا مِنِّي السَّلَامَ فَافْعَلْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص٣١۵).
  39. «أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا سَمَانَةُ الْمَغْرِبِيَّةُ وَ يُقَالُ إِنَّ أُمَّهُ الْمَعْرُوفَةُ بِالسَّيِّدَةِ أُمِّ الْفَضْلِ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴٠١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵٠، ص١١۴).
  40. «وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا حريبة...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵٠، ص٢٢٧).
  41. شیخ عباس قمی، الأنوار البهیة، ص۴٧٣.
  42. «عُيُونُ الْمُعْجِزَاتِ، اسْمُ أُمِّهِ عَلَى مَا رَوَاهُ أَصْحَابُ الْحَدِيثِ «سَلِيلُ» رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا وَ قِيلَ «حَدِيثُ» وَ الصَّحِيحُ «سَلِيلُ» وَ كَانَتْ مِنَ الْعَارِفَاتِ الصَّالِحَاتِ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۳۸).
  43. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ أَنَّهُ قَالَ: وُلِدَ السَّيِّدُ(ع) مَخْتُوناً وَ سَمِعْتُ حَكِيمَةَ تَقُولُ: لَمْ يُرَ بِأُمِّهِ دَمٌ فِي نِفَاسِهَا وَ هَذَا سَبِيلُ أُمَّهَاتِ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٣٣؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص۵١).
  44. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۹، ص۷۰.
  45. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص۱۰۰ ـ ۱۱۲.
  46. «وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ(ع): دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ لَمَّا ضَرَبَهُ ابْنُ مُلْجَمٍ فَجَزِعْتُ لِذَلِكَ، فَقَالَ لِي: أَ تَجْزَعُ؟ فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ لَا أَجْزَعُ وَ أَنَا أَرَاكَ عَلَى حَالِكَ هَذِهِ؟ فَقَالَ: أَ لَا أُعَلِّمُكَ خِصَالًا أَرْبَعَ إِنْ أَنْتَ حَفِظْتَهُنَّ نِلْتَ بِهِنَّ النَّجَاةَ وَ إِنْ أَنْتَ ضَيَّعْتَهُنَّ فَاتَكَ الدَّارَانِ؟ يَا بُنَيَّ! لَا غِنَى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لَا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَيْشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۷۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۱؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰).
  47. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
  48. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص۱۱۷ ـ ۱۲۱.
  49. علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۸۵۵.
  50. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص۱۴۰ ـ ۱۴۴.
  51. «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): خَيْرُ نِسَائِكُمْ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا الْحَصَانُ لِغَيْرِهِ قُلْنَا وَ مَا الْمُجُونُ قَالَ الَّتِي لَا تَمَنَّعُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٢۶؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴٠۴).
  52. «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ: كُنَّا عِنْدَ النَّبِيِّ(ص) فَقَالَ: إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ الَّتِي تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا وَ لَمْ تَبَذَّلْ كَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٢۴).
  53. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ(ع) إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).
  54. «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَنَّهُ قَالَ: مَا أَفَادَ رَجُلٌ بَعْدَ الْإِيمَانِ خَيْراً مِنِ امْرَأَةٍ ذَاتِ دِينٍ... وَ تَحْفَظُهُ فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ إِذَا غَابَ عَنْهَا...» (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، المقنعة، ص۴٩٧؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۶٩).
  55. «عَنِ الصَّادِقِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: خَيْرُ نِسَائِكُمْ الَّتِي إِنْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ وَ إِنْ مُنِعَتْ رَضِيَتْ» (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۳۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۴، ص١۶١) و از وصایای لقمان حکیم به فرزندش: «يَا بُنَيَّ! النِّسَاءُ أَرْبَعَةٌ، ثِنْتَانِ صَالِحَتَانِ وَ ثِنْتَانِ مَلْعُونَتَانِ، فَأَمَّا إِحْدَى الصَّالِحَتَيْنِ فَهِيَ الشَّرِيفَةُ فِي قَوْمِهَا الذَّلِيلَةُ فِي نَفْسِهَا الَّتِي إِنْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ وَ إِنِ ابْتُلِيَتْ صَبَرَتْ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٣، ص۴٢٩).
  56. «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَنَّهُ قَالَ: مَا أَفَادَ رَجُلٌ بَعْدَ الْإِيمَانِ خَيْراً مِنِ امْرَأَةٍ ذَاتِ دِينٍ وَ جَمَالٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا...» (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، المقنعة، ص۴٩٧؛ میرزا حسین النوری الطبرسی، [ستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۶٩).
  57. «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْوَاهاً وَ أَفْتَقُ أَرْحَاماً وَ أَسْرَعُ تَعْلِيماً وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام ج۲، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷).
  58. «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ. قِيلَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَ مَا الْخَمْسُ؟ قَالَ: الْهَيِّنَةُ اللَّيِّنَةُ الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۵).
  59. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَعْسِيرُ وِلَادَتِهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶۴؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۷)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۵).
  60. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ الطَّيِّبَةُ الطَّبِيخِ الَّتِي إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِذَا أَمْسَكَتْ أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ وَ لَا يَنْدَمُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۵).
  61. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلَادَتِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَعْسِيرُ وِلَادَتِهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶۴).
  62. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْكُفْوُ أَنْ يَكُونَ عَفِيفاً وَ عِنْدَهُ يَسَارٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲).
  63. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۶.
  64. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲.
  65. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ(ع) إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).
  66. «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ رِجَالِكُمْ؟ قُلْنَا: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: إِنَّ مِنْ خَيْرِ رِجَالِكُمُ التَّقِيَّ النَّقِيَّ السَّمْحَ الْكَفَّيْنِ النَّقِيَّ الطَّرَفَيْنِ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵٧).
  67. «الْبَرَّ بِوَالِدَيْهِ وَ لَا يُلْجِئُ عِيَالَهُ إِلَى غَيْرِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵٧).
  68. «... وَ لَا يُلْجِئُ عِيَالَهُ إِلَى غَيْرِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵٧).
  69. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۶۹.