خیرخواهی در معارف دعا و زیارات

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

در قرآن کریم آمده است: ﴿أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ[۱]

پیامبر(ص) فرمودند: "هر یک از شما باید خیرخواه برادرش باشد، همان‌طور که خیرخواه خودش باشد"[۲]. امام صادق(ع) فرمودند: "بر تو باد نصیحت کردن و خیرخواهی نمودن خلق خدا، برای رضای خدا زیرا خداوند را با بهتر از این عمل ملاقات نخواهی کرد"[۳].

از لحاظ معنایی می‌توان خیرخواهی را مترادف نصیحت دانست[۴]. می‌توان گفت که نصیحت عبارت است از دوست داشتن خیر و نعمتی که صلاح مسلمانان و خیرخواهی ایشان است"[۵].

خیرخواهی عبارت است از دوست داشتن و خواستن دوام و بقای خیر و نعمت خدا برای مسلمانان؛ و کراهت داشتن از رسیدن بدی و شر به آنها، گاهی نیز در اخبار به ارشاد و راهنمایی آنان در آنچه مصلحت و خیر و سعادت آنهاست اطلاق شده است[۶].

ملا احمد نراقی درباره خیرخواهی برای دیگران می‌گوید: "بدان که هر کس طالب خیر و نعمت برای مسلمانان باشد، در هر چیزی که به ایشان برسد نزدیک است؛ یعنی ثواب او مانند خیررسان و انعام کننده است"[۷].

خیرخواهی اصلی بسیار مهم و کلیدی در موفقیت انسان است. در علم اخلاق خیرخواهی در مقابل حسادت است؛ زیرا فرد خیرخواه، خواهان بقای نعمت‌های خدا برای مردم است. خیرخواهی در واقع بیرون آمدن از لاک خودخواهی و خود دوستی و رفتن به سوی دگر دوستی است.

انسان مسلمان خود را در غم و شادی دیگران شریک می‌داند؛ یعنی آنچه را برای خود می‌خواهد، برای دیگران نیز خواهان است و آنچه را برای خود آرزو می‌کند، برای دیگران نیز آرزومند است. در این حال، اگر موفقیت و کمالی نصیب دیگران شود، لذت می‌برد و این، اوج خیرخواهی است. مسلمانان عضو خانواده بزرگ اسلامی اند و باید در غم و شادی یکدیگر شریک باشند.

به گفته بزرگان اخلاق راز موفقیت‌ها در خیرخواهی است، و توجه به خیر و مصالح عامه، زمینه را برای مصالح خود فرد فراهم می‌سازد. اما در اسلام همین امر نیز باید در سایه رضای خداوند باشد. حتی خیرخواهی و بشر دوستی نباید بر اساس ترحم و عاطفه طبیعی باشد، بلکه باید اصل را بر عاطفه مذهبی استوار کرد[۸].

در اسلام، محور عواطف از جنبه خودی گذشته و به مردم رسیده است؛ و اساس این است که انسان باید از خودخواهی بیرون آید و به نفع مردم کار کند[۹]. اصلاح از بزرگ‌ترین مصادیق خیرخواهی است و ثواب آن نزد خدا بسیار است[۱۰].

حتی در رابطه با بدکاران سعی بر این است که از روی خیرخواهی آنان را از کار ناروایشان باز داریم و نیکوکارشان بارآوریم یا لااقل بر این سعی داشته باشیم که اجتماع را از شر فسادشان در امان داریم. امر به معرف و نهی از منکر در اسلام و در سطحی بالاتر مبارزه‌ها و معارضه‌ها اغلب بر این اساس قابل توجیه‌اند[۱۱].

شهید مطهری می‌نویسد: اینکه مسلمان باید مسلمان را دوست داشته باشد (و خیرخواه او باشد) و شخص تعصب داشته باشد – در مورد هر کسی که در زیر لوای اسلام است - و بالنتیجه تعصب داشته باشد علیه هرکس که در زیر لوای اسلام نیست، خیرخواه آن باشد و بدخواه این، چنین چیزی خوب نیست و اسلام هم آن را نخواسته است. اسلام خواسته که ما خیرخواه همه مردم و همه بشر حتی کفار باشیم. دشمنی با کافر اگر از بدخواهی سرچشمه بگیرد ضد اخلاق است[۱۲].[۱۳]

خیرخواهی در صحیفه سجادیه

امام سجاد(ع) در دعای ششم و در عبارت بیست و دوم آن در خصوص خیرخواهی پیامبر(ص) می‌فرمایند: "و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده و برگزیده آفریدگان توست او را به رساندن پیغام خود (به بندگان) واداشتی، پس آن را (به مردم) رساند، و به پند دادن به امتش امر فرمودی، پس آنها را پند داد"[۱۴]؛

امام(ع) در دعای دوم و در عبارت پانزدهم آن می‌فرمایند: "و به نصیحت و پند کسانی که آنان را (به راه حق) دعوت کرده‌ای خود را مشغول داشت"[۱۵].

امام(ع) در دعای چهل و دوم و در عبارت هفدهم آن در مورد خیرخواهی پیامبر(ص) می‌فرمایند: "بارخدایا بر محمد(ص) بنده و فرستاده خود درود فرست، همچنان که پیام تو را رسانید، و فرمانت را به صدای بلند و آشکارا بیان کرد"[۱۶]؛

امام(ع) در دعای چهل و دوم و در عبارت بیست و دوم آن می‌فرمایند: "بارخدایا او را در برابر اینکه پیغام‌های تو را رسانید؛ و آیات (قرآن مجید، یا نشانه‌های پروردگاری و یگانگی) تو را ادا نمود (مردم را به آن راهنمایی کرد) و بندگانت را پند و اندرز داد؛ و در راه تو (به دست و زبان) کوشش و کارزار کرد پاداش ده، به بهترین پاداشی که به یکی از فرشتگانی که از خواص و نزدیکان درگاه تو هستند؛ و پیغمبران فرستاده شده برگزیده خود داده‌ای؛ و درود و مهربانی و نیکی‌های بسیار خدا بر او و بر آل او که (از چرکی جهل و نادانی) پاکیزه و (به علم و ایمان آراسته و از پلیدی میلاد و آلودگی معاصی و فساد) پاک‌اند"[۱۷]؛

یکی از ویژگی‌های حاکم اسلامی، خیرخواهی خالصانه نسبت به مردم است. گرچه آراستگی به این اخلاق برای عموم مردم نیز لازم است، ولی وجود این ویژگی در حاکم اسلامی (پیامبر(ص) حاکم زمان خویش بوده است) مهم‌تر است.؛ چراکه خیرخواهی حاکم اسلامی به واسطه اینکه در مصدر قدرت و توزیع امکانات است، مؤثرتر خواهد بود.

با نظر به تعریف حکومت و سیاست در اسلام که عبارت است از اداره جامعه برای رسیدن به بهترین هدف زندگی در دو قلمرو فردی و اجتماعی، خیرخواهی امری ضروری است؛ زیرا بدون آن، مفهومی برای حاکم و سیاستمدار وجود ندارد. حاکم زمانی خیرخواه مردم است که افراد جامعه را اجزا و عناصر شخصیت زمامدار بداند و در نتیجه، خوشی‌ها و ناخوشی‌های مردم و تضادهای مختل کننده زندگی در میان آنان را در درون خود احساس نماید[۱۸].

بدیهی است این روحیه، با داشتن ظرفیت فکری و شرح صدر شکل می‌گیرد و چنین، مدیری می‌تواند خود را مانند دیگر اعضای جامعه و بخشی از آنها بداند[۱۹].

خاطر نشان می‌سازد همان‌گونه که والی و حاکم اسلامی بایستی خیرخواه مردم باشد، مردم نیز بایستی خیرخواه او باشند، و این خیرخواهی در ضمن اطاعت از حاکمان تجلی پیدا خواهد کرد. البته این مطلب به معنای مخالفت و ایجاد فضای ناامیدی و انتقادی مغرضانه در جامعه نیست. همچنانکه گذشت حضرت علی(ع) همواره از مردم می‌خواست نقاط ضعف و ایرادات حکومتی را به ایشان گوشزد نمایند و از چاپلوسی و تملق بپرهیزند. دخالت مردم در امورات حکومتی نشان دهنده پوپایی و زنده بودن جامعه سیاسی و رشد سیاسی مردم و حتی رشد علمی و فرهنگی آنان است.

امام(ع) در دعای بیست و چهارم و در عبارت دوازدهم آن در خصوص خیرخواهی والدین می‌فرمایند: "بارخدایا بر محمد و آلش و فرزندان او درود فرست؛ و پدر و مادر مرا به بهترین چیزی (پاداشی) که اختصاص به پدران و مادران بندگان باایمانت داده‌ای، امتیاز ده، ای بخشنده‌ترین بخشندگان"[۲۰].

امام(ع) در دعای بیست و چهارم و در عبارت پانزدهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا اگر آمرزشت بر آنان (والدین) پیشی گرفته پس آنها را شفیع من گردان؛ و اگر آمرزشت به من پیشی گرفته پس مرا شفیع آنها ساز تا به مهربانی تو در سرای گرامی و جای آمرزش و رحمتت گرد آییم؛ زیرا تو دارای فضل بزرگ و نعمت دیرینی، و مهربان‌ترین مهربانانی"[۲۱]؛

امام(ع) در دعای بیست و چهارم و در عبارت دوم آن می‌فرمایند: "و پدر و مادر مرا - بارخدایا - به گرامی داشتن نزد خود و احسان و نیکی از جانب خویش برتری بخش، ای بخشنده‌ترین بخشندگان"[۲۲]؛

امام(ع) در دعای بیست و پنجم و در عبارت دوم آن در خصوص خیرخواهی برای فرزندان می‌فرمایند: "بارخدایا عمرشان را برای من دراز گردان و مدت زندگانیشان را بسیار نما؛ و کوچکشان را برای من پرورش ده؛ و ناتوانشان را نیرومند ساز؛ و تن‌ها و کیش‌ها و خوی‌های ایشان را برای من سالم بدار؛ و در جان‌ها و اندامشان و در هرچه از کار ایشان به آن می‌کوشم تندرستی ده (از دردها و پیشامدهای ناروا نگاهداریشان فرما) و روزی‌هایشان را برای من و به دست من فراوان گردان"[۲۳].

همچنین امام(ع) در دعای بیست و پنجم و در عبارت سوم آن می‌فرمایند: "و ایشان را نیکوکاران و پرهیزکاران (از گناه) و بینایان (راه حق) و برای شنوندگان (سخن راست) و فرمانبران خود و دوستداران پنددهندگان دوستانت و دشمنان و کینه‌داران برای همه دشمنانت (که به تو نگرویده‌اند) قرار ده، آمین (خدایا دعایم را روا ساز)"[۲۴]؛

امام(ع) در دعای بیست و ششم و در عبارت دوم آن در خصوص خیرخواهی برای همسایگان می‌فرمایند: "و آنان را توفیق ده برای برپا داشتن طریقه و روش (نگاهداری احکام) و فراگرفتن اخلاق نیک خود (که بندگان را به آن امر فرموده‌ای) در سود رساندن به ناتوانانشان؛ و جلوگیری از فقر و نیازمندیشان؛ و عیادت از بیمارشان؛ و راهنمایی نمودن از راه‌جویشان؛ و اندرز دادن مشورت کنندگانشان؛ و دیدار از مسافرشان؛ و پنهان کردن رازهایشان، و پوشاندن عیب‌هایشان، و یاری کردن ستمدیده‌گانشان؛ و دستگیری از آنان در ابزار خانه (دیگ، تبر، نردبان و مانند آنها) و سود رساندن به ایشان به بخشش فراوان؛ و برآوردن نیازهای آنان پیش از آنکه درخواست کنند[۲۵].

اگر دوستان و همسایگان برای مشورت در کاری به ما مراجعه کردند، لازم است انسان آنچه را می‌داند؛ به آنان بگوید تا بتوانند درست تصمیم بگیرند.

همچنین امام(ع) در دعای بیست و ششم و در عبارت سوم آن می‌فرمایند: "خدایا مرا بر آن دار که بدکردارشان را به نیکی پاداش دهم، و از ستمکارشان به عفو و بخشش درگذرم؛ درباره همه ایشان خوش‌گمان باشم و با نیکویی همه آنها را سرپرستی نمایم و با پاکدامنی چشمم را از (زشتی‌ها و لغزش‌های) آنان بپوشانم؛ و با فروتنی با آنها نرم باشم (سختگیر نباشم) و با مهربانی بر گرفتارانشان رقت داشته و دلجویی کنم؛ و در پنهانی و پشت سر، دوستی (خود) را برای آنان آشکار سازم و با پاکدامنی (نه با آلودگی به فساد و تبهکاری) نعمت همیشگی (روزی و خوشی) را نزد ایشان دوست بدارم؛ و آنچه برای خویشان خود واجب و لازم می‌دانم درباره ایشان لازم دانم؛ و آنچه برای خواص و نزدیکان رعایت داشته در نظر دارم؛ برای ایشان رعایت کنم"[۲۶].

امام(ع) در دعای بیست و پنجم و در عبارت دوازدهم آن در خصوص خیرخواهی برای عموم مردم می‌فرمایند: "بارخدایا همه آن خواسته‌ها را به توفیق و جور شدن اسباب کار و رحمت و مهربانی‌ات به ما عطا فرما؛ و ما را از آزار آتش پناه ده؛ و مانند آنچه از تو برای خود و فرزندانم در دنیای کنونی و آخرت آینده خواستم به همه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان ببخش؛ زیرا تو نزدیک، اجابت کننده، شنوا، دانا، عفو کننده، آمرزنده، مهربان و بخشنده‌ای"[۲۷]؛

همچنین امام(ع) در دعای بیستم و در عبارت نهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا توفیق ده تا با کسی که با من غش (ناراستی) نموده از روی اخلاص (درستی) رفتار کنم؛ و کسی را که از من دوری کرده به نیکویی پاداش دهم؛ و کسی که مرا نومید گردانیده به بخشش عوض دهم؛ و کسی را که از من بریده به پیوستن مکافات نمایم؛ و از آنکه از من غیبت نموده (پشت سر بدگویی کرده) به نیکی یاد کنم، و نیکی را سپاس گزارده از بدی چشم بپوشم"[۲۸].

غش در لغت به معنای خیانت و خدعه است و درخواست امام(ع) از پیشگاه الهی این است که در مقام خیانت‌های فردی و غش‌های خصوصی مورد تأییدش قرار دهد تا با کسانی که به او خیانت و غش می‌نمایند به نصح و خیرخواهی مقابله کند و عمل آنان را با اندرزهای حکیمانه خود تلافی نماید تا آن فرد را هدایت کند [۲۹].[۳۰]

منابع

پانویس

  1. «پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم» سوره اعراف، آیه ۶۸.
  2. محمد رحیم نوری، مبانی اخلاق، ص۱۹۲. به نقل از بحار الانوار، ج۷، ص۳۵۸.
  3. محمد رحیم نوری، مبانی اخلاق، ص۳۳۸، به نقل از بحار الانوار، ج۷۴.
  4. فرهنگ اصطلاحات اخلاقی، ص۱۲۹.
  5. معراج السعاده، ص۳۵۹.
  6. مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۲، ص۲۸۱.
  7. مولی مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۲، ص۲۸۲.
  8. اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۱۴.
  9. اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۷۶.
  10. جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، ج۲، ص۳۷۴.
  11. اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۹۷.
  12. مرتضی مطهری، تعیلم و تربیت در اسلام، ص۲۵۷.
  13. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۰۷ ـ ۳۰۹.
  14. « وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ و خِيَرَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ‌، حَمَّلْتَهُ رِسَالَتَكَ فَأَدَّاهَا، وَ أَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِأُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَهَا»
  15. « وَ شَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ‌».
  16. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ كَمَا بَلَّغَ رِسَالَتَكَ‌، وَ صَدَعَ بِأَمْرِكَ، وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ»
  17. « اللَّهُمَّ اجْزِهِ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالاتِكَ‌، وَ أَدَّى مِنْ آيَاتِكَ، وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ، وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِكَ، أَفْضَلَ مَا جَزَيْتَ أَحَداً مِنْ مَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ، وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ الْمُصْطَفَيْنَ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»
  18. نهج‌البلاغه، ترجمه و تفسیر محمدتقی جعفری، ج۹، ص۲۶.
  19. حمیدرضا حق شناس، اخلاق اجتماعی در صحیفه سجادیه، ۹۴.
  20. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ، وَ اخْصُصْ أَبَوَيَ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
  21. « اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِيَّ، وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لِي فَشَفِّعْنِي فِيهِمَا حَتَّى نَجْتَمِعَ بِرَأْفَتِكَ فِي دَارِ كَرَامَتِكَ وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ، إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ، وَ الْمَنِّ الْقَدِيمِ، وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»
  22. « وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَيَ بِالْكَرَامَةِ لَدَيْكَ‌، وَ الصَّلَاةِ مِنْكَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‌»
  23. « إِلَهِي امْدُدْ لِي فِي أَعْمَارِهِمْ‌، وَ زِدْ لِي فِي آجَالِهِمْ، وَ رَبِّ لِي صَغِيرَهُمْ، وَ قَوِّ لِي ضَعِيفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِي أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْيَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِي أَنْفُسِهِمْ وَ فِي جَوَارِحِهِمْ وَ فِي كُلِّ مَا عُنِيتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِي وَ عَلَى يَدِي أَرْزَاقَهُمْ».
  24. « وَ اجْعَلْهُمْ أَبْرَاراً أَتْقِيَاءَ بُصَرَاءَ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ لَكَ، وَ لِأَوْلِيَائِكَ مُحِبِّينَ مُنَاصِحِينَ، وَ لِجَمِيعِ أَعْدَائِكَ مُعَانِدِينَ وَ مُبْغِضِينَ، آمِين‌»
  25. « وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَةِ سُنَّتِكَ‌، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِكَ فِي إِرْفَاقِ ضَعِيفِهِمْ، وَ سَدِّ خَلَّتِهِمْ، وَ عِيَادَةِ مَرِيضِهِمْ، وَ هِدَايَةِ مُسْتَرْشِدِهِمْ، وَ مُنَاصَحَةِ مُسْتَشِيرِهِمْ، وَ تَعَهُّدِ قَادِمِهِمْ، وَ كِتْمَانِ أَسْرَارِهِمْ، وَ سَتْرِ عَوْرَاتِهِمْ، وَ نُصْرَةِ مَظْلُومِهِمْ، وَ حُسْنِ مُوَاسَاتِهِمْ بِالْمَاعُونِ، وَ الْعَوْدِ عَلَيْهِمْ بِالْجِدَةِ وَ الْإِفْضَالِ، وَ إِعْطَاءِ مَا يَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّؤَالِ».
  26. « وَ اجْعَلْنِي اللَّهُمَّ أَجْزِي بِالْإِحْسَانِ مُسِيئَهُمْ‌، وَ أُعْرِضُ بِالتَّجَاوُزِ عَنْ ظَالِمِهِمْ، وَ أَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فِي كَافَّتِهِمْ، وَ أَتَوَلَّى بِالْبِرِّ عَامَّتَهُمْ، وَ أَغُضُّ بَصَرِي عَنْهُمْ عِفَّةً، وَ أُلِينُ جَانِبِي لَهُمْ تَوَاضُعاً، وَ أَرِقُّ عَلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ مِنْهُمْ رَحْمَةً، وَ أُسِرُّ لَهُمْ بِالْغَيْبِ مَوَدَّةً، وَ أُحِبُّ بَقَاءَ النِّعْمَةِ عِنْدَهُمْ نُصْحاً، وَ أُوجِبُ لَهُمْ مَا أُوجِبُ لِحَامَّتِي، وَ أَرْعَى لَهُمْ مَا أَرْعَى لِخَاصَّتِي».
  27. « اللَّهُمَّ أَعْطِنَا جَمِيعَ ذَلِكَ بِتَوْفِيقِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَ أَعِذْنَا مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ، وَ أَعْطِ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِثْلَ الَّذِي سَأَلْتُكَ لِنَفْسِي وَ لِوُلْدِي فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، إِنَّكَ قَرِيبٌ مُجِيبٌ سَمِيعٌ عَلِيمٌ عَفُوٌّ غَفُورٌ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»
  28. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ، وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ، وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ، وَ أُكَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْرِ، وَ أَنْ أَشْكُرَ الْحَسَنَةَ، وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ».
  29. معصومه شرف الدین الموسوی، اصول تربیتی و اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه (پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ۱۳۸۶) ص۲۳۶.
  30. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۰۹ ـ ۳۱۶.