امر ناگهانی

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • در بسیارى از روایاتى که از پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده، این نکته مورد تأکید قرار گرفته که ظهور نیز مانند قیامت، ناگهانى و غیرمنتظره فرامى‌رسد و زمان آن را هیچ کس جز خداوند نمى‌داند. از جمله در روایتى که امام رضا علیه السلام به واسطه پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل مى‌کند، چنین آمده است: "به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم عرض شد: اى رسول خدا آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور مى‌کند؟" آن حضرت فرمود: "ظهور او مانند قیامت است"[۱].
  • امام باقر علیه السلام نیز در تفسیر آیه شریفه ﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ[۲] مى‌فرماید: مراد از ساعت، ساعت قیام قائم علیه السلام است که ناگهان بر ایشان مى‌آید[۳]‌. حضرت مهدى علیه السلام نیز در نامه خود به شیخ مفید مى‌نویسد: "... فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَةٌ فُجَاءَةٌ"[۴]؛ فرمان ما به‌طور ناگهانى فرامى‌رسد. دو واژه "بغتة" و "فجاة" هر دو، به یک معناست که عبارت از ناگهانى رسیدن امر است و ظاهر سخن این است که منظور از "امر" در نامه مبارک، همان ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام است. و اما نشانه‌هاى قطعى‌اى که پیش از ظهور رخ مى‌دهد، روز ظهور را مشخص نمى‌سازد و ظهور آن حضرت براى مردم، به‌ویژه براى کسانى که به خاطر بها ندادن به مسأله یا ضعف عقیده به حضرت مهدى علیه السلام، پیرامون وجود گرانمایه او و ظهورش نمى‌اندیشند، ناگهانى‌تر و غافلگیرکننده‌تر خواهد بود[۵][۶].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۲.
  2. سوره زخرف، ۶۶.
  3. بحار الانوار، ج ۲۴، ص ۱۶۴.
  4. احتجاج طبرسى، ج ۲، ص ۴۹۷؛ بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵.
  5. امام مهدى علیه السلام از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینى، ص ۳۷۸
  6. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۲۲.