احترام و تکریم همسر در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

«تکریم» در برابر «توهین» است[۱]. تکریم رفتاری به معنای حرمت‌گذاری، گرامی‌داشتن، رفتاری محترمانه داشتن با شخص و ارزشمند دانستن اوست[۲]. این‌گونه رفتار با همسر از شاخص‌های درون‌خانگی تحکیم روابط همسری و به تعبیر امیرمؤمنان(ع) مایه آبادانی محیط زندگی است[۳]. تکریم رفتاری با همسر ناشی از کشش‌های جنسی، منفعت‌طلبی و قرارداد حقوقی نیست، بلکه ناشی از کرامت انسانی[۴] و محبت درونی است که در پرتو آن کشش‌های جنسی و منافع آدمی نیز تأمین می‌شود؛ زیرا از محبت درونی و ریشه‌دار بودن آن، حرمت‌گذاری، فداکاری، تحمل و ایثار برمی‌خیزد[۵] که نقشی بنیادین در تحکیم روابط همسری دارند، نه صرفا از کشش‌های جنسی و منفعت‌طلبی[۶].

از جمله بایسته‌های زندگی زناشویی، بزرگداشت و اکرام مقام همسر و احترام به اوست. اکرام و احترام به همسر، جایگاهی ویژه در مباحث خانواده و روابط همسران دارد. در این بخش، نخست به اهمیت و جایگاه این بحث اشاره خواهیم کرد. آنگاه به برخ به برخی از آثار و برکات اکرام و احترام به همسر اشاره می‌کنیم. سپس شیوه‌های گوناگون ابراز اکرام و احترام به همسر را بررسی خواهیم کرد.

اهمیت و جایگاه احترام به همسر

انسان در درون خویش نیاز به محبت دیگران را احساس می‌کند. او دوست دارد جایگاهش در نظر دیگران بزرگ و مثبت جلوه کند و دیگران به وی محبت کنند و عشق بورزند؛ هیچ کس به وی بی‌احترامی نکند؛ به حقوقش و همه آنچه مربوط به اوست، توجه شود؛ به او بی‌مهری و کم‌توجهی نکنند؛ هیچ کس حرفی یا گوشه و کنایه‌ای به او نزند؛ به ویژه میان جمع و برخی مجامع و گروه‌ها احترامش حفظ شود؛ و از خوبی‌ها و قوت‌های او سخن بگویند؛ او به دقت اوضاع را پیگیری می‌کند تا دست از پا خطا نکند و خطاهایش آشکار نشود؛ او همیشه دوست دارد کارهای خوب انجام دهد تا نزد دیگران محبوب باشد و.... به راستی چرا ما انسان‌ها این‌گونه‌ایم؟

پاسخ به این پرسش کار چندان آسانی نیست. انسان موجودی بس پیچیده و ناشناخته است. هنوز نادانسته‌های بشر درباره خودش از دانسته‌هایش بسیار بیشتر است. اما با کمک گرفتن از یافته‌های وحیانی و علوم و معارف الهی که تنها بخشی از آن به شکل‌های مختلف در اختیار بشر قرار گرفته است شاید بتوان پاسخی قانع‌کننده به این پرسش داد. انسان موجودی ذاتاً عزیز و دارای کرامتی الهی و خدادادی است. خداوند تعالی بنابر مصالح و حکمت‌هایی، آفرینش او را به بهترین و نیکوترین گونه مقرر فرموده است: ﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ[۷].

بنابراین و به سبب برتری و امتیاز فوق‌العاده‌ای که انسان بر دیگر موجودات و آفریده‌ها دارد، مشمول کرامت الهی شده و نزد خداوند مقام و جایگاهی بلند یافته است: ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا[۸].

به همین مناسبت، آفریدگار، همه عالم و مظاهر آن را از آسمان‌ها و زمین در سیطره و تسخیر او قرار داده است تا با بهره‌گیری از این امکانات گسترده الهی به بندگی خداوند مشغول باشد.

﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً[۹]...[۱۰].

مفسران قرآن کریم و صاحب‌نظران، این عزت و کرامت را که انسان از آغاز و با عنایت الهی دارا بوده و خود در کسب آن دخالتی نداشته است، «کرامت ذاتی و اولیه» نامیده‌اند.

افزون بر این، انسان امتیاز دیگری نیز دارد. خداوند در آفرینش انسان قدرت و توانی مقرر فرموده است که همان استکمال و رشد وی تا عالی‌ترین درجات ممکن است. این توان گاه فوق تصور اوست و حتی از مقام ملائکه مقرب الهی والاتر است[۱۱]. البته توان سقوط و انحطاط تا نازل‌ترین درجات، حتی جایگاهی پست‌تر از حیوانات را نیز داراست[۱۲]؛ امری که در هیچ یک از آفریده‌های الهی نظیر ندارد[۱۳]. بر اساس این ویژگی، انسان می‌تواند با انتخاب راهی درست و انجام اعمالی صحیح، آرام‌آرام منازل سیر به سوی کمال را طی کند و به آن درجات عالی باریابد. مفسران قرآن کریم و اندیشمندان صاحب‌نظر، این ویژگی انسانی را «کرامت ثانوی یا اکتسابی» می‌خوانند[۱۴]. قرآن کریم، معیار و شاخص کرامت، برتری و عزت را کمالات و فضایل اخلاقی و الهی و در رأس همه، پرهیزکاری و پروای الهی دانسته است. خداوند در قرآن کریم انسان‌هایی را که با بهره‌گیری از توان و استعداد خدادادی، به مراتب کمال دست یافته‌اند و با خودسازی و مراقبت از خود پارسایی را پیشه خویش ساخته‌اند، می‌ستاید و کرامت و عزتی عنداللهی را به آنها نسبت می‌دهد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ[۱۵].

کسب کمالات برجسته اخلاقی، ایمان و باورهای درست دینی و و دیگر ارزش‌های انسانی، بر عزت، کرامت و ارزشمندی انسان می‌افزاید. هرچه او بیشتر تلاش کند و به کمالات روحی و معنوی بیشتری دست یابد، حرمت، عزت و ارزشی والاتر و کرامتی افزون‌تر به دست می‌آورد. سرّ اینکه انسان مؤمن نزد آفریدگار جایگاهی بس عظیم و ارزشمند دارد، همین است.

درباره عظمت حرمت و جلالت شأن انسان مؤمن مطالب شگفت و تأمل‌برانگیزی از آیه‌های شریف قرآن و سخنان حکیمانه اهل‌بیت(ع) گزارش شده است. امام سجاد(ع) در تفسیر آیه شریف ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، درباره حرمت شأن و مقام مؤمن، از جد بزرگوارشان حضرت علی(ع) چنین بازگفته‌اند: امیرمؤمنان(ع) فرمودند: همانا «رَحِم» که خداوند تعالی آن را از واژه «الرحمن» گرفته است، همان رَحِم رسول خدا(ص) است. بی‌شک بزرگداشت و اکرام رسول خدا(ص) خود نوعی از اکرام و بزرگداشت حق‌تعالی است. همچنین اکرام و بزرگداشت رَحِم و خویشان حضرت نیز نوعی اکرام ایشان خواهد بود. همانا هر مرد و زن مؤمنی از شیعیان ما اهل‌بیت(ع)، رَحِم و از نزدیکان رسول خدا(ص) است و اکرام و بزرگداشت او نیز نوعی اکرام و احترام به مقام شامخ ایشان خواهد بود. پس بدا به حال کسی که مقام و جایگاه حرمت نبوی را سبک بشمارد و خوشا به حال کسی که حرمت نبوی(ص) را بزرگ دارد و رَحِم و خویشان ایشان را اکرام کند و موجب قطع رَحِم آنان نشود[۱۶].

حتی امامان معصوم(ع) حرمت انسان مؤمن را از حرمت خانه شریف و مقدس کعبه نیز بالاتر دانسته‌اند[۱۷].

افزون بر کرامت‌ها و حرمت‌های ذاتی و اکتسابی یادشده، خداوند نیرویی فوق‌العاده قوی و نیرومند به نام «حب ذات»، «عزت نفس» یا به تعبیر روانشناسان «حرمت خود»[۱۸] را در وی قرار داده است.

وجود کرامت ذاتی و اکتسابی در انسان از یک‌سوی، و نیروی حب ذات و عزت نفس در او از سوی دیگر موجب شده است تا او در روابطش با دیگر انسان‌ها، این امور مهم را یکی از مؤثرترین معیارهای ارزشمندی روابط انسانی قرار دهد. به این ترتیب که در روابطش با دیگران هر کس که او را عزیز بدارد؛ در جهت عزت نفس وی گام بردارد؛ و برای شخصیت وی حریمی قایل شود، از نظر او انسانی مثبت است. طبیعی است که او با این‌گونه افراد روابطی مثبت خواهد داشت و آنان را اکرام می‌کند و احترامی ویژه برایشان قایل است. سرّ اینکه انسان از توهین و دشنام دادن به خویش بدش می‌آید و از تحقیر و توهین می‌رنجد، همین مسئله است.

قرابت زن و مرد به یکدیگر در زندگی و ارتباط بسیار نزدیک آنان با هم موجب شده است این مسئله مهم انسانی و اخلاقی، در روابط آنان بیش از دیگر انواع روابط انسانی، نمود داشته باشد. به همین دلیل، جایگاه اکرام و احترام متقابل زن و مرد به یکدیگر بسیار بااهمیت است؛ چراکه به‌طور مستقیم در تحکیم بنیادهای خانواده تأثیرگذار است. بی‌احترامی زن به شوهر و در برابر، حریم قایل نشدن مرد برای زن و خواسته‌های او، موجب سردی روابط زناشویی می‌شود؛ به گونه‌ای که آرام‌آرام پیوند مقدس زناشویی را از هم خواهد گسست و بنای باعظمت خانواده را با خطر نابودی روبه‌رو خواهد کرد. به همین دلیل با قطع نظر از آثار و برکاتی که احترام و اکرام متقابل در پی دارد، نفس این کار در پیشگاه باعظمت خداوند بسیار باارزش است و زن و شوهر موظف‌اند به هم احترام بگذارند و در روابط زناشویی و خانوادگی از بزرگداشت مقام و احترام به یکدیگر فروگذار نکنند.

امام صادق از زبان پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) درباره لزوم اکرام و حفظ حقوق زنان چنین فرموده‌اند: «... هر کس با زنی ازدواج کرد و او را به همسری گرفت، باید گرامی‌اش بدارد؛ چراکه خانم‌های شما عشوه‌گر و دلربایند. پس آن توان خدادادی‌شان را ضایع نکنید!»[۱۹].

توضیح اینکه، حضرت(ع) نیاز زن را اکرام و احترام و نیاز مرد را لُعبه و دلربایی زن دانسته‌اند. حال اگر این نیاز زن برآورده نشود، توان زن (لعبه) که برطرف‌کننده نیاز مرد است ضایع می‌گردد. بی‌توجهی و بی‌احترامی به زن موجب می‌شود که او چون گلی پژمرده شود و طراوت، شادابی و نشاط لازم را برای زندگی از دست بدهد. در نتیجه توان عشوه‌گری و رفتار همراه با ناز و غمزه و دلربایی‌اش از بین برود یا کمرنگ شود. در برابر، توجه، اکرام و احترام به زن، موجب افزایش این توان خدادادی در وی می‌شود. از سوی دیگر، اگر زن وظایف زنانگی خود را، بنابر آنچه در این روایت آمده است، در قبال شوهرش به خوبی انجام دهد، به واقع برای وی ارزش قایل شده و او را اکرام و احترام کرده است. این گروه از زنان و مردان از زندگی و فضای حاکم بر خانواده بهترین لذت را خواهند برد.

بیان حکیمانه و زیبای پیامبر اسلام(ص) که پیش‌تر از آن بهره بردیم، بیانگر همین حقیقت است که آن بزرگوار درباره اهمیت توجه به همسر، به ویژه زنان فرموده‌اند: «برادرم جبرئیل مرا از امری مهم باخبر ساخت و پیوسته به توجه و مراقبت امور و حقوق زنان سفارش می‌کرد. این سفارش‌ها و تأکیدها آن‌قدر فراوان بوده است که من گمان بردم شوهر حتی یک «أف» نیز نمی‌تواند به او بگوید»[۲۰].

همچنین حضرت(ص) خطاب به گروهی که از سجده برخی انسان‌ها به یکدیگر خبر داده بودند، فرمودند: «اگر قرار بود به سجده انسانی بر انسان دیگر امر کرده باشم بی‌شک می‌گفتم زن به همسرش سجده کند»[۲۱].

چنین مضامینی از آن بزرگواران بارها نقل شده است[۲۲] که از اهمیت لزوم توجه و احترام زن و مرد به یکدیگر در زندگی زناشویی نشان دارد[۲۳].

آثار و برکات اکرام و احترام به همسر

اکرام و احترام همسران برکات و آثاری بس گرانقدر دارد که از جمله آنها، حفظ پایگاه خانواده و زندگی زناشویی و استحکام بنیاد آن است. اشاره به مواردی از آن مناسب است. البته این برکات و آثار را در دو ساحت می‌توان بررسی کرد؛ بخشی از آن دنیایی و این‌جهانی و بخش دیگر آن اخروی و آن‌جهانی است. به لطف خدا درباره نمونه‌هایی از آن به تناسب سخن خواهیم گفت.

بهره‌مندی دنیوی

خوش زیستن و کامروایی در زندگی دنیا موجب خواهد شد تا در بهره‌وری از زندگی دنیایی موفق باشیم و از این راه اندوخته‌هایی بس مهم و باارزش نیز برای آخرتمان فراهم سازیم. اکرام و بزرگداشت مقام همسر، حفظ حریم او و احترام به شخصیت وی از سوی همسرش موجب استحکام و پایداری زندگی و خانواده و در نتیجه، بهره‌مندی همه اعضای آن به ویژه همسران، از عیشی گوارا در این دنیاست. البته در سایه این زندگی شیرین برکات فراوانی به دست خواهند آورد. اکنون به مواردی از مصادیق عیش گوارا و زندگی همراه با سعادت و خوشبختی که از برکات اکرام و احترام به همسر است، اشاره خواهیم کرد:

  1. افزایش، محبت، عشق و علاقه دوسویه: اکرام و احترام دو سویه زن و مرد، عشق و علاقه میان آنان را روزبه‌روز بیشتر می‌سازد. این مسئله را که محبت به خود در ذات انسان نهاده شده است، همه ما به حکم وجدان و علم حضوری درک می‌کنیم. بر مبنای این امر فطری، هرکس به انسان احترام کند و حریم وی را حفظ و مقام او را بزرگ بدارد، محبوب دل او می‌شود و از وی رضای خاطر پیدا می‌کند. انسان عاشق کسی می‌شود که به او احترام بگذارد و عزیزش بدارد. اگر همه اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر برای یکدیگر احترام قایل شوند و همدیگر را عزیز بدارند، خداوند نیز عشق، محبت و دلدادگی را در همه زوایای پیدا و پنهان خانواده سرازیر خواهد ساخت.
  2. خودپنداره شخصیتی مثبت: «خودپنداره» نوعی خودشناسی به معنای آگاهی فرد از خویش به منزله یک شخص یا به معنای ارزشیابی فرد از خویش است[۲۴]. از جمله راه‌های تحقق چنین بینش و قضاوتی درباره خود، مشاهده رفتار، تفکر و نظرات دیگران درباره خویش است. حاصل عزت و احترام زن و مرد در روابط زناشویی به هم، شکل‌گیری خودپندارهای مثبت در آنها خواهد بود. آنان خواهند فهمید که هر یک در نظر دیگری ارزشمند است در نتیجه او نیز در پی جبران برمی‌آید و حاصل رفتار او نیز، شکل‌گیری خودپنداره‌ای مثبت، در دیگری خواهد بود. شکل‌گیری چنین شخصیتی با خودپنداره‌ای مثبت، پایه و اساس بسیاری از برخوردها و رفتارهای مفید و سازنده در محیط خانواده است.
  3. خودباوری: «خودباوری» یا «اعتماد به نفس» در انسان امری حیاتی است که موجب می‌شود عزمی راسخ و پشتکار یابد؛ تلاش و کوشش کند. اگر به دقت بنگریم، نتیجه همه موفقیت‌ها و پیشرفت‌های انسانی در گرو اعتماد به نفس اوست. چه‌بسا افرادی که توانمندی‌های فوق‌العاده‌ای در زمینه‌های گوناگون داشته‌اند. اما در اثر رخدادهایی توان تکیه به خود، اعتماد به نفس و در نتیجه، همه سرمایه وجودی خویش را از دست داده‌اند. احترام دوسویه زن و شوهر و در نتیجه، شکل‌گیری خودپنداره مثبت در آنان، موجب افزایش محبت و دوستی بین ایشان می‌شود و حس اعتماد به نفس را در آنها زنده خواهد کرد. زمینه تشکیل و اداره یک زندگی سالم و وجود اعضای فعال و بانشاط در خانواده تنها در چنین وضعیتی فراهم خواهد بود. زن و شوهری که اعتماد به نفس داشته باشند، احساس می‌کنند دارای چنین توانی هستند و برای اقدام عملی در این زمینه نیز آمادگی دارند.
  4. اعتماد دوسویه: چنان‌که همه موفقیت‌های افراد در زندگی و ارتباط‌های اجتماعی بر پایه اعتماد به یکدیگر به دست می‌آید، همه شکست‌ها و درگیری‌های آنان نیز در بی‌اعتمادی به هم و در نتیجه، ایجاد کینه و عداوت دوسویه ریشه دارد. این واقعیت در زندگی زناشویی نیز حاکم است. اعتماد زن و مرد در زندگی خانوادگی، با احترام به هم و بزرگداشت مقام و جایگاه یکدیگر، آرام‌آرام بیشتر خواهد شد. البته این خود پایه و اساس زندگی خانوادگی و ارتباط‌های زناشویی است.
  5. رضایت خاطر و آرامش روحی: بسیاری از موفقیت‌های انسان در زندگی فردی و ارتباط‌های اجتماعی، معلول آرامش روحی و روانی و رضایت خاطر اوست. این حالت خوش و بانشاط روحی و روانی در انسان سرچشمه شکل‌گیری شخصیتی در او می‌شود که بر زندگی فردی و اجتماعی وی تأثیر خواهد گذاشت. یکی از بهترین روش‌های ایجاد رضایت خاطر و در نتیجه، آرامش روحی و روانی، ایجاد روابطی همراه با احترام دوسویه بین افراد است. زن و شوهر با ایجاد ارتباطی همراه با اکرام و احترام دوسویه در زندگی می‌توانند زمینه‌ساز چنین حالت روحی و روانی برای خود باشند البته حاصل آن نیز زندگی‌ای آرام و بانشاط برای آنان و همه اعضای خانواده خواهد بود؛ چراکه هر یک از آنان با پشت‌گرمی به اینکه نزد دیگری محترم و دارای ارج و قرب لازم است، به فعالیت‌های خود در جهت محقق ساختن چنین زندگی موفقی سرعت خواهد بخشید.
  6. نشاط و شادابی: سرزندگی، شادابی و نشاط از شرایط لازم برای انجام هر کاری است. انسان زمانی در فعالیت‌های روزمره، به ویژه فعالیت‌های فکری و مرتبط با روح و روان موفق است و آن را به‌طور درست و کامل انجام می‌دهد که با نشاط و شادابی کافی به آن کار سرگرم باشد. این مسئله در زندگی زناشویی و ارتباط خانوادگی میان زن و شوهر، تأثیری بیشتر دارد. همه اعضای یک خانواده با تفاوت‌هایی و زن و شوهر با محوریتی که دارند، در چگونگی انجام کارهای مربوط به خانواده نقشی مؤثر دارند. ارتباط بین آنان، هرچه کیفی‌تر و همراه با شور و نشاط و شادابی باشد، بی‌شک در کیفیت و کمیت فعالیت‌های آنان تأثیرگذار است.
  7. صفا و صمیمیت در زندگی: آنچه از آثار و برکت‌های اکرام و احترام دوسویه زن و شوهر در خانواده بیان شد؛ به ویژه برکاتی چون افزایش محبت، عشق و علاقه دوسویه، اعتماد دوسویه، رضایت خاطر و آرامش روحی، نشاط و شادابی و...، موجب صمیمیت و صفای زندگی خانوادگی می‌شود. در چنین خانواده‌ای، اعضای آن، به ویژه زن و شوهر از زندگی بیشترین لذت را خواهند برد.
  8. تربیت درست فرزندان: حاکمیت فضای صمیمی محبت و دوستی همراه با احترام دوسویه زن و شوهر در خانواده فرصت بسیار مناسبی را برای تربیت فرزندان ایجاد می‌کند. در چنین خانواده‌ای فرزندان از نعمت وجود پدر و مادری با ویژگی‌های نیکو و رفتارهای بسیار آموزنده برخوردارند. آنها از پدر و مادر میوه عشق و محبت می‌چینند و از سرچشمه اکرام و احترام آنان سیراب می‌شوند. حاصل چنین فضای تربیتی‌ای، فرزندانی صالح و تربیت‌یافته خواهد بود[۲۵].

بهره‌مندی اخروی

فضل خداوند بر بندگان نیازمندش بی‌شمار و جایگاه خانواده نزد پروردگار بسیار عزیز و محترم است. به همین دلیل هر فعالیتی در جهت تحکیم این بنیاد مقدس و الهی از فضل الهی بهره‌مند خواهد شد. اکرام و احترام به همسر، خواه از سوی مرد باشد یا زن، تأثیری عمیق بر استحکام پیوند زناشویی و بنیاد خانواده خواهد داشت. بنابراین، افزون بر برکاتی که خداوند در دنیا به آنان می‌بخشد در آخرت نیز به ایشان پاداش خواهد داد. از آنجاکه نمونه‌های فراوانی از آثار و برکات اخروی اکرام و احترام به همسر، و آنچه در مبحث بعدی با عنوان «آثار و برکات خوش‌اخلاقی و خوش‌رفتاری با همسر» خواهد آمد، شبیه‌اند و مشترکات بسیاری دارند[۲۶].

شیوه‌های اکرام همسر و احترام به وی

سؤالی وجود دارد که ما در عمل چگونه و با چه شیوه‌هایی می‌توانیم افزون بر تعظیم و تکریم مقام و جایگاه همسر، احترام او را حفظ کنیم؟ در این بخش به اختصار به شیوه‌های اکرام و احترام به همسر اشاره خواهیم کرد.

  1. به شخصیت و موقعیت همسرمان توجه کنیم: شخصیت انسان که با اهمیت‌ترین سرمایه وجودی اوست، رفته‌رفته شکل می‌گیرد. این مجموعه، حاصل داشته‌های پیشین و تلاش‌های وی طی زندگی فردی و اجتماعی در زمینه‌های گوناگون اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است. پس از شکل‌گیری شاکله و شخصیت فرد همه رفتارهای وی به آن منسوب است و از آن تأثیر می‌پذیرد. از مناسب‌ترین شیوه‌های اکرام و احترام به همسر در زندگی زناشویی آن است که رفتار و ارتباط دوسویه مرد و زن در جهت حفظ شخصیت یکدیگر باشد. هر مرد و زنی باید از این حقیقت آگاه باشد که دیگران نیز چون او، شخصیتی محترم و ارزشمند دارند و دوست دارند این شخصیت عزیز بماند. به همین دلیل، هرگونه بی‌احترامی و اهانت به شخصیت همسر پیامدهایی بد خواهد داشت که دامن همه خانواده را خواهد گرفت. مرد در رابطه با همسرش زمانی به موفقیت دست خواهد یافت که به گونه‌ای روشن و صریح نشان دهد حافظ حریم و شخصیت اوست. گفتار و رفتار زن نیز می‌تواند به گونه‌ای باشد که شوهرش در آینه رفتار او احترام به شخصیت خویش را بیابد.
  2. از پیشواز و بدرقه همسرمان دریغ نکنیم: یکی از زیباترین نمودهای اکرام و احترام به همسر، به پیشواز و بدرقه او رفتن، هنگام ورود و خروجش از خانه است. لازمه این حرکت زیبا و رفتار نیک، توجه و عنایت به شخصیت همسر و ارزش قایل شدن برای اوست. این‌گونه است که زن یا مرد با تواضع و فروتنی در برابر همسرش هنگام دیدن وی از جای برمی‌خیزد؛ از کارش دست می‌کشد؛ به پیشواز همسرش می‌رود؛ یا وی را همراهی و بدرقه می‌کند.
  3. همیشه به همسرمان سلام کنیم: یکی دیگر از شیوه‌های بزرگداشت مقام همسر و احترام به او، سلام و درود به همسر هنگام دیدار اوست. چه نیکو و پسندیده است که هنگام دیدار با همسرمان، پیشگام شویم و به او سلام کنیم. اگر او سلام کرد، به دستور قرآن به گونه‌ای نیکوتر پاسخ دهیم به یقین، خداوند تعالی در برابر، به ما نظر رحمت خواهد داشت[۲۷].
  4. به همسرمان وفادار باشیم: همسران ما یار و شریک زندگی‌مان‌اند. ما پس از ازدواج با همسرمان در عمل به اموری مربوط به او متعهد می‌شویم. برای بقای آثار و لوازم ازدواج، زن و شوهر باید به این تعهدها پایبند باقی بمانند. این پایبندی در حقیقت نوعی توجه به همسر، اهمیت دادن به حقوقش و خلاصه شیوه‌ای مناسب برای ادای احترام به وی و اکرام مقام و منزلت اوست. در حقیقت، عمل به وعده و وفای به عهد، افزون بر اینکه وظیفه‌ای شرعی و اخلاقی است، در عمل موجب جلب اعتماد و اطمینان خاطر او خواهد شد.
  5. در حد توان به همسرمان کمک کنیم: فقر و ناداری به همراه نیاز در جوهره وجود انسان نهفته است. تنها آفریدگار، دارای بی‌نیاز است و جز او را به این حریم راهی نیست. اما او که قادر تعالی است به هر موجودی چیزی داده که همگان آن را ندارند و به آن نیازمندند. به بیان انسان‌شناسان، تشکیل اجتماع انسانی نیز به همین سبب بوده است، تا از این راه، افراد انسانی نیازهایشان را مرتفع سازند و این مسیر را بهتر و کامل‌تر طی کنند و به سرانجام رسانند. در زندگی و ارتباطات خانوادگی، این احساس نیاز به غیر، به ویژه نیاز به اعضای خانواده و بیش از همه به همسر خودنمایی می‌کند. زن و مرد از همان آغاز برای تشکیل زندگی و رسیدن به اهداف عالیه و مقدس ازدواج و تشکیل خانواده، به کمک یکدیگر نیازمندند. به همین سبب دین مقدس و متعالی اسلام، احکام و مقررات بسیار دقیق حقوقی و فقهی را وضع کرده و والیان و زمامداران را به اجرای هرچه بهتر آن مکلف ساخته است. در این مقررات حقوقی و فقهی، وظایف و تکالیف روشنی برای هر یک از اعضای خانواده و در رأس آن برای زن و شوهر معین شده است. بی‌شک با اجرای دقیق این مقررات جایی برای هیچ‌گونه ستم و بی‌عدالتی در حق هیچ کس باقی نخواهد ماند[۲۸].

منابع

پانویس

  1. ﴿وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ «و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت» سوره حج، آیه ۱۸.
  2. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، واژه «کرم».
  3. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۵۳، ح۸۹ («وَ أَكْرِمُوا الْجَلِيسَ تُعْمَرْ نَادِيكُمْ...»).
  4. علی بن حسام‌الدین متقی هندی، کنزالعمال، ج۲۳، ص۵۰. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «مَا أَكْرَمَ النِّسَاءَ إِلَّا كَرِيمٌ، وَ لَا أَهَانَهُنَّ إِلَّا لَئِيمٌ».
  5. «قَالَ الصَّادِقُ(ع):... الْحُبُّ فَرْعُ الْمَعْرِفَةِ... وَ دَلِيلُ الْحُبِّ إِيْثَارُ الْمَحْبُوبِ عَلَى مَا سِوَاهُ» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۲).
  6. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۶۵.
  7. «که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم» سوره تین، آیه ۴.
  8. «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.
  9. «آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.
  10. آیات فراوانی در قرآن کریم به این حقیقت اشاره دارد؛ مانند: ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ * وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ «خداوند است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی بر آورد و کشتی را برای شما رام کرد تا به فرمان او در دریا روان گردد و رودها را برای شما رام گردانید * و خورشید و ماه را که همواره روانند و نیز شب و روز را رام شما کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۲-۳۳؛ ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲؛ ﴿وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «و اوست که دریا را رام (شما) کرد تا از آن گوشتی‌تر و تازه بخورید و از آن زیوری (چون مروارید) بیرون آورید که آن را می‌پوشید و کشتی‌ها را در آن می‌نگری که آب شکاف‌اند و (چنین کرد) تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» سوره نحل، آیه ۱۴؛ ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ «آیا ندیده‌ای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتی‌ها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز می‌دارد؟ بی‌گمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵؛ و....
  11. امام صادق(ع) درباره تنها یکی از ابعاد مقام باعظمت اهل‌بیت(ع) چنین فرموده‌اند: «إِنَّ مِنْ حَدِيثِنَا مَا لَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ». راوی پرسید: فمن یحتمله؟ فرمودند: «نَحْنُ نَحْتَمِلُهُ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۱۹۳). همچنین به فرموده امام محمد باقر(ع)، رسول گرامی اسلام(ص) درباره مقام والای برخی از مؤمنانی که عاشق خداوندند فرموده‌اند: «الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى أَرْضِ زَبَرْجَدَةٍ خَضْرَاءَ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ عَنْ يَمِينِهِ وَ كِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَيَاضاً وَ أَضْوَأُ مِنَ الشَّمْسِ الطَّالِعَةِ يَغْبِطُهُمْ بِمَنْزِلَتِهِمْ كُلُّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ كُلُّ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ يَقُولُ النَّاسُ مَنْ هَؤُلَاءِ فَيُقَالُ هَؤُلَاءِ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص١٢۶)؛ و....
  12. ﴿وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ «و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمی‌توانید شمار کرد؛ بی‌گمان انسان ستمکاره‌ای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴؛ ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا «بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند» سوره معارج، آیه ۱۹؛ ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا «ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲؛ ﴿لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹؛ و....
  13. البته می‌توان از برخی آیه‌های قرآن و روایات معصومان(ع) بهره برد که اجمالی از این ویژگی‌ها در موجودات دیگر چون جنیان نیز وجود دارد: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  14. برای مطالعه بیشتر درباره این ویژگی انسان، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، مبحث انسان‌شناسی.
  15. «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.
  16. «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): إِنَّ الرَّحِمَ الَّتِي اشْتَقَّهَا اللَّهُ مِنْ قَوْلِهِ الرَّحْمنِ هِيَ رَحِمُ مُحَمَّدٍ(ص) وَ إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ اللَّهِ إِعْظَامَ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ مِنْ إِعْظَامِ‏ مُحَمَّدٍ إِعْظَامَ رَحِمِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ كُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِنْ شِيعَتِنَا هُوَ رَحِمُ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ إِعْظَامَهُمْ مِنْ إِعْظَامِ مُحَمَّدٍ صفَالْوَيْلُ لِمَنِ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ طُوبَى لِمَنْ عَظَّمَ حُرْمَتَهُ وَ أَكْرَمَ رَحِمَهُ وَ وَصَلَهَا» (سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص٣۶؛ امام حسن عسکری(ع)، تفسیر امام عسکری(ع)، ص۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۸۹، ص٢۵٠).
  17. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۱، ص۲۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۴، ص٧١). همچنین از امام موسی بن جعفر(ع) نقل است که فرمودند: «پدرم امام صادق(ع) درباره عظمت مقام انسان مؤمن، حتی پس از مرگ و درباره برخی احتراماتی که باید درباره جنازه و جسد بی‌روح وی انجام گیرد، همیشه می‌فرمودند: «إِنَّ حُرْمَةَ بَدَنِ الْمُؤْمِنِ مَيِّتاً كَحُرْمَتِهِ حَيّاً فَوَارِ بَدَنَهُ وَ عَوْرَتَهُ وَ جَهِّزْهُ وَ كَفِّنْهُ وَ حَنِّطْهُ وَ احْتَسِبْ بِذَلِكَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ شَيِّعْ جَنَازَتَهُ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۵۵).
  18. Self-Steem.
  19. «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ: مَنِ اتَّخَذَ ثَوْباً فَلْيَسْتَنْظِفْهُ وَ مَنِ اتَّخَذَ دَابَّةً فَلْيَسْتَفْرِهْهَا وَ مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْهَا فَإِنَّمَا امْرَأَةُ أَحَدِكُمْ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَهَا فَلَا يُضَيِّعْهَا وَ مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلَمْ يَفْرُقْهُ فَرَقَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِمِنْشَارٍ مِنَ النَّارِ» (عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۳، ص۸۵). در نقلی دیگر این روایت از وجود مقدس رسول گرامی اسلام(ص) چنین نقل شده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّمَا الْمَرْأَةُ لُعْبَةٌ مَنِ اتَّخَذَهَا فَلَا يُضَيِّعْهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۱۰).
  20. «أَخْبَرَنِي أَخِي جَبْرَئِيلُ وَ لَمْ يَزَلْ يُوصِينِي بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا يَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَقُولَ لَهَا أُفٍّ» (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج، ١۴، ص۲۵۲). این روایت بخشی از حدیثی معروف به حدیث حولاست که در آن رسول خدا(ص) در پاسخ به بانویی به همین نام، درباره حقوق زن و مرد در قبال هم مطالبی را فرموده‌اند. بخشی از این حدیث طولانی پیش‌تر آمده است و بعدها باز هم به آن خواهیم پرداخت.
  21. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ(ص) فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّا رَأَيْنَا أُنَاساً يَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۷، ص۴٠٨؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص١۶٣).
  22. روایاتی چون: «عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَالَ: مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ يُوصِينِي فِي أَمْرِ النِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيَحْرُمُ طَلَاقُهُنَّ»؛ «جبرئیل پیوسته مرا به مراقبت از امور و حقوق زنان سفارش می‌کرد. این سفارش آن‌قدر زیاد بود که من گمان کردم که طلاق آنان در هر وضعیتی ممنوع است» (ابن‌ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص٢۵۴؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۲۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٠٠، ص٢۵٣).
  23. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۰۲.
  24. علی‌اکبر شعاری‌نژاد، فرهنگ علوم رفتاری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵.
  25. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۰۹.
  26. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۱۹.
  27. ﴿وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا «و چون به شما درودی گفته شد، با درودی بهتر از آن یا همانند آن پاسخ دهید؛ بی‌گمان خداوند حسابرس همه چیز است» سوره نساء، آیه ۸۶.
  28. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص۳۲۰ ـ ۳۵۶.