بحث:وظایف نایبان خاص
وظایف نایبان خاص در غیبت صغری
دوران غیبت، دوران حساسی است؛ به ویژه که در میان اسلام و شیعیان اهل بیت سابقه نداشته است؛ به همین دلیل لازم بود با تدبیری حکیمانه از پیامدها و عوارض احتمالی آن، پیشگیری شود و امّت امام برای غیبتی طولانی آماده گردند. نایبان امام کوشیدند تا در دوره غیبت صغرا این رسالت مهم را به خوبی به انجام رسانند. بنابراین آنها دو گونه مسئولیت داشتند که به توضیح آن دو میپردازیم:
وظایف مرتبط با امام
نایبان خاص وظایفی ویژه درباره امام غایب داشتند. این وظایف، عبارتند از:
- بین بردن شک و تردید درباره وجود مهدی(ع): با توجه به جو اختناق و ولایت پنهانی امام مهدی(ع)، و نیز غیبت آن حضرت، گروههایی از شیعیان درباره وجود فرزندی برای امام عسکری(ع) در شک و حیرت به سر میبردند و بعضی نیز به عقاید باطل کشیده شدند. نایبان خاص امام به ویژه نایب اوّلِ، کوشیدند تا جریان ولایت و امامت آن حضرت را برای شیعیان اثبات کنند. این مهم به خوبی به انجام رسید؛ به گونهای که در مدت کوتاهی، شک و تردیدها از میان رفت و عقیده شیعه به امامت مهدی(ع) استوار و مسلّم شد.
- حفظ جان امام از راه پنهان کردن نام و مکان حضرت: نایبان خاص امام در همان حال که برای اثبات ولادت و امامت امام برای شیعیان، دلایل و شواهد را بیان میکردند، از بردن نام آن حضرت و افشای مکان زندگی او خودداری کرده، شیعیان را نیز از این کار پرهیز میدادند؛ زیرا نام بردن سبب حساسیت دشمن و به خطر افتادن جان امام میشد. امام مهدی(ع) در نامهای به محمد بن عثمان، او را از بیان نام و نشان خود نهی فرمود.[۱]
وظایف مرتبط با مردم
نایبان خاص در کنار وظایفی که نسبت به امام مهدی(ع) داشتند، مسئولیتهایی نیز در رابطه با امامت امام به عهده داشتند که عبارتند از:
- سرپرستی و تقویت سازمان وکالت: از دوره امامان پیشین، جریان وکالت به وجود آمده بود و امامان در شهرهای مختلف مانند بغداد و سامرا و قم وکلایی داشتند که واسطه میان مردم و امام بودند. با شروعِ غیبت و نیاز بیشتر شیعیان به جریانِ وکالت، نایبانِ امام، سازمان وکالت را تقویت کرده، به دستور امام، خود در رأس آن قرار گرفتند، تا ارتباط شیعیان با امام غایب در قالب تشکیلاتی سالم و مطئمن و به دور از نفوذ عناصر خائن، انجام گیرد.
چنانکه امام مهدی(ع) در نامهای به محمد بن عثمان، بیزاری خود را از یکی از این خائنان، اینگونه اعلام فرمود: و ما از ابن هلال و هرکس که از او دوری نکند، بیزاریم. خدا او را نیامرزد! تو به اسحاقی و هموطنان او آنچه را گفتیم، اعلام کن.[۲]
- پاسخگویی به شبهات اعتقادی و سوالات فقهی: از وظایف مهم نایبان، دریافت سؤالات مردم و انتقال آنها به محضر امام و نیز رساندن پاسخ کتبی و گاهی شفاهی[۳] آن حضرت به شیعیان بود که مجموعه آنها در ضمن توقیعات امام زمان(ع) در کتابهای روایی شیعه گرد آمده است.[۴] از معروفترین توقیعات، پاسخهای امام به سؤالات اسحاق بن یعقوب است که در ضمن آن، شیعیان را در مسائل پیش آمده به فقهای شیعه ارجاع میدهد.[۵]
- دریافت وجوه شرعی متعلق به امام: پیش از غیبت صغرا و در زمان امامان گذشته، از کارهای مهم وکیلان، دریافت وجود شرعی شیعیان و تحویل آن به امام زمان بود. نایبان خاص امام مهدی(ع) نیز در راستانی این وظیفه، اموال شیعیان را به امام غایب میرساندند یا به دستور آن حضرت در مواردی مصرف میکردند. امام مهدی(ع) در جریانِ سفر هیأتی از شیعیان قمی به سامراء که همزمان با شهادت امام حسن عسکری(ع) و خاکسپاری آن حضرت بود، به ایشان دستور داد که از این پس اموال امام را به نایبان ایشان در بغداد تحویل دهند.[۶][۷].
مقدمه
برخی فعالیتهای نایبان خاص بدین قرار بود:
- ۱. برطرف کردن تردید شیعیان درباره حضرت مهدی(ع): ولادت آخرین ذخیره الهی به صورت پنهانی صورت گرفت و جز اندکی از شیعیان، آن حضرت را در دوران پدر بزرگوارش ندیده بودند و تردیدهایی میان شیعیان پدید آمده بود؛ از اینرو، یکی از مسؤولیتهای مهم و حساس نواب خاص، از میان بردن تردیدهای موجود درباره حضرت مهدی(ع) بود. این تلاشها، بیشتر در دوران نایبان اوّل و دوم انجام شد؛ ولی در مواقع مورد نیاز در دوره دیگر نواب نیز بدان توجه میشد. از آنجا که این مسأله بسیار مهم و حساس بود، افزون بر ارائه کراماتی از طرف نایبان خاص، خود حضرت در موارد لازم، با صدور توقیعاتی این امر را بر ایشان آسان میکرد. میان توقیعاتی که هماکنون از آن حضرت در دست است، تعدادی درباره همین مسأله است.
- ۲. پنهان نگهداشتن مکان حضرت مهدی(ع): از احادیث نقل شده توسط نوّاب خاص و توقیعات صادر شده از طرف امام زمان (ع) به دست آنان[۸]، دانسته میشود نوّاب وظیفهای دو جانبه داشتهاند: از سویی محل زندگی امام را نه فقط از دشمنان، بلکه از شیعیان پنهان نگه میداشتند و از سوی دیگر، به وکلای خود آموزش میدادند مبادا اسمی از آن حضرت به میان آورند؛ از اینرو توانستند شیعیان را از خطر عباسیان مصون دارند.
- ۳. پاسخگویی به پرسشهای فقهی و مشکلات علمی و عقیدتی: نایبان خاص، پرسشهای فقهی و شرعی شیعیان را خدمت امام و پاسخ آنها را به مردم میرساندند. به ویژه در دوره نیابت نایب دوم، محمد بن عثمان، پرسشهای فقهی بسیاری مطرح شد و امام، ضمن توقیعات پرشماری به آنها پاسخ داد. فعالیتهای نایبان خاص به مسایل فقهی محدود نمیشد؛ بلکه وظیفه دیگر آنان حل مشکلات علمی و شرکت در بحثها و مناظرات عقیدتی بود[۹].
- ۴. سازماندهی وکلای حضرت: یکی از تشکلهای مهمی که در دوران امامان پیش از حضرت مهدی(ع) شکل گرفت، تشکیلات وکالت بود. آن بزرگواران، این سازمان را برای آماده کردن هرچه بیشتر مردم، برای تحمل دوران غیبت حضرت مهدی(ع) به وجود آوردند؛ از اینرو هرچه بیشتر میکوشیدند از مواجهه مستقیم، کم کرده، امور را بر عهده افراد شایسته بگذارند. این تشکیلات، به طور رسمی در زمان امام کاظم(ع) پدید آمد؛ امّا در زمان حضرت مهدی(ع) به اوج خود رسید؛ بنابراین، سیاست تعیین وکیل برای اداره امور نواحی گوناگون و برقراری ارتباط میان شیعیان و امامان، از دورانهای امامان پیشین وجود داشت. در عصر غیبت، این تماس با امام زمان، قطع شد و محور ارتباط وکیلان با امام، نایبی بود که امام زمان تعیین میکرد. مناطق شیعهنشین ـ به طور تقریبی ـ مشخص بود و بنا به ضرورت در هر منطقه، وکیلی تعیین میشد. گاهی چند وکیل در مناطق کوچکتر، تحت سرپرستی وکیلی بودند که امام یا نایب خاص برای آنها تعیین میکرد. در مواردی ممکن بود برخی از وکیلان برای یک بار امام زمان (ع) را ملاقات کنند؛ چنانکه محمد بن احمد قطّان "از وکیلان ابو جعفر، نایب دوم" به ملاقات امام نایل شد[۱۰]؛ اما به طور معمول، آنان زیر نظر نایب خاص امام، انجام وظیفه میکردند. بنابر نقل احمد بن متیل قمی، ابو جعفر، ده وکیل در بغداد داشت که نزدیکترین آنان به وی "حسین بن روح" بود[۱۱] که پس از او نایب سوم شد. از دیگر نزدیکان وی، "جعفر بن احمد بن متیل" بوده که از دید بسیاری، وی جانشین ابو جعفر خواهد بود. از روایتی دیگر، دانسته میشود در برابر اموال داده شده به وکیلان، قبضهایی از آنان دریافت میشد؛ اما از نایب خاص، چنین قبضهایی دریافت نمیکردند. زمانی که ابو القاسم، حسین بن روح را به جانشینی برگزید، دستور داد از وی قبضهایی نخواهند[۱۲].
- برخی از این وکیلان، عبارت بودند از:
- احمد بن اسحاق (وکیل در قم)؛
- محمد بن شاذان (نایب در نیشابور)؛
- محمد بن حفص؛
- محمد بن صالح همدانی (وکیل در همدان)؛
- قاسم بن علا(وکیل در آذربایجان)؛
- ابو الحسین محمد بن جعفر اسدی (وکیل در ری)[۱۳]؛
- ابراهیم بن محمد همدانی؛
- ابراهیم بن مهزیار (وکیل در اهواز)؛
- محمد بن ابراهیم بن مهزیار؛
- احمد بن حمزة بن یسع قمی؛
- داوود بن قاسم بن اسحاق؛
- محمد بن علی بن بلال؛
- ابو محمد و جنائی؛
- عبد الله بن ابی غانم قزوینی؛
- حسین بن علی بزوفری؛
- احمد بن هلال عبرتائی؛
- حاجز بن یزید ملقب به "وشاء" وکیل در بغداد[۱۴]. البته سه تن از این افراد محمد بن علی بن بلال، محمد بن صالح همدانی و احمد بن هلال منحرف و از وکالت امام برکنار شدند.
- ۵. آماده کردن شیعیان برای غیبت کبری: یکی از مسؤولیتهای نایبان خاص ـ به ویژه آخرین نایب ـ آماده کردن اذهان عمومی برای غیبت کبری و عادت دادن تدریجی مردم به پنهانزیستی امام و جلوگیری از غافلگیر شدن در موضوع غیبت بود. غیبت ناگهانی امام مهدی(ع) چه بسا باعث انکار مطلق وجود آن حضرت و انحراف افکار عمومی میشد. نمایندگان خاص امام زمان (ع) در دوران غیبت صغری، به این هدف و غرض نایل شدند و افکار و اذهان عمومی را برای غیبت کبری آماده کردند.
- ۶. رهبری دوستداران و طرفداران امام زمان (ع) و حفظ مصالح اجتماعی شیعیان؛ امام زمان (ع) توانست به وسیله نایبان خاص، رهبری خویش را در جامعه اعمال کرده، خسارتهای ناشی از عدم حضور مستقیم خود را جبران نماید. همچنین، کمبودی که به واسطه حاضر نبودن امام، در اجتماع شیعیان پیدا شده بود، پر کرده، مصالح اجتماع آن زمان و دوستداران را ـ در سختترین و پیچیدهترین شرایط اجتماعی و سیاسی ـ حفظ کند و نگذارد شیعیان منحرف شده و متلاشی شوند[۱۵].
- ۷. جلوگیری از فرقهگرایی شیعیان: از مسؤولیتهای مهم نایبان خاص، این بود که شیعیان را از پراکندگی بیشتر مصون دارند. ایشان همواره آن دسته از گفتارهای پیامبر(ص) و امامان(ع) را بیان میکردند که دلالت داشت مجموع پیشوایان معصوم(ع) به دوازده ختم میشود و واپسین آنان غیبت خواهد کرد. نوّاب خاص، در این مرحله، به پیروزی چشمگیری دست یافتند و توانستند انشعابات پدید آمده در مکتب تشیع را کمتر کرده در نهایت، به حداقل برسانند.
- ۸. مبارزه با مدعیان دروغین نیابت: یکی از مسؤولیتهای مهم نایبان خاص، مبارزه با مدعیان دروغین نیابت بود. این مبارزه به طور عمده، با هدایتهای امام ـ با صدور توقیعات از طرف آن حضرت ـ صورت میگرفت[۱۶].
- ۹. گرفتن اموال متعلق به امام و مصرف آن در موارد لازم: هرکدام از نوّاب خاص امام، در دوران سفارت خود، وجوه و اموال متعلق به حضرت را تحویل میگرفت و در مواردی که امام دستور میداد، مصرف میکرد[۱۷].
مقدمه
نایبان خاص حضرت، تلاشها و کوششهای صادقانه و دلسوزانهای در جنبههای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و... داشتند، اما عمده وظایف و فعالیتهای اساسی که مشترک بین همه آنهاست، عبارت است از:
- پنهان نگه داشتن نام، مکان و رفع شک و تردید درباره آن حضرت. از یک طرف نام و محل زندگی امام را نه تنها از دشمنان، بلکه از شیعیان مخفی نگه میداشتند و به وکلای خود آموزش میدادند که مبادا اسمی از حضرت به میان آید، و لذا توانستند شیعیان را از خطر عباسیان مصون دارند، از سوی دیگر بر آنها لازم بود که وجود مبارک امام (ع) را برای هواداران مورد اعتماد به اثبات برسانند، تا خط انحراف نتواند شک و تردید در میان آنها ایجاد کند.
- جلوگیری از فرقهگرایی و انشعابات شیعیان.
- پاسخگویی به سؤالات فقهی و مشکلات علمی و عقیدتی؛ نواب خاص، سؤالات فقهی و شرعی شیعیان را به خدمت امام (ع) میرساندند و پاسخ آنها را میگرفتند و به مردم ابلاغ میکردند.
- مبارزه با مدعیان دروغین نیابت.
- اخذ و توزیع اموال متعلق به امام.
- سازماندهی وکلاء؛ بنا به ضرورت در هرمنطقهای وکیلی تعیین شده و گاه چند وکیل در مناطق کوچکتر تحت سرپرستی وکیلی قرار داشتند که امام و بعدا نواب برای آنها تعیین میکردند. این وکلاء اموالی را که بابت وجوهات میگرفتند به شیوههای گوناگونی به بغداد، نزد نواب میفرستادند و آنها نیز طبق دستور امام (ع) در مواردی که لازم بود، به کار میگرفتند[۱۸].[۱۹]
پانویس
- ↑ طوسی، الغیبة، ص ۳۶۴، ح ۳۳۱.
- ↑ طوسی، الغیبة، ص ۳۵۳ و بحار الانوار، ج ۵، ص ۳۱۸.
- ↑ گاهی نایبان خاص در گفتوگوها و مناظرهها، محتوای استدلال خود را از امام مهدی(ع) گرفته و ابلاغ میکردند. الغیبه، طوسی، ص ۲۹۳.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۸۲؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص ۲۸۱؛ بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۵۰.
- ↑ الغیبة، طوسی، ص ۲۹۲.
- ↑ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۷۶، ح ۲۶.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، جلد ۲ ص ۲۰۳.
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۲۲۲
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۷۶
- ↑ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۴۴۲
- ↑ نعمانی، الغیبة، ص ۲۲۵.
- ↑ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص ۲۳۶؛ غفارزاده، علی، پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاص امام زمان (ع)، ص ۸۵.
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۱۵، ح ۳۹۱؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ح ۲، باب ۴۳، ۱۶
- ↑ ر.ک: رجال کشی؛ کمال الدین و تمام النعمة؛ کتاب الغیبة.
- ↑ ر. ک: صدر، سیّد محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ص ۴۲۶.
- ↑ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۲۴۴
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۴۵۱ – ۴۵۴ و درسنامه مهدویت ج۲، ص۸۴-۸۹.
- ↑ زندگانی نواب خاص امام زمان، علی غفارزاده، ص ۸۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۷۵۶.