برهان نظم در فلسفه دین و کلام جدید
مقدمه
برهان نظم از مشهورترین برهانها برای اثبات وجود خداوند این راه خداشناسی، تأمل در نشانههای خدا در جهان و به تعبیر قرآن کریم، «تفکر در آیات الهی» است. پیشینه این استدلال به بلندای عمر انسانها است؛ چراکه انسانها از دیرباز با دیدن پدیدههای منظم و هماهنگ جهان این پرسش را مطرح میکردند که این نظم و هماهنگی را چه کسی سامان داده است و آیا ممکن است خود اجزاء با همکاری همدیگر این نظم دقیق بوده باشند؟ یا باید حتماً نظمدهندهای دانا و حکیم و باتدبیر چنین مجموعه منظمی را پدید آورده باشد؟
گرچه شاید پاسخ برخی این بوده که همه این نظم و هماهنگی امری کاملاً اتفاقی است و بر وجود هیچ ناظمی دلالت نمیکند، ولی بیشتر انسانها که عاقلانه به این پرسش پاسخ دادهاند، دست توانای خداوند حکیم را ورای این هماهنگی دیدهاند. بنابراین، یکی از راههای رسیدن به وجود خداوند، نظم حاکم بر هستی عالم است و چون این برهان، برهانی همهفهم است و هر انسانی، حتی غیرآشنا با استدلالات فلسفی به سهولت میتواند آن را درک کند، بنابراین، انبیاء بر این برهان بسیار تأکید میکردند. در قرآن نیز آیات زیادی هست که انسان را به نظم موجود در هستی توجه میدهد و آن را نشانهای برای وجود خداوند معرفی میکند[۱].
به راستی، در آسمان و زمین برای مؤمنان نشانههایی است و در آفرینش خودتان و آنچه از انواع جنبندهها پراکنده میگرداند، برای مردمی که یقین دارند، نشانههایی است. و نیز پیاپیآمدن شب و روز و آنچه خدا از روزی از آسمان فرود آورده و به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است. و همچنین، در گردش بادها به هر سو، برای مردمی که میاندیشند، نشانههایی است. اینها آیات خداوند است که به حق آن را بر تو میخوانیم. پس، بعد از خدا و نشانههای او به کدام سخن خواهند گروید؟[۲]
اهل بیت(ع) نیز در بیانات مختلف برای اثبات خالق هستی به این برهان تمسک میکردند. امام صادق(ع) به یکی از اصحاب خود چنین میفرمایند: ای مفضل، نخستین عبرت و دلیل بر خالق ـ جل و علا ـ هیئتبخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظمآفرینی در آن است. از اینرو، اگر با اندیشه و خرد در کار عالم نیک و عمیق تأمل کنی، هرآینه آن را چون خانه و سرایی مییابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازهگیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است؛ آفریننده آن یکی است و او همان شکلدهنده، نظمآفرین و هماهنگکننده اجزای آن است[۳].[۴]
ویژگیهای برهان نظم
- در این راه به مقدمات پیچیده و فنی نیاز نیست و سادهترین بیانی است که میتوان در این زمینه مطرح کرد و به همین دلیل برای همه مردم در هر سطحی از معلومات قابل فهم است.
- این راه انسان را مستقیماً به سوی خدای آفریننده دانا و توانا رهنمون میشود؛ برخلاف بسیاری از براهین فلسفی و کلامی که در آنها نخست موجودی با عنوان «واجب الوجود» اثبات میشود و علم، قدرت، حکمت، خالقیت و ربوبیت و دیگر صفات او را باید با براهین دیگر اثبات کرد.
- این راه بیش از هر چیز نقش بیدارکردن فطرت و به آگاهیرساندن معرفت فطری را دارد و با تأمل در جزئیات آن، حالتی عرفانی به انسان دست میدهد که گویا دست خدا را در ایجاد و تدبیر پدیدههای جهان میبیند[۵].[۶]
تقریر برهان نظم
برهان نظم به صورتهای مختلفی تقریر میشود و هسته مشترک همه این تقریرات را میتوان به این صورت بیان کرد:
مقدمه اول: عالم طبیعت، نظم و هماهنگی و پدیدههای بسیار منظمی در عالم وجود دارد.
مقدمه دوم: بر اساس عقل هرکسی، هر نظمی ناظم باشعور و حکیمی دارد که با علم و آگاهی، اجزای پدیده منظم را با هماهنگی خاصی و برای رسیدن به هدف مشخصی کنار هم نهاده است.
نتیجه: بنابراین، عالم طبیعت با طرح و تدبیر ناظم با شعور و عالمی به پدید آمده و نظمدهندهای دارد که خدای علیم و حکیم است[۷].
تعریف نظم
واژه نظم در برابر هرج و مرج و آشفتگی به کار میرود و پدیده منظم، مجموعهای است که ارتباط اجزای آن به گونهای است که همگی هدف واحد و مشخصی را دنبال میکنند. به عبارت دیگر، نظم، گردآمدن اجزای متفاوت با کیفیت و کمیت ویژهای در یک مجموعه است، به گونهای که همکاری و هماهنگی آنها هدفی معین دارد. بنابراین، در هر پدیده منظم میتوان بیان کرد:
- طراحی و برنامهریزی دقیق؛
- سازماندهی حساب شده؛
- هدفمندی[۸].[۹]
وجود نظم در هستی
برای استفاده از این برهان باید وجود نظم در جهان را اثبات کرد؛ یعنی اول باید وجود نظم در عالم هستی اثبات شود و سپس بر اساس اصل عقلی «هر نظمی به ناظمی نیاز دارد»، وجود ناظم برای جهان اثبات شود. برای این منظور میتوان گفت، نظم موجود در جهان هستی در چهار بخش مطرح است:
- نظم فاعلی؛ یعنی جهان آفرینش بر اساس نظام سبب و مسبب تنظیم شده و شروعکننده آن، فاعل مستقل و بینیاز مطلق، یعنی خداوند سبحان است. ﴿وَاللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا﴾[۱۰].
- نظام درونی و بیرونی؛ یعنی هر موجودی چنان منظم و مجهز آفریده شده است که همه لوازم مورد نیاز او که در تکامل او نقش دارد، به او داده شده است و تعبیر ﴿أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾[۱۱] یعنی بهترین خلقکنندگان که خداوند درباره خودش به کار برده نشاندهنده این نظم است.
نظام غایی؛ یعنی هر موجودی هدف و مقصد مشخصی را تعقیب میکند و اصل و سرسلسله غایتها چیزی جز وجود خدای سبحان نیست و همه موجودات اعم از ثابت و سیار، طالب کمال بالذات، مطلق و نامحدودند و خداوند علاوه بر «اول الاولین» بودن، «آخر الآخرین» نیز هست.
جامعترین آیهای که در آن به همه این نظامهای حاکم بر جهان هستی اشاره شده، آیهای است که حضرت موسی در مقابل پرسش فرعون که گفت: خدای تو کیست؟ فرمود: ﴿رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى﴾[۱۲]؛ خدای من کسی است که خلقت هر چیزی را به او داد و سپس او را هدایت کرد[۱۳].
از سوی دیگر باید توجه داشت که محور بحث در وجود نظم گاهی موجودات مادی و طبیعی هستند. در این صورت باید با علوم تجربی وجود چنین نظمی را اثبات کرد. گاهی هم موجودهای مجردی متعلق به امور مادی منظور هستند که وجود نظم در چنین موجوداتی را باید با علوم ریاضی اثبات کرد. در برخی موارد هم وجود نظم در موجودات مجردی است که ذاتاً تعلقی به امور مادی ندارند، ولی آنچه که این موجودات از آنها حکایت میکنند، گاهی مادی و گاهی مجرد هستند؛ مانند افکار و اندیشههای منظم که به صورت برهان در اذهان ظهور و بر اشیای خارجی اعم از مجرد و مادی دلالت میکند و از آنها حکایت دارد. وجود چنین نظمی را هم باید با منطق و حکمت و کلام اثبات کرد.
از بین همه این موارد نظم، آنچه که در برهان نظم مورد نظر است، همان نظم طبیعی در موجودات مادی است که اثبات آن با علوم تجربی است[۱۴].
«ویلیام پالی»، از فیلسوفان قرن هیجدهم در غرب برای تدوین این برهان به چشم انسان توجه و آن را با یک ساعت مقایسه کرده است. او بر این مطلب تأکید میکند که اجزای مختلف چشم برای ایجاد بینایی به روش پیچیدهای با هم همکاری میکنند. او سپس استدلال میکند که فقط در صورت فرض یک ناظم و مدبر فراطبیعی است که میتوان سازگاری این اجزاء را در جهت این هدف خاص تبیین کرد.
پالی استدلال میکند اگر شخصی زندگیکننده در یک جزیره دورافتاده ساعتی را پیدا کند، حتماً این فرض را تصدیق خواهد کرد که این ساعت را موجود هوشمندی ساخته است. به همین دلیل، انسان حق دارد با بررسی چشم خود، این نتیجه را بگیرد که این چشم را موجود هوشمندی ساخته است و از آنجا که ما هیچ مدبر و طراحی را نمیبینیم باید یک طراح ناپیدا را در پشت صحنه فرض کنیم[۱۵].[۱۶]
برهان نظم و نظریه تکامل
از نظر برخی نظریه تکاملی داروین که در آن تبیین خاصی از نظم موجود در موجودات بیان شده است دیدگاه توحیدی را بیاعتبار میکند و لازم نیست دیگر برای نظم موجود در مخلوقات ناظمی حکیم و دانا و باشعور فرض کنیم. بنا بر نظریه تکاملی، ساختارهای پیچیده موجودات زنده امروزی به سبب فرایند طبیعی محض از موجودات سادهتری پدید آمدهاند و دو عامل «جهش یاموتاسیون» و «ازدیاد نسل» نقش اساسی در این فرایند داشتهاند.
جهش هنگامی اتفاق میافتد که کودک با والدین خود چنان تفاوت یابد که بتواند این دگرگونی را به نسلهای آینده انتقال دهد و آنها هم به نسلهای بعد و... عامل دوم هم اینگونه مؤثر است که اگر تولیدمثل موجودات بیش از ظرفیت محیط باشد، در این صورت برای ذخیره غذای موجود رقابت شدیدی درمیگیرد و در نتیجه، هرگونه موجودی که در تأمین غذا از همنوعان خود قویتر است، فرصت بیشتری برای ادامه حیات، پیدا و خصوصیات خود را به نسل بعد خود منتقل میکند. در نتیجه، ما مجموعهای از عوامل طبیعی را داریم که با عملکرد آنها جهان زنده پیوسته در جهت سازگاری بیشتر متحول میشود[۱۷].
نقد: انتقادات و اشکالات متعددی درباره این دیدگاه مطرح شده است:
- طبق نظریه داروین موجودات زنده پیچیدهتر از موجودات زنده سادهتر پدید آمدهاند؛ ولی در آن درباره منشأ موجودات ساده چیزی بیان نشده است، همچنین، ساختار این موجودات ساده باید به گونهای باشد که بتواند نیازهای آنها را برآورده کند وگرنه نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند. در واقع، در این دیدگاه تبیین کاملی درباره نظم نهایی در جهان نیامده بلکه صرفاً بیانگر این است که چگونه بعضی موجودات از بعضی دیگر تکامل یافتهاند. بنابراین، جایگزین تبیین توحیدی نیست[۱۸].
- در صورت اثبات درستی نظریه داروین بازهم این نظریه نظریه وجود ناظمی الهی را باطل نمیکند؛ زیرا طرفداران نظریه ناظم الهی در این صورت میتوانند جواب دهند که چنین ناظم حکیم و علیمی برای خلق جهان و موجودات پیچیده آن طرح بلندمدت داشته است و باید موجودات پیچیده به تدریج و در طی فرایند تکاملی پدید میآمدند.
- از سوی دیگر، دیدگاه داروین فقط یک فرضیه به اثبات نرسیده است و مخالفان زیادی دارد و با بسیاری از نظریات علمی هم ناسازگار است[۱۹].[۲۰]
منابع
پانویس
- ↑ سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی ۱، ص۷۳-۷۴.
- ↑ ﴿إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ * وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ * وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ * تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ﴾ «بیگمان در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است * و در آفرینش شما و جنبندگانی که (خداوند روی زمین) میپراکند نشانههایی است برای گروهی که یقین دارند * و در پیاپی آمدن شب و روز و در بارانی که خداوند از آسمان فرو میبارد و زمین را پس از مردن آن بدان زنده میدارد و در گرداندن بادها نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند * اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ میخوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان میآورند؟» سوره جاثیه، آیه ۳-۶؛ همچنین، ر.ک: ﴿وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾ «و اوست که از آسمان، آبی فرو فرستاد و با آن هرگونه روییدنی را برون آوردیم آنگاه از آن جوانه سبزی بیرون کشیدیم که از آن دانههایی بر هم نشسته بیرون میآوریم و از شکوفه خرما، خوشههایی دسترس و باغستانهایی از انگور (بیرون میآوریم) و زیتون را و انار را همگون و غیر همگون (پدید میآوریم)؛ به میوه آن چون ثمر آورد و به رسیدن آن بنگرید! بیگمان در اینها برای گروه مؤمنان نشانههایی است» سوره انعام، آیه ۹۹؛ ﴿أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ * فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ﴾ «آیا به شتر نمینگرند که چگونه آن را آفریدهاند؟ * و به آسمان که چگونه آن را برافراشتهاند؟ * و به کوهها که چگونه آنها را برگماردهاند؟ * و به زمین که چگونه آن را گستردهاند؟ * پس پند بده که تنها تو پند دهندهای * تو بر آنان چیره نیستی،» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳، ص۶۱.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۱۸.
- ↑ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۵۰.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۱۹.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۱۹.
- ↑ سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی ۱، ص۷۵.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۲۰.
- ↑ «و خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن زمین را پس از آنکه مرده بود زنده گردانید» سوره نحل، آیه ۶۵.
- ↑ «نیکوترین آفریدگاران» سوره مؤمنون، آیه ۱۴؛ سوره صافات، آیه ۱۲۵.
- ↑ «پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، ص۱۰۶-۱۱۲.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص۳۲.
- ↑ جمالینسب، علیرضا، و محمدرضایی، محمد، براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، برگرفته از: دائرة المعارف پل ادواردز، ص۷۷-۷۸.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۲۰.
- ↑ جمالینسب، علیرضا، و محمدرضایی، محمد، براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، برگرفته از: دائرة المعارف پل ادواردز، ص۷۹-۸۰.
- ↑ جمالینسب، علیرضا، و محمدرضایی، محمد، براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، برگرفته از: دائرة المعارف پل ادواردز، ص۸۰.
- ↑ سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی ۱، ص۸۰-۸۱؛ همچنین درباره برهان نظم میتوانید به شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم استاد شهید مطهری، در مجموعه آثار ایشان، ج۶، ص۹۴۰-۹۵۶ مراجعه کنید.
- ↑ میرزائی، رضا، مقاله «برهان نظم»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۲۱.