جهان در اخلاق اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۳۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث جهان است. "جهان" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل جهان (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مبانی جهان‌شناختی

اصل اول: اعتقاد به عالم غیب

اصل دوم: اعتقاد به حاکمیت خدا بر جهان

اصل سوم: اعتقاد به نظام احسن

اصل چهارم: حق مداری

هدفمندی جهان

  • مجموعه جهان برای رسیدن به هدفی حکیمانه آفریده شده و همه اجزای آن حتی خردترین ذرات و کمترین تحولات، در راستای این هدف پدید می‌‌آیند. در این باره به بخشی از سخنان امام صادق(ع) و در حدیث توحید مفضل اکتفا می‌‌کنیم: ای مفضل در همه‌اندام‌های بدن و تدبیری که در آنها برای رفع نیازمندی‌ها به کار رفته است، نیک بیندیش: دست‌ها برای گرفتن است، پاها برای راه رفتن، چشمان برای راه یافتن، دهان برای غذاخوردن، معده برای گواردن، جگر برای پالودن خوراک، گذرگاه‌ها و روزنه‌ها برای راندن فضولات خوراک، رگ‌ها برای حمل آن و‌ اندام نهان برای باقی ماندن نسل و چنین است همه‌اندام‌های دیگر که چون در آنها تأمل کنی و ‌اندیشه خود را به کار‌اندازی، خواهی یافت که هریک به حکمت و صلاح برای کاری مقدر شده است. اکنون تأمل کن در تدبیر حکیمانه ساختمان بدن و قرار گرفتن این ‌اندام‌ها در جاهای خود و فراهم آوردن این رگ‌ها و آوندها برای بیرون بردن فضولات، تا در بدن پراکنده نشود و اسباب ضعف تن فراهم نیاید
  • به این حواس بنگر... آنها را پنج تا قرار داد تا پنج چیز را دریافت کند و هیچ یک از آنها فوت نشود. چشم را آفرید تا رنگ‌ها را دریافت کند که اگر رنگ‌ها بود و چشمی برای دریافت آنها وجود نداشت، هیچ سودی نداشتند. گوش را برای دریافت بانگ‌ها آفرید، چون اگر صداها بودند و گوشی برای دریافت آنها وجود نمی‌داشت، نیازی از انسان برطرف نمی‌شد و چنین است حواس دیگر... این حکمت داری و بهره ‌بخشی دو سویه است، بدین معنی که اگر چشم باشد، ولی رنگ‌ها نباشد، دیگر دیدن معنی نخواهد داشت و اگر گوش وجود داشته باشد، ولی اصواتی نباشد، شنیدن دیگر محلی نخواهد داشت. پس نیک بنگر که چگونه خدا مقدر ساخته است که این چیزها همدیگر را کامل کنند. برای هر حس، محسوسی قرار داده که در آن کار می‌‌کند و برای هر محسوسی حسی که وسیله درک آن است. افزون بر این، میان حسی و محسوس واسطه‌هایی وجود دارد که حس کردن جز به مدد آنها صورت نمی‌گیرد، مثل نور و هوا. اگر نور نبود تا رنگ را قابل دیدن کند، چشم رنگ را نمی‌دید، اگر هوایی برای رساندن صوت به گوش نبود، گوش نمی‌توانست بانگ‌ها ادراک کند[۲۸][۲۹].

کمال‌گرایی

  • جهان با تمامی اجزای خرد و کلان خویش در حرکت است. حرکت از اجزای نهادی موجودات عالم است. در این حرکت هریک از موجودات به تنهایی و همه جهان به مجموع خود به سمت کمال ره می‌پیماید.
  • در حکمت متعالیه به اثبات رسیده است که خداوند متعال برای هر موجودی کمالی قرار داده و شوق رسیدن به آن را در نهادش به ودیعت نهاده است. همچنین به او حرکتی داده تا برای رسیدن به آن كمال تلاش و تکاپو کند[۳۰].
  • هر تحولی که رخ می‌‌دهد، هر چند کوچک اولاً، یک حرکت است، ثانياً، موجودی را قدمی به مقصد نزدیک می‌‌کند[۳۱].

اتقان و استحکام

  • خداوند متعال تمامی موجودات را در کمال اتقان آفریده است، در تمام جهان موجودی به چشم نمی‌آید که در سازمان خلقتش خللی وجود داشته باشد. ساحت فعل خدا از سستی و گسستگی منزه است. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ[۳۲].
  • بر مبنای این آموزه است که رسول خدا(ص) می‌فرماید: "خدا رحمت کند کسی را که چون کاری می‌‌کند، محکمش کند"[۳۳].
  • در خبر است که وقتی سعد بن معاذ را دفن می‌کرد از اصحاب خشت و سنگ می‌گرفت بر لحد می‌چید و با خاک گل شکاف بین آنها را پر می‌کرد، وقتی کارش تمام شد، فرمود: می‌دانم در هر صورت جسم سعد بن معاذ می‌پوسد ولی خدا دوست دارد که وقتی کسی کاری می‌کند، محکمش کند[۳۴][۳۵].

نظم

  • جهان بر اساس نظم آفریده شده و بر همین اساس نیز اداره می‌شود. آفرینش جهان بر پایه نظم است چنان که در تمام جهان نیازی به چشم نمی‌آید که پیش از پیدایش، پاسخ مناسب آن در طبیعت موجود نباشد و پدیده‌ای را نمی‌بینم که در این جهان هیچ نیازی به او نباشد.
  • تدبیر و اداره عالم نیز بر مبنای نظم است؛ چون هر جزئی از اجزای عالم در جایگاه مناسب خود به انجام وظیفه غریزی مشغول است و‌اندکی هم خطا نمی‌کنند ﴿لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ[۳۶].
  • نظم حاکم بر جهان چنان دقیق است که دانشمندان تجربی حتی اگر یک بار از رابطه علّى و معلولی دو چیز مطمئن شوند، آن را یک قانون فراگیر و همیشگی تلقی می‌کنند.
  • این انگاره فطری انسان که اگر چیزی یک بار منشأ پیدایش یک پدیده است، بارهای دیگر نیز می‌تواند منشأ باشد، مستند به این باور است که جهان منظم آفریده شده و منظم اداره می‌شود و قوانین محکم و استواری بر آن حاکم است ﴿فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا[۳۷][۳۸].

توازن

  • از مظاهر حق مداری جهان این است که هر چیزی به‌اندازه آفریده شده است نه بیشتر و نه کمتر. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[۳۹].
  • و می‌‌فرماید: ﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ[۴۰][۴۱].

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵.
  2. «و اوست آن کس که آسمان‌ها و زمین را به درستی آفرید و روزی که فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود، گفتار او راستین است و روزی که در «صور» دمند فرمانفرمایی از آن اوست؛ دانای نهان و آشکار است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه۷۳.
  3. «او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند» سوره جن، آیه ۲۶؛ ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۷۱.
  4. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۱۷.
  5. «خداوند همان است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمان‌فرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجی‌یی جز او نیست؛ آیا پند نمی‌گیرید؟» سوره سجده، آیه ۴.
  6. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۷۴.
  7. «کار (جهان) را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند سپس (کردارها) در روزی که در شمار شما هزار سال است به سوی او بالا می‌رود» سوره سجده، آیه ۵.
  8. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۷۷.
  9. «هیچ سخنی بر زبان نمی‌آورد مگر آنکه نزد او فرشته مراقبی حاضر است (تا آن سخن را بنویسد)» سوره ق، آیه ۱۸.
  10. «گفت: دانش آن در کتابی نزد پروردگار من است؛ پروردگارم نه بیراه می‌شود و نه فراموش می‌کند» سوره طه، آیه ۵۲.
  11. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۱۶۹.
  12. «و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.
  13. «بی‌گمان پروردگار من فراگیر هر کاری است که انجام می‌دهید» سوره هود، آیه ۹۲.
  14. «و خداوند (خود) مراقب کسانی است که به جای او سرورانی (را به پرستش) می‌گیرند» سوره شوری، آیه ۶.
  15. جارالله محمود زمخشری، کشاف، ج۳، ص۴۶۰
  16. محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۹، ص۱۴۵.
  17. «بی‌گمان پروردگار من نگاهبان همه چیز است» سوره هود، آیه ۵۷.
  18. ر.ک: سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۰۹.
  19. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۲۶ (با ترجمه آزاد).
  20. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۱۷-۱۱۹.
  21. «اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید» سوره سجده، آیه ۷.
  22. سیدمحسن خرازی، بدایة المعارف الالاهیه، ج۱، ص۱۳۲.
  23. ر.ک: محمد صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار الاربعه، ج۷، ص۱۴۷.
  24. ملاصدرا، اسفار، ج۷، ص۱۴۶-۱۵۸ فصلی به این مطلب اختصاص داده است.
  25. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۱۹-۱۲۰.
  26. «و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!» سوره ص، آیه ۲۷؛ همچنین ر.ک: سوره انبیاء، آیه ۱۶-۱۸؛ سوره دخان، آیه ۳۸-۳۹؛ سوره احقاف، آیه ۳؛ سوره زمر، آیه ۵؛ سوره روم، آیه ۸.
  27. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۰.
  28. احمد آرام، ترجمه الحیاة، ج۱، ص۴۲۲-۴۲۳ با اندکی تصرف.
  29. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۰-۱۲۱.
  30. محمد صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعه، ج۷، ص۱۹۷.
  31. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۱-۱۲۲.
  32. «همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمی‌بینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنه‌ای می‌بینی؟ * سپس بار دیگر چشم بگردان تا چشم، خسته و رنجه به سوی تو بازگردد» سوره ملک، آیه ۳-۴.
  33. « رَحِمَ اللهُ امرَءً عَمِلَ عَمَلاً فَاَتقَنَه»؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۵.
  34. علی بن حسین صدوق، امالی، ص۴۶۸.
  35. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۲-۱۲۳.
  36. «نه در خور خورشید است که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد و هر یک در سپهری شناورند» سوره یس، آیه ۴۰.
  37. «از سر گردنکشی در زمین و نیرنگ زشت؛ و نیرنگ زشت، جز به نیرنگباز برنمی‌گردد؛ پس آیا جز سنّت پیشینیان (خود) را چشم می‌دارند؟ هرگز برای سنت خداوند دگرگونی نخواهی یافت و هرگز برای سنّت خداوند جابه‌جایی نخواهی یافت» سوره فاطر، آیه ۴۳.
  38. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۳.
  39. «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
  40. «ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹؛ همچنین ر.ک: سوره فرقان، آیه ۲؛ سوره طلاق، آیه ۳.
  41. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۱۲۳-۱۲۴.