منابع بیت المال
مقدمه
اقسام منابع بیت المال
منابع بیت المال بر دو نوع است:
منابع بدون مصارف خاص
منابعی که در شرع اسلامی، مصارف خاصی برای آنها تعیین نشده بر دو نوعاند:
- منابعی که متعلق به عموم مسلماناناند و در مصالح آنان صرف میشوند؛ مانند خراج و مقاسمه که درآمد حاصل از زمینهای فتحشده با قهر و غلبه است[۱]؛
- منابعی که به لحاظ منصب رسالت یا امامت، ملک رسول خدا(ص) یا امامان معصوم(ع) است و درآمد حاصل از آن در اختیار آنان قرار میگیرد تا هر گونه که صلاح دیدند هزینه کنند[۲].
منابع با مصارف خاص
منابعی که مصارف خاصی دارند، مثل سهم سادات از خمس و غیر از سهم سبیلالله از زکات[۳]. برخی از فقها این منابع را جزو بیت المال ندانسته، معتقدند دیدگاه دیگر فقها هم همین است[۴].
- خمس: خمس حق مالی ثابت اسلامی[۵] و از منابع مهم بیت المال و حکومت اسلامی است[۶] و اساساً تشریع حکم خمس، از ادله اثبات ضرورت حکومت اسلامی است[۷].
- انفال: مهمترین موارد انفال که یکی از منابع اصلی بیت المال است، عبارتند از: سرزمینهایی که بدون جنگ فتح شده یا صاحبان آن با میل خود تسلیم کردهاند (فیء)؛ زمینهای موات؛ سواحل دریاها و رودخانهها؛ قلهها، کوهها و سنگهای موجود در آن و گیاهان؛ اموال اختصاصی شاهان و اشیای گرانبها و برگزیده غنیمتهای جنگی؛ ارث بدون وارث و معادن بدون مالک[۸].
- زکات: زکات یکی از مالیاتهای ثابت اسلامی است که از نظر بیشتر فقها، به نُه چیز؛ شامل شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و کشمش تعلق میگیرد[۹]. دربارۀ لزوم و عدم لزوم پرداخت زکات به حاکم اسلامی، در میان فقهای شیعه گرچه دو نگاه وجود دارد اما همه قبول دارند که در صورت درخواست وی باید زکات را به او پرداخت و از هزینه کردن مستقیم آن پرهیز کرد[۱۰].
- مالیات: مالیات نیز که در فقه اسلامی، گاهی با عنوان «ضرائب» از آن یاد میشود[۱۱] یکی از منابع پذیرفته شده در نظامهای اقتصادی برای تأمین بودجه و بیت المال است و بعضی از روایات مرتبط با وضع زکات بر اسب در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع)، بر جواز آن دلالت دارد[۱۲].[۱۳]
آموزه های قرآنی
استفاده از عنوان «بیتالمال» بدان جهت است که این اموال از منبعی مشترک با تفاوتهایی سرچشمه گرفتهاند؛ به تعبیر دیگر وضع آنها بر اساس اختلاف بین مسلمانان و دیگر ملل بوده است و بهطورکلی جنگ و درگیری با کافران و دشمنان اسلام باعث وضع اینگونه قوانین مالی شده، گرچه بعداً عنوان مستقلی یافتهاند. به آنچه از کافران با واسطه جنگ یا بدون درگیری و با صلح گرفته میشود، غنایم میگویند. این اموال دارای عناوین مختلفی است؛ مانند انفال، غنیمت، خمس و فیء، جزیه و خراج.
در قرآن پنج عنوان اول آمده است. کلمه خراج فقط در روایات آمده است. اینها بر اموال بهدستآمده از دشمن، اعم از کافران و مسلمانان باغی، با تفاوتهایی اطلاق میشود. اینها با هم پیوند دارند و باید با معنای آنها آشنا شد. عنوان جزیه در قرآن آمده و اساس آن را اختلاف مسیحیان نجران با رسول خدا(ص) و جریان مباهله دانستهاند که خود مسیحیان پیشنهاد پرداخت جزیه دادند[۱۴]. اولین بار در اسلام از مسیحیان نجران جزیه دریافت شد[۱۵]؛ بنابراین جزیه هم برخاسته از نوعی اختلاف است که از اقلیتهای دینی شناختهشده، نه کافران و مشرکان، با شرایطی خاص دریافت میشده و موارد مصرف خاص دارد. تنها تعبیر خراج است که میتوان گفت در قرآن نیامده است؛ ولی این منبع درآمد بیتالمال نیز ناشی از فتوحات صدر اسلام در زمان خلفاست. بعداً هر یک از این عناوین تبدیل به عناوینی مستقل با مواردی متعدد و مصارف گسترده شده است که در مواردی سرمنشأ آغازین آن از یاد رفته است.
در هر حال میتوان این شش عنوان را از منابع اموال عمومی دانست و درباره هر یک بهایجاز سخن گفت و موارد دیگر را چون اندک است، به این عناوین ملحق کرد. توجه به این نکته هم مناسب است که برخی زکات را جزو اموال عمومی ندانستهاند؛ زیرا مصرف آن مشخص است که صاحب مال نیز با اجازه حاکم اسلامی میتواند آن را به مصرف برساند و حاکم اختیار چندانی در مصرف آن ندارد و باید در موارد تعیینشده به مصرف برسد. این عناوین در کتب اربعه مطرح شدهاند و درک درست روایات مرتبط با آنها در این کتب و بیان سیره معصومان نیاز به فهم صحیح این مفاهیم دارد.
اولین سورهای که در اسلام درباره غنایم جنگی نازل شده سوره انفال است. در این سوره حکم سه مورد از موارد فوق که به عنوان بخشی از اموال عمومی مطرحاند، مشخص شده است: حکم انفال، غنیمت و خمس. در اول این سوره بعد از ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾ آمده: ﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۱۶].
افراد حاضر در جنگ بدر درباره اموال گردآوری شده اختلاف داشتند و به سه دسته تقسیم شدند: گروه اول مجاهدانی بودند که با دشمن جنگیدند و باعث شکست وی شدند و جمعی از کافران را اسیر کردند. گروه دوم کسانی بودند که به گردآوری غنایم پرداختند. آنان مدعی بودند این اموال و اسیران جمعشده حق آنان است. گروه سوم هم کسانی بودند مانند سعد بن معاذ که به حفاظت از رسول خدا(ص) مشغول بودند. آنان نگران این بودند که سهمی به آنان داده نشود. میان این سه گروه اختلاف پیش آمد؛ به همین جهت پرسیدند این غنایم از آن کیست؟ خداوند در مرحله اول این اموال را که انفال نامیده، حق خدا و رسول(ص) دانست؛ جمعیت متفرق شدند و امیدی به دریافت غنایم نداشتند؛ بعد از آن آیه خمس نازل شد و یکپنجم غنایم را در اختیار پیامبر(ص) قرار داد و بقیه بین مجاهدان و حاضران در صحنه نبرد تقسیم شد[۱۷]. برخی بر این نظرند که عمل به آیه خمس که ناسخ آیه انفال است، در غزوه بنیقینقاع رخ داد که در سال دوم هجری بود[۱۸].[۱۹].
نخست: غنایم
دوم: فیء
سوم: انفال
چهارم: خمس
پنجم: جزیه
ششم: خراج
هفتم: وقف عام
هشتم: هدیهها
منابع
پانویس
- ↑ کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ۱/۴۰۲؛ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۱۵۷؛ آشتیانی، کتاب القضاء، ۱/۱۰۲؛ هاشمی شاهرودی، فرهنگ جامع فقه مطابق مذهب أهل بیت(ع)، ۲/۱۵۵.
- ↑ سروش و سید صادقی، مقاله «بیت المال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۱۶ ـ ۲۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ جامع فقه مطابق مذهب أهل بیت(ع)، ۲/۱۵۵ـ۱۵۶.
- ↑ آشتیانی، کتاب القضاء، ۱/۱۰۳.
- ↑ محقق داماد، کتاب الخمس، ۹.
- ↑ امام خمینی، ولایت فقیه، ۳۱–۳۲، امام خمینی، کشف اسرار، ۲۵۶–۲۵۷.
- ↑ امام خمینی، البیع، ۲/۶۵۶؛ امام خمینی، ولایت فقیه، ۳۱–۳۳.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۳۴۷–۳۴۸.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۲۹۷–۲۹۸؛ یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۴/۲۸.
- ↑ حلی، علامه، مختلف الشیعة فی احکام الشریعه، ۳/۲۳۲–۲۳۴.
- ↑ ایروانی، حاشیة المکاسب، ۱/۵۸؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۹/۱۸۱؛ امام خمینی، البیع، ۱/۴۷۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۳/۵۳۰.
- ↑ سروش و سید صادقی، مقاله «بیت المال»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۱۶ ـ ۲۵.
- ↑ احمد بن ابییعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۳.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۷۹.
- ↑ «از تو از انفال میپرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.
- ↑ ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۲، ص۴۸۱؛ علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الإشراف، ص۲۰۷.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۰۴.