مسیحیت سیاسی آمریکا

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • به قدرت رسیدن مسیحیت سیاسی و اصولگرا در آمریکا در ۲۵ سال آخر قرن بیستم، با حوادثی جهانی همراه گردید که شامل احیای اصولگرایی در سه دین آسمانی اسلام، یهودیت و مسیحیت بود. اما می‌توان ویژگی‌های خاصی برای جنبش مسیحیت سیاسی و اصولگرای آمریکا در نظر گرفت که عبارتند از:
  1. مسیحیت سیاسی و اصولگرا در آمریکا "جنبشی پس لائیک" بود که در جامعه‌ای "پس لائیک" ظهور کرد. جامعه‌ای که لامذهبی را از دو قرن پیش می‌شناخته و از یک قرن قبل در تمام زمینه‌های اجتماعی، چه در فضای قانونی و سیاسی و چه در سایر فضاها، با آن آشنا بوده و در آن ریشه دوانده بود. برعکس جوامع اسلامی که وقتی پدیده لامذهبی در این جوامع ظهور کرد، فقط‍‌ نخبگان غربزده آن را در برمی‌گرفت. یک مسلمان وظایف فردی و اصطلاحات قرآنی را می‌خواند، آن‌ها را می‌شناسد یا به راحتی آن‌ها را به یاد می‌آورد و در آن مسیر گام برمی‌دارد، چون مرجع کنونی و حال حاضر مذهبی آن است، در حالی که یک آمریکایی چون لامذهبی بر او تأثیر گذاشته است، نیاز به این دارد که وظایف فردی و اصطلاحات کتاب مقدس را دوباره از نو بخواند و فراگیرد و سرانجام این‌که احیای مذهبی در آمریکا "غسل تعمید دوباره" از پایین "تأثیر بر جامعه" یا از بالا "تلاش جهت تغییر نظام" بود.
  2. جنبش مسیحیت سیاسی و اصولگرا در آمریکا (برعکس جوامع اسلامی) در جامعه‌ای دمکراتیک زاده شد، به همین دلیل مقید و محدود به فرهنگ و آداب و رسومی دمکراتیک است. به همین دلیل به خشونت و زور روی نمی‌آورد، مگر به وسیله گروه‌های بی‌اهمیت و خُرده‌پا، همچنین در معرض قلع‌وقمع و سرکوب به سان جوامع اسلامی قرار نمی‌گیرد، مگر در موارد خاصی؛ مانند خودکشی. همچنین به قدرت رسیدن مسیحیت سیاسی و اصولگرا آمریکا در جامعه‌ای دمکراتیک، آن را به سوی مبارزات سیاسی به‌عنوان قدرت رأی‌دهنده مؤثر و حاکمیت بر شوراهای مدارس و شهرها در بسیاری از ایالت‌ها سوق داد و باعث شد تا نمایندگانی در کنگره و میان استانداران ایالت‌ها داشته باشد. غیر از آن، راست مسیحی، در چارچوب سعی و تلاش خویش جهت "تعمید از بالا" اقدام به ارائه کاندیدای خویش جهت حضور در انتخابات اولیه حزب جمهوری‌خواه در سال ۱۹۸۸ نمود و او کسی نبود جز "پاپ رابرتسون". این تلاش در کاندیداتوری اولیه جهت شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۰ به وسیله معرفی "گری‌پویر" که در جنگ انتخاب کاندیداهای حزب جمهوری‌خواه پیروز شده بود، تکرار شد.
  3. جنبش مسیحیت سیاسی و اصولگرای آمریکا، در جامعه‌ای پسا مدرنیسم و پسا صنعتی ظهور نمود؛ به همین دلیل توانایی خارق العاده‌ای داشت که از زبان و تکنولوژی بسیار پیشرفته برای نشر رسالت خویش استفاده کند. این مسئله در ابداع "کلیساهای تلویزیونی" و استفاده از "اینترنت" و "پست الکترونیک" جهت تأسیس شبکه‌های ارتباطی با یاران و پیروان خویش و حتی مردم عادی، طی حملات انتخابی یا جمع‌آوری کمک‌ها با فشار بر اداره ریاست‌جمهوری و کنگره نمود پیدا می‌کند.
  4. در جامعه سرمایه‌داری که براساس اصول آزادی و رقابت استوار است، نشوونما یافت. به همین دلیل ملاحظه می‌کنیم، براساس منطق "بازار" فعالیت می‌کند. به اندازه‌ای که می‌توان گفت به خاطر نبود "دین رسمی برای دولت" و یا کلیسای ملی، "بازار آمریکایی دین" وجود دارد که در آن شبکه‌های مذهبی تلویزیونی (کلیساهای مرئی یا تصویری) و دانشگاه‌های الهیات و سازمان‌های بشارت‌دهنده و دستگاه‌های چاپ کاغذی و الکترونیکی مسیحی باهم در رقابت هستند.
  5. جنبش مسیحیت سیاسی و اصولگری آمریکا بسان جنبش اسلامی شرایط‍‌ اجتماعی را به مبارزه فرامی‌خواند. جنبش اسلامی به مبارزه با بدبختی و فقر مادی و اجتماعی می‌پردازد. در حالی که نوع آمریکایی آن به مبارزه با بدبختی‌های اجتماعی در جامعه‌ای مادی و آزاد، با وعده، به درمان اجتماعی از خدای واعظان تلویزیونی و دانشگاه‌های الهیات و درمان‌های سحرآمیز و التزام به قوانین خشک اخلاقی می‌پردازد. قوانینی که سقط‍‌ جنین را منع و هم‌جنس‌بازی را تحریم کرده و روابط‍‌ جنسی را محدود به ازدواج می‌کند و کودکانی براساس اصول اخلاقی مسیحیت تربیت می‌کند و آن‌ها را از ارتکاب خلاف موارد فوق یا "پورنوگرافی" برحذر می‌دارد.
  • بی‌شک هرکس که به سیاست داخلی و سیاست خارجی آمریکا توجه دارد، می‌بایست بداند که مسیحیت آمریکایی از زمان پای گذاشتن مهاجران پروتستانی پورتانی اولیه بر سواحل آمریکا، صبغه‌ای یهودی یافت و با اولین بیداری و آگاهی بزرگ مذهبی در قرن نوزدهم تبدیل به مسیحیتی یهودی شد و از آن تاریخ، مسیحیت صهیونیسم از آن نشأت گرفت و نشو و نما یافت[۱][۲].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. نشریه موعود، شماره ۴۰، ص ۱۹ (مقدمه کتاب المسیح الیهودی و نهایة العالم، نوشته رضا هلال، ترجمه قیس زعفرانی).
  2. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص:۶۵۹.