آیا آیه ۸۸ سوره صافات با عصمت حضرت ابراهیم منافات دارد؟ (پرسش)
آیا آیه ۸۸ سوره صافات با عصمت حضرت ابراهیم منافات دارد؟ | |
---|---|
![]() | |
موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ عصمت |
مدخل بالاتر | عصمت پیامبران |
مدخل اصلی | عصمت حضرت ابراهیم |
مدخل وابسته | عصمت - پیامبران - حضرت ابراهیم |
تعداد پاسخ | ۳ پاسخ |
آیا آیه ۸۸ سوره صافات با عصمت حضرت ابراهیم منافات دارد؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث عصمت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی عصمت مراجعه شود.
تبیین شبهه
قوم ابراهیم(ع) از او خواستند که با آنان به خارج شهر بیاید، ابراهیم(ع) نگاهی به ستارگان افکند و گفت: ﴿فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ * فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ * فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ﴾[۱] در حالی که بیمار نبود. آیا این دروغ نیست؟ و اگر دروغ باشد، با مقام عصمت در تضادّ نخواهد بود؟
پاسخ جامع اجمالی
به این شبهه پاسخهای متعددی داده شده است
پاسخ اول:
نگاه به ستاره برای اطلاع از وقت بیماری: نگاه ابراهیم (ع) به ستارگان، بدان انگیزه بود که میخواست از حرکت آنها، وقت بیماری خود را دقیقاً دریابد؛ مانند کسی که نوعی بیماری همچون تب، در فواصل زمانی خاص به سراغش میآید (البته منظور، تاریخ بیماری نیست که تنها از حرکت ماه بتوان بدان دست یافت؛ بلکه منظور این است که از نوع حرکت ستارگان میتوانسته به زمان بیماری خود آگاه شود. چه بسا علم هیئت امروزی نیز آن را تأیید کند). در مورد بیماری هم هیچ دلیلی نداریم که حضرت ابراهیم (ع) به راستی بیمار نبوده است. او خود از بیماریاش سخن گفته و قرآن از سلیم بودن قلب او خبر داده است. پس وی از دروغ و هرگونه بیهودهگویی به دور است[۲]. البته توجه به این نکته ضروری مینماید که بیماری حضرت، آنچنان نبوده است که او را از فعالیت جسمانی باز دارد و نتواند بتشکنی کند. چه بسیارند بیمارانی که در طول روز مشغول کارند؛ به ویژه کارهای نشاطآوری مانند شکستن بتها برای قهرمان توحید همچون ابراهیم![۳] میتوان گفت بیماری آن حضرت تنها در حدی بود که عذری برای ماندن در شهر داشته باشد. این تفسیر در میان دیگر تفاسیر، مناسبترین و بهترین تفسیر است[۴].
پاسخ دوم:
حضرت ابراهیم(ع) برای حفظ جان خود توریه کرد؛ یعنی کلام صادقی را بر زبان جاری کرد، ولی مخاطب معنایی غیر آنچه منظور متکلم بود را فهمید. «توریه» بر وزن «توصیه» که گاهی از آن تعبیر به «معاریض» نیز میشود، این است که سخنی بگویند که ظاهری دارد، اما منظور گوینده چیز دیگر است؛ هرچند شنونده نظرش متوجه همان ظاهر میشود؛ برای مثال کسی از دیگری سؤال میکند کی از سفر آمدی؟ او میگوید: پیش از غروب، در حالی که پیش از ظهر آمده است؛ در این حال شنونده از ظاهر این کلام کمی قبل از غروب را میفهمد، در حالی که گوینده قبل از ظهر را اراده کرده؛ چراکه آن هم قبل از غروب است! یا کسی از دیگری سؤال میکند غذا خوردهای؟ میگوید آری، شنونده از این سخن چنین میفهمد که امروز غذا خورده، در صورتی که منظورش این است دیروز غذا خورده. توریه از نظر فقهی جزء دروغ نیست؛ از این رو نه عرفا بر آن کذب صادق است، نه از روایات اسلامی الحاق آن به کذب استفاده میشود، بلکه در پارهای از روایات عنوان «کذب» رسما از آن نفی شده است[۵].
پاسخ سوم:
گرچه «سُقم» و «سَقَم» معمولا به معنای بیماریهای جسمانی است، ولی طبق تصریح بعضی از ارباب لغت، گاه به معنای ناراحتیهای روحی نیز به کار میرود و مسلما روح ابراهیم(ع) در آن محیط مملو از شرک، آزرده و بیمارگونه بود؛ بنابراین اگر گفت: من بیمارم، بیماری از جنبه روحانی را بیان میکرد[۶]. به همین دلیل امام صادق(ع) در پاسخ به این اشکال فرموده است: «حضرت بیمار نبود، دروغ هم نگفت، بلکه منظورش این بود که بیمار میشوم، یعنی از طریقه علم نجوم محاسبه کرد و حوادث آینده را دانست و بیان داشت که من بیمارم و در پی این امر خود را از آنان حفظ فرمود، تا به هدف والای خود، یعنی درهم کوبیدن بتها برسد[۷].[۸]. امام صادق(ع) در پاسخ یکی از شاگردان خود که چرا حضرت ابراهیم(ع) برای این که در شهر بماند، به بت پرستان گفت: من بیمار و مریض هستم. فرمود: «حضرت ابراهیم(ع) نیز درباره بیماریاش دروغ نگفت؛ زیرا منظور او از بیماری این بود که در دین و اعتقاد به بتها دچار بیماری و تردید است»[۹].
پاسخ چهارم:
ائمه(ع) سخنان پیامبران را چند پهلو دانسته و گفتارهای خود را نیز از این جهت شبیه آنان شمردهاند. در روایتی از ابوبصیر به امام صادق(ع) عرض شد: «گفته میشود شما به گونهای سخن میگویید که گاهی کلام شما بر هفتاد وجه قابل انطباق است. امام(ع) در پاسخ فرمود: ابراهیم(ع)گفت: من بیمارم، در حالی که بیمار نبود و مرتکب دروغ نشد. همو گفت: بلکه بزرگ ترشان این کار را کرد، در حالی که بت بزرگ این کار را نکرده بود و دروغ نگفت...[۱۰].[۱۱]
پاسخ پنجم:
نگاه به ستارگان در حال اندیشیدن در کار خود: ابراهیم (ع) هرگز به ستارگان نظر نیفکند؛ بلکه او به سوی آسمان نگاه کرد و همچنان در این اندیشه بود که برای اجرای برنامه خود چارهای یابد[۱۲]. پس این فکر مانند برقی در ذهن او درخشید که از بیماری خود سخن به میان آورد. این تفسیر به دلیل ناسازگاری با ظاهر آیه، پذیرفتنی نیست؛ چون آیه از نظر افکندن حضرت بر ستارگان حکایت دارد. به ویژه کلمه ﴿نَظْرَةً﴾ این ظهور را تقویت میکند، نه آنکه حضرت تنها سر به سوی آسمان، در کار خود بیندیشد. گذشته از آنکه جمله ﴿إِنِّي سَقِيمٌ﴾ نیز تفسیر درستی نمییابد.
پاسخ ششم:
نگاه به نجوم: تفکر در قدم و حدوث نجوم؛ و بیماری: بیماری باطنی: «نظر به نجوم از آن جهت بوده است که بداند آیا آنها قدیم هستند یا حادث؟ سقیم نیز به معنای بیماری باطنی است؛ یعنی چون شناختی به پروردگارم ندارم، قلبم بیمار است. البته این مربوط به قبل از بلوغ آن حضرت بوده است»[۱۳]. این تفسیر نیز خلاف ظاهر و بیدلیل است. افزون بر آن، پیامبران الهی، به ویژه پیامبران اولوالعزم، دارای فطرتی بیدار و بهرهمند از عنایت خاص پروردگار بودهاند؛ پس بلوغ در این جهت تأثیری ندارد. چگونه میتوان باور کرد که ابراهیم خلیل، منادی توحید، به علت نشناختن خدا قلب خود را بیمار ببیند؟ همچنین رابطه نگاه به ستارگان با جمله ﴿إِنِّي سَقِيمٌ﴾ تبیین نشده است.
پاسخ هفتم:
ستارهای خاص مرتبط با بیماری حضرت: «آن حضرت ستارهای خاص داشت که هرگاه حالتی مخصوص پیدا میکرد، بیماری بر آن حضرت عارض میگشت. در آن هنگام که آن حالت را در آن ستاره مشاهده کرد، از بیماری خود خبر داد»[۱۴]. نارسایی این پاسخ در این است که ادعای وجود ستارهای خاص برای هر یک از افراد، ادعایی نادرست و بیدلیل است.
پاسخ هشتم:
نگاه به نجوم به عنوان آفریده خدا؛ و بیماری به معنای ناخوشی: «هرگز نمیتوان به حرام بودن نگاه به علم نجوم رأی داد؛ زیرا ممکن است با این اعتقاد باشد که خداوند به هر کدام از اینها اثر ویژهای عطا فرموده است. سقیم هم بدین معناست که انسان در بیشتر اوقاتش با ناخوشیها روبهروست»[۱۵]. این پاسخ چنین نقد میشود که اولاً رابطه این دو اتفاق، روشن نیست؛ ثانیاً اینکه انسان در بیشتر اوقات بیمار باشد، ادعایی بیدلیل است.
پاسخ نهم:
واژه نجوم گویای پراکندگی گفتار آنان، و سقیم؛ خبر از بیماری در آینده: «یکی از معانی نجوم، همان متفرق و تدریجی بودن است؛ مانند نزول نجومی قرآن. در این آیه شریفه منظور این است که آن حضرت در گفتار پراکنده آنان دقت کرد تا راهی برای عذرتراشی خود بیابد و همراه آنان از شهر خارج نشود. سقیم هم بدین معناست که بیمار خواهم شد»[۱۶]. ایراد این تفسیر نیز بسان چند تفسیر پیشین، در بیدلیل بودن و ناهمخوان بودن با ظاهر آیه است[۱۷].
پاسخها و دیدگاههای متفرقه
1. حجت الاسلام و المسلمین مهدی سازندگی؛ |
---|
2. جعفر انواری؛ |
---|
3. سید موسی هاشمی تنکابنی؛ |
---|
منبعشناسی جامع عصمت
پانویس
- ↑ «آنگاه نگاهی به ستارگان افکند * و گفت: من بیمارم * و (آنان) پشتکنان روی از او گرداندند (و رفتند)» سوره صافات، آیه ۸۸-۹۰.
- ↑ ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۳۴؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.
- ↑ ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۱۴.
- ↑ انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت، ص ۲۰۶-۲۱۳.
- ↑ سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم ص ۳۰۳؛ انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت ص ۲۰۶-۲۱۳؛ هاشمی تنکابنی، سید موسی، عصمت ضرورت و آثار، ص ۲۲۶.
- ↑ . پیام قرآن، ج۷، ص۱۱۲.
- ↑ بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۰۴.
- ↑ انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت ص ۲۰۶-۲۱۳؛ سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم ص ۳۰۳.
- ↑ سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم، ص ۳۰۳.
- ↑ مولی محسن فیض کاشانی، الصافی فی تفسیر کلام الله، ج۳، ص۳۳؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (تفسیر) کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۶، ص۳۴۱؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۱۱، ص۲۶۳.
- ↑ سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم، ص ۳۰۳.
- ↑ ر.ک: یوسف بن احمد (فقیه یوسف)، تفسیر الثمرات الیانعه، ج۵، ص۱۱۱؛ جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۳۳.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۹.
- ↑ انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت، ص ۲۰۶-۲۱۳.
- ↑ «و گفت: من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۹.
- ↑ . «الرَّجُلِ يُسْتَأْذَنُ عَلَيْهِ فَيَقُولُ لِلْجَارِيَةِ قُولِي لَيْسَ هُوَ هَاهُنَا قَالَ لَا بَأْسَ لَيْسَ بِكَذِبٍ».
- ↑ . پیام قرآن، ج۷، ص۱۱۲.
- ↑ . بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۰۴.
- ↑ مولی محسن فیض کاشانی، الصافی فی تفسیر کلام الله، ج۳، ص۳۳؛ محمد بن محمدرضا قمی مشهدی (تفسیر) کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۶، ص۳۴۱؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج۱۱، ص۲۶۳.
- ↑ سازندگی، مهدی، عصمت پیامبران اولوالعزم، ص ۳۰۳.
- ↑ «آنگاه نگاهی به ستارگان افکند * و گفت: من بیمارم * و (آنان) پشتکنان روی از او گرداندند (و رفتند)» سوره صافات، آیه ۸۸-۹۰.
- ↑ ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۳۲.
- ↑ ر.ک: جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۳۴؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.
- ↑ ر.ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۱۴.
- ↑ «من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۹.
- ↑ ر.ک: محمود بن عمر زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۴۹.
- ↑ ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.
- ↑ ر.ک: محمد المکی ناصری، التیسیر فی احادیث التفسیر، من املاء محمد المکی الناصری، ج۵، ص۳۰۵.
- ↑ «و گفت: من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۹.
- ↑ ر.ک: یوسف بن احمد (فقیه یوسف)، تفسیر الثمرات الیانعه، ج۵، ص۱۱۱؛ جعفر سبحانی، عصمة الانبیاء، ص۱۳۳.
- ↑ ر.ک: ابوالفضل شهاب الدین محمود آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۱۴۹.
- ↑ ر.ک: مرتضی انصاری، المکاسب المحرمه، بحث کذب، ص۵۰.
- ↑ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، تحقیق عباس القوچانی، ج۲۲، ص۷۲.
- ↑ «بیگمان تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند» سوره زمر، آیه ۳۰.
- ↑ ر.ک: محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۸.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۲، ص۳۳۲؛ مجدالدین ابوالسعادات ابن اثیر، جامع الاصول من احادیث الرسول، جزء ۱۰، ص۸۱۹۹ (المکتبة الشاملة).
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۹.
- ↑ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۳، جزء ۲۶، ص۱۴۹.
- ↑ محمد تقی مصباح، معارف قرآن: راه و راهنماشناسی، ص۱۷۰ و ۳۲۴.
- ↑ انواری، جعفر، نور عصمت بر سیمای نبوت، ص ۲۰۶-۲۱۳.
- ↑ «آنگاه نگاهی به ستارگان افکند * و گفت: من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۸-۸۹.
- ↑ ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۸۵؛ زمخشری، الکشاف، ج۳، ص۱۲۴؛ علامه طباطبائی، المیزان، ج۱۴، ص۳۰۰.
- ↑ ر.ک: مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی، ص۱۷۰.
- ↑ «و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد * و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم * آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود * هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم» سوره انعام، آیه ۷۵-۷۸.
- ↑ ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۳ - ۴، ص۵۰۰ - ۵۰۱.
- ↑ ر.ک: سبحانی، عصمة الأنبیاء فی القرآن الکریم، ص۱۲۷ - ۱۲۸.
- ↑ هاشمی تنکابنی، سید موسی، عصمت ضرورت و آثار، ص ۲۲۶.