خوشخلقی در خانواده
مقدمه
خوشخلقی و برخورداری از فضایل اخلاقی و کمالات انسانی، یکی دیگر از معیارها و شاخصهایی است که در انتخاب همسر باید بدان توجه کرد؛ اما چرا؟
برای پاسخ به این پرسش توجه به این نکته لازم است که در شرع مقدس اسلام، مقصد و هدف از ازدواج چندان متعالی و تکاملیافته است که ارضای درست و به جای غریزه قدرتمند و پیچیده جنسی و بقای نسل، از سادهترین آنهاست. به همین منظور بر دقت در انتخاب همسر بسیار تأکید شده است تا همسرانی که شایستگیهای گوناگون و توان تحقق اهداف مقدس و عالی را در زندگی دارند، برگزیده شوند، بنابراین خلق و خوی پسندیده و نیکو از جمله آن شایستگیهاست[۱].
چگونگی شکلگیری و استمرار یک زندگی ایدهآل و سالم، بر پایه رفتار دوسویه زن و شوهر استوار است. اگر آنان ارتباطی مطلوب و رفتاری خوب و پسندیده با یکدیگر داشته باشند از همان آغاز خانوادهای سالم شکل میگیرد و تا زمانی که این رویه ادامه یابد خانواده نیز به سبک و سیاق پسندیده استمرار خواهد یافت. بنابراین اخلاق خوب و حسن سلوک و خوشرفتاری، هم در پیریزی و هم در استمرار درست خانواده و زندگی مشترک دخیل است. اکنون مباحثی را در زمینه این ویژگی خوب و پسندیده همسران مطرح خواهیم کرد. در آغاز به اهمیت و جایگاه خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر و سپس به آثار و برکات آن اشاره خواهیم کرد. آنگاه برخی از مصادیق و شیوههای خوشرفتاری همسران را برمیشماریم.
روند سیر اخلاق در خانواده
مقصود از حسن خلق، داشتن صفات نیک و کمالات اخلاقی و انسانی است[۲]. کسی که در رفتار با دیگران این صفات نیک و پسندیده را به کار گیرد و با دیگران خوشرفتاری کند، در نظر دیگران دارای خلقی نیکوست. این ویژگی، ملاک و معیار لازم برای انتخاب همسر است. البته خوشاخلاق و بداخلاق بودن دختر یا پسر مجرد، نمود ظاهری کمتری دارد اما پس از یافتن بلوغ فکری[۳]، اخلاق خوش و بداخلاقی، در رفتار آنان بیشتر نمود خواهد داشت. پس از آن، خلقوخوی هر کدام از دیگری تأثیر میپذیرد و بر دیگری تأثیر خواهد گذاشت.
شیرینیهای آغازین پیوند زوج جوان که زاییده شور و شعفی موقت و گذرا و اغلب ناشی از التذاذهای جنسی و محبتهای عاشقانه ظاهری است، اندکی بعد، پس از روبهرو شدن با واقعیتهای موجود در جامعه قدری رنگ میبازد. آن دو انسانهایی با اندیشهها، نیازها، تمایلات، تجارب و سلیقههای متفاوتاند. این تفاوتها در خلال زندگی زناشویی کمکم به صورت تزاحم در رفتار و کردار خودنمایی خواهد کرد. فرازونشیبهای بسیاری در طول زندگی به زن و شوهر تحمیل میشود که معلول حالات فردی، محیط اجتماعی و ارتباط انسانی آنان است. بیماریها، شکستهای مقطعی، فقر، کسالتهای مزاجی و روحی، برخوردهای نادرست اطرافیان، مشکلات فرزندداری و تربیت فرزند، ناباروری، درگیریهای اجتماعی و... از آن جملهاند.
به همین سبب، عقلانیت و برخورد خردمندانه با واقعیتهای زندگی که بخشی از آن به مدد مقدرات الهی بین آن دو به وجود میآید، باید جایگزین شور آغازین شود و به استحکام زندگی متزلزل و نوپای زوج جوان کمک کند. اما آنچه بیش از همه برای استحکام این بنای نوپا لازم است، خوشخلقی و رفتارهای همراه با مهر و محبت است. البته زمینه برخوردهای خردمندانه و نیز خوشخلقی و رفتارهایی همراه با مهر و محبت را خداوند از پیش در انسان آماده کرده است. اگر زن و مرد از این نعمت خدادادی در زندگی خویش بهطور عملی بهره برند، این مرحله حساس از زندگی خویش را با خوشی و سلامت سپری میکنند. صفا و صمیمیت به وجود آمده در روزهای نخست زندگی نیز تا پایان عمر با نشاط و طراوت استمرار مییابد و موتور محرک قدرتمندی برای زندگی مشترکشان خواهد بود. اما اگر چنین نباشد، حتی کوچکترین مشکل زندگی چون جرقهای خواهد بود که منبع باروتی را به آتش بکشد. خشم و غضب نیز ابزاری برای گسترش این آتش خواهد بود. اختلافات خانوادگی، بدگویی، بدزبانی، غیبت، افترا، دروغ و بیصداقتی، نفاق و دورویی، سوءظن، بهانهگیری و... همه و همه رذایل بازمانده از این بدخلقی خواهند بود. این مسائل آرامآرام پایههای زندگی را سست میکنند و مقدمات فروپاشی آن را فراهم خواهند ساخت[۴].
اهمیت و جایگاه خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر
خوشاخلاقی از فضایل و کمالات انسانی است. گرچه انسان با مایهای از خلقوخویی ویژه از مادر زاده میشود و برخی ویژگیهای والدین را همراه خود دارد به باور بسیاری از صاحبنظران اخلاق و تعلیم و تربیت انسان در هر حال استعداد تغییر و تحول و رشد و تکامل را داراست[۵]. البته مقدار و چگونگی این تحولات در افراد به سبب تفاوتهای فردی بسیار متفاوت و متنوع است. بنابراین، همه کوشش انسان، باید از سویی به تقویت یا ایجاد ویژگیهای خوب و رفتارهای پسندیده موجود و تضعیف و قلع و قمع ویژگیها و رفتارهای ناپسند معطوف باشد. از سوی دیگر باید بکوشد ویژگیهای خوب را در عمل به کار گیرد و با دیگران رفتاری پسندیده و مطلوب داشته باشد تا از این راه خصال نیک در وی راسخ شود و به صورت ملکات اخلاقی درآید.
اما به راستی «خوشخلقی» به چه معناست؟ اگرچه در نگاه نخست خوشاخلاقی به نوعی پایه و اساس خوشرفتاری و حسن سلوک است، در عمل و اغلب با قدری با مسامحه، خوشاخلاقی را همان حسن سلوک و خوشرفتاری میدانند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش را از سخن زیبایی که به پیامبر اسلام(ص) منسوب است، بتوان برداشت کرد. آمده است که حضرت درباره تفسیر حسن خلق فرمودهاند: «معنا و تفسیر خوشخلقی این است که اگر دنیا به انسان روی کرد راضی و خشنود باشد و اگر دنیا به او روی نکرد خشمگین و ناراحت نشود»[۶].
به بیان حکیمانه حضرت وقتی انسان در اثر یافتن برخی صفات و کمالات انسانی به درجاتی از رضا و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی برسد، دیدگاهی درست درباره خود، دنیا، سرنوشت و دیگر امور مییابد و در قبال آنچه به وی روی میکند، رفتاری درست و به دور از کژی و انحراف خواهد داشت. خوشاخلاقی و خوشرفتاری یکی از بهترین موضوعهای مباحث اخلاقی و تربیتی است که در آیههای شریف قرآن و سخنان اهلبیت جایگاهی بس عظیم و آثار و برکاتی بسیار دارد[۷]. البته، پرداختن به بحث خوشخلقی و بیان جایگاه و آثار و برکات آن از حوصله این نوشتار خارج است. به همین سبب، تنها به مواردی محدود از سخنان رسول خدا و اهلبیت(ع) در این باره به ویژه در جهت خوشاخلاقی با همسر و دیگر اعضای خانواده اشاره میکنیم:
- امام زینالعابدین(ع) از قول جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) چنین فرمودهاند: «روز قیامت چیزی باارزشتر و سنگینتر از خوشاخلاقی در ترازوی اعمال بندگان قرار نمیگیرد»[۸]. خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران که البته در اجتماع انسانی و برخورد و ارتباط با دیگران نمود مییابد، بزرگترین سرمایه انسانی و کالایی بس گرانبها و ارزشمند است. این متاع ارزشمند از دیدگاه مربیان بشریت، یعنی پیامبران الهی نیز مخفی نمانده است آن بزرگواران پیش از هرکس خود بدان زیبنده بودند و از آن به منزله بهترین زمینه و تأثیرگذارترین ابزار برای مقاصد الهی و انسانی خویش و تربیت نفوس انسانی بهره میبردند ایشان پیروان خویش را به اخلاق و رفتار خوب و پسندیده دعوت و تشویق و تحریص میفرمودند.
- حضرت امیرالمؤمنین(ع) از زبان پیامبر اسلام(ص) درباره خوشخلقی چنین نقل میکنند: «روز قیامت جایگاه کسانی از شما به من نزدیکتر خواهد بود که از دیگران خوشاخلاقتر باشد و با خانوادهاش بهترین رفتار را داشته باشد»[۹].
- همچنین نقل شده است که رسول خدا(ص) بهترین ایمان را تنها از آنِ انسانهای خوشاخلاق میدانند. امیرمؤمنان(ع) از زبان رسول گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «بهترین شما از نظر ایمان کسانیاند که بهترین اخلاق را داشته و با خانوادهشان از همه مهربانتر باشند و من از همه شما با خانوادهام مهربانترم»[۱۰]. مقامات و درجاتی که در این سخنان حکیمانه آمده است، نشان اهمیت خوشخلقی و خوشرفتاری و آثار و برکاتی است که برای زندگی فردی و همچنین زندگی اجتماعی انسان و جامعه انسانی در پی دارد. البته آثار مثبت خوشاخلاقی و خوشرفتاری در خانواده در قیاس با دیگر نهادهای اجتماعی، به مراتب بیشتر، عمیقتر و مهمتر است؛ چراکه استحکام و دوام جامعه انسانی به استحکام پایههای آن است و خانواده اصلیترین و اساسیترین پایه جامعه انسانی است استحکام خانواده نیز به شدت به اخلاق خوش و رفتار پسندیدهای وابسته است که میان زن و شوهر و در نتیجه، همه اعضای خانواده حاکم خواهد بود. موفقیت و رستگاری یک خانواده به نوع برخوردی بسته است که یک مرد با همسرش یا زن با شوهرش دارد. مطالعهای ساده درباره زندگی خانوادهها از قدیم تاکنون روشن خواهد ساخت که در اثر خوشرفتاری دوسویه زن و شوهر در خانواده، برکات بیشماری از آنها برجای مانده است. در برابر، رفتارهای ناپسند و زننده همسران با هم آثار و پیامدهایی سوء را به یادگار گذاشته است.
- اهمیت این مسئله زمانی آشکارتر میشود که ببینیم رسول گرامی اسلام(ص) در روایت یادشده، خوشخلقی با خانواده را بهترین نوع ایمان به خداوند دانستهاند و کسانی را که چنین ویژگیها و رفتارهای نیکی داشته باشند، همنشین خویش در قیامت معرفی کردهاند. ایشان ادب و تواضع زن را در برابر شوهر دارای چنان آثار و برکات فوقالعادهای میدانند که فرمودهاند: «اگر سجده انسان برای انسان جایز بود، حتما امر میکردم زن بر شوهرش سجده کند»[۱۱]. البته خوشرفتاری مصداق روشن ادب است.
- بارها در روایتها از رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده است که جهاد زنان، خوب همسرداری آنهاست. اصبغ بن نباته از حضرت امیرالمؤمنین(ع) چنین نقل کرده است: خداوند تعالی جهاد را بر مرد و زن واجب کرده است. البته جهاد مردان هزینه کردن دارایی خود در راه خدا و همچنین فدا کردن جان خویش در راه اوست. اما جهاد زنان عبارت است از صبر و تحمل در برابر اذیت و آزاری است که از شوهر میبینند و خودداری از حسادت ورزیدن به دیگران؛ و بنابر نقلی دیگر جهاد زنان عبارت است از خوب شوهرداری[۱۲]. از مصادیق روشن تحمل و بردباری و نیز خوب شوهرداری، خوشرفتاری زن با شوهر است. در این صورت است که ارزش کار آن زن با جهاد در راه خدا برابر خواهد بود؛ به ویژه اگر زن شوهری بداخلاق و بدرفتار داشته باشد. تحمل چنین شوهری و خوشرفتاری با وی خود بالاترین جهاد و مبارزه خواهد بود. آری چنین همسران باارزشی به بیان پیامبر گرامی اسلام(ص) کارگزاران خداوندند و خداوند نصف اجر و پاداش شهدا را به آنان خواهد بخشید[۱۳].
- خوشخلقی و خوشرفتاری، یکی از معیارها و ملاکهای مهم و ضروری برای انتخاب همسر است. پیش از این[۱۴]، از سخنان و سیره مبارک رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بهره بردیم که توصیه فرمودند: «اگر خواستگار فرزندان شما افراد بداخلاقاند، با آنان وصلت نکنید»[۱۵]. این توصیهها و هشدارها از اهمیت فوقالعاده موضوع خوشاخلاقی و خوشرفتاری در ارتباطهای خانوادگی نشان دارد.
- امام جعفر صادق(ع) درباره اهمیت خوشاخلاقی با همسر فرمودهاند: «خدای مشمول رحمت خویش فرماید، مردی را که در برخورد با همسرش رفتاری نیکو داشته باشد»[۱۶].
- حسن ختام این بخش از بحث ما، کلام وحی است. خداوند در قرآن کریم به مؤمنان توصیه میکند با همسرانتان رفتاری خوب و نیکو همراه با انصاف و عدل داشته باشید:... با همسران خویش در زندگی باانصاف و خوشرفتار باشید و اگر شما را از آنان خوش نیامد و دلپسند شما نبودند، چهبسا چیزهایی که شما خوش نمیدارید و خدا در آن مصلحت فراوان برای شما مقرر فرموده است[۱۷]. همچنین به سبب اهمیت بسیار مسئله خوشرفتاری با همسر و تأثیر فراوان آن بر زندگی و آتیه اعضای خانواده، قرآن کریم توصیه میکند با همسران حتی در بدترین وضعیت، مانند طلاق و جدایی، ارتباطی آمیخته با مهر و محبت و خوشاخلاقی داشته باشید[۱۸].[۱۹]
اهمیت رعایت معیار خوش اخلاقی در قرآن و روایات
برکات و آثار خوشخلقی همسران و پیامدهای بدخلقی آنان چندان فراوان و مهم است که در قرآن کریم و سخنان رسول خدا و اهلبیت(ع) بارها بر آن تأکید شده است. در همین جهت، به زوجهای جوان درباره رعایت این معیار هنگام انتخاب همسر توصیههایی ارائه شده است.
قرآن کریم
ضرورت رعایت معیار خوشخلقی را در انتخاب همسر میتوان از برخی اشارات قرآن دریافت. خداوند در قرآن کریم درباره اهداف عالیه ازدواج و آثار و فایدههای سودمند آن فرموده است: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا...﴾[۲۰] و در آیهای دیگر میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا﴾[۲۱].
شکی نیست که این آرامش و سکونت در کنار همسری امکانپذیر است که خلقی نیکو و رفتاری مطلوب و پسندیده با اهل خانه، به ویژه همسرش داشته باشد. زندگی با همسر بداخلاق و بدرفتار هیچ آرامش و سکونتی در پی نخواهد داشت. برای تأکید بر همین مطلب در آیهای دیگر خداوند احسان به خویشان و خوشبرخوردی با دیگران را در ردیف مقام بلند اعتقاد به توحید و یگانگی خویش قرار داده است[۲۲].[۲۳]
سخنان اهلبیت(ع)
اهمیت جایگاه ازدواج در دین مبین اسلام و توجه بسیار به انتخاب همسر و لزوم رعایت این مسئله مهم موجب شده است رسول خدا و اهلبیت(ع) نیز چون قرآن کریم به آن بیش از پیش توجه کنند و یاران و اصحاب خویش را نیز از آن آگاه سازند. روایات در این زمینه بسیار است که از باب نمونه به برخی از آنها اشاره میشود. این روایات چند دستهاند:
۱. برخی روایات به اهمیت و فایدههای خوشاخلاقی و وجود صفات و ملکات پسندیده انسانی در اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر اشاره دارند:
- حضرت علی(ع) در واپسین لحظههای عمر پربرکتشان و لحظاتی پیش از شهادت، خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی(ع) چنین فرمودند: «پسرم... هیچ زندگی و عیشی گواراتر و لذتبخشتر از خوشخلقی نیست»[۲۴].
- مردی نزد امام علی(ع) مشرف شد و از رفتار همسرش به ایشان شکایت کرد. حضرت پاسخ ایشان را به صورت خطابهای حکیمانه و دلنشین بیان فرمودند. در بخشی از آن خطابه فرمودهاند: «سخن و گفتارتان با زنانتان نیکو و پسندیده باشد تا آنان نیز در برابر رفتاری درست و پسندیده با شما داشته باشند»[۲۵].
- ابوحمزه ثمالی میگوید: وجود نازنین امام محمد باقر(ع) میفرمودند: پدرم امام زینالعابدین همیشه به این امور سفارش میفرمودند: «چهار امر مهم است که اگر در هر شخصی باشد ایمان او کامل و از گناه به دور خواهد بود و هنگام مرگ خداوند را در حالی دیدار کند که از او راضی باشد:... و چهارم آنکه با خانوادهاش با خوشخلقی برخورد کند»[۲۶]. در این بیان زیبا و حکیمانه، حضرت خوشخلقی با خانواده را یکی از ارکان مهم در تحقق کمال ایمان و در مقام رضا و خشنودی خداوند میداند[۲۷].
۲. دسته دوم، روایاتی است که در آن به ازدواج با افراد خوشخلق یا تزویج فرزندان به چنین افرادی توصیه شده و از ازدواج و پیوند با افراد بداخلاق نهی شده است:
- پیامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) در پاسخ یاران خویش، وقتی درباره تزویج فرزندانشان کسب تکلیف میکردند، آن عزیزان، بیش از هرچه به اخلاق و ایمان اشخاص تکیه میکردند؛ حتی اگر خواستگاران از برخی امتیازات چون اصل و نسب و یا... محروم بودند. امیرمؤمنان(ع) فرمودهاند: روزی خدمت رسول خدا(ص) بودیم. حضرت فرمودند: «فرزند خویش را به ازدواج کسی درآورید که از اخلاق و دینداری او راضی هستید». از ایشان پرسیدم: «حتی اگر خواستگار اصل و نسب درستی نداشته باشد؟» رسول خدا باز فرمودند: «فرزند خویش را به ازدواج کسی درآورید که از اخلاق و دینداری او راضی هستید و اگر این کار را نکنید موجب فتنه و فساد روی زمین خواهید شد»[۲۸]. چنانکه خواندیم، رسول خدا در پاسخ به امیرمؤمنان(ع)، باز هم مسئله ایمان و اخلاق را تکرار کردند و با استناد به آیه قرآن[۲۹] بر آن تأکید فرمودند. امامان معصوم نیز با الگوگیری از سیره رسول خدا(ص) و استناد به بیان ایشان به اصحاب و یاران خویش همینگونه توصیه میفرمودند[۳۰]. این بیان پرتأکید معصومان(ع)، راه را بر ما هموار میکند تا بدانیم در خواستگاری، به دو معیارِ اخلاق و ایمان، عنایت و توجه ویژه بوده است.
- حسین بن بشار واسطی در نامهای به محضر امام علی بن موسی الرضا(ع) پرسید: «شخصی از بستگان و نزدیکانم به خواستگاری دخترم آمده است، اما او فردی بداخلاق است چه کنم؟» حضرت در پاسخ چنین فرمودند: «اگر بداخلاق است فرزندت را به عقد او درنیاور»[۳۱].
- از امام جعفر(ع) صادق نقل شده است که ایشان درباره همسران بداخلاق چنین فرمودند: «بیشتر دشمنان انسانهای مؤمن، همسران بداخلاق هستند»[۳۲]. عمومیت در این تعبیر حکیمانه از اهمیت مسئله نشان دارد؛ چراکه انسان مؤمن ممکن است در ابعاد و زوایای مختلف دشمنان گوناگونی داشته باشد که هریک به گونهای او را برنجانند یا حتی گاه زندگی او را تهدید کنند اما حضرت(ع) در این بیان همسر بداخلاق را بیش از همه دشمن انسان مؤمن میدانند[۳۳].
آثار و برکات خوشرفتاری با همسر
گستره برکات خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر فراوان است؛ به گونهای که از تعیین حد و حصر آن معذوریم. آثار خوشخلقی نهتنها در همسران و زندگی کنونی آنان نمود و بروز دارد، بلکه این آثار خود را در نسلهای بعدی چون پدران، مادران، فرزندان، دوستان، استادان، شاگردان، همکاران، بلکه در همه جامعه اطراف انسان نشان خواهد داد.
آثار دنیایی
از مهمترین عوامل مؤثر در جهتدهی مثبت به زندگی زناشویی و ارتباط همسران خوشاخلاقی و خوشرفتاری آنان با یکدیگر است. اگر روابط زن و مرد خوب و پسندیده باشد، فضای حاکم بر خانواده فضایی همراه با آرامش خواهد بود و آثار و برکات بسیاری را برای همه اعضای خانواده در پی خواهد داشت؛ آثار و برکاتی چون:
- زندگی شیرین: به جرئت میتوان ادعا کرد که اغلب ناراحتیها، نگرانیها، درگیریها و مشکلات خانوادگی، محصول کجخلقیها و بدرفتاریهای دوسویه زن و شوهر است. نتیجه چنین اوضاع نامساعدی جز تلخکامی و ناکامی در زندگی برای همه اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر نخواهد بود. اما میوه پربار اخلاق نیک و رفتار خوب و پسندیده آن دو شیرینی و نشاط در زندگی است.
- دلبستگی به زندگی زناشویی: یک زندگی شیرین، با دلبستگی و دلدادگی دو انسان به یکدیگر آغاز میشود. بیشک آنان برای ادامه زندگی به همان اکسیر اعظم نیازمندند. برای حفظ این وضعیت، لازم است زن و شوهر رفتاری خوش و نیکو با هم داشته باشند؛ به ویژه توجه به این نکته اهمیت دارد که هر یک از زن و شوهر با تشکیل زندگی جدید، از خانواده خود جدا میشوند و الفتی دیرینه که بین ایشان و اعضای خانوادهشان به ویژه پدر و مادر وجود داشته است، اکنون کمی رنگ باخته است. حال هر یک موظف است جای خالی خانواده را برای دیگری پر کند؛ یعنی به گونهای با شریک زندگیاش برخورد کند که بخشی از احساس دوری از خانواده پدری را در وی کم رنگ کند و آرام آرام دلبستگی به زندگی زناشویی و خانواده جدید را جایگزین دلبستگی گذشته کند.
- استحکام و استمرار زندگی: تار و پود زندگی به رشتههای بسیار ریز و حساس مهربانی و عطوفت زن و شوهر و پیرو آنان فرزندان، سرشته شده است. استحکام بنیاد رفیع خانواده، زمانی ضمانت دارد که این تاروپودها در کنار هم قرار گیرند و آرام آرام به حبلی متین و زنجیری ناگسستنی بدل شوند. رفتار خوب همسران با هم، چنین اثر معجزهآسایی را در حیات مادی و معنوی انسان دارد و چونان انگیزهای نیرومند، آنان را به ادامه زندگی و رسیدن به تعالی معنوی سوق میدهد.
- نجات از فاصلهها و جداییها: اگر زن و شوهر در اثر رفتارهای خوب و اخلاق نیکو عاشق هم شوند و وجود خویش را بهطور کامل وقف یکدیگر کنند، بههیچروی دل در گرو دیگری نخواهند سپرد و یاد و چهره هیچ مرد و زنی غیر از همسرشان در خاطرشان زنده نخواهد شد و زنده نخواهد ماند. این از آنروست که هر یک با اخلاقی خوب و رفتاری پسندیده، همه وجود دیگری را تسخیر کرده و جایی برای دیگران باقی نگذاشته است.
- سلامت جسمی و روحی: امروزه بسیاری از انسانها به انواع بیماریهای جسمی و روحی گرفتارند که غالب این ناخوشیها، برخواسته از فشارهای روحی و روانی است. بدخلقیها و رفتارهای نادرست موجب ایجاد کینهها و کدورتها میان افراد، تداوم آن و در نتیجه، تنش درونی منفی در انسان میشود. در اثر این تنشها و در نتیجه فشارهای روحی و روانی، نظام گوارشی و عصبی انسان مختل میشود. بهترین راه برای پیشگیری از این بیماریها و کاهش فشارها و یکی از بهترین شیوهها برای کاهش تنش و فشارهای عصبی و روحی، خوشرفتاری با دیگران است.
- تربیت فرزندانی صالح: پدر و مادر مهربان، خوشاخلاق و خوشرفتار در عمل، بهترین و مناسبترین مربی برای فرزندانشان خواهند بود. آنان از همان دوران طفولیت فرزندان خود را با چنین فضای خوب و دلنشینی آشنا میکنند و روح و جان فرزندان را با خوبیها و فضایل اخلاقی و ملکات انسانی میآمیزند. این فرزندان شخصیتی محکم و پایدار دارند و فرداروز وقتی به عرصه اجتماع پا بگذارند، با هر نسیم مخالفی منحرف نخواهند شد. فرزندان نیز در آینده چونان والدینشان، پدر و مادری موفق برای فرزندانشان خواهند بود؛ چراکه رفتار خوب و همراه با مهر و محبت، خوشخلقی و نیکرفتاری پدر و مادرشان، الگویی بسیار مناسب برای آنان در بزرگسالی خواهد بود.
- افزایش رزق و روزی: در منابع روایی از امامان معصوم(ع) بسیار نقل شده است که یکی از اسباب افزایش و فراوانی رزق و روزی انسان، خوشخلقی است. خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران از جمله اموری است که در این رویداد بسیار تأثیرگذار است. کسانی که اخلاقی نیک و رفتاری پسندیده با دیگران داشته باشند، روزیده توانا برایشان گشایش و فراوانی در روزی را مقرر فرموده تا در زمان مقرر به آنان اعطا کند[۳۴].
آثار اخروی
خوشخلقی با اهل خانه و همسر، افزون بر آثار و برکات دنیوی، برای حیات اخروی انسان نیز سودمند است. با دقت در مطالبی که درباره اهمیت زندگی اخروی و نوع رابطه زندگی در دنیا و آخرت بیان کردیم. روشن شد که موفقیتهای انسان در زندگی دنیا، بیشک در سعادت اخروی انسان نیز تأثیرگذار خواهد بود. بنابراین، اگر انسان با خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر از برکات آن در زندگی دنیایش بهرهمند شود، باید در انتظار آیندهای امیدوارکننده در زندگی اخرویاش باشد. در این بخش، به آثار و برکات اخروی خوشخلقی با همسران اشارهای مختصر خواهیم داشت.
- نجات از فشار قبر: گام نخست در حیات اخروی، عالم برزخ و زندگی در خانه قبر است. یکی از اموری که اغلب انسانها از آن وحشت دارند و حتی برخی از اولیای الهی نیز خوف از آن را در دل داشتهاند، تنهایی، غربت و فشار سهمگین قبر است. به همین سبب، آیههای نورانی قرآن و سخنان رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بسیار بدان توجه داده و راهکارهای نجات از آن را بیان فرمودهاند. از جمله اموری که موجب عذاب قبر، به ویژه فشار قبر است، بدخلقی و بدرفتاری با اهل خانه و همسر است.
- بهرهمندی از پاداشهای اخروی در بهشت: انسان برای گذران زندگی و بقای حیات در دنیا و آخرت به الطاف الهی و بهرهمندی از نعمتهای خداوند نیازمند است. این نعمات و الطاف الهی به تناسب حیات دنیوی و اخروی وی متفاوت است. یکی از عواملی که منشأ خیر برای انسان است و او را در بهشت جاودان جای میدهد و در نعمتهای خدادادی آن غرق خواهد ساخت، خوشخلقی و نیکورفتاری با دیگران به ویژه اهل خانه است. خوشاخلاقی موجب میشود آستانه تحمل و ظرفیت انسان بالا رود در نتیجه، بر سختیها و مرارتهایی که با زندگی دنیا همراه است صبر کند. بیشک خداوند از همه اینها آگاه است و نظر رحمتی به آن خواهد داشت و به آن اجر و پاداشی درخور و شایسته خواهد داد[۳۵].
پیامدهای شوم بدخلقی در همسران
بدخلقی و خوی ناپسند زن و شوهر بداخلاق، زندگی را بر آنان تلخ میکند و به عوارض و بیماریهای بسیاری دچارشان خواهد کرد. بیان همه آن موارد در این فرصت نمیگنجد. تنها به برخی از عوارض ناشی از آن گذرا اشاره خواهیم کرد:
- عیشی تلخ و ناگوار: نتیجه بدخلقی همسران زندگی ناگوار است و محیط خانه برای اعضای آن چون زندانی شکننده و خستهکننده خواهد بود. درحالیکه اینگونه زندگی با فلسفه و حکمت وجودی آنکه سکونت و آرامش است[۳۶]، تضادی جدی دارد.
- شکستن حریمها: بدخلقی زن و شوهر موجب خواهد شد تا آنها به راحتی به خود اجازه دهند به حریم هم تجاوز کنند و برای برخوردهای تند و زننده با یکدیگر آماده شوند.
- درگیریهای کلامی و فیزیکی: وجود برخی اختلافات سلیقهای و مقطعی میان زن و شوهر، به ویژه در دوران آغازین زندگی، طبیعی، پیشبینی پذیر و تاحدی تحملشدنی است اما دامن زدن به آنکه از پیامدهای بداخلاقیها و بدرفتاریهای زن و شوهر است موجب ایجاد درگیریهای شدید و همیشگی و حتی برخوردهای فیزیکی در خانواده خواهد شد.
- فرسایش زودهنگام روحی و روانی: بدخلقیهای زن و شوهر و در نتیجه، بدبینیها، بگومگوها، کشمکشها، بیحرمتیها، درگیریهای لفظی و...، اعضای خانواده را خسته و کانون گرم و بانشاط خانوادگی را بر آنان تلخ خواهد کرد. این خود موجب فرسایش زودهنگام روحی و روانی همسران و دیگر اعضای خانواده، به ویژه فرزندان خواهد شد.
- بیماریهای جسمی: پیرو آثار سوء روحی و روانی بدخلقیهای زن و شوهر، برخی بیماریهای جسمی نیز دامنگیر آنان خواهد شد. نکته، مهمی که از قدیم علما و دانشمندان بدان توجه داشتهاند، تأثیر فراوان بیماریها و ناراحتیهای روحی و روانی بر جسم و بدن است تا حدی که گاه موجب از کار افتادن و مختل شدن بخشی از فعالیتهای جسمی ارگانیزم انسان میشود[۳۷]. این مسئله قرنها پیش در قرآن کریم نیز بیان شده است. یکی از بارزترین نمونههای قرآنی آن داستان شگفت و عبرتانگیز پیامبر خدا حضرت یعقوب و فرزند بزرگوارشان حضرت یوسف(ع) و برادران ایشان است که قرآن کریم آن را به تفصیل بیان کرده است[۳۸].
- انحراف در تربیت نسل نو: بدخلقی و بدرفتاریهای زن و شوهر به ویژه اگر بهطور مستقیم یا در حضور فرزندان و یا کودکان خردسال باشد، موجب پیامدهای عمیق روحی و روانی و انحراف در مسیر درست تربیت فرزندان خواهد شد. رفتارهای نادرست، سخنان زشت، عادتهای ناپسند و بد و...، از جمله این موارد است که کودکان به کمک روش الگوگیری یا راههای دیگر بدان خو میگیرند. این مشکلات چنان جدی و بادوام است که گاه تا سالها یا تا پایان عمر با فرزندان همراه خواهد بود و جزو منش و شخصیت آنان میشود.
- انحرافهای اخلاقی و رفتاری: انحرافهایی چون بیاحترامی، بددهنی، بدپوشی، ولگردی، ترک تحصیل، اعتیاد، بزهکاری، شرارت، جنگ و نزاعهای گروهی، انحرافات جنسی، خانوادگی و... در کودکان، نوجوانان و جوانان میتواند از آثار و پیامدهای سوء بدخلقی پدر و مادر باشد.
- بدبینی و بیاعتمادی: انسانهای بدخلق و بدرفتار پس از مدتی کوتاه اعتبار خود را نزد خویشان و دوستان از دست میدهند و مردم به آنها بدبین خواهند شد.
- انزوای اجتماعی: این بدبینی و بیاعتمادی خود زمینه انزوای اجتماعی و تنها شدن انسان را در پی خواهد داشت. البته انزوا و تنهایی خود منشأ بسیاری از مشکلات و گرفتاریهای فردی و اجتماعی دیگر نیز خواهد بود[۳۹].
شیوههای خوشرفتاری با همسر
پس از بیان اهمیت و جایگاه خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر و بیان آثار و برکات دنیوی و اخروی آن، اکنون این پرسش پیش میآید که خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر، در عمل چه مصادیقی دارد؟ زن و مرد در زندگی زناشویی باید چگونه با هم رفتار کنند تا گفته شود آنان خوشاخلاقاند و رفتاری مطلوب دارند؟
خوشرفتاری با همسر، مصادیق و نمودهایی گوناگون دارد. برخی از آنها در روایات بیان شده و برخی دیگر از سیره رسول خدا(ص) و اهلبیت(ع) برگرفته میشود. در این بخش به مواردی از مصادیق خوشرفتاری با همسر اشاره خواهیم داشت.
رعایت ادب و احترام متقابل
رعایت ادب در زندگی خانوادگی و روابط زناشویی از اصول و پایههای خانواده است. «ادب»، نتیجه تربیت درست، نشان وجود فضایل اخلاقی، کمالیافتگی انسان و حاصل آموختن شیوههای درست برخورد با دیگران است. وقتی در اثر آموزش و تربیت، برخی فضایل و کمالات در انسان نهادینه و ملکه شود و او گونه درست برخورد با دیگران و رفتار درست همراه با احترام و خوشرویی با دیگران را بیاموزد و در عمل به کار بگیرد، او را انسانی باادب، فرهیخته، تعلیمیافته یا ادبآموخته میدانند. به همین سبب، از نشانههای شخصیت سالم انسانی، ادب او در برخورد با دیگران و معاشرت و نشست و برخاست با آنهاست.
یکی از نشانههای خوشاخلاقی و خوشرفتاری دوسویه زن و شوهر، رعایت ادب در قبال یکدیگر است. همسران با فضیلت و خوشخُلق، همه رفتارهایشان با نوعی ادب و نزاکت مخصوص به زن و شوهر آمیخته است. آنان هیچگاه با هم پرخاشگری نمیکنند. به کار بردن واژههای رکیک، فحاشی و ناسزاگویی در روابط آنان دیده نمیشود. ایشان همدیگر را با نامها و لقبهای ناشایست نمیخوانند. خلاصه احترام هم را نگه میدارند و پا را از حریم ادب و احترام فراتر نمیگذارند[۴۰].
فرهنگ عذرخواهی و عذرپذیری
انسان تمایل دارد که همیشه در انجام کارهایش شیوهای درست و پذیرفته داشته باشد. او مایل نیست در انتخابش به خطا افتد یا در انجام کارها از او اشتباهی سر بزند. اما جهل و نادانی و غفلت و ناتوانی انسان موجب میشود تا گاه دچار خطا و اشتباه شود. البته افراد در برخورد با اشتباههای خویش دو گروهاند: گروهی که متواضع و فروتناند و در قبال خطاهایشان خود را مسئول میدانند و در پی جبراناند؛ و گروه دیگری که متکبر و مغرورند و چنین احساسی ندارند یا به آن بیتوجهاند.
کارگشایی و تأثیر مثبت آن، به ویژه در ارتباطهای خانوادگی و زناشویی بسیار بیشتر است. قهر و دوری از همدیگر تنها به سبب یک اشتباه، حلّال مشکل نیست و سد راه تفاهم لازم در زندگی است. این رویه کدورتها را طولانی و کهنهتر میکند و در نتیجه، آنها را به پیامدهای بد آن دچار خواهد کرد. اما شهامت پذیرش خطا و اشتباه و نیز خصلت گذشت و ایثار، مانند آفتاب تابستان یخ ارتباط زناشویی را آب میکند و بدان گرما خواهد بخشید. زن و مرد خوب میدانند که این خصلت خوب، بیش از آنچه برای دیگری مفید باشد، برای خویشتن برکاتی دارد. یکی از کمترین آثار اینگونه برخوردها، فرونشاندن خشم به ارمغان آوردن آرامش روحی و روانی برای خویش و گرما بخشیدن به فضای باصفای خانواده است[۴۱].
مدارا و سازگاری با همسر
از جمله مصادیق و موارد خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر، رفق و مدارا با او و مراعات حال وی است. زن و شوهر در زندگی زناشویی هر یک حقوقی دارند که میتوانند آن را از دیگری درخواست کنند. ازاینروی، هرکدام در قبال دیگری وظایف و تکالیفی دارند که به رعایت آن مکلف خواهند بود.
خانواده و زندگی زناشویی، محل تلاقی دو انسان عاشق است که با گذشت و ایثار، همیشه در اندیشه وظایف خویش در قبال همسر و در پی رعایت حقوق اویند. تنها در چنین فضای خوش و بانشاطی، مدارا و رعایت حال همسر معنا خواهد داشت. در چنین موقعیتی است که یک مرد، همسرش را با ویژگیهای زنانه درک خواهد کرد و یک زن، همسرش را با ویژگیهای مردانه خواهد دید و حال او را مراعات خواهد کرد. آنان عاشق یکدیگرند و جهان را از نگاه همسرانشان خواهند دید، همدل، همخوان و همراه یکدیگر در فرایند دشوار زندگی مشترکشان خواهند بود[۴۲].
بردباری و مدیریت خشم همسر
رفتار انسان میدان ظهور و نمایش ویژگیها و ملکات درونی وی است. از جمله ویژگیهای نیک و برجسته انسانی، بردباری در برابر شدائد و ناگواریها و تحمل رفتارهای ناپسند و نادرست دیگران است. این ویژگی نیک را انسان در رفتارش نیز بروز میدهد. اگر اخلاق انسان نیک و بنای او بر خوشخلقی و خوشرفتاری با دیگران باشد، در برابر کجخلقی آنان صبور خواهد بود؛ ناملایمات را تحمل میکند؛ و با دیدن رفتارهای ناهنجار آنان بردباری نشان خواهد داد.
زن و مرد در زندگی زناشویی و روابط خانوادگی، با بردباری در برابر مشکلات و تحمل یکدیگر، به گونهای اخلاق نیک و رفتار پسندیده خود را بروز میدهند.
از جمله اموری که بردباری و تحمل در قبال آن پسندیده و نیکوست، روابط خانوادگی و زناشویی است. بر صبر در این امور، به سبب آثار و برکات بسیاری که دارد و به جهت پیامدهای شوم بردبار نبودن در روابط زناشویی و خانوادگی، توصیههای اکیدی شده است.
کاروان زندگی خانوادگی همیشه با مسائل و مشکلاتی همراه است که تنها به کمک بردباری و تحمل اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر سالم به مقصد رسیده است. این تنها شیوه یگانه و پسندیدهای است که سلسله پیامبران و اولیای الهی با به کار بستن آن به موفقیت دست یافتهاند[۴۳].
ایثار و از خودگذشتگی در روابط
بردباری و تحمل در ارتباطهای خانوادگی از جمله صفات نیک و برجسته اخلاقی و نشان خوشخلقی و خوشرفتاری همسران است که آثار و برکات بسیاری برای همه اعضای خانواده دارد. اما ایثار و ازخودگذشتگی در هر کار، به ویژه روابط خانوادگی مرتبهای فراتر و اهمیتی بیشتر دارد. ایثار و از خودگذشتگی، خمیرمایه و پایه اساسی هر اجتماع انسانی، به ویژه بنای رفیع خانواده است؛ چراکه انسان به سبب جهل، غفلت، نقص و ناتوانیهای متعددی که دارد، اغلب در انجام وظایف خویش دچار لغزش و اشتباه میشود. از سوی دیگر، اقتضای دوستی و محبت بین دو طرف آن است که نهتنها در ادای حق متقابل کوتاهی نکند، بلکه در مقام بیان و اظهار دوستی و محبت همیشه از حق خویش بگذرد و آن را فدای دیگری کند[۴۴].
سپاسگزاری و قدرشناسی از همسر
یکی دیگر از مصادیق خوشاخلاقی زن و شوهر، قدردانی و سپاسگزاری آنان از همدیگر است. تشکر و قدردانی از همسر، زمانی رخ میدهد که زن و مرد، در عمل سپاسگزار یکدیگر باشند؛ به بیان دیگر، آنان اولاً وجود همسر را برای خویش نعمتی الهی بدانند؛ ثانیاً به شیوههای گوناگون آن را پاس بدارند.
هر یک از زن و شوهر برای دیگری، اول، َدینی است که در قبال آن مسئول است، دوم، نعمتی الهی است که به حکم عقل باید قدر او را بداند و سپاسگزارش باشد. در نتیجه، اگر همسران پاسدار نعمت وجود همدیگر باشند، به یقین همه آثار و برکات شکرگزاری نیز نصیب آنان میشود. اما اگر در قبال نعمت همسر معصیتی شود و حقی از وی ضایع گردد، این از محرمات الهی است، و خود از بدترین مصادیق ناسپاسی است.
اما چگونه؟ به راستی زن و مرد چگونه قدردان و سپاسگزار نعمت وجود هم باشند؟ به اجمال اشاره میکنیم که یکی از مصادیق بارز سپاسگزاری در قبال نعمت، شکر عملی است. بنابراین اگر در برخورد و ارتباط با همسر امور ذیل مراعات شود، به یقین انسان سپاسگزار این نعمت الهی است و در نتیجه، از برکات آن بهرهمند خواهد بود؛ اموری چون:
- توجه به نعمت بودن همسر: اینکه انسان خود آگاه باشد از اینکه همسر نعمتی الهی است.
- احساس مسئولیت در قبال همسر: همسر را دَین و غرامتی بداند که خداوند به راحتی در اختیارش قرار داده است؛ چراکه زحمت رشد جسمی و تربیت همسر بر دوش پدر و مادرش بوده و اکنون او در اختیار اوست. پس در قبال این نعمت احساس مسئولیت کند و بداند که باید به سبب آن پاسخگو باشد.
- درک موقعیت همسر و مراعات حال او: همسر و موقعیتهای خاص وی را درک کند. او را چون خود، انسان بداند، اما از جنسی دیگر و با تفاوتهای آشکار و نهان بسیار با خود.
- رفق و مدارا با همسر: وقتی همسر و موقعیت متفاوت و ویژه او را خوب درک کرد، با رفق و مدارا با وی رفتار کند.
- محبت و عشقورزی به همسر و ابراز و اظهار آن: هم او را دوست بدارد و عاشق وی باشد و هم این دوستی و عشقورزی قلبی را به شیوههای گوناگون بیان و ابراز کند.
- اکرام و احترام به شخصیت همسر: توجه و باور داشته باشد که همسر او نیز انسانی دارای شخصیتی باکرامت، والا، محترم و گرامی است. پس باید قدر همسرش را بداند و پاس بدارد. او را اکرام کند و مقام شایستهاش را بزرگ بدارد.
- تعریف و تمجید و بیان خوبیهای همسر: همسر انسان با عمری که خداوند به وی داده است، کموبیش از برخی محاسن و خوبیها برخوردار است؛ موفقیتهایی را کسب کرده و مشکلاتی را پشت سر گذاشته است. هر یک از این ویژگیهای مثبت او میتواند بهانهای برای بیان خوبیهایش باشد. در مقام تعریف از همسر، به ویژه در حضور دیگران و خویشان این امور باید به زبان آید.
- رعایت همه حقوق واجب و غیر واجب همسر: مجموعهای از حقوق واجب و مستحب همسر بر دوش ماست؛ اول همه حقوق واجب وی باید ادا شود؛ دوم، آنکه اگر بتوان فراتر از این، به قدر وسع و توان، عمل کرد، بسیار نیکو و پسندیده است.
- گذشت و ایثار در قبال وی: گرچه رعایت حقوق همسر از وظایف ماست، ما نیز حقوقی بر گردن وی داریم که او موظف به ادای آنهاست. اما در مقام درخواست حق خویش از وی، گذشت و ازخودگذشتگی بهترین مصادیق تقدیر و سپاس از اوست.
- تغافل و پذیرش عذر وی در خطاها و لغزشها: همسر ما نیز چون خودمان، گاه به اشتباه و خطا دچار خواهد شد. در این مواقع تغافل و چشمپوشی یا پذیرش عذر و خطاها خود سپاس نعمت است.
هر یک از موارد بالا در روابط بین همسران بسیار مهم است و نوعی سپاسگزاری و قدردانی از همسر به شمار میآید[۴۵].
وفای به عهد و پرهیز از پیمانشکنی
عمل به تعهدها و وفای به عهد، یکی از بهترین شیوههای گرامیداشت مقام همسر و احترام به اوست. همچنین معتقدیم که اگر ما در عمل به تعهدهای خویش در قبال همسرمان پایبند باشیم و به وعدههایمان به آنها عمل کنیم، درواقع به نوعی خوشخلقی خود را در رفتار به او نمایاندهایم.
رسول گرامی اسلام(ص) آنقدر به تعهدهای خویش به همسرانشان پایبند بودند که حتی زمان بیماری نیز به آن عمل میکردند و میفرمودند ایشان را به نوبت در حجرههای همسرانشان بچرخانند تا حقی از کسی ضایع نشود[۴۶]. همچنین درباره پایبندی به تعهدهای حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل کردیم، زمانی که نوبت یکی از دو همسرشان بود و ایشان میبایست در خانه او میبودند، در آن زمان در خانه همسر دیگر، حتی وضو نمیساختند![۴۷]
این سیره مبارک از رفتار و سلوکی بینظیر در ارتباط با همسر نشان دارد که شاید چنین نمونهای در هیچ جای عالم و در هیچ آیین و مرامی نیابیم[۴۸].
تمکین و پاسخگویی به نیازهای همسر
یکی از مصادیق خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر، تمکین از وی و عرضه کردن خود به بهترین شکل برای اوست برای روشن شدن این ارتباط مناسب است توضیحی اجمالی در این زمینه بیان شود.
در مباحث مرتبط با «پاسخ به نیازهای مادی و معنوی»، مطالبی درباره نیازهای زیستی و طبیعی انسان و نیز امیال و گرایشهای وی در جهت ارضا و پاسخگویی به این نیازها قابل دسترسی است. نیاز جنسی و در نتیجه گرایشها و میلهای جنسی، در قیاس با دیگر نیازها و گرایشها از جنبههایی مهمتر و به دقت و توجه بیشتری نیازمند است؛ تا آنجا که هم حیات و بقای انسان با آن ارتباط مستقیم دارد و هم دارای قدرت تخریبی بسیار زیاد و فوقالعادهای است. به همین دلیل در شریعت مقدس اسلام به این نیروی قدرتمند درونی انسان توجهی ویژه شده و برای ارضای صحیح و پاسخگویی درست به آن، نهتنها برنامههایی در نظر گرفته شده، بلکه بر کیفیت و کمیت اجرای آن برنامهها نیز بسیار تأکید شده است.
بر مبنای این دیدگاه، اگرچه زن و مرد در ارضای نیاز جنسی مکمل یکدیگرند و باید از هم کام برگیرند، بهرهگیریهای دیگر جز از راه ازدواج و پیوند زناشویی مشروع نیست و انحراف از مسیر اصلی طبیعت است که حاصلی جز سقوط و نابودی انسان در پی نخواهد داشت. اما پاسخگویی درست به این نیاز طبیعی، نهتنها یکی از بهترین لذتهای دنیایی را برای انسان به ارمغان میآورد، بلکه آثار و برکات بیشماری برای دو طرف دارد[۴۹].
پرسش مستقیم
منابع
پانویس
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۱۷.
- ↑ خوشخلقی و خوشرفتاری و همچنین بدخلقی و بدرفتاری به صورتهای گوناگون در افراد دیده میشود. بخش نخست مانند: کرامت، وقار و متانت در رفتار، تسلیم حق بودن، تواضع و فروتنی در برابر دیگران، خوشزبانی (گزیده، نرم و مؤدبانه سخن گفتن)، راستگویی، داشتن حسن ظن، بردباری، بامحبت، عاطفی و با گذشت بودن، ادب، شجاعت، نرمخویی، وفاداری، سخاوت، قناعت، عفت، نجابت، پاکنظری و...؛ بخش دوم مانند بدزبانی (زباندرازی، نیش زدن به زبان، بیادبانه و بیپروا سخن گفتن، فحاشی...)، حسادت، کجخلقی (که از نشانههای ضعف ایمان یا بیایمانی است)، لجاجت و یکدندگی، تکبر و غرور احمقانه، دروغگویی، سبکی و هرزگی، سوءظن، بیمحبتی و بیعاطفگی، کم ظرفیتی و بیتابی، بیادبی، ترس، خشونت، کینهتوزی، بیوفایی، بخل، حرص و طمع، سربههوایی، بیبندوباری، بیعفتی و بیحیایی، مردمآزاری، فحاشی، لاابالیگری، ولگردی، اعتیاد و....
- ↑ گرچه در کاربردهای عامیانه واژه «بلوغ» تنها بلوغ جنسی معنا میشود. رشد عقلانی، جسمی، جنسی، عاطفی، اجتماعی، فکری و... هر کدام زمان و ویژگی خاص خود را دارد که در آن هنگام انسان در همه ابعاد یادشده بالغ میشود (ر.ک: محمد ناصر سقای بیریا و دیگران، روانشناسی رشد؛ با نگرشی به منابع اسلامی، ج۲، انتشارات سمت، تهران ۱۳۷۵ش).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۱۷.
- ↑ محمدمهدی النراقی، جامعالسعادات، ج۱، ص٢۶.
- ↑ «قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): إِنَّمَا تَفْسِيرُ حُسْنِ الْخُلُقِ مَا أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا يَرْضَى وَ إِنْ لَمْ يُصَبْهُ لَمْ يَسْخَطْ» (علی بن حسام الدین، کنزالعمال، حدیث ۵٢٢٩).
- ↑ روایات درباره خوشخلقی فراوان است. همچنین سیره پیامبر بزرگوار اسلام و اهلبیت(ع) مشحون از خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران است در این زمینه میتوان به کتب و منابع روایی معتبر مراجعه کرد؛ منابعی چون: کافی، به ویژه مجلدات ۱، ۲، ۵؛ من لا یحضره الفقیه به ویژه مجلدات ٢، ٣، ۴؛ تهذیب الأحکام، به ویژه مجلدات ۶، ۷؛ وسائل الشیعة به ویژه مجلدات، ۳، ۱۱، ۱۲، ۱۳؛ نهجالبلاغه؛ تحفالعقول؛ أمالی شیخ طوسی و شیخ مفید؛ خصال؛ و....
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۹۹).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٧، ص۴٠٨؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص١۶٣.
- ↑ «عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): كَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَيْرَتِهِ. وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۹). این مضمون در نقلهای متعدد از رسول خدا(ص) و دیگر امامان معصوم چون امام صادق و امام موسی بن جعفر نقل شده است (ر.ک: محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٣٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۵، ص۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ۱۸، ٧۴، ۹۷ و...؛ ر.ک: تحف العقول، خصال، مکارم الأخلاق و...).
- ↑ «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ: إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي مَهْمُوماً قَالَتْ مَا يُهِمُّكَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ لَكَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ فَزَادَكَ اللَّهُ هَمّاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰).
- ↑ آغاز همین کتاب، فصل ۱، شاخصها و معیارهای انتخاب همسر، بخش «حسن خلق».
- ↑ رسول خدا(ص) به این مسئله مهم توصیه فرمودند که به دینداران خوشاخلاق همسر دهید: «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَوْماً وَ نَحْنُ عِنْدَهُ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ. قَالَ: قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ إِنْ كَانَ دَنِيّاً فِي نَسَبِهِ؟ قَالَ(ص): إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِنَّكُمْ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣٩۴). اما به بداخلاقها، حتی اگر از خویشان و آشنایان شمایند، همسر ندهید: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) أَنَّ لِي قَرَابَةً قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلُقِهِ سُوءٌ. قَالَ: لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٣؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص٢٣۴). نیز فرمودند: «بدترین دشمنان شما مؤمنان، همسران بداخلاق شمایند»: «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: أَغْلَبُ الْأَعْدَاءِ لِلْمُؤْمِنِ زَوْجَةُ السَّوْءِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰)؛ و....
- ↑ «قَالَ الصَّادِقُ(ع): رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ مَلَّكَهُ نَاصِيَتَهَا وَ جَعَلَهُ الْقَيِّمَ عَلَيْهَا» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٠۴؛ رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۱۷).
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾ «ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا * فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا﴾ «ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بیگمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد * پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد اندرز داده میشود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری میگشاید» سوره طلاق، آیه ۱-۲.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶۱.
- ↑ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید.».. سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
- ↑ ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ﴾ «و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۲۳.
- ↑ «وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ(ع): دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ لَمَّا ضَرَبَهُ ابْنُ مُلْجَمٍ فَجَزِعْتُ لِذَلِكَ، فَقَالَ لِي: أَ تَجْزَعُ؟ فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ لَا أَجْزَعُ وَ أَنَا أَرَاكَ عَلَى حَالِكَ هَذِهِ؟ فَقَالَ: أَ لَا أُعَلِّمُكَ خِصَالًا أَرْبَعَ إِنْ أَنْتَ حَفِظْتَهُنَّ نِلْتَ بِهِنَّ النَّجَاةَ وَ إِنْ أَنْتَ ضَيَّعْتَهُنَّ فَاتَكَ الدَّارَانِ؟ يَا بُنَيَّ! لَا غِنَى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لَا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَيْشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ» (علی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۷۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۱؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص١٨٠).
- ↑ «وَ شَكَا رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) نِسَاءَهُ. فَقَامَ(ع) خَطِيباً فَقَالَ: يَا مَعَاشِرَ النَّاسِ! لَا تُطِيعُوا النِّسَاءَ عَلَى حَالٍ وَ لَا تَأْمَنُوهُنَّ عَلَى مَالٍ وَ لَا تَذَرُوهُنَّ يُدَبِّرْنَ أَمْرَ الْعِيَالِ فَإِنَّهُنَّ إِنْ تُرِكْنَ وَ مَا أَرَدْنَ أَوْرَدْنَ الْمَهَالِكَ وَ عَدَوْنَ أَمْرَ الْمَالِكِ فَإِنَّا وَجَدْنَاهُنَّ لَا وَرَعَ لَهُنَّ عِنْدَ حَاجَتِهِنَّ وَ لَا صَبْرَ لَهُنَّ عِنْدَ شَهْوَتِهِنَّ الْبَذَخُ لَهُنَّ لَازِمٌ وَ إِنْ كَبِرْنَ وَ الْعُجْبُ لَهُنَّ لَاحِقٌ وَ إِنْ عَجَزْنَ لَا يَشْكُرْنَ الْكَثِيرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِيلَ يَنْسَيْنَ الْخَيْرَ وَ يَحْفَظْنَ الشَّرَّ يَتَهَافَتْنَ بِالْبُهْتَانِ وَ يَتَمَادَيْنَ فِي الطُّغْيَانِ وَ يَتَصَدَّيْنَ لِلشَّيْطَانِ فَدَارُوهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَّ الْفِعَالَ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۳؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰).
- ↑ «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنَ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: كَانَ أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) يَقُولُ: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَمَلَ إِيمَانُهُ وَ مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ مَنْ وَفَى لِلَّهِ بِمَا جَعَلَ عَلَى نَفْسِهِ لِلنَّاسِ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ مَعَ النَّاسِ وَ اسْتَحْيَا مِنْ كُلِّ قَبِيحٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ النَّاسِ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ أَهْلِهِ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۷۳؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۱، ص۲۲؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۶۴، ص٢٩۶).
- ↑ روایات و سخنان حکیمانه اهلبیت(ع) درباره حسن خلق و خوشرفتاری در خانواده و با اهل خانه و آثار و برکات آن بسیار است. سخنانی چون: ۱. از امام موسی بن جعفر(ع) روایت است که فرمودند: «روزی امسلمه از رسول خدا(ص) پرسید: «ای رسول خدا، پدر و مادرم فدای شما باد! اگر زنی در دنیا دوبار ازدواج کرده باشد و در قیامت وارد بهشت شود از آنِ کدامیک از همسران خواهد بود؟» حضرت فرمودند: «يَا أُمَّ سَلَمَةَ! تَخَيَّرْ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ. يَا أُمَّ سَلَمَةَ! إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۴٩٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۸، ص۱۱۹)؛ ۲. امیرمؤمنان خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: «إِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِيَصْفُوَ عَيْشُكَ» (یعنی زندگی بیدردسر و گوارا و پرثمر)... (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۴؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص١۶٩)؛ ۳. امام صادق(ع) فرمودند: «حُسْنُ الْجِوَارِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الْأَعْمَارِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۶٠٧؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١٢٩)؛ ۴. همان حضرت در بیانی دیگر فرمودند: «لَا عَيْشَ أَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ»؛ محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص٢۴۴؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۶۶، ص۴٠٠ و... .
- ↑ «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَوْماً وَ نَحْنُ عِنْدَهُ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ! قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ إِنْ كَانَ دَنِيّاً فِي نَسَبِهِ؟ قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ! إِنَّكُمْ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣٩۴).
- ↑ ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ﴾ «و کافران (نیز) دوستان یکدیگرند و اگر آن (دستور) را انجام ندهید در زمین، آشوب و تباهی بزرگی رخ خواهد داد» سوره انفال، آیه ۷۳.
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ وَ أَنَّكَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلَا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ! إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۳).
- ↑ «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) أَنَّ لِي قَرَابَةً قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلُقِهِ سُوءٌ. قَالَ: لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٣؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٠٠، ص٢٣۴).
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: أَغْلَبُ الْأَعْدَاءِ لِلْمُؤْمِنِ زَوْجَةُ السَّوْءِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۲۴.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶۸-۳۷۶.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۷۶-۳۸۴.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ برای آگاهی بیشتر ر.ک: کتابهایی در زمینه «بیماریهای روحی و روانی و آثار آن» که برخی روانشناسان، رواندرمانگرایان و روانپزشکها نوشتهاند.
- ↑ در آن واقعه پیامبر خدا حضرت یعقوب(ع) در فراغ فرزند چندان زجر و شکنجه روحی و روانی دید و گریست که در اثر این گریهها و ناراحتیها چشمانش سفید و نابینا شد البته بعدها این چشم نابینا به فرمان خداوند و با دست باکفایت حضرت یوسف(ع) شفا یافت و بینا شد.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۲۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۸۴-۳۹۷.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۹۷-۴۰۸.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۰۸-۴۲۰.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۲۱.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۲۹.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۳۴.
- ↑ «الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِيُّ فِي مَجْمَعِ الْبَيَانِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ(ع) أَنَّ النَّبِيَّ(ص) كَانَ يَقْسِمُ بَيْنَ نِسَائِهِ فِي مَرَضِهِ فَيُطَافُ بِهِ بَيْنَهُنَّ» (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢١، ص٣۴٣).
- ↑ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢١، ص٣۴٣.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۳۸.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۴۳۹.