شیوه قیام امام مهدی چگونه است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز (حذف پیوند از عنوان منبعشناسی جامع مهدویت توسط ربات) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
[[پرونده:Pic2391.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[مهدی یوسفیان]]]] | [[پرونده:Pic2391.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[مهدی یوسفیان]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مهدی یوسفیان]]'''، در کتاب ''«[[رخدادهای ظهور (کتاب)|رخدادهای ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مهدی یوسفیان]]'''، در کتاب ''«[[رخدادهای ظهور (کتاب)|رخدادهای ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«بر اساس روایات متعددی، حرکت انقلابی [[حضرت مهدی]]{{ع}} ، با تکیه بر سلاح خواهد بود و جنگ و قتال با دشمنان خدا تا انهدام کاملِ همه سنگرهای کفر و نابودی همه افراد آن، ادامه خواهد داشت؛ ولی این، به معنای عدم اتمام حجت بر مخالفان نیست؛ بلکه آن چه از چگونگی حرکت آن وجود مقدس استفاده میشود، این است که آن بزرگوار، به روش اجداد بزرگوارش عمل خواهد نمود. یعنی ابتدا ایمان حقیقی را عرضه خواهد کرد و درصورت عدم پذیرش | ::::::«بر اساس [[روایات]] متعددی، حرکت انقلابی [[حضرت مهدی]]{{ع}} ، با تکیه بر [[سلاح]] خواهد بود و [[جنگ]] و قتال با [[دشمنان]] [[خدا]] تا انهدام کاملِ همه سنگرهای [[کفر]] و نابودی همه افراد آن، ادامه خواهد داشت؛ ولی این، به معنای عدم [[اتمام حجت]] بر [[مخالفان]] نیست؛ بلکه آن چه از چگونگی حرکت آن وجود مقدس استفاده میشود، این است که آن بزرگوار، به روش اجداد بزرگوارش عمل خواهد نمود. یعنی ابتدا [[ایمان]] حقیقی را عرضه خواهد کرد و درصورت عدم پذیرش [[مخالفان]]، [[جنگ]] آغاز خواهد شد. آری؛ او همانند جد مظلومش، [[امام علی]]{{ع}}در [[جنگ جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] و همچون جد غریبش، [[امام حسین]]{{ع}} در صحرای [[کربلا]]، ابتدا به معرفی خود و علت [[قیام]] خویش میپردازد و روش خود را براساس [[دین خدا]]، [[قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} اعلام میکند؛ که این نوع برخورد، مورد تأیید [[خدا]] و [[عقل]] میباشد. در حدیثی از [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "هنگامی که [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند، [[ایمان]] را بر هر [[ناصبی]] و مخالفی عرضه میکند. پس اگر واقعاً (و نه از روی [[نفاق]]) داخل در [[ایمان]] شد، مطلوب همین است؛ وگرنه گردن او را میزند یا از او [[جزیه]] میگیرد"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عَرَضَ الْإِيمَانَ عَلَى كُلِ نَاصِبٍ فَإِنْ دَخَلَ فِيهِ بِحَقِيقَةٍ وَ إِلَّا ضَرَبَ عُنُقَهُ أَوْ يُؤَدِّيَ الْجِزْيَة "}}؛ کافی، ج۸، ص۲۲۷، ح۲۸۸؛ معجم احادیث امام مهدی، ج۳، ص۳۰۸، ح۸۴۶؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۷۵، ح۱۷۵.</ref>. البته چنان چه در [[روایات]]، اشاره شده حرکت [[امام مهدی|حضرت]]{{ع}}از همان آغاز [[ظهور]]، چنین است که ابتدا، خود را معرفی کرده و [[سیره]] خود را که همان عمل به [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} است گوشزد مینمایند و [[مردم]] را به سوی خود فرا میخوانند. در روایتی از وجود مقدس [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "هنگامی که [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند، [[مردم]] را از نو به [[اسلام]]، [[دعوت]]، و آنان را به امری که پوشیده شده و نسبت به آن، [[گمراه]] شدهاند، راهنمائی میکند. همانا [[قائم]] ما را "[[امام مهدی|مهدی]]" نام نهادهاند، زیرا به امری که گم شده است، [[هدایت]] میکند و به او "[[قائم]]" میگویند؛ زیرا [[قیام]] او بر اساس [[حق]] است"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِذَا قَامَ الْقَائِمُ دَعَا النَّاسَ إِلَى الْإِسْلَامِ جَدِيداً وَ هَدَاهُمْ إِلَى أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيُّ مَهْدِيّاً لِأَنَّهُ يُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّيَ بِالْقَائِمِ لِقِيَامِهِ بِالْحَقِّ "}}؛ ارشاد، ص۳۶۴، ح۲؛ معجم احادیث [[امام مهدی]](، ج۴، ص۵۱، ح۱۱۲۲؛ بحارالانوار، ج۵۱، ص۳۰، ح۷</ref>»<ref>[[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]؛ [[رخدادهای ظهور (کتاب)|رخدادهای ظهور]]، ص ۸۸ - ۹۱.</ref>. | ||
==پاسخهای دیگر== | |||
{{یادآوری پاسخ}} | |||
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین امامی میبدی؛}} | |||
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی رضا امامی میبدی]]]] | |||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا امامی میبدی]]'''، در کتاب ''«[[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]»'' در اینباره گفته است: | |||
::::::«چگونگی [[قیام]]: | |||
:::::*'''آغاز [[قیام]]''': [[علامه]] در [[تفسیر]] [[المیزان]]، روایتی را [[نقل]] میکند که فضای اولین مراحل [[ظهور]] را ترسیم مینماید<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳.</ref>. ایشان از [[تفسیر]] [[علی بن ابراهیم]] قمی [[نقل]] میکند که وی در ذیل [[آیه]] {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ}}﴾}}<ref>«و اگر ببینی، هنگامی که کفار به فزع میافتند، پس هیچ راه فراری ندارند». سبأ:۵۱.</ref> گفته است: پدرم از ابن ابی عمیر، از [[منصور]] بن یونس، از ابن خالد کابلی، برایم [[حدیث]] کرد که [[امام]] ابی [[جعفر]] {{ع}} فرمود: به [[خدا]] سوگند گویا همین الان میبینم [[قائم]] {{ع}} را که به هجر تکیه داده است، آنگاه [[مردم]] را در رعایت حقش به [[خدا]] سوگند میدهد و میفرماید: ایهالناس! هرکس با من درباره [[خدا]] مهاجه کند، من اولی به [[خدا]] هستم. ایهاالناس! هر کس با من درباره [[آدم]] {{ع}} محاجه کند، من اولی و نزدیکتر از سایرین به [[آدم]] {{ع}} هستم. ایهالناس! هرکس با من درباره [[نوح]] {{ع}} محاجه کند، من از هر کس دیگر اولی به [[نوح]] {{ع}} میباشم. ایهاالناس! هر کس با من درباره [[ابراهیم]] {{ع}} سخن بگوید و [[احتجاج]] کند، من خود از هر کس دیگر نزدیکتر به [[ابراهیم]] {{ع}} هستم. ایهاالناس! هرکس با من درباره [[موسی]] علیه [[سلام]] محاجه کند، من خود اولی به [[موسی]] {{ع}} هستم. ایهاالناس! هرکس با من در خصوص [[عیسی]] {{ع}} محاجه کند و آن جناب را به رخ من بکشد، من خود از هر کس دیگر نزدیکتر به [[عیسی]] {{ع}} هستم. ایهاالناس! هر کس با من در خصوص [[محمد]] {{صل}} محاجه کند، من خود از هر کس دیگر به [[محمد]] نزدیکتر و اولایم. ایهاالناس! هر کس با من در خصوص [[کتاب خدا]] محاجه کند، من از هر کس دیگر به [[کتاب خدا]] نزدیکترم. آنگاه به [[مقام ابراهیم]] {{ع}} میآید و دو رکعت [[نماز]] میخواند و با سوگند به [[خدا]] [[حق]] خود را بیان میکند. [[امام]] ابی [[جعفر]] {{ع}} سپس فرمود: به [[خدا]] سوگند او مظطری است که در [[آیه شریفه]] {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ}}﴾}}<ref>«یا آن که درمانده را وقتی که او را بخواند، اجابت کند و محنت از او بردارد و شما را جانشینان این سرزمین کند، چگونه با این خدا، خدایی هست؟ چه کم متذکر میشوید؟». نمل:۶۲.</ref> آمده است. اولین کسی که با او [[بیعت]] کند [[جبرئیل]] و سپس [[سیصد و سیزده]] نفر از [[یاران]] او میباشند. | |||
::::::[[امام]] {{ع}} در ادامه، [[اصحاب]] حضرت را توصیف و سپس روبرو شدن [[سپاه]] [[امام]] و [[لشکر سفیانی]] و فرو رفتن [[سفیانی]] و یارانش که در [[علائم ظهور]] توضیح داده شد، و پیروزیهای بعدی را بیان میکند<ref>تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۵ و ۲۰۴. مرحوم علامه به بخشهای مربوط به بعد از نابودی سفیانی اشاره نکرده است.</ref>. | |||
::::::همچنین در جای دیگری از [[تفسیر قمی]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده که فرمود: [[آیه]] {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...}}﴾}} درباره [[قائم آل محمد]] {{ع}} نازل شده، به [[خدا]] سوگند [[مضطر]] او است، که در [[مقام ابراهیم]] دو رکعت [[نماز]] میخواند و [[خدای عزوجل]] را میخواند و او اجابتش میفرماید و وی را [[خلیفه]] در زمینش میسازد<ref>تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۱۲۹؛ المیزان، جلد ۱۵، صفحه ۳۹۱.</ref>. | |||
::::::ایشان در جای دیگری درباره شروع [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} میگوید: در [[روایت]] است که چون [[حضرت قائم]] {{ع}} [[ظهور]] کنند، اول [[دعوت]] خود را از [[مکه]] آغاز میکنند؛ به این طریق که بین [[رکن و مقام]] پشت به [[کعبه]] نموده، و اعلان میفرمایند؛ و از [[خواص]] آن حضرت سیصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع میگردند<ref>مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶.</ref>. | |||
:::::*'''ابزار و شیوههای [[قیام]]''': یکی از پرسشهای رایج در بحثهای [[مهدویت]] درباره ابزاری است که در زمان [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} مورد استفاده قرار میگیرد؛ ابزاری که [[امام]] {{ع}} به وسیله آنها تمام انسانها را به [[دین اسلام]] [[هدایت]] میکند و [[حق]] و [[عدالت]] را در تمام [[زمین]] گسترش میدهد. سوالات مهمی که در این زمینه مطرح میشود این است که آیا [[امام]] {{ع}} از طریق [[جنگ]] بر [[جهان]] تسلط پیدا میکند یا راه دیگری [[انتخاب]] میکند؟ در صورت بروز [[جنگ]] آیا ایشان از [[شمشیر]] و ابزار جنگی دوران گذشته استفاده میکند؟ و یا از وسایل جنگی مدرن و پیشرفته بهره میبرد؟ در هر صورت آیا صحیح است که در این [[جنگ]] کشتارها و خونریزیهای گسترده رخ میدهد؟ از آنجا که در [[روایات]] [[مهدویت]] تعبیر «[[قیام]] به [[سیف]]»<ref>بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۴۶ به بعد؛ کتاب الغیبه للطوسی، صفحه ۴۶۷ ؛ الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۳۲.</ref> و مانند آن وجود دارد، طبعا مطرح شدن پرسشهای بالا امری طبیعی و عادی است. ولی آنچه باعث اهمیت و حساسیت بیشتر موضوع شده است سیاه نماییها و تبلیغات منفی مخالفین [[مهدویت]] در این رابطه است. از دیر زمان تاکنون، و به خصوص در فضای رسانهای کنونی، دو حرکت تبلیغاتی منفی درباره [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} وجود داشته است. | |||
::::::از طرفی، در کتابها و مقالات به ظاهر علمی بر استفاده [[امام]] {{ع}} از [[شمشیر]] و اسب تأکید میشود و به ویژه در فضای رسانه و در قالب فیلم تصویری قرون وسطایی از [[امام]] به نمایش گذاشته میشود و چنین القا میکند که [[منجی]] مورد نظر [[اسلام]]، در عصر [[تمدن]] و [[پیشرفت]] با شیوههای جنگی هزار و چهارصد سال پیش، و با گرز و [[شمشیر]] و اسب با [[دشمنان]] خود میجنگد و با این شیوه میخواهد بر تمام [[زمین]] نیز تسلط پیدا کند. | |||
::::::از سوی دیگر چنین القا میکنند که [[امام]] {{ع}} با جنگهای گسترده و خانمان سوز همراه است و در نتیجه بسیاری از انسانها [[جان]] خود را از دست میدهند، و جوی [[خون]] به راه میافتد و فقط تعداد اندکی از [[یاران]] و [[پیروان]] حقیقی او از این خونریزیها و فضای وحشتناک [[نجات]] پیدا کرده و در [[زمین]] باقی میمانند. | |||
::::::(...) | |||
::::::با توجه به این فضای تهاجمی و خطرناک، لازم است به صورت علمی به این موضوع پرداخته شود تا تصویر حقیقی و صحیحی از [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} ارائه گردد. گرچه [[مرحوم علامه]] در هیچ کجا به صورت مستقیم به بررسی این موضوع نپرداخته و بحثی با این عنوان را مطرح نکرده است ولی مباحث و مبانی ارائه شده از طرف ایشان درباره دوره [[آخرالزمان]]، کمک شایانی در [[فهم]] درست و دقیق این موضوع میکند. اینک با توجه به این مبانی که در فصلهای مختلف این نوشته مورد بررسی قرار گرفته است، به [[تبیین]] ابزار [[قیام]] و پاسخگویی به پرسشهای مطرح شده میپردازیم. | |||
::::::[[علامه]] [[معتقد]] است اصل [[جهاد]] به عنوان یک اصل اسلامی و تاکتیک اساسی در پیشبرد [[اهداف الهی]] و [[هدایت]] [[جامعه بشری]]، قابل [[انکار]] نیست؛ و [[آیات قرآن]] [[وجوب]] [[جهاد]] و [[مبارزه]] عملی با مستکبرین و سرکشان را در هر زمان [[واجب]] و لازم میداند. روشن است که روی آوردن [[اسلام]] به [[جهاد]] به عنوان اصل دومی و از روی ناچاری است، و قبل از هر چیز تلاش میکند تا با ارائه راهکارهای علمی و فرهنگی، موانع [[هدایت]] انسانها را برطرف کند و همگان را به راه راست [[هدایت]] نماید؛ ولی در صورت [[مقاومت]] و ممانعت افراد سرکش و لجوج که علاوه بر خود، دیگران را نیز از [[معارف الهی]] و دستیابی به [[کمالات انسانی]] محروم میکنند - به عنوان [[ضرورت]] و با توجه به شرایط مناسب، [[دستور]] واکنش عملی و [[جنگ]] و [[جهاد]] را صادر میکند<ref>المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۶ و جلد ۴، صفحه ۱۶۴.</ref>. | |||
::::::[[جهاد]] به عنوان [[واجب]] الهی، از [[احکام اسلامی]] و مربوط به همه زمانها، از جمله [[زمان ظهور]] و [[قیام]] [[حضرت حجت]] {{ع}} است<ref>در رابطه با دیدگاه مرحوم علامه درباره جهاد و تبیین ایشان به این حکم اسلامی، ر.ک؛ المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷ ؛جلد ۴، صفحه ۱۶۴ و جلد ۹، صفحه ۱۱۵ ؛تعالیم اسلام، صفحه ۳۵۰؛ ترجمه سنن النبی، صفحه ۸۵.</ref>. پس بدیهی است که آن حضرت نیز در مسیر پیشبرد [[اهداف الهی]] خود، از این وسیله استفاده نموده و با رعایت [[موازین شرعی]] و اخلاقی آن<ref>از نگاه اسلام مقصود از جهاد، آدمکشی و ظلم نیست، بلکه این امور را ناپسند و حرام میداند و لشکریان مسلمان را موظف به رعایت موازین شرعی و اخلاقی میکند و به همین جهت دستور میدهد تا مسلمانان نه تنها در شرایط معمولی، بلکه حتی در حال جنگ نیز، شریفترین روش را طی کنند، و هرگز آب را به روی دشمن نبندد، آتش سوزی راه نیندازند، به دشمن شبیخون نزنند، زنان و کودکان و پیران ناتوان و کسانی را که قوه دفاع ندارند را نکشند، و دستور اکید داده که با اسرای جنگی به نرمی و ملاطفت رفتار کنند و به ایشان احسان نمایند؛ و در مجموع اسلام از هر کاری که از قساوت و پستی و وحشیگری سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانیت و جوانمردی، آن را نپذیرد منع نموده است.</ref> با [[ستمکاران]] به [[مبارزه]] بپردازد. | |||
::::::علاوه بر این، [[مرحوم علامه]] ضمن اشاره به وعدههای مکرر الهی در [[قرآن]] مبنی بر سیطره [[اسلام]]، به عنوان [[دین حق]] در سراسر [[زمین]] در آینده تصریح میکند، که تحقق این وعده جز در پرتوی [[جهاد]] فراگیر و گسترده ممکن نیست؛ جهادی که شالوده [[شرک]] و [[نفاق]] را برمیچیند<ref>«القرآن یبوح بالوعد بیوم للمومنین علی اعدائهم لا یتم امره الا بانجاز الامر بهذه المرتبه من القتال، و هو القتال قامه اخلاص فی التوحید». المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۶.</ref>. | |||
::::::ایشان پس از بیان این مطلب، به اشکال عدهای که [[پیروزی]] نهایی [[اسلام]] را در قالب [[جهاد]] نمیدانند اشاره و بیان میکند، که بعضی توهم کردهاند که این وعده الهی مستلزم [[تشریع]] [[حکم]] [[جهاد]] نیست، چون ممکن است این [[وعده خداوند]] به وسیله مصلحی غیبی و بدون [[توسل]] به [[جهاد]] و دیگر اسباب ظاهری محقق، و غرض حاصل گردد<ref>المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷.</ref>. | |||
::::::[[علامه]] در پاسخ به [[کلام]] مذکور میگوید: این حرف با جمله {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ}}﴾}} در [[آیه]] {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}﴾}}<ref>«خدا به کسانی که از شما ایمان آورده و عملهای صالح کردهاند، وعده داده است که به طور قطع ایشان را خلیفه در زمین میکند، همانطور که نیاکان ایشان را کرد، و به طور قطع دینی را که برایشان پسندیده در دسترس شان قرار میدهد، تا کسی جلوگیرشان نباشد و به طور یقین بدانند که بعد از دوران وحشت دوران امنیتی برایشان پدید میآورد، تا مرا بپرستند و چیزی شریکم نسازند». نور: ۵۵.</ref> منافات دارد، زیرا [[استخلاف]] وقتی تحقق مییابد، که عدهای از بین بروند و عدهای دیگر جای آنان را بگیرند؛ پس در این جمله مسئله قتال نهفته است. علاوه بر اینکه [[آیه]] ۵۴ سوره [[مائده]] که میفرماید: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}﴾}}<ref>«هانای کسانی که ایمان آوردهاید هر کس از شما مرتد از دین خود شود، بداند که خدای تعالی به زودی قومی را جایگزین ایشان میکند که دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست میدارند، نسبت به مومنین متواضع و افتاده حال، و نسبت به کفار متکبر و قاهرند، در راه خدا جهاد میکنند، بدون اینکه از ملامت سرزنش کنندگان باکی داشته باشند».</ref> به وضوح اشاره دارد که به زودی به امر [[خدا]] [[دعوت]] [[حق]] و [[نهضت]] دینی به پا خواهد شد و معلوم است که چنین [[دعوت]] و نهضتی بدون [[جهاد]] و خونریزی تصور ندارد، به خصوص که در آن از تعبیر {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}﴾}} استفاده شده است که [[ظهور]] در [[جنگ]] و [[جهاد]] دارد<ref>المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷ و جلد ۵، صفحه ۳۸۴ و ۳۸۱.</ref>. | |||
::::::با توجه به این مطالب<ref>البته روایات و احادیث فراوانی نیز به جهاد مسلحانه در زمان قیام امام مهدی {{ع}} تصریح میکند که در بیانات علامه نیامده است. مراجعه شود به: بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۴۶ به بعد؛ کتاب الغیبه للطوسی، صفحه ۴۶۷ ؛ الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۳۲.</ref> روشن میشود که اصل [[جنگ]] و [[جهاد]] در [[قیام]] مهدوی امری قطعی و مسلم میباشد و بدیهی است که وقتی [[جهاد]] بر اساس آرمانهای الهی و انسانی و در چارچوب [[ضرورت]] و با رعایت [[اصول]] اخلاقی باشد، نمیتواند مورد اعتراض و اشکال قرار بگیرد، و از سوی دیگر از آنجا که این [[جهاد]] مقدس نیز، مانند هر حرکت جنگی دیگر، ابزار و تکنیکهای مناسب و نیز پیامدهای طبیعی خود را در پی دارد، لذا هیچ [[انسان]] عاقلی نمیتواند استفاده از [[سلاح]] و وسایل جنگی متعارف در [[جهاد]] و بروز پیامدها و نتایج آن -که کشته شدن و مجروح شدن بعضی از انسانها، آوارگی و غیره است- را زیر سوال ببرد. | |||
::::::از دیدگاه این [[مفسر]] بزرگ، در کنار [[لزوم]] رعایت [[موازین شرعی]] و اخلاقی در [[جنگ]] و [[جهاد]]، بر اساس [[قرآن]] و به [[حکم]] [[فطرت]]، بر [[جامعه اسلامی]] [[واجب]] است که همیشه و در هر حال، تا آنجا که میتواند و به همان مقداری که احتمال میدهد دشمنش مجهز باشد، مجتمع صالحش را به انواع ابزارآلات جنگی مناسب مجهز کند<ref>این وجوب از عمومیت امر در آیه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ}}﴾}} انفال: ۶۰ که ناظر به امری طبیعی و فطری، که همان قانون دفاع میباشد، نشأت گرفته است. المیزان، جلد ۹، صفحه ۱۱۴.</ref>. | |||
::::::با توجه به این مسئله، بدیهی است که در [[زمان ظهور]] نیز از همین [[حکم]] الهی و فطری [[پیروی]] خواهد شد و در حین استفاده از تکنیکها و سلاحهای مناسب و به روز، در راستای رعایت [[قوانین]] دینی و اخلاقی بیان شده، از هیچ یک از سلاحهای [[کشتار]] جمعی و غیر مجاز بهرهبرداری نخواهد شد. | |||
::::::در پایان این قسمت، ذکر دوباره این مطلب لازم است که در هر صورت در زمان [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} در [[آخرالزمان]]، [[جنگ]] و [[جهاد]] خواهد بود و به صورت طبیعی عده زیادی نیز [[جان]] خود را از دست خواهند داد ولی این مسئله، ناشی از سرکشی و طغیان کسانی است که زیر بار نمیروند و [[امام]] {{ع}} از روی ناچاری و برای [[نجات]] [[بشر]] و پاکسازی [[زمین]] از [[شرک]] و [[ضلالت]] و پس از اتمام حجتهای مکرر، به مقابله با آنها میپردازد»<ref>[[علی رضا امامی میبدی|امامی میبدی، علی رضا]]، [[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۲-۲۱۱.</ref>. | |||
{{پایان جمع شدن}} | |||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||
| خط ۴۱: | خط ۶۵: | ||
[[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهای مهدویت با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهای مهدویت با ۱ پاسخ]] | ||
[[رده:اتمام لینک داخلی]] | |||
نسخهٔ ۱ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۱۴
| شیوه قیام امام مهدی چگونه است؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت |
| مدخل اصلی | مهدویت |
شیوه قیام امام مهدی(ع) چگونه است؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
عبارتهای دیگری از این پرسش
پاسخ نخست

- حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی یوسفیان، در کتاب «رخدادهای ظهور» در اینباره گفته است:
- «بر اساس روایات متعددی، حرکت انقلابی حضرت مهدی(ع) ، با تکیه بر سلاح خواهد بود و جنگ و قتال با دشمنان خدا تا انهدام کاملِ همه سنگرهای کفر و نابودی همه افراد آن، ادامه خواهد داشت؛ ولی این، به معنای عدم اتمام حجت بر مخالفان نیست؛ بلکه آن چه از چگونگی حرکت آن وجود مقدس استفاده میشود، این است که آن بزرگوار، به روش اجداد بزرگوارش عمل خواهد نمود. یعنی ابتدا ایمان حقیقی را عرضه خواهد کرد و درصورت عدم پذیرش مخالفان، جنگ آغاز خواهد شد. آری؛ او همانند جد مظلومش، امام علی(ع)در جنگ جمل، صفین و نهروان و همچون جد غریبش، امام حسین(ع) در صحرای کربلا، ابتدا به معرفی خود و علت قیام خویش میپردازد و روش خود را براساس دین خدا، قرآن و سنت پیامبر(ص) اعلام میکند؛ که این نوع برخورد، مورد تأیید خدا و عقل میباشد. در حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده است: "هنگامی که قائم(ع) قیام کند، ایمان را بر هر ناصبی و مخالفی عرضه میکند. پس اگر واقعاً (و نه از روی نفاق) داخل در ایمان شد، مطلوب همین است؛ وگرنه گردن او را میزند یا از او جزیه میگیرد"[۱]. البته چنان چه در روایات، اشاره شده حرکت حضرت(ع)از همان آغاز ظهور، چنین است که ابتدا، خود را معرفی کرده و سیره خود را که همان عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) است گوشزد مینمایند و مردم را به سوی خود فرا میخوانند. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: "هنگامی که قائم(ع) قیام کند، مردم را از نو به اسلام، دعوت، و آنان را به امری که پوشیده شده و نسبت به آن، گمراه شدهاند، راهنمائی میکند. همانا قائم ما را "مهدی" نام نهادهاند، زیرا به امری که گم شده است، هدایت میکند و به او "قائم" میگویند؛ زیرا قیام او بر اساس حق است"[۲]»[۳].
پاسخهای دیگر
| ۱. حجت الاسلام و المسلمین امامی میبدی؛ |
|---|
|
پرسشهای وابسته
منبعشناسی جامع مهدویت
پانویس
- ↑ " إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عَرَضَ الْإِيمَانَ عَلَى كُلِ نَاصِبٍ فَإِنْ دَخَلَ فِيهِ بِحَقِيقَةٍ وَ إِلَّا ضَرَبَ عُنُقَهُ أَوْ يُؤَدِّيَ الْجِزْيَة "؛ کافی، ج۸، ص۲۲۷، ح۲۸۸؛ معجم احادیث امام مهدی، ج۳، ص۳۰۸، ح۸۴۶؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۷۵، ح۱۷۵.
- ↑ " إِذَا قَامَ الْقَائِمُ دَعَا النَّاسَ إِلَى الْإِسْلَامِ جَدِيداً وَ هَدَاهُمْ إِلَى أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيُّ مَهْدِيّاً لِأَنَّهُ يُهْدَى إِلَى أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّيَ بِالْقَائِمِ لِقِيَامِهِ بِالْحَقِّ "؛ ارشاد، ص۳۶۴، ح۲؛ معجم احادیث امام مهدی(، ج۴، ص۵۱، ح۱۱۲۲؛ بحارالانوار، ج۵۱، ص۳۰، ح۷
- ↑ یوسفیان، مهدی؛ رخدادهای ظهور، ص ۸۸ - ۹۱.
- ↑ المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳.
- ↑ «و اگر ببینی، هنگامی که کفار به فزع میافتند، پس هیچ راه فراری ندارند». سبأ:۵۱.
- ↑ «یا آن که درمانده را وقتی که او را بخواند، اجابت کند و محنت از او بردارد و شما را جانشینان این سرزمین کند، چگونه با این خدا، خدایی هست؟ چه کم متذکر میشوید؟». نمل:۶۲.
- ↑ تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۵ و ۲۰۴. مرحوم علامه به بخشهای مربوط به بعد از نابودی سفیانی اشاره نکرده است.
- ↑ تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۱۲۹؛ المیزان، جلد ۱۵، صفحه ۳۹۱.
- ↑ مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶.
- ↑ بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۴۶ به بعد؛ کتاب الغیبه للطوسی، صفحه ۴۶۷ ؛ الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۳۲.
- ↑ المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۶ و جلد ۴، صفحه ۱۶۴.
- ↑ در رابطه با دیدگاه مرحوم علامه درباره جهاد و تبیین ایشان به این حکم اسلامی، ر.ک؛ المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷ ؛جلد ۴، صفحه ۱۶۴ و جلد ۹، صفحه ۱۱۵ ؛تعالیم اسلام، صفحه ۳۵۰؛ ترجمه سنن النبی، صفحه ۸۵.
- ↑ از نگاه اسلام مقصود از جهاد، آدمکشی و ظلم نیست، بلکه این امور را ناپسند و حرام میداند و لشکریان مسلمان را موظف به رعایت موازین شرعی و اخلاقی میکند و به همین جهت دستور میدهد تا مسلمانان نه تنها در شرایط معمولی، بلکه حتی در حال جنگ نیز، شریفترین روش را طی کنند، و هرگز آب را به روی دشمن نبندد، آتش سوزی راه نیندازند، به دشمن شبیخون نزنند، زنان و کودکان و پیران ناتوان و کسانی را که قوه دفاع ندارند را نکشند، و دستور اکید داده که با اسرای جنگی به نرمی و ملاطفت رفتار کنند و به ایشان احسان نمایند؛ و در مجموع اسلام از هر کاری که از قساوت و پستی و وحشیگری سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانیت و جوانمردی، آن را نپذیرد منع نموده است.
- ↑ «القرآن یبوح بالوعد بیوم للمومنین علی اعدائهم لا یتم امره الا بانجاز الامر بهذه المرتبه من القتال، و هو القتال قامه اخلاص فی التوحید». المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۶.
- ↑ المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷.
- ↑ «خدا به کسانی که از شما ایمان آورده و عملهای صالح کردهاند، وعده داده است که به طور قطع ایشان را خلیفه در زمین میکند، همانطور که نیاکان ایشان را کرد، و به طور قطع دینی را که برایشان پسندیده در دسترس شان قرار میدهد، تا کسی جلوگیرشان نباشد و به طور یقین بدانند که بعد از دوران وحشت دوران امنیتی برایشان پدید میآورد، تا مرا بپرستند و چیزی شریکم نسازند». نور: ۵۵.
- ↑ «هانای کسانی که ایمان آوردهاید هر کس از شما مرتد از دین خود شود، بداند که خدای تعالی به زودی قومی را جایگزین ایشان میکند که دوستشان دارد و آنان نیز خدا را دوست میدارند، نسبت به مومنین متواضع و افتاده حال، و نسبت به کفار متکبر و قاهرند، در راه خدا جهاد میکنند، بدون اینکه از ملامت سرزنش کنندگان باکی داشته باشند».
- ↑ المیزان، جلد ۲، صفحه ۶۷ و جلد ۵، صفحه ۳۸۴ و ۳۸۱.
- ↑ البته روایات و احادیث فراوانی نیز به جهاد مسلحانه در زمان قیام امام مهدی (ع) تصریح میکند که در بیانات علامه نیامده است. مراجعه شود به: بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۴۶ به بعد؛ کتاب الغیبه للطوسی، صفحه ۴۶۷ ؛ الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۳۲.
- ↑ این وجوب از عمومیت امر در آیه ﴿﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ﴾﴾ انفال: ۶۰ که ناظر به امری طبیعی و فطری، که همان قانون دفاع میباشد، نشأت گرفته است. المیزان، جلد ۹، صفحه ۱۱۴.
- ↑ امامی میبدی، علی رضا، آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی، ص ۲۰۲-۲۱۱.
