رجعت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۹ مارس ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۵۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

رجعت به معنای: رجوع و بازگشت به دنیا بعد از مرگ و قبل از قیامت، یا در خصوص بازگشت گروهی از مؤمنان خالص (مانند: انبیا (ع)؛ امامان معصوم (ع)؛ شهدا و دیگر مؤمنان) در آخر الزمان، پس از ظهور امام مهدی (ع) و در آستانه رستاخیز به کار می‌رود.

واژه‌شناسی لغوی

رَجعت یا یوم الکرّه[۱] به معنای بازگشت، اسم مصدر از ماده «ر، ج، ع» است که معنای مشترک همه صیغه‌های آن بازگشتن و تکرار است[۲] [۳].

اصطلاح‌شناسی

  • رجعت در اصطلاح، به معنای بازگشت جمعی از درگذشتگان مؤمن و کافر به زندگی دنیا به هنگام قیام امام مهدی (ع) است تا کافران مجازات دنیوی خود را ببیند و مؤمنان نیز ضمن مشارکت در قیام امام مهدی (ع)از مجازات کافران، خشنود گردند[۴] [۵].
  • معنای اصطلاحی عام آن که همه عالمان شیعه و برخی از عالمان سنی بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از موت تا قبل از قیامت است، [۶] و معنای اصطلاحی خاص و رایج آن نزد شیعه این است که بعد از ظهور مهدی (ع) و در آستانه رستاخیز گروهی از مؤمنان خالص "مؤمن محض" همچون: انبیاء[۷]، امامان معصوم [۸] و شهدا [۹] و نیز گروهی از افراد بسیار شرور "کافر محض" همچون "کفار" به این جهان باز می‏‌گردند. گروه اول مدارجی از کمال را طی می‌‏کنند، و گروه دوم کیفرهای شدیدی می‌‏بینند. خداوند متعال دسته اول را بر دسته دوم غلبه می‌دهد تا از آنان انتقام بگیرند، و سپس هر دو دسته می‏‌میرند و منتظر روز رستاخیز و ثواب یا عقاب ابدی خویش می‌‏مانند. [۱۰] البته در برخی متون کلامی از دسته دوم به صراحت نامی برده نشده است[۱۱] [۱۲].
  • معنای اصطلاحی رجعت، جزو آموزه‌های اختصاصی شیعه است. دربارۀ زمان دقیق رجعت، سه احتمال وجود دارد: کمی قبل از قیام، هم‌زمان با آغاز قیام و کمی بعد از قیام امام مهدی (ع) [۱۳] در هر صورت تعبیر هنگام قیام، هر سه احتمال را در بر می‌گیرد[۱۴].
  • رجعت، به صورت احیای دوبارۀ زندگی دنیاست. بنابراین، باید روح به بدن باز گردد و بازگشتی جسمانی صورت پذیرد، نه صرفاً بازگشتی روحانی. بر اساس احادیث اسلامی، بازگشت روحانی، برای بسیاری از مؤمنان اتفاق می‌افتد و آنان در مواقعی خاص همچون جمعه، اجازه می‌یابند که به سوی اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده کنند؛ اما این بازگشت روحانی، غیر از رجعت است که در آن، روح به بدن باز می‌گردد و انسان، زندگی جسمانی را از سر می‌گیرد[۱۵].

رجعت در قرآن کریم

  • آیات متعددی از قرآن به موضوع رجعت پرداخته که می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:
  1. آیات رجعت در امت‌های پیشین [۱۶] [۱۷] [۱۸].
  2. آیات رجعت در عصر ظهور.
  • افزون بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: ﴿﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم[۱۹] که می‌‏فهماند آنچه در امُت‏‌های گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد، و یکی از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان ابراهیم و موسی و عیسی و عزیر و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد[۲۰] [۲۱].
  • همچنین از رسول خدا (ص) کلامی نقل شده که به اجمال می‏‌فهماند آنچه در امُت‏‌های سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد[۲۲] [۲۳].
  • افزون بر آن، روایات بسیاری در باره رجعت وجود دارد که اگر چه تک تک آن‌ها خبر واحد است؛ اما وجوب نقلی اصل رجعت را به تواتر معنوی اثبات می‌نمایند [۲۴] [۲۵].
  • برخی مفسران در تفسیر آیه ﴿﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ[۲۶] با استناد به روایات می‌گویند: اهل بیت نبوت (ع) این آیه را گاهی به روز قیامت، زمانی به رجعت و گاهی به ظهور حضرت مهدی (ع) تفسیر کرده‌اند‌. همچنین از ائمه اهل بیت (ع) روایت شده که ایام خدا سه روز است، روز ظهور مهدی (ع) ، روز رجعت و روز قیامت. در برخی دیگر از روایات این سه روز به روز مرگ، روز رجعت و روز قیامت تفسیر شده است[۲۷] [۲۸].
  • سر این‌گونه تفسیر‌ها، همانا وحدت حقیقت و هم سنخی این سه موضوع، در عین اختلاف رتبی آن‌ها است؛ زیرا از یک سو، حقیقت روز قیامت این است که همه مردم در آن روز از قبرها بپا می‏‌خیزند و همه اسرارشان آشکار شده و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمی‏‌ماند. و از سوی دیگر، گاهی از روز مرگ به روز قیامت تعبیر می‌‏شود؛ چون روز مرگ هم روزی است که پرده‏‌ها برای میت کنار می‏‌رود، روایت شده: هر کس بمیرد قیامتش بر پا می‏‌شود. [۲۹] همچنین رجعت نیز روزی است که آیات خدا به تمام معنا ظاهر می‏‌شود، روزی که در آن روز دیگر خدای سبحان نافرمانی نمی‏‌شود، بلکه خالصانه عبادت می‌‏شود، عبادتی که مشوب و آمیخته با هوای نفس نیست، عبادتی که شیطان و اغوایش هیچ سهمی در آن ندارد. این معنا روشن می‌سازد روز رجعت خود یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمی‏‌رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه‏ای امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثری از شر و فساد نمی‌‏ماند. و باز به همین جهت روز ظهور مهدی (ع) هم مرتبه‌ای از قیامت و روز رجعت است؛ چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر می‏‌شود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت و قیامت است. و این معنا یعنی اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که گاهی به روز قیامت، گاهی به روز رجعت و گاهی به روز ظهور مهدی از آن‌ها یاد شود[۳۰] [۳۱].
  • در آخر الزمان برخی از نیکوکاران و بدکاران زمان‌های گذشته، دوباره زنده می‌شوند.﴿﴿ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ[۳۲] این آیه فقط به برانگیخته شدن عده‌ای از مکذبان و نه همه آن‌ها اشاره کرده؛ بدین جهت، روایات و مفسران شیعه، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به آخر الزمان مربوط دانسته‌اند که عده‌ای از نیکوکاران و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.[۳۳] مرگ و زندگی دوباره: ﴿﴿ رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ[۳۴]، [۳۵] عذاب پیش از عذاب بزرگ: ﴿﴿وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ[۳۶]، [۳۷] ظهور بندگان پیکارجو پیش از قیامت: ﴿﴿ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ[۳۸] [۳۹] میثاق پیامبران (ع) با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به پیامبر خاتم (ص): ﴿﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ[۴۰] [۴۱] و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: ﴿﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[۴۲] [۴۳] همگی به رجعت، تفسیر و تأویل شده‌اند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است[۴۴].

رجعت در حدیث

جایگاه آموزه رجعت

  • اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب شیعه است [۴۵] هرچند برخی آن را از اصول مذهب شیعه ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، ایمان می‌‏آورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد می‌‏نماید و خللی در شیعه بودن وی وارد نمی‌آید [۴۶] [۴۷].
  • البته از سخنان و نوشته‌های بعضی از قدمای علمای شیعه برمی‏آید که اقلیت بسیار کوچکی از شیعه رجعت را به معنی بازگشت دولت و حکومت اهل بیت (ع) تفسیر می‏‌کردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمه‏‌ای به اجماع نمی‏‌زند. [۴۸] در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت می‌دانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امت‌های سابق [۴۹]. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله پیامبران و امامان (ع) را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که انبیاء و امامان (ع) را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. [۵۰] بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آن‌ها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آن‌ها به این موضوع، و فاعلیت نبوت و ولایت برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دایره سعادت مؤمنان است‏. [۵۱] ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر می‌گردند، بر این باورند که ارواح رجعت‌کنندگان به بدن‌های برزخی آنان تعلق می‌گیرد و نه به بدن‌های دنیوی "مُلکی" ایشان [۵۲] [۵۳].
  • درباره احکام رجعت، همچون امکان وقوع و یا وجوب رجعت در متون کلامی بحث‌هایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ [۵۴] و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست [۵۵] [۵۶].
  • بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب می‌دانند[۵۷]. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانسته‌اند[۵۸]. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست[۵۹]، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است[۶۰].

تاریخچه بحث رجعت

  • اعتقاد به رجعت از قرن اول هجری میان علمای شیعه معروف بوده است. احادیثی از امام زین العابدین (ع) نقل شده است بر این اعتقاد دلالت دارند.
  • در قرن‌های دوم و سوم، احادیث بیشتری نقل شده است. در این دوره اعتقاد به رجعت، از شعائر شیعه بوده، به طوری که مخالفان نیز این را به خوبی می‌دانستند و گاه با استناد به اعتقاد یک راوی به رجعت، از نقل احادیث او پرهیز می‌کردند. فضل بن شاذان از بزرگان اصحاب امام رضا‌ (ع) و امام جواد (ع)، دو کتاب در موضوع رجعت نوشته است[۶۱][۶۲].
  • ثقة الاسلام کلینی در انتهای قرن سوم، احادیث رجعت را در الکافی آورده است[۶۳]. شیخ صدوق در قرن چهارم، ضمن آوردن برخی احادیث رجعت در کتاب‌های حدیثی‌اش [۶۴]، اعتقاد به آن را حق دانسته و به آیات متعددی از قرآن و نیز به برخی احادیث اهل سنت دربارۀ بازگشت مسیح در آخر الزمان و نماز خواندن وی به امامت امام (ع) استناد کرده است[۶۵][۶۶].
  • شیخ مفید در انتهای قرن چهارم، اعتقاد به رجعت در آخر الزمان را بین امامیه اجماعی دانسته و ادله‌ای بر آن آورده و به شبهات مخالفان، پاسخ داده است.[۶۷].
  • سید مرتضی در قرن پنجم، ضمن اجماعی دانستن مسئله میان علمای شیعه، بر اعتبار اجماع در این گونه مسائل تأکید نموده و به اشکالات مخالفان پاسخ داده است[۶۸].
  • علامه طبرسی در قرن ششم، ضمن بیان فراوانی اخبار در باب رجعت، ادلۀ مخالفان را رد کرده است[۶۹]. این اعتقاد همچنان در میان علمای شیعه در قرن‌های بعدی ادامه داشته است[۷۰].
  • علامه مجلسی دربارۀ کمیت و کیفیت احادیث رجعت و تعداد راویان و عالمانی که دربارۀ رجعت کتاب نوشته‌اند، چنین می‌نویسد: چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمه اهل بیت (ع) ایمان داشته باشد اما احادیث متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شماره آنها به حدود دویست حدیث می‌رسد و چهل و چند نفر از راویان ثقه و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده‌اند... . اگر این احادیث متواتر نباشد، چه در حدیثی متواتر است؟[۷۱][۷۲].
  • در مجموع باید گفت: رجعت، از ضروریات مذهب است، بدین معنا که اگر کسی متون مذهب تشیع را ببیند، بی‌تردید، رجعت را جزء اعتقادات شیعی به حساب می‌آورد. البته این که رجعت از محکمات اعتقادات شیعی است، به معنای آن نیست که مانند عدل و امامت، جزء اصول اعتقادی است. ممکن است کسی از متون مذهبی، اطلاع کافی نداشته باشد و بر اثر این بی‌اطلاعی، اعتقاد به رجعت نداشته باشد. چنین کسی از دایره تشیع خارج نیست؛ اما اگر کسی با وجود آگاهی کافی از متون دینی و مذهبی، به رجعت اعتقاد نورزد، از دایره تشیع خارج می‌شود[۷۳].

وقوع رجعت در تاریخ

  • قرآن کریم در موارد متعددی، از رجعت افراد یا اقوامی به دنیا یاد کرده است. این موارد، افزون بر آن که امکان رجعت را اثبات می کند، وقوع آن را در تاریخ نیز بیان می‌دارد[۷۴].
  1. ﴿﴿ أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ [۷۵][۷۶]. این شخص، عُزَیز پیامبر باشد یا پیامبری دیگر، تفاوت نمی‌کند. مهم، صراحت قرآن دربارۀ زندگی پس از مرگ در همین دنیاست. مفسران شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر دارند که این آیه در برابر منکران قدرت خدا در زنده کردن مردگان، آمده است و نمونه‌ای از آن را در همین دنیا، بیان می‌کند[۷۷][۷۸].
  2. ﴿﴿ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ[۷۹]. این آیه به صراحت، از بازگشت جمعی از مردم به زندگی دنیا سخن می‌گوید. بدیهی است که این رجعت، غیر از احیای مردگان در قیامت است که به گروهی خاص، محدود نمی‌شود و شامل همۀ موجودات است[۸۰].
  3. یکی از معجزات عیسی (ع)، زنده کردن مردگان و باز گرداندن آنان به دنیا بود:﴿﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي[۸۱][۸۲].
  4. کشته‌ای در بنی اسرائیل برای معرفی قاتلش، زنده شده:﴿﴿فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ[۸۳]آنان به دستور خداوند، گاو را سر بریدند و به کُشته زدند و او زنده شد و قاتلِ خود را معرفی کرد[۸۴].
  5. گروهی از بنی اسرائیل، بعد از تقاضای مشاهدۀ خداوند، گرفتار صاعقۀ مرگباری شدند و مُردند. سپس خداوند، آنها را به زندگی باز گرداند تا شکر نعمت او را به جا آورند: ﴿﴿ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[۸۵] دلالت این آیه بر امکان و وقوع رجعت، بسیار روشن است، گو این که برخی مفسران به دلیل مخالفت با مسئله رجعت، راه تأویل را در پیش گرفته، صراحت آیه را نادیده انگاشته‌اند [۸۶].
  6. اصحاب کهف نیز به رغم آن که نمرده بودند، به دلیل خواب طولانی چند قرنه، شبیه همین مواردند:﴿﴿ ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا [۸۷]. در حدیثی از امام صادق (ع)، بازگشت اصحاب کهف، رجعت به شمار آمده است[۸۸].
  7. داستان پرنده‌های چهارگانۀ ابراهیم (ع) که بعد از ذبح، بار دیگر به زندگی باز گشتند تا امکان معاد را در مورد انسان‌ها برای او مجسم سازند، در مسئله رجعت، قابل توجه است:﴿﴿ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [۸۹][۹۰].

با توجه به آنچه گذشت، می‌توان نتیجه گرفت که در تاریخ ادیان گذشته نیز رجعت در شکل‌های مختلف واقع شده و اعتقاد به آن، به نوعی وجود داشته است. اسلام نیز بر آن تأکید ورزیده و وقوع آن را در آخر الزمان، بیان نموده است. این که برخی اندیشمندان معاصر گفته‌اند که اعتقاد به رجعت، از یهود وارد تشیع شده است، جز از سر تعصب نیست؛ زیرا اگر قرار باشد هر مشابهتی میان اعتقادات اسلامی و اعتقادات سایر ادیان، موجب این باور شود که آن اعتقاد، برگرفته از آن دین است، باید گفت که بسیاری از آموزه‌های اسلامی، برگرفته از ادیان گذشته‌اند. اگر به سخن خداوند در قرآن ایمان داریم که قرآن را تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانیِ پیش از خود معرفی می‌کند، وجود عقاید مشترک، امری بدیهی، بلکه ضروری است. افزون بر این، نمی‌توان آیات صریح قرآن را دربارۀ وقوع رجعت، نادیده گرفت. آیا این آیات قرآنی هم از یهود وارد اسلام شده‌اند؟[۹۱].

در روایات اهل سنت از بازگشت گروه‌هایی از مردم در زمان پیامبر (ص) و پس از ایشان سخن گفته شده است. تعداد این روایات، بسیار است[۹۲]. در پاره‌ای روایات، به رجوع برخی صحابۀ پیامبر خدا (ص) مانند زید بن خارجه [۹۳] و ربیع بن حراش [۹۴] اشاره شده است. روایات بازگشت مردگان به دنیا آن قدر زیادند که ابن ابی الدنیا کتابی با نام من عاش بعد الموت (کسانی که پس از مرگ زیسته‌اند)، نوشته است و در آن، عجایب زیادی را نقل می‌کند[۹۵].

همچنین روایات زیادی از اهل سنت نقل شده که پیامبر (ص) پس از مرگ، زنده شده و افرادی ایشان را دیده‌اند. میان علما در مورد امکان چنین چیزی، بحث‌های زیادی در گرفته، تا جایی که سیوطی کتابی در موضوع امکان دیدن پیامبر (ص) و فرشتگان نوشت. او احادیث صحیح را به نقل از بخاری و مسلم و ابو داوود می‌آورد که در آنها امکان دیدن پیامبر (ص) در بیداری، بیان شده است. سپس توضیحات مفصلی در رد منکران امکان رجعت پیامبر (ص) و امکان دیدن ایشان می‌آورد و اقوال علمایی را آورده که قائل به امکان آن بوده‌اند و مواردی را نقل کرده‌اند که پیامبر (ص) را در بیداری دیده‌اند و این را از جمله کرامات آنها برشمرده‌اند. وی کرامت شمردن این دیدار را تنها در صورتی قبول دارد که در بیداری باشد، نه در خواب؛ چرا که دیدن رؤیای پیامبر (ص) برای همه امکان دارد و کرامتی به حساب نمی‌آید[۹۶][۹۷].

اما جای این پرسش وجود دارد که چرا اهل سنت، رجعت به هنگام ظهور امام زمان (ع) را قبول ندارند؟ این، در حالی است که آنها اصل ظهور امام مهدی (ع) را قبول دارند و امکان رجعت را با توجه به روایاتشان نیز می‌پذیرند. شاید بتوان حدس زد که قبول رجعت در آخر الزمان، به دلیل متضمن بودن رجعت امامان اهل بیت (ع) و انتقام‌گیری آنان از دشمنانشان به بحث امامت بر می‌گردد. هنگامی که آنها اصلش را قبول ندارند، نمی‌توان انتظار داشت که فرع آن را بپذیرند، و گرنه با توجه به ادلۀ متعدد و محکم رجعت، جایی برای انکار آن وجود ندارد[۹۸].

رجعت‌کنندگان هنگام ظهور

  • دربارۀ رجعت‌کنندگان، چند نظر وجود دارد؛ اما مشهورتر از همه، آن است که رجعت به کسانی اختصاص دارد که در کفر یا ایمان، خالص بوده‌اند. احادیث فراوانی از رجعت انبیا، اولیای خدا، بویژه امام حسین (ع)، امام علی (ع) و اهل بیت (ع)، هنگام ظهور امام مهدی (ع) سخن گفته‌اند. در برخی احادیث نیز از رجعت جمعی از اصحاب خاص پیامبر (ص) و امام علی (ع) گفتگو شده است. رجعت شهدا، با عنوان کشته شدگان در راه خدا، نیز مورد تأکید برخی احادیث است. در کنار اینها، از رجعت کافران و منافقان مهم هم یاد شده است. تمام این موارد، قابل درج در عنوان مشهور خالصان در کفر و ایمان هستند، چنان که در ناحیۀ کافران، اختلافی وجود ندارد[۹۹].
  • در برخی از احادیث، از رجعت برخی اقوام یا گروهی از هر امت و مانند آن سخن گفته شده؛ اما اجمال یا ابهام در این تعابیر را باید با احادیث دیگری که آن اقوام یا گروه را توضیح داده‌اند، برطرف کرد. نتیجه همان است که پیش‌تر گفته شد؛ یعنی خالصان از هر دسته، رجعت خواهند کرد.
  • تنها یک مورد است که گویا مقداری عام‌تر به نظر می‌رسد و آن، عنوان "همۀ مؤمنان" است. این مورد در حدیثی ذکر شده که به رجعت شهدا نیز اشاره کرده است. از امام باقر (ع) دربارۀ آیه ﴿﴿وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ[۱۰۰] پرسیدند امام (ع) پاسخ فرمود: «أَ تَدْرِي يَا جَابِرُ مَا سَبِيلُ اللَّهِ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ قَالَ سَبِيلُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتُهُ فَمَنْ قُتِلَ فِي وَلَايَتِهِ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَنْ مَاتَ فِي وَلَايَتِهِ مَاتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَيْسَ مَنْ يُؤْمِنُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا وَ لَهُ قِتْلَةٌ وَ مِيتَةٌ قَالَ إِنَّهُ مَنْ قُتِلَ يُنْشَرُ حَتَّى يَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ يُنْشَرُ حَتَّى يُقْتَل‏»[۱۰۱] [۱۰۲]. این حدیث، که با چند حدیث مشابه، تأیید و تقویت می‌شود، گویای آن است که کسانی که به آیۀ شریف: ﴿﴿ وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ[۱۰۳] ایمان داشته باشند، هم به مرگ طبیعی خواهند مرد و هم در راه خدا کشته خواهند شد و این نمی‌شود، مگر این که پس از آن که در زندگی دنیا مردند و یا کشته شدند، دوباره به زندگی باز گردند تا حالتی دیگر را تجربه کنند. این رجعت فقط برای مؤمنان به آیۀ مربوط است و با توجه به توضیحی که امام (ع) دربارۀ کشته شدن در راه خدا داده و آن را به کشته شدن در راه علی (ع) و فرزندانش تفسیر نموده و با یاری گرفتن از سایر احادیث این باب، می‌توان استنتاج کرد که همان مؤمنان خالص، مورد نظر است[۱۰۴].

ادلۀ اثبات رجعت

برای اثبات رجعت، به چهار دلیل: قرآن، احادیث، عقل و اجماع، تمسک جسته‌اند. مهم‌ترین ادلۀ رجعت، ادله قرآنی و حدیثی است [۱۰۵] :

ادلۀ قرآنی رجعت

ادلۀ متعددی از قرآن کریم بر وقوع، و به طریق اولی بر امکان رجعت دلالت دارند که برخی از آنها در بحث از تاریخ رجعت گذشت. البته برای اثبات رجعت، کافی است که به ادلۀ معاد که در قرآن فراوان‌اند مراجعه شود؛ زیرا ماهیت رجعت و معاد، یکی است و تنها ظرف آنها تفاوت دارد. بنابراین، قابلیت قابل، وجود دارد. در واقع به قدرت خدا کفر ورزیده است. بنابراین، استبعادهای جمعی از مخالفان، از بی‌خبری است و یا از سر لجاجت[۱۰۶].

آیاتی که به نوعی بر رجعت دلالت دارند، فراوان‌اند[۱۰۷]؛ از جمله:

  1. آیه ۴۲ سوره ق: ﴿﴿يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ‏[۱۰۸]
  2. آیه ۸۳ سوره نمل: ﴿﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا‏[۱۰۹]
  3. آیه ۴۷ سوره کهف: ﴿﴿وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا‏‏[۱۱۰]
  4. آیه ۱۱ سوره غافر: ﴿﴿رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ‏[۱۱۱]
  5. آیه ۸۵ سوره قصص: ﴿﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ‏[۱۱۲]
  6. آیه ۵۱ سوره غافر: ﴿﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ‏‏[۱۱۳]
  7. آیه ۴۱ سوره ق: ﴿﴿وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ[۱۱۴]
  8. آیه ۸۱ سوره آل عمران: ﴿﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ‏[۱۱۵]
  9. آیه ۱۱۱ سوره توبه: ﴿﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا‏[۱۱۶]
  10. آیه ۸۲ سوره نمل: ﴿﴿وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ[۱۱۷]
  11. آیه ۲۸ سوره سبا: ﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا‏[۱۱۸]

ادلۀ حدیثی رجعت

احادیث نقل شده از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) دربارۀ رجعت، به حدی است که برای فردی منصف و بی‌تعصب، جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد که از منظر اسلام، رجعت، امری حتمی و واقعی است. در کتاب‌های حدیثی و تاریخی و کتاب‌هایی که در باب زیارت نوشته شده‌اند، احادیث بسیاری هستند که مستقیم یا نامستقیم به رجعت، اشاره دارند. این موضوع در احادیث اهل سنت نیز یافت می‌شود[۱۱۹].

احادیث شیعه در این باب، چند دسته‌اند. در این میان، احادیث صحیح و قابل اعتماد زیادی یافت می‌شوند که به چند دسته از آنها اشاره ‌می‌شود[۱۲۰]:

  1. مشابهت این امت با امت‌های پیشین. دسته‌ای از احادیث می‌گویند: آنچه در امت پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ می‌دهد و از جملۀ این امور، رجعت است[۱۲۱]. اگر این احادیث از معصوم (ع) وارد شده باشد، به این معنا نیستند که تمام جزئیات زندگی آنها در این امت نیز پدید می‌آید؛ بلکه ظاهر این احادیث، به اموری اشاره دارد که به مسائل دینی مربوط‌اند[۱۲۲].
  2. بیان اصل اعتقاد به رجعت. عبدالله بن عطا از امام باقر (ع) نقل می‌کند که در مِنا گروهی از عراق به دیدار پدرش امام زین العابدین (ع) آمدند و از جنگ مردگان با زندگانی پرسیدند و پدرش از این که اعتقاد به رجعت در میان آنها زنده بود، شادمان گردید و خندید و اصل مطلب را تأیید نمود[۱۲۳]. در حدیثی دیگر حسن بن شاذان واسطی از امام رضا (ع) حکایت می‌کند که ایشان در پاسخ شکایت وی از ظلم اهل واسط، دستور به شکیبایی تا برپایی دولت حق دادند و از روزگاری گفتند که ستمگران در آن از قبر برمی‌خیزند و بر صدق وعده‌های پیامبران، گواهی می‌دهند [۱۲۴] [۱۲۵].
  3. دو نوع مرگ. در احادیثی، برای مؤمنان، دو نوع از دنیا رفتن ترسیم شده است. در این احادیث، با استناد به آیۀ: ﴿﴿وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى اللَّه تُحْشَرُونَ[۱۲۶]، مرگ عادی از کشته شدن، متمایز شده و برای مؤمنان، هر دو نوع مرگ، بیان گردیده است. زراره در حدیثی از امام باقر (ع) نقل می‌کند: کسی که در راه خدا کشته شده، باید به دنیا باز گردد تا مرگ عادی را درک کند. در حدیثی دیگر، صفوان بن یحیی از امام رضا (ع) نقل می‌کند که در رجعت، هر کسی از مؤمنان که در زندگی قبلی کشته شده، می‌میرد و هر که قبلاً مرده، کشته می‌شود«سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ: مَنْ مَاتَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ، وَ مَنْ قُتِلَ مِنْهُمْ مَات‏»[۱۲۷] [۱۲۸].
  4. ویژگی‌های رجعت‌کنندگان. در احادیث، تنها برای گروه‌های خاصی، امکان بازگشت در نظر گرفته شده است. در تعداد زیادی از احادیث، رجعت، مخصوص مؤمنان خالص و کافران خالص است و سایر مؤمنان و کافران، رجعت ندارند[۱۲۹] [۱۳۰].
  5. اختیار دادن به مؤمن برای بازگشت. برخی احادیث از با خبر کردن مؤمن در قبر از ظهور امام زمان (ع) و اختیار دادن به او در انتخاب بازگشت به دنیا یا ماندن در برزخ حکایت دارند[۱۳۱] [۱۳۲].
  6. جنگ با دجّال. ابوحمزۀ قمالی در حدیثی از امام باقر (ع) نقل می‌کند که امیر مؤمنان (ع) می‌فرمود: «هر کس می‌خواهد با پیروان دجّال بجنگد، با کسانی بجنگد که بر خون عثمان می‌گریند یا بر اهل نهروان (خوارج) می‌گریند...» و اگر مرده باشند، خداوند آنها را زنده ‌می‌کند تا دجّال را درک کنند[۱۳۳] [۱۳۴].
  7. نام و نشان رجعت‌کنندگان. در پاره‌ای از احادیث، به نام و تعداد کسانی که از برخی مناطق رجعت می‌کنند، اشاره شده است. مفضّل بن عمر که از بزرگان اصحاب امام صادق (ع) است، از این امام روایت کرده که ۲۵ نفر از کوفه و ۷ نفر اصحاب کهف و برخی دیگر از بزرگان مانند سلمان و تعدادی از قوم موسی (ع) بازگشت می‌کند. به نام برخی پیامبران نیز اشاره شده است [۱۳۵].
  8. بازگشت انبیا و اولیا. فیض بن ابی شبیه از امام صادق (ع) نقل می‌کند با قرائت آیۀ: ﴿﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ فرموده: همۀ انبیا (ع) از آدم (ع) به بعد، به پیامبر خدا (ص) ایمان می‌آورند و به دنیا باز ‌می‌گردند و در رکاب امیر مؤمنان (ع) خواهند جنگید [۱۳۶] سند این حدیث، قوی و قابل اعتماد است. راویان آن یا از اصحاب اجماع‌اند یا از بزرگان اصحاب امامان (ع)، محمد بن سنان ظاهری نیز بر اساس تحقیق آیة الله شبیری زنجانی ثقه و قابل اعتماد است؛ [۱۳۷]. این حدیث صحیح، هم به اصل رجعت اشاره دارد و هم رجعت انبیای الهی و امیر مؤمنان (ع) را بیان می‌کند. در برخی احادیث، بر رجعت پیامبر خدا (ص) و امام علی (ع)، تصریح خاص شده است[۱۳۸] [۱۳۹].
  9. شبهات به حقانیت رجعت. گروهی دیگر از احادیث، به زیارت‌های امامان (ع) مربوط‌اند. در بسیاری از زیارت‌نامه‌ها شهادت می‌دهیم که رجعت امامان (ع)، حق است و از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که ما را نیز در رجعت آنها شریک سازد و به دنیا باز گرداند. از جملۀ این احادیث، زیارت جامعه کبیره است با این مضمون:«وَ جَعَلَنى‏ مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ‏ سَبيلَكُمْ، وَيَهْتَدى‏ بِهُديكُمْ، وَيُحْشَرُ فى‏ زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فى‏ رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فى‏ دَوْلَتِكُمْ وَ يُشَرَّفُ فى‏ عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ‏ فى‏ اَيَّامِكُمْ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ»[۱۴۰] برخی دیگر از این زیارت‌ها عبارت‌اند از: زیارت امام حسین (ع)، زیارت امام علی (ع)، زیارت عسکریین، زیارت‌های امام زمان (ع) [۱۴۱] برخی از این احادیث، اسنادی صحیح یا قوی دارند، مانند روایت کتاب من لایحضره الفقیه که در آن به امامان (ع) خطاب می‌کنیم و از خداوند می‌خواهیم که در دولت امامان عدل، امکان عمل پیدا کنیم و همراه آنان به دنیا باز گردیم [۱۴۲].
  10. اولین رجعت‌کنندگان. برخی احادیث، اولین رجعت کننده را امام حسین (ع) معرفی کرده‌اند[۱۴۳] یا از تعجب میان جمادی و رجب به دلیل ملاقات مردگان با زندگان[۱۴۴]. این احادیث، ضعیف‌اند و ما در استدلال بر رجعت نیازی به استناد به آنها نداریم[۱۴۵].

سایر ادله رجعت

  • بسیاری از علمای شیعه برای اثبات رجعت، از اجماع یاری گرفته‌اند. در این مورد که اعتقاد به رجعت در میان شیعیان، بویژه در عصرهای متقدم، اجماعی بوده، تردیدی نیست. این موضوع را مخالفان نیز قبول دارند؛ اما این اجماع، در صورتی حجیت دارد که طریقی قاطع برای اثبات نظر معصوم (ع) باشد. با وجود ادلۀ متعدد قرآنی و حدیثی، نیازی به استناد به اجماع برای اثبات نظر معصوم (ع) باقی نمی‌ماند، هر چند وجود چنین اجماعی، اطمینان به وقوع رجعت را بالا می‌برد و جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد[۱۴۶].
  • برخی اندیشمندان [۱۴۷] خواسته‌اند از آنچه در حکمت‌های رجعت گفته شد، استدلالی عقلی بر ضرورت عقلی بر ضرورت آن بیاورند. آنان سعی کرده‌اند که با چینش مقدمات چهارگانه، بگویند: مواقعی برای فعلیت یافتن خاصیت وجودیِ پیامبر (ص) و ائمۀ اطهار (ع) وجود داشته که نمی‌تواند استمرار یابد؛ زیرا "القسر لا یدوم؛ قسر[۱۴۸] نمی‌تواند دائمی باشد". بنابراین، عقلاً باید رجعت اتفاق بیفتد. این استدلال از چند جهت مخدوش است. می‌توان پرسید: کدام دلیل عقلی اثبات کرده است که باید خاصیت وجودی هر موجودی، فعلیت پیدا کند؟ نهایت چیزی که می‌توان گفت، این است که ایجاد فرصت برای تکمیل این ظرفیت‌های وجودی از نظر عقلی، استحسان دارد؛ اما نمی‌توان از آن ضرورت و الزام را نتیجه گرفت. ثانیاً قاعدۀ "القسر لا یدوم" اگر درست باشد، در امور طبیعی جاری می‌شود؛ اما در امور انسانی که با اراده‌های مردم سر و کار پیدا می‌کنیم، سخن گفتن از قسر، درست نیست. آن جا قسری در کار نیست، تا این که در دائمی بودن یا نبودن آن گفتگو شود. بله، همچنان که گفته شد، می‌توان از استحسان این امور سخن گفت؛ اما اثبات ضرورت عقلی، نیازمند استدلالی قوی‌تر و مؤونه‌ای بیشتر است. در این گونه امور، نیازی به تکلّف برای اثبات عقلی نیست؛ زیرا ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی، بر امکان و وقوع رجعت وجود دارند. احادیث مربوط نیز فراتر از حد تواترند[۱۴۹].

ادله و شبهات مخالفان رجعت

مخالفان رجعت، سعی کرده‌اند برای موضع خود، ادله‌ای بیاورند. شیخ حر عاملی، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیش‌تر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهم‌ترین استدلال‌های مخالفان به شرح زیر است[۱۵۰]:

  1. خدای متعال، تقاضای بازگشت عده‌ای را هنگام مرگ رد می‌کند. چگونه می‌توان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند. قرآن می‌فرماید: ﴿﴿حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ[۱۵۱] قرآن ادعای درخواست‌کنندگان بازگشتن را تکذیب می‌کند و می‌فرماید: ﴿﴿وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ[۱۵۲] پاسخ: با استفاده از آیات ذکر شده و توجه به معنای رجعت، می‌توان فهمید که میان رجعت اصطلاحی و این آرزوی کافران، دست کم، چهار تفاوت وجود دارد:یک. درخواست بازگشت کافران هنگام مرگ، برای از سرگیری عمل است؛ اما رجعت کافران در آخر الزمان، برای عمل نیست و هیچ فرصتی برای اصلاح اعمال به آنان داده نمی‌شود. حتی اگر کافران بخواهند آن زمان ایمان بیاورند، این ایمان، مفید نیست؛ زیرا به فرمودۀ قرآن: ﴿﴿ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ[۱۵۳] ظهور امام مهدی (ع)، یکی از آیات پروردگار است که پس از آن، دیگر ایمان کافران، پذیرفته نخواهد شد. بر این موضوع در تعدادی از احادیث اسلامی، تأکید گردیده است دو. اراده کننده در رجعت، خداوند است؛ اما درخواست بازگشت کافران، از سوی خود آنهاست. به عبارت دیگر، در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، کافران می‌خواهند فرصتی دیگر باره بیابند تا شاید در زندگی دنیا کاری نیک کنند و توشه‌ای برای آخرت برچینند؛ اما در رجعت، آنان هیچ تمایل به بازگشت ندارند؛ زیرا در این بازگشت، فرصتی برای عمل ندارند؛ بلکه به هدفی دیگر باز گردانده می‌شوند سه. هدف در رجعت، مجازات کافران است؛ اما هدف کافران از تقاضای بازگشت به دنیا در هنگام دیدن نشانه‌های مرگ، رهایی از مجازات برزخ و آخرت است چهار. در تحقق هدف رجعت، تخلفی نیست؛ ولی در تحقق هدف کافران، تخلف هست؛ یعنی آنان دورغ می‌گویند و چنان که قرآن می‌گوید، اگر باز گردند، به وعده‌هایشان عمل نمی‌کنند[۱۵۴].
  2. بازگشت کافران به دنیا پس از دیدن عذاب‌های برزخ و دیدن آنچه پس از مرگ رخ می‌دهد، موجب می‌شود که آنان فرصتی دیگر برای عمل پیدا کنند و با یقینی که پیدا کرده‌اند، به عمل بپردازند. در این صورت، دیگر جایی برای مجازات آنها باقی نمی‌ماند و تفاوتی با مؤمنان نخواهد داشت و این، بی‌عدالتی است پاسخ: خداوند متعال، چنین فرصتی را برای کافران و مجرمان فراهم نمی‌سازد. آنان خواهان بازگشت به دنیا برای عمل نیک هستند؛ اما این خواسته اجابت نمی‌شود. خواستۀ آنان، از هنگام دیدن نشانه‌های مرگ آغاز می‌گردد و در صحرای محشر، تکرار می‌شود و می‌گویند: خدایا! اینک چشمان ما گشوده شد و زین پس، گوش به فرمان تو خواهیم بود. ما را باز گردان تا کار نیک کنیم. دیگر یقین آوردیم[۱۵۵]. در این جا پاسخی به آنان داده نمی‌شود، تا این که آنان را به نزدیکی دوزخ می‌برند و آتش را از نزدیک مشاهده می‌کنند. در این حال به التماس می‌افتند و آرزو ‌می‌کنند که کاش از جملۀ مؤمنان بودند و نشانه‌های پروردگار را انکار نمی‌کردند؛ اما اگر هم باز گردند، به همان کارهایی باز خواهند گشت که از آنها نهی شده‌اند و آنان دروغ می‌گویند[۱۵۶]. آنان پس از این که وارد آتش شدند و گرما و غُل و زنجیر داغ و آب‌های جوشان را چشیدند، فریادشان بلند می‌شود که: پروردگارا! ما را از این جا خارج ساز. قول می‌دهیم که کارهای نیک کنیم و گذشته را جبران نماییم. به آنان با زبانی خرد کننده خطاب می‌رسد که: ساکت شوید و سخن نگویید. مگر به قدر کفایت به شما عمر ندادیم تا پند گیرید؟! مگر برای شما به قدر کافی انذار دهندگان نیامدند؟! حال بچشید که امروز یاوری برای ستمکاران وجود ندارد [۱۵۷]. بنابراین، بازگشتی برای کافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نیک نخواهند کرد و عدالت بر هم نمی‌خورد. افزون بر این، رجعت اصطلاحی اصلاً ربطی به این تقاضای بازگشت کافران ندارد. رجعت، برای مجازات است و آن هم مخصوص عده‌ای اندک از رئوس گم‌راهی و کفر است[۱۵۸].
  3. قرآن می‌فرماید: ﴿﴿وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ[۱۵۹] بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد می‌کند. پاسخ: با توضیحی که پیش‌تر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه می‌گوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمه‌اش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعت‌کنندگان، هم از مؤمنان‌اند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آن‌گاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شده‌اند، یک بار این عذاب را چشیده‌اند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشده‌اند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیده‌اند. بسیاری مانده‌اند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند[۱۶۰].
  4. ﴿﴿أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ[۱۶۱]پاسخ: این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروه‌هایی سخن می‌گوید که هلاک شده‌اند و نمی‌تواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط می‌شود که نسل‌های هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شده‌اند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشده‌اند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند [۱۶۲].
  5. برخی، اشکالی عقلی مطرح می‌کنند و می‌گویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام می‌شود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است. اذیت را در قبر خواهند دید. بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر[۱۶۳]پاسخ: احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین می‌توان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و می‌تواند درسی عبرت‌آمیز باشد[۱۶۴].
  6. چنان که پس از این خواهد آمد، رجعت امامان (ع) در زمان امام زمان (ع) اتفاق خواهد افتاد. به ادلۀ عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست یک چشم به هم زدن زمین، از حجت، خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد؛ چون لازم می‌آید یا امام مهدی (ع) از امامت عزل شود، در صورتی که بر حسب ادله، امامت او تا قیامت ادامه دارد، یا غیر افضل یعنی امام زمان (ع) بر افضل، یعنی امیر مؤمنان (ع) یا امام حسین (ع) مقدم باشد و یا عدد امامان (ع)از دوازده نفر زیادتر باشد و ریاست امام، عمومی نباشد[۱۶۵]پاسخ: اولاً اگر امامت غیر افضل به امر و اجازۀ خود افضل باشد، اشکالی ندارد. ثانیاً ممکن است هر یک از امامان رهبری ناحیه‌ای را به دست گیرند و به نوعی تقسیم کار قائل شویم. ثالثاً ممکن است رجعت سایر امامان (ع)، پس از شهادت امام مهدی (ع) باشد. دلیلی قاطع بر این مطلب نیست که امامت امام زمان (ع) تا قیامت ادامه خواهد داشت، به ویژه این که در برخی احادیث، از رحلت ایشان و کفن و دفنشان به دست امام حسین (ع) سخن رفته است. افزون بر این، حدیثی از رجعت امیر مؤمنان (ع) و امامان دیگر سخن گفته است و امامان (ع) را به عنوان کارگزاران علی (ع) معرفی کرده است[۱۶۶]. پاسخ‌های دیگری نیز به این اشکال داده‌اند که برای پرهیز از تطویل، از بیان آنها خودداری می‌کنیم[۱۶۷]؛ اما در هر حال، عدد امامان از دوازده، تجاوز نخواهد کرد و همان امامان قبلی باز خواهند گشت[۱۶۸].
  7. رجعت، مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام، مردود است. پس رجعت، مردود استپاسخ: این اشکال از فهم نادرست معنای تناسخ و معنای رجعت ناشی شده است. تناسخ به معنای آن است که روح کسی پس از مرگ، در بدنی دیگر، غیر از بدن خودش وارد شود؛ اما رجعت به معنای بازگشت روح به بدن خود فرد است، دقیقاً مانند همان اتّفاقی که در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، در رجعت هم هست؛ اما نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به بدن خود فرد است. بنابراین، هیچ امری که محال یا خلاف اسلام باشد اتّفاق نخواهد افتاد[۱۶۹].
  8. کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا می‌کند و یک موجود مثالی یا عقلی می‌شود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی می‌شود و از فعلیت تجردی به قوه باز می‌گردد پاسخ: این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمی‌کند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمی‌گردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید می‌آید[۱۷۰]. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پاره‌ای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چاره‌ای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطع‌اند و نمی‌توان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمی‌زند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف می‌شود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب می‌فرماید: ﴿﴿ وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ[۱۷۱] [۱۷۲].

مقارنت رجعت با قیام امام مهدی (ع)

  1. در برخی احادیث به طور کلی از رجعت در هنگام ظهور، سخن رفته است.مانند این حدیث: امام صادق (ع) فرمود: «إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَإِنَّهُ يُلْهَى عَنْهُ وَ قَالَ: فِي الرَّجْعَة إِنَّمَا يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا عِنْدَ قِيَامِ الْقَائِمِ (ع) مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً فَأَمَّا مَا سِوَى هَذَيْنِ فَلَا رُجُوعَ لَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْمَآبِ»[۱۸۸][۱۸۹].
  2. برخی دیگر می‌گویند: هنگامی که زمان قیام قائم (ع) می‌رسد، در ماه جمادی آخر و ده روز از رجب، بارانی بی‌مانند می‌بارد که خداوند به واسطۀ آن، بدن‌های مؤمنان و گوشت آنان را در قبورشان می‌رویاند و...[۱۹۰][۱۹۱].
  3. در برخی احادیث که پیش‌تر گذشتند، نام یا تعداد کسانی از اقوام گذشته بیان شده است که رجعت می‌کنند تا در رکاب امام زمان (ع) باشند [۱۹۲][۱۹۳].
  4. در احادیثی دیگر، دستور خواندن دعا برای رجعت پس از مرگ به منظور درک ایام ظهور امام مهدی (ع) داده شده است[۱۹۴][۱۹۵].
  5. روایت شده که مؤمن پس از مرگ، مانند تازه داماد یا تازه عروس که بر فراش خود آرمیده، با مژدۀ بهشت به خواب می‌رود و اهل بیت (ع) را در بهشت رضوی زیارت می‌کند و... تا این که قائم (ع) قیام می‌کند. در این هنگام، خداوند، مؤمن را بر می‌انگیزاند تا به ندای امام زمان (ع) پاسخ گوید و همراه دیگران دسته دسته به سوی وی می‌روند[۱۹۶]. در برخی احادیث، از پرسش مؤمنان از رجعت دیگر مؤمنان در هنگامۀ ظهور، سخن رفته است[۱۹۷]. در حدیث رجعت، امام علی (ع)، از علائم ظهور به حساب آمده است[۱۹۸]؛ اما این حدیث با احادیثی که اولین رجعت کننده را امام حسین (ع) معرفی می‌کند و رجعت ایشان را هنگام مرگ یا کشته شدن امام زمان (ع) تعیین کرده است، منافات دارد. شاید بتوان گفت که مراد از اولین رجعت کننده در این احادیث، رجعت پس از مرگ امام زمان (ع) است که اولین رجعت کننده، امام حسین (ع) است و هم ایشان متکفل کفن و دفن امام زمان (ع) خواهد شد. از سوی دیگر، رجعت امام علی (ع) پیش از ظهور، یکی از رجعت‌های امیر مؤمنان (ع) است؛ زیرا در احادیث متعددی ایشان صاحب رجعات "بازگشت‌ها" معرفی شده است[۱۹۹]. در زیارت‌های ایشان نیز این موضوع بیان شده است[۲۰۰]. در حدیثی گفته شده که علی (ع) یک رجعت با امام حسین (ع) دارد تا از بنی امیه انتقام کشد[۲۰۱]. و یک رجعت با پیامبر (ص) دارد تا خلیفۀ او باشد و سایر امامان الگو:عل از عوامل وی باشند[۲۰۲]. علامه مجلسی می‌گوید: امام علی (ع)، هم پیش از ظهور و هم مقارن آن و هم پس از ظهور، رجعت دارد[۲۰۳]. با این بیان، مشکل تعارض برطرف می‌شود[۲۰۴].
  • نتیجه این که تعدّد رجعت از ویژگی‌های امیر مؤمنان (ع) است که در سه موضع تحقق می‌پذیرد؛ اما رجعت بقیۀ افراد، مؤمن یا کافر، هنگام ظهور است، هر چند نمی‌توان در تعیین دقیق زمان و چگونگی تقارنش با ظهور، سخنی قاطع و دقیق گفت[۲۰۵].
  • اجمالاً این موضوع قابل اثبات است که رجعت با ظهور امام مهدی (ع) ارتباط دارد و زمان وقوع آن، نزدیک ظهور است؛ اما تقدیم و تأخیر وقایع ظهور و تعیین دقیق زمان رجعت و این در پی کدام واقعۀ مرتبط با ظهور اتفاق خواهد افتاد، میسّر نیست و ضرورتی هم برای تعیین دقیق آن وجود ندارد. احادیث در این باره بسیارند و نیازی به ذکر همۀ آنها نیست. آنچه اهمیت دارد و از حکمت‌های رجعت بر می‌آید، همان علم اجمالی به وقوع رجعت با ویژگی‌های کلّی آن است و علم به جزئیات آن، هیچ تأثیری در اعتقاد به رجعت و تلاش برای به دست آوردن صلاحیت‌های مرتبط با آن ندارد[۲۰۶].

حکمت رجعت

حکمت‌های رجعت را نباید به عنوان دلیل عقلی قطعی در نظر گرفت؛ بلکه هر یک از آنها در جهت معقول‌سازی و قابل فهم کردن مسئله به کار می‌آید. فایدۀ این حکمت‌ها، آن است که ذهن انسان را برای فهم و پذیرش موضوع، آماده می‌کند و مانع انکار بی‌جا و جاهلانه می‌شوند. برای رجعت، چند حکمت متصور است [۲۰۷] :

  1. پاداش صالحان و مجازات مجرمان: ساختار این جهان، بر اساس عدل است. پس این انتظار به‌جاست که روزی در همین زندگی دنیاء ظالمانی که خون مستضعفان را در شیشه کرده‌اند، به سزای اعمال خود برسند. البته مجازات اصلی، در آخرت خواهد بود؛ زیرا دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد؛ اما بر اساس قاعدۀ عقلانی "ما لا یدرک کلّه، لا یترک کلّه"؛ [۲۰۸]، خوب است که در این جا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. بنابراین، جا دارد که به هنگام برپایی دولت عدل مهدوی (ع)، بهترین‌ها و بدترین‌ها باز گردند تا خوبان از بدان، انتقام کشند و در اقامۀ عدالت، مشارکت کنند و سینه‌هایشان را از داغ ظلم، شفا دهند [۲۰۹] و عزت یابند و ایام دولت حق را ببینند و از آن بهره‌مند گردند[۲۱۰].
  2. تقویت امید و آمادگی منتظران: فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آماده‌سازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق می‌کند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده می‌گردد و می‌دانند زحماتی که می‌کشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد[۲۱۱].
  3. ایجاد فرصت عمل برای شماری از نیکان: اولیای خدا و پیامبرانی که در زندگی خود، توفیق کامل یاری و نصرت حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیت‌های وجودی خود را آن چنان که می‌توانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را می‌یابند که به آن ظرفیت‌ها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این ره‌گذر، مردم جهان نیز بهره‌مند می‌شوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیت‌های بیشتری برای عمل در راه حق داشتنه‌اند، اما به دلیل عمل سران کفر و نفاق، از راه باز مانده‌اند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در سیر الی الله دست یابند. می‌توان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که همت و اندیشۀ برتری داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در اندیشه گذرانده‌اند و نیت آن را داشته‌اند که در راه حق، اعمال بزرگ‌تری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمی‌کرد، و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده می‌کردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان مردم متوسط‌اند. به بیان دیگر، مقتضای عدل الهی، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در قیامت، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری می‌داشتم، می‌توانستم بیشتر در راه خدا مجاهده کنم. بر این اساس، متوسطان از مردم، اعم از مؤمن و کافر، به آنچه رخ داده، اکتفا می‌کنند. دو گروه نخبه می‌ماند: گروه کافران که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هر چه توانسته‌اند، کرده‌اند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر می‌کردند، به همان طریق قبلی ادامه می‌دادند؛ و گروه مؤمنان طراز بالا، که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانسته‌اند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در دولت عدل آخر الزمان است که فرصت چنان اعمالی را پیدا می‌کنند. حکمت بالغۀ پروردگار، اقتضا می کند که چنان فرصتی را برای این مردم نیک سیرت فراهم آورد[۲۱۲].

زمان رجعت

  • عقل هیچ‏ راهی برای اثبات یا منع آن چه در قرآن، روایات و نقل‌های تاریخی نسبت به وقوع رجعت در گذشته آمده است، ندارد؛ زیرا رجوع معین، قضیه شخصی است و امور جزئی خارجی از قلمرو ادراک عقل بیرون است. پس اصل تحقق عینی رجعت را تنها دلیل نقلی بر عهده دارد. [۲۱۳] همچنین نسبت به وقوع حتمی رجعت در آینده، هیچ‏گونه دلیل عقلی اقامه نشده است؛ زیرا صرف تحقق حادثه‏ای در گذشته، دلیل حتمی بودن وقوع آن در آینده نخواهد بود. شیخ طوسی در این باره معتقد است که احیای گروهی در زمانی خاص، دلیل بر حتمی بودن احیای قوم دیگر در زمانی دیگر نیست [۲۱۴] [۲۱۵].
  • درباره امتناع وقوع رجعت در آینده نیز هیچ دلیل عقلی یا نقلی اقامه نشده است. هرچند برخی، مانند بلخی با استدلال‌های سُست وقوع آن را در آینده جایز ندانسته‌اند، از جمله:
  1. رجعت، معجزه بوده و بر نبوت پیامبر دلالت دارد و چنین کاری فقط در عصر رسول خدا (ص) جایز است و در زمانی که پیامبر (ص) رحلت کرد و بعد از او پیامبر (ص) دیگری نیست، مجالی برای چنین معجزه‏ای نخواهد بود. پاسخ این پندار آن است که دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا در عصر ارتحال رسول ‏اکرم‏ (ص) ، امامان معصوم (ع) حضور دارند و معجزه الهی همان‏طور که دلیل نبوت پیامبر (ص) است، آیتِ امامت امام معصوم (ع) خواهد بود و تحقق رجعت به عنوان معجزه امام معصوم (ع) ، بدون محذور است[۲۱۶] [۲۱۷].
  2. رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز می‏گردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه گناه کند[۲۱۸]. پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از این‏‌رو گنه‏کار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمی‏‌آید [۲۱۹] [۲۲۰].

اقسام رجعت

مدخل های اخص

به لحاظ رجعت كننده

به لحاظ موطن رجعت

مباحث مرتبط

  • آیه ۶ سوره نازعات
  • آیه ۹۹ سوره مؤمنون
  • امت‌های گذشته
  • امكان رجعت
  • تأویل رجعت
  • حقیت رجعت
  • رجعت كنندگان
  • رجعت كنندگان
  • عذاب رجعت
  • وقوع رجعت
  • احادیث رجعت
  • رجعت امام حسین
  • رجعت امام علی
  • تنافی بین نفی اعاده کفار با رجعت
  • رجعت نزد شیعه
  • کیفیت رجعت
  • عقاید شیعه امامیه درباره رجعت
  • دلالت آیه 243 بقره درباره رجعت
  • فَرق رجعت با عالم قیامت در آیه 083 نمل
  • جایگاه بحث رجعت در تعالیم اسلامی
  • عقاید شیعه درباره رجعت
  • تعریف لغوی رجعت
  • تعریف اصطلاحی رجعت
  • دیدگاه شیخ مفید درباره رجعت
  • دیدگاه علم الهدی درباره رجعت
  • دیدگاه مجلسی درباره رجعت
  • حدیث امام رضا درباره رجعت
  • عدم تنافی اعاده ظالمان با رجعت
  • فرق بین تناسخ با رجعت
  • مناظره‌ مؤمن طاق و ابو حنیفه درباره رجعت
  • دیدگاه طریحی درباره معنا رجعت
  • دیدگاه شیعه درباره رجعت
  • معنای رجعت
  • کتاب شناسی رجعت
  • احادیث اهل سنت درباره رجعت
  • نقد بر اهل سنت درباره رجعت
  • احادیث رجعت
  • دیدگاه عبد الجلیل قزوینی درباره رجعت
  • دیدگاه شیعه درباره رجعت
  • ادله ابن بابویه درباره رجعت
  • رجعت قوم حضرت حزقیل پیامبر در آیه 243 بقره
  • ادله طبرسی درباره رجعت
  • ادله مجلسی درباره رجعت
  • مناظره‌ سیدحمیری با عنبری درباره رجعت
  • ادله مفید درباره رجعت
  • دیدگاه علم الهدی درباره رجعت
  • ادله آل کاشف الغطاء درباره رجعت
  • دیدگاه مظفر درباره رجعت
  • غلو درباره رجعت ربیع بن خراش عبسی بعد از مرگ
  • ادله نقلی سیدحمیری درباره رجعت
  • دیدگاه شیعه درباره رجعت
  • مناظره‌ متکلمان شیعه با متکلمان معتزله درباره رجعت
  • شبهات رجعت
  • کیفیت رجعت
  • دیدگاه شیعه اثنی عشری درباره رجعت
  • اختلاف نظر شیعه اثناعشری درباره معانی رجعت
  • اختلاف نظر متکلمان شیعه در معانی رجعت
  • معانی رجعت

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۷، ص ۶۱.
  2. الکنی و الالقاب؛ ج ۲، ص ۴۵۰.
  3. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  4. رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص ۱۲۵، علم الیقین فی أصول الدین: ج۲ ص ۸۲۳، مجموعة ثلاث رسائل (مخطوطة)، مفید: ص۳۴، مجمع البحرین: ج۴ ص۳۳۳.
  5. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶
  6. اوائل المقالات؛ ص ۴۶.
  7. حق الیقین؛ ص ۳۳۷ - ۳۳۸.
  8. حق الیقین؛ ص ۳۴۰.
  9. تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص ۲۶۳
  10. اندیشه‌های کلامی شیخ مفید؛ ص ۳۵۶
  11. رسائل المرتضی؛ ج ۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳.
  12. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  13. علامه مجلسی، هر سه احتمال را آورده است؛ مرآة العقول: ج۳ ص۲۰۱.
  14. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶
  15. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۷
  16. «وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶.
  17. «وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان می‌کردید آشکار کرد باری، گفتیم با پاره‌ای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.
  18. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  19. آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
  20. المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲ ،ص ۱۰۸.
  21. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  22. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص ۱۲۷.
  23. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  24. المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۷.
  25. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  26. آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایه‌بان‌هایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود؛ سوره بقره، آیه ۲۱۰.
  27. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۳، ص ۶۳.
  28. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  29. شرح اصول الکافی؛ ج ۴، ص ۲۷۴.
  30. المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۶ - ۱۰۹.
  31. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  32. و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دسته‌ای از آنان را که نشانه‌های ما را دروغ می‌شمردند گرد می‌آوریم و آنگاه آنان را به هم می‌پیوندند؛ سوره نمل، آیه ۸۳.
  33. مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.
  34. پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.
  35. بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.
  36. و بی‌گمان به آنان از عذاب نزدیک‌تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ‌تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه ۲۱.
  37. بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.
  38. و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمی‌انگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.
  39. نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۳۸ ـ ۱۴۰.
  40. و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.
  41. عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۸۱.
  42. و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.
  43. نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۱۰۷.
  44. تاریخ ما بعدالظهور، ص‌۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴‌.
  45. حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.
  46. امام شناسی؛ ج‏۱۴، ص۲۶۴.
  47. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  48. تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰.
  49. رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹
  50. رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰
  51. رشحات البحار؛ ص ۲۸۹.
  52. رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.
  53. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  54. تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .
  55. رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳.
  56. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  57. حق القین: ج۲ ص۳۵۴.
  58. مانند علامه سید محسن امین در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و محمد جواد مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و محمد رضا مظفر در عقائد الامامیة ص۸۴.
  59. چنان که مرحوم مغنیه در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح می‌کند.
  60. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶
  61. کتاب اثبات الرجعة و کتاب الرجعة: نجاشی از کنجی نقل می‌کند که هر دو کتاب را در میان ده‌ها کتاب دیگر وی دیده است؛ رجال النجاشی: ج۲ ص۱۶۸ ش۸۳۸، شیخ طوسی نیز از بزرگی او یاد می‌کند و کتاب إثبات الرجعة او را نام می‌برد؛ الفهرست، طوسی: ص۱۹۷، ش۵۶۳.
  62. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹
  63. الکافی: ج۱ ص۱۹۶-۱۹۷ و ۲۸۳ و ۴۳۵ و ج۳ ص ۱۳۱ و ۵۳۶ و ج۸ ص۵۰-۵۱ و ۲۰۶ و ۲۴۷ و ۳۳۷.
  64. عیون أخبار الرضا (ع): ج۲، ص۲۰۱، الخصال: ص۱۰۸، معانی الأخبار: ص۳۶۵.
  65. الإعتقادات: ص۶۰-۶۳.
  66. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۹
  67. أوائل المقالات: ص۴۶ و ۷۶-۷۷، الفصول المختارة: ص۱۵۳-۱۵۶، المسائل السروریة: ص۳۲ و ۳۵-۳۶.
  68. رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵-۱۲۶.
  69. مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷، جوامع الجامع: ج۲ ص۷۲۴.
  70. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰
  71. بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۲-۱۲۳.
  72. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۰
  73. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۱
  74. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۱
  75. یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کرده‌ای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است) و (این) برای آن (است) که تو را نشانه‌ای برای مردم کنیم و به استخوان‌ها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا می‌چینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن می‌پوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: می‌دانم که خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.
  76. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲
  77. از جمله مفسران اهل سنت، عبارتند از: طبری در تفسیر الطبری: ج۲ جزء۲ ص۵۸۶، ابن کثیر در تفسیر ابن کثیر: ج۱ ص۴۶۴، زمخشری در الکشاف: ج۱ ص۱۵۷، ابن قتیبه در غریب القرآن: ج۱ ص۸۶، و بسیاری دیگر.
  78. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲
  79. آیا در (کار) کسانی ننگریسته‌ای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بی‌گمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند؛ سوره بقره، آیه ۲۴۳.
  80. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۲
  81. یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی؛ سوره مائده، آیه ۱۱۰.
  82. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۳
  83. باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۳.
  84. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۳
  85. باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۶.
  86. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴
  87. سپس آنان را (از خواب) برانگیختیم تا روشن گردانیم کدام یک از دو گروه در ازای درنگی را که (در غار) داشتند بهتر شمارش می‌کند؛ سوره کهف، آیه ۱۲.
  88. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۴
  89. و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه ۲۶۰.
  90. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵
  91. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۵
  92. از جمله، روایات بیهقی در دلائل النبوة: ج۳ ص۸۹ و البدایة و النهایة: ج۳ ص۲۹۰ و ابن ابی الدنیا در من عاش بعد الموت: ص۳۲.
  93. بیهقی در دلائل النبوة: ج۶ ص۵۵ این حدیث را می‌آورد و سند آن را صحیح می‌داند. ابن اثیر نیز در أسد الغابة: ج۲ ص۳۵۴ ش۱۸۳۱ ماجری بازگشت زید را صحیح می‌داند. دیگر کتاب‌هایی که از این ماجرا یاد کرده‌اند، عبارت‌اند از: التاریخ الکبیر، بخاری: ج۳ ص۳۸۳ ش۱۲۸۱، الاستیعاب: ج۲ ص۱۱۸ ش۸۴۹. الجرح و التعدیل، ابن ابی حاتم: ج۳ ص۵۶۲ ش۲۵۴۱، الثقات: ج۳ ص۱۳۷، مشاهیر علماء الأمصار، ابن حبان: ص۳۷، تهذیب التهذیب: ج۳ ص۲۴۳ ش۲۵۰۰، الإصابة: ج۲ ص۴۹۸ ش۲۹۰۱.
  94. ابن سعد در الطبقات الکبری: ج۶ ص۱۲۷، ابن ابی حاتم در الجرح و تعدیل: ج۳ ص۴۵۶، بیهقی در دلائل النبوة: ج۶ ص۴۵۴ به آن اشاره کرده‌اند.
  95. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶
  96. تنویر الحلک فی امکان رؤیه النبی (ص) و الملک: ص۱-۱۳.
  97. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۶
  98. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷
  99. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۷.
  100. اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.
  101. ای جابر! آیا می‌دانی راه خدا کدام است؟ کشته شدن در راه علی (ع) و فرزندانش است. اگر کسی در راه ولایت وی کشته شود، در راه خدا کشته شده است و کسی نیست که به این آیه ایمان داشته باشد، مگر آن که هم کشته می‌شود و هم می‌میرد. کسی که کشته شده، از قبر بیرون می‌آید تا بمیرد و کسی که مرده است، از قبر بیرون می‌آید تا کشته شود؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، تفسیر العیاشی: ج۱ ص۲۰۲ ح۱۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۰ ح۸.
  102. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۸.
  103. و اگر بمیرید یا کشته شوید بی‌گمان نزد خداوند، گردتان می‌آورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.
  104. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.
  105. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.
  106. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.
  107. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۲.
  108. «روزی که بانگ آسمانی حقیقی را بشنوید، روز آمدن است».
  109. «و روزی که از هر امتی، گروهی را محشور می‌کنیم».
  110. «و ما آنها را محشور می‌کنیم و یک تن را از آنان وا نمی نهیم».
  111. «می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟».
  112. «آن که ابلاغ قرآن را بر تو واجب کرده است، تو را به بازگشتگاهی، باز می‌گرداند».
  113. «ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری می‌کنیم.».
  114. «و به روزی گوش فرا دار که ندا دهنده، از جایی نزدیک، ندا می‌دهد».
  115. «و آن گاه که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون کتاب و حکمتی به شما دادم و سپس فرستاده‌ای نزد شما آمد که آنچه را همراه شماست، تصدیق می‌کند. باید به او ایمان آورید و او را یاری دهید».
  116. «همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین».
  117. «و چون فرمان (عذاب) بر آنان مقرر شود جنبنده‌ای را از زمین برای آنان بیرون می‌آوریم».
  118. «و تو را جز مژده‌بخش و هشدار دهنده برای همه مردم نفرستادیم».
  119. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.
  120. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.
  121. اسناد این احادیث، چندان قوی نیستند و راویان مجهول در میان راویان آنها وجود دارند. از جمله حدیث است که حسن بن جهم از امام رضا (ع) در مجلس مأمون نقل می‌کند؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا (ع): ج۱ ص۲۱۶ ح۱ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۵۸ ح۴۵.
  122. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳.
  123. مختصر بصائر الدرجات: ص۲۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۷ ح۶۲ راویان این حدیث، مورد تأیید رجالیان هستند. تنها در مورد عبدالله بن عطا برخی تردید کرده‌اند که کدام است. ثانیاً به دلیل روایت کمی که دارد، چندان شناخته شده نیست. البته هیچ گونه تضعیفی دربارۀ هیچ یک از عبدالله بن عطا ها نیامده است و این تا حدی حدیث را قابل قبول می‌سازد، به طوری که اگر با دیکر شواهد تقویت شود، پذیرفتنی می‌گردد.
  124. الکافی: ج۸ ص۲۴۷ ح۳۴۶، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۸۹ ح۸۷. سند این حدیث، قوی نیست؛ زیرا وثاقت محمد بن سالم بن ابی سلمه، با وجود امامی بودن، ثابت نشده است؛ اما در کنار دیگر روایات باب می‌تواند یکی از شواهد تقویت کنندۀ این دیدگاه باشد.
  125. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۳- ۶۴
  126. و اگر بمیرید یا کشته شوید بی‌گمان نزد خداوند، گردتان می‌آورند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۸.
  127. مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۵ ح۵۹.
  128. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۴.
  129. احادیث در این باب، بسیارند؛ ر.ک: مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴ و ۱۷۸، تفسیر القمی: ج۲ ص۱۳۰، دلائل الإمامة: ص۴۴۷ ح۴۲۴؛ بحار الأنوار: ج۶ ص۲۹۲ و ج۲۵ ص۵۱ و ج۵۳ ص۳۹ و ۵۳ و ۶۱ و ج۶۲ ص ۱۹۳-۱۹۴.
  130. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.
  131. از جمله روایت مفضّل بن عمر که امام صادق (ع) از احوال مردگان در زمان غیبت سؤال می‌کند و ایشان پاسخ می‌دهند که هنگام ظهور از مؤمن در قبرش سؤال می‌کند که: ای فلانی! صاحب تو ظهور کرده است. اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، بشو و اگر نمی‌خواهی در کرامت الهی باقی بمانی، بمان؛ الغیبة، ص۴۵۸ ح۴۷۰، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱ ح۹۸. این روایت، قابل اعتماد نیست.
  132. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.
  133. سند این حدیث قوی و راویان آن از بزرگان اصحاب‌اند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۰ ح۹۲.
  134. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.
  135. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۵.
  136. مختصر بصائر الدرجات: ص۲۵، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۴۱ ح۹.
  137. ر.ک: نرم افزار درایة النور.
  138. ر.ک: رجعت پیامبر خدا (ص) و اهل بیت (ع) او؛ ص ۱۱ و رجعت پیامبران (ع) و اوصیای آنان؛ ص ۱۵ و مختصر بصائر الدرجات: ص۲۴. این حدیث، راویانی موثق و بلند مرتبه دارد و بکیر بن اعین، آن را از امام باقر (ع) نقل کرده است.
  139. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.
  140. مرا به زمرۀ کسانی در آورد که در پی شما گام می‌سپارند، و به راه شما می‌روند، و در پرتو هدایت شما راه می‌جویند، و در جمع شما محشور می‌شوند، و در رجعت شما برای پیکار بر ضدّ دشمنانتان باز می‌گردند، و در دولت شما به حکومت می‌رسند، و در جوی از سلامت و عافیت شما به شرف و علوّ مقام نائل می‌شوند، و در ایام شما عزت و ثبات می‌یابند، و فردا چشمشان به دیدار شما روشن می‌گردد؛ ر.ک: عیون أخبار الرضا (ع): ج۲ ص۲۷۲ ح۱.
  141. منقول در المزار الکبیر: ص۳۰۵ و ۵۷۰ و ۵۸۸، بحار الأنوار: ج۱۰۰ ص۳۴۷ ح۳۴ و ج۹۴ ص۳۶ ح۲۳ و ج۵۳ ص۹۵ ح۱۰۹، مصباح المتهجد: ص۸۲۱، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۲ ص۶۰۹ ح۳۲۱۲.
  142. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۶.
  143. ر.ک: مختصر بصائر الدرجات؛ ص۱۳ ح۱۴۲۵. همۀ راویان این حدیث، از اصحاب برجسته و مورد وثوق امامان (ع) هستند. همچنین در پاره‌ای از احادیثِ مربوط به بازگشت انبیا (ع)و اولیا (ع) ، ترتیب آمدن آنها نیز ذکر شده است. احادیث دیگری وجود دارند که از مضاعف بودن عمر افراد در رجعت سخن می‌گویند؛ مختصر بصائر الدرجات: ص۱۸ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۶۳ ح۵۶. برخی راویان این حدیث، مجهول‌اند.
  144. الهدایة الکبری: ص۳۶۲، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۷-۷۸. هر دو حدیث، راویانی مجهول دارند.
  145. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷.
  146. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷ - ۶۸.
  147. مانند مرحوم سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در رسائل و مقالات فلسفی، "مسئله رجعت".
  148. قسر، در مقابل "طبع" و مرادف با "جبر"، است و حرکت قسری، حرکتی بر خلاف میل را گویند و حرکتی که از خارج بر اجسام تحمیل شود. محرک اجسام، گاه میل و طبع آنهاست و گاه عامل خارجی، که شق دوم را حرکت قسری گویند؛ فرهنگ معارف اسلامی: ج۳ ص۱۴۷۹ برگفته از شفا: ج۱ ص۱۰۹، الأسفار الأربعة: ج۳ ص۱۲۵.
  149. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۷ - ۶۸.
  150. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.
  151. هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! ... شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۹ - ۱۰۰.
  152. و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۸.
  153. روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم؛ سوره انعام، آیه ۱۵۸.
  154. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱.
  155. «وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ»و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکنده‌اند می‌دیدی (که می‌گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم؛ سوره سجده، آیه ۱۲.
  156. «وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ» و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش با زمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ - ۲۸.
  157. «وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ» و آنان در آن فریاد سر می‌دهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیش‌تر) می‌کردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند می‌گیرد، و (آیا) هشداردهنده‌ای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست؛ سوره فاطر، آیه ۳۷ و «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ» پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بی‌گمان ما ستمکاره‌ایم می‌فرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷ - ۱۰۸.
  158. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱ - ۷۲.
  159. و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کرده‌ایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بی‌گمان باز می‌گردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.
  160. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.
  161. آیا ندیده‌اند چه بسیار نسل‌ها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.
  162. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.
  163. ولی الله دهلوی، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴.
  164. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.
  165. الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲.
  166. مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.
  167. برای دیدن آنها، ر.ک: الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲-۴۲۱.
  168. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.
  169. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.
  170. علامه طباطبایی این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.
  171. و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.
  172. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.
  173. الاعتقادات: ص۶۲.
  174. شیخ مفید در أوائل المقالات؛ ص۷۷-۷۸ ذیل مسئله ۵۵ با عنوان "القول فی الرجعة" چنین می‌گوید: «و اقول: ان الله تعالی یرد قوما من الاموات الی الدنیا فی صورهم التی کانو علیها فیعزّ منهم فریقاً و یذل فریقا او یدل المحقین من المبطلین و المظلومین و ذلک عند قیام مهدی آل محمد (ص)». تعبیر ایشان، «هنگام قیام مهدی خاندان محمد (ص)» است. در جای دیگر نیز تعبیری مشابه دارد؛ ر.ک: الفصول المختاره: ص۱۵۵.
  175. «اعلم ان الذی تذهب الشیعة الامامیة الیه ان الله تعالی یعید عند ظهور امام الزمان المهدی (ع) قوماً ممّن کان قد تقدم موته من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهدة دولته و یعید ایضا قوماً من اعدائه لینتقم منهم فیلتذوا بما یشاهدون من ظهور الحقّ و علوّ کلمة اهله»؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱ ص۱۲۵.
  176. صاحب این تفسیر شاذ، معلوم نیست و تنها نقل آن از طریق بزرگانی مانند سید مرتضی به ما رسیده است؛ رسائل الشریف المرتضی: ج۱، ص۱۲۵.
  177. مجمع البیان: ج۷ ص۳۶۷ و جوامع الجامع: ج۳ ص۲۰۳.
  178. متشابه القرآن و مختلفه: ج۲ ص۶۹.
  179. علم الیقین فی اُصول الدین: ج۳ ص۱۰۰۱، قرة العیون فی المعارف و الحکم: ص۳۶۰، الوافی: ج۲ ص۴۶۰؛ تفسیر الصافی: ج۴ ص۷۴ و الأصفی فی تفسیر القرآن: ج۲ ص۹۱۵.
  180. تأویل الآات الظاهرة: ج۱ ص۴۰۸.
  181. الإیقاظ من الهجعة: ص۳۸.
  182. کنز الدقائق و بحر الغرائب: ج۹ ص۵۹۵.
  183. جامع الشتات: ص۲۶.
  184. نور الثقلین: ج۴ ص۱۰۰.
  185. مانند آلوسی در روح المعانی؛ ج۲۰ ص۲۶ و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه: ج۷ ص۵۹.
  186. بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۲۶-۱۲۷. البته این عبارت عین عبارتی است که مرحوم طبرسی در مجمع البیان؛ ج۷ ص۳۶۷ آورده و مرحوم مجلسی تنها لفظ «قائم» را به جای مهدی نشانده است.
  187. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۷ - ۷۹
  188. همانا پرسش در گور، از کسی است که ایمان محض یا کفر محض دارد و از دیگران صرف نظر می شود، و دربارۀ رجعت هم فرمود: همانا هنگام ظهور قائم (ع) به دنیا بر می‌گردد هر که ایمان محض دارد و یا کفر محض؛ اما دیگران تا قیامت رجوع ندارند؛ تصحیح اعتقادات الإمامیة: ص۹۰، بحار الأنوار: ج۶ ص۲۵۳.
  189. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۹
  190. «رَوَى عَبْدُ الْكَرِيمِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) كَمْ يَمْلِكُ الْقَائِمُ (ع) قَالَ: سَبْعَ سِنِينَ تَطُولُ لَهُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى تَكُونَ السَّنَةُ مِنْ سِنِيهِ مِقْدَارَ عَشْرِ سِنِينَ مِنْ سِنِيكُمْ فَيَكُونُ سِنُو مُلْكِهِ سَبْعِينَ سَنَةً مِنْ سِنِيكُمْ هَذِهِ وَ إِذَا آنَ قِيَامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ يَرَ الْخَلَائِقُ مِثْلَهُ فَيُنْبِتُ اللَّهُ بِهِ لُحُومَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَبْدَانَهُمْ فِي قُبُورِهِمْ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مُقْبِلِينَ مِنْ قِبَلِ جُهَيْنَةَ يَنْفُضُونَ شُعُورَهُمْ مِنَ التُّرَاب» و هنگام قیام او، بارانی در ماه جمادی آخر و ده روز اول رجب بر مردم فرو می‌ریزد که مانند آن را ندیده‌اند و خداوند، گوشت و پیکر مؤمنان را در قبرهایشان با آن باران می‌رویاند و گویی آنان را می‌بینم که از سوی جهینه پیش می‌آیند و موهایشان را از خاک قبر می‌تکانند‏؛ ر.ک: الإرشاد؛ ص۲۵ ح۱۴۳۳.
  191. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص ۷۹
  192. «رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: يُخْرِجُ الْقَائِمُ (ع) مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى (ع) الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةً مِنْ أَهْلِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيَّ وَ الْمِقْدَادَ وَ مَالِكاً الْأَشْتَرَ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاما» مفضّل بن عمر گفت: امام صادق (ع) فرمود: قائم (ع) بیست و هفت مرد را از پشت کوفه بیرون می‌آورد که پانزده تن از آنان از قوم موسی هستند که به سوی حق هدایت می‌کنند و به حق و عدالت، داوری می‌کنند و هفت تن دیگر، اصحاب کهف و یوشع بن نون، سلمان، ابو دجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر هستند که یاوران و کارگزاران پیش روی او خواهند بود؛ ر.ک: الإرشاد: ص۲۹ ح۱۴۳۶.
  193. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص ۷۹
  194. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ هَذَا اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفِيعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُور» هر کس خدای متعال را چهل بامداد با این عهد بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور بمیرد، خدای متعال، او را از قبرش بیرون می‌آورد، و در برابر هر کلمه این دعا، هزار حسنه به او می‌دهد و هزار بدی از او محو می‌کند. و متن آن، این است: خدایا! پروردگار نور بزرگ، پروردگار کرسی رفیع، پروردگار دریای انبوه!...؛ ر.ک: مصباح الزائر: ص۳۵، ص۱۴۴۳.
  195. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص ۷۹
  196. الکافی: ج۳ ص۱۳۱ ح۴. بحار الأنوار: ج۶ ص۱۹۸ ح۵۱.
  197. الکافی: ج۸ ص۵۰ ح۱۴، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۳.
  198. بحار الأنوار: ج۵۳ ص۹۱-۹۲.
  199. ر.ک: الکافی: ج۱ ص۱۹۷ ح۳؛ بصائر الدرجات: ص۱۹۹ ح۱ و مختصر بصائر الدرجات: ص۴۱ و ۲۰۴ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۱۰۱ ح۱۲۳.
  200. ر.ک: المزار الکبیر: ص۳۰۵.
  201. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج۷، ص۵۹.
  202. مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹ و بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.
  203. بحار الأنوار: ج۲۵ ص۳۵۵.
  204. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۸۲
  205. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۸۲
  206. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۸۲
  207. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.
  208. آنچه نمی‌توان به همه‌اش رسید، همه‌اش رها نمی‌شود
  209. این موضوع در احادیث متعددی بیان شده است، از جمله در حدیثی از امام رضا (ع) که فرمود: «متن قرآن دوست داشتند که شاید در آن وقت زنده می‌بودند، فرا می‌رسد، و خداوند، ‌سینه‌های مردم با ایمان را شفا می‌دهد؛ الغیبة، طوسی: ص۴۴۰ ح۴۳۱، بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۹۰ ح۲۸.
  210. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۴۹.
  211. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.
  212. دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۱.
  213. تفسیر قرآن کریم؛ ج۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.
  214. التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴.
  215. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  216. التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴ - ۲۵۵.
  217. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی
  218. تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.
  219. تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰.
  220. پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی

پیوند به بیرون