نامۀ ۵۳ نهج البلاغه در فقه سیاسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۵ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

عهدنامه مالک اشتر

یکی از آثاری که خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار علی(ع) را جمع‌آوری کرده و گنجینه‌ای از دانش سیاسی و احکام مربوط به فقه سیاسی را در اختیار فقها قرار داده، عهدنامۀ مالک اشتر است که حاوی یک دورۀ مدون فقه سیاسی است. در این عهدنامه، سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسائل حکومت و روابط بین‌الملل به صورت کلی بیان شده و آنچه که مربوط به دولت و اداره جامعه اسلامی است، به طور فشرده و به صورت فرمان‌های صریح ذکر شده، در این عهدنامه به جز مسائل سیاسی، آنچه که مربوط به حقوق اداری و اقتصادی و سیاسی و حتی مسائل نظامی و جامعه‌شناسی سیاسی است، در قالب کلیات تفریع و تشریح شده است. اگر هیچ منبع مدونی از فقه سیاسی جز عهدنامه مالک اشتر در اختیار فقیه شیعی نباشد، همین میراث گرانمایه برای استخراج تمامی مباحث فقه سیاسی و استنباط احکام مربوط به حقوق اساسی و حقوق بین‌الملل اسلام و مسائل حقوق بشر و حقوق اداری نظام اسلامی کافی به نظر می‌رسد. عهدنامۀ مالک اشتر از این نظر نیز جالب توجه است که مفاد آن عملکرد امام معصوم(ع) و یا آنچه امام معصوم باید انجام دهد، نیست، و اگر چنین می‌بود جای این شبهه بود که شاید این دستور العمل در خور زمامدار و نظامی است که از مزیت عصمت برخوردار باشد.

ولی مخاطب آن کسی بود که گرچه فرصت پیاده کردن آن را نیافت، ولی فقیهی عادل و فاقد عصمت بود و امکانات و شایستگی او در حد یک فقیه عادل و کاردان بود و هر کس دیگر نیز با این اوصاف (عدالت، فقاهت و کاردانی) می‌توانست فرمان امام را به اجرا درآورد. اهدافی که در این منشور برای اعزام مالک ذکر شده، می‌تواند در مورد هر کشور و ملتی صدق کند این اهداف عبارتند از:

  1. جمع‌آوری درآمدهای مشروع دولت جهت تأمین هزینه‌های جاری اداره کشور؛
  2. جهاد با دشمن و برقراری امنیت در مرزهای کشور و ایجاد حاکمیت صحیح دولت در داخل کشور؛
  3. اصلاح مردم و هدایت مریدانۀ ملت که هدف اصلی رسالت اسلام و اقامۀ دولت اسلامی است؛
  4. آباد کردن بلاد و عمران کشور.

اهداف چهارگانۀ فوق که انگیزۀ اعزام نمایندۀ امام برای اقامۀ حکومت حق و عدالت در مصر بیان شده می‌تواند در مورد هر فقه عادل و مدبر و هر کشور و سرزمین صدق کند[۱].[۲]

گستره تاریخی

آنچه که امام علی(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر فرموده است، اگرچه به ظاهر برای مالک و به عنوان والی مصر بیان شده؛ اما معنا و مفهوم نهفته در کلمات امام(ع)، به گونه‌ای هستند که افزون بر شأن صدور خاص آن برای مالک و مسائل اداره مصر، در واقع می‌‌توانند برای هر سطحی از مدیریت، اعم از حکومت، سازمان، خانواده و فرد، کاربرد داشته باشند. یعنی حاکم در حکومت خویش و در ارتباط با مردم و عامه، مدیر در مدیریت خود بر سازمان و در ارتباط با کارکنان، پدر در ولایت خویش و در ارتباط با اهل خانه و فرد در اداره خود و در ارتباط با قوا و ابعاد وجودی خویش، می‌‌توانند مصداق کلام امام قرار بگیرند. این بدان معناست که ماهیت پیام امام(ع) عام بوده و برای هر زمان و مکان قابلیت به‌کارگیری دارد؛ چراکه «موضوع مدیریت در این فرمان، انسان با تمامی استعدادها و امکانات و ابعادی است که در هر دو حوزه فردی و جمعی و در هر دو منطقه «آن‌چنان که هست» و «آن‌چنان که باید» مطرح است؛ لذا در مجموع می‌‌توان گفت: این فرمان مبارک، طرق مدیریت همه انسان‌ها را در همه شرایط و موقعیت‌ها و همه دوران‌ها ارائه می‌نماید»[۳].

به سخن دیگر، در این عهدنامه فشرده‌ای از نظریات، افکار و اندیشه‌های جهانی علی(ع) چنان به دقت و ژرف بیان شده که می‌‌توان گفت تکلیف همه افراد بشر، چه به عنوان یک بنده و مخلوق در برابر پرودگار، چه به عنوان یک انسان در جامعه، چه به عنوان حاکمی که مسئول اجرای احکام اسلامی است و چه به عنوان فردی که تحت حمایت قوانین نجات بخش اسلام زندگی می‌کند، روشنی در آن آشکار شده است. سفارش‌هایی که آن حضرت در این عهدنامه خطاب به مالک اشتر و در واقع خطاب به انسان و تاریخ بیان فرموده، هرگاه به درستی و به طور کامل اجرا شوند، نه تنها ضامن ایجاد و حفظ عدالت اجتماعی و امنیّت زندگی و آرامش خاطر و آسایش مردم جامعه‌اند، بلکه بالاتر از آن، عامل مهمی هستند که در جامعه انسانی، زمینه‌های برابر ایجاد می‌کنند تا همه افراد اجتماع، با علم و آگاهی و درک ایمان، به خودسازی اسلامی بپردازند و چنان خود را از رذائل و مفاسد پیراسته می‌کنند که همگی بندگانی مؤمن و صالح برای خدا می‌‌شوند که راه نجات و رستگاری را طی کنند[۴].[۵]

مطابقت با نیازها و مقتضیات

نامه ۵۳ نهج البلاغه که در واقع فرمان حکومتی مصر به مالک اشتر است، در کنار نامه امام علی(ع) به اهالی مصر، که در آن خبر ورود مالک را داده و نیز نامه به محمد بن ابی‌بکر حاکم مصر، که در آن از وی خواسته حکومت را به مالک بسپرد و خود به مرکز حکومت بازگردد قابل تبیین و تفسیر است؛ اما در این نوشته بیشتر بر نامه ۵۳ تأکید شده است. آنچه در طولانی‌ترین و مهم‌ترین نامه امام(ع) و در خطاب به مالک آمده، در واقع برنامه جامع زندگی زمامداران و توجه به ابعاد مختلف روحی، فکری و رفتاری آنهاست. به سخن دیگر، کلام امام(ع) «گفته‌های حکیمی نیست که دور از غوغای زندگی و فارغ از واقعیت‌ها و مسائل گوناگونی که در یک جامعه ممکن است مطرح باشد، می‌نشیند و معارف اسلامی را بیان می‌کند؛ بلکه سخنان انسانی است که بار مسئولیت اداره یک جامعه عظیم را بر دوش خود احساس می‌کند و دانای دین و بصیر به همه معارف اسلامی و قرآنی است و با دلی مالامال از معرفت و روحی بزرگ و در مقامی پرمسئولیت، با مردم روبه‌رو می‌شود، با آنها حرف می‌زند، و به سؤالات و استفهامات آنها پاسخ می‌دهد. او با گوشت و پوست خود مشکلات مردم را درک کرده و از موضع زمامداری دلسوز و مهربان شهر، مالک را به شیوه‌های هدایت و رهبری امت آگاه می‌‌سازد. امیرالمؤمنین(ع) به عنوان یک حاکم اسلامی حرف می‌‌زند و با جامعه‌ای که تحت اشراف و حکومت خود اوست، سخن می‌گوید»[۶]. «سخن او مطابق با نیازهاست و چیزی را که نیاز قطعی آن مرحله از تاریخ اسلام طلب می‌‌کند، می‌‌گوید»[۷]. حضرت علی(ع) با امر حکومت درگیر بوده و در این کتاب شریف به عنوان یک حاکم و کسی که با اداره کشور اسلامی - به همه مشکلات و مصیبت‌ها و دردسرهایش- روبه‌رو بوده و به جوانب گوناگون این مسئله رسیدگی کرده، سخن گفته است. توجه به این امر برای ما که در شرایطی مشابه شرایط امیرالمؤمنین علی(ع) قرار داریم، بسی آموزنده است»[۸].[۹]

روح حاکم بر نامه: مدیریت عمومی

در رابطه با نهج البلاغه و به ویژه نامه ۵۳، خوشبختانه پیشینه‌ای نسبتاً قوی از تحقیقات وجود دارد که شامل کتاب‌های مختلف، پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های متعدد است؛ به ویژه در راستای رویکرد مدیریتی به این عهدنامه، کتاب‌های ارزشمندی به چاپ رسیده‌اند که مستقیم به نکات مدیریتی آن اشاره دارند و به جرئت می‌‌توان گفت غیر مستقیم هم بیشتر کتاب‌هایی که به مدیریت اسلامی پرداخته‌اند، به نوعی در مباحث خود، از محتوای این عهدنامه بهره گرفته‌اند. هرکس اندک توجهی به نامه ۵۳ نهج البلاغه داشته و در آن تأمل کرده باشد، از جمله همه شارحان آن، در یک چیز اتفاق نظر دارند و آن اینکه روح حاکم بر عهدنامه، مدیریت عمومی و راهگشا برای حاکمان و مدیران جامعه در سطوح عالی است؛ و در عین حال، برای سطوح دیگر مدیریتی نیز، از مبانی، اصول، روش‌ها، سیاست‌ها و اخلاق حکومتی و مدیریتی، فروگذار نکرده است[۱۰].[۱۱]

مدیریت بحران و بحران مدیریت

یکی از مسائل بسیار مهمی که درباره نامه ۵۳ باید به آن دقت کرد و در درک بهتر آن نقش بسزا دارد، توجه به شأن نگارش آن است. بدین معنا که باید با نظر به تاریخ و درنوردیدن زمان، خود را در کوفه و سال‌های ۳۷ ق، و دوران زمامداری امام علی(ع) و معارضان با حکومت آن حضرت، به ویژه دشمنان داخلی و ماهیت آنها قرار دهیم و به محتوای نامه بنگریم و ببینیم که این فرمان در چه شرایطی به نگارش درآمده است و اگر مالک هنگام مأموریت برای زمامداری مصر، این نامه را دریافت کرده، مصر در چه وضعی قرار داشته است؟ چرا محمد بن ابی‌بکر از عهده اداره آن دیار برنیامده؟ و چرا از مالک چنین انتظاری بوده است؟ دسیسه‌های معاویه با همکاری عمرو بن عاص و در پیش‌گرفتن سیاست‌های خائنانه و مزورانه آنها، به گونه‌ای بودند که ازیک سو با ایجاد فضای دلهره و ناامنی برای مردم، می‌‌کوشیدند، مردم را از حکومت و توان آن در سروسامان دادن به امور مأیوس و منفعل سازند و از سوی دیگر، با خدعه و نیرنگ و تطمیع، برخی سران و بزرگان را جذب کرده و با ایجاد فضائی بحرانی، هرگونه فرصت اصلاحات و تداوم آن را از امام(ع) سلب کنند. از این منظر، وضع مصر بحرانی‌ترین حالت را داشت؛ چه اینکه معاویه با وعده‌هایی به عمرو بن عاص، یار حیله‌گر و دسیسه‌باز و مغرور خود، وی را به سازماندهی ستون پنجم در مصر برمی‌گمارد تا با هدایت گروه‌های غارتگر، ترور و ناامنی، مردم را از زندگی روزمره و آرامش‌خاطر بازدارند و با ایجاد شورش‌های داخلی، مخالفت‌ها با استاندار مصر، محمد بن ابی‌بکر، را تشدید کنند.

در چنین وضعیتی است که امام(ع) باید هم‌زمان در چند جبهه مقابله می‌‌کرد و به ویژه در صدد یکسره کردن کار قاسطین بود، بعد از استمداد محمد بن ابی‌بکر، و کوتاهی مردم کوفه در فراخوان یاری، آن حضرت تصمیم می‌گیرد مالک اشتر را به فرمانداری مصر منصوب کند تا به اوضاع آن منطقه سروسامان دهد[۱۲]. توجه به محتوای نامه ۵۳، به عنوان اصول اساسی حاکم بر مدیریت، در شرایط بحرانی کوفه و به ویژه مصر، بیانگر آن است که در واقع امام علی(ع)، نوعی مدیریت بحران را برای مالک ترسیم می‌کند و کیفیت رفتار زمامدار در این وضعیت را با مردم و نیز با معاندان به خوبی روشن می‌‌سازد و او را از افراط و تفریط بر حذر می‌‌دارد. اشاره به فرازهایی خاص در عهدنامه، مثل فراز هشتادم که مالک را از برخوردهای خشونت‌آمیز پرهیز می‌دهد، و یا فرازهای ۶۱ و ۷۴ که به شرایط و قواعد صلح با دشمن می‌‌پردازد، حکایت از رفتاری متناسب با مقتضیات مصر دارد. البته این نمونه‌ها برای هر دوره و زمان دیگر نیز قابل تعمیم‌اند.[۱۳]

ماهیت منطقی عهدنامه

از آنجا که مجموعه اسلام، نظامی هماهنگ است که همه اجزای آن در تبیین یکدیگر نقش بسزایی دارند و میان آنها انسجام چشمگیری ملاحظه می‌شود، این هماهنگی را به صورتی آشکار در تک‌تک فرازهای عهدنامه امام علی(ع) با مالک می‌‌توان مشاهده کرد. بدین معنا که اگرچه متن عهدنامه، کلام معصوم(ع) و حجت است، ولی، امام در بیانی معجزه‌آسا، هر فرازی را که مطرح ساخته، هر امر و نهی یا دستوری را که صادر کرده و هر سفارشی و توصیه‌ای را که بیان کرده، بلافاصله با بیان استدلالی منطقی، یا با اشاره به آثار، نتایج و پیامدهای به دست آمده از اجرا، یا عدم اجرای آن، به تحلیل علل، حکمت و فلسفه حاکم بر آن پرداخته و توجیهی اقناع کننده بر آن اقامه کرده و پذیرش آن را آسان ساخته است. این نحوه بیان در واقع حکایت از روند سبْکی خاص در مدیریت است که می‌تواند به عنوان یک الگو برای مدیران ارائه شود و آنها را به منطقی کردن دستورها و فرمان‌های خود ترغیب و تشویق کند. بر این اساس، هر مدیر یا زمامدار، باید به منطق فرمان خود آشنا و از حکمت و دلیل آن، آگاه بوده و حتی المقدور دلائل توجیهی خود را در متن تصمیم‌های خود منعکس سازد، تا راحت‌تر مورد پذیرش دیگران قرار گیرد[۱۴].[۱۵]

مروری بر مطالعات و تحقیقات درباره نامه ۵۳

ترجمه‌های متعددی از عهدنامه امام علی(ع) انجام شده است که هر یک بر اساس ذوق و سلیقه نگارنده، ارائه شده است. افزون بر این، بسیاری از اندیشمندان و محققان، پس از خواندن عهدنامه، مجذوب آن شده و بر شرح آن همت گمارده‌اند. شرح‌های عهدنامه را می‌‌توان از لحاظ ساختار و محتوا دسته‌بندی کرد:

از نظر ساختار

شرح‌های ساختاری برخی کامل هستند؛ یعنی در آنها، متن نامه به طور کامل بررسی شده است. این نوع تحقیقات خود بر دو دسته‌اند: شرح‌های کامل و مرتب و شرح‌های کامل و نامرتب. در شرح‌های کامل و مرتب، شارحان ضمن رعایت اصل و متن عهدنامه و به ترتیب از آغاز عهدنامه اقدام به بررسی و تبیین آن کرده و با بررسی لغت‌ها و معانی لغوی و اصطلاحی آنها و نیز به‌کارگیری شیوه‌های حاکم بر درک مطلب، آنچه از آن فهمیده‌اند را به عنوان "شرح" به نگارش در آورده و گاه آن را در قالب کتاب نوشته‌اند. تعداد شرح‌های کامل عهدنامه امام(ع)، در مقایسه با دیگر شرح‌ها، اندک است؛ برای نمونه، شرح‌هایی همچون پیام امام[۱۶]، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی[۱۷] و سیری کوتاه در مدیریت اسلامی[۱۸]، از شرح‌های کامل و مرتب هستند[۱۹].

اما در شرح‌های کامل و نامرتب، شارحان براساس درک کلی‌ای که از عهدنامه و محتوای آن داشته‌اند، نوعی دسته‌بندی و ساختار خاصی از لحاظ موضوعی مطرح کرده، سپس بخش‌هایی از متن عهدنامه را که مرتبط با آن موضوع بوده، کنار هم قرار داده‌اند. برای مثال، اگر بحث از مالیات است، ممکن است هم در فراز اول، هم در فراز پنجاهم از نامه به آن اشاره شده باشد؛ که شارحان، براساس موضوع، فراز اول و پنجاهم را کنار هم قرار داده و با برقراری نوعی ارتباط میان آنها، به نتیجه‌گیری پرداخته‌اند. به عنوان مثال، شرح قوچانی[۲۰] و شرح دلشاد تهرانی[۲۱] نمونه‌ای از شرح‌های کامل و نامرتب‌اند که بر اساس مفاهیم مدیریتی و حکومتی به آن پرداخته‌اند. برخی دیگر از شرح‌های ساختاری غیرکامل هستند؛ در این‌گونه شرح‌ها، به بررسی و تبیین برخی فرازهای عهدنامه اقدام شده و قسمتهایی که بیشتر مورد توجه نویسندگان بوده، یا با اندوخته‌های ذهنی و تجربه‌های آنان هماهنگ‌تر بوده، تشریح شده‌اند. شمار این‌گونه شرح‌ها، بسیار است و بیشتر نوشته‌ها در رابطه با نامه ۵۳ را می‌‌توان ذیل این مورد قرار داد.[۲۲]

از نظر محتوایی

از آنجا که عهدنامه امام علی(ع) کلام معصوم است و کلمات آن امام(ع)، انعکاس دهنده مسائل اجتماعی و حکومتی و در رابطه با هدایت امور به سمت تعالی و سعادت فردی و اجتماعی انسان‌هاست، غور کردن در این دریای بیکران، برای هر غواصی گوهری ناب و متناسب با نیاز او را، دربر دارد. به همین دلیل از لحاظ موضوع و محتوا، شامل ابعاد متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، نظامی، قضائی و...، است و باعث شده هر کسی که در زمینه و علمی خاص تجربه دارد، خود را بی‌نیاز از آن ندانسته و با خواندن آن احساس کند که گوهری ناب، در رابطه با تخصص خود یافته است. بر این مبنا، اندیشمندان مختلف در علوم گوناگون، در برخورد با عهدنامه امام علی(ع) ضمن بهره‌برداری از آن، اقدام به شرح‌هایی مرتبط با تخصص خود کرده‌اند. حاصل این تلاش‌ها شکل‌گیری شرح‌هایی از نامه است که بیشتر از لحاظ موضوع، به خصوص موضوعات مرتبط با علوم انسانی- اجتماعی قابل دسته‌بندی‌اند. این نوع شرح‌ها نیز خود به دودسته قابل تقسیم‌اند: شرح‌های محتوایی کامل و شرح‌های محتوایی مختصر.

در شرح‌های محتوایی کامل، اندیشمندی که تخصصی ویژه، مثل اقتصاد، جامعه‌شناسی، مدیریت، سیاست، و... دارد، کوشیده تا با مبنا قرار دادن رویکردی خاص، همه عهدنامه را متناسب با آن رویکرد تشریح و تبیین کند. این نوع شرح‌ها بسیار اندک‌شمارند[۲۳]. اما شرح‌های غیر کامل محتوایی، که شاید بتوان عمده تحقیقات صورت گرفته پیرامون عهدنامه امام علی(ع) را در ز مره آنها دانست، بازتاب‌دهنده کوشش اندیشمندان و محققانی هستند که با رویکردی متناسب با تخصص خود و نگاه گزینشیِ به متن عهدنامه، کوشیده‌اند، موضوعی خاص در زمینه اقتصاد، سیاست، فرهنگ، اخلاق، قضا و...، را با استفاده از فرازی از عهدنامه و از دیدگاه ارزشی حاکم بر آن، بررسی و تبیین کنند؛ بدین ترتیب که برخی با رویکرد سیاسی و با تأکید بر مفاهیمی چون «سیاست و مدیریت»[۲۴]، «حکمت اصول سیاسی اسلام»[۲۵]، «نظام سیاسی در عهدنامه امام علی(ع)»[۲۶]، «اصول سیاسی اسلام»[۲۷] و «مقتبس السیاسة وسیاق الرئاسة»[۲۸]. و بهره‌گیری از قواعد و اصول علم سیاست، به تبیین و تشریح نامه پرداخته‌اند؛ برخی با رویکرد مدیریتی و تأکید بر مفاهیمی چون «مدیریت اسلامی»[۲۹]، «مدیریت و مدارا»[۳۰]، «منشور مدیریت»[۳۱] و دیگر عنوان‌های مدیریتی، تلاش کرده‌اند روح مدیریتی حاکم بر نامه را بازتاب دهند.

برخی با رویکرد حکومتی و نحوه ارتباط حاکمان و مردم، و با تأکید بر مفاهیمی چون «سلوک الولاة»[۳۲]، «نظام‌نامه حکومت»[۳۳]، «نصایح الملوک»[۳۴]، «راعی و رعیت»[۳۵]، «آیین جهان‌داری»[۳۶]، «آیین کشورداری»[۳۷]، «منشور مملکت‌داری»[۳۸]، «حکمرانی»[۳۹]، «منشور مردم‌سالاری»[۴۰]، «آیین رهبری»[۴۱]، «دولت جاوید»[۴۲]، «آیین زمامداری»[۴۳] و...، بهترین نوع سلوک رهبران با مردم را از دیدگاه امام علی(ع) بررسی کرده‌اند؛ گروهی با در پیش گرفتن رویکرد فرهنگی، خط و فرهنگ حکومت اسلامی[۴۴] را در نامه جستجو کرده‌اند؛ بعضی با رویکرد اقتصادی و تأکید بر مفاهیم اقتصادی[۴۵] و به ویژه امور مالیاتی، مسائل معیشتی را در نامه پی گرفته‌اند.

در این میان برخی نیز به طور کلی و با عنوان‌هایی چون «شرح عهدنامه»[۴۶]، «برداشتی از فرمان امام(ع)»[۴۷]، «نامه روح‌افزا»[۴۸]، «منشور علوی»[۴۹]، «درس‌هایی از نهج البلاغه»[۵۰] و هم به صورت خاص و دنبال کردن عنوان‌هایی جزئی‌تر، مثل «قضاوت»[۵۱]، «عدالت، قانون»[۵۲]، «اخلاق»[۵۳]، «نوآوری»[۵۴] و...، جلوه‌هایی از محتوای نامه را منعکس ساخته‌اند.

افزون بر موارد یاد شده که بیشتر به صورت کتاب انتشار یافته‌اند، امروزه پایان‌نامه‌ها و مقالات بسیاری مشاهده می‌شود که با به‌کارگیری روش‌های حاکم بر تحقیقات علمی، کوشیده‌اند، مسائل و موضوعات علوم و به ویژه علوم انسانی و اجتماعی را از دیدگاه نهج البلاغه و در موارد بسیاری بر اساس نامه ۵۳ آن بررسی کنند؛ چنان که این تحقیقات با شتاب بسیار رو به افزایش‌اند. با توجه به اینکه عهدنامه مالک اشتر، طولانی‌ترین پیمانی است که از سوی امام علی(ع) نوشته شده و دربرگیرنده اساسی‌ترین مباحث حکومتی و مدیریتی و نیز موضوعات دیگر و مرتبط با مدیریت اثربخش امور و حاوی مبانی، اصول، روش‌ها و سیاست‌ها، در ابعاد گوناگون است شاید بتوان آن را روح نهج البلاغه دانست، به گونه‌ای که بیشتر تحقیقاتی که از دیدگاه نهج البلاغه هم صورت پذیرفته، بیشترین مستندات آنها مربوط به همین نامه است و در واقع، بحث‌های مختلف نهج البلاغه، همچون اجزای یک سیستم هستند که هر یک از سوی دیگر اجزا تبیین و تعریف می‌شود و در این میان نامه ۵۳، قطب و قلب نهج البلاغه است.[۵۵]

منابع

پانویس

  1. فقه سیاسی، ج۲، ص۳۸ – ۳۵.
  2. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۲۷۰.
  3. جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ص۱۶۵.
  4. فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع)، ص۲۸.
  5. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۶.
  6. خامنه‌ای، سیدعلی، «سخنرانی در کنگره چهارم نهج‌البلاغه»، ۱۳۶۳.
  7. خامنه‌ای، سیدعلی، «سخنرانی در کنگره پنجم نهج‌البلاغه»، ۱۳۶۴.
  8. خامنه‌ای، سیدعلی، «سخنرانی در کنگره هزاره نهج‌البلاغه (کنگره اول)»، ۱۳۶۰.
  9. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۷.
  10. دلشاد تهرانی، مصطفی، رایت درایت: اخلاق مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر، ص۱۳.
  11. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۸.
  12. دلشاد تهرانی، مصطفی، رایت درایت: اخلاق مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر، ص۲۶.
  13. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۸.
  14. ذاکری، علی‌اکبر، مدیریت و سیاست (فرمان امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر)، ص۲۳۷.
  15. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۹.
  16. مکارم شیرازی، «پیام امام: شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه».
  17. فاضل لنکرانی، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع).
  18. حسینی سیاهپوش، سیری کوتاه در مدیریت اسلامی (شرحی بر فرمان علی(ع) به مالک اشتر).
  19. تحقیق حاضر نیز از جمله شرح‌های کامل مرتب است که با رویکردی مدیریتی نگاشته شده است.
  20. قوچانی، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر).
  21. دلشاد تهرانی، رایت درایت: اخلاق مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر.
  22. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۲۲.
  23. در کتاب حاضر سعی شده متن کامل عهدنامه، بر مبنای رویکرد مدیریتی تشریح و تبیین شود.
  24. رهبر، سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی(ع)؛ ذاکری، مدیریت و سیاست (فرمان امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر).
  25. جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام (ترجمه و تفسیر فرمان مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) به مالک اشتر).
  26. نوری حاتم، النظام السیاسی فی عهد الامام علی(ع) لمالک الاشتر.
  27. کشوری، اصول سیاسی اسلام در عهدنامه امام علی(ع).
  28. عبده مصری، مقتبس السیاسة و سیاق الرئاسة؛ کجوری مازندرانی طهرانی، أساس السیاسة فی تأسیس الرئاسة؛ موسوی قزوینی نجفی، قانون الولاة فی سیاسة الرعاة؛ آل مظفر، السیاسة العلویة (شرح عهد امیر المؤمنین(ع) الی مالک الاشتر).
  29. حسینی سیاهپوش، سیری کوتاه در مدیریت اسلامی (شرحی بر فرمان مالک اشتر)؛ رهبر، سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی(ع)؛ ذاکری، مدیریت و سیاست (فرمان امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر)؛ امیری، مدیریت اسلامی، تحلیلی مدیریتی بر فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر.
  30. شیروانی، مدیریت و مدارا در اسلام.
  31. مقیمی، منشور مدیریت: نگرش تطبیقی به فرمان امام علی(ع)؛ قوچانی، فرمان حکومتی پیرامون مدیریت (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر).
  32. مجلسی، آداب الولاة یا سلوک الولاة علی ما قرّر فی أحادیث الأئمة الهداة (رسالة آداب سلوک حاکم با رعیت).
  33. فاضل مشهدی، نظام‌نامه حکومت.
  34. فتونی عاملی غروی اصفهانی، نصایح الملوک و آداب السلوک؛ نوری، هدایة السلوک و هدیة الملوک؛ حسینی مدرس یزدی، مرآة الملوک و ارشاد الولاة؛ موسوی قزوینی نجفی، قانون الولاة فی سیاسة الرعاة.
  35. فکیکی محامی بغدادی، الرّاعی والرّعیة.
  36. انصاری قمی، آیین جهانداری؛ علوی خویی، آیین جهانداری (شرح عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر).
  37. فاضل لنکرانی، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی(ع).
  38. قربانی، منشور مملکت‌داری در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر.
  39. پورعزت، عهدنامه امیر(ع)، جان‌مایه خرد معنوی در حکمرانی و سنّت انبیا.
  40. تاکندی و شیخ محمدی، منشور مردم‌سالاری دینی، شرح نامه علی(ع) به مالک اشتر.
  41. ماحوذی، علی(ع) و آیین رهبری.
  42. صالحی مازندرانی، دولت جاوید (ترجمه و تبیین فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر نخعی، به انضمام زندگی‌نامه مالک اشتر).
  43. طسوجی، شرح عهد العلوی الی مالک الاشتر النخعی، یا آیین زمامداری.
  44. معادی‌خواه، خط و فرهنگ حکومت اسلامی (ترجمه و توضیح عهدنامه مالک اشتر).
  45. بافنده ایمان دوست، اقتصاد و مدیریت در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر.
  46. تنکابنی، شرح عهد امیرالمؤمنین(ع)؛ روغنی قزوینی، شرح عهدنامه مالک اشتر؛ شارح ناشناخته، شرح عهدنامه علی(ع)، نگاشته‌شده برای ابوالفتح سلطان ابراهیم میرزا؛ عطاءالله، عهد الامام علی(ع) الی مالک الاشتر؛ طسوجی، شرح عهد العلوی مالک الاشتر النخعی یا آیین زمامداری.
  47. دین‌پرور، برداشت‌هایی از عهدنامه مالک اشتر.
  48. تاکندی و شیخ محمدی، نامه روح‌افزا (برداشت‌هایی از عهدنامه علی(ع) به مالک اشتر).
  49. اجرائی، منشور علوی در فرمان به مالک اشتر نخعی.
  50. منتظری، درس‌هایی از نهج البلاغه، نامه امام علی(ع) به مالک اشتر.
  51. فضل الله، نظریة الحکم و الادارة فی عهد الامام علی(ع) للاشتر؛ فلاح حسن شنشل، الحکم و الادارة فی نهج الامام علی(ع)، از علی صلاح، نظام الحکم و الاداره فی الاسلام، عهد علی بن ابی‌طالب(ع) لمالک الشتر نموذجّا.
  52. رکنی، علی(ع) عدالت، قانون.
  53. دلشاد تهرانی، رایت درایت: اخلاق مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر.
  54. کریمی، نوآوری و شکوفایی در پرتو مدیریت علوی و اخلاق نبوی، شرح عهدنامه مالک اشتر.
  55. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۲۳.