ترس در عرفان اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

منزل خوف مثبت و خشیت علمی

از منازلی که سالک حقیقت بر طریقت شریعت بدان می‌رسد، خوف مثبت از آینده و خشیت نسبت به عظمت الهی است. اصولاً انسان نسبت به چیزی که نمی‌داند و نمی‌شناسد به گونه‌ای برخورد می‌کند که آثار ترس در آن ظاهر است؛ این ترس برای آن است که نمی‌داند، آینده چه می‌شود؟ بیشترین ترس و خوف نسبت به این است که داشته‌هایش را از دست بدهد و دچار فقدان چیزی یا کسی دچار شود؛ این حالت ترس خود اضطراب ایجاد می‌کند و آرامش و سکونت و اطمینان را از انسان سلب می‌کند. خوف و ترس در حقیقت به معنای انتظار چیزی ناخوشایند به واسطه علایم ظنّی و احتمالی یا علمی و قطعی است[۱]. گاه خوف نقیض رجا دانسته شده است؛ زیرا رجا به معنای امید در اصطلاح به توقع و انتظار امری پسندیده با توجه به نشانه‌های محتمل و گمان به وقوع امر شادمانی‌بخش و نشاط‌آور است[۲].

به نظر می‌رسد که ترس و خوف دارای درجات و مراتب متعددی است؛ زیرا تأثیر عوامل بیرونی در درون انسان می‌تواند متفاوت باشد. هر یک از عوامل می‌تواند مرتبه‌ای ترس را ایجاد کند که با دیگری متفاوت است. از این روست که برای خوف حالات بسیاری گفته شده و در ادبیات و فرهنگ قرآنی برای هر یک از درجات و مراتب آن واژه و کلمه‌ای به کار برده شده است. در فرهنگ قرآنی برای بیان مراتب تشکیکی ترس و خوف از واژه‌هایی مانند «حذر»، «خشیت»، «خوف»، «رعب»، «رهب»، «شفق»، «فزع»، «وجلة»، «یفرقون»، «وجس» و آنچه به گونه‌ای معنای ترس را می‌رساند، مانند ﴿وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ[۳] استفاده شده است. با توجه به اینکه عوامل خوف می‌تواند حقیقی یا غیر حقیقی باشد، خوف نیز می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛ زیرا خوف و ترس نسبت به امر موهوم خوف مثبتی نیست و انسان نباید براساس تصورات خیالی و موهومات، زندگی را بر خود تلخ کند؛ زیرا ترس هر چند نسبت به آینده است؛ ولی آثار آن در لحظه خودنمایی می‌کند و آرامش را از وی سلب می‌کند؛ اما اگر این ترس نسبت به امر احتمال ظنی یا قطع علمی باشد، ترس مثبتی است؛ زیرا موجب می‌شود تا انسان خود را برای مواجهه با آن آماده کند یا عوامل آن را از میان بردارد؛ چراکه اگر این عوامل وجود داشته باشد، در آینده با نقص و مشکلی مواجه می‌شود. از جمله مهم‌ترین نوع ترس مثبت، ترس از خدا است. اگر این ترس از روی علم و آگاهی و شناخت حقیقی نسبت به عظمت و جلال الهی باشد؛ چنین ترسی که از آن به خشیت یاد می‌شود، بسیار مفید و سازنده است.

از نظر قرآن ترس از خدا می‌تواند شامل ترس از مقام عظمت الهی[۴]، عذاب الهی[۵]، وعید[۶]، سوء حساب[۷] و مانند آنها باشد. این ترس امری مثبت و سازنده برای انسان و کسب کمالات او است. از این روست که خدا در قرآن بندگانش را از این امور بیم می‌دهد[۸].

آنچه در عرفان از آن سخن به میان می‌آید، خوف از خدا و مقامات اوست که باید به عنوان یک خوف حقیقی در نفس هر انسانی وجود داشته باشد؛ زیرا این خوف به عنوان عامل مهم بازدارنده از کارهایی عمل می‌کند که مناسب انسان و کمال‌یابی او نیست یا سد راه کمال‌یابی او می‌شود. در حقیقت خوف از خدا و از آینده قطعی موجب می‌شود تا انسان گام‌ها را با احتیاط بردارد و در هر کار و امری بدون اندیشه و تدبر وارد نشود و به کاری نپردازد. وقتی به فلسفه تخویف و ترساندن خدا از خود نظر می‌شود، به سادگی می‌توان اهمیت و ارزش خوف مثبت از خدا را دریافت؛ زیرا از مهم‌ترین کارکردها و اهداف خوف از خدا، تزکیه نفس است. وقتی خداوند از خود یا اموری انذار می‌دهد و می‌ترساند، این انذار موجب می‌شود تا انسان به سمت و سوی تزکیه نفس حرکت کند. خدا می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ[۹].

در حقیقت انسان با خوف از خدا و خشیت عالمانه از او[۱۰] است که در مسیر کمالی گام بر می‌دارد و از آموزه‌های وحیانی شریعت اسلام برای عبادت تقوایی و کسب آثار آن تلاش می‌کند. این‌گونه است که صیرورت و شدن‌های او به سوی خدایی شدن و مظهریت اسم الله خواهد بود و با خدای کمالی با کمالات اکتسابی به شکل مظهریت مواجه می‌شود و در امنیت و آرامش و آسایش ابدی قرار می‌گیرد. از نظر قرآن دومین تأثیر چنین خوف و خشیتی از خدا که به عنوان فلسفه و هدف مطرح شده، کسب تقوای الهی است که در همان ساختار تزکیه نفس قرار می‌گیرد. خدا می‌فرماید: ﴿وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ[۱۱].

به نظر می‌رسد که توجه به اهمیت و آثار خوف و خشیت از خدا نقش سازنده‌ای در ایجاد چنین ترس مثبتی دارد. از این روست که خدا در آیات قرآنی به آثار چنین خوفی اشاره کرده است. از نظر قرآن، ترس و خشیت از خدا موجب می‌شود تا انسان از محرمات و گناهان اجتناب کرده[۱۲] و به واجبات بپردازد[۱۳]. از این روست که در قرآن، خوف از خدا را عاملی مهم در اجتناب از بدی‌ها[۱۴]، هواهای نفسانی[۱۵]، پرهیز از دین‌فروشی[۱۶]، پرهیز از قتل[۱۷]، اطعام به نیازمندان از اسیر و یتیم و فقیر[۱۸]، پایبندی به عهد[۱۹]، سبقت در نیکی‌ها[۲۰]، عمل به کتب الهی[۲۱] و مانند آنها دانسته شده است.

چنین ترس و خوف آگاهانه و عالمانه موجب می‌شود تا انسان به گونه‌ای عمل کند که از نقص برهد و به کمال الهی نزدیک شود. به عنوان نمونه ترس از خدا و روز قیامت، عامل اطعام ابرار و مقربان به نیازمندان یتیم و اسیر و فقیر می‌شود و رفتارهای انسان را در دنیا به شکل بسیار مفید و سازنده تحت تأثیر قرار می‌دهد[۲۲].

از نظر قرآن، فقط خداوند، شایسته خوف و خشیت است[۲۳]. البته همگان به چنین خوف آگاهانه نمی‌رسند، بلکه کسانی چون اولوا الالباب و صاحبان خرد[۲۴]، متقین[۲۵]، بندگان خاص[۲۶] و مؤمنان[۲۷] به چنین مرتبه‌ای از خشیت می‌رسند.

به هر حال، خوف آثار متعددی دارد، ولی تأثیر اصلی خوف بر روح و جان سالک است که آن را می‌سوزاند و از آن طریق بر بدن سالک و جوارح و صفات او اثر می‌گذارد. خوف بر بدن تأثیر می‌گذارد و موجب لاغری و زردی و ضعف و گریه و گاه مرگ می‌شود، و گاهی اندیشه آدمی را آشفته می‌سازد و عقل را فاسد می‌کند یا انسان را به قنوط و یأس می‌کشاند که در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده است. همچنین از نظر قرآن، انسان نباید حتی خشیت عالمانه از غیر خدا را هم‌سنگ خشیت از خدا قرار دهد؛ چراکه خشیت از خدا کجا و خشیت از خلق خدا کجا؟ پس کسانی که چنین عمل و رفتار نمی‌کنند، رویه‌ای ناپسند در پیش گرفته و باید آن را اصلاح کنند[۲۸].

باید توجه داشت که براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، انسان باید عبادتش براساس محبت باشد که از آن به عبادت حبی یاد می‌شود؛ ولی این بدان معنا نیست که ایمان طمع به بهشت و خوف از دوزخ نادرست باشد؛ خدا می‌فرماید: ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ[۲۹]. در جایی دیگر درباره مقام محسنین می‌فرماید: ﴿وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ[۳۰]. پس آن‌که از امیرمؤمنان امام علی(ع) و امام حسین(ع) روایت شده که بندگان و پرستش‌کنندگان سه قسم هستند: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ»[۳۱]؛ «گروهی خدا را برای چشم‌داشت، می‌پرستند و این پرستش بازرگانان است؛ گروهی او را از روی ترس عبادت می‌کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاس‌مندانه می‌پرستند و این پرستش آزادگان است».

از نظر قرآن عبادت خوفی و یا همان رهبی بردگان و عبادت رغبتی و تجارتی به معنای آن نیست که عبادتی نادرست و ناروا باشد[۳۲]؛ زیرا خوف و رجا که در این عبادت خودش را نشان می‌دهد، یکی از انواع حالات مطلوب برای آدمی است و انسان باید خوف و خشیت از خدا داشته باشد و در برابر عظمت او تعظیم و تواضع کند؛ چنان‌که باید به رحمت‌الله امید داشته و این‌گونه خود را از یأس و نومیدی دور نگه دارد. با این همه ترکیب سه‌گانه بهترین حالت عبادت است که عاشقانه با خوف و رجا عبادت کند؛ چنان‌که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) براساس آیات قرآنی از جمله آیات ۵ تا ۱۰ سوره انسان این‌گونه عبادت می‌کردند.[۳۳]

درجات خشیت عرفانی و آثار آن

خواجه عبدالله انصاری در تعریف و درجات خوف می‌نویسد: الخَوْفُ هُوَ الِانْخِلاعُ عَنْ طُمَأْنِينَةِ الْأَمْنِ بِمُطالَعَةِ الْخَبَرِ؛ هُوَ عَلى ثَلاثِ دَرَجاتٍ: الدَّرَجَةُ الْأُولى الْخَوْفُ مِنَ الْعُقُوبَةِ، وَ هُوَ الْخَوْفُ الَّذي يَصِحُّ بِهِ الْإِيمَانُ، وَ هُوَ خَوْفُ الْعامَّةِ، وَ هُوَ يَتَوَلَّدُ مِنْ تَصْدِيقِ الْوَعِيدِ، وَ ذِكْرِ الْجِنَايَةِ، وَ مُراقَبَةِ الْعَاقِبَةِ. وَ الدَّرَجَةُ الثّانِيَةُ خَوْفُ الْمَكْرِ فِي جَرَيَانِ الْأَنْفَاسِ الْمُسْتَغْرِقَةِ فِي الْيَقْظَةِ، الْمَشُوبَةِ بِالْحَلاوَةِ. وَ لَيْسَ فِي مَقَامِ أَهْلِ الْخُصُوصِ وَحْشَةُ الْخَوْفِ إِلَّا هَيْبَةُ الْإِجْلَالِ، وَ هِيَ أَقْصى دَرَجَةٍ يُشَارُ إِلَيْها فِي غَايَةِ الْخَوْفِ، وَ هِيَ هَيْبَةٌ تُعَارِضُ الْمَكاشِفَ أَوْقاتِ الْمُنَاجَاةِ، وَ تَصُونُ الْمَشاهِدَ أَحْيَانَ الْمُسامَرَةِ، وَ تَقْصِمُ الْمُعايِنَ بِصَدْمَةِ الْعِزَّةِ. خوف اصطلاحی و عرفانی، کندن اطمینان و امنیت از دل به مطالعه اخبار است. اینکه انسان نسبت به آینده مطمئن نباشد و بی‌احتیاط عمل نکند. این خوف همانند دیگر منازل دارای سه مرتبه عام و خاص و اخص است. مرتبه اول که همان خوف عامه است، خوف از عقوبت است که به وسیله آن ایمان تصحیح شده و بر ایمان شخص صحه گذاشته می‌شود. خاستگاه و منشأ این خوف از تصدیق وعید الهی و یادآوری جنایت خود و مراقبت نسبت به عواقب اعمال متولد می‌شود.

مرتبه دوم که خوف خاص است، خوف از مکر الهی هنگامی که نفس انسانی غرق در یقظه و بیداری است و حلاوت و شیرینی آن را می‌چشد. و در این مقام وحشت خوف و ترس به سبب عظمت و هیبت جلال الهی دست می‌دهد. آن برترین درجه‌ای است که در غایت خوف به آن اشاره می‌شود و آن هیبتی است که قوت باطن به مرحله‌ای رسیده که نور و جلال خدا را در دل کشف می‌کند و بر اثر آن جلالی می‌شود. و هیبت جلال طوری در دل او می‌افتد که وقتی مشغول دعا و راز و نیاز و مناجات با خدا می‌گردد، حالت هیبت را بیشتر احساس می‌کند که اهل شهود را از افتادن در دام مسامره و رفاقت بسیار نزدیک مصون نگه می‌دارد و اجازه جسارت و گستاخی نمی‌دهد و وقتی هیبت و عظمت جلال در دل سالک وارد شود و عزت و جلال خدا را معاینه کند، آن خوف و هیبت در دل، او را به صدمه می‌اندازد و همان حالت مدهوشی و صعقه‌ای که برای حضرت موسی کلیم(ع) در کوه طور پیش آمد برای او رخ می‌دهد[۳۴]. وی در صد منزل خوف را ترس دانسته و گفته است که ترس حصار ایمان است و تریاق تقوا و سلاح مؤمن است و آن سه قسم است: «یکی خاطر، دیگری مقیم و سوم غالب». ترس خاطری، خوفی است که به مقام ثبات نرسیده یعنی می‌آید، خطور می‌کند و می‌رود. از این قوی‌تر خوف مقیم است؛ یعنی در دل اقامت و استمرار دارد. خوف بالاتر خوف غالب است. خوف اول و دوم، خوفی از ناحیه خود سالک است، اما خوف سوم، حالتی از غلبه است که خدا بر دل سالک می‌اندازد. وقتی در نشانه‌های خوف وارد شویم، هرکدام از سه خوف واضح‌تر می‌گردد. به هر حال، خوف خاصان منبعث از ایمان است؛ خوف متوسطان از بریدگی از حق و تیرگی زلال معرفتشان است؛ خوف عوام از خشم و کیفر خداست.[۳۵]

خاستگاه و منشأ خوف

عارفان منشأ خوف سالک را چهار چیز دانسته و نوشته‌اند:

  1. نخستین ترسی که گریبان‌گیر سالک می‌شود ناشی از تفکر و شناخت شدت سختی‌ها و خطراتی است که به اقتضای عدل و قهر الهی، به دلیل کوتاهی و تقصیر در انجام طاعت و جسارت در ارتکاب اعمال زشت و معصیت‌آمیز، او را تهدید می‌کند؛ خواه سختی‌های دنیوی، از قبیل مصائب و بلاهای مادی و ظاهری همچون درد و بیماری و نیز پیامدهای تلخ و ناگوار معنوی همچون سلب شدن ایمان، خواه سختی‌های عالم برزخ و....
  2. دومین امری که منجر به خوف سالک می‌شود نگرانی او از ابتلا به اموری است که مقدمه و سبب دچار شدن به سختی‌ها و محرومیت‌هایی است که در بند قبل ذکر شد مثل آلودگی به معصیت و گناه.
  3. سومین ترسی که به عارف دست می‌دهد، ناشی از مشاهده نقصان ذاتی خود و جمیع ممکنات و سیه‌رویی ذاتی کائنات است؛ لذا عارف اگر عبادت همه خلق را داشته باشد، بر اثر رؤیت قصور و تقصیر خود در ادای وظایف بندگی آن‌گونه که سزاوار خداوند است و آگاهی بر کثرت معاصی و عیوب نفس خویش، تمام وجودش را خجلت و ترس در بر می‌گیرد.
  4. چهارمین ترسی که تمام وجود عارف را در بر می‌گیرد ناشی از هیبتی است که بر اثر معرفت شهودی به عظمت و کبریایی حضرت حق و تجلّی جلال و عظمت الهی بر قلب او، بر وی عارض می‌شود؛ چراکه نفس عظمت و بزرگی، خوف‌آفرین است.[۳۶]

منابع

پانویس

  1. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۰۳، «خوف».
  2. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه رجو.
  3. «و آنگاه که چشم‌ها کلاپیسه شد و دل‌ها به گلوها رسید» سوره احزاب، آیه ۱۰.
  4. ﴿وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ «و شما را پس از آنان در این سرزمین جای خواهیم داد؛ این برای کسی است که از ایستادن در پیشگاه من و از هشدار من می‌هراسد» سوره ابراهیم، آیه ۱۴؛ ﴿وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ «و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶؛ ﴿وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى «و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛» سوره نازعات، آیه ۴۰.
  5. ﴿قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ «بگو اگر من از (فرمان) پروردگارم سرپیچی کنم از عذاب روزی سترگ بیم دارم» سوره انعام، آیه ۱۵؛ ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ «و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم» سوره یونس، آیه ۱۵؛ ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ «به راستی در این، نشانه‌ای است برای کسی که از عذاب جهان واپسین بیم دارد؛ آن روزی است که مردم در آن فراهمند و آن، روز حضور (مردم) است» سوره هود، آیه ۱۰۳.
  6. ﴿وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ «و شما را پس از آنان در این سرزمین جای خواهیم داد؛ این برای کسی است که از ایستادن در پیشگاه من و از هشدار من می‌هراسد» سوره ابراهیم، آیه ۱۴؛ ﴿نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ «ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.
  7. ﴿وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ «و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب هراس دارند؛» سوره رعد، آیه ۲۱.
  8. ﴿لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ «آنان را از فراز سر و از زیر پایشان سایه‌بان‌هایی از آتش است، این است که خداوند بندگانش را با آن می‌هراساند، ای بندگان من! از من پروا کنید» سوره زمر، آیه ۱۶.
  9. «تو تنها کسانی را که در نهان از پروردگارشان می‌هراسند و نماز را بپا می‌دارند هشدار می‌دهی و هر کس پاکیزگی پیشه کند به سود خویش کرده است و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره فاطر، آیه ۱۸.
  10. ﴿وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ «و همچنین از مردم و جنبندگان و چهارپایان که با رنگ‌های گونه گونند؛ از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او می‌هراسند، بی‌گمان خداوند پیروزمندی آمرزنده است» سوره فاطر، آیه ۲۸.
  11. «و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان می‌هراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۵۱.
  12. ﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ «و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰؛ ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ «و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیام‌رسانی روشن بر عهده فرستاده ماست» سوره مائده، آیه ۹۲؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ «ای مؤمنان! خداوند شما را (در حال احرام) به چیزی از شکاری که دست یا نیزه‌تان به آن می‌رسد می‌آزماید تا معلوم دارد که چه کسی از او در نهان می‌ترسد؟ بنابراین هر کس پس از این، تجاوز کند عذابی دردناک خواهد داشت» سوره مائده، آیه ۹۴.
  13. ﴿يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ «از پروردگارشان که بر آنها چیرگی دارد می‌هراسند و آنچه فرمان می‌یابند بجای می‌آورند» سوره نحل، آیه ۵۰.
  14. ﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ «روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.
  15. ﴿وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى «و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛» سوره نازعات، آیه ۴۰.
  16. ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ «ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.
  17. ﴿لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.
  18. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ * وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ * وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است * خداوند به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان آمرزش و پاداشی سترگ دارند * و کسانی که کفر ورزیده و آیات ما را دروغ دانسته‌اند دوزخی‌اند» سوره مائده، آیه ۸-۱۰.
  19. ﴿يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ «ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید» سوره بقره، آیه ۴۰.
  20. ﴿إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ «به یقین آنان که از ترس پروردگارشان هراسانند * و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان دارند * و آنان که برای پروردگارشان شریک نمی‌آورند * و کسانی که آنچه (باید در راه خداوند) دهند می‌دهند، در حالی که دل‌های آنان هراسان است که به سوی پروردگارشان باز می‌گردند * آنان در نیکی‌ها می‌شتابند و برای آن پیشگامند» سوره مؤمنون، آیه ۵۷-۶۱.
  21. ﴿وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ «و چون خشم موسی فرو نشست الواح را برداشت و در نوشته آن برای آنان که از پروردگارشان می‌هراسند رهنمود و بخشایشی بود» سوره اعراف، آیه ۱۵۴.
  22. ﴿إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا «نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۵-۱۰.
  23. ﴿يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ «ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید» سوره بقره، آیه ۴۰؛ ﴿وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ «و از هرجا بیرون رفتی رؤیت را به سوی مسجد الحرام بگردان و هرجا که باشید رؤیتان را به سوی آن بگردانید تا مردم را بر شما حجّتی نباشد مگر (از سوی) کسانی از ایشان که ستم می‌ورزند پس، از آنان مهراسید و از من بهراسید و (چنین فرمان دادم) تا نعمتم را بر شما تمام کنم و باشد که شما راه یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۰؛ ﴿إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را می‌ترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵؛ ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳؛ ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ «ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴؛ و آیات دیگر.
  24. ﴿أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ «آیا کسی که می‌داند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند؛» سوره رعد، آیه ۱۹؛ ﴿وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ «و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب هراس دارند؛» سوره رعد، آیه ۲۱.
  25. ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ «و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی برای پرهیزگاران دادیم * آنان که از پروردگارشان در نهان می‌هراسند و از رستخیز می‌ترسند» سوره انبیاء، آیه ۴۸-۴۹.
  26. ﴿لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ «آنان را از فراز سر و از زیر پایشان سایه‌بان‌هایی از آتش است، این است که خداوند بندگانش را با آن می‌هراساند، ای بندگان من! از من پروا کنید» سوره زمر، آیه ۱۶.
  27. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ * حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است * مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۲-۳؛ ﴿إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ «تنها آن کس مساجد خداوند را آباد می‌تواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۸؛ ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.
  28. ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا «آیا به (حال و روز) کسانی ننگریسته‌ای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دسته‌ای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.
  29. «از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.
  30. «و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶.
  31. نهج‌البلاغه، ص۵۱۰، حکمت ۲۳۷؛ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۱۷؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص۷۴۸، ح۹۰۶؛ بلاغة الامام علی بن الحسین، ص۱۷۱، باب سوم کلمات قصار.
  32. ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ «آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.
  33. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۶۹.
  34. منازل السائرین، خواجه عبدالله انصاری.
  35. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۷۴.
  36. منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۷۶.