آثار خوشرفتاری با همسر
مقدمه
گستره برکات خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر فراوان است؛ به گونهای که از تعیین حد و حصر آن معذوریم. آثار خوشخلقی نهتنها در همسران و زندگی کنونی آنان نمود و بروز دارد، بلکه این آثار خود را در نسلهای بعدی چون پدران، مادران، فرزندان، دوستان، استادان، شاگردان، همکاران، بلکه در همه جامعه اطراف انسان نشان خواهد داد.
آثار دنیایی
از مهمترین عوامل مؤثر در جهتدهی مثبت به زندگی زناشویی و ارتباط همسران خوشاخلاقی و خوشرفتاری آنان با یکدیگر است. اگر روابط زن و مرد خوب و پسندیده باشد، فضای حاکم بر خانواده فضایی همراه با آرامش خواهد بود و آثار و برکات بسیاری را برای همه اعضای خانواده در پی خواهد داشت؛ آثار و برکاتی چون:
زندگی شیرین
به جرئت میتوان ادعا کرد که اغلب ناراحتیها، نگرانیها، درگیریها و مشکلات خانوادگی، محصول کجخلقیها و بدرفتاریهای دوسویه زن و شوهر است. نتیجه چنین اوضاع نامساعدی جز تلخکامی و ناکامی در زندگی برای همه اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر نخواهد بود. اما میوه پربار اخلاق نیک و رفتار خوب و پسندیده آن دو شیرینی و نشاط در زندگی است. آنان در سایه چنین ارتباط آمیخته با مهربانی و خوشاخلاقی و خوشرفتاری با یکدیگر برای خود و فرزندانشان فضایی آکنده از انس و الفت را به ارمغان خواهند آورد.
دلبستگی به زندگی زناشویی
یک زندگی شیرین، با دلبستگی و دلدادگی دو انسان به یکدیگر آغاز میشود. بیشک آنان برای ادامه زندگی به همان اکسیر اعظم نیازمندند. برای حفظ این وضعیت، لازم است زن و شوهر رفتاری خوش و نیکو با هم داشته باشند؛ به ویژه توجه به این نکته اهمیت دارد که هر یک از زن و شوهر با تشکیل زندگی جدید، از خانواده خود جدا میشوند و الفتی دیرینه که بین ایشان و اعضای خانوادهشان به ویژه پدر و مادر وجود داشته است، اکنون کمی رنگ باخته است. حال هر یک موظف است جای خالی خانواده را برای دیگری پر کند؛ یعنی به گونهای با شریک زندگیاش برخورد کند که بخشی از احساس دوری از خانواده پدری را در وی کم رنگ کند و آرام آرام دلبستگی به زندگی زناشویی و خانواده جدید را جایگزین دلبستگی گذشته کند.
البته زنان به سبب برخی ویژگیها در این مسائل بیش از مردان حساساند و به همان اندازه نیاز بیشتری را در خویش احساس میکنند. آنان هنگامی به زندگی جدید خود دلگرم میشوند و بدان دل میبندند که با شوهرانی خوشخو و خوشرفتار روبهرو شوند. اگر چنین بود، به ویژه زن چنان وابسته و دلبسته شوهرش خواهد شد که دیگر نگران جدا افتادن از خانه پدری نیست[۱].
استحکام و استمرار زندگی
تاروپود زندگی به رشتههای بسیار ریز و حساس مهربانی و عطوفت زن و شوهر و پیرو آنان فرزندان، سرشته شده است. استحکام بنیاد رفیع خانواده، زمانی ضمانت دارد که این تاروپودها در کنار هم قرار گیرند و آرام آرام به حبلی متین و زنجیری ناگسستنی بدل شوند. رفتار خوب همسران با هم، چنین اثر معجزهآسایی را در حیات مادی و معنوی انسان دارد و چونان انگیزهای نیرومند، آنان را به ادامه زندگی و رسیدن به تعالی معنوی سوق میدهد.
انس و الفت
محبت، احترام و خوشرفتاری زن و شوهر موجب خواهد شد چنان انس و الفتی میان آنان برقرار شود که گویی زن و شوهر دو دوست و عاشق دلداده یکدیگرند. اگر این رفتارهای خوب بین زن و شوهر مدتی ادامه داشته باشد، آرامآرام این حالت در آنان ملکه میشود و بروز عشق، ارادت و دوستی بین آنان ناخودآگاه و گویا بیاختیار صورت میگیرد. در چنین فضایی البته محبت و دوستی روزبهروز بیشتر و عمیقتر خواهد شد و هرگونه دشمنی رخت برمیبندد و مجال بروز نخواهد داشت.
نجات از فاصلهها و جداییها
اگر زن و شوهر در اثر رفتارهای خوب و اخلاق نیکو عاشق هم شوند و وجود خویش را بهطور کامل وقف یکدیگر کنند، بههیچروی دل در گرو دیگری نخواهند سپرد و یاد و چهره هیچ مرد و زنی غیر از همسرشان در خاطرشان زنده نخواهد شد و زنده نخواهد ماند. این از آنروست که هر یک با اخلاقی خوب و رفتاری پسندیده، همه وجود دیگری را تسخیر کرده و جایی برای دیگران باقی نگذاشته است. اهمیت فوقالعاده این مطلب زمانی برای ما آشکار خواهد شد که بدانیم بسیاری از پروندههای جدایی و طلاق در محاکم خانواده به همسرانی مربوط است که به کنترل خود و خواستهها و تمایلاتشان در این جهت موفق نشدهاند. این گروه از زنان و مردان در اثر بدخلقیها و سلوک نادرست خویش، تمایل و گرایش همسرشان را به خود کاهش دادهاند و راه را برای راهزنانی که در پی فرصت صید همسرانشاناند، باز گذاشتهاند. خوشاخلاقی درمانی برای این بیمهریها و جداییهای احتمالی خواهد بود.
سلامت جسمی و روحی
امروزه بسیاری از انسانها به انواع بیماریهای جسمی و روحی گرفتارند که غالب این ناخوشیها، برخواسته از فشارهای روحی و روانی است[۲]. بدخلقیها و رفتارهای نادرست موجب ایجاد کینهها و کدورتها میان افراد، تداوم آن و در نتیجه، تنش درونی منفی در انسان میشود. در اثر این تنشها و در نتیجه فشارهای روحی و روانی، نظام گوارشی و عصبی انسان مختل میشود. استمرار این وضعیت نابهنجار، انسان را به انواع بیماریهای جسمی، روحی و روانی گرفتار خواهد ساخت. شاخه علمی «طب روانتنی» با مطالعه درباره همین امور پیدا شده است[۳].
بهترین راه برای پیشگیری از این بیماریها و کاهش فشارها و یکی از بهترین شیوهها برای کاهش تنش و فشارهای عصبی و روحی، خوشرفتاری با دیگران است. طبیعی است اگر ما با دیگران اخلاق و رفتار خوبی داشته باشیم، در وجودمان احساس آرامش میکنیم و درصد نفوذ عوامل ایجاد فشار اضطراب و درگیری را در وجودمان کاهش میدهیم. افزون بر این آنان نیز گزینههای خوبی را در رفتار با ما برخواهند گزید.
خانواده، نظامی با مسئولیتی خطیر است و برای رسیدن به هدف متعالی خود و عمل به این مسئولیت نیازمند آرامش و دوری از هرگونه فشار روحی و روانی است. زن و شوهر خوشاخلاق وقتی رفتار خوب و پسندیدهای با هم داشته باشند، نخستین ثمره آن آرامش روحی و روانی است که برایند آن نصیب خود زوجین و سپس همه اعضای خانواده خواهد شد.
تربیت فرزندانی صالح
پدر و مادر مهربان، خوشاخلاق و خوشرفتار در عمل، بهترین و مناسبترین مربی برای فرزندانشان خواهند بود. آنان از همان دوران طفولیت فرزندان خود را با چنین فضای خوب و دلنشینی آشنا میکنند و روح و جان فرزندان را با خوبیها و فضایل اخلاقی و ملکات انسانی میآمیزند. این فرزندان شخصیتی محکم و پایدار دارند و فرداروز وقتی به عرصه اجتماع پا بگذارند، با هر نسیم مخالفی منحرف نخواهند شد. فرزندان نیز در آینده چونان والدینشان، پدر و مادری موفق برای فرزندانشان خواهند بود؛ چراکه رفتار خوب و همراه با مهر و محبت، خوشخلقی و نیکرفتاری پدر و مادرشان، الگویی بسیار مناسب برای آنان در بزرگسالی خواهد بود.
عمر طولانی
یکی از بهترین و مهمترین برکات خوشخلقی و خوشرفتاری، از جمله خوشاخلاقی با همسر، طولانی شدن عمر انسان است. عمر طولانی نعمتی است که هر انسان عاقلی خواستار آن است. به همین دلیل، از مهمترین دعاهای مؤمنان درخواست عمر طولانی از خداوند است. شاید بتوان به جرئت ادعا کرد که برایند انس و الفت، آرامش و اطمینان قلبی، کاهش فشارهای روحی و روانی و سرانجام سلامت جسمی و روحی زن و شوهر که نتیجه خوشاخلاقی آنهاست، عمر طولانی و به تأخیر افتادن مرگهای ناگهانی و زودهنگام است. امام جعفر صادق(ع) درباره تأثیر خوشرفتاری در افزایش عمر انسان فرمودهاند: «نیکی به دیگران و خوشاخلاقی موجب عمران و آبادانی بلاد و افزایش عمر انسان است»[۴].
آن امام بزرگوار همچنین درباره ارتباط میان خوشاخلاقی با همسر و اعضای خانواده و افزایش عمر میفرمایند: «هرکس با اهل و عیالش خوشرفتار باشد و در حق آنان نیکی کند، خداوند بر عمرش میافزاید»[۵].
افزایش رزق و روزی
در منابع روایی از امامان معصوم(ع) بسیار نقل شده است که یکی از اسباب افزایش و فراوانی رزق و روزی انسان، خوشخلقی است. اقتضای دیدگاه توحیدی ما به روابط میان پدیدههای عالم چنین است که گسترش و کاهش رزق انسان به دست توانای روزیده تواناست. اوست که برای هر کس در هر موقعیتی بنا به مصالحی مقداری معین از روزی را مقرر فرموده و برای تحقق آن در همان شرایط ابزار و اسبابی را نیز تدارک دیده است. البته این انسان است که زمینه مقرر شدن رزق خود را فراهم میسازد. گسترش و فراوانی یا کاهش روزی نخست به انتخاب خودمان و نیات و رفتارمان است و سپس و بنابر اختیار و انتخاب خودمان، از سوی خداوند مقرر شده و برای ما تدارک خواهد شد.
خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران از جمله اموری است که در این رویداد بسیار تأثیرگذار است. کسانی که اخلاقی نیک و رفتاری پسندیده با دیگران داشته باشند، روزیده توانا برایشان گشایش و فراوانی در روزی را مقرر فرموده تا در زمان مقرر به آنان اعطا کند.
از میان خیل احادیثی که در این زمینه از آن بزرگواران نقل شده است، برای نمونه به این روایت از امام موسی بن جعفر(ع) اشاره میکنیم: هشام بن حکم میگوید: امام موسی بن جعفر(ع) فرمودند: «ای هشام،... بیشک خوشاخلاقی موجب عمران و آبادانی بلاد و افزایش رزق و روزی میشود»[۶].
شاید بتوان از این سخنان حکیمانه چنین برداشت کرد که اگر این رویه نیک و پسندیده با دیگران موجب افزایش رزق میشود، بیشک به کار بردن آن درباره خانواده، به ویژه همسر، به طریق اولی چنین تأثیری خواهد داشت. خوشاخلاقی با همسر و فرزندان موجب خواهد شد تا خداوند نظر رحمتی به آن خانواده داشته باشد و این خود نزول برکات و الطاف الهی را برای ایشان در پی خواهد داشت.
پیداست که مقصود از رزق و روزی، تنها رزق مادی نیست، بلکه همه انواع آن، به ویژه رزقهای معنوی در دنیا و آخرت را نیز دربرمیگیرد[۷].
آثار دیگر
- عیشی گوارا: خوشخلقی، خود منشأ شکلگیری زندگی و عیشی گوارا و لذتبخش است. امام علی(ع) در این باره به نکتهای بس ظریف و دقیق اشاره فرمودهاند؛ به فرموده ایشان، خوشخلقی خود بهترین و لذتبخشترین عیش و زندگی است[۸]؛ به ویژه اگر انسان هم خودش خلقی نیکو داشته باشد و هم همسری خوشخلق اختیار کرده باشد. در چنین فضایی اعضای خانواده به ویژه همسران نعمت عیش گوارا را دو چندان درک خواهند کرد.
- آرامش و نشاط: در پرتو زندگیای لذتبخش و گوارا کمترین چیزی که همه اعضای خانواده به دست میآورند، آرامش و نشاط روحی و روانی است.
- دریافت انرژی مثبت: فضای آرام و بانشاط خانوادگی که معلول ملکات فاضله و خوشخلقی اعضای خانواده است، زمینهای بسیار مناسب برای به وجود آمدن نیرو و انرژی مثبت در زوجین و دیگر اعضای خانواده خواهد بود.
- توان رویارویی با مشکلات: همه آنچه گفتیم آنان را آماده میسازد تا با مشکلات و دشواریهای احتمالی که در آینده خانواده را تهدید میکند با توان و قدرتی بالاتر برخورد کنند. بنابراین، خوشخلقی میتواند مرهمی التیامبخش بر زخمها و آبی خنک بر آتشهای افروخته باشد.
- ایجاد فضای تربیتی سالم: از برکات خوب همسران خوشخلق و خوشرفتار، تربیت فرزندانی سالم و موفق در زمینههای گوناگون است. این نعمت موجب رضایت خاطر فوقالعاده آنان خواهد بود.
- محبوبیت: میوه شیرین خوشخلقی، محبوبیت در دل همگان است. از فرد خوشخلق، کینه و عداوتی در دل هیچ کس باقی نخواهد ماند.
- ارتباط با دیگران: چنین انسانی هیچگاه درد تنهایی و انزوا را نخواهد چشید و با دیگر انسانها به خوبی معاشرت و رفتوآمد خواهد داشت.
- عزت و احترام: خوشخلقی برایند احترام به دیگران و حفظ حریم آنان است. بیشک وقتی حریم افراد حفظ شود، انسان در پیشگاه آنان عزیز خواهد بود و احترامی متقابل میانشان برقرار خواهد شد.
- استفاده بهتر و بیشتر از عمر: زندگی سالم در پرتو خوشخلقی همسران، موجب خواهد شد تا آنان در طول دوران زندگی، دیرتر فرسوده شوند و از زندگی و عمر خویش هرچه بهتر و با کیفیتی برتر بهرهمند گردند.
- عمر و زندگی پربرکت: در سایه یک زندگی سالم، آرام و بانشاط، همه فعالیتهای زوج خوشبخت سروسامانی درست مییابد. در نتیجه، موجب آثار و برکات بسیاری برای خودشان و دیگران خواهند بود[۹].
آثار اخروی
خوشخلقی با اهل خانه و همسر، افزون بر آثار و برکات دنیوی، برای حیات اخروی انسان نیز سودمند است. با دقت در مطالبی که درباره اهمیت زندگی اخروی و نوع رابطه زندگی در دنیا و آخرت بیان کردیم. روشن شد که موفقیتهای انسان در زندگی دنیا، بیشک در سعادت اخروی انسان نیز تأثیرگذار خواهد بود. بنابراین، اگر انسان با خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر از برکات آن در زندگی دنیایش بهرهمند شود، باید در انتظار آیندهای امیدوارکننده در زندگی اخرویاش باشد. در این بخش، به آثار و برکات اخروی خوشخلقی با همسران اشارهای مختصر خواهیم داشت.
نجات از فشار قبر
گام نخست در حیات اخروی، عالم برزخ و زندگی در خانه قبر است. یکی از اموری که اغلب انسانها از آن وحشت دارند و حتی برخی از اولیای الهی نیز خوف از آن را در دل داشتهاند، تنهایی، غربت و فشار سهمگین قبر است. به همین سبب، آیههای نورانی قرآن و سخنان رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بسیار بدان توجه داده و راهکارهای نجات از آن را بیان فرمودهاند. در منابع تاریخی و روایی نقل شده است که گاه رسول خدا و اهلبیت(ع) نگران فشار قبر عزیزان خود بودند و برای رهایی آنان از این بلای سهمگین به خداوند پناه میبردند[۱۰]. از جمله اموری که موجب عذاب قبر، به ویژه فشار قبر است، بدخلقی و بدرفتاری با اهل خانه و همسر است. برای بیان اهمیت این مسئله، نقل این داستان عبرتآموز از سیره رسول خدا(ص) ضروری است.
سعد بن معاذ انصاری، از بزرگان انصار و اصحاب خاص رسول خدا(ص) بود که حضرت، به دلایل گوناگون برای ایشان احترامی ویژه قایل بودند. وفات ایشان که پس از جنگ احزاب و داوری بسیار درست و به جای ایشان درباره یهودیان مدینه رخ داد، موجب اندوه دوستان، به ویژه خانواده وی شده بود. رسول خدا(ص) به احترام وی در مراسم تشییع ایشان به گونهای ویژه حاضر شدند. امام جعفر صادق(ع) چگونگی حضور جد بزرگوارشان در تشییع جنازه سعد و رخدادهای هنگام تشییع و سخنان حضرت را چنین نقل فرمودهاند: به رسول خدا(ص) خبر دادند که سعد بن معاذ از دنیا رفته است. حضرت برخاستند و پیرو ایشان اصحاب نیز برخاستند. رسول خدا(ص)، درحالیکه بر در خانه ایستاده بودند به اصحاب امر فرمودند تا بدن سعد را غسل دهند. اصحاب بدن سعد را پس از حنوط و کفن بر تابوت نهادند. حضرت(ص) نیز درحالیکه نه عبایی بر تن داشتند و نه کفشی بر پای مبارکشان بود به همراه دیگران جنازه سعد را تشییع کردند؛ به گونهای که گاه سمت راست و گاه سمت چپ تابوت را میگرفتند و حمل میکردند. وقتی بدن سعد را به قبر رساندند و در قبر گذاشتند، حضرت(ص) خود داخل قبر شدند و بدن سعد را خود بر لحد قرار دادند و دفن کردند[۱۱] و خشتهای لحد را گذاشتند. همچنین از اصحاب آب و گل خواستند تا روزنههای بین خشتهای قبر را خودشان با دست مبارکشان پر کنند. سپس خاکهای روی قبرش را نیز مرتب کردند و فرمودند: «من میدانم که این قبر پس از مدتی مندرس میشود و از هم میپاشد، ولی خداوند دوست دارد بندهاش هر کاری را محکم و درست به انجام برساند. وقتی حضرت(ص) چنین با دقت تمام کار مرتب کردن قبر سعد را به پایان رسانیدند، مادر سعد]که حضور بابرکت رسول خدا(ص) در تشییع و اقدامات ایشان را دیده بود [، گفت: «ای سعد، بهشت بر تو گوارا باد». رسول خدا(ص) [با شنیدن این حرف برآشفتند و[فرمودند: «خاموش باش ای امسعد، بیشک هماکنون فشار قبر سعد را دربرگرفته است». حضرت(ص) برگشتند و مردم نیز بازگشتند و از رسول خدا پرسیدند: «شما درباره سعد و جنازهاش اقداماتی را انجام دادید که برای دیگران انجام ندادید. شما پابرهنه و بدون عبا در تشییع سعد حاضر شدید!» حضرت(ص) در پاسخ فرمودند: من از ملائکه که در تشییع سعد حاضر شده بودند و بدون عبا و پابرهنه او را تشییع کردند، پیروی کردم». اصحاب عرض کردند: «ما دیدیم که شما در تشییع، گاه سمت راست و گاه سمت چپ جنازه را میگرفتید». حضرت(ص) فرمودند: «دستانم در دستان جبرئیل بود. هرجا را که او میگرفت من نیز میگرفتم». اصحاب عرض کردند: «شما به غسل سعد امر فرمودید و سپس بر او نماز خواندید و خود وی را بر قبر گذاشتید و لحد بر او نهادید. اما در پایان فرمودید: فشار قبر سعد را دربر گرفته است! چرا؟» رسول خدا(ص) فرمودند: «برای اینکه سعد در منزل با اهل و عیالش بداخلاق بود»[۱۲].
این روایت نبوی(ص) برای مقصود ما بسیار روشن و گویاست. بنابر بیان پیامبر گرامی اسلام(ص)، یکی از بهترین راهکارها برای رهایی از این عذاب طاقتفرسا، دوری از بداخلاقی و روی آوردن به خوشاخلاقی و خوشرفتاری با اهل و عیال و اعضای خانواده است.
بهرهمندی از پاداشهای اخروی در بهشت
انسان برای گذران زندگی و بقای حیات در دنیا و آخرت به الطاف الهی و بهرهمندی از نعمتهای خداوند نیازمند است. این نعمات و الطاف الهی به تناسب حیات دنیوی و اخروی وی متفاوت است. بسیاری از آیههای شریف قرآن، به ویژه آیات تبشیری[۱۳] و روایات معصومان(ع) بیانکننده کم و کیف نعمتهایی است که بندگان خوب خدا در زندگی اخروی و در مراتب گوناگون بهشت از آن بهرهمندند. البته این نعمتهای اخروی نتیجه و حاصل عملکرد آنان در دنیاست. یکی از عواملی که منشأ خیر برای انسان است و او را در بهشت جاودان جای میدهد و در نعمتهای خدادادی آن غرق خواهد ساخت، خوشخلقی و نیکورفتاری با دیگران به ویژه اهل خانه است. خوشاخلاقی موجب میشود آستانه تحمل و ظرفیت انسان بالا رود در نتیجه، بر سختیها و مرارتهایی که با زندگی دنیا همراه است صبر کند. بیشک خداوند از همه اینها آگاه است و نظر رحمتی به آن خواهد داشت و به آن اجر و پاداشی درخور و شایسته خواهد داد. امام صادق(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) درباره تأثیر خوشاخلاقی بر ورود مؤمنان به بهشت فرمودهاند: «مؤثرترین عامل ورود امت من به بهشت، رعایت تقوا و خوشاخلاقی است»[۱۴].
اکنون به برخی از برکات اخروی خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر در آخرت اشاره میکنیم:
الف) پاداش صالحان: بخشهایی از حدیث شریف نبوی(ص)، معروف به حدیث حولا را پیشتر بیان کردیم. در بخشی از آن حدیث، پیامبر اسلام(ص) در مقام توصیههای اخلاقی و وظایف همسری به حولا درباره همسرش، نخست به تحمل بالای همسر ایوب پیامبر(ع) اشاره فرمودند؛ اینکه ایشان در برابر همه سختی و مرارتی که در روزهای بیماری شوهرش به مدت هجده سال، آنهم تنها و تنها برای رضای حضرت حق متحمل شدند، صبر کردند. سپس. خطاب به حولا فرمودند: ای حولا، سوگند به خداوندی که مرا به حق به پیامبری و رسالت مبعوث فرمود، هر زنی که در سختیها و راحتیهای شوهرش صبر و تحمل داشته باشد و از خواستهها و فرمانهای شوهرش پیروی کند، خداوند او را در قیامت با همسر ایوب پیامبر محشور خواهد کرد[۱۵].
سپس حضرت(ص) در پاسخ به حولا درباره وظیفه شوهر مقابل زن و تحمل و بردباری او هنگام سختیها و مرارتهای زندگی با همسرش فرمودند: برادرم جبرئیل پیوسته درباره رعایت حقوق زنان به من سفارش میکرد؛ تا جایی که من گمان کردم که مرد در مقابل رفتارهای همسرش، حتی حق گفتن «اُف» را نخواهد داشت. او (جبرئیل) به من خبر داده: «ای محمد درباره زنان از خدا بترس؛ چراکه آنان پناهندگان و... امانات خداوند نزد شمایند به همین سبب، بر ذمه شما حقوق واجبی دارند.... بنابراین به آنها مهر و شفقت داشته باشید و کدورتها را از دلهای آنان دور کنید تا در کنار شما قرار گیرند.... بر آنان سخت نگیرید و از ایشان خشمناک نشوید.»..[۱۶].
همچنین پیامبر خاتم(ص) درباره اجر و پاداش همسرانی که در برابر بداخلاقیهای همسرشان بردبار باشند فرمودهاند: هر مردی که بر بدخلقی همسرش صبر پیشه کند، پروردگار پاداشی را که به حضرت داوود(ع) به سبب صبرش در برابر بلایا و مصیبتهایش داده به وی عطا خواهد کرد. هر زنی که بر بدخلقی شوهرش بردبار باشد، خداوند به وی اجر و پاداشی مانند پاداشی که به آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) داده بود، عطا خواهد کرد[۱۷].
این سخنان، توصیهها و سفارشهای اخلاقی و حقوقی زمانی محقق و عملی میشود که زن و شوهر، نخست بستر و زمینهای مناسب از اخلاق و رفتاری نیک و پسندیده را در ارتباط زناشویی خویش فراهم سازند. پس از آن این توصیههای حکیمانه و تأثیرگذار محقق خواهد شد و در پی آن رفتار زن و شوهر روزبهروز بهتر خواهد شد. البته در چنین صورتی است که همسران از اجر و پاداش اخروی نزد خداوند بهره مند خواهند بود.
ب) پاداش روزهدار و جهاد کننده در راه خدا: رسول خدا(ص) در بخش دیگری از این حدیث، به اجر و پاداش اخروی همسرانی اشاره کردهاند که در برابر سختیهای زندگی و بداخلاقیهای یکدیگر بردبارند: «ای حولا، هیچ زنی بدزبانیهای همسرش را تحمل نمیکند و در برابر آن بردباری نشان نمیدهد؛ مگر آنکه خداوند در برابر هر کلمهای که میشنود، اجر و پاداش روزهدار و جهاد کننده در راه خدا را به وی عنایت خواهد کرد[۱۸].
ج) پاداش شهدا: پیش از این، در فرازی که درباره «پیشواز و بدرقه» داشتیم، روایتی از رسول خدا(ص) بازگفتیم که، صحابهای از خوشاخلاقیها و رفتارهای آکنده از عشق و علاقه همسرش با وی و انجام وظایف شوهرداری او نزد حضرت سخن گفت. حضرت درباره آن زن خوشاخلاق و وظیفهشناس فرمودند: «بیشک خداوند کارگزارانی دارد که همسر تو یکی از کارگزاران خداوند است و پاداشی برابر با نیمی از پاداش شهدا را دارد»[۱۹].
د) همنشینی با پیامبر(ص) در قیامت: حضرت امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اسلام نقل کردهاند که فرمودند: «نزدیکترین جایگاه شما در روز قیامت به من از آنِ کسانی است که با اهل و عیال و خانوادهاش خوشاخلاق باشد و وجودش برای آنان منشأ خیر باشد»[۲۰].[۲۱]
پیامدهای شوم بدخلقی در همسران
بدخلقی و خوی ناپسند زن و شوهر بداخلاق، زندگی را بر آنان تلخ میکند و به عوارض و بیماریهای بسیاری دچارشان خواهد کرد. بیان همه آن موارد در این فرصت نمیگنجد. تنها به برخی از عوارض ناشی از آن گذرا اشاره خواهیم کرد:
- عیشی تلخ و ناگوار: نتیجه بدخلقی همسران زندگی ناگوار است و محیط خانه برای اعضای آن چون زندانی شکننده و خستهکننده خواهد بود. درحالیکه اینگونه زندگی با فلسفه و حکمت وجودی آنکه سکونت و آرامش است[۲۲]، تضادی جدی دارد.
- شکستن حریمها: بدخلقی زن و شوهر موجب خواهد شد تا آنها به راحتی به خود اجازه دهند به حریم هم تجاوز کنند و برای برخوردهای تند و زننده با یکدیگر آماده شوند.
- درگیریهای کلامی و فیزیکی: وجود برخی اختلافات سلیقهای و مقطعی میان زن و شوهر، به ویژه در دوران آغازین زندگی، طبیعی، پیشبینی پذیر و تاحدی تحملشدنی است اما دامن زدن به آنکه از پیامدهای بداخلاقیها و بدرفتاریهای زن و شوهر است موجب ایجاد درگیریهای شدید و همیشگی و حتی برخوردهای فیزیکی در خانواده خواهد شد.
- فرسایش زودهنگام روحی و روانی: بدخلقیهای زن و شوهر و در نتیجه، بدبینیها، بگومگوها، کشمکشها، بیحرمتیها، درگیریهای لفظی و...، اعضای خانواده را خسته و کانون گرم و بانشاط خانوادگی را بر آنان تلخ خواهد کرد. این خود موجب فرسایش زودهنگام روحی و روانی همسران و دیگر اعضای خانواده، به ویژه فرزندان خواهد شد.
- بیماریهای جسمی: پیرو آثار سوء روحی و روانی بدخلقیهای زن و شوهر، برخی بیماریهای جسمی نیز دامنگیر آنان خواهد شد. نکته، مهمی که از قدیم علما و دانشمندان بدان توجه داشتهاند، تأثیر فراوان بیماریها و ناراحتیهای روحی و روانی بر جسم و بدن است تا حدی که گاه موجب از کار افتادن و مختل شدن بخشی از فعالیتهای جسمی ارگانیزم انسان میشود[۲۳]. این مسئله قرنها پیش در قرآن کریم نیز بیان شده است. یکی از بارزترین نمونههای قرآنی آن داستان شگفت و عبرتانگیز پیامبر خدا حضرت یعقوب و فرزند بزرگوارشان حضرت یوسف(ع) و برادران ایشان است که قرآن کریم آن را به تفصیل بیان کرده است[۲۴].
- انحراف در تربیت نسل نو: بدخلقی و بدرفتاریهای زن و شوهر به ویژه اگر بهطور مستقیم یا در حضور فرزندان و یا کودکان خردسال باشد، موجب پیامدهای عمیق روحی و روانی و انحراف در مسیر درست تربیت فرزندان خواهد شد. رفتارهای نادرست، سخنان زشت، عادتهای ناپسند و بد و...، از جمله این موارد است که کودکان به کمک روش الگوگیری یا راههای دیگر بدان خو میگیرند. این مشکلات چنان جدی و بادوام است که گاه تا سالها یا تا پایان عمر با فرزندان همراه خواهد بود و جزو منش و شخصیت آنان میشود.
- انحرافهای اخلاقی و رفتاری: انحرافهایی چون بیاحترامی، بددهنی، بدپوشی، ولگردی، ترک تحصیل، اعتیاد، بزهکاری، شرارت، جنگ و نزاعهای گروهی، انحرافات جنسی، خانوادگی و... در کودکان، نوجوانان و جوانان میتواند از آثار و پیامدهای سوء بدخلقی پدر و مادر باشد.
- بدبینی و بیاعتمادی: انسانهای بدخلق و بدرفتار پس از مدتی کوتاه اعتبار خود را نزد خویشان و دوستان از دست میدهند و مردم به آنها بدبین خواهند شد.
- انزوای اجتماعی: این بدبینی و بیاعتمادی خود زمینه انزوای اجتماعی و تنها شدن انسان را در پی خواهد داشت. البته انزوا و تنهایی خود منشأ بسیاری از مشکلات و گرفتاریهای فردی و اجتماعی دیگر نیز خواهد بود[۲۵].
منابع
پانویس
- ↑ مردان بیشتر از زنان زیباطلباند و زنان بیش از مردان نیازمند محبت. به همین سبب هر یک باید نیاز دیگری را به گونهای نیکو پاسخ گوید؛ برای مثال زن باید خود را برای همسرش بیاراید. افزون بر این زیباییهای باطنی و معنوی نیز مهم است. خوشخلقی موجب میشود تا زن در نظر مرد زیبا و نیکو جلوه کند. همچنان که زن بدخُلق، در نظر شویش جلوهای زشت و ناپسند خواهد داشت. در برابر مرد باید نیاز شدید زن به عشق و محبت را به خوبی برآورده کند؛ به او عشق بورزد و محبت خود را در رفتار و گفتارش به خوبی جلوه دهد. مهرورزی مرد به زن مرد را در نظر همسرش زیبا و پسندیده جلوه خواهد داد. وقتی مرد خود را برای همسرش آماده و آراسته میکند؛ به او احترام میگذارد و خوشاخلاق است و رفتاری خوب و مناسب شأنش با وی دارد، در عمل، به همسرش نشان میدهد که عاشق اوست. بنابراین، خوشاخلاقی و خوشرفتاری، چه از سوی زن و چه از سوی مرد، آن دو را به هم نزدیکتر و دلبستهتر میکند و پیوند زناشوییشان را مستحکمتر میسازد و زندگی زناشویی بادوامتری را برایشان به ارمغان خواهد آورد. برای آگاهی بیشتر از اوضاع روحی و روانی زنان و مردان و تفاوتهای ایشان، ر.ک: مریم معینالاسلام، روانشناسی زن در نهجالبلاغه؛ سیدهادی حسینی و دیگران، کتاب زن؛ سید عبدالحامد مقدسنیان، روانکاوی زنان و مردان؛ علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد؛ محمدعلی سادات، راهنمای همسران جوان؛ و... .
- ↑ فشار روانی و تنیدگی یا «Stress»، عبارت از حالتی است که در آن ارگانیزم در اثر وجود عوامل یا شرایطی (فیزیکی، شیمیایی، روانی و... طبیعی یا ماورای طبیعی) که مکانیسمهای حیاتی او را تهدید میکند، دچار عدم تعادل میشود (فرهنگ روانشناسی، ترجمه و تدوین هوشیار رزمآرا، واژه «Stress» و «فشار روانی»).
- ↑ طب روانتنی «Psychosomatic medecin» یک رشته طبی است که شامل کلیت جسم و روح انسان است. این نوع رشته علمی پزشکی از رشتههای جدید نیست و پیشینهای طولانی (از زمان بقراط حکیم، بلکه دورتر) دارد. این رشته پزشکی با در نظر داشتن مکانیسمهای فیزیکی، شیمیایی و فیزیولوژیک و با تکیه بر وابستگی نزدیکی که بر همه کنشهای ارگانیزم حاکم است، میکوشد حقایق وجود بشر را درک و هیجانها، عواطف و نقش آنها را در بروز برخی اختلالات عضوی با کنشی معلوم سازد. پژوهشگرانی که در این حوزه مطالعاتی انجام دادهاند معتقدند بیماری رویدادی است که در مجموعه روح و جسم ثبت شده و از عوامل متعددی مانند محیط جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... متأثر است؛ برای مثال، آنان دریافتند که برخی افکار و اندیشهها انسان را مضطرب میکند و حرارت بدن را بالا میبرد بسیاری از دلهرهها ناشی از طرز تفکر و گمانها و خیالات است که قسمتهای مختلف بدن انسان را دچار اختلال میکند. برخی از خاطرات گذشته موجب ترشح شیره معده میشود در مواردی آسم و آلرژی معلول کمبودهای عاطفی است... این متخصصان پیشنهاد میکنند برای درمان اینگونه مشکلات روانتنی از علم طب و رواندرمانی کمک گرفته شود (فرهنگ روانشناسی، ترجمه و تدوین هوشیار رزمآرا، ص۳۱۳، واژه «طب روانی»).
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۱۰۰).
- ↑ «عَنْ مُثَنًّى الْحَنَّاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): مَنْ صَدَقَ لِسَانُهُ زَكَا عَمَلُهُ وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۲۱۹).
- ↑ «عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْكَاظِمِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: يَا هِشَامُ! عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ فَإِنَّ الرِّفْقَ خَيْرٌ وَ الْخُرْقَ شُؤْمٌ إِنَّ الرِّفْقَ وَ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص٣٩۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١١، ص٢٩۴). همچنین از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که فرمودند:«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: حُسْنُ الْخُلُقِ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۳۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶٨، ص٣٩۶؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج٨، ص۴۴۵).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶۸-۳۷۶.
- ↑ «وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ(ع): دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ لَمَّا ضَرَبَهُ ابْنُ مُلْجَمٍ فَجَزِعْتُ لِذَلِكَ، فَقَالَ لِي: أَ تَجْزَعُ؟ فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ لَا أَجْزَعُ وَ أَنَا أَرَاكَ عَلَى حَالِكَ هَذِهِ؟ فَقَالَ: أَ لَا أُعَلِّمُكَ خِصَالًا أَرْبَعَ إِنْ أَنْتَ حَفِظْتَهُنَّ نِلْتَ بِهِنَّ النَّجَاةَ وَ إِنْ أَنْتَ ضَيَّعْتَهُنَّ فَاتَكَ الدَّارَانِ؟ يَا بُنَيَّ! لَا غِنَى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لَا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَيْشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۷۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۱؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۱۹.
- ↑ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ أَحَدٌ؟ قَالَ: فَقَالَ(ع): نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَّ مَنْ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ! إِنَّ رُقَيَّةَ لَمَّا قَتَلَهَا عُثْمَانُ وَقَفَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلَى قَبْرِهَا، فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَدَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ قَالَ لِلنَّاسِ: إِنِّي ذَكَرْتُ هَذِهِ وَ مَا لَقِيَتْ فَرَقَقْتُ لَهَا وَ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ، قَالَ(ع): فَقَالَ(ص): اللَّهُمَّ هَبْ لِي رُقَيَّةَ مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَهَا اللَّهُ لَهُ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۳، ص٢٣۶).
- ↑ لحد به قسمت انتهایی قبر میگویند. وقتی قبر کنده و آماده شد، قسمت انتهای قبر، یعنی بخشی از دیواره کناره قبر که تقریبا پشت سر میت و مقابل قبله است کنده میشود و جایگاهی شبیه حفره درست میشود. به این حفره لحد گفته میشود. هنگام دفن، وقتی جسد میت بر قبر قرار گرفت، بدن او را از وسط قبر به آن جانب کشیده و درون آن حفره جای میدهند. قرار دادن میت در این قسمت را اصطلاحاً لحد یا دفن کردن مینامند. در این روایت آمده است که«فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) حَتَّى لَحَدَهُ وَ سَوَّى اللَّبِنَ عَلَيْهِ»؛ یعنی «رسول خدا(ص) خود وارد قبر شدند و سعد را دفن کردند و خشتها بر قبرش نهادند».
- ↑ «عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: أُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ سَعْدَ بْنَ مُعَاذٍ قَدْ مَاتَ. فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ قَامَ أَصْحَابُهُ مَعَهُ فَأَمَرَ بِغُسْلِ سَعْدٍ وَ هُوَ قَائِمٌ عَلَى عِضَادَةِ الْبَابِ. فَلَمَّا أَنْ حُنِّطَ وَ كُفِّنَ وَ حُمِلَ عَلَى سَرِيرِهِ، تَبِعَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِلَا حِذَاءٍ وَ لَا رِدَاءٍ. ثُمَّ كَانَ يَأْخُذُ يَمْنَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً حَتَّى انْتَهَى بِهِ إِلَى الْقَبْرِ فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) حَتَّى لَحَدَهُ وَ سَوَّى اللَّبِنَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ يَقُولُ: نَاوِلُونِي حَجَراً نَاوِلُونِي تُرَاباً رَطْباً يَسُدُّ بِهِ مَا بَيْنَ اللَّبِنِ. فَلَمَّا أَنْ فَرَغَ وَ حَثَا التُّرَابَ عَلَيْهِ، وَ سَوَّى قَبْرَهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّهُ سَيَبْلَى وَ يَصِلُ الْبِلَى إِلَيْهِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَهُ. فَلَمَّا أَنْ سَوَّى التُّرْبَةَ عَلَيْهِ، قَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ: يَا سَعْدُ! هَنِيئاً لَكَ الْجَنَّةُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا أُمَّ سَعْدٍ! مَهْ! لَا تَجْزِمِي عَلَى رَبِّكِ! فَإِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ. قَالَ: فَرَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ رَجَعَ النَّاسُ فَقَالُوا لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَقَدْ رَأَيْنَاكَ صَنَعْتَ عَلَى سَعْدٍ مَا لَمْ تَصْنَعْهُ عَلَى أَحَدٍ. إِنَّكَ تَبِعْتَ جَنَازَتَهُ بِلَا رِدَاءٍ وَ لَا حِذَاءٍ. فَقَالَ(ص): إِنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ بِلَا رِدَاءٍ وَ لَا حِذَاءٍ فَتَأَسَّيْتُ بِهَا. قَالُوا وَ كُنْتَ تَأْخُذُ يَمْنَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً. قَالَ(ص): كَانَتْ يَدِي فِي يَدِ جَبْرَئِيلَ آخُذُ حَيْثُ يَأْخُذُ قَالُوا: أَمَرْتَ بِغُسْلِهِ وَ صَلَّيْتَ عَلَى جِنَازَتِهِ وَ لَحَدْتَهُ فِي قَبْرِهِ ثُمَّ قُلْتَ: إِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ. قَالَ(ع): فَقَالَ(ص): نَعَمْ، إِنَّهُ كَانَ فِي خُلُقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءٌ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص٣٨۴؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص٢٢٠).
- ↑ مقصود از آیات تبشیری آن دسته از آیات قرآن کریم است که در آن خداوند به بندگان خود بشارت نعمتهایی را داده است که در آینده به دست خواهند آورد؛ نعمتهایی چون عفو و بخشش الهی، مراتب گوناگون بهشتیان، اطمینان و آرامش نظر به وجهالله، همنشینی با انبیای الهی، شهدا، صدیقین، صالحان، مراتب گوناگون بهشتیان، نعمتهای بهشتی چون: حوریان بهشتی، انواع میوهها، نهرهایی از عسل و شیر، مناظری زیبا و دلکش، چهرههای دلربای مؤمنان و خلاصه نعمتهایی که نه چشمی تاکنون آن را دیده و نه گوشی شنیده است. در برابر، آیات انذار آنهاست که خداوند با آن آیات بندگانش را به انواع عذاب ترسانده و هشدار داده است. به همین مناسبت، خداوند متعال پیامبران خود، به ویژه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و خود قرآن کریم را بشیر و نذیر معرفی کرده است (ر.ک:﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ﴾ «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹؛﴿وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «و آن (قرآن) را راستین فرو فرستادهایم و راستین فرود آمده است و تو را جز نویدبخش و بیمدهنده نفرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۵؛﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾ «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱؛﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵؛﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵؛ و...).
- ↑ «عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِيَ الْجَنَّةَ تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۱۰۰).
- ↑ «... يَا حَوْلَاءُ! مَا مِنِ امْرَأَةٍ صَلَّتْ صَلَاتَهَا وَ لَزِمَتِ بَيْتَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهَا ذُنُوبَهَا مَا قَدَّمَتْ وَ مَا أَخَّرَتْ. يَا حَوْلَاءُ! لَا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَهَا فَوْقَ طَاقَتِهِ وَ لَا تَشْكُوَهُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ لَا قَرِيبٍ وَ لَا بَعِيدٍ. يَا حَوْلَاءُ! يَجِبُ عَلَى المَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى زَوْجِهَا عَلَى الضَّرِّ وَ النَّفْعِ وَ تَصْبِرَ عَلَى الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ كَمَا صَبَرَتْ زَوْجَةُ أَيُّوبَ الْمُبْتَلَى صَبَرَتْ عَلَى خِدْمَتِهِ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا مَعَ الْحَامِلِينَ وَ تَطْحَنُ مَعَ الطَّاحِنِينَ وَ تَغْسِلُ مَعَ الْغَاسِلِينَ وَ تَأْتِيهِ بِكِسْرَةٍ يَأْكُلُهَا وَ يَحْمَدُ اللَّهَ وَ كَانَتْ تُلْقِيهِ فِي الْكِسَاءِ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا شَفَقَةً وَ إِحْسَاناً إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرُّباً إِلَيْه. يَا حَوْلَاءُ! وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولًا كُلُّ امْرَأَةٍ صَبَرَتْ عَلَى زَوْجِهَا فِي الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ وَ كَانَتْ مُطِيعَةً لَهُ وَ لِأَمْرِهِ حَشَرَهَا اللَّهُ تَعَالَى مَعَ امْرَأَةِ أَيُّوبَ(ع)...» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَخْبَرَنِي أَخِي جَبْرَئِيلُ، وَ لَمْ يَزَلْ يُوصِينِي بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا يَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَقُولَ لَهَا أُفٍّ! يَا مُحَمَّدُ! اتَّقُوا اللَّهَ فِي النِّسَاءِ فَإِنَّهُنَّ عَوَانٍ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ عَلَى أَمَانَاتِ اللَّهِ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ فُرُوجِهِنَّ بِكَلِمَةِ اللَّهِ وَ كِتَابِهِ مِنْ فَرِيضَةٍ وَ سُنَّةٍ وَ شَرِيعَةِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ(ص) فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَيْكُمْ حَقّاً وَاجِباً لِمَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ أَجْسَامِهِنَّ وَ بِمَا وَاصَلْتُمْ مِنْ أَبْدَانِهِنَّ وَ يَحْمِلْنَ أَوْلَادَكُمْ فِي أَحْشَائِهِنَّ حَتَّى أَخَذَهُنَّ الطَّلْقُ مِنْ ذَلِكَ فَأَشْفِقُوا عَلَيْهِنَّ وَ طَيِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى يَقِفْنَ مَعَكُمْ وَ لَا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَ لَا تَسْخَطُوا بِهِنَّ وَ لَا تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا بِرِضَاهُنَّ وَ إِذْنِهِنَّ...» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الْأَجْرِ مَا أَعْطَاهُ دَاوُدَ(ع) عَلَى بَلَائِهِ وَ مَنْ صَبَرَتْ عَلَى سُوءِ خُلُقِ زَوْجِهَا أَعْطَاهَا مِثْلَ ثَوَابِ آسِيَةَ بِنْتِ مُزَاحِمٍ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص٢۴٧). همچنین از ایشان در حدیثی دیگر نقل است که فرمودند:«مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ مَرَّةٍ يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ(ع) عَلَى بَلَائِهِ» (ابیمحمد حسن بن ابی الحسن الدیلمی، أعلام الدین، ص۴١٩؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، ثواب الأعمال، ص۲۸۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص٣۶٧).
- ↑ «يَا حَوْلَاءُ! مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَحَمَّلُ مِنْ زَوْجِهَا كَلِمَةً إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ كَلِمَةٍ مَا كَتَبَ مِنَ الْأَجْرِ لِلصَّائِمِ وَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۷۶-۳۸۴.
- ↑ ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.
- ↑ برای آگاهی بیشتر ر.ک: کتابهایی در زمینه «بیماریهای روحی و روانی و آثار آن» که برخی روانشناسان، رواندرمانگرایان و روانپزشکها نوشتهاند.
- ↑ در آن واقعه پیامبر خدا حضرت یعقوب(ع) در فراغ فرزند چندان زجر و شکنجه روحی و روانی دید و گریست که در اثر این گریهها و ناراحتیها چشمانش سفید و نابینا شد البته بعدها این چشم نابینا به فرمان خداوند و با دست باکفایت حضرت یوسف(ع) شفا یافت و بینا شد.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۲۱.