جنگ خندق در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۲۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث جنگ خندق است. "جنگ خندق" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل جنگ خندق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

توطئه یهود

پیشنهاد حفر خندق

حفر خندق

شرکت نوجوانان در جنگ با اجازه رسول خدا(ص)

نقض پیمان بنی‌قریظه

کارشکنی منافقان

تلاش خالد بن ولید در ترور رسول خدا(ص)

عبور بزرگان مشرکان از خندق

اختلاف‌افکنی در سپاه مشرکان

امداد غیبی، ضربه نهایی به احزاب

جنگ خندق

پیروزی پیامبر در جنگ بنی نضیر و اخراج آنان از مدینه و سرکوبی برخی قبیله‌های سرکش عرب در پیکار ذات الرقاع و حضور فعال و مقتدرانه در بدر الموعد، تا اندازه‌ای شکست مسلمانان را در احد جبران کرد و موجب تضعیف قریش و یهودیان شد. حاضر نشدن قریش در سرزمین بدر و تخلف ابوسفیان از وعده خویش، موقعیت قریش را متزلزل ساخت و تداوم سروری آنان را در بین قبایل جزیرة العرب، با خطر جدی رو به رو کرد. سران قریش تصمیم گرفتند مشکل را از ریشه حل کنند. بنابراین، برای جنگ با مسلمانان اهتمام تمام کردند و به صرف اموال و بسیج نیرو پرداختند. یهودیان اخراجی از مدینه نیز به همراه یهود خیبر در این جنگ سهیم بودند و سران قریش را برای جنگ با رسول خدا(ص) تحریک و تشویق کردند و وعده امکانات مالی به آنان دادند ابن اسحاق[۴۷] و واقدی[۴۸]، این حمله را تحریکی از سوی یهود بنی نضیر می‌دانند که به وسیله پیامبر از مدینه رانده شده و جمعی از آنان به خیبر پناه برده بودند، اما به نظر می‌رسد قریش بیشتر منافع خود را در نظر داشت رایزنی‌های یهودیان با قریش، به عنوان آمادگی و زمینه چینی قریش برای انجام کاری بزرگ به شمار می‌آمد که منافع دیگران نیز در آن تأمین می‌شد. البته غطفان که دومین قدرت بزرگ نظامی شرکت کننده در جنگ خندق به شمار می‌آمد، به تحریک و وعده‌های یهودیان در صحنه حاضر شده بود. اهداف و انگیزه‌های مالی، عیینة بن حصن، رئیس این قبیله را واداشت که به همکاری با قریش در جنگ خندق بپردازد.

رسول خدا(ص) پس از رایزنی با مسلمانان، نظر سلمان فارسی را برای کندن خندق در اطراف مدینه پذیرفت و مناطق قابل نفوذ برای سپاه دشمن را با کندن خندق مسدود کرد. وقتی سپاه ده هزار نفری قریش که متشکل از احزاب گوناگون بود به مدینه رسیدند، خود را در برابر شیوه جدیدی دیدند که پیشتر با آن آشنا نبودند. نیروهای مشرکان هنگامی به مدینه رسیدند که مردم آن، محصولات خویش را چیده و کشتزارها را درو کرده بودند. فصل سرما در راه و مراتع، تهی از علف بود. از اینرو، آنان با مشکل تغذیه نیروهای خود و چهارپایان روبه رو شدند.

یهود بنی قریظه نیز که در داخل مدینه بود، به اصرار حیی بن اخطب، از سران اخراجی یهود بنی نضیر، پیمان شکستند و با مشرکان همسویی کردند و تصمیم گرفتند شبانه به مرکز مدینه شبیخون بزنند. همبستگی آنان با قریش، موجب اضطراب شدیدی در لشکریان مسلمان گردید؛ چنان که آیه ﴿إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا[۴۹] به اضطراب مسلمان تصریح می‌کند.

مفسران، دشمنانی را که از بالا بر مسلمانان تاختند، بنی قریظه معرفی کرده‌اند[۵۰]. مسلمانان سرانجام پیروز این نبرد شدند. بهره‌گیری آنان از شیوه دفاعی خندق، طولانی شدن توقف قریش پشت خندق که واقدی[۵۱]، آن را پانزده روز نوشته، مشکل تدارکات و تمام شدن علوفه اسبان و شتران، هوای نامناسب و وزیدن توفان و پیش آمدن اختلاف میان قریش و بنی قریظه، از عوامل بازگشت سپاه قریش بدون به دست آوردن هیچ نتیجه‌ای بود.

مبارزه امام علی(ع) با عمرو بن عبدود نیز که رسول خدا(ص) از آن تعبیر به رویارویی تمام ایمان با تمام شرک کرد نیز از جمله اسباب پیروزی مسلمانان بود که در معمول کتاب‌های سیره به آن پرداخته می‌شود[۵۲].

آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا[۵۳] به توفان اشاره کرده است.

ناکامی قریش در محاصره، پیروزی بزرگی برای رسول الله(ص) به شمار می‌رفت. مکیان تمام امکانات خود را به کار گرفته بودند تا رسول خدا(ص) را نابود سازند یا اینکه از مدینه بیرونش رانند، اما با محقق نشدن این اهداف، حیثیت آنها بر باد رفته بود و تجارت ایشان با شام عملاً در زیر حملات مسلمانان قرار گرفت.[۵۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۰.
  2. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۲.
  3. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶۵.
  4. ابو الفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۱۵.
  5. احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰-۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۴.
  8. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۲-۱۷۳.
  9. احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۵.
  10. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۰.
  11. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۹۷.
  12. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۵۷۰.
  13. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۳.
  14. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۵.
  15. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۶۲.
  16. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۴.
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۶.
  18. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۴.
  19. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۳- ۳۴۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۳.
  20. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۴.
  21. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۰- ۲۲۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۴-۴۵۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۰-۵۷۱.
  22. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵- ۴۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۱-۵۷۲.
  23. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۹.
  24. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۶.
  25. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۴-۱۷۵.
  26. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶۶.
  27. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۹- ۴۶۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۰.
  28. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۵.
  29. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۶۵- ۴۶۶.
  30. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۶.
  31. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۳۳.
  32. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۲؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۰.
  33. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۰.
  34. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۲.
  35. حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۶۱.
  36. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۵؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۴.
  37. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۱.
  38. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۶-۱۷۷.
  39. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۹- ۲۳۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی ج۲، ص۴۸۰- ۴۸۷.
  40. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۷.
  41. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۸۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۸۰.
  42. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۸.
  43. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۳۱- ۲۳۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۸۹- ۴۹۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۸۰.
  44. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۳۳؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۲۹۲.
  45. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۹۶.
  46. عباسی، حبیب، غزوه خندق، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۱۷۸.
  47. ابن هشام، ج۳، ص۲۲۵.
  48. واقدی، ج۲، ص۴۴۱.
  49. «هنگامی که از فراز و فرودتان بر شما تاختند و آنگاه که چشم‌ها کلاپیسه شد و دل‌ها به گلوها رسید و به خداوند گمان‌ها (ی نادرست) بردید؛ در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند» سوره احزاب، آیه ۱۰-۱۱.
  50. ر.ک: مقاتل بن سلیمان، ج۳، ص۴۷۶؛ بغوی، ج۳، ص۶۳۰.
  51. ج۲، ص۴۹۱.
  52. واقدی، ج۲، ص۴۷۰.
  53. «ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمی‌دیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.
  54. داداش نژاد، منصور، مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص:۶۱-۶۲.