تکبر در سبک زندگی اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

«تکبر» بلای بزرگی است که اگر دامنگیر آدمی شود، او را به همان سرنوشتی دچار می‌‌سازد که ابلیس به آن دچار شد. خداوند سبحان به متکبران بارها هشدار داده است که دست از خود بزرگ بینی بردارند و گرنه در دوزخ سرنگون خواهند شد.

عُجب، کبر، تکبّر، تبَختُر و تفرعُن همه از یک خانواده‌اند. عُجب خودشیفتگی است، یعنی خود را طاووس عِلّیّین دیدن و بر جمال و کمال خویش درود و آفرین گفتن. آدمی که گرفتار عُجب است، از فضایل و کمالات خود، انگشت حیرت به دندان می‌گزد و گمان می‌کند که او از بینی فیل افتاده است. خویش را بی‌نقص و کامل می‌بیند و از این باب بسیار احساس خرسندی و شعف می‌کند. او سرگشته و شیدای خویشتن است. او بر بُتی از جنس خودش سجده می‌برد. بر این اساس توقع دارد که دیگران هم درباره او همان‌گونه بیندیشند که او خود چنان می‌اندیشد.

بیماری عُجب در میان دینداران به ویژه کسانی که خود را پیش‌قراول دیانت می‌‌پندارند، بیشتر رواج دارد. شخص متدین به خاطر زهد یا نزاهت از دیگران کناره می‌‌گیرد. او مردم عادی را لایق دوستی با خود نمی‌بیند. چنین کسی به جز خود برای دیگران جایی نگذاشته است. منیت او چنان چاق شده که دیگران در نظرش مورانی خُرد و حقیر جلوه می‌کنند. خودبین به جای دیدن خدا و ستایش او، دیو نفس خویش را می‌بیند و بر خود سجده می‌کند. به همین سبب، خودپسندی در کلمات پیامبر اکرم(ص) از مهم‌ترین اسباب هلاک آدمی به‌شمار رفته است.

کِبر یعنی خود را در دل از دیگران برتر دیدن و آنان را در قیاس با خویشتن حقیر پنداشتن. کبر یک ویژگی نفسانی است که فرجامش تکبر است. تکبر تجلی خود بزرگ بینی، پنهان در عمق جان است که در رفتار و گفتار نمایان می‌گردد. متکبّر همیشه لزوماً کس یا کسانی را تحقیر می‌‌کند.

تبختُر همان تفرعُن است. یعنی به گاه راه رفتن ادای شاهان و بزرگان را درآوردن. به ناز و غرور بر زمین رفتن و مغرورانه به چپ و راست نگریستن و همه چیز را به چشم خویش حقیر دیدن. لقمان در پند به فرزندش می‌‌گفت: ﴿وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ[۱]. همچنین در آیه ۳۷ إسراء می‌‌فرماید: «در]روی[زمین به نخوت گام برمدار؛ چراکه تو نمی‌توانی زمین را بشکافی و نمی‌توانی که در بلندی به کوه‌ها برسی». در مقابل، بندگان خدا را به وصف میانه‌روی در راه رفتن و خوش‌خُلقی می‌‌ستاید: ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا[۲].

در سخن پیامبر اکرم(ص): «متکبر دیوانه‌ای است خطرناک، که نه به خیر او امید می‌‌رود و نه کسی از شر او در امان است. چنین شخصی در نزد خداوند منفورترین کس است». در کلام نورانی امام علی(ع): تکبر سرچشمه عصیان، بزرگ‌ترین گناه، زشت‌ترین اخلاق، دردناک‌ترین عیب و آن چیزی است که ابلیس خود را با آن می‌آراید. امام در ضمن خطبه قاصعه در نهج‌البلاغه (به شماره ۱۹۲) به شرح مفصل و موشکافانه سرکشی ابلیس می‌‌پردازد و متکبران را پیروان او می‌داند. سرمنشأ تمام بدکاری‌ها، از کبر و خودبینی شروع می‌شود. اوج تکبر پندار موهوم همتایی با خداوند یگانه و بی‌همتاست، چنان‌که فرعون می‌‌گفت: ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى[۳]؛ و آن‌سان که نمرود مدعی بود که او نیز می‌‌تواند زنده کند و بمیراند[۴] و خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ[۵]. حضرت مسیح(ع) می‌‌فرماید: «عَجَب کبری است تکبّر انسان که مانند آن شنیده نشده، انسانی که حال خود را فراموش می‌کند و دوست می‌دارد که خدایی به حسب خواهش خویش بسازد، با آنکه می‌‌داند که خود او را خداوند از خاک آفریده است[۶].

ابوحامد محمد غزالی اساس تکبّر را چهار چیز می‌داند: عُجب، حسد، خودنمایی و کینه‌ای که در دل خانه کرده است[۷]. مسیح(ع) فرمود: «تکبر حقیقی یعنی آنچه را که ویژه خداوند است به خود اختصاص دهند[۸] در نگاه قرآن کریم، مالکیت، سلطنت، قدرت[۹]، عزت[۱۰]، شفاعت[۱۱]، حمد و کبریایی ویژه خداست. ﴿فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۱۲]؛ خداوند غیور است. اگر کسی بخواهد حریم خصوصی او را به خیال خام خود درنوردد، بینی‌اش به خاک ذلت مالیده و گرفتار خواری ابدی خواهد شد. همان‌سان که خداوند تواضع را دوست می‌دارد از تکبر و سرکشی آفریدگان بیزار است. خدای سبحان به متکبّران وعده عذاب داده است. ﴿الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ[۱۳].

در مقیاس کوچک‌تر که مربوط به زندگانی ماست، تکبر یعنی خود را از دیگری بهتر دیدن. مردی از امام صادق(ع) پرسید: اگر کسی را در حال گناه دیدیم، می‌‌توانیم خود را از او برتر بدانیم؟ فرمودند: از کجا معلوم که سرانجام او پا به راه هدایت ننهد و شما گرفتار کژروی نشوید؟ از کجا معلوم که خداوند او را نبخشاید و شما بخشوده شوید؟

در کلام معصومین(ع) علاج تکبّر؛ اذعان به عظمت خداوند و حقارت خویشتن در برابر کبریایی اوست، و دل را با نماز و نیایش و به محبت او تربیت کردن و به کوچکی و ناتوانی و نادانی خویش در برابر خداوند اعتراف نمودن و در رفتار تواضع پیشه ساختن است، چنان‌که پیامبر اکرم(ص) بر خاک می‌‌نشست و به‌سان غلامان غذا می‌خورد و گاهی بر مرکب بی‌زین سوار می‌‌شد و بر خرد و کلان سلام می‌کرد و کارهای شخصی‌اش را خود انجام می‌داد و بار خود را بر دست و دوش دیگرن نمی‌نهاد و همیشه فروتن بود و به بندگی خداوند افتخار می‌‌نمود و چشم روشنی‌اش را در نماز و سجود بر خاک در برابر خالق مهربان و بزرگوار هستی می‌دانست. به همین سبب است که ما همواره در نماز گواهی می‌دهیم که ایشان بنده خدا و فرستاده بر حق اوست.

سلمان پارسی با مردی بحث می‌کرد. آن مرد گفت تو کیستی؟ سلمان گفت: من و تو نخست هر دو گندابی بودیم و سرانجام مرداری متعفن خواهیم شد. وقتی که رستاخیز برپا شود، معلوم خواهد شد که کدام‌یک از ما گران‌بهاتر است.

امام صادق(ع) فرمود: «در دوزخ منطقه‌ای است به نام «وادی سقر» که ویژه متکبران است، سقر از شدت حرارتش به درگاه خداوند شکایت می‌‌کند و می‌‌خواهد که نفسی بکشد، پس همین که نفس می‌کشد جهنم از تنفس او شعله‌ورتر می‌شود»[۱۴].[۱۵]

منابع

پانویس

  1. «و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.
  2. «و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.
  3. «و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.
  4. ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداوند آفتاب را از خاور فرا می‌آورد، تو آن را از باختر برآور؛ و آن کافر درماند؛ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمی‌گردد» سوره بقره، آیه ۲۵۸.
  5. «بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند هر چند برای آن فراهم آیند و اگر مگس چیزی از آنان در رباید نمی‌توانند از او باز گیرند» سوره حج، آیه ۷۳.
  6. انجیل برنابا، فصل ۱۲۸.
  7. کیمیای سعادت.
  8. انجیل برنابا، فصل ۱۸۴.
  9. ﴿لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداوند است و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.
  10. ﴿مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ يَبُورُ «هر که عزّت می‌خواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا می‌رود و کردار نیکو آن را فرا می‌برد و آنان که نیرنگ‌های بد می‌بازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت» سوره فاطر، آیه ۱۰.
  11. ﴿قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «بگو: میانجیگری، همه از آن خداوند است، فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین او راست سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره زمر، آیه ۴۴.
  12. «و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان * و در آسمان‌ها و زمین، بزرگی او راست و او پیروزمند فرزانه است» سوره جاثیه، آیه ۳۶-۳۷.
  13. «آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
  14. منبع گفتارهای معصومین(ع): میزان الحکمه، ج۳، صص ۲۶۵۰-۲۶۶۰؛ (نیز ر.ک: جاهلیت - آداب و رسوم؛ تحقیر کردن).
  15. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۱۳۳.