بحث:زید بن علی بن الحسین در معارف و سیره امام باقر

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

امام باقر(ع) در برابر انحرافات برادرش زید

زید بن علی بن الحسین از افرادی است که بدون هیچ‌گونه لغزش اخلاقی، دچار یک نوع افراطی‌گری در ادای وظایف شرعی خود شد و آن لغزش گر چه از نظر کمیت کوچک بود ولی از نظر کیفیت بزرگ و رسواگر و آخرت سوز بود. زید بر اساس تعهدات و پیمان‌های قرآنی معتقد به قیام علیه ظلم و ستمگری بود، ولی اصل رهبری و امامت جامعه مسلمین را از آن کسی می‌دانست که دست به شمشیر برد و قیام نماید. معتقد بود هر کس دست به شمشیر برد امام است و اگر خانه‌نشینی را «و لو بحکم ضرورت» در پیش گرفت امام نیست. طبعاً با این تفکر، امامت انتصابی برادرش حضرت باقر(ع) را انکار کرد.

امام باقر(ع) طبق نصوص صریح امام واجب الاطاعه است و هیچ کس حق شک و تردیدی در آن ندارد. ولی زید با کمال تأسف با یک صغری و کبری که برای خود کنار هم گذاشت به نتیجه‌ای که رسید هم خود را هلاک کرد و هم ضروری دین را منکر شد و هم علاوه بر سقوط و خذلان آخرتی جمعی را با خود روانه دوزخ کرد و سالیان متمادی گروه زیدیه با این تفکر در مقابل ائمه معصومین قد علم کردند و به مقام شامخ امامت اهانت و جسارت نمودند.

کافی از حضرت باقر(ع) نقل می‌کند که زید بن علی بن الحسین مقداری نامه در دست داشت و خدمت آن جناب رسید، مردم کوفه در نامه‌ها او را دعوت به جانب خود و قیام می‌کردند و وعده کمک می‌دادند. حضرت باقر(ع) پرسید این نامه‌ها را آنها خودشان بدون سابقه نوشته‌اند یا جواب نامه‌هایی است که قبلاً تو نوشته‌ای؟ عرض کرد: نه بدون سابقه نوشته‌اند! چون عارف به حق ما و خویشاوندی ما با پیامبرند، و در قرآن می‌بینند که دوستی و اطاعت از ما بر آنها واجب است و در ضمن می‌یابند ناراحتی و گرفتاری ما را.

امام فرمود: البته اطاعت از پیشوای واقعی امری است که خداوند برای پیشینیان لازم فرموده و مقرر داشته در گذشته و همین طور برای تمام مردم در حال و آینده، ولی این اطاعت فرمانبرداری نسبت به یک نفر از ما خانواده است، اما علاقه و محبت لازم است به همه اولاد پیغمبر داشته باشند. خداوند کارها را با قضای حتمی خود روی یک میزان معین و حدود مرتب و وقت مشخصی انجام می‌دهد، مبادا گول مردم بی‌اعتقاد را بخوری که آنها نمی‌توانند تو را از خدا بی‌نیاز کنند و مبادا عجله کنی که خداوند با عجله کردن بندگان کاری از موعد مقررش زودتر انجام نمی‌دهد. متوجه باش بر خدا سبقت نگیری که گرفتاری دامن‌گیرت می‌شود و به زمین خواهی خورد.

زید از این سخنان خشمگین شده گفت: امام از ما خانواده کسی نیست که در خانه بنشیند و در را به روی خود ببندد و از نبرد مسلحانه خودداری کند، امام کسی است که مدافع حقوق مردم و پیکار جو در راه خدا و حافظ منافع ملت و نگهبان خانواده خود باشد، امام باقر(ع) فرمود: برادر در خود از این مقام چیزی می‌یابی، که دلیلی از کتاب خدا و یا از کلام پیامبر بیاوری یا نظیری برای آن بیاوری؟ خداوند حلال و حرامی قرار داده و واجبات و مستحباتی تعیین کرده. هرگز امام و پیشوا را در تردید و شک نسبت به دستورات خود نگذاشته که کاری را قبل از موعد مقرر انجام دهد و یا جهاد بی‌موقع کند. خداوند درباره شکار حیوانات مکه می‌فرماید: در حال احرام شکار نکنید[۱].

شکار حیوانات مهم‌تر است یا قتل نفس که حرام است؟ هر چیزی را برای موقعی قرار داده، می‌‌فرماید: وقتی از احرام خارج شدید شکار کنید[۲]. و می‌فرماید: شعائر خدا را حلال مشمارید و نه ماه‌های حرام را[۳]؛ تعداد معینی ماه در سال قرار داده و پیکار و جنگ را در چهار ماه حرام نموده، فرموده است: در این چهار ماه آزادانه به هر جا می‌خواهید بروید و بدانید شما نمی‌توانید خداوند را عاجز کنید.

بعد می‌فرماید: پس از گذشتن این چهار ماه هر جا که با مشرکین برخورد کردید آنها را بکشید، برای این کار موقعی را معین نموده می‌فرماید: ﴿وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ[۴].

اگر واقعاً دلیلی از جانب خدا داری و در کار خویش اعتماد داری و بر تو معلوم است هر چه می‌‌خواهی بکن وگرنه مبادا در کاری که حیران و سرگردانی اقدام کنی و تصمیم زوال قدرتی را بگیری که هنوز موقعش نرسیده و وقت آن نشده، اگر واقعاً هنگام زوال رسیده باشد بندها گسیخته می‌‌شود و پی در پی کارها روبه‌راه می‌گردد و خداوند صاحبان قدرت و پیروان‌شان را خوار و ذلیل می‌کند. من پناه به خدا می‌برم از رهبری که وقت کار خود را نشناسد، (تا چه رسد به امور دیگران) در این صورت پیرو او از خود او داناتر است. برادر جان تو می‌خواهی باعث قدرت و شوکت گروهی شوی که به آیات خدا کافر و پیرو هوای نفس و مخالف دستور پیامبرند، کسانی بدون دلیل و تعیین از طرف پیامبر مدعی مقام امامت شده‌‌اند. برادر جان من تو را به خدا می‌سپارم که فردا در کناسه کوفه به دار آویخته شوی، در این موقع سیلاب اشک از دیده مبارک فرو ریخت. سپس فرمود: خدا انتقام خواهد گرفت از کسانی که پرده ما را دریدند و منکر حق ما شدند اسرار ما را فاش نموده ما را به غیر جدمان نسبت دادند و چیزهایی درباره ما گفتند که خودمان آن را نمی‌گفتیم[۵].

در رجال کشی آمده، بکار بن ابی بکر حضرمی گفت: پدرم ابوبکر و علقمه رفتند پیش زید بن علی علقمه از پدرم ابوبکر بزرگ‌تر بود، یکی طرف راست و دیگری طرف چپ زید نشستند. این دو شنیده بودند که زید گفته است کسی که در خانه بنشیند امام نیست! امام کسی است که با شمشیر قیام کند. ابوبکر که جرأت بیشتر داشت گفت: یا ابا الحسین (کنیه زید بود) بگو ببینم علی بن ابی طالب تا وقتی خانه‌نشین بود امام نبود؟ وقتی با شمشیر قیام کرد امام شد؟ زید که مرد زیرکی بود چیزی نگفت، سه مرتبه تکرار کرد. هیچ جواب نداد! گفت: اگر علی بن ابی طالب امام بود، پس جایز است بعد از او نیز امام خانه‌نشین باشد، در صورتی که علی بن ابی طالب در زمان خانه‌نشینی امام نباشد تو چرا اینجا آمده‌ای. علقمه تقاضا کرد از پدرم ابی بکر که دست از او بردارد، پدرم از سخن خودداری کرده و ادامه نداد[۶].

حضرت باقر(ع) خیلی تلاش کرد انرژی متعالی و ارزشمندی را که به نام احقاق حقوق الهی که توسط بنی‌امیه پایمال شده و از درون زید می‌جوشد هدایت کند و سمت و سوی قرآنی دهد، زید در سخنرانی‌های خود با مردم، تلاش می‌کند آیات جهاد را به عوام تفهیم کند، حقوق غصب شده و ظلم‌هایی را که امویان بیش از صد سال است به ویژه بر ذریه پیامبر روا داشته‌اند به گوش مردم برساند و آنها را از زمین‌گیر شدن به قیام وا دارد، او در یکی از سخنرانی‌های مهیج خود این‌گونه تحلیل می‌کند: تفسیر فرات بن ابراهیم می‌نویسد: زید بن علی بن الحسین مردم را مخاطب قرار داده چنین گفت: مردم خداوند در هر زمانی گروهی را برگزید و از میان برگزیدگان شخصی را انتخاب نموده که خود می‌فرماید: خداوند می‌داند پیامبری را به که بسپارد، پیوسته برگزیدگان را عوض می‌کرد تا بهترین برگزیده محمد(ص) را از عالی‌ترین سرزمین و پاک‌ترین خانواده‌ها انتخاب نمود. پس از درگذشت حضرت محمد(ص) قریش افتخار می‌کرد که محمد(ص) از آن طایفه است و سایر ملت‌ها سر تعظیم برای عرب فرود آوردند که محمد(ص) عربی بود تا بالاخره دین استوار شد و نعمت تکمیل گردید.

ای مردم از خدا بپرهیزید و پیروی کنید از کسی که شما را به حق دعوت می‌کند و به او کمک نمایید مبادا روش بنی‌اسرائیل را پیش گیرید که پیامبران خود را تکذیب نمودند و اولادش را کشتند. اینک شما شنوندگان را که گفتار مرا می‌شنوید به یاد خدای بزرگ می‌‌اندازم که هرگاه به یاد او باشید دل‌ها به تپش می‌افتد و جسم را لرزه می‌گیرد. شما مگر نمی‌دانید ما اولاد پیامبریم؟ این چنین بر ما ستم روا داشته‌اند، حقوق ما را نمی‌دهند و ارث اجدادمان را به ما وا نمی‌گذارند، پیوسته خانه‌های ما را ویران نموده و خاندان ما را بر باد می‌دهند، سخنور ما گناهکار است فرزند خانواده ما با ترس متولد می‌شود و با ستم بزرگ می‌شود و با ذلت و خواری از دنیا می‌رود.

وای بر شما خدا پیکار با ستمگران و ستیزه‌جویان را به واسطه ستمگریشان لازم شمرده و کمک به داعیان حق را که دعوت به خدا و قرآن کنند واجب نموده در قرآن می‌فرماید: ﴿وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ[۷] وای بر شما ما برای خدا خشم گرفته‌ایم و از این ستمی که به مردم روا می‌دارند ناراحتیم و اینکه امامت و خلافت را به هوس پرستان واگذاشته و در غیر موقع نماز به پای می‌دارند، از کسی که زکات ندارد می‌گیرند و به کسی که مستحق نیست می‌پردازند و اعمال دینی را بدون اطلاع انجام می‌دهند. ثروت عمومی مردم مسلمان که عبارت از خمس و غنایم و درآمدهای عمومی است از بین بردند و از پرداخت آن به فقراء و مساکین و غریبان درمانده خودداری کردند، حدود خدا را تعطیل کرده به جای اجرای حد، پول می‌گیرند و با رشوه و وساطت قضاوت می‌کنند.

تبهکاران را مقرب نموده و رادمردان را گوش و بینی می‌برند، خیانت می‌کنند و درستکاران را به خیانت نسبت می‌دهند و آتش پرستان را بر مسلمانان مسلط نموده و سپاه ترتیب داده، بی‌گناهان را در زندان‌ها برای همیشه زندانی می‌کنند، کسی که گناهکار نیست تازیانه می‌زنند، پدرکشی می‌کنند و امر به کار زشت و از کار نیک باز می‌دارند، اعتنایی به کتاب خدا و سنت پیامبر ندارند، تازه شما خیال می‌کنید او را خداوند خلیفه نموده که خلاف خدا حکومت کند از راه خدا باز دارد و هتک حرمت اسلام را نماید و هر کس دعوت به خدا کرد او را بکشد. از این تبهکارتر در نزد خدا کیست که جلو خداپرستی را گرفته این راه را نادرست انگارد؟

کدام نیکوکار گرامی‌تر است از کسی که اطاعت خدا نماید و دستورش را گرامی بدارد و پیکار در راه خدا کند و در جهاد سبقت گیرد؟ چه کسی خوارتر است در نزد خدا از کسی که خیال می‌کند می‌‌توان ادعای ایمان نمود بدون کوشش و پیکار در راه خدا و پیکار در راه خدا را به واسطه بی‌اهمیتی و سست شمردن امر خدا و دنیاطلبی رها می‌‌کند ﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ[۸].[۹]

در این سخنرانی با محتوی قرآنی و با سوز و گدازی که از تعهد زید الهام گرفته، اولاً: دعوت به قیام است. ثانیاً: احقاق حقوق از دست رفته ذریه پیامبر است. ثالثاً: ابطال خلافت‌های غاصبانه شجره خبیثه امویان به چشم می‌خورد، ولی در کنار این همه افشاگری‌های واقعی، یک نقطه ضعف چشمگیر وجود دارد و آن این است که به امامت حضرت باقر(ع) اذعان و اعتراف نمی‌کند و خود را زیر چتر امامت ایشان نمی‌داند و معتقد است چون شمشیر از غلاف کشیده و در تدارک قیام است پس خودش امام زمان می‌باشد و این انحراف اعتقادی است که تالی فاسد آن قرن‌ها جامعه مسلمین را دچار عقب گرد از مجرای صحیح امامت معصوم می‌‌کند و سال‌ها تفکر زیدیه افتی بزرگ بر پیکره جامعه تشیع بوده است.

مؤمن طاق گفت: زید بن علی بن الحسین هنگامی که مخفی بود از پی من فرستاد. پیش او رفتم. به من گفت: اگر یکی از ما خروج نماید و تو را به یاری بطلبد چه می‌‌کنی؟ گفتم: اگر پدر یا برادرت باشد «امام سجاد یا امام باقر» با او خروج می‌کنم. گفت: من تصمیم دارم خروج کنم و با بنی‌امیه جهاد نمایم تو هم به من کمک کن! گفتم: فدایت شوم چنین کاری را نمی‌کنم! (این مؤمن جان خود را با ولایت معصوم معامله می‌‌کند این نحوه موضع‌گیری عمق ایمان او را نشان می‌دهد) گفت: تو از جان خود درباره من مضایقه داری؟ گفتم: یک جان بیشتر ندارم اگر خداوند را در روی زمین حجت و پیشوایی باشد که هست، (که تو باید از او اطاعت کنی) با وجود حجت خدا هر کس با تو هم آهنگی نکند نجات یافته است و کسی که با تو خروج نماید هلاک شده. در صورتی که خداوند را حجتی در روی زمین نباشد همکاری با تو و کناره‌گیری از تو مساوی خواهد بود. زید گفت: من با پدرم کنار سفره می‌نشستم لقمه خوش مزه را به من می‌داد و برایم لقمه را سرد می‌کرد تا بتوانم بخورم تو خیال می‌کنی پدری که لقمه گرم را نمی‌گذاشت بخورم، مرا از آتش جهنم باز نمی‌دارد؟ مگر به تو اطلاع داده امام و پیشوا کیست و به من خبر نداده؟

گفتم: چون تو را دوست داشته خبر نداده؛ زیرا می‌ترسید اگر بگوید قبول نکنی. به من خبر داد اگر پذیرفتم نجات می‌یابم و چنانچه نپذیرفتم باکی نخواهد داشت که داخل جهنم شوم. بعد گفتم: شما بهتر هستید یا انبیاء؟ گفت: انبیاء. گفتم: یعقوب به پسرش یوسف گفت: جریان خواب خود را به برادرانت مگو، مبادا درباره تو نیرنگی به کار برند. یوسف به آنها نگفت تا نیرنگی به کار نبرند و از آنها پنهان کرد. همین طور پدرت نیز از تو پنهان نموده چون بر تو بیمناک بود. زید گفت: حالا که تو چنین عقیده داری دوستت (امام باقر(ع)) نیز در مدینه به من گفت: کشته خواهم شد و به دار آویخته می‌شوم، او می‌گفت: کتابچه‌ای در اختیار دارد که در آن جریان کشته شدن و به دار آویخته گردیدنم هست. مؤمن طاق گوید: من در همان سال به حج رفتم و جریان گفتگوی خود را با زید به حضرت صادق(ع) عرض کردم فرمود: از شش طرف او را محاصره کرده و راه فرار برایش نگذاشته‌ای[۱۰].

در رجال کشی آمده که ابوخالد قماط گفت: مردی از زیدیه در زمان حیات زید به من گفت چرا با زید قیام نمی‌کنی؟ گفتم: اگر در روی زمین امامی وجود داشته باشد که واجب باشد اطاعت که به همراه زید قیام کند هلاک شده، در صورتی که امامی نباشد قیام کننده و کسی که قیام نکند فرقی ندارند. مرد زیدی نتوانست جوابی بدهد. من فوری خدمت حضرت صادق(ع) رسیده جریان را عرض کردم، امام تکیه کرده بود نشست سپس فرمود: از چهار طرف او را محاصره کردی و راه فراری برایش نگذاشته‌ای[۱۱].

فضای ذهنی زید و پیروانش قیام علیه ظلم است و در این قیام اطاعت‌پذیری از امام معصوم وجود ندارد بلکه خود را جدای از امر و نهی امام شایسته اقدام می‌‌دانستند[۱۲].

  1. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ «ای مؤمنان! شکار را در حالی که در احرام هستید نکشید» سوره مائده، آیه ۹۵.
  2. ﴿وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا «و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید» سوره مائده، آیه ۲.
  3. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ... «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام... را نشکنید» سوره مائده، آیه ۲.
  4. «و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید» سوره بقره، آیه ۲۳۵.
  5. بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۰۴.
  6. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۹۷.
  7. «و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.
  8. «و نکوگفتارتر از کسی که به سوی خداوند فرا خواند و کاری شایسته کند و گوید: من از مسلمانانم کیست؟» سوره فصلت، آیه ۳۳.
  9. بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۰۷.
  10. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۸۰.
  11. بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۹۷.
  12. راجی، علی، مظلومیت امام باقر، ص ۸۱.