اثبات امامت
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 28 فروردین 1405 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
امامت به معنای ریاست عمومی بر دین و دنیای مردم توسط شخصی پس از پیامبر اکرم(ص) است که خلیفه و جانشین آن حضرت بوده و توسط خدای متعال و با نص الهی برای این جایگاه خطیر انتخاب و تعیین و به وسیله رسول خدا(ص) به مردم معرفی شده است. بر این اساس امام از منظر متکلمان بزرگ شیعه بیشترین قرابت و اشتراک را در اوصاف، شئون و کمالات به رسول خدا(ص) داشته و واجد صفات ویژه عصمت، علم غیب و افضلیت خواهد بود. از این رو لازم است با استناد به ادلهای محکم وجوب وجود او پس از پیامبر اکرم(ص) را به عنوان رهبری الهی در کنار قرآن کریم جهت ادامه دادن وظایفپیامبر اکرم(ص)،ثابت نمود.
بر این اساس مراد ما از "اثبات امامت" در اینجا دو چیز است
- اثبات ضرورت امامت یا وجوب وجود امام پس از پیامبر اکرم(ص)
- اثبات مصادیق امام یا به عبارت دیگر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان معصوم(ع)
در این مدخل به صورت موجز به شرح و توضیح هر دو بخش پرداخته و با استناد به براهین عقلی و ادله نقلی اعم از قرآنی و روایی هم ضرورت وجود امام را به اثبات میرسانیم و هم امامت امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان خلیفه بلافصل و نخستین امام امت پس از رسول خدا(ص) ثابت مینماییم.
روشن است که برخی ادله ما به ویژه براهین عقلی، در هر دو بخش قابل استناد هستند.
1- ضرورت امامت
معناشناسی
اثبات ضرورت امامت
در اثبات امور اعتقادی، عقل دارای جایگاه ویژهای است. مسأله ضرورت امامت از این قاعده مستثنی نبوده و ضرورت آن امری عقلی است[۱]. عقل به ضرورت امامت، به معنای لزوم و وجوب وجود امام حکم میکند، به این معنا که بشر همیشه نیازمند امام و رهبر است؛ لذا بر خداوند واجب است شخصی را به عنوان امام و رهبر تعیین کند و این همان ضرورت عقلی است. متکلمان اسلامی]نسبت به ضرورت امامت اتفاق نظر دارند اما در شیوه استدلال بر این ضرورت و نحوه وجوب آن اختلافاتی وجود دارد. گروهی با تکیه بر ادله عقلی، ضرورت امامت را اثبات میکنند که در ادامه بیان میشود:
دلایل عقلی
دلایل عقلی غیر مستقل (عقلی ـ نقلی)
قاعده لطف، برهان لطف و حکمت
حفظ دین و شریعت، برهان حفظ و نقل شریعت
برقراری نظم و حفظ جامعه اسلامی
فطری بودن نیاز به امام
ضرورت وجود کارشناس دینی بعد از پیامبر
یقین به فراغ ذمه
نیاز شرع به مفسر
قانون هدایت عمومی
برهان واسطه فیض
دلایل عقلی محض
- وجوب دفع ضرر از نفس (ضرورت دفع ضررهای بزرگ):
- اجرای حدود و حفظ نظام اسلامی، (برقراری نظم و حفظ جامعه اسلامی):
- جمع آراء بر امور اجتماعی مانند جهاد.
- جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی.
- اجرای حدود الهی.
- قضاوت.
- وجوب دفع اختلاف در جامعه؛
- وجوب رسیدن جامعه به کمال؛
- وجوب تنظيم روابط استخدام و تعاون اجتماعی؛
- قاعده امکان اشرف؛
- برهان علت غایی.
دلایل نقلی
ادله قرآنی
آیه ولایت
آیه تبلیغ
آیه اولی الامر
آیه صادقین
ادله روایی
در کنار ادله قرآنی، ضرورت امامت، را میتوان از برخی روایات به دست آورد:
حدیث ثقلین
حدیث «لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»
حدیث من مات
حدیث «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ»
وجود اوصیای دوازدهگانه در ادیان
سیره مسلمانان
2- اثبات امامت امیرالمؤمنین
ادله نقلی
ادله قرآنی
آیه مباهله
آیه ولایت
آیات غدیر
1- آیه تبلیغ
﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۲] از جمله آیاتی است که با سه مقدمه بر امامت امیرالمومنین(ع) دلالت میکند:
- مقدمه اول: علمای شیعه در نزول این آیه در غدیر خم وحدت نظر دارند. در بین اهل سنت نیز بسیاری بر این باورند که این آیه در غدیر خم نازل شده است[۳].
- مقدمه دوم: استدلال شیعه این است که رسول خدا(ص) در خطبه غدیر، جمله «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» را فرمودهاند. خطبه غدیریه رسول خدا(ص) از همان زمان صدور مورد توجه مسلمانان و در عصر تدوین مورد توجه مورخان، محدثان و مفسران بوده است و همه کسانی که این خطبه را نقل کردهاند، صدور این جمله را از رسول خدا(ص) نوشتهاند[۴].
- مقدمه سوم: هر چند بسیاری از نویسندگان اهل سنت، اصرار دارند که واژه «مولی» را در اینجا به معنای دوست و یار و یاور تفسیر کنند؛ [۵] با این حال کلمه «مولی» در این حدیث با توجه به قرائن و شواهد متعدد به معنای «اولی به تصرف بودن» یا همان ولایت داشتن است.[۶]. از این رو این آیه با استناد به این حدیث بر خلافت و ولایت بلافصل امام علی (ع) دلالت دارد[۷].
آیه علم الکتاب
ادله روایی
حدیث یوم الدار
حدیث منزلت
حدیث غدیر
حدیث طیر مشوی
احادیث معیت
دلیل عقل
افضلیت
3- اثبات امامت سایر امامان(ع)
دلیل عام
ادله نقلی
ادله قرآنی
آیه اطاعت
آیه تطهیر
آیه صادقین
آیه ابتلا
ادله روایی
حدیث ثقلین
حدیث سفینه
حدیث خلفائی اثنی عشر
حدیث امان
حدیث لوح جابر
دلیل خاص
دلیل عقل
افضلیت
منابع
پانویس
- ↑ امامیه نصب امام را برای خداوند واجب میدانند و میگویند: نصب الامام واجب علی الله عقلا؛ کشف المراد، ص۱۸۱ و رضایی، عبدالکریم، امامتپژوهی، (بررسی دیدگاههای امامیه، معتزله و اشاعره)، ص۱۲۵.
- ↑ «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۹؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۴، ص۴۰۱.
- ↑ على بن محمد، ابن مغازلی، مناقب الامام على بن ابی طالب، ص۷۸؛ ابو جعفر بن عبدالله الاسكافى المعتزلى، المعيار والموازينه فى فضائل الامام اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب، ص۲۱۰؛ محمد بن احمد، الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۲۷۷؛ ابى الفداء ابن كثير، البداية و النهاية، ج۱۱، ص۱۲۵ حوادث سال ۳۱۰.
- ↑ رشید رضا، تفسیر المنار، ج۶، ص۳۹۹.
- ↑ برخی از این قرائن عبارتاند از: الف: دوستی علی(ع) با همه مؤمنان، مطلب پنهان و پیچیدهای نبود که نیاز به این همه تأکید و بیان داشته باشد و احتیاج به متوقف ساختن آن قافله عظیم در وسط بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعترافهای پی در پی از جمعیت باشد؛ چراکه رسول خدا(ص) در طول حیات خویش بارها و به مناسبتهای گوناگون بر لزوم محبت و دوستی مسلمانان با علی(ع) تأکید کرده است و تمام بزرگان عامه و حتی متعصبترین آنان نیز این طیف از احادیث را در کتب خود به تواتر نقل نموده و حتی برخی از آنان فصل جداگانهای را بدان اختصاص دادهاند به گونهای که معارضی برای آن یافت نمیشود. شهاب الدين مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج ۲۱، ص۳۶۹-۲۹۴؛ ب: جمله «الستُ أولى بكم من انفسكم»؛ آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر نیستم که در بسیاری از متون این روایت آمده است هیچ تناسبی با بیان یک دوستی ساده ندارد، بلکه میخواهد بگوید همان اولویت و اختیاری که من نسبت به شما دارم و پیشوا و سرپرست شما هستم برای علی ثابت است و هرگونه تفسیری برای این جمله غیر از آنچه گفته شد، دور از انصاف و واقع بینی است؛ مخصوصاً با توجه به تعبیر من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم؛ ج: تبریکهایی که از سوی مردم در این واقعه تاریخی به علی گفته شده، مخصوصا تبریکی که «عمر» و «ابوبکر» به او گفتند نشان میدهد مسئله چیزی جز مسئله نصب خلافت نبوده است که در خور تبریک و تهنیت باشد؛ زیرا اعلام دوستی، که برای همه مسلمانان بـه طور عموم ثابت است، تبریک ندارد. در مسند احمد آمده است که عمر بعد از آن بیانات پیامبر(ص) به علی (ع) گفت: هنيئاً يابن ابي طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة گوارا باد بر تو ای فرزند ابی طالب، صبح کردی و شام کردی در حالی که مولای هر مرد و زن با ایمان هستی. احمد بن محمد بن حنبل، الشيباني، المسند، ج۳۰، ص۴۳۰-۴۳۱، ح۱۸۴۷۹
- ↑ ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص۲۱۶-۲۲۲.